سايت ديدگاه

تدارکات جنگ جدید خاورمیانه در حال اتمام است
کورش عرفاني


تجربه و دانش سیاسی می آموزد که قدرت های بزرگ در استراتژی های کلان خود هرگز تنها یک هدف را دنبال نمی کنند بلکه طرح هایشان را با چندین منظور متفاوت آماده می سازند. خبر جدید مربوط به فروش عظیم تسلیحات از سوی ایالات متحده ی آمریکا به کشورهای منطقه ی خلیج فارس بیانگر یک استراتژی تازه است[1] که چندین هدف را در بر می گیرد و سرنوشت کشور ما نیز در آن مندرج می باشد.

1 – بخش اصلی این طرح مربوط به ارائه ی خدمات مالی و تسلیحاتی فراوان به دولت صهیونیستی اسرائیل است که رقم آن به 30 میلیارد دلار می رسد و افزایشی 25 درصدی را نسبت به گذشته شامل می شود. با این کمک ها - که برخلاف مورد اعراب به صورت مجانی و بلاعوض از جیب مردم آمریکا به جیب ارتش اسرائیل سرازیر می شود- رژیم صهیونیستی می تواند بسیاری از اهداف نظامی و سیاسی خود را در منطقه به مرحله ی اجرا رساند و برتری همیشگی خود را نسبت به توان نظامی کشورهای عرب حفظ کند.

2- برای نخستین بار اسرائیل به آمریکا اجازه داده است که سلاح های پیشرفته در اختیار عربستان سعودی قرار دهد. این اجازه از یکسو برای گرفتن باج 25 درصد افزایش کمک های نظامی از آمریکا بود و از سوی دیگر، برای ایجاد نوعی آشتی غیر رسمی میان اسرائیل و عربستان  که می تواند سردمدار برقرار «صلح» میان کشورهای عرب و دولت صهیونیستی باشد. از این طریق اسرائیل هم قدرت نظامی خویش را به طور رایگان تامین کرده است و هم برتری نظامی خود را به عنوان تهدیدی جدیتر بر سر کشورهای دشمن خویش تحکیم می نماید.

3- نوع برخورد و تبلیغات استراتژی جدید به نحوی است که از آن این طور برداشت می شود قرار است یک جبهه ی متحد از آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه بوجود آید تا جنگی تمام عیار شکل گیرد. این جبهه ی متحد قرار است چند هدف مهم را مورد هجوم قرار دهد : ایران، سوریه، لبنان (حزب الله)، فلسطین (حماس و سایر نیروهای تندرو فلسطینی) و نیز بخش مهمی از نیروهای رادیکال (اعم از اسلام گرا یا خیر) در تمام کشورهای منطقه از جمله در درون عربستان، اردن، مصر، یمن و بخصوص عراق. این جبهه ی متحد اسرائیل، آمریکا و دولت های عربی بی شک بیشتر از هر موردی به فکر نابودی ایران به عنوان دردسر اصلی است. هر چند رژیم آخوندی-بازاری-پاسداری در ماه های گذشته، در وحشت از خطر روز افزون نابودی خود، تلاش های فراوانی برای سازش و مذاکره انجام داده است اما به طور ساختاری از توان لازم برای تبدیل شدن به یک رژیم متعارف برخوردار نیست، بخصوص در شرایط کنونی که سرسخت ترین و جنگجو ترین بخش آن، یعنی سپاه پاسداران، قدرت را قبضه کرده و مدیریت پادگانی بر کشور و نهادهای قدرت سوار کرده است. جمهوری اسلامی تنها در صورت حذف این بخش سرسخت است که می تواند به ساز قدرتهای جهانی رقصیده و تضمین بقای خود را از آنها بگیرد. تا آن موقع و به دلیل ضعف نظام در پاکسازی درون ساختاری، این کار از بیرون انجام خواهد شد. اتحاد آمریکا، اسرائیل و اعراب به رهبری مافیای صهیونیستی در فاصله ای نه چندان دیر تدارکات سیاسی و نظامی حمله به ایران را به پایان خواهد برد و با بهانه قرار دادن فعالیت های اتمی رژیم، دخالت ورزی های آن در عراق و... یک هجوم بی سابقه ی – با سلاح های نیمه متعارف نیمه غیر متعارف- را به ایران آغاز خواهد کرد. این جبهه هم زمان و در صورت وجود واکنشی از جانب سوریه، حزب الله لبنان و یا حماس به آنها نیز حمله ور خواهد شد. در غیر این صورت قدری دیرتر به سراغ آنها خواهد رفت.

4- تجربه ی تلخ عراق به آمریکا فهماند که برای کشور گشایی در خاورمیانه فقط به متحدان غربی نیاز ندارد بلکه باید با شرکای محلی نیز معامله کند تا از این طریق از درون جبهه ی اعراب، امکان بروز مقاومت مردمی در مقابل اشغال گری های خویش را ناممکن سازد. از همین روی در صدد برآمده است که با متحد ساختن کشورهای عرب منطقه – عربستان سعودی، اردن، یمن، بحرین، امارات متحده ی عربی، قطر، کویت – و مصر به سوی گام بزرگ بعدی یعنی تخریب ایران به پیش رود. آمریکا که با استقرار چندین ناوگان جنگی خویش در خلیج فارس تدارکات نظامی را به پایان برده است اینک در حال اتمام تدارکات سیاسی است و پس از آن همه چیز آماده خواهد بود. اشتباه عراق قرار است تکرار نشود. قرار است.

5- احتمال اینکه ساختار سیاسی ایالات متحده ی آمریکا بتواند در دوره ی بعد از ریاست جمهوری بوش به این مهم بپردازد ناچیز است زیرا اغلب کاندیداها و بخصوص آنها که شانس بیشتری برای انتخاب شدن دارند اعلام داشته اند سیاست دیگری، جز تهاجم نظامی را، برای پیشبرد و تامین منافع آمریکا در جهان و منطقه پیش خواهند گرفت. به همین خاطر نیز دولت بوش باید در یک سال باقیمانده این کار را حداقل آغاز کرده باشد. برای این منظور نیز همدستی عملی و مستقیم اسرائیل برای توجیه دخالت آمریکا به این ماجرا لازم است. در حالیکه اسرائیل در جریان عراق به طور غیر مستقیم عمل کرد و ارتش آمریکا را به جان یکی از دشمنان دیرینه ی خود انداخت و از این موقعیت، بالاترین بهره های سیاسی، نظامی و اقتصادی را برد، این بار لازم به نظر می رسد که اسرائیل باید پیشگام شود تا آمریکا بتواند افکار عمومی ناراضی خود را برای شرکت در این جنگ همراه داشته باشد. ضمن آنکه احساس حضور در جبهه ای متحد بر علیه یک دشمن مشترک – ایران- باعث خواهد شد که کشورهای عرب واکنشی منفی نسبت به هجوم اسرائیل به ایران نداشته باشند.

جان کلام اینکه مهره های صفحه جنگ چیده شده است. روسیه در حال تجهیز ایران برای مقابله با این خاورمیانه گشایی آمریکا می باشد.[2] رژیم برای آماده سازی پشت جبهه ی خویش سرکوب و اعدام ها را افزایش داده و خواهد داد. آنچه لازم است تنها زمان و بهانه ی مناسب است که بی شک در دستور کار پیش بینی شده است و به موقع خود فرا خواهد رسید. در این میان بارها درباره ی عواقب شوم چنین طرحی برای کشورمان سخن بسیار به میان آمده است. همه می دانیم که در فردای چنین هجومی چه آینده ی تباهی در انتظار کشورمان است. این نکته را همه می دانیم اما اینکه چه می کنیم موضوع دیگری است.



[1] http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2007/07/070731_he-us-arms.shtml

[2]http://www.roshangari.net/as/sitedata/20070730201817/20070730201817.html



منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.