شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تفاوت «ما» با آلماني ها

علی ناظر

اخيرا، وقتي منافع ملي-ميهني و سياسي - اقتصادي آلمان به خطر افتاد، دو حزب اصلي آلمان در يک تفاهم و همبستگي بي سابقه هم پيمان شدند. «يکي شدند» تا کشور خود را از تلاطم هاي سياسي - اقتصادي به سلامت عبور دهند. کسي در اين کشور کشته نشده است، کسي شکنجه نشده است، هيچ خطري دموکراسي را تهديد نمي کند، فقط به فقط منافع ملي- ميهني و سياسي-اقتصادي حکم مي کرد که «يکي شوند».
حال به خود بنگريم. روي سخن من با سران احزاب و نهاد هاي شناسنامه دار سياسي است. رژيمي جلاد و مرتجع 27 سال است که مي کشد و زندگي ما را به تاراج برده است، 27 سال است که کشور هاي جهانخوار در مراودات سياسي و تجاري انسانيت را فداي منافع و اهداف خود کرده اند، 27 سال است که در تبعيد به سر مي بريم، اما هنوز به اين نتيجه نرسيده ايم که «بايد يکي شد». واقعا چه اتفاقي بايد بيفتد تا «يکي شويم»؟
چند هزار نفر تن فروشي کنند، معتاد شوند، هفته ها گرسنه بخوابند، تا بيدار شويم؟
بيهوده نيست که آلمان ها و جهان غرب فکر مي کنند که از ما برترند.
علي ناظر 3 آذر 1384 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 26 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: زهره محسنی پور]  [ zohreh402004@yahoo.de ]  
هموطن عزیز آقای علی ناظر

مطلب جنابعالی تحت عنوان " تفاوت ماباآلمانیها "
حاوی حقیقتی بس تلخ ودردناک بود.
درطی سالهای گذشته که رزیم جمهوری اسلامی ازهرگونه فرصتی برای تحکیم پایه های قدرت خوداستفاده کرده
است ، نیروهای به اصطلاح شناسنامه داراپوزیسیون
نه تنهاازاتحادبرحول محورسرنگونی رزیم باگروهای
دیگرخودداری کرده اند، بلکه به موازات تلاشهای
رزیم ، ازهیچگونه تلاشی به منظورهتک حرمت وتخریب
شخصیت مبارزاتی گروهی دیگر فروگذاری ننمودندبه
طوریکه درجایگاه " عمله بی جیره ومواجب " رزیم
ضدبشری آخوندی قرارگرفته اند.
دردما، دردی سخت ترازمسئله اتحاداپوزیسیون است .
اتحادپیشکش این اپوزیسیون،حداقل ازهمراهی وهمیاری
رزیم درضربه زدن به سایرنیروهای سرنگونی طلب
خودداری کنند.
آیاواقعااینهاازدرک وفهم این مسئله عاجزندکه
دشمنی بادیگرفرزندان جان برکف وطن ،که درتیرراس
حمله های وحشیانه رزیم قراردارند، کمک به تداوم
حیات رزیم و"خیانت " به وطن وملت ستمدیده ایران است ! یااینکه حب وبغض های سیاسی ومنافع
تشکیلاتی مانع ازآن می شودکه منافع ملی ومیهنی
دراولویت قرارگیرند!
  

[تاریخ ارسال: 26 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: میلاد مختوم]  [ mmakhtum@googlemail.com ]  
آنچه در شرایط فعلی در کشور آلمان میگذرد، دست آورد یک روند درازمدت تاریخی در زمینه های سیاسی، فرهنگی و انسانی است.

شکل گیری یک ائتلاف سیاسی در یک کشور غربی با سیستم حکومتی دموکراسی پارلمانی در هیچ شرایطی نمی تواند الگویی برای اتحاد نیروهای اپوزیسیون، حتی در کشورهای دموکراتیک غربی هم باشد. در همین آلمان هم شاهد هستیم که بعضی از احزاب اپوزیسیون با هم حتی حرف هم نمی زنند، چه برسد به اینکه برای رسیدن به هدفی با هم متحد شوند.( مانند حزب چپ، که از طرف سایر احزاب بایکوت شده است.)

درخواست اتحاد نیروهای اپوزیسیون در جهت سرنگونی رژیم ضد بشری جهوری اسلامی، به این شیوه عامه پسند، انسان را به یاد همه " ای کاش ... این و ای کاش ... آن " ها می اندازد، که در نهایت برای کشیدن آهی بلند مفید خواهد افتاد و یا حتی اشتباهاتی، از جمله یافتن دلیلی واهی و نامربوط برای ادعایی واهی تر در مورد برتری فلان ملت بر بهمان ملت را، باعث می شود.
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: البرز كاوشگر]  [ kavoshgar@runbox.com ]  
دليلي ندارد كه اگر يك جريان سياسي نيروي بيشتري داشت يا در تظاهرات جمعيت بيشتري گرد آورد، ديگران هم دنبال آنها راه بيفتند. و اگر اين «قدرت نمايي» ها مي توانست مساله يي خل بكند، بايد از خود مجاهدين حل مي كرد و آنها در چنين شرايط نگران كننده يي قرار نمي گرفتند كه تغييرات در كشور ثالتي و فلان بند فلان ماده قانون اساسي آن تهديدي براي موجوديت و آينده آنان شود. تا زماني كه رهبري مجاهدين دست به يك انتقاد از خود و رويكرد صميمانه به مردم و افكار عمومي نزده، و تا زماني كه دست از روياي زورچپان كردن يك «بديل ايدئولوژيك» به مردم ايران، بر نداشته - رويايي كه خود خلاف ادعاهاي مربوط به جدايي دين از دولت است - كمترين شانسي براي جلب نظر همكاري گروهاي سياسي ديگر نخواهد داشت. بماند كه رهبري مجاهدين در 20 سال گذشته باهمه گروههاي سياسي جمهوريخواه ضد رژيم و با هر انتقادي كننده يي زبان توهين آميز و آمرانه بكار گرفته است. در گام اول مجاهدين بايد دست به يك انقلاب فرهنگي بزنند، دست از خود محور بيني بردارند و به انتقادات 20 سال گذشته توجه كنند و در صدد اصلاح رفتار نا مناسب گذشته باشند.   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: هومن دبیری]  [ human_dabiri@yahoo.se ]  
دوست عزیز آقای ناظر ، خوشحالم که این نکته راطرح کردی.به نظر من امروز علیرغم اینکه آلمان دغدغه ی «کمونیسم» در برابر «کاپیتالیسم »سرمایه داری را ندارد ، باید بر اساس منافع ملی خود حتی در راس بازار مشترک اروپا، با درایت برای رفع مشکلات داخلی خود همکاری را بر رقابت حزبی ترجیح دهند.خوب توجه کنیم خطری سیستم آنها را نه تهدید می کند و نه رقیب مهمی وجود دارد.
امادر ایران ما چه حاکمان دیکتاتور از رضاخان بگیر تا به امروز و چه حامیان بین المللی آنها ،همگی غدر قدرتی کردند و حتی قواعد بازی در جوامع «بورژوائی» سرمایه داری را هم پیاده نکردند تا از دموکراسی نسبی برخوردار شویم.درنتیجه ساختاری عجیب غریب در ایران بوجود آمد.بوروکراسی ،اقتصاد، فرهنگ ،آموزش و..و.. همه وهمه ناهمگون .

اماآزادیخواهان و مبارزان و مجاهدین با تمام فداکاریها و جانفشانی ها در تمام این صد سال متشتت بودند که یک واقعیت تلخ ست.فکر می کنم از همان آغاز مشروطه که یک حامعه فئودالی عقب مانده داشتیم تا همین امروز باید تمام نیروهای ملی و مذهبی و چپ با حفظ ایده ها و عقاید خود علیه عقب ماندکی و برای ترقی جامعه، رهبران فاشیست و دیکتاتور را زیر سئوال می بردند تا مرحله ی تکاملی جامعه شتاب پیدا کند و نهادهای سرمایه داری بنیان گذاری شودو آزادیهای شمول بورژوائی تحقق یابد تا با گسترش آموزش جهل و خرافات کاهش یابد.متاسفانه هنوز در اینحا پایه های دموکراسی نهاده نشده بود در اشتیاق به تحصیل جامعه سوسیالیستی نیروهای چپ با برخورد های کلیشه ای و بلند پروازانه در زیر چنگال دژخیمان وابسته به امپریالیسم جانهای شیرین خود را برای رهائی مردم و برقراری عدالت فدای مردم کردند.ما هرکز یک سرمایه داری ملی و پیشرفته نداشتیم.بدیهی ست که دموکراسی هم از هوا نمی آید .آیا نمی بایست نیروهای ملی و چپ برای ترقی و آزادی ایران باهم علیه ارتجاع و دربار فاسد مبارزه میکردند؟بعداز کودتای 28 مرداد هم همین طور ! جامعه ی سرشار از ثروتهای طبیعی باید با تاکید بر تمام نیروهای ملی در رفع عقب ماندگیها برنامه ریزی می کرد. شاه تمام نیروهای به اصطلاح نا مطلوب خود را کنار گذاشته بودو بار دیگر و به شکل دیگر نیروهای صادق با فداکاری در برابر جلاد ایستادند و جانهای پاکی فدا شد.از صبح 22 بهمن همینطور خون ریخته شده.همین امروز هم بدون کوچکترین نهاد قانونی سرمایه داری با حکومت جهل و جنایت روبرو هستیم.گروهی کمتراز جمهوری سوسیالیستی را هرگز نمی پذیرد، گروهی دیکر از جمهوری لائیک پائین تر نمیاید عده ای جمهوری فدرال می خواهند و بعضی جمهوری ملی را قبول دارند .شورای مقاومت خانم رجوی رابرای ریاست جمهوری معرفی می نماید. سلطنت طلبان هم هنوز که هنوز خود را از همه «محق تر » می شناسند و می خواخند . در داخل امکان نمایش صف بندیها نیست فقط خودیها و یار غار آنها را می بینیم.با رفع فشار جانگیر در ایران نیروها ی واقعی خود را نشان خواهند داد مثل قبل از بهمن 57 ولی دیگر دیر ست.

آقای ناظر ما هم مثل تمام مردم دنیا همیشه آرمانهای و اهداف متفاوت داشته ایم ولی فرق در این بوده که به اشتراکات توجه نداریم ولی آلمانی ها فرانسوی ها و .. و دارند چون فرهنگ صنعتی(همکاری )دارند نه فئودالی!! بهمین دلیل ست که هیچوقت حول هدفی مشترک و استراتژیک باهم کار نکرده ایم.هنوز برای من آزادی و ترقی ایران مهم تر از سوسیالیم ست . بدون حداقل آزادی برای ادامه ی حیات وفعالیت ، امکان آموزش و ترقی مملکت وجود ندارد و وضع مردم از امروز هم بد تر خواهد شد.همیشه در کشورهای جهان سوم آسانتر توانسته اند چپ ها را نابود کنند و حتی مصدق را هم به حاطر خطر کمونیسم سرنگون کردند.ما هیچوقت حق حیات نداشته ایم باید اول این را تثبیت کنیم.ما هنوز جامعه سرمایه داری به معنی دقیق آن نداریم ولی 100 سال در مخالفت با سرمایه داری خون داده ایم توده ای ، فدائی، مجاهد،پیکار،رزمندگان ، راه کارگر و..و... سراسر تهران از تجریش تا راه آهن را کسبه شریف اشغال کرده اند آیا آنها به سوسیالیسم وقعی می نهند؟ کارخانه ها در حال اضمحلالند !آیا کارگران در این شرایط به سوسیالیسم فکر می کنند یا آزادی و کار ؟ما از تکامل سرمایه داری می توانیم به سوسیالیسم برسیم ولی با سرمایه داری ناقص الخلقه هرگز.ما باید برای نجات ایران مانند آلمانیها برای رهائی .ترقی ایران متحد شویم و دنیا مارا حمایت خواهد کرد ولی برای سوسیالیسم هرگز.سوسالیستها خرافات فئودالی در درون سرمایه داری را دور نمی زنند بلکه آنرا می زدایند .
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور]  [ s.salehkia@freenet.de ]  
آقای ناظر بادرود فراوان تاریخ بما نشان مید هد که نمیتوان با هر که وحدت کرددرسال1926حزبکومونیست چین به دستور استالین باکومینگ تان حزب بورزوازی ملی جین وحدت کرد حاصل این وحدت اضمحلال حزب کمونیست در درورن بورزوازی ملی شدوپس از به ثدرت رسیدن کومینگ تان به دستور چانکای چک رهبر کومینگ تان تمام کومونیست ها قتل عام شدند وانقلاب پیروزمند 1926 چین با خیانت استالین شکست خورد درسال1918سوسیال دموکرات های آلمان از حزب کومونیست آلمان انشعاب کردند وبا بورزوازی لیبرال وحدت کردند وهمراه آنها علیه کومونیست ها وارد جنگ شدند وروزا لوگزامبورگ ولیبکنشت راکه رهبران حزب کمونیست آلمان بودند به قتل رساندندو باعث شکست انقلاب 1918 آلمان شدنددرسال 1357اکثریت خائن از سازمان چریک ها جدا شده و به حزب توده پیوست ومتعاقبا با خمینی وحدت کردند علیه انقلاب وانقلاب 1357 یکی از دلایل شکستش همین بود در تاریخ نمونه های زیادی داریم به نظر من وحدت سازمانها باید روی برنامه انقلابی برای استقرار سوسیالیسم شورائی باشد وگر نه وحدت درچارچوب برنامه بورزوادموکراتیک مثل آزادی ودموکراسی خاک پاشیدن در چشم کارگران و زحمتکشان است چون بورزوازی رسالت تاریخی خود را در عصر امپریالیسم از دست داده و به آن خیانت میکند وپس از کسب قدرت سیاسی با امپریالیسم وحدت کرده و به سرکو ب آزادی و طبقه ئ کارگر می پردازد حالا فیالمثل مجاهد باشد فرقی نمی کند   

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: saeed]  [ saeedarastou@yahoo.fr ]  

ديدگاه: لطفا به «موازين ثبت نظر» توجه داشته باشيد. براي درج نظر، فقط اسم «کوچک» کاربر کافي نيست


علي ناظر - 3 آذر1384- ديدگاه




دوست عزيز
با سلام واظهار خسته نباشيد برای اينهمه زحمت
من نظرات شما را راجع به تفاوت ما با المانيها خواندم هم لذت بردم و هم افسوس خوردم.
من تقريبا هر روز سری به همه سايتهای ايرانی ميزنم حتما شما بيش از من و به صورتی حرفه ای همين کار را ميکنيد.شما را به هر انچه اعتقاد داريد قسم می دهم به من بگوييد اين همه تفکری که صرفا برای تخريب بکار گرفته ميشود اگر فقط به برنامه ريزی برای همفکری جهت کاری برای ايران صرف ميشد شايد ما در جايی که ايستادهايم نبوديم.شايد راست ايران به مراتب از چپ ان کارکشته تر وعاقلانه تر عمل ميکند و درهنگام لزوم سريعتر به صورت طبقاتی به دور هم جمع ميشود و بسته به وضعيت ندای وا اسلاما ويا ايران از دست رفت سر ميدهد
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: abshar]  [ abshar@comhem.se ]  

ديدگاه: لطفا به «موازين ثبت نظر» توجه داشته باشيد. براي درج نظر، فقط اسم «کوچک» کاربر کافي نيست


علي ناظر - 3 آذر1384- ديدگاه



سلام
شمادرست میگوئید ولی اول انهائی را که مورد نظرتان است معرفی کنید. چون انهائی را که ما میشناسیم سالهاست که در کنار هم برای منافع ملیشان در کنار هم ایستاده و مبارزه میکنند. نگاهی به گزارش امریکا و البته دیگر منابع،در مورد نیروهای دارای اهمیت که در صحنه سیاسی ایران نقش بازی میکنند تصویر بهتری را به شما میدهد. شما که این خود اینکاره اید، شما دیگر چرا.
http://ncr-iran.org/content/view/374/0/

البته کاش میبودند....
  

[تاریخ ارسال: 25 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: علی]  [ alijon@optusnet.com ]  

ديدگاه: لطفا به «موازين ثبت نظر» توجه داشته باشيد. براي درج نظر، فقط اسم «کوچک» کاربر کافي نيست


علي ناظر - 3 آذر 1384- ديدگاه



با سلام به آقای ناظر ، در رابطه با تفاوت ما و آلمانیها .
در بساری از مقالات شما از یکی نشدن احزاب و سازمانها در مقابل رژیم ضد بشری، رنج میبرید این جای تحسین دارد ولی برای من جای بسی تعجب است که روشنفکری مثل شماآیا هنوز ماهیت همه احزاب و سازمانها در مقابل رژیم پس از گذشت ربع قرن برایتان روشن نشده؟
سئوال من از شما، آیا غیر از شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین ،متاءسفانه سازمان یا حزب و یا تشکلی جدی و واقعی در مقابل رژیم تبهکار وجود دارد (البته افراد مبارز جای خود دارند) که شما خواهان یکی شدن آنها هستید؟من که در عمل هیچ جا وجود آنها را ندیدم،لطفا شمااگر خبر دارید قدری از کارنامه انها جهت اطلاع من ذکر کنید از شما کمال تشکر را دارم.
امیوارم منظور شما بقایای نظام استبدادی گذشته ویا چپنماهای وارفته و زوار در رفته نباشد.
  

[تاریخ ارسال: 24 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: هدایت اشتری لرکی]  [ hedayat@noos.fr ]  
اگر هر قدرت دیگر که درمیان مخالفان رژیم حاکم فراوان هستند اداره مملکت را بدست بگیرند آیا حاضرهستند که چرخه تولید بمب اتم را متواف کنند.راستی اگر رژیم شاه که تاخرخره درسلاح های مدرن مسلح بود برای صلح جهانی خطر داشت یا رژیم فعلی.چرا سازمان های سیاسی درمبارزه با رژیم پهلوی دربسیج وبرانگیختن مردم نقش مستقیم داشتند وحالا آن نقش را چرا ازدست دادند. آیا ازدست دادن اعتماد به سازمان های سیاسی ازسوی مردم نتیجه عدم پیوند خواسته های مردم با این سازمان هاست.چرا ما درراه مبارزه با رژیم حاکم فاقد الگوهای مبارزانی مانندرضایی ها حنیف یا گلسرخی ها هستیم. چرا سازمان ها بجای نفوذ در مردم هرکدام بر صندلی های خود جدا ازمردم تکیه زده اند.چرا مبارزه بجای عمل درداخل کشور به بحث های پشت کامپیوتر کشیده شده است.چرا زندانی سیاسی فعلی رنگ وبوی زندانیان سیاسی دوران پهلوی را ندارند.راستی مردم ایران آمر نیازدارند یا ولی.آیا مردم انتصابات انجام شده دربعضی ازسازمان های سیاسی را تایید میکنند.اگرسایت دیدگاه بعنوان یک سایت که به نظرات وانتقادات توجه میکند میتواند محمل تبادل نظر بین ناقد وطرف دیگر عمل کند.آیا طرح این چنین پرسش ها برچسب های ناچسب بهمراه نخواهد داشت. حاکمیت دارد کم کم پوست میاندازد تا دل مردم را بدست بیاورد. سازمان های مخالف چی. آیا یک حرکت بدون همراهی مردم موفق خواهد شد. باهمه احترامی که به همه مبارزان دارم این پرسش هارا مطرح تا خودمن به عنوان عضوی از مردم ایران به پاسخی منطقی دست یابم. ازخدای رحمان برای همه دوستداران راه حق وحقیقت پیروزی وسربلندی آرزودارم.   

[تاریخ ارسال: 24 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: سکینه حقیقت جو]  [ sakineh@yahoo.com ]  
با این تعاریفی که از آلمان کردید، فکر کردم، بهتر است برویم و اپوزیسیون آلمان بشویم. هرچه باشد، هفته ها گرسنگی نمی کشیم و دیگر تن فروشی هم نمی کنیم. شاید بتوانیم حداقل صدر اعظم بشویم.   

[تاریخ ارسال: 24 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ http://golku.blogspot.com ]  
آقای ناظر عزیز
ضمن اینکه با وحدت همه نیروهای مبارز علیه این رژیم جلاد بسیار موافقم اما با این "آنالوژی " و تشبیه شما موافق نیستم. دقیقا به همین علت که در آلمان نه کسی شکنجه شده و نه اوضاع اقتصادی درب و داغان است و نه ملتش صدسال زیر بار خفقان و خرافات بوده اند اینها امکان وحدت را دارند. اگر میخواهید شرایط ایران و آلمان را مقایسه کنید باید آلمان تحت تسلط هیتلر را مثل بزنید و ببینید آیا در آن شرایط خفقان و آدم سوزی میشد متحد شد یانه.
هر کشوری شرایط خاص خودش را دارد. وقتی از اتحاد حرف میزنیم که به خودی خود چیز خوبی است باید اول ظرف و شرایطش را در نظر بگیریم. حتی قبل از آن ببینیم طرف صحبتمان کیست. من از شما میپرسم احزاب و گروههای شناسنامه دار ما کی ها هستند؟ سخن شما خطاب به کیست؟ امکاناتشان چیست و در چه رابطه ای میتوانند متحد شوند؟
خیلی از احزاب و گروهها مبارزه شان محدود به اعلامیه و بیانیه دادن است.
من فکر میکنم ما از جایگاه ناظری که هیچ دردسری را تحمل نمیکند نمی توانیم برای کسانی که جانشان لب تیغ است تعیین تکلیف کنیم. تعیین تکلیف ما با خودمان است. باید بپرسیم به جز نوشتن و به این و آن نصیحت کردن به طور عملی چه گامی در جهت سرنگونی این رژیم میتوانیم برداریم.

در مورد گروهها فکر میکنم اتحاد در حین عمل حاصل میشود. هر گروهی که واقعا هدفش رهایی و آزادی ایران باشد نیرویش را باید در همین راستا بگذارد و از هر گروه دیگری که در همین هدف فعالیت میکند پشتیبانی کند. دلیل اینکه خیلی از گروهها حتی حرف اتحاد و جببه همبستگی را قبول ندارند به گمان من این است که از پروسه عمل میترسند. بعضی ها هم با همین ذهنیت کهنه زنده هستند که "مبادا قدرت به دست فلانی بیفتد و ما عقب بمانیم." این است که حتی در مسیر سرنگونی هم کارشکنی میکنند وهدف اصلی را که همانا رژیم خونخوار آخوندی است فراموش میکنند. این نیروها در مسیر مبارزه خود به خود از بین خواهند رفت.

الآن مجاهدین علیرغم همه فشارهایی که بهشان آمده و می آید از همه گروهها قویتر هستند . اتحاد باید دور آنها باشد. هیچ گروهی ندیده ام که در تظاهراتی حتی سه هزارنفر را که فقط تعداد مجاهدین حاضر در اشرف است را بتوانند جمع کنند. پس انکار قدرت مجاهدین فایده ای ندارد. اگر از مذهبی بودن یا شعار یا برنامه ای که برای بعد از سرنگونی دارند خوشمان نمی آید چاره در کوبیدن آنها نیست بلکه در اتحاد با آنها و مذاکره با آنان برای گنجاندن شرایط دیگر است. مردم ایران هم باید در جریان این مذاکرات قرار بگیرند. به گمان من بررسی جبهه همبستگی ملی مجاهدین راه خوبی برای اتحاد نیروهاست.

به هر حال از این که این بحث را دوباره زنده کردید متشکرم. شاد و پیروز باشید.
  

[تاریخ ارسال: 24 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: jamal frahani]  [ jamal75de@yahoo.de ]  
آقای ناظر زمان خوبی را برای درد دل کردنتان انتخاب نکرده ايد.
خيلی از نيروهای شناسنامه دار شامشان را هم خورده اند و اطلاعيه های محکوم ميکنيم امروزشان را هم داده اند.
کاش اين مطلب را فردا بعد از صرف صبحانه اپوزيسيون دوباره منشر کنيد. حدود ساعت ده و نيم به بعد.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.