شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰



اسناد، گفته ها و ناگفته ها

ادامه فهرست ...

   

یادداشت روز



ادامه فهرست مطالب

ورزش



ادامه فهرست مطالب

گزیده ها



ادامه فهرست مطالب

آمفی‌تئاتر



ویژه‌نامه



سينما در ديدگاه





سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

زير چتر چل تيكه سيّال (4)

ر.م. گزنه

اصلاحات پست مدرن "تبعيد"! به تاريخ ششم ژانويه 2005(چهارشنبه 16 دی 1383) آقاي سيد ابراهيم نبوی خطاب به آقاي خامنه اي كه "قدرت کلمه را می داند، قدرت شعر و طنر را می داند... و می داند که حاکمان و اميران و قاضيان قرن هشتم رفتند..." نامه اي مرقوم كرده است؛ "تهديد آميز": "آقای خامنه ای! تهديدتان می کنم. اگر به اين مصيبتی که بر سر اين بچه های مظلوم آمده رسيدگی نکنيد و اين قاضی روستايی) کم شعور را از سر کار برنداريد، بی ترديد تمام کلماتی را که در اين مدت عنانش را نگه داشتم رها خواهم کرد تا همان چهره سياهی را که طنز می تواند از اين قاضی و اين شيوه قضاوت و شما که پشتيبانش بوديد نشان دهد، به عيان ببينيد. من و شما می ميريم. شما قدرت کلمه را می دانيد، شما قدرت شعر و طنز را می دانيد، شما می دانيد که حاکمان و اميران و قاضيان قرن هشتم رفتند و تنها نامی که از آنان باقی ماند در اشعار حافظ و در طنزهای عبيد است. نه شما عمر ابدی دارید و نه ما تا ابد در غربت خواهيم ماند، حتی در غربت هم صدای کلمات ما هنوز متولد نشده در شهر می پيچد، از کلمه بترسيد، از کتاب و کتابخانه بترسيد، من و شما می ميريم، از شما هيچ چيزی باقی نمی ماند ولی من و ما در کتابخانه ها باقی خواهيم ماند. فرزند مرتضوی همواره شرمنده کتابخانه ها خواهد شد. من نامش را به تلخ ترين شکلی در طنز نگه خواهم داشت، آنقدر سياه که نامش که بيايد قهقهه ای باشد و نفرينی، از اين قهقهه و نفرين بترسيد. شما که شعر می شناسيد، قاضی شهر کجاست تا ببيند حيوان خوش علفی شده است در طنز و شعر حافظ؟ من شما را تهديد می کنم، باور کنيد ماهها بود که نمی خواستم درشت بگويم، اما مشت درشت زشتخويانی را بر صورت خردمندان و نويسندگان می بينم که پاسخش جز به درشتی کلمه نمی آيد" http://akhbar.gooya.com/ نامه رسان بدجنس اين نامه تاريخي را به عمد انداخته است توي صندوق پستي خسن آقا ( صاحب وبلاگ خسن آقا) كه "قدرت کلمه را نمي داند و قدرت شعر و طنر را نمي داند" و از اصلاح طلب هاي قرن هشتم به طور اعم، و از امثال مسعود بهنود و خواجه حافظ زاكاني به طور اخص، خوشش نمي آيد. http://hasanagha.blogspot.com/ بنا براين تعجب آور نيست كه خسن آقا بعد از خواندن تاكيدات خواجه حافظ زاكاني مبني بر اين كه "از اين قهقهه و نفرين بترسيد" به پوزخندكي نرم اكتفا كند: "مگر روستايی بودن از نظر شما عمل خلافی است که آقای مرتضوی را که يک جنايت کار است، روستايی می‌ناميد؟ا..." با توجه به اين كه آقاي خامنه اي اين نامه تهديد آميز تاريخي را هنوز دريافت نكرده است و امكان تبديل "روستائي" به "جنايت کار" باقي است، اصلاح طلبانه پيشنهاد ميكنم كه براي هر چه بيشتر ترساندن آقاي خامنه اي ( و به منظور اين كه به طور حتم "من و ما در کتابخانه ها باقی" بمانيم) بهتر است تركيب " حيوان خوش علف" مان در نيم بيت "قاضی شهر کجاست تا ببيند حيوان خوش علفی شده است در طنز و شعر حافظ" را هم خط بزنيم و به جايش بنويسم " خوش معلق تازه به تبعيد آمده"! molai@gmx.de

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ر.م. گزنه:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.



جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰

   


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.