شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹

سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اسناد آزادی گذری بر کشاکش انسان برای دستیابی به آزادی بخش ششم
عزيز فولادوند

اصلاح طلبی یا فریب تود ها

 

در ستایش دیوانگی(Lob der Torheit)

این اثر استادانه و مشحون از ظرافتهای ادبی ـ فلسفی یکی از نامدارترین آثار اراسموس می باشد که این عالم هلندی در قرن شانزدهم میلادی برشته تحریر درآورده است. استبداد پشت پرده دین بسیار واضح و با نثری طنزآمیز و شیوا به شلاق انتقاد کشیده می شود. نوک تیز حمله متوجه رأس فساد است. سقف اندیشه اراسموس در یولیوس ِپاپ بسته نشده بود و گرنه قادر نبود حتی در طنز، پاپ را به مثابه یکی از جباران عصر در "پشت درهای قفل شده بهشت" معطل نگه دارد. اراسموس اندیشمندی محتاط بود و از تندروی دوری می جست. او در پروسه فکری خویش به شكاكيت احتياط آميز روی آورده بود که قدرت کنشی انقلابی را از او سلب می کرد. گرچه او شهامت انتخاب بین "پیروزی یا شهادت" را نداشت و از رادیکالیسم لوتر و جنگ و اعمال خشونت بیزار بود ولی او به ما می آموزاند که آغاز یک اصلاح دینی اصیل به چالش کشیدن و درهم کوبیدن نهاد "ولایت فقیه" است.

 

نمی توان به لایحه قصاص وفادار ماند، حکم اعدام را لغو نمود، اصرار بر پوشش اجباری زنان نمود، موجودیت سپاه پاسدارن و بسیج را محترم شناخت  و به این اصل اعتراض ننمود که: "قوای حاکم در جمهوري اسلامی ايران عبارت‏اند از قوه مقننه، قوه مجريه و قوه قضاييه که زير نظر ولايت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال می ‏گردند. اين قوا مستقل از يک ديگرند."

(اصل 57 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران) ولی به اصلاح و رفرم  باور دات.

 

اراسموس در ابتدای امر شیفته تزهای نود و پنج گانه لوتر بود و با شور و شوق آنان را تحسین می کرد. با تعمیق جنبش اراسموس گرفتار ترديد و دودلی شد. او خوش باورانه بر این اعتقاد بود که می توان به ياری حسن نيت ِ پاپ، كليسا را اصلاح كرد. اوكليسا را به ديده احترام می نگريست و آن را ستونی مطمئن برای استحکام اجتماع و اخلاق می دانست. ولی روند امور نشان داد که او در این مورد نکته سنج نبوده است. او در برهه های خطیر که دامن قیامها گسترده شده بود، بيشتر وقت خويش را در لوون می گذراند.و یاری رسان تاسيس بخش زبان دانشگاه کاتولیک اين شهر (Université catholique de Louvain –UCL) بود. کرسی آموزش زبانهای لاتينی، يونانی، و عبری را به عهده گرفت و مشتاقانه به مدرسی همت گماشت. مدرسین الاهيات ِ دانشگاه لوون اراسموس را به عنوان اصلی ترین محرک نهضت لوتری به باد حمله و دشنام گرفتند. در روز 8 اكتبر 1520، توقيع پاپ اعظم بر مبنی الحاد و تكفير لوتر در شهر لوون انتشار یافت و اراسموس متهم به تحریك پنهانی انقلاب گردید. او در تاریخ 9 اکتبر 1520 ممنوع التدریس شده از دانشگاه اخراج گردید.

 

کتاب "در ستایش دیوانگی" حاوی قطعات فراوانی در رابطه با نادرستی و بدکاری روحانیون است.به پاپها انتقاد می کند که اینان می بایست فروتنی و، تواضع و فقر را از ارباب خویش (منظور حضرت عیسی مسیح است) بیاموزند. حملات اراسموس در "در ستایش دیوانگی" به رهبانیون بسیار عریان است: "این مردم ‹دیوانگان سبک مغز› ی هستند که کمتر نشانی از دیانت دارند و معهذا ‹سخت عاشق نفس و پرستنده خوشی و خویشتن اند.› رفتارشان چنان است که گوئی دین عبارت است ‹از تشریفات دقیق و جزئیاتی از قبیل عده دقیق گره های بند کفش، و رنگ مشخص لباسهای هر یک، و این که از چه قماشی باشد، و عرض و طول کمر بندهایشان و قس علیهذا."

در جای دیگر اراسموس صحنه ای را در برابر محکمه عدل الهی ترسیم می کند که در روند آن پاپها، اسقفها و روحانیون در تلاشند خدا را متقاعد نمایند که آنها به جد در "جهان خاکی" به وظایف دینی خویش عمل کرده اند و هرکس در تلاش کسب اجازه برای ورود به بهشت برین است. در این میان مسیح سخنان آنان را قطع کرده و خواهد گفت:

 

"وای بر شما کابتان و فریسیان ... من به شما یک دستور بیش ندادم، و آن این بود که یکدیگر را دوست بدارید و اکنون از زبان هیچ یک از شما نمی شنوم که این وظیفه را تمامأ به جای آورده باشید." [1]

 

این کتاب به پیروان ِ "اصلاحات مذهبی" جانی تازه بخشید. آنان اکنون مانیفستی را در دست می فشردند که جهان متشرعین را نشانه رفته بود و تیر خلاصی بود بر افکار مرتجعین دینی. اربابان کلیسا خطر را بخوبی تشخیص دادند. خشم مراکز تعلیم حکمت مسیحی برانگیخته شد. حکم به ارتداد او داده شد و دانشگاه سوربن پاریس ـ یکی از معتبرترین مرکز تعلیم علوم مسیحی اروپای آن روزگار ـ "فتوی" سوزاندن "در ستایش دیوانگی" را صادر نمود. اولین مترجم این کتاب جان خود را در شعله های آتش نفرت و جهل ملایان قدرت طلب باخت.

 

در پنجه های اراسموس مفاهیمی چون اومانیسم و ارزشهای والای انسانی با ماهرتی بی همتا پرورانده می شوند، تا اندیشه مرتجعان دینی که بر تحقیر انسان و جباریت استوار است، منکوب گردد. این اومانیست و ادیب دینی هلندی با بیانی گویا و شکننده بر علیه استبداد زیر پرده دین و اقتدار مراکز دینی (کلیسا) و بحرانهای سیاسی ـ اجتماعی عصر خویش می شورید. او خصم آشتی ناپذیر اندیشه فقها، بیداد مذهبی و تفتیش عقاید است. اندیشه های این عالم بزرگ نقشی دوران ساز در اروپای مقهور استبداد سیاه دینی ایفاء نمود. اندیشه و زبان طنز اراسموس هنوز هم پس از500 سال شاداب و جوان است و خوانندگان بسیاری را مجذوب خود می نماید.

 

در بخشی از کتاب "در ستایش دیوانگی" چنین می خوانیم:

دیوانگی سخن می گوید:

من دختر پلوتوس خدای ثروت هستم و باید بگویم که او یگانه پدر آدمها و خدایان است. امروز هم مانند دوران گذشته با یک اشاره ای او همهچیز را درجهانزیر و رو می شود: زمین و آسمان، جنگ و صلح، سلطنت ها، شوراها، محاکم، اجتماع، ازدواجها، قراردادها، اتحادها، قوانین، هنرها، بازی ها [نفسم از شمارش آنها بند آمد] همه هماهنگ با خواست وی می گردند، کسی که خشم او را بر می انگیزد حتی بازوی پالاس [خدایگانی که نیروی بازویش در دنیا همانندی نداشت] هم نخواهد توانست به داد او برسد.

 

به قول زرتشت: متواضع باش تا دوستان فراوان داشته باشی، دوستان فراوان داشته باش تا معروف باشی. همین اندرز و داشتن دوستان با نفوذ در اروپا جان اراسموس را از آتش انتقام دستگاه مذهبی نجات داد. آنان به آن فرهیخته هلندی دست نیافتند، ولی لویی برکن مترجم کتاب او را در شعله های آتش سوزاندند.

 

دامنه آن شعله های اندیشه سوز به قرن بیستم یکم هم سرایت کرده است.

روزی نیست که آتش بغض و عناد در دل فرومایگان بد نهاد، آن ملایان زشت خو، خرمن اندیشه و فرهنگ را در ایران به یغما نبرد.

 

ما نمی توانیم متقاعد شویم که بدن خروج از منظومه فکری خمینی بتوان این نوع نگرش به هستی را اصلاح نمود. اصلاحطلبان بومی فریبکارانند که حقیت را به مسلخ منافع گروهی برده اند. اولی ترین قدم در راستای اصلاح، بزیر کشیدن "پاپ اعظم" و خلع قدرت از اوست.

 

 

ادامه دارد.

 

 

کلن/آلمان,17 ژولای 2014


 

(با انتقادهای خود، نویسنده را در تعمیق نگرش یاری دهید.)





[1]) برتراندراسل، جلد دوم، ص. 711





منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 7



نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از عزيز فولادوند:







[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.