سايت ديدگاه

انتشار اطلاعيه "سپاه اسلام": پاييز ديگري تکرار مي شود؟


در روز هاي اخير بار ديگر گروهي با نام "سپاه اسلام" طي اطلاعيه اي بيش از دويست تن از نويسندگان و روزنامه نگاران ايراني را به مرگ تهديد کرده اند. آنان در اطلاعيه خود بااشاره به اينكه "در ادامه اعدام انقلابي دشمن زبون و فاسد درتمام سالهاي گذشته اين سرزمين، با تمام توان آمده‌ايم تا نسل فساد و تباهي را در اين ديار بخشكانيم" نويسندگان بيانيه که خود را پاسداران گمنام سپاه اسلام مي خوانند در ادامه تهديد کرده اند که :"ما با استعانت به خداي متعال و در سايه كريم قرآن نشانه‌هاي كفر و فساد را از اين خاك برخواهيم كند و به مردم مسلمان و دلسوخته و بازماندگان شهدا نويد روزي بهتر را خواهيم داد". خاطره پاييز 77 انتشار نامه گروهي با نام سپاه اسلام که يک فهرست بلند بالا از اسامي نويسندگان و روزنامه نگاران را در پاي خود دارد، نا خود آگاه آدمي را به ياد پاييز هفت سال پيش مي اندازد؛ پاييز تلخ، سياه و فراموش نشدني هفتاد و هفت. پاييزي که به خاطر قتل پروانه و داريوش فروهر،محمد مختاري، محمد جعفر پوينده و مجيد شريف تلخ شد و به خاطر تهديد ديگر نويسندگان و روزنامه نگاران که در همه عمرشان جز نوشتن کار ديگري نکرده بودند،سياه. بيست و هفت ضربه چاقو بر پيکر نحيف پروانه فروهر و تقريبا همين تعداد بر پيکر داريوش فرهر و کبودي دوردهان و گردن مختاري و پوينده و پيدا شدن جسم بيجان مجيد شريف، همان موقع نشان مي داد که قاتلان مي خواهند پيامي را براي ديگر اهالي قلم بفرستند. همزمان با اين جنايت ها، اتفاق ديگري هم مي افتاد. تلفن ها زنگ مي زدند و آن طرف خط هيچکس حرف نمي زد. تنها صوت قرآن به گوش مي رسيد. نشانه اي بود براي اينکه بگويند تو هم در نوبت هستي، منتظر باش. آنها براي کشتن قلم به همين اکتفا نمي کردند. نامه هايي را منتشر مي کردند که آرم داشت و پاي نامه امضاي يک گروه را مي گذاشتند با نام" فدائيان اسلام ناب محمدي شاخه مصطفي نواب". سياه بودند روزهاي آن پاييز غم انگيز. آن روز ها تازه روزنامه هاي صبح امروز و خرداد منتشر مي شدند. وقتي اول داريوش و پروانه فروهر را در خانه اي که قرار بود امنيت داشته باشند در آن، قصابي کردند، اولين نامه هاي فدائيان اسلام ناب محمدي شاخه مصطفي نواب هم از جاي نامعلومي به دفاتر روزنامه ها فاکس شدند. در آن نامه و نامه هاي بعد که پس از ربايش و قتل محمد مختاري و محمد جعفر پوينده به روزنامه ها فاکس شدند، آمده بود: "اين قتل ها گام نخست در پاکسازي زمين از لوث وجود کساني است که به اسلام و حکومت اسلامي ظلم کرده اند. " تا پيش از انتشار آن نامه ها، لحن و کلمات به کار رفته در نامه هاي فدائيان اسلام ناب محمدي را مي شد در نشريه هايي مثل يالثارات الحسين، شلمچه و جبهه سراغ گرفت. امروز اگر به آرشيو اين نشريات نگاهي بيندازيم خواهيم ديد که اغلب خبرها و گزارش هاي چاپ شده در آن نشريات لحن و محتوايي کاملا شبيه به نامه هاي منتشر شده فدائيان اسلام ناب محمدي داشتند. ضمن آنکه نام محمد مختاري و محمد جعفر پوينده و داريوش فروهر و ده ها نويسنده و روزنامه نگاري که بعدها معلوم شد در فهرست قتل ها جا داشتند و قرار بود که به ترتيب ربوده و به قتل برسند، بارها در اين نشريات به عنوان دشمنان نظام اسلامي به چاپ رسيده بود. در نماز خانه بخوابيد هرچه به پايان پاييز هفتاد و هفت نزديکتر مي شديم اين تهديد به قتل ها و تهديدات فدائيان اسلام ناب محمدي بيشتر و بيشتر مي شد. تا جايي که نويسندگان و روزنامه نگاران مجبور بودند با هم و به شکل گروهي زندگي کنند.در همان روز ها بود که برخي از مديران دولت خاتمي اعلام کردند که براي جلوگيري از قتل ها بهتر است نويسندگان و روزنامه نگاران، شب ها را در جاهاي امن بخوابند. کار به جايي رسيد که اعلام کردند در صورت تمايل تهديد شدگان ،آنها مي توانند در نمازخانه وزارت کشور گرد هم بيايند تا از مرگ نجات پيدا کنند. وقتي بخشي از قتل هاي زنجيره اي افشا شد و مجريان آن دستگير شدند، هم به قتل ها اعتراف کردند و هم به انتشار آن اعلاميه ها.درست در همين زمان، همکاران ديگر سعيد امامي و موسوي شيرازي براي نجات همدستان خود اعلاميه هاي ديگري با همان سربرگ هاي فدائيان اسلام ناب محمدي منتشر کردند.اين اعلاميه ها که به روزنامه ها، منزل يا دفتر بسياري از اصحاب قلم فاکس مي شد، شماره فاکس فرستنده نداشت، ولي پيگيري هاي بعدي نشان داد که اين اعلاميه ها در آپارتماني در شهرک آپاداناي تهران که در اختيارتشکيلات سعيد امامي بود، نوشته و فاکس مي شدند. اين آپارتمان مرکز تصميم گيري در مورد کشتار نويسندگان بود. در همان زمان بود که يک موتور سوار به در دفتر هفته نامه راه نو، که اکبر گنجي مدير آن بود رفت و پس از زدن زنگ، به بهانه دادن نامه، قصد ترور او را داشت که با هشياري گنجي، ناکام ماند. پس از آن تا چند سالي چنين اعلاميه هايي ديگر به شکل گروهي منتشر نشدند ولي نامه هاي تهديدآميز براي اشخاص همچنان ارسال مي شد.بسياري از نويسندگان و روزنامه نگاران قبل از بازداشت چنين نامه هايي دريافت کردند. نزديک به دو سال پيش هم نامه هايي براي برخي اشخاص پست شد که آدرس فرستنده نداشت. در اين نامه ها، گروهي با نام "سپاه سربلند محمد"، تهديد کرده بودند که به زودي زمين را از حضور دشمنان خدا پاک خواهند کرد.اغلب دريافت کنندگان اين نامه ها مدتي بعد احضار، بازداشت يا دادگاهي شدند. نامه هاي تازه موج جديد نامه هاي تهديد آميز در ارديبهشت 83 شروع شد.اولين نامه به دفتر مجله کارنامه ارسال شد. در اين نامه نيز که به امضاي گروهي به نام سپاه سربلند محمد رسيده بود تاکيد شده بود "وقتي كشور الهي ايران در چنگال خفت‌زدگان قلم به دست در حال فروپاشي است صبوري جايز نيست. روز جزاي كفار ضد دين تا آن زمان كه از ريشه بركنده شوند ادامه خواهد داشت". در اين موقع، به دنبال تهديد به مرگ برخي از اعضاي کانون نويسندگان، شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل نيز به مرگ تهديد شد. همان زمان نامه ديگري هم منتشر شد که تعداد زيادي از روزنامه نگاران را به مرگ تهديد کرده بود. سايت رويداد در همان زمان گزارشي از انتشار چنين نامه هايي را منتشر کرد و مدتي بعد خبر از پيگيري مقامات دولتي در اين باره داده و نوشت: "مقامات دولتي از اين امر نگران هستند كه ورود برخي چهره‌هاي افراطي با سوابق امنيتي به مجلس هفتم، اين احساس را در نزد جريانات افراطي و تروريستي كه پس از قتل‌هاي زنجيره‌اي به حاشيه رفته بودند، پديد آورده باشد كه اكنون زمان فعاليت دوباره رسيده است. ولي روزنامه"جمهوري اسلامي" در شماره چهارشنبه 9 ارديبهشت ماه 83 به انتشار خبر صدور اطلاعيه "سپاه سربلند محمد" از سوي "رويداد" واكنش نشان داد. اين روزنامه در ستون"جهت اطلاع" خود نوشت: "افراطيون بار ديگر به جريان‌سازي عليه نظام جمهوري اسلامي روي آورده و تلاش مي‌كنند منزوي شدن خوددر افكار عمومي را به نحوي جبران نمايند. يك پايگاه اينترنتي متعلق به جريان افراطي با شايعه‌سازي از انتشار يك ليست ترور در ايران خبر داد كه قرار است افراد نامبرده در آن كه عمدتاً از اعضاي كانون غيرقانوني نويسندگان هستند در ادامه قتل‌هاي زنجيره‌اي ترور شوند. مقابله با چنين شايعه‌سازاني مي‌تواند توطئه جديد افراطيون را خنثي كند". البته در عمل نيز تعداد زيادي از صاحبان اسامي ذکر شده، توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و بارها در طول بازداشت مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند و به مرگ تهديد شدند. مجله کارنامه نيز مدتي بعد به خاطر چاپ يک داستان توقيف شد. اگر چه در همان زمان انتشار اين دو نامه برخي از گروه هاي سياسي خواستار پيگيري عاملان انتشار اين نامه ها شدند، ولي هيچ گاه خبري مبني بر دستگيري و يا شناسايي نويسندگان آن نامه ها منتشر نشد. در روزهاي اخير نامه تهديد آميز ديگري منتشر شده، نامه اي که در آن گروهي با عنوان "سپاه اسلام" بيش از دويست روزنامه نگار و نويسنده ابيراني را به مرگ تهديد کرده ند. انتشار اين نامه در آبان ماه 84 بار ديگر روزهاي سياه و تلخ پاييز 77 را تداعي مي کند. روزهاي سياهي که با انتشار نامه هاي گروه فدائيان اسلام ناب محمدي شاخه مصطفي نواب، آغاز و با قتل پروانه و داريوش فروهر،محمد مختاري ،محمد جعفر پوينده و مجيد شريف به پايان رسيدند. پاييز ديگري آغاز شده است؟ سام جدي پور



منبع: روزنامه اینترنتی روز ۵ آبان ۱۳۸۴



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.