شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۴ مه ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ديانت بهائي و مسئله اسرائيل

شین تو

اين نوشته پاسخي است به مقالاتي كه درسالهاي اخيردررسانه هاي صوتي، تصويري ونوشتاري ايران(نظيرسلسله گفتارهاي آقاي عبدلله شهبازي درروزنامه كيهان)، منتشرشده ومي شودودر آنها، ديانت بهائي همكاروهمراه صهيونيزم واسرائيل، معرفي مي گردد.

***

دراواسط قرن نوزدهم ميلادي كه يكي ازتاريكترين دوران حيات كشورايران سپري مي شد؛ دونفس مقدس، به طورپياپي، براي نجات ايران بلكه تمامي جهان، قيام نمودندوبه فوريت هدف حملات بي امان علماي اسلام وبه تبع آن حاكمان وقت وعوام الناس قرارگرفتند. سيد علي محمدباب، مؤسس ديانت بابي، درتبريزهدف جوخه آتش قرارگرفت وبهاءالله مؤسس ديانت بهائي، پس ازاسارت و مسجونيت درسياهچال مخوف طهران، به فرمان ناصرالدين شاه ازايران اخراج وبه عراق عرب وارد وازآنجا با تدبيرمشترك سلطان ايران وخليفه عثماني به استامبول وسپس به عكا تبعيد شد وتا آخر حيات، درآنجابسربردوازهمانجا به ملوك ارض وخليفه اسلام وملوك مسيحيه وناپلئون سوم وشاه ايران وصدراعظم عثماني ووكلاي سلطان ومشايخ ومشاهيرزمان، خطابات شديده صادروآنان رابه اجراي عدل ودادومراعات حال وحقوق مردم انذارنمود.اماافسوس وصدافسوس كه اين ظهورجديددرموطن اصلي خودمجهول ماندوبه تدريج انواع سوء تعبيرات درباره اعتقادات واهداف واعمال پيروان آن رواج يافت.

   بهائيان به آفريدگاريكتا ايمان دارندودراثبات وجودخدااقامه ادله وبراهين مي كنند؛ به وجودروح وبقاي آن بعدازمرگ معتقدندوبانمازوروزه ونيايش دمسازندوتلاوت ادعيه ومناجات ورازونيازباغني متعال راازفرائض يوميه خودمي شمارند.

   بهائيان عضوهيچ حزب وگروه سياسي نمي شوندوازترويج وتبليغ هرگونه خط مشي سياسي دورمي مانندوخودراازقبول وزارت وسفارت ونمایندگي مجالس قانونگذاري ونظايرآن، معذورمي دانند؛ تاانجاكه نيل به چنين مقاماتي مي تواندازعلائم عدم انتساب اشخاص به ديانت بهائي باشدوالبته اين، به آن معنا نيست كه بهائيان تارك دنيا بوده، به زندگي جسماني وانساني بي اعتناونسبت به مصالح مملكت خودبي تفاوت مي باشند. انان به فداكاري ماموربوده، خاك ايران راتقديس مي نمايندوزيارتگاه بهائيان عالم مي شمارند؛ كساني كه درصورت امكان ازاقصي نقاط دنيا به زيارت آن مي شتابندوآرزوي دل وجانشان اين است كه اين خاك مينونشان معمورترين ممالك وداراي محترم ترين حكومات گردد. به صريح بيان عبدالبهاء پسرارشدو جانشين بهاء الله، همه چيزرامي شودتحمل نمود؛ مگرخيانت به وطن را.

حب وطن فريضه ووظيفه بهائيان است كه ازايمان آنان مايه مي گيرد؛ امادرعين حال افتخارخودراتنهادرحب وطن نمي دانند؛ بلكه نظربراوج داشته، حب عالم رابه دل دارند.

   ديانت بهائي جزء اديان مستقله محسوب است؛ اما حقانيت جميع انبياء راتصديق وتمام كتب آسماني واديان الهي راتجليل وتكريم مي نمايد.

رسول اكرم رادرمقام سيدالمرسلين مي شناسدوبه تقديس مي ستايدوازاين بابت دربين اديان جهان تنها ديانتي است كه مُصّدق ِ ديانت اسلام بوده، قبول حقانيت آنرالازمه اعتقاد به ديانت بهائي مي داند وآشنائي باقرآن وتاريخ اسلام را، درمدارس بهائي در سراسرعالم، علي الخصوص دراروپا وآمريكا، ‌جزء مواداصلي دروس مقررمي دارد.

   بهائيان ايران ازتهمت مخالفت بااسلام كه برخي ، مغرضانه به آنان مي بندند؛ سخت شاكيند وآنرامنصفانه نمي دانند. مضمون يكي ازدعاهاي آنها چنين است:

 پروردگاراشهادت مي دهم به آنچه كه انبياء واصفياء توشهادت دادندوازتو مي خواهم كه شفاعت سيدرسولان الهي( رسول اكرم) راشامل حال من قرارفرمائي....؛ كه نمونه بارزي ازاعتقادبهائيان نسبت به پيامبراسلام مي باشد. دربين آثاربهائي زيارتنامه اي مخصوص سيدالشهداء موجوداست(1) ونيزعبدالبهاء دراسفارخودبه اروپاوآمريكا، شجاعانه، اقدام به معرفي حقيقت اسلام دركنيسه هاي يهوديان وكليساهاي مسيحيان نمود(2).

شگفت اينكه گروهي هم ديانت بهائي راموردسرزنش وعتاب قرارمي دهندكه چراازاسلام دفاع مي كندودرپاره اي مواقع آنراحتي تنهانقطه ضعف بهائيان مي دانند. آنچه مسلم است اين است كه بهائيان اسلام رابعنون يك ديانت الهي ( همانندديگراديان بزرگ) تاييدوتصديق  مي نمايند؛ امامعتقدندكه درجهان امروزتغييراتي كلي حاصل شده كه بكارگيري آموزه هاي جديدومطابق زمانه راايجاب مي نمايد. ديانت بهائي مصدق ديانت اسلام است؛ امادرتمامي زمينه هاي اساسي زندگي تعاليم واحكام مختص خودراداردوبراي حل معضلات مختلف جهان امروز، راهكارهاي كاملاجديدوكارآمدي دراختيارداردكه درموردبسياري ازآنها، ديانت اسلام اصولانظريه اي مطرح نكرده است.

   به تبع تهمت مخالفت وضديت بااسلام، درطي ساليان گذشته تلاش وسيعي صورت گرفته تابهائيان رابه نحوي ازانحاء، بادولت اسرائيل همكاروهمدست نشان دهندتابه لطف آن،  بتوانندآنان راصهيونيست بخوانند. اتهامات وارده دراين زمينه بسياراست كه ذيلا به اختصارچندموردازآنهارابررسي مي كنيم :

 

1.       بهائيان بادولت اسرائيل ارتباطات سياسي دارند

 

   ظاهرامبناي اين اتهام استقرارمركزاداري ديانت بهائي دركشوراسرائيل مي باشد. همانطوركه قبلاذكرشد، تبعيدبهاء الله به عكا نه به ميل ايشان، كه به حكم  سلاطين جابرزمان صورت پذيرفت. عكاوحيفادومركزمهم بهائيان، درآن زمان درحوزه خلافت اسلامي عثماني قرارداشت و56 سال بعدازدرگذشت بهاء الله و27 سال پس ازوفات عبدالبهاء، درمحدوده كشوري تازه تاسيس به نام اسر ائيل، واقع گرديد. اين سرزمين ازقديم الايام موردتقديس پيروان اديان مختلف بوده است؛ محل معبدمقدس يهوديان ومكان تولدوبعثت وعروج عيسي مسيح ومقرقبله اول اسلام ومسيرمعراج رسول اكرم واقع شده؛ لهذاموردتوجه يهوديان، مسيحيان ومسلمانان مي باشد. علت توجه بهائيان به آن ديارنيزاين است كه مدفن باب وبهاء الله وعبدالبهاء درآنجا قرارداردواين نه به ميل خودايشان وبه زعم عده اي، طبق يك نقشه حساب شده بوده ؛ بلكه به حكم اجباروبه اراده دولت ايران وبه دستورخلافت عثماني، متجاوزاز80 سال قبل ازتشكيل دولت اسرائيل، صورت پذيرفته است.

   اگراين امردليل برارتباط سياسي بهائيان بادولت اسرائيل مي باشد، چگونه ارتباط مسيحيان يامسلمانان رابادولت اسرائيل مي تون انكارنمود؟ نجف اشرف مدفن اميرالمؤمنين است وشيعيان جهان به آن توجه دارندوشهرمدينه محل دفن رسول اكرم است وبه اين واسطه درنزداهل اسلام ازجميع اقطارعالم، مقدس مي باشد؛ اما اين امر به معناي ارتباط شيعيان باحكومت عراق ياعربستان نيست. هم چنين ارسال خيرات ووجوه نقدي وغيرنقدي مسلمين براي مراقبت وتعميرات اين اماكن متبركه رانبايدبه عنوان كمك به حكومت عراق ياعربستان به حساب آورد. بهائيان نيزازاين قاعده مستثني نيستند. ازاين گذشته ممكن نيست مؤسسه اداري وروحاني يك جامعه دركشوري واقع شود؛ اما براي حفظ حقوق مادي ومعنوي خودبامقامات آن كشورمرتبط نشود. يك فردمسلمان شيعه ، ماداميكه دركشورخودساكن است ونيازي به ارتباط بامقامات عربستان ياعراق ياسوريه نداردمي تواندازآن هامتنفروبيزارباشد؛ اما چون قصدزيارت كربلايامكه رانمايد، خواه ناخواه، مستقيم ياباواسطه، بايدبامقامات رسمي آن دولتهاارتباط برقراركندوبديهي است اين ارتباط امري مرموزوغيرعادي تلقي نمي گردد. 

 

2.       دولت اسرائيل ازاماكن مذهبي بهائيان ماليات نمي گيردوبراي ورودمصالح ساختماني آنان گمرك اخذنمي كند.

 

   درتمام نقاط دنيااماكن رسمي مذهبي ازپرداخت رسومات دولتي معاف هستندواين لطفي نيست كه دولت اسرائيل بطوراخص، درباره بهائيان انجام داده باشد؛ كه عينادرباره اماكن مقدسه مسلمانان ومسيحيان نيزوضع برهمین منوال است.

 

3.       پيشگوئي عبدالبهاء درباره عزت يهود.

 

   دركتب بهائيان ازعبدالبهاء نقل شده است كه: " اينجافلسطين است؛ اراضي مقدسه است؛ عن قريب قوم يهود به اين اراضي بازگشت خواهندنمود؛ تمام اين اراضي باير، آبادودايرخواهدشد...تمام پراكندگان يهودجمع مي شوندواين اراضي مركزصنايع وبدايع خواهدشد."

   واضح است كه پيشگوئي ايشان درموردتجمع قوم يهوددراراضي مقدسه، به معني دخالت ايشان درتحقق آن نيست. همه مامي دانيم كه فرداخورشيدطلوع مي كند؛ آيااين بدان معني است كه درآن نقشي داريم؟ رسول اكرم به كرات پيشگوئي هائي فومودند؛ ازجمله شكست لشكرروم ازايرانيان وغلبه مجددآنها. آياارتباط سياسي خاصي بين ايشان وكشورروم برقراربوده است؟ بهاء الله هم به صراحت سقوط ناپلئون وخليفه عثماني ووزرايش وبسياري وقايع مهمه ديگرراازقبل پيش بيني فرمودكه اگرجاي تحسين وتمجيدنداشته باشد( كه البته دارد)، حداقل محلي براي بدگماني وسوء ظن نيزباقي نمي گذارد.

ازاينهاگذشته، عبدالبهاء عين همين پيشگوئي رادرموردايران هم بيان كرده است؛ آنجاكه مي گويد: " مستقبل(آينده) ايران درنهايت شكوه وعظمت است... حكومت ايران محترم ترين حكومات عالم مي شود."

                                 

ب) اتهام شركت بهائيان درتحقق دولت يهوددرفلسطين

 

   به كيفيت استقرارديانت بهائي دراسرائيل قبلااشاره شد. درسال 1947 تشكيل دولت اسرائيل، زيرنظر سازمان ملل متحدوتوسط كميسيون مخصوصي آخرين مراحل خودرامي گذراند. شوقي رباني ، جانشين عبدالبهاء كه درآن زمان تنهامرجع رسمي امورديانت بهائي درعالم بود؛ ‌نامه اي رسمي خطاب به رئيس كميسيون مربوطه فرستادكه گوياي نظريات رسمي ديانت بهائي درباره تحولات فلسطين بود(3). دراين نامه آمده است كه موقعيت بهائيان درفلسطين منحصربفرداست؛ زيراگرچه اورشليم مركرروحاني عالم مسيحيت هم هست؛ اما مركزاداري كليساي روم ياديگرشعب ديانت عيسوي نيست ونيزاگرچه اين شهرمحل استقراريكي ازمقدسترين مقامات اسلامي مي باشد؛ امااعتاب متبركه ديانت اسلام ومحل انجام دادن فرائض مهم مذهبي آن، نه دراورشليم كه دركشورعربستان واقع است؛ نيزدرست است كه بقاياي معبدمقدس يهوديان دراورشليم قرارداردودرگذشته حول آن ، مؤسسات مذهبي واداري آنان قرارداشته وازاين جهت قابل قياس باديانت بهائي مي باشد؛ اما خاك فلسطين نه تنها مدفن سه شخصيت اصلي مذهبي ديانت بهائي ومحل توجه وزيارت بهائيان جهان است؛ بلكه مقردائمي نظم اداري اين ديانت نيزمي باشد؛ لذا تعلق خاطروحقوق بهائيان به اين منطقه ازجهان ، نسبت به ديگراديان، به مراتب بيشتراست.

   ايشان درادامه اين سندمهم ذكرمي كنندكه مقصدومرام بهائيان، استقرارصلح عمومي درجهان وبسط عدالت درجميع شئون جامعه انساني ازجمله درامورسياسي است. بهائيان نسبت به هيچ يك ازدوگروه يهوديان ومسلمانان تعصبي ندارندوبسيارمايل بل مشتاقندكه درجهت منافع مشترك خودآنهاونيزصرفه وصلاح كشورهايشان، ميان آنها صلح وآشتي برقرارگردد. اما درتصميماتي كه نسبت به آينده فلسطين اتخاذ مي شود، مطلبي كه براي بهائيان اهميت دارد اين است كه هرشخصي حكومت حيفاوعكارادبدست مي گيرد؛ به اين نكته واقف باشدكه مركزاداري وروحاني ديانت جهاني بهائي دراين منطقه قرارداردولازم است استقلال آن واختياراداره اموربين المللي آن به وسيله اين مركزوهمچنين حق بهائيان عموم كشورها درمسافرت به اين منطقه براي زيارت اماكن متبركه خود، باهمان امتيازاتي كه دراين خصوص يهوديان ومسلمانان ومسيحيان براي زيارت بيت المقدس دارند؛ رسما شناخته وبراي هميشه محافظت ورعايت گردد.

   مندرجات نامه فوق كه بطوررسمي ازطرف مرجع قانوني ديانت بهائي به مرجع رسمي رسيدگي به امورفلسطين، درحساس ترين زمان براي تشكيل دولت اسرائيل، تحويل گرديد؛ بخوبي بيانگرموضع ديانت بهائي درموردفلسطين مي باشدوهيچ نوع جانب داري ازدولت اسرائيل ويهوديان ياضديت بامسلمانان ازآن استنتاج نمي شود. ازاين گذشته ، تعدادقليل بهائيان درآن زمان، فاقدهرنوع توانائي سياسي، اقتصادي، وتكنولوژيك بودندكه به پشتوانه آنها بتوانندبه اينگونه امورعظيمه؛ يعني دخالت درتشكيل يك دولت مبادرت ورزندوبديهي است جامعه اي فاقدچنين امكانات، چندان به كارقدرتهاي بزرگ نمي آيد؛ مضاف برآن، بهائيان ازلحاظ اعتقادي نيزازاقدام به اين امور، بلكه حتي تفكرراجع به آن، منع شده اندوانگيزه اي براي آن ندارند. اما كساني كه اين نوع اتهامات راعليه ديانت بهائي مطرح مي كنند؛ اغلب به ارائه اسنادوشواهدي ضعيف كه فاقدارزش علمي است، مبادرت مي ورزند؛ مانندموردزيركه شخصي دريكي ازروزنامه هاي رسمي ايران مطرح كرده است :

          " بهائيان درتحقق استراتژي تاسيس دولت يهوددرفلسطين كه ازدهه هاي

           1870و 1880ميلادي آغازشده، بطورجدي مشاركت كردندواين تعلق در

           اسنادايشان بازتاب يافت."(4)

   اين نفوس، به عنوان سندي براي اثبات اين اتهام عظيم، اين امرراكافي مي دانندكه مسترروچلدتصويري ازعبدالبهاء كشيده وازايشان خواسته است كه چندكلمه درزيرآن نقاشي،  به رسم يادبودبنويسند(5)؛ كاري كه درواقع به معناي امضاي زيرنقاشي مربوطه بوده است. حال چگونه مي توان امضاء ذيل يك نقاشي يادگاري رادليل كافي برمشاركت جدي درطرح استقراردولت يهوددرفلسطين دانست؟ آنهم درحاليكه عبدالبهاء ازلحاظ علم واخلاق واحاطه به متون مقدسه يهوديان ومسيحيان ومسلمانان زبانزدهمه بودند؛ ازجمله ادواردبراون مستشرق شهيرانگليسي باآنكه نسبت به ديانت بهائي نظرمساعدي نداشت؛ مع ذالك، ازروي انصاف، درموردعبدالبهاء مي گويد:" احدي ازنفوسي كه ايشان راديده اندنمي توانددرموردعظمت وقدرت اين شخص ادني ترديدي به خودراه دهد."

   چنين ارزيابي ازشخصيت ايشان، موردنظربسياري ازمعاصران شرقي وغربي، ازقبيل محمدعبده، پروفسوروامبري وپروفسورفورل نيزمي باشدودرمراسم تشييع جنازه ايشان، شخصيتهاي مهم سه ديانت( اسلام، مسيحيت ويهود)، حاكم فلسطين، دولتمردان، سران جوامع اسلامي، روحانيون كليساهاي كاتوليك رومي، ارتدكس، يوناني وانگليسي، خاخامهاي جوامع يهودي، مشاهيرفلسطين وجمع زيادي ازمردم عادي وفقراي عكاوحيفا كه همواره ازمحبتهاي انسان دوستانه ايشان برخورداربودند، شركت داشتندوسخنان مفتي حيفا واسقف كليساي ارتدكس يوناني وعلماي اسلام وديگرنويسندگان، همراه باشرح مختصرحيات ايشان، درروزنامه هاي معتبرزمان چاپ شد. بنابراين، اينكه ازچنين شخصيت عظيم مذهبي وعلمي وفرهنگي تصويري فراهم آيدوازايشان خواسته شود به رسم يادگار، زيرآن چندكلمه بنويسند؛ امرغريب ودورازذهني نيست.

                                                                                       

         مآخذ :

1-       زيارتنامه سيدالشهداء، مجموعه الواح مباركه چاپ مصر، صفحات 202-211.

2-       خطابات عبدالبهاء.

3-       مجله بهائي نيوز، سپتامبر 1948 ميلادي.

4-       روزنامه جام جم، 16/5/1382 ، عبدالله شهبازي.

5-       مقدمه مقاله شخصي سياح، صص 30-40.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
شین تو:


يافت نشد.


در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.