شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah    

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۸ مه ۲۰۰۸



در پیوند با دیگر مطالب دیدگاه تعداد نظرهای رسیده:  [9622]


در رابطه با: مسئولان قتل‌عام زندانیان سیاسی
همراه با عکس‌هایی از حسینعلی نیری، علی مبشری و...
کد مقاله: 17804
ارسال‌کننده: آذر -  کد نظر: 9892   تاریخ ارسال: 19 Aug 2007

واقعا خسته نباشید.با دیدن عکس این جانیان خشمم چند برابر شد.وهزار بار به شجاعت شهدا ی سر فراز درود میفرستم . با تشکر از زحمات شما   
[تعداد نظرها:  8]

در رابطه با: چرا به اینجا رسیده ایم؟ پرسشی جدی از خود «ما» کد مقاله: 17832
ارسال‌کننده: قاسم -  کد نظر: 9891   تاریخ ارسال: 19 Aug 2007

برای اصلاع نویسنده بسیار اساسی مقاله:
در سال 57 قبل از انقلاب سیاسی بهمن گروهی به نام گروه "اتحاد کمونیستی" که بعدها به نام "سازمان وحدت کمونیستی" تغیر نام داد در بر خورد به"سازمان چریکهای فدایی خلق"که اعلام کرده بود "از مبازه ضد امپریالستی خمینی دفاع میکند" طی جزوه ای بنام " روحانیت در گذار فدرت" انتقاد کرد. این جزوه بر اساس مطاله تحریرالوسیله خمینی توسط این گروه نگاشته شده بود و در آن زمان خمینی را یک روحانی ارتجاعی نامید.این جزوه بعد از انقلاب سیاسی بهمن در دکه کتاب فروشی در دسترس همگان قرار گرفت.
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: ايران، چپ و مجاهدين خلق
سلطنت طلبان و حكومت اسلامي!
کد مقاله: 17821
ارسال‌کننده: بهداد -  کد نظر: 9890   تاریخ ارسال: 12 Aug 2007

اعتقاد به حاکمیت مردم و یا به عبارتی در دمکراسی حقوق کارگر جدا از دیگر اقشار جامعه نیست و کارگران با تشکیل سندیکاهای کارگری به فعا لیت های سیاسی خود ادامه داده و لذا کارگر به حقوق و سرنوشت خود حاکم است. ولی در یک حکومت کارگری که حاکمیت بخشی از جامعه به کل جامعه را یدک می کشد، یک حکومت دیکتاتوریست و کارگر فقط در حیطهً قدرت مرکزی در اسارت بوده و اراده ًانتخاب آزاد را ندارد پس پویا نبوده و بلوکه شده است و لذا تمرکز قدرت سیاسی در یک حزب و شخص ، رقابت فعال سیاسی احزاب و توده های مردم را سد و اقتصاد را انحصاری کرده و روند رشد سیاسی و اقتصادی کشور را کور می کند و به همین جهت تجر بتاً و به لحاظ علمی به گذشته تعلق داشته و مردود است.

  
[تعداد نظرها:  3]

در رابطه با: به «گوبلز» درس می‌آموزند کد مقاله: 17795
ارسال‌کننده: عباس منصوران -  کد نظر: 9888   تاریخ ارسال: 11 Aug 2007

ابراز نظر کنندگان گرامی، بخشی که به عهده گرفته‌‌ام، بخش یادداشت‌های روز مربوط به جنبش کارگری ست،‌شمانمی‌توانید هیچ نوشته‌ای که تا کنون از سوی‌ من نوشته شده از خواسته‌های سیاسی و اقتصادی این طبقه و نیز مسایل روز مربوط به طبقه کارگر و نیز دیگر توده‌های مردم دور شده باشد نمونه‌ای بیاورید. نگاهی بیافکنید اگر در مورد ایلنا نوشته می شود، «کسی می‌آید» و یا همین اخیر در باره گزارش نادرست و تبلیغات حکومت، در باره راه اندازی ۲۷ طرح اقتصادی و نیز گزارش اقتصادی، در باره کارگران. من ژورنالیست نیستم که گزارش بنویسم. کوششم این است که در توان خویش به تبادل اندیشه و دانش مبارزه طبقاتی کارگران بپردازم و اگر بتوانم نکاتی و گوشه‌هایی را روشن سازم و به آن بیافزایم. زیرا که به این طبقه وابستگی دارم و پایگاه و خاستگاهم نیز این طبقه است. نمی توانم بیش از سی میلیون کارگر(با شمار اعضا خانواده)و نیز میلیون ها متحدین این طبقه که شریان جامعه را از خون خویش به تپش وا‌می‌دارند و زندگی می‌بخشند را انکار کنم. نباید پوپولیست بود و مردم فریب یا ساده اندیش، که همه مردم ایران را دریک سبد ریخت و گفت همه یک سرنوشت دارند و با رفتن خمینی(که رفته است و بهتر است بگوییم حکومت اسلامی) و جابجایی آن به نیرویی ضد استبدادی که بلافاصله برای حفظ مناسبات طبقاتی حاکم،‌به استبدادی تازه‌ای می‌گراید،‌قول می دهبم همه چیز درست می شود.این نادرست است،‌هیچ تضمین اجرایی ندارد. کارگران جز به نیروی خویش و متحدین و همراهان خود به هیچ دولت نیرویی و امکامی و پیشوایی باور ندارند. کارگکران با سامانیابی و تجهیز به دانش مبارزه طبقاتی خویش باید خود سرنوشت خویش را به دست بگیرند، تجربه تاریخی و ماتریالیسم تاریخی نشان می‌‌دهد که حکومت‌‌های طبقاتی در درازای تاریخ تنها جا به‌جا شده‌‌اند. برای پایان دهی به فلاکت باید مناسبات طبقاتی را پایان داد،‌یا سویالیسم یا فلاکت این را به درستی روزالوگزامبورگ گفت.این موضوع را همه حکومکت‌ها حتا کودن‌ترین آنها می‌دانند. به بگیر و ببندهای کارگران و سوسیالیست‌ها و فعالین جنبش کارگری و نیز هراس حکو‌‌متهااز طبقه کارگر و کمونیسم در همه جای جهان نگاه کنید!برای من دشمنان طبقه کارگر بورژوازی‌ست و گروهبندی‌های سیاسی آن چه در قدرت سیاسی و چه پیرامون حکومت و یا چه خیز برداشته برای حکومت. در شرایط کنونی سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی سرمایه محور مبارزات، همراه با سازمیابی طبقه کارگر.دوستان طبقه کارگر متحدین طبقاتی، یعنی زحمتکشان شهر و روستا هستند. استثمارگران و آنانی که به کمک آمریکا و سرمایه‌های چند ملیتی و دولت‌‌ها چه نوع چاوزی آن و چه نوع کاستریستی یا استالینی‌اش و مائویسیت آن وعده‌ی آزادی می‌دهند را دوستان طبقه کارگر و زحمتکشان نمی دانم.به عراق و افغانستان بنگرید تا سرانجام دمکراسی به یاری سرمایه‌های چند ملیتی را در یابید. از مشروطه تا کنون جنبش توده‌ای و مبارزات مردم، از همان زمان نیز به یاری توده‌‌ها و لایه‌‌های زیرین جامعه، سوسیالیست‌هایی همانند حیدر عمواغلی و انترناسیونالیست‌های شرکت کننده در پیشاپیش مبارین در گیلان و آذربایجان و سپس در آزاد سازی تهران، چه شد! مگر یپرم خان به دسوتر دولت مشروطه در لباس فرمانده نیروهای انتظامی وقت، به ‌خلع سلاح ستار و زخمی کردن وی نپرداخت و رزمندگان آذربایجان را در همان پارک اتابک در هم نشکستند.نمونه‌های بسیاری را می‌توان بر شمرد و این خصلت و ماهیت قدرت سیاسی و حفظ مناسبات تولیدی پایه گرفته از استثمار فرد است. من به قدرت یابی طبقه کارگر و برقراری خودگردانی شورایی سازمانیافته به وسیله‌ کمون‌های کارگری- زحمتشکان شهر و روستا باور دارم. چنین رویکردی،‌برپایی گونه‌ای «نه-دولت» است که به شیوه‌ی‌ ‌نوین و مدرن، ‌به ساماندهی تولید،‌توزیع و نیازهای واقعی جامعه می‌پردازد. به حکومت ایدئولوژیک،‌حزبی(نوع کمونیستی آن) و ‌پارلمانی باور ندارم و چیزی بهتر از نوع آلمان شرقی و یا استالینی آن، اگر «بخت یارمان باشد» از آب در نمی‌آید(به انور خوجه‌ای بیشتر نزدیک می‌شویم). نمونه کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ نشان داد و نیز آغاز انقلاب اکتبر ۱۹۱۷،‌پیش از آنکه شوراهای کارگران -سربازان درهم شکسته شد و کارگران و کمونیست‌های شورایی در قدرت سیاسی و کنترل توزیع و تولید و نیز در شوراها به دور رانده شدند،‌ سوسیالیسم در روسیه،‌باشکست آلمان و نیز با شکست از درون به وسیله چنین رویکرد غیر سوسیالیسیتی مجال گشایش نیافت. طبقه کارگر ایران شایستگی آنرا دارد و می‌تواند آغازگر این گذار باشد.   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: من «مثل مرد می میرم» و شما ؟ کد مقاله: 17812
ارسال‌کننده: دوست -  کد نظر: 9886   تاریخ ارسال: 10 Aug 2007

به saraعزیزپیشنهاد می کنم که دوبارهمطلب را بخواند تا متوجه شودکه ازشجاعت زن قهرمان هم که میگفت قیمه قیمه تان میکنم تجلیل شده واین مطلب فقط جنبه مرد پرستی نداشته ولی چون داستان مربوط به حسین است اول امده.با درود فراوان به اقای عرفانی.   
[تعداد نظرها:  11]

در رابطه با: «زهر» و «پادزهر» کد مقاله: 17763
ارسال‌کننده: شهرام فاضل -  کد نظر: 9885   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

در جوابیه به آنهای که مدعی بودند که او خدای مذاهب ابراهیمی را پرستش می کند, آلبرت انیشتین نوشت که:" البته دوروغ بود, دوروغی که بطور سیستماتیک تکرار می شود. من به خدای شخصا اعتقادی ندارم و هرگز این را کتمان نکرده ام و به روشنی اظهار کرده ام. اگر چیزی در من مذهبی می باشد آن تحسین ساختمان جهان تا آنجای که دانش ما آن را افشا کرده می باشد."
بینش سوسیالیستی صرفا يک شيوه نگرش در روابط اقتصادی جامعه نیست و سوسیالیست ها با تحلیل مراحل تکامل جوامع بشری و موارد ناشی از آن از جمله مذاهب و فرهنگ و هنر درکی عینی و حقیقی از تمدن بشریت ارائه می دهند. تضادهای طبقاتی ناشی از ماهیت طبقاتی جوامع بشری می باشند و طبقات ستمگر از ابزار مذهب برای به زنجیر کشیدن طبقات ستمدیده قرن ها هست که استفاده می کنند. نمونه جالب آن نقش روحانیون مرتجع شیعه در حمایت از طبقه زالو صفت و دلال بازاری سرمایه داران ایرانی می باشد. ملایان نظام برده داری و استثماری این شیادان را با حکم الهی و شریعت حاکم کرده اند! این رسالت تاریخی ملایان و کشیشان و خاخام ها و بقیه روحانیون بدون عمامه و عبا نیز بوده و هست. مذهب افیون توده ها بوده و هست و علم و دانش بنا به ماهیت خود باعث رسوایی خرافات مذهبی و مورد کینه روحانیون می باشد. البته مهم کوتاه کردن دست این شیادان دین فروش از زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی توده ها می باشد و سوسیالیست ها با علم به مخرب بودن مذاهب خواهان جنگ و جدل با مذهبیون نیستند.
  
[تعداد نظرها:  54]

در رابطه با: ضرورت بازگشت به خويشتن براي گذار به دموکراسي (١) کد مقاله: 17806
ارسال‌کننده: علي سالاري -  کد نظر: 9884   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

به آقاي شهاب، براي آشنايي با موضعگيري هايم شما را به خواندن مقالات قبليم ارجاع مي دهم، اگر هنوز متقاعد نشديد، نوشته هايم را در آينده دنبال کنيد. به آقا و يا خانم زنگي زنگ، راستش من نه زنگي زنگم و نه رومي روم. در نوشتهً شما حرف جدي قابل پاسخي نيست. معلوم است از خواندن نوشته ام گزيده شده ايد، مطمئناً در ادامهً اين بحث آنرا شيرين خواهيد يافت. موفق باشيد.   
[تعداد نظرها:  3]

در رابطه با: اظهارات مالكی علیه مجاهدین
فراخوان به جنایت جنگی است
کد مقاله: 17808
ارسال‌کننده: علی -  کد نظر: 9876   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مالکی باید هم، چنین ژست توخالی بگیرد .از مترسکی مانند این عامل مستقیم رژیم آخوندی ، این ادعاهای صدمن یک غاز ، برای رضایت رژیم جلادی است که برای جان شهروندانش در ایران ومردم بیگناه عراقی که توسط نیروهاوتسلیحات رژیم جان می سپارند، پشیزی قائل نیست.این اراجیف برای مرتبه اول نبوده وبار آخر هم نیست.تا این تفاله ها بر سر کارند این پرت وپلا گویی ها ادامه دارد.مردم عراق وبه نمایندگی انان، احزاب وسازمان های پیشسرو عراقی ، ساکنین شهر اشرف را از بهترین دوستان ویاران خود می دانند واز آنها در مقابل این سرسپردگان رژیم آخوندی حمایت می کنند.حال وظیفه ما ایرانیان است که فارع از دیدگاههای سیاسی وعقیدتی متفاوت ، عوامل سرسپرده رژیم جلاد آخوندی را در عراق با اعتراض به مراجع بین المللی افشاکنیم واز این منادیان آزادی در مقابل این جنایتکاران حمایت کنیم.
  
[تعداد نظرها:  8]

در رابطه با: تراژدی کد مقاله: 17813
ارسال‌کننده: بيژن -  کد نظر: 9869   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

با تشکر از کاريکاتور زيبا و با پيامهای بسيار
رژيم جنايت در هفته گذشته با کمال وقاحت دست به اعدامهای گسترده خيابانی زد و مردم در بيشتر کشورهای حهان شاهد اين سلاخی در ايران بودند.
براستی برای کشورهای اروپائی و امريکا دفاع از دمکراسی و حقوق بشر معنائی جز شعار دارد آيا دولت های اروپائی و امريکا نمی دانند که اين رژيم در طول حياتش هراران نفر را در ايران اعدام کرده و هيچ ارزشی به قوانين بين الملی و افکار عمومی ندارد آيا براستی وجود اين حاکميت بيشر از اينکه به ضرر امريکا باشه بنفع آنها نيست.
آخيراً امريکا ميلياردها دلار اسحله به کشورهای منطقه به بهانه تهديد ايران فروخت
آيا نمی دانند اين حاکميت سرچشمه و بانی ترويست بين الملی است
آيا سياست مماشات اين باور را به اين جانيان نمی دهد که بعد از ۲۹ سال اعدام و سرکوب هيچ نهاد بين الملی و هيچ گروهی درخارج و داخل جلودار آنها نيستند
آيا اين مماشات در جنايت و ظلم به مردم در ايران نيست
با آرزوی موفقيت برای آقای توفيق عقيلی

  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: یورش تراژیک، تداوم کشتار در زندان‌ها
کد مقاله: 17800
ارسال‌کننده: خشایار -  کد نظر: 9860   تاریخ ارسال: 07 Aug 2007

آقای نویسنده به نظر من شما خیلی زیادی خرج این منتقد خندان تراژیک کردی، بیکاری مگر شما؟   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: آمریکا اشتباه می کند، رژیم منفعت کد مقاله: 17801
ارسال‌کننده: دوست -  کد نظر: 9849   تاریخ ارسال: 07 Aug 2007

بایداین صداقت اداره بازرسی امریکاراستایش کرد. ولی اگر اسامی افراد ناشناس رابعدازبازستانی که شناسائی شده اندعلنی کند صداقت خود را بیشتر ثابت می کند.   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: عوامل جنایات رژیم در دهه 60 خورشیدی، و رهبری «اپوزیسیون» کد مقاله: 17805
ارسال‌کننده: بهروز -  کد نظر: 9848   تاریخ ارسال: 07 Aug 2007

مطلبی که عنوان نموده اید کاملن واقعی است و خودنشان از ضعف بخشی ازاپوزیسیون راعیان می کند که متا سفانه تحت تاثیر تبلیغات راستگرایانه ی حاکم بر جو سیاسی دنیا پس ازفرو پاشی بلوک شرق دامنگیر بخشی از نیروهای چپ وطنی (به اصطلاح)نیز گردیده است که باعنوان کردن برائت از خشونت دست به گریبان نیروهای جدی سرنگونی طلب شوند و با امداد رسانی به حاکمیت سراپا خشونت طلب وجنگ افروز عوامل ان را به عنوان اپوزیسیون عضو گیری کنند(بخشی اگاهانه وبخشی از روی بیخیالی)باید برای حفظ مرزهای سرخ مقاومت علیه دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهن بدون کمترین دغدغه ای محیط اپوزیسیون رااز چرک و تعفن اخوندی پاک و منزه کردوبه هیچ وجه اجازه نفوذ عواملی را نداد که تا دیروز افتخاراتشان سرکوب و حذف وشکنجه و...مخالفان بود وامروزهم همچنان شهرت حاصل از همان دوران رایدک میکشند و پاره ای از ایشان در فرنگ نان اینگونه نام اوری را می خورند و به ریش ان دسته ای می خندند که نقش امروزین شان را باور کرده اند.برای ابراز پشیمانی و طلب بخشش از مردم ایران وافکارعمومی افشای تمامی انچه که مرتکب شده اند(بدون کمترین حذف و کتمان عملکرد) وافشای تمامی عناصر اختناق وسرکوب بدون هیچگونه ملاحظه جناحی و فکری ونسبی و...اولین گام خواهد بود.در ضمن افشای جریان ها و چهره هایی که به این دسته از عوامل بال و پر پرواز در پهنه اپوزیسیون را می دهند نیز از وظایف اصلی نیروهای سرنگونی طلب اصیل می باشد.سرنگون باد رژیم زن ستیز و ضد بشری حاکم بر ایران.پیروز باد مقاومت.   
[تعداد نظرها:  6]

در رابطه با: استرداد جنگنده عراقی کد مقاله: 17803
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 9847   تاریخ ارسال: 07 Aug 2007

بد نیست که بدانید که دولت عراق مشغول پرداخت خسارت مالی به دولت کویت است و دولت ایران نه تنها از عراق خسارت دریافت نکرده بلکه در شرایطی که هواپیمایی هما مجبور است هواپیماههای غراضه از ترکیه و دیگر کشورها اجاره کند به نوشته سایت بازتاب دولت ایران هفته پیش یک هواپیمای نو به آقای ملکی رهبر عراق هدیه کرده است !! گویی مردم ایران که در جریان حملات شیمیایی و حملات توپخانه و بمب؛ خانه و زندگی و جان خود را از دست دادند از کویتی ها ثروتمند تر هستند و نه تنها نیازی به دریافت غرامت ندارند بلکه هواپیما هم کادو می دهند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: پروازشمارۀ بی شرفها کد مقاله: 17796
ارسال‌کننده: حسن حقیقی -  کد نظر: 9832   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

خانم سارا کسروی درود بر شما باد! اما پناهنده سیاسی و واژه پناهنده با این بیشرافتی ها از بین نمیرود. اینها فقط خودشان را به لجن ملایان آلوده می کنند.با اینکه اوضاع بین المللی مناسب حال بیشرفهاست! اما باید در افشای کسانی که خون دهها هزار تن از جوانان میهن پرست را بازیچه بیشرفی نموده اند تلاش نمود آنهم در رژیمی که ظرف ماه گذشته بیش از پنجاه فر را اعدام نموده و الا دو ماه است که به بهانهبه روز کردن هشتصد هزار وبلاگ پرشین بلاگ را بلوکه کرده و اختناق را به حداکثر رسانده است.   
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: ماهيت «انقلاب بوليواريستی» چاوز چيست؟ کد مقاله: 17799
ارسال‌کننده: علی چاوزدوست -  کد نظر: 9830   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

زنده باد چاوزیسم!
شما تنها میتوانید شعار دهید .چاوز عمل میکند. شما بایستی بیلانی واقعی از آنچه که قبل ازچاوز بوده است وآنچه که امروز میگذرد مقایسه کنید.همیشه چپ روی وراست روی به یک نقطه میرسند وچاوز نیز دقیقا نیروهای راست وابسته به امپریالیسم را درمقابل خود دارد که او را میخواستند سرنگون کنند وهنوز در جریان این کارهستند واز طرف دیگر چپ گرایان البته غیر وطنی مثل شما که در عرش اعلا نشسته وبرای کسی که در میدان عمل است نسخه میپچید . دنیای خیالی شما هرگز در میدان عمل امروز جامعه عمل نمیپوشاند. از طرف دیگر کسانی هستند که چاوز رامورد انتقاد قرار میدهند که با مثلا جمهوری اسلامی رابطه دارد ولی اینکه خود نیز در دنیای امپریالیستها چه گافهائی که نداده اند را نمیگویند ویا مثلا نمیگویند که خود مثلا با هرجریان راستی همکاری میکنند چون تنها ضد جمهوری اسلامی است! در دنیای خیالی بسیار آسان است که تحولی واقعی در جامعه را پایه گذاشت و درو مورد چاوز این مشخص است که فلش حرکت او بسوی آزادی ورهائی است . چاوز برخلاف بسیاری از مدعیان سوسیالیست دیگر مردم را در بند به عنوان حکومت پرولتاریا نکشیده است .مخالفین راست او آزادانه بر علیه او عمل میکنند. واین توده های فریب خورده هنوز پس از شش سال دوران ریاست جمهوری چاوز بدنبال او میباشند و به اواعتماد دارند. نباید از عرش آسمان نگاه کرد باید زمینی نگاه کرد که در این دنیای حاکمیت سرمایه که تمامی قدرت سیاسی ، اقتصادی و نظامی را در دست دارد ودر دنیای ارتباطات سیاسی ، اقتصادی ونظامی شما به عنوان یک کشوری که به سوی سوسیالیسم میخواهید پیش بروید با ید با این دنیای واقعی بیرونی ارتباط برقرار کنید و شما یا از دنیای اقتصاد بی خبرید ویا اینکه در عالم ذهن دنیای سوسیالیسم خود را میسازید ودر این دنیای واقعی بایستی که بهترین رابرای توده ها بیرون کشید.به نظر من شما بدون هیچ سندی به چاوز اتهام زنی میکنید وبیشتر از دریچه راست تا از دریچه چپ وارد صحنه شده اید/
  
[تعداد نظرها:  8]



در پیوند با مطالب دیدگاه کاربران تعداد نظرهای رسیده:  [455]


در رابطه با: پدیدهء اصلاحطلبی در ایران کد مقاله: 803
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 466   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

نکتهء مهم ديگری را، که بايد دوباره در موضعگيری ويژهء خودم توضيح بدهم اين است، که
از آنجاييکه جامعهء ايران جامعه ای کلاسيک نبوده است-هرچند هر جامعه ای از روند عام جامعه شناسی علمی پيروی می کند- روند توليد لمپن پرولتاريا نيز در جامعهء ايران از روندی خود-ويژه برخوردار شده است:
اگر در جامعهء کلاسيک بورژوايی، لمپن پرولتاريا پيش از هر چيز محصول مستقيم کارکرد ساختار اقتصادی-اجتماعی توليد سرمايه داری بوده است، در ايران توليد اين قشر اجتماعی در درجهء نخست، محصول تاثيرگذاری عوامل بازدارندهء خارجی بوده است- بويژه در نتيجهءانقلاب سفيد بود، که روستائيان را از زمين کنده و به حاشيهء شهرها پرتاب کردند.
در جامعهء کلاسيک، روستائيان آزادشده از قيد روابط سرواژ بسرعت بيشتری جذب صنايع نوپای شهرها شدند. سپس همين صنايع نوپا-همانگونه که می دانيم- به توليد لمپن پرولتاريا نيز پرداختند و اين روند ساختاری اين جوامع بوده است. ليکن روستائيان ما پس از انقلاب سفيد نتوانستند در صنايع جذب شوند، زيرا روابط سرمايه داری کمپرادور نمی توانست آنها را جذب کند.
سرمايه داری مانوفاکتور و سپس کارخانه و کارگاههای بزرگتر در روندی طولانی در جوامع اروپا پا گرفتند. ولی روند رشد صنايع داخلی ما قطع و خنثی شد. و درست هنگامی صنايع پرقدرت کمپرادور وارد کشورمان شدند، که روستائيان نزديک يک قرن از فرهنگ سرمايه داری عقب افتاده بودند.
و نکتهء جالبی، که در نتيجهء اين بحث بايد عرض کنم، اين استکه امپرياليستها در محاصبات خودشان همين لمپن پرولتاريای ايران را در نقشه ای ماهرانه دو بار به کار گرفته و هر بار هم موفق شده اند: بار نخست در کودتای 28 امرداد 1332 و بار دوم در انقلاب بهمن 1357.
هر دو بار لمپن پولتاريا در نقش سپاهيان امپرياليسم ظاهر شد(فکر می کنم لازم نباشد که در بارهء اين نقش در سال 57 و بويژه در سرکوبی دمکراسی بوسيلهء رژيم توضيحی بدهم-وقايع خرداد 42 "جنرال رپيتيشن" يا همان آخرين تمرين پيش از شب نمايش بود).
در بارهء توليد و بازتوليد لمپن پرولتاريا در زمان کنونی نيز توضيح داده ام.
و اما، من هرگز نگفته ام، که لمپن پرولتاريا به جای کارگران و ديگر نيروهای انقلابی بايد رهبری را بدست بگيرد و يا چيزی شبيه اين. بلکه خواسته ام توجه همگان را به اين گوشهء معادله نيز جلب کنم، که چه برنامه ای در جريان است، تا بتوانيم آن نقشه را خنثی کنيم. امپرياليستها نشسته اند و دقيقا دارند جامعهء ما را مطالعه می کنند و روی نيروهای جامعه حساب باز می کنند. ما نبايد از نقش مخرب لمپن پرولتاريا غافل بشويم. بايد بتوانيم از موقعيت بوجود آمده برای تبليغ در بين کارگران و زحمتکشانی، که به حاشيه رانده می شوند سود ببريم- موقعيت ايجاد شده اين است، که آنها دروغ بودن اسلام و ايدئولوژی حاکم را می بينند. ما بايد دشمن را به آنها نشان بدهيم و نبايد بترسيم، که ما را به ضديت با دين متهم کنند. ما بايد لبهء تيز حملات ايدئولوژيک خود را روی خرافه پرستی و فساد اسلاميان حاکم بگذاريم و اجازه ندهيم، تا برای بار سوم لمپن پرولتاريا در صف ضدانقلاب قرار بگيرد. هنر انقلاب اين است، که بتوانيم اردوی دشمن را پراکنده کنيم. ولی ضد انقلاب از ما بهتر کار می کند: کارگران و کشاورزان را به حاشيهء شهرها می رانند و زيرساخت اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی جامعهء ما را به نابودی می کشانند. اگر روند حوادث همينگونه پيش برود، بزودی سرتاسر ايران شيره کش خانه و روسپی خانه خواهد شد. شوخی نيست. اين خواستهء برنامهء "يک ميليارد زرين" است. همهء منابع جهان را فقط بايد موبورهای چشم آبی مصرف کنند و مردم کشورهای ديگر بايد نابود شوند. اين فاشيسم نوين است، که در برنامهء "يک ميليارد زرين" تدوين شده و از 1975 به اينسو در دستور روز قرار دارد.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: زور رژيم را با زور بايد پاسخ داد! کد مقاله: 807
ارسال‌کننده: اشرف هاشمی -  کد نظر: 464   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مقاله ای منطقی هست.وسران ضدبشر این رژیم خون آشام . به هر وسیله ای باید . از قدرت خلع شوند.و چه بهتر که مثل خودشان دربرابر شان قد علم شود.و اگر بخواهیم میشود. بشرطی که مثل رهبران فدائیان و مجاهدین و دیگر رزمندگان راه آزادی . خودمان آغاز گر این عمل انقلابی و درست باشیم. و از دیگران نخواهیم که پا پیش بگذارند و به خواسته حق مان جامه عمل بپوشانند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: مارکسیستها را چه می شود؟ کد مقاله: 792
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 463   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

من می توانم از زبان انگليسی نيز بآسانی استفاده کنم، ولی بيشتر منابع من به زبان روسی هستند. فکر می کنم اثر جالب پلخانف "مارکسيسم و آنارشيسم" به زبان فارسی ترجمه نشده باشد. من اين را ترجمه کرده ام و اگر فرصتی باشد، دستنوشته ام را به کامپيوتر منتقل خواهم کرد.
مطالب بسياری در بارهء باکونين، کروپاتکين، اوگاريوف، گرتسن،محافل آنها و چگونگی شکل گيری عقايدشان و نامه های باکونين و ... و نچايف (در بارهء همين سرگی نچايف و رابطه اش با باکونين را می توانيد در نوشتار من در همين سايت بخوانيد)، را هم مطالعه کرده و هم برخی از آنها را ترجمه کرده ام. پس آنگونه هم که شما می پنداريد، بی اطلاع نيستم، حتی سايت آنارشيستهای روسی نيز وجود دارد.
  
[تعداد نظرها:  31]

در رابطه با: رابطهء دين و مواد مخدر کد مقاله: 783
ارسال‌کننده: پا یا احمری -  کد نظر: 459   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مگر پزشکان نمیدانند که سیگار و الکل و بی خوابی و تجاوز به ناموس مردم زیان جسمی و قانونی و شخصیتی به همراه دارد!؟ آیا پزشکان . بویژه در غرب . رعایت این موازین را دردستور کار عملی شان دارند !؟اگر ندارند - اغلب شان - شما نظرتان این میشود که دنیای پزشکی یعنی کشک!؟ همین دیروز یک مرد 61 ساله غربی . به علت همخوابی با یک دختر معصوم 6 ساله دستگیر و زندانی شد - در کشور خودش - و یا یک غربی دیگر به دخترش سالها تجاوز میکرد . و سرانجام دختر معصوم . پدرش را با چاقو از پا در آورد. و یا هیتلر و بوش و امثال این آدمکشان غربی هستند. و پل پت هم کمونیست بود. شما نظرتان چیست !؟ غرب یک سره قابل نفی است و پدر و مرد بودن و کمونیزم!؟ چرا دین را با مدعیان دینداری مخلوط میکنید !؟شرم هم یک احساس انسانی هست آقایان ضد دین !!...   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: ترکیه اسلامی ، لائیک یا دمکراتیک ؟ کد مقاله: 805
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 458   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

نتایج انتخابات اخیر در ترکیه نشان داد که این کشور یک جامعه لائیک نیست و اصولأ ترکیه آن طرف سکه جمهوری اسلامی است با این تفاوت که ژنرالها در ترکیه با زور سرنیزه و با هدف سیاسی و برای تثبیت اتوریته خود خواستهای به اصطلاح لائیک خود را به مردم تحمیل می کنند و در ایران آخوندها خواستهای مذهبی خود را به مردم تحمیل می کنند. تحول فکری و جهت گیری مذهبی و یا لائیک مردم را دستورات حکومتی نمی تواند تعیین کند و حتی پافشاری حکومت ها در این زمینه می تواند نتایج معکوس ببار آورد. ترویج و تشویق و یا مبارزه با دین وقتی که سیاسی میشود بسیار مخرب است و احزاب به اصطلاح لائیک اگر نه بیشتر حداقل مثل احزاب مذهبی در ترویج دین مقصر هستند زیرا احزاب به اصطلاح لائیک خود به مردم آگاهی علمی و فلسفی نمی دهند بلکه فقط از نظر سیاسی برای جلب اراء مردم و تقویت قدرت خود شلوغ و تلاش میکنند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به همنشين بهار کد مقاله: 757
ارسال‌کننده: مینا سهامی -  کد نظر: 457   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای فراهانی شما در این یاداشت نوشسته اید: {ميتوانم از اعتراف علنی يکی از سردمداران رژيم نام ببرم که دقيقا در همانروزها بطور علنی اعلام کرد که :"اين مجاهدين بودند که زهر آتش بس را به امام خوراندند"}

لطفا بطور دقیق یعنی مستند، بفرمائید کدام مسئول رژیم، چه زمانی و در کجا ، جمله فوق را گفته یا نوشته است.
با تشکر و احترام

  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: سرنوشت محتوم اکس-مسلم در هلند کد مقاله: 797
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 455   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای ایرج.ع خوش به حالت که اینقدر با هوش هستی!! شما و همفکرانتان همه از کلیه رازهای کائنات با خبر هستید !! آیا شما با نوشتن این جمله: « معلوم شد كه همين يك پاراگرافي را هم كه به زباني ساده برايت نوشتم نگرفتي » چه چیز را می خواهی ثابت کنی؟ از نظر من دین یک روبنا است و من مثل شما از این روبنا دستمایه سیاسی- تبلیغی برای خودم درست نمی کنم و مثل شما با دین از طریق مطبوعات بورژوایی و فحش دادن مبارزه نمی کنم !! کسانی مثل شما و خانم هیرشی علی نه تنها با دین مبارزه نمیکنید بلکه با فحش دادن به اسلام در مطبوعات هلند و دیگر کشورها موجب تحریک مسلمانان و تقویت اسلام و دین می شوید. من مثل شما و برای خوشایند مسیحی های مرتجع؛ ادیان را دسته بندی و به خوب و بد تقسیم نمیکنم. بر اساس گفته شما اسلام چون سنگسار و اعدام می کند بد است و مسیحیت چون این کارها را نمی کند خوب است و حداقل باید مثل شما در مورد آن سکوت کرد. اما دوست دانشمند من !!؛ بد نیست که بدانید در ایرلند شمالی صدها نفر در درگیریهای بین کاتولیک ها و پرتستانها با بمبهای آنها به قتل رسیده اند !! و هنوز کاتولیکها و پرتستانها از هم متنفر هستند و مناطق مسکونی کاتولیک و پرتستان نشین از هم جدا هستند. تو از کجا می دانی که من طرفدار انقلاب جهانی و مخالف انقلاب در یک کشور هستم که این جمله را : « در سياست هم آنهايي را كه به جاي انقلاب در يك كشور ، انقلاب جهاني را پيش ميكشند تا از زير بار مسوليت مبارزه با يك رژيم مشخص شانه خالي كنند را نميتوان جدي گرفت » نوشته ای؟
من به شما اطمینان می دهم که اگر حتی در یک محله و یا یک شهر در ایران و یا در اروپا انقلاب بشود من اولین کسی خواهم بود که از آن حمایت خواهم کرد. صداقت شرط اولیه یک دیالوگ سازنده است !!
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: همصدایی و بیصدایی در کلن (آلمان) کد مقاله: 800
ارسال‌کننده: r.rahimi -  کد نظر: 448   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از انجا که بخاطر سرکوب وحشيانه رژيم در داخل کارگران و زحمتکشان و زنان قادر به برپائی تظاهرات و اعتصابات بزرگ برای بدست اوردن حقوق انسانی خود و سرنگونی رژيم نمی باشند پس اين وظيفه ايرانيان اگاه و با وجدان خارج از کشور ميباشد که با بر پائی تظاهرات چند ده هزار نفره درشهرهای بزرگ اروپا و امريکا بطور مداوم باعث شورو حال در داخل کشور شوند و در پايان بساط اين رژيم ادمکش و فاشيستی را به ذباله دان تاريخ بريزند. با درود به تمام انهائيکه در تظاهرات کلن شرکت کردند   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: تشديد اعدام‏ها در ايران! کد مقاله: 793
ارسال‌کننده: ناظر بی طرف -  کد نظر: 443   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از نويسنده اين مطلب سوالی داشتم و آن سوال اين است که اگر مردم ايران برای رهائی به " قهر سازمان يافته " نيازمند اند وظيفه مخالفين جمهوری اسلامی و طرفداران اين "قهر سازمان يافته" در خارج از کشور چيست؟ و چرا آنها را در همين مبارزات غير قهر آميز خارج از کشور نمی توان ديد!!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: یک خواهش ساده کد مقاله: 798
ارسال‌کننده: جمال فراهانی -  کد نظر: 442   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

من کاملا با نظر آقای ناظر موافق هستم، چرا که به نظر من رعايت کردن يک سری" اصول اوليه و پرنسيبها "در افشاگری عناصر رژيم بسيار مهم و حياتی ميباشد و از سوء استفاده های احتمالی و تصويه حساب های شخصی و خصوصی جلوگيری خواهد کرد.منظور من در اينجا انگشت گذاشتن روی يک اصل کلی ميباشد و به هيچ وجه به فرد و يا شخص بخصوصی مربوط نميشود.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: ادامه کار بزرگمان را به چه کسی بسپاریم کد مقاله: 795
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 436   تاریخ ارسال: 05 Aug 2007

شخصیت رفیق استالین بعنوان یک کمونیست انقلابی بر هیچکس پوشیده نیست. تا جاییکه حتی یک فرد بورژوا- دمکرات مترقی به اسم دکتر محمد مصدق در باره او چنین می‌نویسد:«تا استالین فوت نکرده بود دول استعماری از او ملاحظه می‌کردند و ملت می‌توانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت که قسمتی از خاک ایران را تحت سلطه‌ و نفوذ خود داده بود خلع ید شد. و بعد از استالین چون قائم‌مقام او شصیتی نداشت ملاحظات دول استعماری از آن دولت از بین رفت و ایدن وزیر خارجه‌ی انگلیس مسافرتی به آمریکا نمود و در مذاکراتش با آیزنهاور به این نتیجه رسید که رئیس جمهوری تصویب کند آزادی یک ملتی را با ۴۰درصد سهام کنسرسیوم مبادله کنند شرکتهای نفت آمریکا به مقصودی که داشتند رسیدند.(از کتاب رشد روابط سرمایه‌داری در ایران، نوشته‌ی محمدرضا سوداگر، صفحه‌ی ۶۵۶ به نقل از خاطرات م.مصدق). امیدوارم دشمنان ی.استالین دکتر مصدق را به استالینیست و مستبد! بودن متهم نکنند. در اینجا بر خلاف شایعات و تحریفاتی که بازماندگان جبهه‌ی ملی و دیگر دشمنان قسم‌خورده‌ی شوروی سوسیالیستی عصر استالین در باره‌ی عدم حمایت آن دولت از مصدق براه انداخته‌اند، م.مصدق به صراحت می‌گوید که وجود شخیصتی چون استالین ملی کردن صنعت نفت خیلی مشکل بود. واقعا درود بر هر چه آدم دمکرات و مترقی و منصفه!   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر علی راسخ افشار کد مقاله: 791
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 414   تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

من تا بحال اسمی از این مبارز پیر هشتاد ساله نشینیده بودم و اینک خوشحالم که چنین شخصیت بزرگ و استثنایی در میان آزادیخواهان و ملی‌گرایان وجود دارد که با بدوش انداختن چند ساک و سیاه و سفید و از برای آزادی و خشبختی ملت شجاع ایران، عرقریزان با هواپیما بین قاره‌ی آمریکا و اروپا در رفت و آمد است، تا بالاخره مرکب مسن‌سال آزادی را به وطن عزیزش ایران برساند. امیدوارم که هشتاد سال دیگر عمر کند تا تجربه‌ی نسل کنونی را به نسل آینده منتقل کند، همانگونه که تجربیات نسل گذشته را به نسل کنونی منتقل نموده است. البته من وقتی شروع به خواندن مطلب آقای قاسمی نمودم، فکر کردم که اتفاقی برای اقای علی راسخ افشار افتاده است، اما وقتی به آنجای مقاله رسیدم که به بیماری قلبی او اشاره کرده فهمیدم که خوشبختانه راسخ عزیز هنوز در قید حیات است و مثل شیر برای پیاده کردن اندیشه‌های بزرگ دکتر محمد مصدق پیکار می‌کند. واقعا زنده باشند!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به بهانه سالگرد تیرباران تقی شهرام کد مقاله: 784
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 413   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

کاربر گرامی آقای شهاب عزیز ، از لطف شما خیلی ممنون هستم و خوشحالم که دیدگاههای شما و دیگر دوستان را میخوانم. لازم به گفتن نیست که شخصیتها را مردم می سازند و آقای حکمت محصول شرایط و دوره معینی از جامعه ایران بود. سازمانها و افراد را نمی توان بر اساس آنچه که آنها درباره خود می گویند شناخت. منصور حکمت و پیروانش نیز محصول جامعه ای هستند که بتهایی مثل شاه و خمینی را پرورش داده است. هواداران منصور حکمت براستی آنقدر مغرور بودند که فکر می کردند یک قشر بر گزیده هستند که تمام رازهای کائنات در نزد آنهاست. شاید بدانی که من برای یکی از سایتهای حزب حکک مطلب تهیه می کنم و بعد از انشعاب اخیر توسط علی جوادی و دوستانش، من از این همه انشعابات و دشمنی ها دلزده شدم و از روی دلسوزی یک نامه برای تشکیلات حکک فرستادم و پیشنهاد کردم که خوب است که به منظور تبادل نظر در مورد بحران موجود در چپ و مارکسیسم، امکان داده شود تا در یکی از سایتهای این تشکیلات موافق و مخالف بطور علنی با هم بحث کنند اما با کمال تعجب، تشکیلاتی که دیگران را سکتاریست می نامد به من جواب داد که من تبلیغات رسانه های بورژوازی را تکرار می کنم !! به نظر من مطرح شدن حکمت ناشی از ضعف جریانات سابقه دار چپ بود و وحدت کومله با سهند یک تسلیم همه جانبه کومله به سهند و ناشی از ناتوانی کامل کومله پراگماتیست بود. بر اساس شناخت من، بدنه و هواداران کومله با هواداران حزب دمکرات تفاوتی ندارند. به نظر من تشکیلاتهای چپ تا زمانی که هدف آنها کسب قدرت سیاسی است بسیار محافظه کار و کاسبکارانه رفتار می کنند و مبلغ فرهنگ سکتاریستی و بت پرستی هستند و همه تشکیلات ها برای خود، بت و بتخانه ای بپا کرده اند و برخلاف اشک تمساحی که می ریزند، انتقاد پذیر نیستند و واقعأ دل آنها نه برای مردم بلکه فقط برای خودشان می سوزد در غیر اینصورت شرایط اینطور نبود که الآن است. ما باید بر اساس نقاط اشتراک با هم همکاری کنیم و از تفرقه بپرهیزیم. روابط فردی و جمعی در سازمانهای چپ نه تنها رفیقانه، بلکه حتی عادی هم نیست و مثل ادارت دولتی هر کس تلاش می کند تا به مقام بالاتر برسد !!   
[تعداد نظرها:  11]

در رابطه با: مشکینی به درک واصل شد! کد مقاله: 786
ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی -  کد نظر: 412   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

الحمدلله رب العالمین.جانور وحشتناکی بود ولی همت باید کرد تا بیوت این حشرات الارض مجموعا نابود شود انشالله.   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: 30 خرداد 1360 آغاز سرکوب نهایی قیام 1357 کد مقاله: 785
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 399   تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با تشکر از رفیق ارژنگ سپاسی که با این تحلیل خوب خود ما را به یاد سال 1360 و تحولات آن انداخت. برای تکمیل این مقاله من تلاش میکنم تا خیلی خیلی مختصر انعکاس وقایع جامعه را در درون زندان توضیح دهم: قبل از 30 خرداد سال 1360 ما زندانیان در زندان اوین، روزانه چند ساعتی هواخوری داشتیم و در حیاط کوچک زندان قدم می زدیم تا مریض نشویم و کمابیش اعضای خانواده زندانیان به ملاقات آنها می آمدند تا ضمن دیدار برای آنها پول و دیگر لوازم ضروری بیاورند. شکنجه جسمی بطور نسبی زیاد نبود و چون تعداد زندانیان زیاد نبود مثلأ در یک اطاق 30 متری حدود 30 نفر جای داده شده بود و دسترسی به دکتر و درمانگاه وجود داشت و هر چند وقت یکبار دکتر مفیدی که یک زندانی بهایی بود با کیسه ای از دارو به بند ما می آمد و در صورت نیاز افراد را معاینه می کرد. کتاب های خنثی و روزنامه هم داشتیم. با شروع 30 خرداد همه چیز در زندان دگرگون شد و تمام امکانات گفته شده در بالا قطع گردید و فشار بر روی زندانیان تشدید گردید. به زندانیان گفته شد که باید توبه کنند و در غیر اینصورت اعدام خواهند شد بنابراین از بیرون به مجاهدین درون زندان گفته شده بود که بطور تاکتیکی توبه کنند و چپها نیز خود را با مجاهدین همراه کردند. به گفته لاجوردی، رژیم در روز 30 خرداد بیش از 1000 نفر دستگیر شده را فقط وارد زندان اوین کرده بود و ازآن تاریخ به بعد بود که ماشین شکنجه و اعدام رژیم چنان فعال شده بود که افراد را اشتباهی اعدام می کردند و کسانی که قبل از 30 خرداد حتی بدون دادگاه رفتن در حال آزاد شدن بودند مجددآ دادگاهی شدند و چند سال زندان گرفتند. پشت بندهای زندان اوین تپه ای قرار داشت که محل اعدام بود و چون جلادان با هم تیر تفنگ را شلیک می کردند در نزد زندانیان این صدا به صدای تیر آهن خالی کردن معروف شده بود و ما با شمردن تک تیرهای خلاص که به جسد نیمه جان شهدا شلیک می شد تعداد افراد شهید را می شمردیم و ما می توانستیم خاکی را که بر اثر عبور گلوله از بدن شهدا و اصابت به تپه خاکی برمی خواست در جلو نور نورافکن زندان ببینیم. هر روز از بلنگوی بند اسامی افراد زیادی را می خواند و از آنها می خواست تا با کلیه وسائل از اطاقی که در آن بودند بیرون بیایند و این بدین معنی بود که این افراد اعدامی هستند و در شب ما صدای گلوله های اعدام را می شنیدیم. خلاصه اینکه رژیم اسلامی در زندان با زندانیانی که از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند هر کاری که خواست کرد و تمام عقده های خود را بر سر آنان خالی کرد و زخمی بر تنه جامعه ایران ایجاد کرد که هیچگاه التیام نخواهد یافت. هر روز و به تعداد زیاد یاران ناشناخته چون اختران سوخته بر خاک فرو میافتادند سرد.   
[تعداد نظرها:  1]



[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.