شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۵ مه ۲۰۲۱



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آیا امیر عباس هویدا بهائی بود؟

سروش حقایق

یادم هست زمانی که ایران بودم در اغلب مهمانی ها وقتی دوستان غیر بهائی به من می رسیدند سؤال می کردندکه آیا هویدا بهائی است؟ومن در جواب آنها میگفتم اول شما به من بگوئید که ضابطه بهائی بودن به نظر شماچیست؟ تا من بگویم که هویدا بهائی هست یانه؟ووقتی میگفتند منظورت چیست؟جواب میدادم که اگر  ضابطه بهائی بودن ازدید شما داشتن بستگان بهائی است وهرکسی راکه بستگان بهائی داشته باشد بهائی بدانید باید بگویم که هویدا بهائی است. چون پدر بزرگش بهائی بوده است.که البته در این صورت در صد زیادی ازمردم ایران بهائی به حساب خواهند آمد.چون بهائیان که از کره ماه نیامده بودند.آنان ازدرون جامعه ایران برخاستند بنابراین خیلی طبیعی است که درخانواده ای،بعضی بهائی وعده ای مسلمان یا غیر بهائی باشند.                         نگارنده پدر بزرگم بهائی بودواز اولادان او یک دختر(مادرم)بهائی شد وبقیه مسلمان شیعه یا غیر بهائی باقی ماندند.بنابر این از نظر ما بهائیان، بهائی کسی است که خود را بهائی بداند وبه عنوان بها ئی تسجیل شده باشد یعنی بهائی بودن ارثی نیست. بطوری که بعد از انقلاب افرادی که بهائی بودند هیچگاه انکارنکردند واین مسئله در خیلی موارد به بهای ازدست دادن جان ویا مالشان تمام شد.بنابراین بااین توضیح هویدا بهائی نیست.

           اگر مطالعه کنیم می بینیم کمتر خانواده ایرانی است که در میان اقوامش فردی بهائی وجود نداشته باشد.درمیان گردانندگان رژیم بعد از انقلاب نیزهستند افرادی که فامیل بهائی دارند واگر دشمنان یا رقبای این افراداین نکته را کشف کنند! از آن به منظور کوبیدن آنان سوءاستفاده خواهند نمود ودر مورد هویدا نیز همین نکته به صورتی دیگرمطرح است که با تبلیغات زیاد در مورد بهائی بودن او میخواهند از این موضوع برای کوبیدن جامعه بهائی استفاده نمایند.در این جا این سؤال پیش میآید که به فرض اگر هویدا بهائی بوده باشد آیا این افراد البته! منصف!که بهائی بودن یک نخست وزیر رژیم گذشته را نقطه ضعفی برای جامعه بهائی به حساب می آورند ونسبت به آن اصرار میورزند.آیا حاضرند مسلمان وشیعه بودن بقیه نخست وزیران رژیم گذشته رانیز نقطه ضعف جامعه مسلمان شیعه تلقی کنند؟

وقتی بعد از انقلاب اسناد سفارت آمریکابه دست انقلابیون افتاد واسامی افراد زیادی که با سفارت به نوعی ارتباط داشتندبدست آمد در باره آنان چیز ها گفتند وآنان را به اتهامات گوناگون متهم کردند ولی هیچگاه دین آنان را مطرح نکردندزیرا همه مسلمان شیعه بودند!.ولی وای به اینکه اگر در میان آنان یک نفر بهائی نیز بوداولین چیزی که مطرح می شد دیانتش بود! ویا هزاران نفر مسلمان شیعه که در زندان های ایران به عنوان قاچاقچی و جنایتکار زندانی هستند هیچوقت ذکری از دیانتشان نمیشود.

 عده زیادی از محققین بی نظر اعم از بهائی وغیر بهائی، در مورد بهائی بودن یا نبودن هویدا مقالات مستند ومستدل نوشتند ونتیجه گرفتند که اوبهائی نبوده است ولی  می بینیم باز عده  ای  همچنان داستان بهائی بودن اورا تکرار میکنند وجالب این جاست که بعضی از این افراد ادعای روشنفکری نیز می نمایند و ظاهراً به حقوق بشر نیز معتقدند ومعلوم نیست که برای یک انسان روشنفکر چرا باید دین یک نخست وزیر این اندازه مهم وقابل طرح باشد.بدیهی است این افراد که اغلب شناخته شده هستند  نظر تحقیقی ومطالعاتی ندارند بلکه هدف شان نزدیکی وبهره مند شدن از رژیم وگرفتن حقوق وارضاء حس کینه توزی تعصب آلود نسبت به جامعه بهائی است. مخصوصا که نوشته هایشان پراز غلط های فاحش تاریخی ودروغ بافی بوده و با توهین وتحقیرنیزهمراه است به نظرنگارنده جواب چنین نوشته هائی بایدفقط سکوت باشدبعنوان مثال میدانیم که پیروان همه ادیان، ادیان بعد از خودرا قبول ندارند مثلاً متجاوز از یک بلیون مسیحی به جنبه الهی دین اسلام معتقد نیستند همان طورکه جامعه اسلام آئین بهائی را قبول ندارد یعنی مسیحیت نسبت به اسلام همان حالتی را دارد که اسلام نسبت به بهائی دارد ولی محققین مسیحی هیچگاه در نوشته هایشان مسلمانان را جامعه ضالٌه (گمراه) نمی نامند.در حالی که خیلی اوقات مسلمانان به اصطلاح محقق،پیروان آئین بهائی را فرقه ضالٌه خطاب میکنند یعنی این جا دیگر مسئله اعتقاد داشتن ونداشتن نیست بلکه مسئله ادب ،انسانیت وتربیت است که متاسٌفانه عده ای فاقد آنند.چنین نوشته هائی که با تحقیر وتوهین ودروغ وافترا همراه هست از همان ابتدا نشان می دهد که هدف نویسنده ارضاء حس کینه توزی وخالی کردن عقده ها و یاانجام وظیفه شغلی است لذا ازدید افراد منصف با هر طرز فکری که باشند قابل اعتنا نبوده وارزش جواب گوئی ندارند.بنا براین ما فقط به نوشته هائی پاسخ میگوئیم که با هدف تحقیق وتوام با حسن نیت نوشته شده باشد ولو اینکه با اشتباهاتی همراه باشد. نویسندگان چنین نوشته هائی ازدید ما احترامی خاص دارند زیرا در جستجوی حقیقت هستند که از تعالیم دیانت بهائی است وماباکمال احترام خوشوقت خواهیم شد که به رفع سوءتفهیم ها بکوشیم و پاسخ گوی سؤالات آنان به منظور ایجاد محبت ووحدت باشیم نه مبازه ومقابله با آنان. چون هدف دیانت بهائی ایجاد محبت والفت بین همه افراد بشر است

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
سروش حقایق:


يافت نشد.


[تاریخ ارسال: 10 May 2006]  [ارسال‌کننده: اردشیر غریب]  [ ardeshir-99@yahoo.se ]  
در رابطه با اين مطلبی که دوستمان در اينجا ذکر کرده اند، بايد پذيرفت که در ايران همواره بهاييان را به بهانه های مختلف مورد آذار و تبعيض قرار ميدادند. من بياد دارم که يکی از همکلاسی های من چقدر به جرم بهايی بودن مورد آذار اذيت قرار ميگرفت. از يک طرف مسلمانان دو آتشه و حتی مردم عادی ( بقال و نانوا ، کشاورز ) بهاييان را به جرم کافر شدن مورد توهين قرار ميدادند.و از طرف ديگر بسياری از روشنفکران ملی گرا و يا مخالفين امپرياليسم انگليس ، اين مذهب را ساخته انگليس ميدانستد و يا هر بهايی که تحصيل کرده بود و پست و مقامی داشت عضو مخفی فراماسيون ها ميپنداشتند. امير عباس هويدا مدرک بارزی بود برای اثبات تئوری های ايشان. فردی نوکر صفت ،شيفته فرهنگ غرب ، تحصيل کرده که زبانهای عربی و فرانسه را از فارسی بهتر بلد بود و به انگليسی و تا حدی آلمانی تسلط داشت. وجود کسانی مانند هويدا ،بهانه ای برای توهين شديد تر به بهايان. واقعيت تاريخی اين است که صدر اعظمی هويدا به عنوان يک بهايی و در يک کشور شيعه و با ۶۰ـ۷۰ درصد مردم بيسواد ، تاثيرات نامطلوبی به زندگی دهها هزار بهايی عزيز کشورمان که نه بورژوا بودند و نه فراماسيونی و نه درباری و نوکر انگليس. اعتبار سياسی اجتمائی اين اقليت در ايران آنقدر ناچيز شده بود که هيچکدام از احزاب و سازمانهای دمکرات و مارکسيستی به جناياتی که از حتی روزهای قبل از پيروزی انقلاب نسبت به اين هموطنان اجرا شد اعتراضی نکردند. حتی در حد يک اعلاميه خشک و خالی. متاسفانه بهاييان جزو اولين قربانيان استبداد بودند. ياد تمامی اين قربانيان و کسانی که تمام دارائی و زندگيشان را گرفتند گرامی باد. با سپاس اردشير غريب   

[تاریخ ارسال: 09 May 2006]  [ارسال‌کننده: سلمان]  [ meemf@hotmail.com ]  
دوست عزیز خانم اصفهانی: آیا خود شما در اینجا به قضاوت ننشسته اید؟ چطور است که با دیدن یک و یا دو و یا چند بهائی ( که به قول خود شما همه هم حتما مکانیک بوده اند) به این نتیجه رسیده اید که تمام جامعه چند ملیون نفری بهائی هم به دنبال پول و کلاه بردار هستند ؟   

[تاریخ ارسال: 08 May 2006]  [ارسال‌کننده: آزاده اصفهانی پور]  [ isfahanipour@yahoo.com ]  
من البته فقط تیتر را خواندم که خنده ام گرفت و نتوانستم از نظر دادن بگذرم. حالا بهایی بود یا نبود ؟ چه فرقی میکند؟ شمر هم مسلمان بود و روی پیشانیش هم بس که نماز خوانده بود جای مهر ثبت شده بود. یهودا هم که عیسی مسیح را لو داد از متعصبین مذهبی بود. اصلا این چه جور بحثی است؟؟ هویدا نخست وزیر شاه بود یعنی درجنایات شاه شریک بود. مساله مردم وتاریخ ایران این است، نه اینکه بهایی بود یا بودیست یا مسیحی . حالا مگر بهایی هایی که بدرستی بهایی هستند همه شان گل سرسبد اند؟؟ همینکه به خارج از ایران میرسند حرض پول میگیردشان و دیگر خدارا هم بنده نیستند چه برسد جناب بهاءالله یا باب الله را .

همه یک کارگاه مکانیکی باز میکنند و شروع میکنند کلاهبرداری و آنها بیشترازهمه کلاه هم وطنان خودشان را عینهو مسلمان ها!!!

جان من نگاه کن چه کسی استثمار میکند و جنایت میکند و چه کسی استثمار میشود این وسط یک خط بکش و خودت را خلاص کن. اگر آدم خوبی باشی درجبهه استثمار شونده ای، اگر بد باشی یعنی استثمارکننده ویعنی میلیونر و صاحب کارخانه و پمپ بنزین و بیلدینگ، بد هستی حالا خود پیغمبر خدا هم که باشی ویا با ب باشی و یا بها ء باشی و چه و چه و چه باشی .
پدرمن یک روز میگفت دوستش آمده بود و به او گفته بود به من گفته اند که تو بهایی هستی رفتم وسط میدان داد زدم من یک عمر است اعلام کرده ام که کافر و گبرم شما تازه میگوئید بهایی ام؟؟؟ همه دین ها سرو ته یک کرباس اند و همه هم یک کلاه گشاد که یا بشکل عمامه است یا دستار ویا عرقچین یهودی ها و یا کلاه پاپ اعظم برداشته اند که هربنده خدای ساده ای را گیربیاورند بچپانند روی سرش و چشم هایش را مثل شتر عصاری ببندند و گرد چرخ سرمایه بچرخانندش تا شیره اش را بکشند. والسلام .
  

[تاریخ ارسال: 07 May 2006]  [ارسال‌کننده: امیر پویان]  [ pooyanamir@yahoo.it ]  
والئه صحبت در مورد مذاهب خیلی وقت گیره . اینکه مسیحی ها چی میگن و چه جوری به اسلام نگاه میکنند و مسلمانها چطور به بهایی ها و .... . بی خیال اینا ! اینها فقط برای سرگرم کردن من و تو ساختند . جالب اینه که همون مسیحی ها که الهی بودن اسلام را قبول ندارن در تضادشون با مسلمونها به اونجا می رسند که از بهایی ها چنان دفاعی میکنند که گویی خودشون جد اندر جد بهایی تشریف داشتند . یعنی اگر مسئله را زیر و رو کنی میفهمی که دین وسیله است در دست سیاست و مبارزه طبقاتی . و اصل دشمن دشمن من دوست من است در ش اجرا میشه . و چون الان و از گذشته نیز بیشتر دعوا تو ظاهر امر بین مسلمونها و مسیحی ها بوده خوب طبیعی است که بهایی ها میان طرف مسیحی ها و بعد میشه خر تو خر (والئه لغت بهتری پیدا نکردم شاید بهتر بود میگفتم شیر تو شیر ولی با این عبارت میخواستم فقط نظر خودمو رو در مورد ادیان بهتر گفته باشم) . حالا نمیدونم چرا باید بعضی ها ایقدر به اعصاب اشون فشار می ارند که بگن آیا هویدا بهایی بود و یا نه !؟ خوب حالا هر دین و مسلکی داشت که داشت . آدم عوضی بود و همین کافی است . حالا ممکنه کسی بهایی باشه و آدم با حالی هم باشه . چرا دوست دارید انسانها بر حسب دین تقسیم بندی کنید ؟ کارگر بهایی همونقدر بدبخته که کارگر مسلمون و یا بی دین ! هویدا هر دینی که داشت برای خودش ولی این واقعیت را نفی نمیکنه که آدم مزدور ، بی عرضه و ترسویی بود !   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.