شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۸ اوت ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تنها چند نکته‌ی کوتاه راجع به پاسخ آقای خرسندی

آرش سرخ

من از پاسخ مملو از فحاشی و لودگی با اخلاق لمپنی آقای خرسندی خیلی ناراحت شدم. فکر می‌کنم بهتر باشد این چندخط را بنویسم و نظراتم را بگویم تا در دیدگاه چاپ شود و ایشان هم بخوانند. 1- آقای خرسندی در کاری عجیب و غریب با حروف بولد فرموده‌اند که من (آرش) از ایران نیستم. به این معنی که در ایران نبود‌ه‌ام و حرف‌هایی که از دانش‌گاه‌ها و غیره زدم حتما خالی بندی بوده! و در ضمن مطالبی از نوع ایشان علیه منشعبین از حزبمان نوشته‌ام. این حرف دروغ است. تهمتی است که آقای خرسندی با آن دلیل درخشان‌شان سعی در اثباتش ندارند. من در حال حاضر در ایران نیستم. هر کسی که مرا بشناسد یا به وبلاگم رجوع کند می‌تواند این را ببیند. این چیزی نیست که از کسی پنهان کنم. ولی همین سه چهار ماه قبل در تهران بوده‌ام و پانزده شانزده سال بقیه عمرم را هم اکثرا در تهران گذرانده‌ام و همه‌ی حرف‌هایی که زدم واقعی بود. حالا اگر باور نمی‌کنید که از تهران هستم و حتما قلم دیگر آقای دانشور هستم و غیره دیگر به من ربطی ندارد. به قول یکی از بازدیدکنندگان سایت دیدگاه هر کسی چیزی در دفاع از حککا بگوید سریعا او را به این‌که از بالای حزب است محکوم می‌کنند. در مورد منشعبین از حزب هم مطالب من روی وبسایتم هست و می‌توانید مطالعه کنید. شما مرا نمی‌شناسید پس بهتر است روی هوا حرف نزنید. من برخورد بسیار خوبی با رفقای آن حزب داشتم و هنوز هم همه از عزیزترین رفقایم هستند. در ضمن هیچ کس در حزب ما نیز با لحنی مانند شما علیه آن‌ها ننوشته است. (حداقل از نوشته‌های رسمی که من نود درصدشان را خوانده‌ام) مشکل اصلی البته لحن شما نیست چیزی است که پایین تر به آن اشاره می‌کنم. در ضمن آقای صالحی و دانشور هم دو نفر هستند که اگر به عکس‌هاشان توجه کنید تفاوت‌شان را می‌بینید! 2- حق آقای خرسندی، حق من و حق هر انسان دیگری است که با آقای نبوی چلوکباب بخورد. هر کسی در این مورد چیزی نوشته باشد (چه درست و چه نادرست) کاری غیراصولی و بی پرنسیپ انجام داده است. نوشتن در مورد زندگی خصوصی آقای خرسندی محکوم است. همچنین طعنه زدن به کلسترول بالای آقای خرسندی کاری غیرانسانی است. منتهی کسی که این کار را کرده یک عضو حزب است و یا یک کادر حزب و یا از رهبری حزب!(نمی‌دانم کی بوده) 3- حزب کمونیست کارگری ایران هیچ نظر رسمی راجع به آقای خرسندی ندارد. هیچ کمپینی راجع به هیچ چیزی از ایشان ندارد! اگر داشت در این مورد اعلامیه می‌داد. هر نوشته‌ی دیگری(غیر ) نظر شخصی اعضا یا کادرها یا رهبران حزب است. اصولا حزب ما جدی‌تر از این حرف‌هاست که راجع به یک نفر نظر خاصی دهد. تا آن‌جایی که آقای خرسندی یک طنزپرداز شناخته شده است حزب ما قبلا در مجلات رسمی‌اش با ایشان مصاحبه کرده و ایشان را به کنفرانس‌های حزبی نیز دعوت کرده است و سطحش بالاتر از این است که دعوای شخصی با ایشان داشته باشد. 4- حزب کمونیست کارگری ایران و منصور حکمت در جنگ افغانستان هر دو طرف را محکوم کردند. هم تروریسم بوش و شرکا و هم تروریسم اسرائیل. منتهی اعلام کردند که نفس براندازی طالبان توسط یک دولت خارجی امر منفی نیست منتهی این جنگ محکوم است به این خاطر که اولا قصد آمریکا منافع خودش است و طالبان را هم خودش سرکار آورده و ثانیا دولتی که بعد از آن سرکار بیاید نیز دست کمی از طالبان نخواهد داشت. 5- در جنگ عراق حزب کمونیست کارگری موضع متفاوتی داشت و این‌بار به این علت که بر خلاف زمان افغانستان یک دولت مرکزی (هرچقدر ضدانسانی) سر کار بود و وضعیت سناریوسیاهی مثل افغانستان نبود جنگ را کاملا محکوم کردند و علیه آن موضع گرفتند. پس از جنگ نیز شعار حزب ما و حزب کمونیست کارگری عراق بیرون رفتن نیروهای آمریکا و اسرائیل و دیگران بود. همین امروز هم حزب ما و حزب خواهر ما در عراق (حزب کمونیست کارگری چپ عراق) خواهان خروج نیروهای آمریکا و شرکا هستیم. 6- بوش و شارون از رهبران کثیف این دنیا هستند و ما بسیار درموردشان نوشته‌ایم. همین الان نشریه جوانان کمونیست در صفحه‌ی کناری پنجره‌ام باز است و در آن نوشته است که 7- آثار کارل مارکس، انگلس، لنین و حکمت آثار جنبش‌ ما هستند. اما سیاست حزب کمونیست کارگری را آثار این‌ها تعیین نمی‌کند. رای دهندگانش انتخاب می‌کنند. خود آقای خرسندی هم می‌توانند عضو حزب شوند (البته اگر با چنین لحنی علیه کسی بنویسند شاید عضویت‌شان تعلیق شود) و به هر کسی که می‌خواهند رای دهند. در سطح جنبش کمونیسم کارگری نیز آثار منصور حکمت به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان این جنبش و رهبر دوران اخیر این جنبش (در واقع پس از مرگ لنین مهمترین رهبر این جنبش حکمت است) راه نمای ماست. 8- سایت دیدگاه با انتشار مطلب آقای خرسندی کار خوبی کرد. من شخصا از آقای ناظر قدردانی می‌کنم. ایشان این مطلب را در انظار عمومی گذاشت تا همه از لحن آقای خرسندی و موضع‌شان باخبر شوند. 9- حالا که این موضع آقای خرسندی معلوم شده این وظیفه آقای ناظر، فعالان سیاسی و هر انسان جدی اینست که این نوشته‌ی آقای خرسندی را محکوم کنند. اقای خرسندی بدون دلیل بزرگترین حزب چپ ایرانی (این عنوانی است که یکبار خود سایت دیدگاه به حزب ما داده بود) را با سخیف‌ترین لحن و فحش‌ها به اسرائیل و آمریکا مربوط کرده‌اند. این اتهام علیه "هر حزبی از اپوزیسیون" باید با مدرک همراه باشد. آقای خرسندی (همان طور که در بالا نشان دادم) راجع به موضع حزب ما دروغ می‌گویند و راجع به روابط‌مان با دولت‌های دیگر و "طرف‌داران پول‌دارمان" تهمت می‌زنند. این تهمت‌ها بخصوص برای فعالان حزب در داخل بسیار خطرناک است و متاسفانه همین تهمت‌هاست فعالیت حزب در ایران را بسیار مشکل‌تر از معمول کرده است. (البته روزنامه‌ی کیهان و روزنامه‌ی بهار نیز قبل از آقای خرسندی این تهمت‌ها را به ما زدند) 10- آقای خرسندی! من اگر گفتم مجبور می‌شوید نوشته‌هایتان را قایم کنید منظورم از دست حکومت ما نبود. از دست مردم بود. از دست مردمی که هر روز این حزب را بیشتر دوست می‌دارند. اگر دوست دارید ببینید پول‌های این حزب از کجا می‌اید به کمپین مالی این حزب که همین چند مدت پیش بود و صد هزار دلار یک ماهه جمع کرد نگاه کنید. 11- رابطه‌ی شما با ابراهیم نبوی در دنیای سیاست(بر خلاف دنیای شخصی) دیگر امر خصوصی خودتان نیست. در دنیای سیاست ابراهیم نبوی باید محکوم شود. او در مطلب آخرش در صحبت با علی جوادی اعلام کرده‌ است که "چرا علیرغم پیشرفت علم و بهداشت علی جوادی هنوز کمونیست است" این توهینی به همه‌ی کمونیست‌های جهان است. ایشان در ضمن پرونده‌ی سیاه بیشتری هم دارد که اینجا نمی‌خواهم به آن اشاره کنم. مساله اختلاف نظر نیست جناب خرسندی! مساله کارهای خاصی است که ضدانسانی و غیراصولی است. 12- از رفقای عزیزم که آن‌ها را شریف‌ترین کمونیست‌های دنیا می‌دانم می‌خواهم که جواب ایشان را بیشتر ندهند. رفقای عزیزم! جایگاه رفیع حزب ما معلوم است. بگذارید اعتصاب کارگران شرکت واحد (که حزب ما مهم‌ترین اطلاع‌رسانش بود و حتما آقای خرسندی هم این‌را قبول دارند) را پیش ببریم. بگذارید نیرویمان را بگذاریم و دو رفیقمان را که در عراق ربوده شده‌اند نجات دهیم نه که جواب آقای خرسندی را بدهیم. ما مسئولیم و موظفیم که حزب عظیم‌مان را پیش ببریم. این حزب امید همه است. امید خود آقای خرسندی نیز در دلش باید به این حزب بسته باشد. گر بخواهد روزی به ایران برگردد و برنامه اجرا کند. نمی‌دانم کودکی دارد یا نه، ولی اگر زندگی به‌تری برای کودکان و نوه‌های خود بخواهد باید به این حزب امید داشته باشد. بگذارید ایشان و لمپن ها و فحاشان متعدد دیگر را به حال خود بگذاریم و کار خودمان را پیش ببریم. وقتی به ما می‌گویند که از اسرائیل پول می‌گیریم باید به خودمان افتخار کنیم. باید به خود ببالیم که در این دنیای ضد انسانی که ما پرچم دار انسانیت در آن هستیم چنان خوب کار کرده‌ایم و تلویزیون و رادیویی راه انداخته‌ایم که جز و ولز برخی درآمده و از رابطه‌مان با اسرائیل می‌گویند. به قول منصور حکمت این سوالات شیرین‌ترین سوالات است.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
آرش سرخ:



[تاریخ ارسال: 07 Jan 2006]  [ارسال‌کننده: kadkhoda]  [ dehebala@hekmat.com ]  

کاربر محترم، نظر شما دريافت شد، اما چون با حروف لاتين نوشته شده اند، ثبت نمي شود.



مسوول ستون کاربران - 17 دي 1384 - ديدگاه

  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2006]  [ارسال‌کننده: شراگیم]  [ sharymahak@yahoo.com ]  
بابا آرش جان فکر کنم اول یک تعریف کلی از فوحش!! و لودگی شما اول باید ارائه بدهی...
به هر حال هادي خرسندي خودش زبان دارد چهار تاي من و صد تاي تو و هم حزبي هاي نازنين ت...خودش يكبار جواب داده و بعيد مي دانم ديگر بخواهد بيشتر از اين وقت خودش و صد البته حزب بزرگ كمونيست كارگري را بگيرد...ولي جان آرش هادي خرسندي كي گفت كه تو در ايران نيستي؟ مي خواهي قلب مطلب هم كني جوانمردانه اين كار را بكن...اين كه (( تو دانشجويي در ايران نيستي)) با اينكه ((تو در ايران نيستي)) تومني 9 شاهي تفاوت دارد...!(ديگر نمي خواهي بگويي كه اينجا دانشجو هم بوده اي!)
به هر حال چيزي كه عجيب است اين نقل قول ناقص و تحريف شده ي توست از نوشته هادي خرسندي...
در ضمن صد بار گفتم صد بار ديگه هم مي گم...سر هر چيزي هم كه بخواهي با تو شرط مي بندم...يك روز كه برگشتي ايران بيا با هم برويم دانشگاه تهران...من راهش را بلدم كه چطوري وارد دانشگاه شويم كه نگهباني اش به ما گير ندهد...برويم از صد تا دانشجوي دانشگاه تهران بپرسيم كه ح.ك.ك چيست...به شرافتم قسم اگر فقط 10 نفر اسم اين حزب را شنيده باشند و از اين 10 نفر فقط 2 نفر آن را تائيد كردند روي تمام تنم داس و چكش خالكوبي مي كنم...!ولي خدا وكيلي اگه اينطور نبود تو هيچ كاري نكن... فقط تو را به مرام كمونيستي ات قسم اينقدر از اين دانشجوهاي از همه جا بي خبر دانشگاه تهران مايه نگذار...!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2006]  [ارسال‌کننده: آرش سرخ]  [ arash_redcat@yahoo.com ]  
پاسخ به دو کامنت قبلی:
آقای پویا من واقعا فکر می کنم بعد از لنین حکمت بزرگترین متفکر کمونیسم کارگری است, اگر شما فکر می کنید کس دیگری اینطور است لطفا بیایید مطالعاتمان در بزرگان این زمینه مثل تروتسکی و لوکزامبورگ و غیره را مقایسه کنیم و ببینیم چرا من این حرف را می زنم.
راستی فکر می کنم حزب ما واقعا می تواند توده های میلیونی را با هدفش جمع کند. نه در غالب خودش ولی با هدفش. آنطور که بلشویک ها در 1917 کردند. البته باید اضافه کنم که بلشویک ها در فوریه 1917 صد بار از ما کوچک تر و کم شناخته شده تر بودند,ولی این هنوز چیزی راجع به قدرت ما نمی گوید و هنوز خیلی ضعیفیم. برای اطلاع بیشتر از این به بحث های حزب و جامعه و حزب و قدرت سیاسی حکمت مراجعه کنید. در ضمن ما تنها علیه رژیم آخوندی مبارزه نمی کنیم علیه کلیت نظام سرمایه داری در ایران مبارزه می کنیم.
آقای شهرام, اگر لطف کرده بودید و وبلاگ مرا می خواندید و یا کوچکترین آشنایی با من داشتید می دانستید که مکان زندگی ام را همه جا نوشته ام. قهرمان پنبه ای شما چیزی را کشف نکرده است!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2006]  [ارسال‌کننده: شهرام فاضل]  [ shahramfazel1360@yahoo.com ]  
عجب مصیبتی است! خوب شد بلاخره این نوجوان از شرم سرخ شده و خیال ما را راحت کرد و گفت که در ایران نیست!( اگر چه چند ماه قبل در ایران بوده و حتما همانگونه که برای هیج کمونیستی در ایران مشگلی وجود نداره برای او هم که به حزب پر شفاف کمونیست کارگری ارادت دارند و یا چند صد تا از دوستان دانشجوی هم مرام او تحت تعقیب پلیسی برادران اطلاعاتی قرار نگرفته اند!). من یکی که تا هادی خرسندی ننوشته بود واقعا حرف این رفیق و اینکه او دانشجوی دانشگاه تهران بوده و در ایران است را می خواستم باور کنم و نمی دانم که اگر آقای خرسندی این موضوع را به چالش نگرفته بود این دوست سرخ ما را از گمراهی نجات می داد یا نه! به این میگن صداقت کمونیستی از نوع کارگری حکمتیست!!!   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2006]  [ارسال‌کننده: حسين پويا]  [ hosseinpouya@yahoo.co.uk ]  
دوست محترم
بدون در نظر گرفتن آنچه آقاي خرسندي گفته اند و آنچه شما پاسخ داده ايد بايد عرض کنم که اين ميزان از توهم در جنابعالي و بقيه رفقاي حزبي تان حقيقتا خطرناک است. قبل از همه براي خودتان و حزبتان خطرناک است و کمترين خطرش از بين رفتن حاصل زحمات شما در مبارزه تان عليه رژيم آخوندي است. فرموده ايد که منصور حکمت بعد از لنين مهمترين رهبر جنبش کمونيسم کارگري است. قبلا هم فرموده بوديد(يا شايد يکي ديگر از رفقايتان فرموده بودند) که توده هاي مليوني از شما حمايت مي کنند. بهتر نيست از آسمان به زمين تشريف بياوريد و اينقدر دچار توهم نباشيد. اگر واقعا حمايت مليوني بين ايرانيان داريد لطفا يک تظاهرات در خارج راه بيندازيد که چند هزار نفر در آن شرکت کنند.به جرات مي گويم که حاميان آقاي خرسندي بيش از حاميان حزب شما هستند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.