تا جائیکه من خبر دارم رفیق کلارا آیسنر زتکین آلمانی هیچ علاقه و نظر خوشی نسبت به اسلام و جنبش سبز و الله اکبر نداشت. به همین جهت, فکر می کنم خانم نوشین احمدی خراسانی و دوستان او در ایران که تحت نام مدرسۀ فمینیستی فعالیت اصلاح طلبانه می کنند, در رابطه با کلارای کمونیست شوخی و مزاح فرمود اند.
گمان نمی کنم هنگامیکه کلارای مهربان, در روستای «ویندرلااو»ی آلمان بسال 1857 بدنیا آمد, کوچتکرین تصوری از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران, آنهم 122 سال بعد داشت بود.
کلارا آیسنر زتکین بعد از رشد و تکامل جسمی و ذهنی به حزب سوسیالیست کارگری آلمان پیوست و به فعالیتهای سیاسی اش برای رهایی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان ادامه داد. این نیز ثایت می کند که کلارا هیچ ربط و پیوندی با جنبش سبز پیغمبری و خط و مشی آن نداشته است,تا چه رسد به اینکه او شعار الله اکبر سر هد و آش نذری و شله زرد برای آزادی دستگیر شدگان اعتراضات اخیر بپزد! تازه, کلارا بخاطر دفاع از سوسیالیسم و آزادی مورد فشار از سوی مقامات آنزمان آلمان قرار گرفت و در تهایت, با تصویب ممنوعیت سازمانها و جریانات چپ توسط بیسمارک, مجبور به ترک خاک آلمان و اقامت در سویس و سپس فرانسه شد. اما نوشین خراسانی و دوستانش این خفت و خواری را قبول کرده اند که در ایران بمانند و در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی به تبلیغ فمنیسم اسلامی و لیبرالی بپردازند,بجا اینکه بیایند خارج کشور و در فضای آزاد با دیگران بحث و گفتگو کنند!
خلاصه, کلارا بعد از مدتهای مدید بالاخره به آلمان بر می گردد و بعنوان سردبیر روزنامۀ برابری ارگان زنان حزب سوسیال دمکرات آلمان به کار و زندگی می پردازد. او علاقۀ خاصی به یوسف استالین, دبیر کل حزب کمونیست شوروی و رهبر آنکشور داشت و برعکس از تروتسکی موذی خوشش نمی آمد.
کلارای خونگرم و زود جوش, در سال 1907 با ولادیمیر ایلیچ اولیانوف لنین ملاقات نمود و با او دوستی صمیمانه ای بر فرار کرد. در حالیکه, حدس می زنم نوشین احمدی خراسانی به میر حسین موسوی علاقه داشته باشد. و همانطور که می دانیم فرق عظیمی است میان میر حسین با رفیق لنین.
اینرا هم بگویم که کلارا, بر خلاف تبلیغات و تحریفات موجود, هیچ انتقاد و شکایتی از اقداماات استالین نداشت و آنها را با تمام وجود می پسندید. بر خلاف رزا لوکزامبورگ که به چگونگی طرز حکومت بلشویکها انتقاد و اعتراض داشت.
در ضمن این باعث خوشحالی و سرور بی پایان طرفداران حقوق زنان است که سیاوش دانشور اینچنین از کلارای طرفدار و دوستدار یوسف استالین در مقابل عوامل جنبش سبز دفاع می کند. چون تا جائیکه من می دانم کمونیسم کارگری دشمنی عجیبی نسبت به استالین و طرفداران او دارد. تمام شد!
[تعداد نظرها: 2]