شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳ ژوئن ۲۰۲۱



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دیدگاه دیانت بهائی نسبت به اسلام

ه - مهرپور

چند ماه قبل در پایتخت یکی از کشورهای شمال اروپا بدعوت جامعهء بهائی کنفرانس آزادی تحت عنوان  "اسلام و میراث فرهنگی آن"  برگزار شد که در آن عدّهء نسبتاً کثیری یا از روی کنجکاوی و یا تحقیق در مورد دیانتی که تا اندازه ای در غرب ناشناخته است شرکت کرده بودند. سخنران جلسه یک جوان ایرانی تبار بهائی بود که شرحی جامع در بارهء تاریخ اسلام و دست آوردهای علمی و فرهنگی آن در طی قرنهای گذشته بیان کرد. ضمناً با نشان دادن اسلایدهای متعدد و جالب که نمایانگر میراث فرهنگی و تمدن اسلامی در کشورهای خاورمیانه چون ایران و شمال آفریقا و اسپانیا بود موجب آشنائی و علاقمندی شرکت کنندگان به مطالعهء بیشتر اسلام شد و در پایان به پرسشهای متعدد آنان که غالباً مسیحی بوده  و با پیش داوریهای غرض آلود و غلط اسلام را بصورت دیگری مجسّم و تصّور نموده بودند پاسخ داده شد.

            پیروان آئین بهائی از بدو پیدایش آن در ۱۶۰ سال پیش تا کنون همواره با صداقت و صمیمیت از اسلام دفاع کرده و بدون هیچ ملاحظه حقّانیت پیامبر اسلام و منشأ الهی آن دین را ثابت کرده اند. در این راستا کتب و رسالات و مقالات مختلف نوشته اند و در سخنرانیها و سمینارهای منعقده در اروپا و آمریکا که مروج آن بواسطهء رواج شایعــــات و روایات بی اساس تا حدی با نظر شکّ و تردید به آئین مبین اسلام می نگریدند حقائق اساسی شریعت مقدّس اسلام را بیان می کنند. بدیهی است در هنگام تشریح تاریخ و تعالیم اسلام بین اساس و حقیقت اسلام و پیرایه ها و خرافات و رسوم منتسب به آن تمیز قائل میشوند و باصطلاح آب را از سرچشمهء آن گرفته و از بدعتها آلودگیهای ناشی از افکار و پندارهای ناصواب جـــدا می کنند.

قابل ذکر است که بسیاری از پیروان آئین بهائی قبلاً مسیحی و یا معتقد به ادیان دیگری بوده اند و در آنوقت حضرت محمّد (ص) را بعنوان پیامبر راستین نمی شناختند ولی پس از ایمان به امر بهائی به حقّانیت رسول اکرم و ائمهء اطهار اقرار و اعتراف کرده و قرآن مجید را وحی الهی و کلام آسمانی محسوب میدارند. متأسّفانه این حقیقت بواسطهء تبلیغات سوء از نظر اکثر مسلمین پوشیده است و خدمتی را که جامعهء بهائی در شناساندن مقام و رتبهء رسالت نبی اکرم در بین ملیونها پیروان ادیان دیگر نموده مسکوت مانده و نادیده گرفته شده است.

گفتنی است که ۸۰ سال قبل حضرت عبدالبهاء فرزند شارع امر بهائی و مرجع بهائیان جهان طی سفر سه سالهء خویش در اروپا و آمریکا در مجالس و کلیساها و حتّی کنیسهء یهودیان در اثبات مقام نبوّت و عظمت رسول اکرم داد سخن داده در نامه ای از آمریکا خطاب به بهائیان شرق می نویسد: "... تابحــــال در این دیار نفسی نتوانســـــت ذکری از حضـــــرت رســــــــول علیـــــه السلام کند. علی الخصوص در کنائس و معابد مسیحیان و کلیمیان، بلکه حکایات و روایات عجیبهء مفتریه در السن خلق منتشر بود که جمیع استهزاء میکردند ولی حال الحمدلله در صدر کنائس اثبات نبوّت حضرت میشود و ابداً نفسی اعتراض ننماید و جمیع گوش میدهند و ساکت و صامت هستند..."  (مکاتیب عبدالبهاء جلد ۴ – ص ۸۹ – ۹۰).

 

                                                                                    دیدگاه دیانت بهائی در مورد اسلام مختصراً از اینقرار است

 

v      اسلام آئین بر حقّ و مؤسّس آن رسول اکرم (ص) مبعوث من جانب الله است و قرآن مجید کتاب آسمانی است.

v      اساس اسلام بر پایهء ایمان به یکتائی خداوند، حقّانیّت همهء انبیاء و کتب مقدّسه از تورات و انجیل و زبور  است. در قرآن مجید مکرراً به صحّت و اصالت انبیاء گذشته تأکید و تصریح گشته و تفاوت و تبعیض در مورد مقام و منزلت آن بزرگواران قائل نشده است  "لا نفرّق بین احد من رُسُلِه" 

v      هدف غائی نبی اکرم (ص) بر طبق آیات قرآن مجید تزکیه و تهذیب اخلاق و تعلیم حکمت بین مردمان و رفع اختلافات قومی و ایجاد الفت بین مؤمنین بوده است.

v      شریعت اسلام حاوی اصول و احکامی بود که مدت یکهزار سال ضامن حفظ و بقاء امّت و موجب نظم و ادارهء جامعه و امّت اسلامی و ارتباط بین اقوام و ملل متفاوت بود.

v      اصول و مبادی اخلاقی و روحانی اسلام شامل حقائق معنوی است که پایدار و دائمی است همچون اصل عدالت، مروت، صداقت، محبّت که در واقع در همهء ادیان نیز ملاحظه میشود و تغییر ناپذیر است.

 

            اکنون اگر پرسیده شود پس اختلاف دیدگاه بهائی با اعتقادات رایج مسلمانان کدامست؟ میتوان به اجمال گفت : فلسفهء اعتقادی بهائی بر این امر تأکید میکند که فرامین هدایت و فیض الهی مستمرّ و بدون انقطاع است، بعبارت دیگر خداوند منّان بر حسب شرائط و ضروریات هر عصر و زمان، تعالیم و احکام مناسبی برای حلّ مشکلات فردی و اجتماعی بشر عنایت میکند. پر واضح است که حامل این پیام و احکام الهی غیر از انبیاء و پیمبران یعنی نمایندگان حقّ تعالی که واسطهء ارتباط عالم بالا با مردم زمین میباشند نمی تواند باشد. چنانچه در قرآن مجید آمده که هرگاه نسخ حکم و آیه ای لازم آید خداوند بنفسه اقدام مینماید و وضع قانون و شریعت تازه میفرماید.

            هر ناظر بیطرف و با انصاف با توجّه به تحوّلات عمیق و شگرف یکی دو قرن گذشته در عرصهء اجتماعی و منجمله ارتباطات بین کشورها و برخورد فرهنگها و تمدنها که نتیجهء کشف وسائل حمل و نقل و ارتباط سریع بین کشورها و اقوام است تصدیق میکند که در این مرحله از تکامل انسان در کرهء خاکی مسائل و مشکلات و چالشهای تازه ای پیدا شده که مستلزم راه حل های جدید و قوانین و احکام بدیع است  که الزاماً با اصول و احکام قدیم مختلف است. بهائیان معتقدند که بمصداق آیهء کریمه "کلّ یوم هو فی شأن" یعنی هر روز شرائط و حالات ویژهء خود را دارد باید با راهنمائی و هدایت الهی بدرمان دردهای مزمن جهان پرداخت و بر این باورند که خداوند در این عصر بر بشر منّت گذاشته و با ظهور پیامی آسمانی و دیانتی جدید توسط حضرت بهاءالله قوانین و تعالیمی موافق و مناسب حوائج عالم انسان برای رفع علل و عوامل دوری و اختلافات ملل و دول عالم و تأسیس وحدت و اتحاد بین مردم و صلح پایدار و عمومی و بسط عدالت اجتماعی ابلاغ فرموده است که از آنجمله تساوی حقوق همهء افراد بشر اعم از سفید و سیاه، مؤمن یا غیر مؤمن، زن و مرد و مختصر همهء ساکنین روی این کرهء خاکی است و رفع همهء تعصبات نژادی، مذهبی و سیاسی.

 بحث و توضیح اصل "وحدت عالم انسانی" در این نوشتهء کوتاه ممکن نیست و باید در مقالات دیگری بآن پرداخت تنها باین نکته اشاره میشود که پس از قریب یکقرن از ابلاغ پیام حضرت بهاءالله اعلامیهء جهانی حقوق بشر تقریباً بر همهء مبادی و اصول پیشنهادی و اعتقادی فوق الذکر صحّه گذاشت و آنرا جهت تصویب به دول جهان ابلاغ کرد (که ایران هم در زمرهء امضاء کنندگان آن منشور است)

            بهائیان بر این باورند که ظهور آئین بهائی بمنزلهء تحقق وعده ها و انتظارات همهء ادیان است چه که بلا استثناء همه در کتب مقدّسهء خود به قیام "منجی" بزرگ عالم در پایان و آخرالزمان با انتشارات و اصطلاحات مختلف اشاره کرده اند و آیات و احادیث اسلامی نیز در این باره تأکید دارد و بشارت به ظهور موعود بوفور در آن دیده میشود. با ظهور دیانت بهائی پیام وحدت و صلح در جهان منتشر گردید و در عین حال اصالت و حقیقت همهء انبیاء و پیامبران و علی الخصوص رسول اکرم (ص) ابلاغ و تصریح گشت تا بارادهء الهی دشمنیها و سوء تفاهمات دیرینه به دوستی و الفت و آشتی مبدّل گردد.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ه - مهرپور:



[تاریخ ارسال: 15 May 2006]  [ارسال‌کننده: ایران]  [ uiranjavan@hotmail.com ]  
یادداشت خواننده محترم تکتم محمدی را که از عمق دل و جان نوشته اند خواندم. اما حیف که از سر غیظ و غضب نوشته اند و باین نکته اساسی که مشکلات را که متداول بین همه افراد بشر است باید با حسن تقاهم و محبت بررسی کرد و از بین برد نه آنکه طرف مقابل را قبل از هر بحثی محکوم دانست توجه نکرده اند و بر اساس این پیش داوری با شدت عصبانیت جواب گفته اند.
گر چه من نمی توانم از میزان احاطه این دوست نسبت به دین بهائی و مسائل مربوط به آن چیزی بگویم اما از نحوه اظهار مطالب ایشان بنظر نمی رسد این ابراز مخالفت با دیانت بهائی که با نوعی بی اعتنائی و انکار اهمیت آن توام است متکی باطلاعات و مطالعات کافی در باره تعالیم آن دیانت باشد. صادقانه باید گفت که جا دارد این خواننده گرامی از همان پزشک خانوادگی خودشان که بهائی است اطلاعات دقیقتری در باره تعالیم و روش اعتقادی و فکری بهائیان تحصیل فرمایند و از سر تحقیق و اطلاعاب درست موضوع را بررسی نمایند زیرا به یقین در اعتقاد و افکارشان تجدید نظری خواهند فرمود.
  

[تاریخ ارسال: 15 May 2006]  [ارسال‌کننده: جلال]  [ meemf@hotmail.com ]  
در پاسخ به تکتم محمدی:

دوست عزیز، در مقدمه یاد آور شده اید که پاسخ خود را نه از روی تعصب و دشمنی نوشته اید، ولی متاسفانه هر خواننده منصف با نوشته کوتاه مملو از پیش داوری و تعصب مذهبی شما پی می برد که با تکرار تهمت ها و دروغهای بهائی ستیزان، شما هم تحت تاثیر روایات خصمانه و کینه توزانه دشمنان بهائی قرار گرفته اید. منظور نگارنده "دیدگاه دیانت بهائی نسبت به اسلام" بر خلاف آنچه مدعی شده اید، برای "فاتحه خواندن" به آن نیست، بلکه جهت اثبات مبداء الهی اسلام است که بیش از دو سوم مردم جهان به آن اعتقاد و ایمان ندارند. در ازاء این خدمت بهائیان به اسلام باز افسانه واهی نقش سیاستهای جهان سرمایه داری به ویژه اسرائیل و امریکا را پیش کشیده اید (جای شکرش باقی است که دیگر از روس و انگلیس در "علت به وجود آوردن بهائیت" به قول شما حرفی نزده اید!) و اما اینکه "هیچ چیز جدیدی در مذهب زمینی بهائی وجود ندارد" را باید حمل بر عدم مطالعه و پژوهش شما در فلسفه و تعالیم بهائی محسوب داریم چه که آیین بهائی به باور بسیار ی از دانشمندان و فلاسفه جهان آغاز فرهنگ جدید و رنسانس روحانی و نو آوری در عالم دیانت و اجتماع است. کافی است که یادآور شویم که دین بهائی مروّج وحدت اساس ادیان است و همه پیامبران را از منبع و سر چشمه واحد می شناسد ولی به این باور است که دوره هر یک مدتی معین است و بر حسب ناموس تحول و تکامل تاریخی قوانین و احکام آنها باید تجدید شود. کما اینکه در آیین بهائی تمام عوامل جدائی و تبعیض بین افراد بشر، خواه از حیث رنگ و نژاد و یا دین و مذهب و غیر آن بی اعتبار تلقی شده. حکم نجاست و اجتناب از مشرکین و کافرین لغو شده، تساوی کامل حقوق زن و مرد از جنبه حقوقی و انسانی اعلان گردیده، خرد گرائی را در عرصه دین واجب شمرده، و تقلید از روحانیون چه خاخام و کشیش و چه ملا و آخوند را نهی کرده و لزوم هماهنگی دین را با دانش و منطق تایید نموده است. از آن گذشته بسیاری از قوانین و احکام جزائی قرون گذشته مانند قصاص ودیه، قطع اعضاء و رجم یعنی سنگسار و کشتن مجرمین را مسخ کرده و آنرا مطابق با شرایط دوران جدید و روشنگری نمی شناسد. اهمیت هنر و موسیقی را تاکید و تعلیم و تربیت عمومی پسران و دختران را الزامی و واجب شمرده است.
  

[تاریخ ارسال: 05 May 2006]  [ارسال‌کننده: تکتم محمدی]  [ sabzesabzft@yahoo.com ]  
برای من مهم نیست که چه کسی چه دین و ائینی دارد یا ندارد.به عنوان مثال . منکه مسلمان معتقدی هستم.پزشک خانوادگی ما بهائی میباشد.
اگر میخواهم دررابطه با نوشته تان چیزی بنویسم
ازروی تعصب و یا دشمنی نیست.
اگر از علت بوجود آمدن بهائیت بگذریم.هیچ چیزی جدیدتر و بالا تر از اسلام در مذهب زمینی شما وجود ندارد. و شعر سعدی است که زینت بخش سازمان ملل است و نه فرمایشات رهبر شما که از بریتانیای کبیر استعمار گر لقب سر گرفته است
و شما اسلام را اثبات میکنید تا فاتحه ای برایش بخوانید و بفرمایید که دوره اش تمام شده است.و با کار برای سازمان ملل. به همه جای جهان سر میزنید و مردم را به سوی محافل خود سوق میدهید / البته حق تان هست که نتیجه ی زحمات خودرا دریافت کنید/ اما دقیقا کار مبلغان مسیحیت را میکنید که سیاست اخ است وباید آهسته رفت آمد کرد تا گربه شاخی نزند و رهبران شما هم بابیان را تنها گذاشته بودند و به همکاری با قاتلانشان پرداخته بودند. و الآ ن در همه جا مطیع هرحکومتی هستید و دربرابر همه ی فجایع سیاسی بشری ساکت و صامتید و فقط برای منافع گروهی خود سینه میزنید و بس و چشم چراخ سرمایه داری جهان بویژه اسرائیل و آمریکا هستید. همه ی این هارا باچشم سر دیده ام .
باتوجه به همه ی این نظر م . لعنت خدا و خلق خدا برخمینی و آلش که شما را دستگیر و شکنجه و کشت و یا آواره کرده است و به مصادره ی اموال تان پرداخت. چون شما هم بندگان خدایی هستید که همه ی ما را آفریده است.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.