شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah       

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۸ مارس ۲۰۱۰



در پیوند با دیگر مطالب دیدگاه تعداد نظرهای رسیده:  [12360]


در رابطه با: تو که سهل است عمر و عثمان و علی هم نتوانستند کد مقاله: 20465
ارسال‌کننده: جواد ریا حی -  کد نظر: 12634   تاریخ ارسال: 18 Mar 2010

علی جون دمت گرم گل گفتی در ضمن سال نو را هم در همینجا به تو و خا نوا ده ات تبر یک می گو یم به امید سر نگو نی هر چه زودتر رژیم جهل و جنا یت   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: آب در هاون کوبیدن کد مقاله: 20470
ارسال‌کننده: مش قاسم -  کد نظر: 12633   تاریخ ارسال: 18 Mar 2010

غره مشو که مرکب مردان مرد را
درسنگلاخ بادیه پی ها بریده اند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش
ناگه به یک پیاله به مقصد رسیده اند
با سلام ،
من با خواندن این مطلب به یاد سعیدی سیرجانی افتادم و اتهاماتی که به او زده شد. چندی قبل مقاله ای از دکتر نوری اعلا در مورد همبستگی ملی هم خواندم که در آن شورای ملی مقاومت را ، شورای مصلحت مجاهدین نامیده بود. انتظار داشتم که جوابی دریافت کند ولی نه اینگونه. این جواب در درجه اول برازنده لحن اپوزیسیون نیست. اگر نویسنده تنها مشکل نوشیدن مشروبات الکلی را دارد سخن دیگری است. جدأ مشخص است که آقای آشوغ با سر فصل و جملات آخر فقط خواسته نارضایتی خود را اعلام نماید. در نیمی از نوشته به حرام بودن علمی الکل اشاره شده در نیمه دیگر بدون رابطه منطقی خطوط فکری را مورد حمله قرار داده است. اما در مورد گفته مائو، خود او پس از انقلاب چین به خوبی ثابت کرد که انقلاب جشن نیست، بلکه انقلاب وی مملو از بی رحمی است.
  
[تعداد نظرها:  3]

در رابطه با: سال نو،«سال صبر و استقامت» بر همهً ايرانيان مبارک و سبز باد کد مقاله: 20471
ارسال‌کننده: شعبان -  کد نظر: 12630   تاریخ ارسال: 17 Mar 2010

ایران رجوی رجوی ایران
دمکراسی آزادی با مریم رجوی
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: بهاران خجسته باد کد مقاله: 20466
ارسال‌کننده: ر.شاکر -  کد نظر: 12628   تاریخ ارسال: 17 Mar 2010

با تشکر بسیار. چه زیبا است این قسمت این سرود که میگوید "همه با یک نام و نشان به تقاوت هر رنگ و زبان" که ما همه ایرانی هستیم و گوشت و خون ما در مام وطن پرداخته شده است. متاسفانه رژیم و طرفدارانش به مادرشان که وطن باشد هم رحم نمیکنند پس اینها را ایرانی نتوان فرض کرد که بقول معروق عاق شده اند.
این هم لینک به این سرود در یوتیوب با صدای خانم شقایق کمالی برای فیض دوستان دیدگاه:
http://www.youtube.com/watch?v=GXMV9jp1_Kw

در ضمن مختصری درباره این سرود:
http://yadegareminavi.blogfa.com/post-50.aspx

با تشکر از یاران دیدگاه برای یاد وطن.
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: مقوله مرحوم دادشاه
و گریزی به چیستی ات قهرمان ملی
کد مقاله: 20423
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 12627   تاریخ ارسال: 16 Mar 2010

حمزۀ گرامی! مسأله بر سر تجزیۀ یک جغرافیای سیاسی و اقتصادی به اسم ایران نیست.
چون در عمل و دنیای واقعی ایران سالهای سال است که تجزیه و تقسیم شده است. تقسیم به دو جامعۀ متضاد و مخالف هم: استثمارگر و استثمار شونده! ستمگر و ستمدیده!
ستم ملی نیز یکی از ارکانهای دستگاه ستمگری حاکم است. از همین زاویه و منظر است که نیروهای انقلابی و کمونیست برای جلوگیری از فروپاشی فیزیکی و تقسیم ایران به حوزۀ نفوذ دولتهای تروریستی و امپریالیستی و مرتجعین دست نشاندۀ آنان شعار حق تعیین سرنوشت ملل ساکن در ایران تا سر جدایی و تشکیل دولتهای خودشان را مطرح می کنند.
تبلیغ حق تعیین سرنوشت هم به معنی تبلیغ و ترویج جدایی نیست! بلکه برسمیت شناختن یک حق است. حق هم معیاریست برابر برای سنجیدن چیزهای نابرابر! پس وقتی ما از کلمۀ حق در رابطه با کلیتهای ساکن در ایران صحبت می کنیم,بدین معنی است که در آنجا یک نابرابر و ستم مضاعفی, علاوه بر ستم طبقاتی وجود دارد.
بنابراین, تلاش کمونیستها باید ضمن مخالفت همه جانبه با شعار ارتجاعی حفظ تمامیت ارضی اجباری, اتحاد دواطلبانه و آزادانۀ کرد و ترک وبلوچ و عرب و فارس و... باشد.
زیرا,هنگامیکه همۀ خلقهای ایران, حق سخن گفتن
بزبان مادی خود را داشته باشند و عملا شاهد رشد و گسترش اقتصادی و سیاسی سرتاسر کشور باشند و در یک فضای انقلابی و آزاد نفس بکشند, در آنموقع کسی هم هیچ نگرانی و دلهره ای از دخالت امپریالیستها و دیگر راهزنان بین المللی برای اشغال این یا آن بخش از ایران را نخواهد داشت! ولی در حال حاضر,این وطن بقول شاعر مترقی و مبارز احمد شاملو, هرگز برای خیلی ها وطن نبوده است!
خب, برای رهایی از ستمهای موجود,منجمله ستم ملی سرنگونی جمهوری اسلامی مهمترین و اصلی ترین وظیفۀ انسانهای مبارز و انقلابی است. فراموش کردن این وظیف و درک درست, یعنی دل بستن به شرایط و وضعیت فلاکتبار حاکم!
امیدوارم حمزه با دقت بیشتری نظرات ما بخواند! به امید پیروزی!
  
[تعداد نظرها:  33]

در رابطه با: «چهارشنبه سوری» کد مقاله: 20452
ارسال‌کننده: nima -  کد نظر: 12624   تاریخ ارسال: 16 Mar 2010

با درود بسیار به مینا اسدی شاعر و نویسنده مردمی و انقلابی . زنده یاد شاملو یکبار گفته بود: ایرانیان فقط به خارج می ایند که عید نورز را جشن بگیرند و طرز تهیه قرمه سبزی را یاد خارجی ها بدهند!: . باید تا این رژیم جهنمی بر ایران حکومت میکند جشن های چهار شنبه سوری و عید را با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی در مقابل جاسوسخانه های رژیم بر پا کنیم نه در پارک ها وکوه و دشت !. اگر می دانستیم که چقدر نادانیم هرگز نادان نبودیم !.
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: گزارشی از راه پيمايی "اتحاد زنان آزاديخواه" کد مقاله: 20425
ارسال‌کننده: nima -  کد نظر: 12622   تاریخ ارسال: 16 Mar 2010

خانم مارال . من نه سخن گوی چریکهای فدائی هستم ونه سخن گوی اتحاد زنان ازادیخواه !. من فقط یک چپ هستم و سمپات چریکهای فدائی و تمام چپ ها ی انقلابی ! اما ازلحن صحبت و بحث کردن شما و بر خوردتان با انقلابی ترین نیروی چپ ایران چنین به نظر میرسد که شما از همان اول تنها برای یک هدف و انهم بر هم زدن و موفق نشدن برنامه های اتحاد زنان ازادیخواه به انها پیوستید! و الا این بهانه های بچه گانه که مثلا چرا سهیلا دهماسی ویا سارا نیکو و..خودشان را معرفی نکردند در نمی اوردید!. هر فعال سیاسی می داند که سهیلا دهماسی وسارانیکو عضو چریکهای فدائی هستند و این دیگر احتیاج به معرفی ندارد!. ازان گذشته اگر کسی در یک سازمان سیاسی عضو باشد وبخواهد دریک برنامه سیاسی و دموکراتیک مخصوصا در رابطه با زنان هم فعالیت کند که احتیاج نیست که هویت سازمانی اش را اشکار کند ! و از همان شروع فریاد بزند وبگوید : اهای رفقا! از حالا حواس تان جمع باشد که ما عضو چریکها هم هستیم !: مگه این رفقا میخواستند کار ضد انقلابی انجام دهند که شما مچ انها را گرفتی؟. کدام نیروی چپ غیر از چریکهای فدائی خواهان سرنگونی کل رژیم است؟ . توفان داخل لیوان اب ؟! یا ان جریان فرصت طلبی که رهبرش از یک اخوند مرتجع که حالا مرده است قهرمان حقوق بشر می سازد و برایش اشک می ریزد! و دیگر اعضای این جریان فرصت طلب سی سال است که از صبح تا شام باند های جنایتکار و مافیائی رژیم از پاسداران سیاسی تا سینمائی وتا ورزشی اش گرفته به عنوان فعال حقوق بشر و هنرمندان مردمی و قهرمانان ملی به خورد ایرانیان نا اگاه میدهند! ایا این همان گروه ها ی مورد نظر شما هستند که میخواهند رژیم را سرنگون کنند؟. سطح اگاهی سیاسی اکثریت مردم ایران هم به اندازه سطح اگاهی سیاسی شما هنوز ته صف است ! انها برای رهائی از چنگال یک هیولا نا اگاهانه به یک گرگ مثل موسوی پنهان می اوردند و شما هم نا اگاهانه بجای اینکه از این فرصت مردمی که نصیب تان شده وبا چند انقلابی همنشین شده اید و اتحاد کرده اید استفاده کنید از انها انتقاد هم میکنید؟ انهم انتقادی های ابکی که هیچ کس را نمی خنداند!. اکثر ایرانیان برای مبارزه با رژیم همیشه یک بهانه ای دارند !. بهانه شما هم در اینجا کمتر از انها نیست!. هر اتحاد ویا هر شورا ویا هر انجمن و یا هر پیمانی که هدف اصلی اش سرنگونی رژیم اسلامی با تمام جنایایش نباشد اب را به اسیاب رژیم می ریزد وراه به جائی نمی برد.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: همدردی با بانو مرضیه، هنرمند برجسته و صاحب نام کد مقاله: 20449
ارسال‌کننده: ارمان -  کد نظر: 12619   تاریخ ارسال: 16 Mar 2010

نام مرضیه در تاریخ مبارزات ازادیخواهانه مردم ایران مانده گار است در شرائط بسیار سخت ایستاد وعلیرغم ارزوهای دشمن هرگز خم بر ابرو نیاورد باتسلیت به خاطر از دست دادن هنگامه وارزوی سلامتی وطول عمر
هزاران درود که راهنمای نسل جوان شدید
  
[تعداد نظرها:  7]

در رابطه با: جنبش سبز و تفاوت آن با گرايشات سياه و سفيد و سرخ؛ کد مقاله: 20371
ارسال‌کننده: پیمان -  کد نظر: 12615   تاریخ ارسال: 16 Mar 2010

آقای سالاری .سایت دیدگاه را با سایت ایران گلوبال لطفآ اشتباه نگیرید.زیاد هم تند نروید .این شما هستید که برای سرکوب کسانی که شما را با مدارک قانونی که آن هم در یک مرجع قضایی و نشر مدرک مربوطه در روزنامه معتبر آن کشور آزاد , جنابعالی رابه خوانندگان معرفی کردند , به هر دسیسه یی دست زدید که خود را بیگناه جلوه دهید.
شما آزادهستید هر عقیده ای داشته باشید این حق ذاتی شماست.باید توجه داشته باشید هیچ موقع انسان نباید خودش را نسبت به همنوع خویش برتر نشان دهد. در حالی که گذشته خود را فراموش نموده است.
لطفآبا خودتات رو راست باشید.
  
[تعداد نظرها:  6]

در رابطه با: چهارشنبه سوری و فتوای خامنه ای و شرکاء کد مقاله: 20443
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 12610   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

حضرت آفت الله خامنه ای غلط زیادی و گه اضافی خوردند که چنین فتوای نفرت انگیزی صادر فرموده ند!
این جنایتکار پست و پلید,آنچنان به انواع و اقسام بیماریهای روحی و روانی دچار شده که حتی در عرض این نه ماه هم,متوجه انزجار و نفرت خلقهای ایران از او و رژیم منفور و بدنامش نشده است و همچنان به صدور فتواهای بی رنگ و بو ادامه می دهد.
البته صدور این فتوای پوشالی از یک زاویه خوب است و آن اینکه مردم,بخاطر نشان دادن نفرت و انزجار بی پایان خود نسبت به حکومت اسلامی هم که شده باشد, مراسم چهاشنبه سوری را با شکوه و قدرت هرچه تمامتر برگزار خواهند کرد تا پوزۀ خونین خامنه ای و طرفدارانش را به خاک بمالند!
در ضمن؛ حاجت خواستن از آتش که گرما و انرژی دارد و قابل رویت است از حاجت خواستن از خدای نیست در جهان و الله ی شکنجه و کشتار بهتر و عاقلانه تر است! حداقل آتش را می توان لمس و حس نمود!



  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: هراس «کلمه» از اپوزیسیون ضد انقلاب کد مقاله: 20448
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 12607   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

واقعا در عرض این ده ماه هنوز معلوم نشده است که این موج سبز رژیمی که هدفش احیای دوران خمینی است,چه برنامه و طرحی برای پیشبرد سیاستهای خود دارد.
با اینکه این دارو دسته, ساخته و پرداختۀ بخشی از کارگزاران سابق و حال جمهوری اسلامی است, منتها با مطرح نمودن یکسری شعارهای کلی و انتزاعی در مورد آزادی و حقوق بشر,عملا عده ای را سرکار و بلاتکلیف گذاشته اند.
منتها,د این وضعیت برزخی نمی تواند تا ابد ادامه یابد و بزودی آرامش قبل از توفان شروع خواهد شد و آتشفشان خاموش خشم و نفرت خلقهای ستمدیدۀ ایران بر علیه کلیت نظام اسلامی فوران خواهد نمود!
ترس و وحشت موج سبز و سرگردگان جنایتکار آن بخاطر پیشامدن حوادث ناگواریست که در کمین جمهوری شیطانی و اهریمنی اسلامی نشسته است. بزودی این قاتلان و آدمکشان نقابدار و بی نقاب که سی و یکسال آزگاز است به جان مردم ایران افتاد ه اند باید تقاص پس بدهند! آهنم چه تقاص دردناک و وحشتناکی!
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: بر سبحه و سجاده ات ای شیخ زنم سنگ کد مقاله: 20409
ارسال‌کننده: علي سالاري -  کد نظر: 12605   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

بسيار عالي، شعري بسيار زيبا، با مسما، پر محتوا، دقيق، لطيف، ماهرانه و نافذ بود. آنرا دوبار خواندم و لذت بردم. خسته نباشيد   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: ای روشنفکران! شما مسئول هستید! کد مقاله: 20437
ارسال‌کننده: ارمین -  کد نظر: 12601   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

در بعضی از مسائل باشما موافقم اما راجع به مشروطه منظورتان ادامه سلسله چپاول گر پهلوی است یا چیز دیگری است
ضمنا رضا پهلوی می گوید با روحانیون هم در تماس است واز او حمایت میکنند
چرا چپ و غیره را به ناحق دراز میکنید اما اقارضا را نادیده میگیرید روشن وصریح بگوئیدایا شما میخواهید مذهب وفرهنگ مردم راهم عوض کنیداب در هاون کوبیدن است
این رژیم با خواهش وتمنا از قدرت بزیر کشیده نخواهدشدانقلاب مخملی سراب بود وهست
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: درسهاى "مدرسه فمينيستى" کلارا زتکين کمونيست "مسلمان" ميشود! کد مقاله: 20427
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 12600   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

تا جائیکه من خبر دارم رفیق کلارا آیسنر زتکین آلمانی هیچ علاقه و نظر خوشی نسبت به اسلام و جنبش سبز و الله اکبر نداشت. به همین جهت, فکر می کنم خانم نوشین احمدی خراسانی و دوستان او در ایران که تحت نام مدرسۀ فمینیستی فعالیت اصلاح طلبانه می کنند, در رابطه با کلارای کمونیست شوخی و مزاح فرمود اند.
گمان نمی کنم هنگامیکه کلارای مهربان, در روستای «ویندرلااو»ی آلمان بسال 1857 بدنیا آمد, کوچتکرین تصوری از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران, آنهم 122 سال بعد داشت بود.
کلارا آیسنر زتکین بعد از رشد و تکامل جسمی و ذهنی به حزب سوسیالیست کارگری آلمان پیوست و به فعالیتهای سیاسی اش برای رهایی طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان ادامه داد. این نیز ثایت می کند که کلارا هیچ ربط و پیوندی با جنبش سبز پیغمبری و خط و مشی آن نداشته است,تا چه رسد به اینکه او شعار الله اکبر سر هد و آش نذری و شله زرد برای آزادی دستگیر شدگان اعتراضات اخیر بپزد! تازه, کلارا بخاطر دفاع از سوسیالیسم و آزادی مورد فشار از سوی مقامات آنزمان آلمان قرار گرفت و در تهایت, با تصویب ممنوعیت سازمانها و جریانات چپ توسط بیسمارک, مجبور به ترک خاک آلمان و اقامت در سویس و سپس فرانسه شد. اما نوشین خراسانی و دوستانش این خفت و خواری را قبول کرده اند که در ایران بمانند و در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی به تبلیغ فمنیسم اسلامی و لیبرالی بپردازند,بجا اینکه بیایند خارج کشور و در فضای آزاد با دیگران بحث و گفتگو کنند!
خلاصه, کلارا بعد از مدتهای مدید بالاخره به آلمان بر می گردد و بعنوان سردبیر روزنامۀ برابری ارگان زنان حزب سوسیال دمکرات آلمان به کار و زندگی می پردازد. او علاقۀ خاصی به یوسف استالین, دبیر کل حزب کمونیست شوروی و رهبر آنکشور داشت و برعکس از تروتسکی موذی خوشش نمی آمد.
کلارای خونگرم و زود جوش, در سال 1907 با ولادیمیر ایلیچ اولیانوف لنین ملاقات نمود و با او دوستی صمیمانه ای بر فرار کرد. در حالیکه, حدس می زنم نوشین احمدی خراسانی به میر حسین موسوی علاقه داشته باشد. و همانطور که می دانیم فرق عظیمی است میان میر حسین با رفیق لنین.
اینرا هم بگویم که کلارا, بر خلاف تبلیغات و تحریفات موجود, هیچ انتقاد و شکایتی از اقداماات استالین نداشت و آنها را با تمام وجود می پسندید. بر خلاف رزا لوکزامبورگ که به چگونگی طرز حکومت بلشویکها انتقاد و اعتراض داشت.
در ضمن این باعث خوشحالی و سرور بی پایان طرفداران حقوق زنان است که سیاوش دانشور اینچنین از کلارای طرفدار و دوستدار یوسف استالین در مقابل عوامل جنبش سبز دفاع می کند. چون تا جائیکه من می دانم کمونیسم کارگری دشمنی عجیبی نسبت به استالین و طرفداران او دارد. تمام شد!
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: دستور مسدود کردن وبلاگ احترام آزادی کد مقاله: 20379
ارسال‌کننده: گل کو -  کد نظر: 12599   تاریخ ارسال: 15 Mar 2010

اقای داورپناه عزیز
سایتهایی که منشا آنها در ایران است دربهترین حالت مجبورند از قوانین جمهوری اسلامی حمایت کنند. همه نوشته ها و کامنت ها و اطلاعات شخصی وبلاگ نویس که در اختیار شرکت سرویس دهنده است میتواند به همان راحتی در اختیار وزارت اطلاعات هم قرار بگیرد. بنابراین مسدود کردن سایت احترام آزادی زیاد هم جای تعجب ندارد. از این جهت سرویس دهنده های خارجی مانند بلاگ اسپات بهتر هستند.
  
[تعداد نظرها:  1]



در پیوند با مطالب دیدگاه کاربران تعداد نظرهای رسیده:  [455]


در رابطه با: پدیدهء اصلاحطلبی در ایران کد مقاله: 803
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 466   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

نکتهء مهم ديگری را، که بايد دوباره در موضعگيری ويژهء خودم توضيح بدهم اين است، که
از آنجاييکه جامعهء ايران جامعه ای کلاسيک نبوده است-هرچند هر جامعه ای از روند عام جامعه شناسی علمی پيروی می کند- روند توليد لمپن پرولتاريا نيز در جامعهء ايران از روندی خود-ويژه برخوردار شده است:
اگر در جامعهء کلاسيک بورژوايی، لمپن پرولتاريا پيش از هر چيز محصول مستقيم کارکرد ساختار اقتصادی-اجتماعی توليد سرمايه داری بوده است، در ايران توليد اين قشر اجتماعی در درجهء نخست، محصول تاثيرگذاری عوامل بازدارندهء خارجی بوده است- بويژه در نتيجهءانقلاب سفيد بود، که روستائيان را از زمين کنده و به حاشيهء شهرها پرتاب کردند.
در جامعهء کلاسيک، روستائيان آزادشده از قيد روابط سرواژ بسرعت بيشتری جذب صنايع نوپای شهرها شدند. سپس همين صنايع نوپا-همانگونه که می دانيم- به توليد لمپن پرولتاريا نيز پرداختند و اين روند ساختاری اين جوامع بوده است. ليکن روستائيان ما پس از انقلاب سفيد نتوانستند در صنايع جذب شوند، زيرا روابط سرمايه داری کمپرادور نمی توانست آنها را جذب کند.
سرمايه داری مانوفاکتور و سپس کارخانه و کارگاههای بزرگتر در روندی طولانی در جوامع اروپا پا گرفتند. ولی روند رشد صنايع داخلی ما قطع و خنثی شد. و درست هنگامی صنايع پرقدرت کمپرادور وارد کشورمان شدند، که روستائيان نزديک يک قرن از فرهنگ سرمايه داری عقب افتاده بودند.
و نکتهء جالبی، که در نتيجهء اين بحث بايد عرض کنم، اين استکه امپرياليستها در محاصبات خودشان همين لمپن پرولتاريای ايران را در نقشه ای ماهرانه دو بار به کار گرفته و هر بار هم موفق شده اند: بار نخست در کودتای 28 امرداد 1332 و بار دوم در انقلاب بهمن 1357.
هر دو بار لمپن پولتاريا در نقش سپاهيان امپرياليسم ظاهر شد(فکر می کنم لازم نباشد که در بارهء اين نقش در سال 57 و بويژه در سرکوبی دمکراسی بوسيلهء رژيم توضيحی بدهم-وقايع خرداد 42 "جنرال رپيتيشن" يا همان آخرين تمرين پيش از شب نمايش بود).
در بارهء توليد و بازتوليد لمپن پرولتاريا در زمان کنونی نيز توضيح داده ام.
و اما، من هرگز نگفته ام، که لمپن پرولتاريا به جای کارگران و ديگر نيروهای انقلابی بايد رهبری را بدست بگيرد و يا چيزی شبيه اين. بلکه خواسته ام توجه همگان را به اين گوشهء معادله نيز جلب کنم، که چه برنامه ای در جريان است، تا بتوانيم آن نقشه را خنثی کنيم. امپرياليستها نشسته اند و دقيقا دارند جامعهء ما را مطالعه می کنند و روی نيروهای جامعه حساب باز می کنند. ما نبايد از نقش مخرب لمپن پرولتاريا غافل بشويم. بايد بتوانيم از موقعيت بوجود آمده برای تبليغ در بين کارگران و زحمتکشانی، که به حاشيه رانده می شوند سود ببريم- موقعيت ايجاد شده اين است، که آنها دروغ بودن اسلام و ايدئولوژی حاکم را می بينند. ما بايد دشمن را به آنها نشان بدهيم و نبايد بترسيم، که ما را به ضديت با دين متهم کنند. ما بايد لبهء تيز حملات ايدئولوژيک خود را روی خرافه پرستی و فساد اسلاميان حاکم بگذاريم و اجازه ندهيم، تا برای بار سوم لمپن پرولتاريا در صف ضدانقلاب قرار بگيرد. هنر انقلاب اين است، که بتوانيم اردوی دشمن را پراکنده کنيم. ولی ضد انقلاب از ما بهتر کار می کند: کارگران و کشاورزان را به حاشيهء شهرها می رانند و زيرساخت اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی جامعهء ما را به نابودی می کشانند. اگر روند حوادث همينگونه پيش برود، بزودی سرتاسر ايران شيره کش خانه و روسپی خانه خواهد شد. شوخی نيست. اين خواستهء برنامهء "يک ميليارد زرين" است. همهء منابع جهان را فقط بايد موبورهای چشم آبی مصرف کنند و مردم کشورهای ديگر بايد نابود شوند. اين فاشيسم نوين است، که در برنامهء "يک ميليارد زرين" تدوين شده و از 1975 به اينسو در دستور روز قرار دارد.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: زور رژيم را با زور بايد پاسخ داد! کد مقاله: 807
ارسال‌کننده: اشرف هاشمی -  کد نظر: 464   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مقاله ای منطقی هست.وسران ضدبشر این رژیم خون آشام . به هر وسیله ای باید . از قدرت خلع شوند.و چه بهتر که مثل خودشان دربرابر شان قد علم شود.و اگر بخواهیم میشود. بشرطی که مثل رهبران فدائیان و مجاهدین و دیگر رزمندگان راه آزادی . خودمان آغاز گر این عمل انقلابی و درست باشیم. و از دیگران نخواهیم که پا پیش بگذارند و به خواسته حق مان جامه عمل بپوشانند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: مارکسیستها را چه می شود؟ کد مقاله: 792
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 463   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

من می توانم از زبان انگليسی نيز بآسانی استفاده کنم، ولی بيشتر منابع من به زبان روسی هستند. فکر می کنم اثر جالب پلخانف "مارکسيسم و آنارشيسم" به زبان فارسی ترجمه نشده باشد. من اين را ترجمه کرده ام و اگر فرصتی باشد، دستنوشته ام را به کامپيوتر منتقل خواهم کرد.
مطالب بسياری در بارهء باکونين، کروپاتکين، اوگاريوف، گرتسن،محافل آنها و چگونگی شکل گيری عقايدشان و نامه های باکونين و ... و نچايف (در بارهء همين سرگی نچايف و رابطه اش با باکونين را می توانيد در نوشتار من در همين سايت بخوانيد)، را هم مطالعه کرده و هم برخی از آنها را ترجمه کرده ام. پس آنگونه هم که شما می پنداريد، بی اطلاع نيستم، حتی سايت آنارشيستهای روسی نيز وجود دارد.
  
[تعداد نظرها:  31]

در رابطه با: رابطهء دين و مواد مخدر کد مقاله: 783
ارسال‌کننده: پا یا احمری -  کد نظر: 459   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مگر پزشکان نمیدانند که سیگار و الکل و بی خوابی و تجاوز به ناموس مردم زیان جسمی و قانونی و شخصیتی به همراه دارد!؟ آیا پزشکان . بویژه در غرب . رعایت این موازین را دردستور کار عملی شان دارند !؟اگر ندارند - اغلب شان - شما نظرتان این میشود که دنیای پزشکی یعنی کشک!؟ همین دیروز یک مرد 61 ساله غربی . به علت همخوابی با یک دختر معصوم 6 ساله دستگیر و زندانی شد - در کشور خودش - و یا یک غربی دیگر به دخترش سالها تجاوز میکرد . و سرانجام دختر معصوم . پدرش را با چاقو از پا در آورد. و یا هیتلر و بوش و امثال این آدمکشان غربی هستند. و پل پت هم کمونیست بود. شما نظرتان چیست !؟ غرب یک سره قابل نفی است و پدر و مرد بودن و کمونیزم!؟ چرا دین را با مدعیان دینداری مخلوط میکنید !؟شرم هم یک احساس انسانی هست آقایان ضد دین !!...   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: ترکیه اسلامی ، لائیک یا دمکراتیک ؟ کد مقاله: 805
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 458   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

نتایج انتخابات اخیر در ترکیه نشان داد که این کشور یک جامعه لائیک نیست و اصولأ ترکیه آن طرف سکه جمهوری اسلامی است با این تفاوت که ژنرالها در ترکیه با زور سرنیزه و با هدف سیاسی و برای تثبیت اتوریته خود خواستهای به اصطلاح لائیک خود را به مردم تحمیل می کنند و در ایران آخوندها خواستهای مذهبی خود را به مردم تحمیل می کنند. تحول فکری و جهت گیری مذهبی و یا لائیک مردم را دستورات حکومتی نمی تواند تعیین کند و حتی پافشاری حکومت ها در این زمینه می تواند نتایج معکوس ببار آورد. ترویج و تشویق و یا مبارزه با دین وقتی که سیاسی میشود بسیار مخرب است و احزاب به اصطلاح لائیک اگر نه بیشتر حداقل مثل احزاب مذهبی در ترویج دین مقصر هستند زیرا احزاب به اصطلاح لائیک خود به مردم آگاهی علمی و فلسفی نمی دهند بلکه فقط از نظر سیاسی برای جلب اراء مردم و تقویت قدرت خود شلوغ و تلاش میکنند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به همنشين بهار کد مقاله: 757
ارسال‌کننده: مینا سهامی -  کد نظر: 457   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای فراهانی شما در این یاداشت نوشسته اید: {ميتوانم از اعتراف علنی يکی از سردمداران رژيم نام ببرم که دقيقا در همانروزها بطور علنی اعلام کرد که :"اين مجاهدين بودند که زهر آتش بس را به امام خوراندند"}

لطفا بطور دقیق یعنی مستند، بفرمائید کدام مسئول رژیم، چه زمانی و در کجا ، جمله فوق را گفته یا نوشته است.
با تشکر و احترام

  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: سرنوشت محتوم اکس-مسلم در هلند کد مقاله: 797
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 455   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای ایرج.ع خوش به حالت که اینقدر با هوش هستی!! شما و همفکرانتان همه از کلیه رازهای کائنات با خبر هستید !! آیا شما با نوشتن این جمله: « معلوم شد كه همين يك پاراگرافي را هم كه به زباني ساده برايت نوشتم نگرفتي » چه چیز را می خواهی ثابت کنی؟ از نظر من دین یک روبنا است و من مثل شما از این روبنا دستمایه سیاسی- تبلیغی برای خودم درست نمی کنم و مثل شما با دین از طریق مطبوعات بورژوایی و فحش دادن مبارزه نمی کنم !! کسانی مثل شما و خانم هیرشی علی نه تنها با دین مبارزه نمیکنید بلکه با فحش دادن به اسلام در مطبوعات هلند و دیگر کشورها موجب تحریک مسلمانان و تقویت اسلام و دین می شوید. من مثل شما و برای خوشایند مسیحی های مرتجع؛ ادیان را دسته بندی و به خوب و بد تقسیم نمیکنم. بر اساس گفته شما اسلام چون سنگسار و اعدام می کند بد است و مسیحیت چون این کارها را نمی کند خوب است و حداقل باید مثل شما در مورد آن سکوت کرد. اما دوست دانشمند من !!؛ بد نیست که بدانید در ایرلند شمالی صدها نفر در درگیریهای بین کاتولیک ها و پرتستانها با بمبهای آنها به قتل رسیده اند !! و هنوز کاتولیکها و پرتستانها از هم متنفر هستند و مناطق مسکونی کاتولیک و پرتستان نشین از هم جدا هستند. تو از کجا می دانی که من طرفدار انقلاب جهانی و مخالف انقلاب در یک کشور هستم که این جمله را : « در سياست هم آنهايي را كه به جاي انقلاب در يك كشور ، انقلاب جهاني را پيش ميكشند تا از زير بار مسوليت مبارزه با يك رژيم مشخص شانه خالي كنند را نميتوان جدي گرفت » نوشته ای؟
من به شما اطمینان می دهم که اگر حتی در یک محله و یا یک شهر در ایران و یا در اروپا انقلاب بشود من اولین کسی خواهم بود که از آن حمایت خواهم کرد. صداقت شرط اولیه یک دیالوگ سازنده است !!
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: همصدایی و بیصدایی در کلن (آلمان) کد مقاله: 800
ارسال‌کننده: r.rahimi -  کد نظر: 448   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از انجا که بخاطر سرکوب وحشيانه رژيم در داخل کارگران و زحمتکشان و زنان قادر به برپائی تظاهرات و اعتصابات بزرگ برای بدست اوردن حقوق انسانی خود و سرنگونی رژيم نمی باشند پس اين وظيفه ايرانيان اگاه و با وجدان خارج از کشور ميباشد که با بر پائی تظاهرات چند ده هزار نفره درشهرهای بزرگ اروپا و امريکا بطور مداوم باعث شورو حال در داخل کشور شوند و در پايان بساط اين رژيم ادمکش و فاشيستی را به ذباله دان تاريخ بريزند. با درود به تمام انهائيکه در تظاهرات کلن شرکت کردند   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: تشديد اعدام‏ها در ايران! کد مقاله: 793
ارسال‌کننده: ناظر بی طرف -  کد نظر: 443   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از نويسنده اين مطلب سوالی داشتم و آن سوال اين است که اگر مردم ايران برای رهائی به " قهر سازمان يافته " نيازمند اند وظيفه مخالفين جمهوری اسلامی و طرفداران اين "قهر سازمان يافته" در خارج از کشور چيست؟ و چرا آنها را در همين مبارزات غير قهر آميز خارج از کشور نمی توان ديد!!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: یک خواهش ساده کد مقاله: 798
ارسال‌کننده: جمال فراهانی -  کد نظر: 442   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

من کاملا با نظر آقای ناظر موافق هستم، چرا که به نظر من رعايت کردن يک سری" اصول اوليه و پرنسيبها "در افشاگری عناصر رژيم بسيار مهم و حياتی ميباشد و از سوء استفاده های احتمالی و تصويه حساب های شخصی و خصوصی جلوگيری خواهد کرد.منظور من در اينجا انگشت گذاشتن روی يک اصل کلی ميباشد و به هيچ وجه به فرد و يا شخص بخصوصی مربوط نميشود.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: ادامه کار بزرگمان را به چه کسی بسپاریم کد مقاله: 795
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 436   تاریخ ارسال: 05 Aug 2007

شخصیت رفیق استالین بعنوان یک کمونیست انقلابی بر هیچکس پوشیده نیست. تا جاییکه حتی یک فرد بورژوا- دمکرات مترقی به اسم دکتر محمد مصدق در باره او چنین می‌نویسد:«تا استالین فوت نکرده بود دول استعماری از او ملاحظه می‌کردند و ملت می‌توانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت که قسمتی از خاک ایران را تحت سلطه‌ و نفوذ خود داده بود خلع ید شد. و بعد از استالین چون قائم‌مقام او شصیتی نداشت ملاحظات دول استعماری از آن دولت از بین رفت و ایدن وزیر خارجه‌ی انگلیس مسافرتی به آمریکا نمود و در مذاکراتش با آیزنهاور به این نتیجه رسید که رئیس جمهوری تصویب کند آزادی یک ملتی را با ۴۰درصد سهام کنسرسیوم مبادله کنند شرکتهای نفت آمریکا به مقصودی که داشتند رسیدند.(از کتاب رشد روابط سرمایه‌داری در ایران، نوشته‌ی محمدرضا سوداگر، صفحه‌ی ۶۵۶ به نقل از خاطرات م.مصدق). امیدوارم دشمنان ی.استالین دکتر مصدق را به استالینیست و مستبد! بودن متهم نکنند. در اینجا بر خلاف شایعات و تحریفاتی که بازماندگان جبهه‌ی ملی و دیگر دشمنان قسم‌خورده‌ی شوروی سوسیالیستی عصر استالین در باره‌ی عدم حمایت آن دولت از مصدق براه انداخته‌اند، م.مصدق به صراحت می‌گوید که وجود شخیصتی چون استالین ملی کردن صنعت نفت خیلی مشکل بود. واقعا درود بر هر چه آدم دمکرات و مترقی و منصفه!   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر علی راسخ افشار کد مقاله: 791
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 414   تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

من تا بحال اسمی از این مبارز پیر هشتاد ساله نشینیده بودم و اینک خوشحالم که چنین شخصیت بزرگ و استثنایی در میان آزادیخواهان و ملی‌گرایان وجود دارد که با بدوش انداختن چند ساک و سیاه و سفید و از برای آزادی و خشبختی ملت شجاع ایران، عرقریزان با هواپیما بین قاره‌ی آمریکا و اروپا در رفت و آمد است، تا بالاخره مرکب مسن‌سال آزادی را به وطن عزیزش ایران برساند. امیدوارم که هشتاد سال دیگر عمر کند تا تجربه‌ی نسل کنونی را به نسل آینده منتقل کند، همانگونه که تجربیات نسل گذشته را به نسل کنونی منتقل نموده است. البته من وقتی شروع به خواندن مطلب آقای قاسمی نمودم، فکر کردم که اتفاقی برای اقای علی راسخ افشار افتاده است، اما وقتی به آنجای مقاله رسیدم که به بیماری قلبی او اشاره کرده فهمیدم که خوشبختانه راسخ عزیز هنوز در قید حیات است و مثل شیر برای پیاده کردن اندیشه‌های بزرگ دکتر محمد مصدق پیکار می‌کند. واقعا زنده باشند!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به بهانه سالگرد تیرباران تقی شهرام کد مقاله: 784
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 413   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

کاربر گرامی آقای شهاب عزیز ، از لطف شما خیلی ممنون هستم و خوشحالم که دیدگاههای شما و دیگر دوستان را میخوانم. لازم به گفتن نیست که شخصیتها را مردم می سازند و آقای حکمت محصول شرایط و دوره معینی از جامعه ایران بود. سازمانها و افراد را نمی توان بر اساس آنچه که آنها درباره خود می گویند شناخت. منصور حکمت و پیروانش نیز محصول جامعه ای هستند که بتهایی مثل شاه و خمینی را پرورش داده است. هواداران منصور حکمت براستی آنقدر مغرور بودند که فکر می کردند یک قشر بر گزیده هستند که تمام رازهای کائنات در نزد آنهاست. شاید بدانی که من برای یکی از سایتهای حزب حکک مطلب تهیه می کنم و بعد از انشعاب اخیر توسط علی جوادی و دوستانش، من از این همه انشعابات و دشمنی ها دلزده شدم و از روی دلسوزی یک نامه برای تشکیلات حکک فرستادم و پیشنهاد کردم که خوب است که به منظور تبادل نظر در مورد بحران موجود در چپ و مارکسیسم، امکان داده شود تا در یکی از سایتهای این تشکیلات موافق و مخالف بطور علنی با هم بحث کنند اما با کمال تعجب، تشکیلاتی که دیگران را سکتاریست می نامد به من جواب داد که من تبلیغات رسانه های بورژوازی را تکرار می کنم !! به نظر من مطرح شدن حکمت ناشی از ضعف جریانات سابقه دار چپ بود و وحدت کومله با سهند یک تسلیم همه جانبه کومله به سهند و ناشی از ناتوانی کامل کومله پراگماتیست بود. بر اساس شناخت من، بدنه و هواداران کومله با هواداران حزب دمکرات تفاوتی ندارند. به نظر من تشکیلاتهای چپ تا زمانی که هدف آنها کسب قدرت سیاسی است بسیار محافظه کار و کاسبکارانه رفتار می کنند و مبلغ فرهنگ سکتاریستی و بت پرستی هستند و همه تشکیلات ها برای خود، بت و بتخانه ای بپا کرده اند و برخلاف اشک تمساحی که می ریزند، انتقاد پذیر نیستند و واقعأ دل آنها نه برای مردم بلکه فقط برای خودشان می سوزد در غیر اینصورت شرایط اینطور نبود که الآن است. ما باید بر اساس نقاط اشتراک با هم همکاری کنیم و از تفرقه بپرهیزیم. روابط فردی و جمعی در سازمانهای چپ نه تنها رفیقانه، بلکه حتی عادی هم نیست و مثل ادارت دولتی هر کس تلاش می کند تا به مقام بالاتر برسد !!   
[تعداد نظرها:  11]

در رابطه با: مشکینی به درک واصل شد! کد مقاله: 786
ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی -  کد نظر: 412   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

الحمدلله رب العالمین.جانور وحشتناکی بود ولی همت باید کرد تا بیوت این حشرات الارض مجموعا نابود شود انشالله.   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: 30 خرداد 1360 آغاز سرکوب نهایی قیام 1357 کد مقاله: 785
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 399   تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با تشکر از رفیق ارژنگ سپاسی که با این تحلیل خوب خود ما را به یاد سال 1360 و تحولات آن انداخت. برای تکمیل این مقاله من تلاش میکنم تا خیلی خیلی مختصر انعکاس وقایع جامعه را در درون زندان توضیح دهم: قبل از 30 خرداد سال 1360 ما زندانیان در زندان اوین، روزانه چند ساعتی هواخوری داشتیم و در حیاط کوچک زندان قدم می زدیم تا مریض نشویم و کمابیش اعضای خانواده زندانیان به ملاقات آنها می آمدند تا ضمن دیدار برای آنها پول و دیگر لوازم ضروری بیاورند. شکنجه جسمی بطور نسبی زیاد نبود و چون تعداد زندانیان زیاد نبود مثلأ در یک اطاق 30 متری حدود 30 نفر جای داده شده بود و دسترسی به دکتر و درمانگاه وجود داشت و هر چند وقت یکبار دکتر مفیدی که یک زندانی بهایی بود با کیسه ای از دارو به بند ما می آمد و در صورت نیاز افراد را معاینه می کرد. کتاب های خنثی و روزنامه هم داشتیم. با شروع 30 خرداد همه چیز در زندان دگرگون شد و تمام امکانات گفته شده در بالا قطع گردید و فشار بر روی زندانیان تشدید گردید. به زندانیان گفته شد که باید توبه کنند و در غیر اینصورت اعدام خواهند شد بنابراین از بیرون به مجاهدین درون زندان گفته شده بود که بطور تاکتیکی توبه کنند و چپها نیز خود را با مجاهدین همراه کردند. به گفته لاجوردی، رژیم در روز 30 خرداد بیش از 1000 نفر دستگیر شده را فقط وارد زندان اوین کرده بود و ازآن تاریخ به بعد بود که ماشین شکنجه و اعدام رژیم چنان فعال شده بود که افراد را اشتباهی اعدام می کردند و کسانی که قبل از 30 خرداد حتی بدون دادگاه رفتن در حال آزاد شدن بودند مجددآ دادگاهی شدند و چند سال زندان گرفتند. پشت بندهای زندان اوین تپه ای قرار داشت که محل اعدام بود و چون جلادان با هم تیر تفنگ را شلیک می کردند در نزد زندانیان این صدا به صدای تیر آهن خالی کردن معروف شده بود و ما با شمردن تک تیرهای خلاص که به جسد نیمه جان شهدا شلیک می شد تعداد افراد شهید را می شمردیم و ما می توانستیم خاکی را که بر اثر عبور گلوله از بدن شهدا و اصابت به تپه خاکی برمی خواست در جلو نور نورافکن زندان ببینیم. هر روز از بلنگوی بند اسامی افراد زیادی را می خواند و از آنها می خواست تا با کلیه وسائل از اطاقی که در آن بودند بیرون بیایند و این بدین معنی بود که این افراد اعدامی هستند و در شب ما صدای گلوله های اعدام را می شنیدیم. خلاصه اینکه رژیم اسلامی در زندان با زندانیانی که از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند هر کاری که خواست کرد و تمام عقده های خود را بر سر آنان خالی کرد و زخمی بر تنه جامعه ایران ایجاد کرد که هیچگاه التیام نخواهد یافت. هر روز و به تعداد زیاد یاران ناشناخته چون اختران سوخته بر خاک فرو میافتادند سرد.   
[تعداد نظرها:  1]



[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.