سايت ديدگاه

بمناسبت بیست و سومین سالگرد
تاسیس حزب کمونیست ایران

بهرام رحماني


bamdadpress@telia.com

یازدهم شهریور 1385 - دوم سپتامبر 2006، حزب کمونیست ایران، پا به بیست و سومین سالگرد تولد خود گذاشت. آغاز بیست و سومین سال حزب را به همه کارگران، رفقای حزبی و کمونیست­هایی که هنوز در صفوف ما نیستند، شادباش می­گوئیم و دست­هایشان را با امید انقلاب دیگر به رهبری طبقه کارگر، به گرمی می­فشاریم.

حزب کمونیست ایران را کمونیست­هایی به وجود آوردند که در متن انقلاب یک قدم از نقد و افشای حاکمان جدید عقب ننشستند. از طرفی بر دورنمای حرکت و مبارزه مستقل طبقه کارگر و تلاش برای ساختن صف مستقل طبقه کارگر تاکید کردند.

اجازه بدهید این مطلب را به مناسبت گرامی­داشت سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران، با نقل قولی از سرشناس­ترین و انقلابی­ترین چهره شناخته شده جنبش کمونیستی ایران و رهبر انقلابی جنبش انقلابی کردستان، یعنی کاک فواد مصطفی سلطانی شروع کنیم:

«روزی که خورشید تابناک حزب کمونیست ایران طلوع می­کند. روز رستاخیز سرخ زحمت­کشان را نوید می­دهد و آن روز، روز آب شدن برف­های ستم است. رفقا! خورشید را به جنبانیم.»­(کاک فواد، از توطئه جدید علیه خلق کرد، 1353)

فواد، از پرچم­داران مبارزه سیاسی پرولتاریا در انقلاب 1357 تا زمان جان­باختنش بود. ارزنده­ترین کار او در این زمینه، آخرین اقدام سیاسی او بود. یعنی او پایه­های جنبش مقاومت مردم انقلابی کردستان در 28 مرداد 1358، گذاشت. جنبشی که هنوز هم با قدرت­تر و آگاه­تر از گدشته به مقاومت رهایی­بخش خود ادامه می­دهد و سنگر محکمی برای انقلاب آتی ایران به شمار می­آید. او، از زمره رهبرانی بود که به مقاومت و مبارزه مسلحانه در برابر یورش وحشیانه جمهوری اسلامی دست زد. او از نخستین کسانی بود که سلاح برگرفت و سرانجام نیز در رهبری نیروی پیشمرگ در نبردی رودررو و نابرابر و تحمیلی جان باخت.

هر چند که کاک فواد، تشکیل حزب کمونیست ایران را ندید، اما یاران و هم­ر­زمان او در صفوف کومه­له، دوش به دوش کمونیست­های انقلابی سراسر ایران، با تشکیل حزب کمونیست، این آرزوی دیرینه او را تحقق بخشیدند. بنابراین، پرواضح است که نام کاک فواد، به عنوان یک رزمنده پرولتری در تاریخ جنبش کارگری کمونیستی ایران و جنبش انفلابی کردستان ثبت شده و از پیشقروان مارکسیسم انقلابی ایران است.

سازمان کردستان حزب کمونیست ایران- ­کومه­له، به مثابه سازمان کمونیستی طبقه کارگر، در صف مقدم مبارزه کارگران و مردم انقلابی کردستان جای گرفت و پیشمرگان کومه­له، سمبل مقاومت و سرسختی در مبارزه نابرابر در مقابل نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، و یار و یاور کارگران و زحمت­کشان گردیدند.

اگر چه حکومت جمهوری اسلامی، انقلاب ایران و جنبش انقلابی کردستان را به وحشیانه­ترین شکلی سرکوب کرد، اما در برابر آن مقاومت و مبارزه کارگران و توده­های انقلابی در پیشاپیش آنان کومه­له، به یک جنبش وسیع اجتماعی تبدیل شد. برای نمونه، همین 16 خرداد سال گذشته، با فراخوان کمیته مرکزی کومه­له، کارگران و مردم آزادی­خواه سراسر کردستان، دست به اعتصاب زدند و خواب و آرامش را از چشمان سردمداران و نیروهای سرکوبگر ربودند. بیست هشت سال پایداری و ایستادگی در برابر حکومت جنایت­کار بورژوائی اسلامی، ثمره مبارزه جانفشانی و قهرمانی­هایی است که با خون هزاران جان­باخته راه سوسیالیسم و آزادی و ده­ها هزار زن و مرد و جوان و پیر مبارز و انقلابی آبیاری شده است. جنبشی که در رهبری آن، تشکیلاتی انقلابی و کمونیست هم­چون حزب کمونیست ایران قرار دارد که از سوی توده­های وسیع کارگر و زحمت­کش حمایت می­گردد.

اما این هم واقعیتی است که حزب کمونیست ایران، در سایر نقاط ایران هم­چون کردستان، از چنین پایگاه وسیع توده­ای برخوردار نیست. این ضعف بزرگی است که نه تنها حزب کمونیست ایران، بلکه ضعف همه کمونیست­هایی است که هنوز به دلایل مختلف از کار متشکل حزبی دوری می­جویند. جا دارد که هم حزب و هم این رفقا در یک رابطه متقابل تنگاتنگ این ضعف را از سر راه خود بردارند. شکی نیست که در یک برآمد اجتماعی و با باز شدن اولین روزنه امیدبخش تحولات جدید، پیشروان کارگری و کمونیست­ها، به دلیل خوشنامی حزب کمونیست ایران و درستی اهداف و برنامه و مواضع کمونیستی آن، و به دلیل مبارزه بی­امانش در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی با هدف برپایی حکومت کارگری، به صفوف آن پیوسته و نقش تاریخی خود را ایفا کنند. ما، همیشه جای خالی این رفقا را در صفوف خود حس می­کنیم و با خلوص نیت دست همکاری به سوی آنان دراز می­کنیم.

حزب کمونیست ایران، در شرایطی تشکیل شد که از یک­سو، جریانات بورژوا و خرده بورژوای مدعی انقلاب، در میان ضعف­ها و سیاست­ها و عملکردهای نادرست و توهم­شان به حاکمیت جدید، و با بی­افقی از انقلاب و مبارزه انقلابی، در اثر انفعال و آنارشیسم و ناکامی یا به حاشیه رانده شدند و یا از هم ­پاشیدند؛ و یا این که آشکارا مستقیم وغیرمستقیم در کنار حاکمیت ضدانقلابی ایستادند. ازسوی دیگر، حکومت جمهوری اسلامی، قدرت خویش را مدیون این خیانت­ها و ضعف­های مدعیان انقلاب است، روزی آن­ها را با سیاست­های «مبارزه ضدامپریالیستی»، روزی با دعوای جناح­های دورن حاکمیت، روزی با جنگ «دفاع از استقلال و میهن» و غیره به دنبال سیاست­های خود کشید، انقلاب و مردم انقلابی را به مسلخ برد، حزب کمونیست ایران، در چنین شرایطی پا به عرصه حیات نهاد. بدین ترتیب، تشکیل حزب کمونیست، در آن فضای سرکوب و کشتار و جنگ و رعب و وحشت، خود بیانگر این واقعیت تاریخی بود که پیشروان طبقه کارگر و کمونیست­های انقلابی، نه فقط استقلال سیاسی - طبقاتی و تشکیلاتی خویش، بلکه در همان حال افق انقلاب و عزم و اراده انقلابی خود را به عنوان طبقه تا به آخر انقلابی، اعلام کردند..

اکنون با گذشت بیست و سه سال از فعالیت حزب کمونیست ایران در حاکمیت هارترین و ضدکمونیستی­ترین حکومت حامی سرمایه، و با تحمل دو انشعاب، یکی ظاهرا از موضع چپ و دیگری کاملا از موضع راست، در صفوف آن آرمان­ها و سیاست­های پرولتری انقلاب کمونیستی عمیق­تر و ریشه­دارتر از هر زمان است. اکنون این حزب، درک روشنی از سیاست­های کمونیستی و از منافع و اهداف مستقل طبقه کارگر دارد. این حزب، درک روشنی در تجهیز طبقه کارگر در به انجام رساندن عظیم­ترین دگرگونی­های انقلابی و برپایی حکومت کارگری دارد.

اجازه بدهید در این­جا با هم مروری بر بخشی از برنامه حزب کمونیست ایران داشته باشیم: «برنامه حزب کمونیست ایران، به مثابه حزبی مارکسیستی، برای پایان دادن به حاکمیت سیاسی و اقتصادی طبقه سرمایه­دار، برقراری حکومت کارگری و ایجاد یک جامعه سوسیالیستی مبارزه می­کند. جامعه­ای که پایان بخشیدن به استثمار انسان از انسان، زوال دولت و تمام ارکان نگاهدارنده­اش از آن طریق می­گذرد. هدف غائی ما دست­یابی به جامعه­ای است که در آن آزادی و رفاه همگانی جای اسارت و بی­عدالتی و محرومیت را می­گیرد و فرصت­های یکسان برای رشد و شکوفائی خلاقیت­ها و تعالی انسان فراهم می­شود؛ جامعه­ای که در آن هر کس به اندازه توانائیش کار می­کند و به اندازه نیازش از مواهب زندگی برخوردار می­گردد، و در آن دولتی نیست که بر فراز جامعه قرار بگیرد و بند اسارت تک­تک افراد آن را به گذشته­های استثمار، ستم، خرافه­پرستی و جهل گره بزند.

از نظر ما سوسیالیسم امری مربوط به آینده­ای نامعلوم و دور دست نیست بلکه زمینه، توانائی و امکان اجتماعی و اقتصادی آن در بطن نظام سرمایه­داری ایران فراهم آمده است و تحقق آن به نیروی آگاهی، تشکل و مبارزه طبقه کارگر ممکن خواهد شد. امکانات مادی و ثروت­های غنی جامعه ایران و همبستگی بین­المللی کارگری دوام و پایداری آن خواهد بود.

در شرایط حاضر این مبارزه از طریق سرنگونی جمهوری اسلامی تداوم می­یابد و برانداختن این نظام سرکوب و خفقان در ایران هدف بلاواسطه انقلاب کارگری را تشکیل می­دهد. اما در شرایطی که هنوز نظام سرمایه­داری برقرار است، حزب کمونیست ایران در عین مبارزه بی­وقفه و پیگیر برای برقراری سوسیالیسم و ایجاد جامعه کمونیستی، لحظه­ای مبارزه برای انجام اصلاحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیشرو و مترقی را جهت بهبود شرایط زندگی توده­های کارگر و زحمت­کش و امن­تر و انسان­تری کردن جامعه و محیطی که در آن زندگی می­کنیم، در چهارچوب همین نظام موجود نیز رها نخواهد کرد. تحقق این مطالبات در عین حال شرایط مناسب را برای انقلاب کارگری و سوسیالیسم فراهم می­آورد. بنابراین حزب کمونیست ایران از هم اکنون برای تحقق مطالبات زیر مبارزه می­کند.»

از توضیح این مطالبات به دلیل طولانی بودن می­گذریم و فقط به سر تیترهای آن­ها اشاره می­کنیم: «شوراها و حاکمیت مردم؛ برچیده شدن دستگاه بوروکراسی مافوق مردم؛ انحلال ارتش و دیگر نیروهای مسلح حرفه­ای؛ حقوق و آزادی­های فردی، سیاسی و اجتماعی؛ رفع تبعیض از زنان، برابری زن و مرد؛ پایان دادن به ستم ملی و تبعیض براساس ملیت؛ رفاه عمومی و بیمه­های اجتماعی؛ حفظ محیط زیست؛ مفاد حداقل قانون کار و حقوق کارگری.

حزب کمونیست ایران پیگیرانه برای دست­یابی به اصلاحات فوق در زندگی اجتماعی کارگران و توده­های محروم مبارزه می­کند. ما از هر مبارزه آزادی­خواهانه و حق­طلبانه بر علیه جمهوری اسلامی و هر جنبشی که پیگیرانه خواهان رفع و از میان برداشتن اشکال مختلف تبعیضات جنسی، مذهبی، ملی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد پشتیبانی می­کنیم.

حزب کمونیست ایران در هر مبارزه، حرکت اجتماعی و نهاد سیاسی که بخشا اهداف سیاسی اعلام شده آن را برآورده و امکان دسترسی جنبش و نیروهای کارگری و سوسیالیستی را به اهرم­های قدرت سیاسی در جامعه فراهم نماید، فعالانه مشارکت خواهد کرد.»­*

اگر محقق و تاریخ­نویس و پژوهشگر بی­طرف و حقیقت­گویی تاریخ بیست و سه سال فعالیت و مبارزه بی­وقفه و پیگیر حزب کمونیست ایران را مورد بررسی و کنکاش قرار دهد قطعا به این نتیجه خواهد رسید که این حزب، با هر ایراد و اشکال و کمبودی بدون تزلزل در مقابل حکومت بورژوائی جمهوری اسلامی و جناح­های آن، در رشد و گسترش سوسیالیسم علمی  و در شفافیت دادن به مبارزه کارگران مستقل از دولت و گرایشات بورژوائی و برای تحقق شعار اصلی خود، یعنی «آزادی، برابری، حکومت کارگری»، صادقانه و با خلوص نییت مبارزه کرده است. این شعار که شعار کارگران انقلابی است و مضمون و محتوای سیاسی، اجتماعی و انسانی آن به حدی شفاف است که نیاز به توضیح بیش­تری ندارد. حزب کمونیست ایران، عزم و اراده کرده است تا تحقق این شعار لحظه­ای از مبارزه سیاسی و اجتماعی طبقه کارگر غافل نباشد. این هم فقط یک ادعا نیست، بلکه با رجوع به اهداف و برنامه حزب کمونیست ایران و بررسی انبوهی از اسناد و بیانیه­های رسمی آن که در کنگره­ها و پلنوم­های کمیته مرکزی حزب و کومه­له، تصویب و منتشر شده است؛ و یا با مراجعه به نشریه جهان امروز، نشریه سیاسی حزب کمونیست ایران و نشریه پیشرو کردی، ارگان کمیته مرکزی کومه­له، به سادگی می­توان به صداقت و درستی و حقانیت سیاست­های کارگری کمونیستی و تاکتیک­ها و استراتژی آن پی برد.

حکومت کارگری، نه حکومت حزب به نام طبقه کارگر، بلکه حکومتی است که مبارزه طبقه کارگر را برای لغو کار مزدی و مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و جایگزینی آن با تولید و مناسبات اجتماعی سوسیالیستی به جای سیستم استثمارگر سرمایه­داری در کلیه وجوه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی پیش می­برد. حکومت کارگری، حکومتی برای تضمین رهایی انسان از هرگونه قید و بند و ستم  و استثمار سرمایه­داری است.

کمونیست­ها نه تنها اصلاحات به نفع طبقه کارگر و کل جامعه، بلکه حتی انقلاب کارگری را بدون تشکل­های توده­ای و اجتماعی گوناگون کارگران، یعنی بدون وجود تشکل­هایی که میلیون­ها کارگر را در خود متحد و متشکل سازد، عملی نمی­دانند. هر اصلاح و بهبود جزئی را باید با نیروی متحد طبقه کارگر به طبقه سرمایه­دار و دولت حامی سرمایه تحمیل کرد. شوراها، سندیکاها، کمیته­های کارگری و غیره ابزاری برای مبارزه کارگران در جهت کسب حقوق آن­ها است. هیچ حکومت بورژوایی به کارگران اجازه تشکیل شورا و سندیکا و کمیته­های کارگری و عیره نمی­دهد، از این رو کارگران از پایین تشکل خود را به وجود می­آروند و موجودیت آن و نمایندگانشان را به کارفرمایان و حکومت تحمیل می­کنند. کارگران باید با نیروی اتحاد و همبستگی خود کارفرما و حکومت را وادار کنند که تشکل آن­ها را به رسمیت بشناسند. بنابراین، کارگران برای تاسیس تشکل خود، نیازی به اجازه حکومت و کارفرما و نظارت وزارت کار و غیره ندارند. تشکل­های توده­ای کارگران تنها ابزاری برای بهبود اوضاع کارگران نیست، بلکه این تشکل­ها ظرف بهتر و مناسبی برای متشکل شدن کارگران تحت سیاست­های انقلابی طبقه کارگر، یعنی سیاست سوسیالیستی است.

حزب کمونیست ایران، علاوه بر این که خواهان متشکل شدن رهبران و پیشروان طبقه کارگر در صفوف حزب است، اما در عین حال وظیفه خود می­داند که در راه متشکل شدن کارگران در تشکل­های مستقل­شان از هیچ تلاشی فروگزار نباشد.

در پایان همراه همه رفقای حزبی که چه در تشکیلات­های مخفی و چه در سنگرهای جنبش انقلابی کردستان و تشکیلات علنی کومه­له و چه در خارج کشور، در مقابل هارترین حکومت بورژوائی، برای تحقق مطالبات روزمره کارگران، زنان، جوانان و دانش­جویان و برای تدارک انقلاب اجتماعی به همراه تمام کارگران و کمونیست­ها و آزادی­خواهان انقلابی که دل­هایشان برای آزادی، برابری، حکومت کارگری و رهایی همه استثمارشوندگان می­طپد، بیست و سومین سالگرد تاسیس حزب کمونیست ایران را شادباش می­گوئیم.

11 شهریور 1385 - دوم سپتامبر 2006

* علاقه­مندان می­توانند کل برنامه حزب کمونیست ایران و دیگر اسناد آن را در سایت حزب کمونیست ایران  www.cpiran.org  و سازمان کردستان حزب کمونیست ایران - کومه­له را در سایت  www.komalah.org مطالعه کنند.



منبع: سايت ديدگاه



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.