شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۲۴ اوت ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اسناد آزادی گذری بر کشاکش انسان برای دستیابی به آزادی - بخش هفتم
عزيز فولادوند

 مقاله در ادامه راه خود به مصلحین دینی نظر انداخته یکی از برجسته ترینشان را معرفی می کند. مارتین لوتر تاثیرات عمیقی در جهان غرب و بر زبان و ادبیات آلمانی جدید بر جای نهاد. از او می توان آموخت که سمتگیری به جانب "اصلاحات" بدون بزیر کشیدن استبداد دینی، محال و فریبی بیش نیست. باید متهورانه قرائت رسمی دین را نفی نمود و سپهری جدید ترسیم کرد. 

 

اندیشه و اصلاحات مذهبی لوتر زمینه ساز تحولات تاریخی بنیادین در غرب گردید، به گونه ای که ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی، مذهب پروتستانتیسم را موتور و روح سازنده سرمایه داری و انباشت ثروت ارزیابی نمود.

 

 

مارتین لوتر

بدون تردید  مارتین لوتر (Martin Luther, 1483 - 1546) یکی از چهره‌ های تاریخ ساز و اثر گذار اروپا در سده شانزدهم ميلادی بشمار می آید. او با نگاه ژرف و ‌انديشۀ بِکر ِ خویش قادر شد، آهنگ رفرم مذهبی در قارۀ اروپای مسخ شده و بیزار از استبداد دینی را پر شتاب کند. وحدت صوری کلیسای مستبد، بر اساس هراساندن توده عامی از دوزخ و عذاب اخروی استوار بود. لوتر اما در پی برافکندن طرحی نو و کلیسائی نوین بود. به باور او اصلاحات بنیادین دینی لاجرم از نفی "ولایت فقیه" و انسداد ِ اقتدار پاپ عبور می کند. این اولین نقطه گذار است. گام اول در این مهم به زیر کشاندن رأس هرم استبداد مذهبی است.

 

لوتر خط بطلانی است بر همه دعاوی "اصلاح طلبان" سبزِ وطنی‌. او نه منتقدی بی درد، بلکه اندیشمندی است که سودای واژگونی یک منطومه فکری کهنه و در افکندن طرحی نو را در سر می پروراند. کشیش شورشی و مترجم انجیل به زبان آلمانی  نشان می دهد که بدون خارج شدن از منظومه فکری حاکم نمی توان آن را به چالش کشید و افقهای دیگری را نشان داد.

 

صرف نظر از الاهیات او، شجاعت و قاطعيت، ممزوج با مليگرايی آلمانی، روزگار نو را بدست او رقم زد. با زبان فصیح و رأی صائب، ملت خویش را داهیانه در پیکار بر ضد استبداد دینی رهبری نمود و صادقانه و بدون هیچ شبه ای آموزه های ملایان مسیحی را در آتش انتقاد می سوزاند. فرق او با اراسموس در این نکته بود که لوتر با تهوری در خور تقدیر مبارزات قهر آمیز را دامن می زد ولی اراسموس دلداده صلح و آرامش بود گرچه نقش فعال اراسموس در آماده كردن زمينه قيام لوتر انكار ناپذیر است. رسالۀ "در ستایش ديوانگی" در سراسر اروپا با شور و ولع دست به دست می گشت. راهبان و متألهان او را متهم به پخش افکار نا صواب و خطرناک می کردند.

 

تاريخ‌ پژوهان بر این باورند که قبل ازانقلاب لوتر مردان بزرگی اندیشه رهائی از "قرائت رسمی دین" را بسط دادند و وجوب تغییرات بنیادین را در منظومه فکری حاکم با بیانی روشن طرح نموه بودند، اومانیستهائی چون فون هوتن و اراسموس از منتقدین جدی "استبداد مذهبی تحت پوشش دین" بوده و پاپ اعظم را سر فساد می دانستند. اما امر مسلم این است که آنها از ورود به صحنه مبارزه ای جدی و قهرآمیز با کانون قدرت طفره می رفتند. شهامت پای نهادن به اين آوردگاه دهشتناك نصيب مارتين لوتر شد. تهور و عظم جزم او نامش را در تاريخ جاودانه کرد. مشخصه اصلی دوره پایانی قرون وسطی متأخر، زایش و گسترش جنبشهای اجتماعی ـ سیاسی در قارۀ اروپا است که در آن بستر مساعدی برای شکل گیری عصر نوزائی (رنسانس) فراهم شده بود. نظام فلسفی مندرس کلیسا (اسکولاستیسم) که از قرن یازدهم میلادی مسلط بود و حاکمییت ِ فربه دستگاه دینی را تئوریزه و توجیه می نمود، دیگر تاب مقاومت در برابر اندیشه های نوین و شلاق خرد انتقادی را نداشت. بی رمق بود ولی چموشی می کرد. نا لایق بود ولی بر توسن قدرت آویزان بود.

 

31 نوامبر 1517 و "بیانیه 95 ماده ای"(1) لوتر آغاز تنش عظیم در سپهر های سیاسی و مذهبی در سراسر تاریخ جامعه آلمان آن روزگار بود. پیامی قدرتمند و خالی از شبهه. اعلام جنگی رسمی با اربابان دین و دولت و اقتدارگرایان حاکم. کلیسای شهر ویتنبرگ (در استان    (Sachsen-Anhaltاولین آوردگاه جنبش اصلاح طلبی با ارتجاع مخوف دینی در آلمان بود. اقتدار دینی حاکم در بحران مشروعیت دست و پا می زد و غرش بهمن ِ مهیب تضادها چرت ملایان را می پراند.

 

نشانه گیری راس هرم

مانيفيست "تزهای 95 گانه"  (Disputatio pro declaratione virtutis indulgentiarum) رأس هرم قدرت را نشانه رفته بود. هدف عریان کردن عمق فساد حاکمییت دینی و دستگاه "ولایت عظما" پاپ در رُم بود. لوتر با بیانی فصیح و عامیانه بخشش ِ گناهان از سوی كليسا را به شیادی آخوندی توصیف کرد و قدرت نهادنیه شده دینی پاپ اعظم را مضحكه خواند. او موعظه می کرد كه تنها راه ِ رستگاری انسان، ایمان قلبی او و ارتباط خالصانه با آفریدگار بزرگ است. استبداد سیاه ِ تحت نام دین زمینه های مخالفت لوتر را در سالهای جوانی فراهم نموده بود، مضافأ اینکه تئوکراتی حاکم، منبع قدرت خود را منبعث از "خدا" اعلام می کرد و آمرزش گناهان بندگان را فقط از طریق کشیشان و پاپ امکان پذیر می دانست. در آن روزگار یکی از منابع مهم در آمد کلیسای کاتولیک فروش ِ "آمرزش نامه" (Ablassbrief) بود. نصب "بیانیه 95 ماده ای" بر سر در کلیسای شهر ویتنبرگ و انتشار علنی آن يكى از نقاط عطف مهم در تاريخ مسيحيت و نيز مغرب زمين است. این حرکت ِ جسور سرآغاز تحولات عمیق و برگشت ناپذيرى در مناسبات دين و دولت در قاره اروپا از آن زمان تا کنون است.

 

"آمرزش نامه" (Ablassbrief)

" آمرزش‌نامه" آن وعده‏ بخششی است که کلیسا در ازای انجام عمل مذهبی خاصی همچون نماز، روزه، زیارت ِ اماکن مقدسه، توبه ویا شرکت در "جهاد مقدس" بر علیه "کفار" به دینداران می داد. پشتوانه الهیاتی "آمرزش نامه" به اختیارات ویژه ای بر می گردد که عیسی مسیح به پطرُس قدیس اعطاء نموده بود. عیسی مسیح در انجیل متی به این حواری چنین می گوید "من کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم تا هر دری را که بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و و هر دری را که در زمین گشایی، در آسمان گشاده گردد." (2) پطرُس قدیس هم به نوبه خود این حوزه قدرت را به کاهنان کلیسا منتقل نمود. بر اساس این آیه، کلیسای رُم خود را جانشین پطرُس و وارث کلید بهشتی می‌دانند.

 

این آیه به علمای دینی کلیسا این ظرفییت را اعطاء می کرد که دروازه های مغفرت الهی را به روی گناهکاران بگشایند، مشروط به اینکه آنان آمادۀ پرداخت بهای این آمرزش باشند: بدین ترتیب مجوز شرعی گشایش ِ باب تجارت "کالای دینی" صادر شده بود. درآمدی پر سود با جهل و نادانی مغفرت طلبان. با گذشت زمان، فروش این گونه اعمال مذهبی توسط آخوند های کلسیا رواج پیدا نمود. برای مؤمنان مسیحی این امکان فراهم گردید که با پرداخت مبلغ معیینی اقدام به خریدِ مغفرت نموده، رستگار گردند. فرد گناهکار می توانست با خرید نماز، زیارت ِ عتبات عالیه یا شرکت در "جهاد بر علیه کفار" کفاره گناهان را پرداخت نموده و مستحق آمرزش و رحمت گردد.(3) خرید و فروش آمرزش در سراسر قرون وسطی تا جنبش رفرماسیون یکی از منابع ِ هنگفت ثروت افسانه ای کلیسا محسوب می گردید.

آمرزشنامه فروشی رونقی شگرف داشت و در اکثر موارد با کسب اخاذی و فشار بر توده محروم و بی چیزان همراه بود. برای تأمین مخارج ساختن کلیسای مجلل سنت پیتر (St Peter’s Basilica) کلیسا نیاز به پول هنگفت داشت. آمرزشنامه فروشی و گرد آوری پول یکی از منابع مهم تأمین مخارج ساختن این کلیسا بود.

 

یکی دیگر از پشتوانه‌های اعتقادی این خرید و فروش نظریه "خزانۀ شایستگی‌های قدیسان" بود. بر پایه این اعتقاد، مصلوب شدن عیسی مسیح و فدای خویش برای آمرزش گناهان ِ انسان همراه با حجمی انبوه از نیایشها، عبادتها و توبه های مریم مقدس و قدیسان، خزانه ای مملو و سرشار از فیض الهی را تشکیل می داد. وارث این "خزانه" کلسیا و به طبع آن برای کاهنان دینی مسیحیت بودند. کنترل این خزانۀ شایستگی و "حساب بانکی" در اختیار اربابان کلیساست. روحانیون، بانکداران "خزانۀ فیض الهی" بودند. در ازای انجام عمل ِ ثواب آنان بخشی از این فیض را به فرد ِ گناهکار می فروختند تا او "آمرزش" یابد. رقابت برای جمع آوری وجوه مذهبی و اخاذی شرعی بسیار شدید بود. اراسموس دربارۀ اخاذیهای ملایان دین چنین نوشت: "رُم ظاهراً شرم و حيا را فراموش كرده است، زيرا هيچ چيز شرم آورتر از اين آمرزش نامه فروشى ها نيست"(4)

 

بر مبنی فرمان آلبرشت فُن براندنبورگ )1545 ـ 1490 (Albrecht von Brandenburg، اسقف اعظم منطقه ماینز /آلمان، فروش "آمرزش نامه" در سراسر قلمرو حکمرانی او در جریان بود. او یکی از برجسته ترین مخالفین ِ مارتین لوتر و از روحانیون طراز اول امپراطوری آلمان بشمار می آمد و از مدافعان جدی فروش "آمرزش نامه" بود. مسئول فروش "آمرزش نامه" در منطقه ی ویتنبرگ، موعظه گری به نام یوهان تتسل (1519 ـ 1460Johann Tetzel, ) بود. او در روز گشایش بنگاه فروش "آمرزش نامه" به مردمی که برای شنیدن خطابه افتتاحیه گرد آمده بودند، چنین گفت: "به محض جرینگ جرینگ کردن پولهای شما در صندوق، ارواح ِ [رفتگان شما] در آسمان به وجَد آمده، پایکوبی می کنند." و یا "اگر پولهایتان را به من دهید، پوست تن ِ رفتگان شما در آتش جهنم پخته و سوزانده نمی شود، بلکه آنان به آسمان عروج می کنند." او می گفت که "خزانه" سرشاری در دسترس کلیساست و چنان با شایستگی قدیسان پر شده است، که می تواند گناهان همه مسیحیان را بپوشاند.

 

پس بشتابید و بخرید تا رستگار شوید!

 

سوء استفاده از احساسات دینی توده عامی مردم و تبدیل ِ دین به کالا توسط وعاظ و ملایان ِ دستگاه دینی آتش خشم مارتین لوتر را برافروخته تر می کرد. او بیش از این نمی توانست شاهد ریکاری ارباب دین باشد.

انتشار و نصب "بیانیۀ 95 ماده ای" جدائی لوتر از کلیسای رُم را رقم زد. نقطه عطفی تاریخی وسرنوشت ساز. زمان تعیین تکلیف فرا رسیده بود. دیگر نمی توان در زیر چنبره قدرت حاکم دم از استحاله آن زد. زمان خدا حافظی با تفکرات ارتجاع حاکم فرا رسیده است.(5) مانیفست شاید کاری ترین ضربه بر آن پیکر نحیف بود. در این کشاکش تاریخ ساز عکس العمل کلیسای کاتولیک قابل پیش بینی بود. در سال 1520 مارتین لوتر به عنوان "کافر" اعلام و تكفير شد. پاپ اعظم رستگاری آخروی انسانها و حقیقت مطلق را از آن خود می دانست. ورود به این حیطه گناهی کبیره ارزیابی می گردد که مستوجب عقوبت است. مارتین لوتر برا ندیشه ها و برداشت خود از کتاب مقدس پای فشرد و مقاومت پیشه کرد. او فرمان پاپ را طعمه آتش نمود و جدائی خویش را از کلیسای کاتولیک اعلام و قطعییت بخشید.

 

مارتین لوتر بخوبی از این امر آگاه بود که نه تنها کانون قدرت و در رأس آن پاپ اعظم با اصلاحات و رفرم همراهی نخواهد کرد، بلکه در مقابل آن با انواع ترفندها در صدد خفه نمودن جنبش اصلاح طلبی دینی خواهد بود. به همین علت لوتر به کانون قدرت چشم ندوخته بود، رفرم از بالا و قانع کردن "ولایت فقیه" امری است نه فقط سراب گونه بلکه مزورانه و دروغین. اهرم اجراء رفوم جمهور مردم و اولی ترین قدم آن خلع قدرت از پاپ اعظم است. رفرم به مثابه نقطۀ پایانی استبداد دینی است. مستبد خود پایه های تخت را پی نخواهد کرد.

 

مارتین لوتر بر این اعتقاد بود که کردار آدمی او را دادگر نمی‌سازد. انسان قبل از دست یازیدن به عمل صالح بايد دادگر و عادل پیشه باشد. پاپ لئوی دهم با صدور فرمانی برای بار دوم در سال 1521 او را متهم به تکفیرِ نهائی نمود. تهدیدها در اراده آهنین او و ایمان خلل ناپیرش در مسیر انتخاب شده بی اثر بود. او در سر طرحی دگر داشت. چتر حمایت شماری از اشرافان محلی و حکمرانان ولایتها هم که خود در پی محدود نمودن قدرت پاپ و افزایش نفوذ حوزه قدرت بودند، فضای آرامی را برای فعالییتهای لوتر فراهم می کرد.

 

نهضت اصلاح دینی لوتری روز به روز حمایت قدرتمندتری را بويژه در ميان زحمتکشان شهری و دهقانان کسب می نمود. مردم دیگر به این باور "خطرناک" دست یافته بودند که بدون پاپ هم می ‌توان مسيحیی با ايمانی بود. اقتداء به "مرجع تقلید" و اطاعتی کورکورانه در امر ایمان، به رستگاری ختم نخواهد شد. می بایست ساختار تبعیضی مستقر در آئین کلیسا را برچید. گفتمان دینی کلیسا بر پاشنه تحکم و زور می چرخید. دین ِ پاپ پشت و پناه ستمگران و غارتگران بود. دین لوتر ستمدیدگان را حامی. دین کلیسا مروج خشونت و نا رواداری دینی بود، دین لوتر تسامح و مدارا را تبلیغ می کرد. خشونت، اعمال شکنجه و ستم عریان که در دستگاه دینی همچون نظام ولایت فقیه رواج دارد، "تعزیر" و "جاری کردن حدود اسلامی" نام می گیرد. همین بساط هم در آن دوران گسترده بود.

 

زمان ِ پای گیری یک اندیشه نوین فرا رسیده بود. بر زنجیرها است که پاره شوند و بر تاریکیها است که دریده شوند؛ زنجیرهای بنده ساز و برده وار. وقتی شمع روشنگری برافروخته شود، تاریکی مجالی بیش نخواهد شد. اندیشه لوتر راه خود را باز می کرد و مؤمن منکوب شده در انقیاد کلیسا را افقی نوین می داد. اسناد تاريخي به ما می گویند که اندك اندك شورش‌ها و خیزشهائی در گوشه و كنار آلمان نضج گرفت. گرچه زحمتکشان با شعار بهبودی وضع اقتصادی و اجتماعی به این شورشها روی می آوردند ولی شعارهای آنها ملهم از تعالیم و گفته‌های لوتر بود. سرانجام پس از کشاکشهای خونبار و مشقتهای گران اصول لوتری در سال 1530 میلادی حاکم شد.

 

دنیای مسیحیت شقه گردید. نهال پای گرفته سایه افکن شده بود. پيروان لوتر آموزه‌ها و تعاليم او را در فرای مرزهای آلمان هم گستراندند. جنبش اصلاح دینی فرا گیر شده بود. کشورهای اسكانديناوی، لهستان و بعدها سرزمینهائی چون سوئيس، فرانسه، انگلستان و آمريكا راه ِ گشوه شده را پی گرفتند. لوتر شاخص و نماد مذهب پروتستان گردید. صرفنظر از انتقادهای وارده به تعالیم و اندیشه های لوتر، می توان او را نقطه عطفی در تاریخ تکامل اندیشه دینی و تساهل در اروپا دانست.

 

ادامه دارد.

 

کلن/آلمان,18 اوت 2014


 

(با انتقادهای خود، نویسنده را در تعمیق نگرش یاری دهید.)

منابع و زیر نویس ها
1) ترجمۀ فارسی این بیانه در پایگاه اینترنتی:  http://www.urd.ac.ir/diploma.php?diplomaid=151  یا http://www.rasekhoon.net/article/show/186227 /

2) انجیل متی 19:16.

3) بازار چنین دکانهائی در ایران تحت سیطره شریران غدار پر رونق است.

 4) فاسديك، هنرى امرسن: مارتين لوتر، ترجمه فريدون بدره اى. تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1383،ص. 56.

5) در قلمرو «جنبش اصلاح دینی» نوع وطنی هنوز یک «کلمه» بنیادین اتوریته است: هیمنه «امام راحل»

 

 



منبع: سايت ديدگاه



نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عزيز فولادوند:







[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.