سايت ديدگاه

دیکتاتور شیلی مرد، با دیکتاتورهای ایران چه کنیم ؟
کورش عرفاني


دیکتاتور شیلی مرد، با دیکتاتورهای ایران چه کنیم ؟

 

آگوستو پینوشه دیکتاتور آدمکش شیلی امروز در سن 91 سالگی درگذشت. وی در سال 1973 با کودتایی خونین  بر علیه دولت منتخب سالوادور آلنده، ریس جمهور سوسیالیت شیلی، به قدرت رسید و کشتار مهمی را در این کشور سازمان دهی کرد. در طول دوران حکومت وی که تا سال 1990 ادامه داشت، بر اساس آمار رسمی که شاید همه حقیقت را بیان نکند، بیش از 3 هزار نفر کشته و مفقود الاثر شدند. تعداد کسانی که در این مدت بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفتند به دهها هزار نفر بالغ می شود.

آگوستو پینوشه با حمایت ایالات متحده آمریکا به قدرت رسید و تمرکز خود را روی مبارزه با چپ گرایی و کمونیسم قرار داد. آمریکا به دنبال آن بود که او را به الگویی برای کمونیست کشی در آمریکای لاتین تبدیل سازد. وی با تشکیل جوخه های مرگ به «شکار» مبارزان چپ پرداخت و با روش های بی رحمانه ای مانند دریدن زندانیان توسط سگ های هار گرسنه و یا پرتاپ اجساد زندانیان بردریاچه ی نمک برای از بین بردن آثار اجساد آنان و ابداع شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی – با مشاورت سیا و موساد - سالها جوی از وحشت را بر این کشور حاکم ساخت.

هرچند که وی در دهه ی هشتاد با مخالفت های عمومی و تظاهرات مردم شیلی برای کسب آزادی و دمکراسی مواجه شد اما انتقال قدرت را طوری سامان داد که پس از ترک پست ریاست جمهوری دچار مشکلات قضایی نشود. او با نامیدن خویش به عنوان سناتوردائم العمر برای خود مصونیت قضایی بوجود آورد و در طول 15 سال در مقابل اقدامات قضایی داخلی و بین المللی مقاومت کرد تا اینکه امروز، دهم دسامبر 2006، سرانجام بدون اینکه بابت جنایات و دزدی هایش به محاکمه کشیده شود جان سپرد. هر چند مرگ وی شادی مردم شیلی را برانگیخته است اما واقعیت این است که او جزای جنایتش را ندید و بخصوص بدون بازپس دادن روایت اصلی عملکرد خویش، صفحه ای از تاریخ را نانوشته گذاشت و رفت.

مرگ این دیکتاتور ما را در رابطه با سرنوشت محتوم و در انتظار دیکتاتوری جمهوری اسلامی هشیار می کند. سرنوشت او چند نکته را درباره آینده ی رژیم آخوندی-بازاری-سپاهی یاد آور می شود :

 

1-     نباید گذاشت که با گذر زمان جنایتکاران حاکم بر جمهوری اسلامی وارد سنینی شوند که مرگ طبیعی آنها را از مجازات و افشای تاریخ معاف می سازد.

2-     به هیچ عنوان نباید هر نوعی از انتقال قدرت سیاسی را بپذیریم. هرشکلی از تغییر حکومت که بخواهد، تحت هر عنوانی، برای جمع جنایتکاران یا غارتگران حاکم کمترین مصونیت یا امنیتی فراهم کند نباید برای هیچ آزادیخواهی قابل قبول باشد. محمد رضا جلایی پور (قاتل خلق کردستان) و سعید حجاریان به همان ترتیب که محسن رضایی، سردار طلایی و محمد خاتمی باید بیایند و حساب پس دهند. من کسانی که سیلی ها ی محکم حجاریان پرده ی گوششان را پاره کرده است می شناسم و می دانم که نمی خواهند از این اعمال او در گذرند. و همه ی این زنان تجاوز شده در زندان، و همه ی این خانواده های داغدیده در ایران و همه آنهایی که رژیم برای تحویل اجساد عزیزانشان پول گلوله می خواست و همه آنهایی که در زندان های رژیم پوسیدند و جسم وروحشان آسیب دید و همه ی آنهایی که به خاطر غارت ثروتهایشان در سرمای کنار خیابان جان دادند و... شاید لازم باشد که دائم یاد آور شویم که نه می بخشم نه فراموش می کنم.

3-     تنها ضمانت دستیابی به عدالت و حقیقت در این باره روش قهرآمیز سرنگونی است که در طی آن همه ی آمران و عاملان جنایت، از ریزترین تا درشت ترین مهره ها و نیز همه ی غارتگران و استثمار کنندگان خلق ( بازاری های دزد و سرمایه داران تاراجگر همدست حکومت)، به پای میز محاکمه ی خلق کشیده خواهند شد. تامین برقراری عدالت و تضمین افشای حقیقت تنها از طریق نیروهای سازماندهی شده، آگاه و مسلح خلق ممکن است. به همین دلیل نیز باید مبارزه ی سرنگون ساز در این جهت به پیش رود.

4-      کارنامه ی کشتار های پینوشه ( رقمی در حدود 3000 نفر) با کارنامه ی چند ده هزار نفری رژیم قابل مقایسه نیست. از همین روی آماده سازی پرونده ی خونخواهی و عدالت طلبی همه ی شهیدان راه آزادی مردم ایران نیاز به کاری عظیم و طولانی دارد که باید به گونه ای منظم و با رعایت نکات حقوقی از همین حالا آغاز شود تا در فردای سرنگونی رژیم پلید، بتوان به سرعت کار محاکمه را آغاز کرد و اجازه نداد که کهولت سن یا بیماری شانس روشن شدن حقیقت را در باره ی این جانباختگان هدر دهد.

 در یک کلام، هر چند که مرگ دیکتاتور پلید شیلی باعث شادی هر آزادیخواهی است اما فراموش نکنیم پینوشه های ایران هنوز در راس قدرتند وباید که خلق ایران با آگاهی، شجاعت و به طور سازماندهی شده و قهر آمیز به حساب تک تک آنها برسد. نگارنده بر این باورست که از همین حالا باید راه های قانونی ممانعت از پناهنده شدن این جنایتکاران به کشورهای دیگر و نیز راه های استراد آنها را مورد نظر داشته باشیم. محاکمه ی دقیق، مفصل، عادلانه، وعلت یابانه ی جنایتکاران و غارتگران رژیم می تواند گامی مهم برای ممانعت از بازتولید استبدادهای دیگر در کشورمان باشد. محاکمه رژیم جمهوری اسلامی را باید به محاکمه ی استبداد در ایران تبدیل کرد.

 

* *



منبع: سايت ديدگاه



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.