شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah       

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱ مارس ۲۰۱۰



در پیوند با دیگر مطالب دیدگاه تعداد نظرهای رسیده:  [12275]


در رابطه با: گفتگوي فرح پهلوي با صداي امريکا کد مقاله: 20408
ارسال‌کننده: پیام -  کد نظر: 12549   تاریخ ارسال: 11 Mar 2010

هفده شهریور1357 کم کشتید
هرسال شبهای عید نوروز تعدادی از مخالفین تیرباران میشدند تا حکومت شاه را قوی جلوه دهند
از قرار اینها هم از خون مردم هنوز سیراب نشدند باز دوبار فیلشان هوای هندوستان کرده یا شاه ویاشیخ است
ایامبارزین روشنفکران سرنوشت ما را این جانیان وحشیها بایدتعین کنند
نسلهای اینده راجع به ما چه خواهند نوشت
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: بي حرمتي به قرآن کد مقاله: 20394
ارسال‌کننده: آبان -  کد نظر: 12548   تاریخ ارسال: 11 Mar 2010

سلام
آقای دهقانی با کلی گویی و شعار توهین آمیز دادن علیه کتاب محبوب مردم ایران که فرهنگ آن خالق فردوسی ، مولوی ، ابن سینا ، فارابی ، ناصر خسرو ، ستارخان، میرزا کوچک خان، مصدق و مجاهدین است و مردم را همواره به مهربانی و خرد ورزی، عدالت حقوقی و اقتصادی،تمدن سازی، پرهیز از خشونت، انظباط، دفاع و ظلم ستیزی، حمایت از زنان، دمکراسی( شورا) و مبارزه با استثمار و رباخواری دعوت کرده است فقط نگاه و نوشتهء خودشان را خشن و غیر دمکراتیک معرفی کرده اند.
فارغ از این الگوهای تاریخی یاد شده، در افتخار قرآن همین بس که اصیل ترین باورمندان به آن یعنی مجاهدین خلق در سنگر نخست و بی بدیل مبارزه با رژیم خمینی هستند.
در واقع مجاهدین به این دلیل توانسته اند یک نبرد سرنوشت ساز تاریخی و مبارزهءآزادیخواهانهء 50 ساله و یک جنگ همه جانبهء سنگین و تمام عیار سی ساله را راهبری و پیش ببرند که همچون سایر سازندگان و پیشبرندگان تاریخ آزادیخواهی مردم ایران همیشه بانگ بلند حافظ را فریاد زده اند که "هر چه دارند همه از دولت قرآن دارند"
و عجیب است که دهقانی در معرفی قرآن، به جای استناد به ترجمان مجاهدین و حافظ و مصدق و ناصرخسرو، ترجمان آخوندهای مرتجع را نشان می دهد

هر کس قرآن را خوانده باشد می داند که در محتوا و عمل هیچ فرهنگ و رژیمی به اندازهء رژیم و فرهنگ خمینی با کتاب خدا تضاد و دشمنی ندارد و در کارنامهء سارسر سیاه این رژیم حتی یک نمونهء مطابق قرآن هم وجود ندارد

جالب است که شناخت برخی هموطنان مخالف رژیم خمینی از قرآن دقیقآ همان شناختی است که آخوندهای مرتجع حاکم بر ایران دارند. هر دو گروه، اوصاف قرآن را وارونه معرفی می کنند منتها یکی می گوید اینها اوصافی خوب هستند دیگری می گوید اوصافی بد.
آقای دهقان که خیال می کنند مردم ایران قرآن را نخوانده اند ولی خودشان آن را با دقت خوانده نوشته است:
[ در همین قرآن از قطع دست و پا تا تعدد زوجات تا کتک زدن زن و قتل غیر مسلمانان و کافرین و توهین به ایرانیان عجم آیه وجود ]

لطف کنید آیه های مربوط به توهمات بالا را به ما نشان بدهید، البته بدون ارائهء یک ترجمان آخوندی و بدون سانسور یک آیه از طریق قطع ارتباط آن با آیه های پیش و پس از آن، بدون جدا کردن موضوع آیه از زمینهء سوره و محتوای پاراگراف آن، بدون توسل به تفاسیر و توجیهات ارتجاعی و روایات جعلی و بدون متناقض ساختن مفهوم آیه با بیان روشن و نگاه کلی قرآن و جهانبینی متعالی توحیدی یعنی باید رعایت همهء آن مشخصاتی که در زبان شناسی نوین برای درک درست و دقیق یک متن معمولی یا علمی و ادبی استفاده می شوند را رعایت کنید.
موفق باشید
تشکر از دیدگاه
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: جبهه همبستگی ملی به زبان ساده
کد مقاله: 20351
ارسال‌کننده: منصوره -  کد نظر: 12546   تاریخ ارسال: 10 Mar 2010

با سلام و تشکر از مقاله خوبتان. اگر ممکن است توضیحی در مورد اینکه نیروهای سرنگونی طلب یک عذرخواهی به مردم بدهکارند بدهید. کسانی‌ که جان و زندگی‌شان و هست و نیست خود را در این سی‌ سال به پای مردم و آزادی ایران ریخته اند فکر نمیکنم یک عذر خواهی‌ چندان کار مشکلی‌ برایشان باشد. منصوره
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: وحشت رژيم آخوندى از فراخوان مجاهدين کد مقاله: 20392
ارسال‌کننده: ماشاالله -  کد نظر: 12545   تاریخ ارسال: 10 Mar 2010

لعنت بر آخوند ولی هزاران بار تا حالا رژیم ابراز وحشت کرده است و متاسفانه اتفاقی نیفتاده است .خدا لعنت کند بازهم اخوند را   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: «درس شناخت» ،«همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! کد مقاله: 20333
ارسال‌کننده: tavakoli -  کد نظر: 12544   تاریخ ارسال: 10 Mar 2010

دوست عزیز،

شما با این مقاله حرف دل بسیاری از ایرانیان که نمیخواهند زیر پرچم سازمانهای سیاسی بروند ولی‌ تا بحال از هیچ تلاشی برای آزادی و دموکراسی صرف نظر نکردند را میزانی‌.

با احترام، هوشنگ

  
[تعداد نظرها:  25]

در رابطه با: استراتژى قيام و سرنگونى اشرف كانون استراتژيكى نبرد - بخش 13 کد مقاله: 20377
ارسال‌کننده: ایرانی -  کد نظر: 12543   تاریخ ارسال: 10 Mar 2010

جناب رجوی عزیز. حرفهای سرکار درست ولی حریف مبارزه شما خمینی استخوانش هم خاک شده و رژیمش سی و یکسالست دوام آورده است. شما باید توضیح بدهید چرا اینطور شد و نقش شما در این میان چیست و چه باید باشد و چرا مبارزه ششماهه سی ساله شده و چرا عناصری چون کروبی و موسوی باید محبوب بشوندو ایا باز سازی سازمان مجاهدین از این بن بستی که برخی اشتباهات شما موجب آن شده اصلی ترین وظیفه خدائی نیست.چطور است که شما اساسا مقداری به نقش خود نمی پردازید. امیدوارم که این سئوالات شما را نیازارد.از گزند در امان باشید   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: جنبش سبز و تفاوت آن با گرايشات سياه و سفيد و سرخ؛ کد مقاله: 20371
ارسال‌کننده: زنگی زنگ -  کد نظر: 12542   تاریخ ارسال: 10 Mar 2010

در جواب آقای صابری باید بنویسم که ایشان یا با نوشته های آقای سالاری آشنایی جندانی ندارند و به همین خاطر نظر من پای مقاله ایشان را فحش نامیده ند، یا اینکه با مقالات آقای سالاری آشنایی دارند و دفاع بی قید و شرط و مکرر ایشان از جنایتکارانی مانند موسوی، رفسنجانی، کروبی، سروش، گنجی و ... که در نهایت و بنابر گفته مراد آقای سالاری (سید میرحسین محبوب دجال) آشکارا به معنی دفاع از "جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر" است، را تأیید می کنند و خود را به کوچه علی چپ می زنند و به سبک آقای سالاری سر در زیر برف می کنند و خیال می کنند که مردم نمی فهمند! هیچکدام از کلمات به کار برده شده در نظر کوتاه قبلی من، ناسزا و فحش نیست، بلکه معنی دقیق نوشته های آقای سالاری است.
به آقای صابری توصیه می کنم، البته اگر غرضی در کارشان نیست، میان سطرها را هم بخوانند.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: گرامی باد 8 مارس، روز جهانی زن ! کد مقاله: 20314
ارسال‌کننده: سوسن -  کد نظر: 12539   تاریخ ارسال: 09 Mar 2010

نیما خان! میدانم که کنترلت را از دست داده ای ولی من ترا به آرامش دعوت میکنم! از شما خواسته شد که بگذارید اشرف دهقانی جواب دهد. او هنوز زنده است. این جزئی از تاریخ گروه اشرف است. شما اسناد را نمیتوانید محو کنید و بکارگیری شیوه های فاشیستی نهایتش شکست است. چرا شما هواداران اشرف حتی از طرح یک سئوال اینهمه اعصابتان بهم میریزد و زمین وزمان را بهم میدوزید تا ثابت کنید که سئوال کننده وابسته به رژیم است. از شما میپرسم که آیا اگر من چنین برخوردی را با مثلا رجوی، سامع و یا شالگونی کرده بودم، آیا باز هم همین طور عصبانی میشدی؟ مسلما نه! شما یک آدم متعصب هستی و تعصب کور یعنی فالانژیست! من چندین نوشته در دست دارم که در آنها نوشته شده، اشرف دهقانی و رقیه دانشگری جزء هیئتی بودند که از طرف سازمان عازم گنبد شدند! و حتی در کتابی هم بنام بالهای پرواز بطور مفصل در این ارتباط نوشته شده و نام اشرف دهقانی هم در آنجا هست. اگر این اسناد غلط هستند،اشرف باید جواب دهد و نه نیما مگر اینکه اشرف با نام مستعار نیما مینویسد! نکته دیگر اینکه، این گروه اشرف تا بحال هزاران بار تکرار کرده است که این ما بودیم که اول از همه در سال 58 شعار سرنگونی دادیم! خب که چی؟ مگر بحث اول و آخره. مجاهدین که دیرتر آمدند، بزرگترین ضربه ها را هم به رژیم زده اند. آیا این را قبول ندارید؟ در همین خارج کشور قبل از آمدن اشرف خانم بیش از 300/400 هوادار چریکها وجود داشت . اما امروز همه میدانیم که به اندازه انگشتان دو دست هم هوادار ندارید! آیا این ضعف فاحش رهبری شما نیست؟ نکند دوباره میخواهید همه را وابسته به رژیم بدانید!
نیما خان! توجه کنید که طرف من اشرف خانم هست و نه تو!
  
[تعداد نظرها:  14]

در رابطه با: آلمان شريك جرم تروريست ها کد مقاله: 20385
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 12537   تاریخ ارسال: 09 Mar 2010

این هم از نظر روزنامۀ جمهوری اسلامی,وابسته به حضرت آفت الله سید علی خامنه ای مقام والای سلطنت اسلامی و رهبر معظم تمامی ارذال و اوباش و آدمکشهای ترسو و بی رحم ایران و جهان! روزنامۀ جمهوری اسلامی که بخاطر آزادی رهبر پژاک؛مثل مار به خودش می پیچد و پیچ وتاب آخوندی می خورد, مثل اینکه از یاد برده است که یک دادگاه آلمانی با صدور حکم محکومیت سید علی خامنه ای بتاریخ 10 آوریل 1997 رسما و قانونا, جناب حضرتشان را تروریست اعلام نمودند و خواهان جلب و دستگیری او شد. چرا که خامنه ای ,رفسنجانی, ولایتی و فلاحیان بخاطر برنامه ریزی قتل رهبران حزب دمکرات ایران و همراهانش در برلین پایتخت آلمان, عملا و علنا از سوی دولت آلمان تروریست و آد مکش معرفی شدند! واقعا, روسپی سیاسی که می گویند یعنی همین خامنه ای ولی وقیح جمهوری اسلامی و دیگر کارگزاران رژِیم منجمله لاریجانی رئیس اصطبل شورای اسلامی! البته, نباید بخاطر اقدام دولت امپریالیستی آلمان در آزادی حاج احمدی خوش خیال و متوهم شد,ولی جالبی قضیه اینجاست که بعد از درخواست رژیم از دولت آلمان برای تحویل و سپس قتل رهبر پژاک, چند ساعت بعد او آزاد شد و باعث رسوایی و خوار شدن بیشتر حکومتگران شیعۀ دوازده امامی شد! این رسوایی و خوار شدن مبارک قد و قیافۀ بد ترکیبشان باد!!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: خود کرده را تدبیر نیست کد مقاله: 20376
ارسال‌کننده: korlor bida -  کد نظر: 12535   تاریخ ارسال: 09 Mar 2010

ضمن درودهای انقلابی به شما از جمله علی ناظر که اینگونه حساسیت بشان می دهید . من به سهم خودم همانگونه بااینکه هوادار سازمان مجاهدین نیستم اما خطر را عینی دیدم و شوخی نداشت و اطلاعیه های مجاهدین که تقاضای کمک کرده بودند در زمان دستگیری مریم رجوی به پاریس رفتم و چند شب هم مهمان انها در زمین خالی روبروی خانه صالح رجوی و کوچه محل تحصن خوابیدم و البته بعد از خوردن چند باتوم از پاسبانان روز سوم 17 ژوئن که از درد نمی توانستم بخوابم(جون نصف جانمان را زندانهای رژیم ملاها گرفته است و توان کتک بیشتر را ندارم)اگر برای ازادی اعضای پژاک هم فراخوانی بدهند حتما شرکت می کنم (البته شاغل هستم و بیکار نیستم) ضمنا دستگیری صورت پذیرفته و مجاهدین هم از این همدردانش که میدانند در چه موقعیتی هستند چرا حمایتی نکردند و یا محکومیتی جانانه که انتظار واقعی هست را نکردند(البته خسروان بهتر میدانند ....)
اما خبر این است که ..... وزارت امور خارجه ایران از آزادی رهبر گروه پژاک در آلمان خبر داده اما مقامات آلمانی هنوز در این مورد اظهار نظری نکرده اند.!!!!!!!!
  
[تعداد نظرها:  9]

در رابطه با: بزرگداشت روز جهانی زن - مینا انتظاری کد مقاله: 20331
ارسال‌کننده: zan -  کد نظر: 12529   تاریخ ارسال: 09 Mar 2010

خانم انتظاری عزیز

با تشکر از حضور شما در این برنامه و یاد آوری یاد مجاهدان و مبارزان راه رهایی و جانباختگان آزادی. فکر می‌کنم که اگر اینگونه برنامه‌ها رو ادامه بدهید به پیشبرد جنبش کمک بیشتری خواهد کرد.

برای شما آرزوی موفقیت می‌کنم و تشکر مجدد از برگزاری این برنامه

در ضمن روز زن به شما مبارک
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: چهارشنبه سوری, به کام ولایت فقیه,
به نام ایده آلیست های متوهم سبز!
کد مقاله: 20361
ارسال‌کننده: کوروش طاهری -  کد نظر: 12520   تاریخ ارسال: 08 Mar 2010

با درود به خوانندگان عزیزی که نظر خود رادر باره این مطلب بیان کرده اند.ابتدا عرض کنم اگر با مکاتب سیاسی آشنا و یا آگاه نباشم حتما از آموزش شما در این باره کمک خواهم گرفت!
اما, مطلب, نفس و موجودیت حنبش سبز رانفی نمی کند. بلکه نقد به عملکرد افرادی است که در خارج از کشور پیام ها و خطوط اشتباه به حنبش می دهند. وقتی یک فرمانده نظامی در جنگ یا یک مربی فوتبال, از قبل برنامه و تاکتیک خودرا برای دشمن و حریف مشخص کند,بدیهی است که, دشمن و رقیب پیروزی راخیلی ساده کسب کنند.
سازگارا, نوری زاده, مخملباف و... چه سمت و نقشی را در جنبش دارند?موسوی می تواند خود را رهبر جنبش بداند چون 14 میلیون(بدون احتساب تقلب)رای آورده است.احساسات را کنار بگذاریم. مگر قرار نبود 22 بهمن کار رزیم تمام شود!کیش و مات کردن در صحنه شطرنج نمی تواند با هیاهو و برنامه از بیش اعلام شده کسب شود. بلکه, با تفکر وغافل گیری رقیب این عمل ممکن می شود.
دی ماه سال 56 را بیاد آوریم که, با یک سازمان دهی عالی و با تکیه بر تاکتیک و استراتزی مشخص ,در روز 19 دی ماه(اگر در تاریخ اشتباه نکرده باشم) مردم تبریز بر علیه شاه قیام کردند و دستگاه قدرتمند ساواک در مقابل ان قیام و سازماندهندگان آن مات و تسلیم شد!لطف کرده به پیام مقاله توجه فرمائید.
موفق باشید.
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: پيروزى قاطع نيروهاى ملى در انتخابات کد مقاله: 20365
ارسال‌کننده: - -  کد نظر: 12518   تاریخ ارسال: 08 Mar 2010

خانم رجوی از پیروزی نيروهاى ملى عراق در انتخابات آن کشور صحبت کرده اند. نتیجه پذیرفتن واقعیت مزبور این است که برخلاف تبلیغات دم و دستگاه خانم رجوی، رژیم آخوندی همه کاره عراق نبود و در مورد «دخالتها و اشغالگرى فاشيسم مذهبى حاكم بر ايران» مجاهدین و ضخص خانم رجوی بزرگنمایی کرده بودند. امیدوار باشیم واقعیتها درس خودش را بدهد تا مرغ فقط یک پا نداشته باشد !   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: حاج احمدی رهبر «پژاک» [در آلمان] بازداشت شد کد مقاله: 20358
ارسال‌کننده: آرش -  کد نظر: 12517   تاریخ ارسال: 08 Mar 2010

به کچلی گفتند . دوست داری که مو داشته باشی؟
گفت . نه !!
گفتند. دوست داری همه مثل تو کچل باشند؟!
گفت . نه!!!
گفتند. پس چه میخواهی؟!
گفت . دوست دارم من مو داشته باشم و همه کچل باشند!!!...
حالا حکایت . ملت تحت ستم است و دولتهای ستمگر. این حاکمان ظالم . دوست دارند . خودشان باشند و همپیاله های شان و سر به تن هیچ ستم ناپذیری نباشد.
و این است . سر گذشت . مبارزان راه آزادی شرق و غرب عالم. اما
تا ظلم هست. مبارزه هم هست .و پیروزی هم از آن رزمندگان آزادی ستان است.
آرش.
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه... کد مقاله: 20310
ارسال‌کننده: محمد برقعی -  کد نظر: 12515   تاریخ ارسال: 08 Mar 2010

سلام خانم یا آقای همنشین بهار

مطلب بسیار ارزنده شما را در مورد دادشاه خواندم واز عمق اطلاعات و کوشش شما در بیطرفی لذت بردم چند نکته به نظرم رسید که تذکر دهم

1 - نمیدانم بر چه معیاری جامعه زمان دادشاه را فئودالی خوانده اید نظامی که در هیچ کجای ایران و خاورمیانه نبوده هر چند از سر بی دقتی این اشتباه فراوان میشد بویزه زمانی که ادبيات مارکسیستی ره آورد شوروی حاکم بود .

در جای دگر سخن از نظام اقتصاد معیشتي و نظام اجتماعی عشایری و روستایی بلوچستان کرده ايد که دقیقتر است نميدانم شما دو کار مرا که تا آنجا که میدانم از اولین کارها در مورد بلوچستان است دیده اید یا نه
در اوایل دهه پنجاه چاپ شده بهر حال بویزه در کتاب و "حکومت محلي بنت" به تفصیل از قشربندی اجتماعی بلوچستان بویزه منطقه مک کران سخن رفته است
2- در همان کتاب به تفصیل نظام مالیاتی سنتی منطقه بنت آمده که معلوم میکند مردم به دو دسته مالیات دهنده و تفنگچی تقسیم نشده اند
3- محل مطالعه من همان جایگاه دادشاه بود و هم چنین طايفه لاشاری که حامی و بعد زمینه ساز کشتن او شدند وبا بسياری از بازماندگان آن ماجرا دیدارها داشتم و لذا ميدانم که شما از جاده انصاف خارج نشده اید بویزه که سالها ست هر کسی بدنبال منفعتی از او شخصیت مورد نظرش را ساخته است حتي بخشداری فنوج در این جو ضد آمریکایی
ّبا احترام :محمد برقعی
  
[تعداد نظرها:  7]



در پیوند با مطالب دیدگاه کاربران تعداد نظرهای رسیده:  [455]


در رابطه با: پدیدهء اصلاحطلبی در ایران کد مقاله: 803
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 466   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

نکتهء مهم ديگری را، که بايد دوباره در موضعگيری ويژهء خودم توضيح بدهم اين است، که
از آنجاييکه جامعهء ايران جامعه ای کلاسيک نبوده است-هرچند هر جامعه ای از روند عام جامعه شناسی علمی پيروی می کند- روند توليد لمپن پرولتاريا نيز در جامعهء ايران از روندی خود-ويژه برخوردار شده است:
اگر در جامعهء کلاسيک بورژوايی، لمپن پرولتاريا پيش از هر چيز محصول مستقيم کارکرد ساختار اقتصادی-اجتماعی توليد سرمايه داری بوده است، در ايران توليد اين قشر اجتماعی در درجهء نخست، محصول تاثيرگذاری عوامل بازدارندهء خارجی بوده است- بويژه در نتيجهءانقلاب سفيد بود، که روستائيان را از زمين کنده و به حاشيهء شهرها پرتاب کردند.
در جامعهء کلاسيک، روستائيان آزادشده از قيد روابط سرواژ بسرعت بيشتری جذب صنايع نوپای شهرها شدند. سپس همين صنايع نوپا-همانگونه که می دانيم- به توليد لمپن پرولتاريا نيز پرداختند و اين روند ساختاری اين جوامع بوده است. ليکن روستائيان ما پس از انقلاب سفيد نتوانستند در صنايع جذب شوند، زيرا روابط سرمايه داری کمپرادور نمی توانست آنها را جذب کند.
سرمايه داری مانوفاکتور و سپس کارخانه و کارگاههای بزرگتر در روندی طولانی در جوامع اروپا پا گرفتند. ولی روند رشد صنايع داخلی ما قطع و خنثی شد. و درست هنگامی صنايع پرقدرت کمپرادور وارد کشورمان شدند، که روستائيان نزديک يک قرن از فرهنگ سرمايه داری عقب افتاده بودند.
و نکتهء جالبی، که در نتيجهء اين بحث بايد عرض کنم، اين استکه امپرياليستها در محاصبات خودشان همين لمپن پرولتاريای ايران را در نقشه ای ماهرانه دو بار به کار گرفته و هر بار هم موفق شده اند: بار نخست در کودتای 28 امرداد 1332 و بار دوم در انقلاب بهمن 1357.
هر دو بار لمپن پولتاريا در نقش سپاهيان امپرياليسم ظاهر شد(فکر می کنم لازم نباشد که در بارهء اين نقش در سال 57 و بويژه در سرکوبی دمکراسی بوسيلهء رژيم توضيحی بدهم-وقايع خرداد 42 "جنرال رپيتيشن" يا همان آخرين تمرين پيش از شب نمايش بود).
در بارهء توليد و بازتوليد لمپن پرولتاريا در زمان کنونی نيز توضيح داده ام.
و اما، من هرگز نگفته ام، که لمپن پرولتاريا به جای کارگران و ديگر نيروهای انقلابی بايد رهبری را بدست بگيرد و يا چيزی شبيه اين. بلکه خواسته ام توجه همگان را به اين گوشهء معادله نيز جلب کنم، که چه برنامه ای در جريان است، تا بتوانيم آن نقشه را خنثی کنيم. امپرياليستها نشسته اند و دقيقا دارند جامعهء ما را مطالعه می کنند و روی نيروهای جامعه حساب باز می کنند. ما نبايد از نقش مخرب لمپن پرولتاريا غافل بشويم. بايد بتوانيم از موقعيت بوجود آمده برای تبليغ در بين کارگران و زحمتکشانی، که به حاشيه رانده می شوند سود ببريم- موقعيت ايجاد شده اين است، که آنها دروغ بودن اسلام و ايدئولوژی حاکم را می بينند. ما بايد دشمن را به آنها نشان بدهيم و نبايد بترسيم، که ما را به ضديت با دين متهم کنند. ما بايد لبهء تيز حملات ايدئولوژيک خود را روی خرافه پرستی و فساد اسلاميان حاکم بگذاريم و اجازه ندهيم، تا برای بار سوم لمپن پرولتاريا در صف ضدانقلاب قرار بگيرد. هنر انقلاب اين است، که بتوانيم اردوی دشمن را پراکنده کنيم. ولی ضد انقلاب از ما بهتر کار می کند: کارگران و کشاورزان را به حاشيهء شهرها می رانند و زيرساخت اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی جامعهء ما را به نابودی می کشانند. اگر روند حوادث همينگونه پيش برود، بزودی سرتاسر ايران شيره کش خانه و روسپی خانه خواهد شد. شوخی نيست. اين خواستهء برنامهء "يک ميليارد زرين" است. همهء منابع جهان را فقط بايد موبورهای چشم آبی مصرف کنند و مردم کشورهای ديگر بايد نابود شوند. اين فاشيسم نوين است، که در برنامهء "يک ميليارد زرين" تدوين شده و از 1975 به اينسو در دستور روز قرار دارد.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: زور رژيم را با زور بايد پاسخ داد! کد مقاله: 807
ارسال‌کننده: اشرف هاشمی -  کد نظر: 464   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مقاله ای منطقی هست.وسران ضدبشر این رژیم خون آشام . به هر وسیله ای باید . از قدرت خلع شوند.و چه بهتر که مثل خودشان دربرابر شان قد علم شود.و اگر بخواهیم میشود. بشرطی که مثل رهبران فدائیان و مجاهدین و دیگر رزمندگان راه آزادی . خودمان آغاز گر این عمل انقلابی و درست باشیم. و از دیگران نخواهیم که پا پیش بگذارند و به خواسته حق مان جامه عمل بپوشانند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: مارکسیستها را چه می شود؟ کد مقاله: 792
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 463   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

من می توانم از زبان انگليسی نيز بآسانی استفاده کنم، ولی بيشتر منابع من به زبان روسی هستند. فکر می کنم اثر جالب پلخانف "مارکسيسم و آنارشيسم" به زبان فارسی ترجمه نشده باشد. من اين را ترجمه کرده ام و اگر فرصتی باشد، دستنوشته ام را به کامپيوتر منتقل خواهم کرد.
مطالب بسياری در بارهء باکونين، کروپاتکين، اوگاريوف، گرتسن،محافل آنها و چگونگی شکل گيری عقايدشان و نامه های باکونين و ... و نچايف (در بارهء همين سرگی نچايف و رابطه اش با باکونين را می توانيد در نوشتار من در همين سايت بخوانيد)، را هم مطالعه کرده و هم برخی از آنها را ترجمه کرده ام. پس آنگونه هم که شما می پنداريد، بی اطلاع نيستم، حتی سايت آنارشيستهای روسی نيز وجود دارد.
  
[تعداد نظرها:  31]

در رابطه با: رابطهء دين و مواد مخدر کد مقاله: 783
ارسال‌کننده: پا یا احمری -  کد نظر: 459   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مگر پزشکان نمیدانند که سیگار و الکل و بی خوابی و تجاوز به ناموس مردم زیان جسمی و قانونی و شخصیتی به همراه دارد!؟ آیا پزشکان . بویژه در غرب . رعایت این موازین را دردستور کار عملی شان دارند !؟اگر ندارند - اغلب شان - شما نظرتان این میشود که دنیای پزشکی یعنی کشک!؟ همین دیروز یک مرد 61 ساله غربی . به علت همخوابی با یک دختر معصوم 6 ساله دستگیر و زندانی شد - در کشور خودش - و یا یک غربی دیگر به دخترش سالها تجاوز میکرد . و سرانجام دختر معصوم . پدرش را با چاقو از پا در آورد. و یا هیتلر و بوش و امثال این آدمکشان غربی هستند. و پل پت هم کمونیست بود. شما نظرتان چیست !؟ غرب یک سره قابل نفی است و پدر و مرد بودن و کمونیزم!؟ چرا دین را با مدعیان دینداری مخلوط میکنید !؟شرم هم یک احساس انسانی هست آقایان ضد دین !!...   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: ترکیه اسلامی ، لائیک یا دمکراتیک ؟ کد مقاله: 805
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 458   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

نتایج انتخابات اخیر در ترکیه نشان داد که این کشور یک جامعه لائیک نیست و اصولأ ترکیه آن طرف سکه جمهوری اسلامی است با این تفاوت که ژنرالها در ترکیه با زور سرنیزه و با هدف سیاسی و برای تثبیت اتوریته خود خواستهای به اصطلاح لائیک خود را به مردم تحمیل می کنند و در ایران آخوندها خواستهای مذهبی خود را به مردم تحمیل می کنند. تحول فکری و جهت گیری مذهبی و یا لائیک مردم را دستورات حکومتی نمی تواند تعیین کند و حتی پافشاری حکومت ها در این زمینه می تواند نتایج معکوس ببار آورد. ترویج و تشویق و یا مبارزه با دین وقتی که سیاسی میشود بسیار مخرب است و احزاب به اصطلاح لائیک اگر نه بیشتر حداقل مثل احزاب مذهبی در ترویج دین مقصر هستند زیرا احزاب به اصطلاح لائیک خود به مردم آگاهی علمی و فلسفی نمی دهند بلکه فقط از نظر سیاسی برای جلب اراء مردم و تقویت قدرت خود شلوغ و تلاش میکنند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به همنشين بهار کد مقاله: 757
ارسال‌کننده: مینا سهامی -  کد نظر: 457   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای فراهانی شما در این یاداشت نوشسته اید: {ميتوانم از اعتراف علنی يکی از سردمداران رژيم نام ببرم که دقيقا در همانروزها بطور علنی اعلام کرد که :"اين مجاهدين بودند که زهر آتش بس را به امام خوراندند"}

لطفا بطور دقیق یعنی مستند، بفرمائید کدام مسئول رژیم، چه زمانی و در کجا ، جمله فوق را گفته یا نوشته است.
با تشکر و احترام

  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: سرنوشت محتوم اکس-مسلم در هلند کد مقاله: 797
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 455   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای ایرج.ع خوش به حالت که اینقدر با هوش هستی!! شما و همفکرانتان همه از کلیه رازهای کائنات با خبر هستید !! آیا شما با نوشتن این جمله: « معلوم شد كه همين يك پاراگرافي را هم كه به زباني ساده برايت نوشتم نگرفتي » چه چیز را می خواهی ثابت کنی؟ از نظر من دین یک روبنا است و من مثل شما از این روبنا دستمایه سیاسی- تبلیغی برای خودم درست نمی کنم و مثل شما با دین از طریق مطبوعات بورژوایی و فحش دادن مبارزه نمی کنم !! کسانی مثل شما و خانم هیرشی علی نه تنها با دین مبارزه نمیکنید بلکه با فحش دادن به اسلام در مطبوعات هلند و دیگر کشورها موجب تحریک مسلمانان و تقویت اسلام و دین می شوید. من مثل شما و برای خوشایند مسیحی های مرتجع؛ ادیان را دسته بندی و به خوب و بد تقسیم نمیکنم. بر اساس گفته شما اسلام چون سنگسار و اعدام می کند بد است و مسیحیت چون این کارها را نمی کند خوب است و حداقل باید مثل شما در مورد آن سکوت کرد. اما دوست دانشمند من !!؛ بد نیست که بدانید در ایرلند شمالی صدها نفر در درگیریهای بین کاتولیک ها و پرتستانها با بمبهای آنها به قتل رسیده اند !! و هنوز کاتولیکها و پرتستانها از هم متنفر هستند و مناطق مسکونی کاتولیک و پرتستان نشین از هم جدا هستند. تو از کجا می دانی که من طرفدار انقلاب جهانی و مخالف انقلاب در یک کشور هستم که این جمله را : « در سياست هم آنهايي را كه به جاي انقلاب در يك كشور ، انقلاب جهاني را پيش ميكشند تا از زير بار مسوليت مبارزه با يك رژيم مشخص شانه خالي كنند را نميتوان جدي گرفت » نوشته ای؟
من به شما اطمینان می دهم که اگر حتی در یک محله و یا یک شهر در ایران و یا در اروپا انقلاب بشود من اولین کسی خواهم بود که از آن حمایت خواهم کرد. صداقت شرط اولیه یک دیالوگ سازنده است !!
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: همصدایی و بیصدایی در کلن (آلمان) کد مقاله: 800
ارسال‌کننده: r.rahimi -  کد نظر: 448   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از انجا که بخاطر سرکوب وحشيانه رژيم در داخل کارگران و زحمتکشان و زنان قادر به برپائی تظاهرات و اعتصابات بزرگ برای بدست اوردن حقوق انسانی خود و سرنگونی رژيم نمی باشند پس اين وظيفه ايرانيان اگاه و با وجدان خارج از کشور ميباشد که با بر پائی تظاهرات چند ده هزار نفره درشهرهای بزرگ اروپا و امريکا بطور مداوم باعث شورو حال در داخل کشور شوند و در پايان بساط اين رژيم ادمکش و فاشيستی را به ذباله دان تاريخ بريزند. با درود به تمام انهائيکه در تظاهرات کلن شرکت کردند   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: تشديد اعدام‏ها در ايران! کد مقاله: 793
ارسال‌کننده: ناظر بی طرف -  کد نظر: 443   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از نويسنده اين مطلب سوالی داشتم و آن سوال اين است که اگر مردم ايران برای رهائی به " قهر سازمان يافته " نيازمند اند وظيفه مخالفين جمهوری اسلامی و طرفداران اين "قهر سازمان يافته" در خارج از کشور چيست؟ و چرا آنها را در همين مبارزات غير قهر آميز خارج از کشور نمی توان ديد!!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: یک خواهش ساده کد مقاله: 798
ارسال‌کننده: جمال فراهانی -  کد نظر: 442   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

من کاملا با نظر آقای ناظر موافق هستم، چرا که به نظر من رعايت کردن يک سری" اصول اوليه و پرنسيبها "در افشاگری عناصر رژيم بسيار مهم و حياتی ميباشد و از سوء استفاده های احتمالی و تصويه حساب های شخصی و خصوصی جلوگيری خواهد کرد.منظور من در اينجا انگشت گذاشتن روی يک اصل کلی ميباشد و به هيچ وجه به فرد و يا شخص بخصوصی مربوط نميشود.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: ادامه کار بزرگمان را به چه کسی بسپاریم کد مقاله: 795
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 436   تاریخ ارسال: 05 Aug 2007

شخصیت رفیق استالین بعنوان یک کمونیست انقلابی بر هیچکس پوشیده نیست. تا جاییکه حتی یک فرد بورژوا- دمکرات مترقی به اسم دکتر محمد مصدق در باره او چنین می‌نویسد:«تا استالین فوت نکرده بود دول استعماری از او ملاحظه می‌کردند و ملت می‌توانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت که قسمتی از خاک ایران را تحت سلطه‌ و نفوذ خود داده بود خلع ید شد. و بعد از استالین چون قائم‌مقام او شصیتی نداشت ملاحظات دول استعماری از آن دولت از بین رفت و ایدن وزیر خارجه‌ی انگلیس مسافرتی به آمریکا نمود و در مذاکراتش با آیزنهاور به این نتیجه رسید که رئیس جمهوری تصویب کند آزادی یک ملتی را با ۴۰درصد سهام کنسرسیوم مبادله کنند شرکتهای نفت آمریکا به مقصودی که داشتند رسیدند.(از کتاب رشد روابط سرمایه‌داری در ایران، نوشته‌ی محمدرضا سوداگر، صفحه‌ی ۶۵۶ به نقل از خاطرات م.مصدق). امیدوارم دشمنان ی.استالین دکتر مصدق را به استالینیست و مستبد! بودن متهم نکنند. در اینجا بر خلاف شایعات و تحریفاتی که بازماندگان جبهه‌ی ملی و دیگر دشمنان قسم‌خورده‌ی شوروی سوسیالیستی عصر استالین در باره‌ی عدم حمایت آن دولت از مصدق براه انداخته‌اند، م.مصدق به صراحت می‌گوید که وجود شخیصتی چون استالین ملی کردن صنعت نفت خیلی مشکل بود. واقعا درود بر هر چه آدم دمکرات و مترقی و منصفه!   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر علی راسخ افشار کد مقاله: 791
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 414   تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

من تا بحال اسمی از این مبارز پیر هشتاد ساله نشینیده بودم و اینک خوشحالم که چنین شخصیت بزرگ و استثنایی در میان آزادیخواهان و ملی‌گرایان وجود دارد که با بدوش انداختن چند ساک و سیاه و سفید و از برای آزادی و خشبختی ملت شجاع ایران، عرقریزان با هواپیما بین قاره‌ی آمریکا و اروپا در رفت و آمد است، تا بالاخره مرکب مسن‌سال آزادی را به وطن عزیزش ایران برساند. امیدوارم که هشتاد سال دیگر عمر کند تا تجربه‌ی نسل کنونی را به نسل آینده منتقل کند، همانگونه که تجربیات نسل گذشته را به نسل کنونی منتقل نموده است. البته من وقتی شروع به خواندن مطلب آقای قاسمی نمودم، فکر کردم که اتفاقی برای اقای علی راسخ افشار افتاده است، اما وقتی به آنجای مقاله رسیدم که به بیماری قلبی او اشاره کرده فهمیدم که خوشبختانه راسخ عزیز هنوز در قید حیات است و مثل شیر برای پیاده کردن اندیشه‌های بزرگ دکتر محمد مصدق پیکار می‌کند. واقعا زنده باشند!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به بهانه سالگرد تیرباران تقی شهرام کد مقاله: 784
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 413   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

کاربر گرامی آقای شهاب عزیز ، از لطف شما خیلی ممنون هستم و خوشحالم که دیدگاههای شما و دیگر دوستان را میخوانم. لازم به گفتن نیست که شخصیتها را مردم می سازند و آقای حکمت محصول شرایط و دوره معینی از جامعه ایران بود. سازمانها و افراد را نمی توان بر اساس آنچه که آنها درباره خود می گویند شناخت. منصور حکمت و پیروانش نیز محصول جامعه ای هستند که بتهایی مثل شاه و خمینی را پرورش داده است. هواداران منصور حکمت براستی آنقدر مغرور بودند که فکر می کردند یک قشر بر گزیده هستند که تمام رازهای کائنات در نزد آنهاست. شاید بدانی که من برای یکی از سایتهای حزب حکک مطلب تهیه می کنم و بعد از انشعاب اخیر توسط علی جوادی و دوستانش، من از این همه انشعابات و دشمنی ها دلزده شدم و از روی دلسوزی یک نامه برای تشکیلات حکک فرستادم و پیشنهاد کردم که خوب است که به منظور تبادل نظر در مورد بحران موجود در چپ و مارکسیسم، امکان داده شود تا در یکی از سایتهای این تشکیلات موافق و مخالف بطور علنی با هم بحث کنند اما با کمال تعجب، تشکیلاتی که دیگران را سکتاریست می نامد به من جواب داد که من تبلیغات رسانه های بورژوازی را تکرار می کنم !! به نظر من مطرح شدن حکمت ناشی از ضعف جریانات سابقه دار چپ بود و وحدت کومله با سهند یک تسلیم همه جانبه کومله به سهند و ناشی از ناتوانی کامل کومله پراگماتیست بود. بر اساس شناخت من، بدنه و هواداران کومله با هواداران حزب دمکرات تفاوتی ندارند. به نظر من تشکیلاتهای چپ تا زمانی که هدف آنها کسب قدرت سیاسی است بسیار محافظه کار و کاسبکارانه رفتار می کنند و مبلغ فرهنگ سکتاریستی و بت پرستی هستند و همه تشکیلات ها برای خود، بت و بتخانه ای بپا کرده اند و برخلاف اشک تمساحی که می ریزند، انتقاد پذیر نیستند و واقعأ دل آنها نه برای مردم بلکه فقط برای خودشان می سوزد در غیر اینصورت شرایط اینطور نبود که الآن است. ما باید بر اساس نقاط اشتراک با هم همکاری کنیم و از تفرقه بپرهیزیم. روابط فردی و جمعی در سازمانهای چپ نه تنها رفیقانه، بلکه حتی عادی هم نیست و مثل ادارت دولتی هر کس تلاش می کند تا به مقام بالاتر برسد !!   
[تعداد نظرها:  11]

در رابطه با: مشکینی به درک واصل شد! کد مقاله: 786
ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی -  کد نظر: 412   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

الحمدلله رب العالمین.جانور وحشتناکی بود ولی همت باید کرد تا بیوت این حشرات الارض مجموعا نابود شود انشالله.   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: 30 خرداد 1360 آغاز سرکوب نهایی قیام 1357 کد مقاله: 785
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 399   تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با تشکر از رفیق ارژنگ سپاسی که با این تحلیل خوب خود ما را به یاد سال 1360 و تحولات آن انداخت. برای تکمیل این مقاله من تلاش میکنم تا خیلی خیلی مختصر انعکاس وقایع جامعه را در درون زندان توضیح دهم: قبل از 30 خرداد سال 1360 ما زندانیان در زندان اوین، روزانه چند ساعتی هواخوری داشتیم و در حیاط کوچک زندان قدم می زدیم تا مریض نشویم و کمابیش اعضای خانواده زندانیان به ملاقات آنها می آمدند تا ضمن دیدار برای آنها پول و دیگر لوازم ضروری بیاورند. شکنجه جسمی بطور نسبی زیاد نبود و چون تعداد زندانیان زیاد نبود مثلأ در یک اطاق 30 متری حدود 30 نفر جای داده شده بود و دسترسی به دکتر و درمانگاه وجود داشت و هر چند وقت یکبار دکتر مفیدی که یک زندانی بهایی بود با کیسه ای از دارو به بند ما می آمد و در صورت نیاز افراد را معاینه می کرد. کتاب های خنثی و روزنامه هم داشتیم. با شروع 30 خرداد همه چیز در زندان دگرگون شد و تمام امکانات گفته شده در بالا قطع گردید و فشار بر روی زندانیان تشدید گردید. به زندانیان گفته شد که باید توبه کنند و در غیر اینصورت اعدام خواهند شد بنابراین از بیرون به مجاهدین درون زندان گفته شده بود که بطور تاکتیکی توبه کنند و چپها نیز خود را با مجاهدین همراه کردند. به گفته لاجوردی، رژیم در روز 30 خرداد بیش از 1000 نفر دستگیر شده را فقط وارد زندان اوین کرده بود و ازآن تاریخ به بعد بود که ماشین شکنجه و اعدام رژیم چنان فعال شده بود که افراد را اشتباهی اعدام می کردند و کسانی که قبل از 30 خرداد حتی بدون دادگاه رفتن در حال آزاد شدن بودند مجددآ دادگاهی شدند و چند سال زندان گرفتند. پشت بندهای زندان اوین تپه ای قرار داشت که محل اعدام بود و چون جلادان با هم تیر تفنگ را شلیک می کردند در نزد زندانیان این صدا به صدای تیر آهن خالی کردن معروف شده بود و ما با شمردن تک تیرهای خلاص که به جسد نیمه جان شهدا شلیک می شد تعداد افراد شهید را می شمردیم و ما می توانستیم خاکی را که بر اثر عبور گلوله از بدن شهدا و اصابت به تپه خاکی برمی خواست در جلو نور نورافکن زندان ببینیم. هر روز از بلنگوی بند اسامی افراد زیادی را می خواند و از آنها می خواست تا با کلیه وسائل از اطاقی که در آن بودند بیرون بیایند و این بدین معنی بود که این افراد اعدامی هستند و در شب ما صدای گلوله های اعدام را می شنیدیم. خلاصه اینکه رژیم اسلامی در زندان با زندانیانی که از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند هر کاری که خواست کرد و تمام عقده های خود را بر سر آنان خالی کرد و زخمی بر تنه جامعه ایران ایجاد کرد که هیچگاه التیام نخواهد یافت. هر روز و به تعداد زیاد یاران ناشناخته چون اختران سوخته بر خاک فرو میافتادند سرد.   
[تعداد نظرها:  1]



[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.