سايت ديدگاه

احمدی نژاد و «پوریم» اتمی در ایران
کورش عرفاني


سایت بازتاب در خبری که امروزمنتشر کرد تلاش نمود با یک تیر چند هدف را نشانه گیرد.عنوان خبر چنین بود : «توطئه تبليغاتي تازه صهيونيست‌هاي تندرو عليه احمدي‌نژاد». این خبر چنین آغاز می شود : « به گزارش سرويس بين‌املل «بازتاب» به نقل از «ynetnews»،[1] نويسنده با اشاره به برخي اقدامات انجام شده در ايران و نسبت دادن آنها به شخص احمدي‌نژاد، تلاش كرد تا ضمن اختلاف‌افكني ميان مسئولان ايراني، آنان را به تسليم در برابر غرب تشويق كند.»[2]

بنظر می رسد که سایت بازتاب از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد تلاش دارد با زبانی غیر مستقیم توجهات را بر روی عملکرد مشکوک احمدی نژاد در جهت تامین اهداف مورد نظر اسرائیل جلب کند و در این راه یک بار بسته شد و چندین بار نیز تهدید به بسته شدن و یا فیلترینگ در داخل کشور شد. این سایت در هفته های گذشته چندین مطلب منتشر ساخته است که بگوید بسته شدن این سایت خواست صهیونیست ها می باشد. اما از وحشت انتقام جرات نمی کند بیان دارد که این خواست توسط نفوذی های صهیونیسم در داخل ایران و در واقع در داخل نظام دنبال می شود. [3]  به همین خاطرنیز توجهات را به سوی تلاش های صهیونیست ها در خارج و بر روی یک داستان مسخره ی افشای گفته های دو سرباز اسرائیلی در زمان حمله به لبنان جلب می کند. [4]

اما این سایت به خوبی می داند کسانی که می خواهند آنرا تعطیل کنند همان باند صهیونیست های درون نظام است که با هدایت یهودیان اسلام آورده (آنوسی ها) مانند آیت الله ناصر مکارم شیرازی و شاگردش محمود احمدی نژاد به دنبال خفه کردن هر صدایی در این زمینه هستند. پس می بینیم که برخلاف آنچه احمدی نژاد می گوید سانسور درباره ی هالوکاست فقط در اروپا اعمال نمی شود و کسانی که بخواهند در ایران نیز به نفوذ صهیونیسم بپردازند قربانی سانسور می شوند.

در مطلبی که بازتاب از قول سایت    آورده است موارد متعددی آورده شده است که در آن عملکرد احمدی نژاد به سود اسرائیل قضاوت شده است. نگارنده ی مقاله، گی بشور،به طور علنی از احمدی نژاد و به زبانی طنز که او می خواهد به معنای درجه ی دوم آن در نظر گرفته شود به عنوان «مامور مخفی ما در ایران» نام می برد.

اما واقعیت می تواند چیز دیگری باشد. محتوای مقاله به خوبی نشان می دهد که بر عکس این تصویر هیچ کس بیش از احمدی نژاد در طول سالهای اخیر در ایران به منافع اسرائیل خدمت نکرده است. نگارنده این موضوع را در نوشته ی «وقتی ریس جمهور ایران به یاری اسرائیل می شتابد» در ماه اکتبر 2005 آورده بود : « بدین ترتیب می بینیم که ماجرای گفته های ضد اسرائیلی احمدی نژاد، واکنش های اروپا و آمریکا و تلاش اسرائیل برای ایجاد مصونیت بین المللی برای خویش همه اجزای فرایندی هستند که به صورت متقابل به تمامی حکومت های دست اندرکار این ماجرا یاری فراوان خواهد رساند. این دعواهای بی اساس فقط به خاطر کارکرد و فایده شان برای طرفهای ذینفع است که مطرح شده و به آن دامن زده می شود. اگر چنین نیاز کارکردیی وجود نمی داشت این حرف نیز، مثل بسیاری از وراجی ها و یاوه گویی های «ضد اسرائیلی» دیگر سران رژیم جمهوری اسلامی، نادیده گرفته می شد. چه طور است وقتی ولی فقیه نظام اظهاراتی از این دست می کند، با وجود اهمیت دو چندان این مقام در سلسله مراتب قدرت در ایران، کسی به آن کمترین توجهی نمی کند ؟ همین حرف ها به یک شکل یا به شکل دیگر از دهان روسای جمهوری سابق نظام و ولی فقیه های آن و... بارها بیان شده بود و جنجالی هم برنیانگیخته بود. اگر امروز حرف های احمدی نژاد، دلقک جدید صحنه ی سیاسی ایران، غوغای جهانی به پا می کند به خاطر این است که رژیم به جنجال تبلیغاتی نیاز دارد، رژیم صهیونیستی به بهانه ای برای ایجاد اتحاد مصنوعی در جامعه متشتت و تقسیم شده ی اسرائیل نیازمند است و آمریکا و قدرت های بزرگ نیز در پی قربانی جدید هیولای نظامی-مالی جنگ طلب خود هستند. این کارکرد مشترک و جمعی این جریان است که باعث شده از دل حرف های تکراری یک مقام رژیم این هیاهوها براه بیافتد.» [5]

آنچه در مقاله ی گی بشور[6] به راحتی لیستی از این خدمات را می بینیم[7] :

«با بيانات توهين‌آميز برنامه اتمي ايران را به صدر مسائل بين‌المللي آورده است. اگر اين مسئله مربوط به او نبوده، چه كسي اين كار را كرده است؟ در زمان رفسنجاني و خاتمي، دو رئيس‌جمهور پيشين ايران، برنامه اتمي در جريان بود، اما تا اين اندازه مورد توجه جهانيان قرار نگرفته بود. هم‌اكنون آمريكا، انگليس و روسيه بايد تضمين دهند كه ايران به بمب اتم دست پيدا نمي‌كند.

• احمدي‌نژاد، آمريكا را عليه ايران به چالش كشانده است كه مرتبا وي را تحريك به اقدام نظامي مي‌كند.

• رئيس‌جمهور ايران، حمايت اروپايي‌ها را به اندازه‌اي از دست داده كه كشورهايي مانند آلمان، فرانسه و انگليس تأكيد بر گسترش تحريمات عليه ايران دارند. هم‌اكنون فرانسه و انگليس، پيش از آن‌كه با آمريكا نزاع داشته باشند، با ايران در نزاعند.
• او با انكار هولوكاست، همه دنيا را حامي اسرائيل و با تهديد به نابودي اين كشور، حمايت بين‌المللي از اسرائيل را قوي‌تر كرد و پس از سال‌ها، باعث مطرح شدن دوباره اسرائيل شد؛ يك بار ديگر ما داوود شديم نه جالوت.

• احمدي‌نژاد با كارهايش در حال ايجاد يك اتحاد بزرگ از سنيان عليه شيعيان و ايران است. او نگراني و خصومت زيادي را در كشورهايي مانند عربستان و كشورهاي حوزه خليج [فارس] و حتي در ميان فلسطينيان ايجاد كرده است كه هم‌اكنون عليه ايران متحد مي‌شوند. احتمال همكاري اين اتحاد سني با اسرائيل در آينده وجود دارد.

• با تمركز ايران بر شيعيسم، اختلاف آنان با سوريه ـ تنها متحد ايران ـ هم روز به روز بيشتر مي‌شود. سوري‌ها از جاه‌طلبي شيعيان، كه ممكن است به قيمت خود آنان تمام شود، نيز نگرانند.

• تحريم‌هاي اقتصادي غيررسمي عليه ايران در حال افزايش است و احتمال دارد به زودي با اقدام شوراي امنيت رسمي هم بشود. اين امر اقتصاد بي‌ثبات كنوني ايران را كه به شدت متكي بر نفت است، متلاشي مي‌كند.

• احمدي‌نژاد روز به روز، بيشتر حمايت روس‌ها را از دست مي‌دهد كه علت مشخص نيست، اما روس‌ها در تحويل مواد اتمي به رآكتوري كه خود در بوشهر ساخته‌اند، تأخير مي‌كنند.

• احمدي‌نژاد در داخل كشورش بدون توجه به خط سير تاريخي كه از خط‌مشي محافظه‌كاري فاصله گرفته، به شدت در حال اعمال اين خط‌مشي است كه باعث شده عده بسياري در ايران و بخش‌هاي گوناگون كشور، عليه او موضع‌گيري كنند.» [8]

براستی اگر قرار بود اسرائیل عاملی در درون رژیم داشته باشد می توانست عملکرد بهتری از این به نفع اسرائیل و به ضرر ایران داشته باشد ؟

نگارنده براین باورست که با توجه به علنی شدن رفتارهای ناشیانه ی احمدی نژاد در نشان دادن هماهنگی خویش با منافع تاکتیکی و استراتژیک اسرائیل در منطقه و صهیونیسم در جهان اسرائیل با این حرکت در پی آلوده کردن آب و خاک پاشیدن به چشم ناظران است تا کسی حقیقت را در ورای واقعیت نبیند.

آیا اگر احمدی نژاد به طور آگاهانه این خدمات را به صهیونیسم می رساند لازم بود که اسرائیلی ها توجه او و اطرافیانش را اینگونه صریح و بی تعارف به این خدمات «شایسته» جلب کنند ؟ آیا این منطقی می نمود ؟ اندیشیدن به پاسخ این سوالات ما را در این نظر تقویت می کند که اسرائیل بیشتربه دنبال ردگم کردن و لوث کردن این موضوع است تا هدفی دیگر.

باید دانست که روش به کار گرفته شده در این مقاله روش شناخته شده ای است که دولت های مختلف در جنگ روانی و دیپلماسی غیر رسمی بکار می گیرند. این موضوع در میان سازمان های جاسوسی جهانی نیز بسیار شناخته شده است. بر اساس این روش یک دولت با علنی ساختن رابطه ی یک فرد با خویش و به طور مستقیم او را مامور خویش خواندن تلاش می کند شک و تردیدهای واقعی در این باره را بی اعتبار سازد. یعنی آنها را به سخره کشانده و تصورآنرا ناممکن سازد. روش این مقاله به خوبی روشن است. نویسنده ی اسرائیلی[9] می خواهد با معرفی احمدی نژاد به نوعی مامور مخفی اسرائیل در ایران بگوید که این قضیه به قدری نامحتمل و غیر قابل تصور است که ما خود آنرا به طنز می کشیم.

در این شک نکنیم که ارتجاع جمهوری اسلامی بهترین، مطمن ترین و مفیدترین متحد تاریخی صهیونیسم اسرائیل در منطقه بوده و است. بدیهی است که این ماموریت تاریخی که با حمایت از خمینی و باند او برای به قدرت رسیدن درسال 1357 آغاز شد شامل غارت ثروت های ایران، تاراج آثار تاریخی و باستانی ما به سوی اورشلیم در طول 28 سال و به خاک سیاه کشاندن بزرگترین کشور خاورمیانه با 28 میلیون ایرانی زیر خط فقر، 20 میلیون آلوده به اعتیاد و عوارض آن، فرار بیش از 4 میلیون نیروی متخصص به سوی جهان سرمایه داری، 14 میلیون بیمار روانی و ویرانی اقتصاد و فروپاشی ساختارهای جامعه ی ایرانی بوده و با تحریک و برانگیختن یک جنگ ویرانگر دنبال خواهد شد. شک نکنیم که آنچه سران صهیونیسم ورژیم جمهوری اسلامی می خواهند چیزی نیست جز نابودی و تخریب همیشگی کشوری با بیش از 7 هزار سال تاریخ.

25 قرن پیش یهودیان حاضر در دستگاه حاکمه ی ایران بزرگترین قتل عام ایرانیان را با نفوذ در دستگاه هخامنشی تحت عنوان پوریم توسط استر و مردخای سازماندهی کردند. بر اساس نوشته های مذهبی خودشان در عرض دو روز هفتاد وهفت هزار ایرانی را به کام مرگ فرستادند. آنها از آن پس هر سال این روز سیاه تاریخ ایرانیان را تحت عنوان پوریم جشن گرفته و به شادی و باده گساری می پردازند.2500[10]  سال بعد در زندان اوین یک آنوسی دیگر به نام «اسدالله لاجوردی» زیر نظر آنوسی دیگری به نام «حبیب الله عسگراولادی تازه مسلمان» بیش از 100 هزار نفر از بهترین فرزندان این میهن را که  دست آورد یکصد سال تاریخ فداکارانه ی آزادیخواهی در ایران بودند به سان گلهای ناشکفته ای پرپر کردند.این کشتار زندانیان سیاسی پوریم قرن بیستم آنان برای ایران بود. پوریم بعدی چه زمانی خواهد بود ؟ نقش محمود احمدی نژاد در سازماندهی آن چیست ؟  

 

 * *



[1]http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-3371227,00.html

[2]http://www.baztab.com/news/62000.php

[3] محسن رضايي در سيما: طرفداران اسرائيل مي‌خواستند «بازتاب» را ببندند، اما ... (http://www.baztab.com/news/61676.php

[4]http://www.baztab.com/news/46738.php

[5]http://www.korosherfani.com/neveshteha/vaghti.htm

[6]Guy Bechor 

[7] زمان انتشار مقاله نیز «به طور تصادفی» کمابیش همزمان است با آغاز جشن پوریم امسال.

[8]http://www.baztab.com/news/62000.php

[9]http://www.idc.ac.il/eng/faculty/schooldetails.asp?sid=8051&sch=40

[10]http://www.farsicrc.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1603&Itemid=186



منبع: سايت ديدگاه



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.