شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عرفات خوب است امّا خوب مساوی با عرفات نیست.

همنشين بهار

 

انگار همین دیروز بود که یاسر عرفات به مردمی که آن همه دوست داشت بوسه فرستاد و با آسمان فلسطین خداحافظی کرد و رفت. آن روزها زمان به کندی می‌گذشت و لحظه لحظه اش حس می‌شد. از سوی دیگر انگار چشم به هم زدنی بیش نبود.

وقتی عرفات به مرگ سلام کرد وبه میهمانی خاک رفت، گوئی بخشی از خود ما نیز رفت و خاک شد. مگر نه اینکه انسان موجودی خاطره گراست و امثال عرفات نیز به مثابه یک راه و یک آغاز، در خاطره بسیاری ازما حضور دارند؟ مگر نه اینکه با رفتن او بسیاری از ما در خود فرو رفتیم و مرگ خود یا رهبران و دوستانی را که دوست داریم مجسّم نمودیم؟...

***

داستان عرفات، به نبرد فلسطین و اسرائیل كه در سایه‌روشن‌های اسطوره و تاریخ نقش بسته، به‌هزاره‌های دور تاریخ، و به باورهای شبه دینی و نبوت‌های مخدوش كه تورات هم از آن یاد کرده راه می‌برد.

آنطور که از تورات بر می‌آید، عهد خداوند با ابراهیم و اسحاق و یعقوب و بنی‌اسرائیل این است كه این زمین را از نیل تا فرات به آنان بخشیده است.(سفر پیدایش باب شانزدهم، و سپس در بسیاری بخش‌های دیگر اسفار خمسه تورات)

هرجائیكه كف پای شما بر آن گذارده شود، از آن‌ ِ شما خواهد بود، از بیابان لبنان، و از نهرفرات، تا دریای غربی حدود شما خواهد بود و هیچكس یارای مقاومت با شما نخواهد داشت. زیرا یهوه خدای شما ترس و وحشت شما را بر تمامی زمین كه بر آن قدم می‌زنید مستولی خواهد ساخت... (كتاب تثنیه باب 11 آیه 24 و 25)

فلسطینیان بر كوه از یكطرف ایستادند، و اسرائیلیان بر كوه به‌طرف دیگر، و دّره میان ایشان بود...( كتاب اول سموئیل باب 17 آیه 3)

این وعده‌ها را نه‌ تنها مریدان حاخام های یهودی، بلكه رهبران سیاسی امریكا هم مقدس می‌شمارند و کم و بیش مورد قبول مسیحیتِ دولتی ـ‌ آمریكایی نیز می‌باشد.

 اگر از منظر اعتقادات به اصطلاح دینی نگاه كنیم، صلح اسرائیل با فلسطینیان نباید چیزی جز تسلیم بی‌قید و شرط و بندگی فلسطینیان در برابر اسرائیل باشد. همه‌ی این موجودات مزاحم را همان‌گونه كه خداوند یهوه امر فرموده باید قلع و قمع كرد و اگر كسی مانند اسحاق رابین این فریضه الهی را ندیده بگیرد و دست عرفات را به صلح و دوستی بفشارد، خونش حلال، و همان خواهد شد كه شد.

***

برخی از پژوهشگران متمایل به سیاست دولت اسرائیل، بی توجه به این واقعیت که گرایشات ضد یهودی (آنتی سیمیتیسم) نه در کشورهای اسلامی، بلکه در اروپا و آلمان هیتلری بود که سر باز کرد، بی توجه به این که قرن ها خواهران و برادران یهودی در کشورهای اسلامی زندگی می‌کردند و موسی به دین خود و عیسی به دین خود بود، اصرار می‌ورزند که اعراب از قدیم و ندیم از خون یهودیان تشنه بودند. آنان برای سه قبیله یهود به عنوان فعله و مزدور در مزارع و یا در کارهای تجارتی آنها کار می‌کردند و اسلام آوردنشان هم برای این بود که به کمک پیامبر از شر یهودیان که همواره ارباب بودند، راحت شوند.

آنان تبلیغ می‌کنند گرچه محمد با یهودیان در صدر اسلام پیمان بست، اما نهایتاً دبّه در آورد و به محض این که قدرت گرفت، جهت قبله را تغییر داد و آن را از مسجد الاقصی به طرف کعبه برگرداند و با این عمل به اقوام و قبایل یهود پیام داده شد که «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» و از این به بعد ول معطلید!

آنان مطرح می‌کنند تغئیر قبله توسط محمد، زنگ خطری بود که برای نابود کردن قوم یهود به صدا در آمد و نهایتاً توسط مسلمانان سه قبیله بنی قینقاع، بنی النظیر، و بنی قریظه تار و مار شدند. آنان تأکید می‌کنند آنچه امروز مابین اعراب وحشی و یهودیان متمدن می‌گذرد ریشه در اسلام و تاریخ اعراب جاهیلیت دارد.

از سوی دیگر مرتجعینی که کتاب خدا را نیز به بازی می‌گیرند، کینه های کور را دامن می‌زنند، غافل از این که مردم شریف و صلح دوست یهودی با سیاست نژادپرستانه اشغالگران یکی نیستند. من شخصاً یهودیان فرهیخته و بزرگواری را می‌شناسم که برای تبلیغات امثال شارون، تره هم خرد نمی‌کنند.

مرتجعین به اصطلاح مسلمان هم، با تفسیر به رأی از آیات قرآن کریم همانند برخی از یهودیان مغرض و پیمان شکن عصر پیامبر، آئین خدا را به بازی می‌گیرند و قساوت درون خویش را با کلام الهی مُهر می‌زنند.! 

یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ.

...

آن فسون دیو در دل های کژ

می رود چون کفش کژ در پای کژ

وآن کلام پاک در دل های کور

می نپاید، می‌رود تا اصل نور

از آیات ۷۴، ۸۷ و ۹۱ سوره بقره، آیات ۴۱، ۵۴، ۶۹، ۷۱ سوره آل عمران، آیات ۱۳، ۶۲ و ۷۰ سوره مائده، و آیات ۴۶، ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء... ــ تنها شقاوت پیشگانی چون خلخالی و نیّری و موسوی تبریزی می‌توانند کینه های کور را نتیجه بگیرند.

ما نمی‌توانیم و نباید به شبیه سازی های کور دست بزنیم و با کپیه برداری از حوادث عصر رسول الله که چند و چونش هم دقیقاً روش نیست، فتوای جنایت بدهیم. چه دلیلی دارد که بر رفتار منتسب به حضرت محمد نسبت به یهودیان بنی قریظه، در عصری که برادرکشی بیداد می‌کند نیز صحه بگذاریم؟ این آیه الله خمینی بود که به محض سوار شدن بر اسب قدرت خط و نشان کشید که

«... ما خلیفه می‌خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند. همانطور که رسول الله صلی الله علیه دست می‌برید، حد میزد، رجم میکرد. و همانطور که یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد. اگر رسول الله فرمان داد که فلان محل را بگیرید، فلان خانه را آتش بزنید، فلان طایفه را از بین ببرید، حکم به عدل فرموده است...»

...

برگردیم به یاسر عرفات

عرفات البته پیر و ناتوان شده بود اما به دلیل کینه توزی های دشمنانش، هنوز این فرضیه به قوّت خودش باقی است که او را از میان برداشته اند، این فقط نظر «اشرف الکوردی» پزشک ابوعمار نیست. تنها مریدانی که از وی به غلط یک قدّیس می‌سازند، نمی‌گویند، حتی نیویورک تایمز (هشتم سپتامبر٢٠٠۵ )، و برخی روزنامه نگاران اسرائیلی نیز مسمومیت او را فراتر از شایعه می‌دانند. (هآرتص، تل آویو، ٩ سپتامبر ٢٠٠۵)

زمانی که مرکز فرماندهی عرفات (مقاطعه) اشغال شده بود، این شایعه بر سر زبان ها بود که واحد تیراندازان خبره ارتش اسرائیل برای قتل او تمرین می‌کند و شارون هم در یکی از این تمرینات حضور داشته است.

می گویند شارون از این که در سال ١٩٨٢، در جریان محاصره بیروت نتوانسته قال عرفات را بکنَد، سخت متاسف بود. وزیر دفاع اسرائیل «شائول موفاز» و وزیر امور خارجه «سیلوان شالوم»، نیز معتقد به از بین بردن عرفات بودند .

از میان برداشتن رهبر فلسطین را جدا از «ابهام» پزشکی، نیت آشکار و اعلام شده نخست وزیر اسرائیل برای ازبین بردن او نیز روشن می‌کند. وقتی شارون، «شیخ احمد یاسین» و سپس «عبدالعزیز رانتیسی» را به قتل رساند با صراحت گفت: «همان طوری که ما علیه این قاتلان وارد عمل شدیم، علیه عرفات هم عمل خواهیم کرد. ( روزنامه یدیوت آهارونوت، تل آویو، ١٤ سپتامبر ٢٠٠٤)

***

کسانیکه به قول عبدالناصر عادت دارند به راست بپیچند اما چراغ راهنمای چپ بزنند، بی توجه به مضمون سخنرانی پُرشور عرفات در مجمع عمومی سازمان ملل، تبلیغ کردند:

«۱۳ نوامبر ۱۹۷۴که عرفات به سازمان ملل رفت مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل را در مقابل تشکیل دولت کوچک فلسطین کنار گذاشت. در این معامله ننگین دولت اسرائیل کرانه باختری رود اردن را در مقابل خریداری یاسر عرفات به مثابه پلیس، و به کنترل در آوردن مردم فلسطین، جلوی او پرت کرد.»

برخی از به اصطلاح ناسیونالیست ها که البته برای بوش و شارون، سر و دست می‌شکنند، یاسر عرفات را پدر خوانده تروریسم و دشمن فطری میهن ما معرفی می‌کنند و با توهین به شعور مردم شریف ایران به دروغ تبلیغ می‌کنند عرفات رزمندگان خود را برای کشتار ایرانیان در سپاه تحت رهبری سردار قادسیه گسیل داشت... در میدان ژاله، چریک هایش در ۱۷ شهریور سال ۵۷ از کشته پُشته ساختند!

آنان معتقدند فلسطین‌زدگی و یاد کردن از عرفات فاسد و نمک نشناس! جز فراموشی معیار های ملی ودور افتادن از خود نیست. به ادعاى آنها اعراب زمین هاى خود را به یهودیان فروخته اند و ببجا می‌کنند در پى پس گرفتن آن باشند .

آنها با عمده کردن برخی موضعگیرى های ناپخته عرفات در طول جنگ هشت ساله و همراهى اش با مواضع اتحادیه عرب درباره جزایر سه گانه خلیج فارس، به او بد و بیراه می‌گویند و از قماش «تازیان» ی تصور می‌کنند که در زمان ساسانیان به ایران ریختند و به جای دعوت همه به اسلام، تحمیل اسلام بر همه را به کرسی نشاندند.

برخی از به اصطلاح مسلمانان که از ملیت مثل جّن از بسم الله می‌هراسند، ملّی گرائی را هووی شریعت می‌پندارند، معتقدند مسئله فلسطین موضوعى مذهبی و شرعى است و جز درب و داغون کردن ِاسرائیل، جواب ندارد. از این نگاه، یاسر عرفات به عنوان كسى كه از طرح ماهیت مذهبى فلسطین فاصله گرفته و آن را به صورت موضوعى ملى و قومى در آورده و در عین حال با امضاى پیمان هاى متعدد با سران اسرائیل، موجودیت آن را به رسمیت شناخته، فرق زیادی با موشه دایان و شارون ندارد !

در روزنامه های آخوندی از او به شکل فاحشه، کاریکاتور می‌کشیدند (در اسرائیل نیز برخی مرتجعین، بر خلاف یهودی های فرهیخته که از این بی فرهنگی ها دورند، با دست کاری روی عکس های عرفات او را مثل گراز و یابو و سگ... نشان می‌دادند)

جناب رفسنجانی می‌فرمودند: (نقل به مضمون) من اسم فرزندم را به یاد او «یاسر» گذاشتم اما این عرفات حالا آن عرفات نیست، خائن و سازشگر است...

آیه الله خامنه ای روزی گفت این مرتیکه نه تنها خائن، بلکه احمق هم هست...

...

اگر غربِ یهودی ــ مسیحی، هیچ تمایلی نداشت تا شاخه‌ی زیتون را در دست ابوعمّار ببیند. و به‌ جای آن، مُدام دست دیگرش را به جهان نشان می‌داد كه این لولوخرخره، اسلحه به دست گرفته تا جهان متمّدن را به‌ناامنی بكشاند، مرتجعین به اصطلاح مسلمان نیز كه بازی مرگ و زندگی عرفات را در میانه‌ی جنگ وصلح در نیافتند، همان داوری چرکین را بر او رواداشتند كه متعصبان صهیونی بر اسحاق رابین. 

عرفات در جواب یک خبرنگار ایرانی که به او گوشه می‌زد، با مهربانی گفت: «برای من مهم نیست با نام قهرمان یا به عنوان سازشکار بمیرم، برای من مهم این است که فلسطین زنده بماند زنان و مردان و کودکانش در صلح و آرامش زیتون بچینند و زندگی کنند بگذارید من قربانی شوم. فکر می کنم این بزرگترین وظیفه یک رهبر باشد.»

***

برخی پشت سرش صفحه می‌گذاشتند که آقا را ببین، با بسیاری از کشورها و دولت های متخاصم، متضاد و حتی مستبد رابطه دارد. مثل آدم های دَل و هرزه از این پایتخت به آن پایتخت در رفت و آمد است، در مقابل لیبی جانب عربستان را می‌گیرد که بهش پول می‌دهد. او یک فاحشه سیاسی است و زیر همه می...بد.

غافل از این كه با عوض شدن دوران، استثناءها قاعده، و قاعده ها استثناء می‌شوند.

غافل از این که عرفات مصوّبات مجلس ملّی فلسطین را که دموکراتیک ترین مجلس قانونگذاری در منطقه خاورمیانه به شمار می‌رفت، به اجرا می‌گذاشت. غافل از اینكه یك رهبر سیاسى نمی‌تواند و نباید سیخکی برخورد کند، نباید و نمی‌تواند مثل بافت های مُرده کلانشیم در درخت، ظرفیت انعطاف را از دست بدهد، او به ناچار باید بر روى زمین گام بردارد و ضرباهنگ حركت خود را با واقعیات محیط پیرامونش هماهنگ كند و اگر چنین نكند، نه فقط «همه چیز» را به دست نمى آورد كه «همه چیز» را از دست خواهد داد.

غافل از اینکه عرفات منافع ملت پراکنده و آواره فلسطین را بر هر چیز دیگر ترجیح می‌داد و به درستی می‌دانست که «اگر به سود و یا زیان دیگر کشورها موضعی بگیرد، جنبش سازمان یافته و نوپای مردم فلسطین در نطفه خفه خواهد شد... با توجه به منافع جنبش و مردم فلسطین، قواعد بازی را رعایت می‌کرد. می‌بایست روابط خود با کشورهای مختلف جهان را گسترش می‌داد تا در جهانی که به جنگل شبیه بود و منافع و قدرت حرف اول و آخر را می‌زد، موجودّیت خود را حفظ کند.»

فلسطینی ها در همان زمان که از کمک های مالی عربستان سعودی و یا کویت... برخوردار می‌شدند، می‌بایست روابط خود با لیبی، سوریه و عراق را هم که گاها از طرح های رادیکال و تندروانه آنها حمایت های سیاسی تاثیرگذاری به عمل می‌آوردند نیز، حفظ کنند. می‌بایست با یک دست چند هندوانه بردارند!

عرفات هر ندایی را كه صادقانه یا حتی مُزورّانه دغدغه فلسطین و مردمش را بیان می كرد شنید و كوشید از آن به نفع آرمان خویش و برای جهانی نمودن مسئله فلسطین استفاده نماید و اگر تلاش وی برای چنین امری نبود مسئله فلسطین همانند بسیاری از ستمها در دل تاریخ به فراموشی سپرده می شد. استفاده از فرصت های متعدد و حتی متضاد برای جهانی كردن مسئله فلسطین و نیل به آرمان را تنها کسانی می‌فهمند كه دست شان در آتش باشد و رنج آوارگی و سختی مبارزه را با تمامی وجودحس می‌کنند.

گروهی همنشین من , خلاف عقل و دین من

بگیرند آستین من که دست از دامنش بگسل

ملامت گوی عاشق را چه گوید مردم دانا

که حال غرقه در دریا نداند خفته در ساحل

زعقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید

گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل

*** 

یاسر عرفات گرچه معتقد بود در این دنیای گرگ آلود نباید میش بود و در میان درندگانی که هر آن ممکن است هجوم آورند و تو را تکه پاره کنند، سیاست از مگسک تفنگ می‌گذرد، در وقت لزوم آگاهانه تفنگ را بر زمین می‌نهاد و با عملیات انتحاریِ دست دادن با دشمن پیشین، همه تهمت ها را به جان می‌خرید.

«حاکمان مرتجع کشورهای منطقه همیشه در حالی که به روی‌اش لبخند می‌زدند از پشت بر او خنجر زهرآلود فرود می‌آوردند و او چاره‌یی نداشت تا برای نجات ملت‌اش هر روز دستی را بفشارد در حالی که می‌دانست این دست روزی خنجری از آستین بیرون می‌آورد.»

***

یاسر عرفات نقطه پرگار وجود فلسطین بود و این همه اش حُسن نیست. آفت و شغب هم دارد. گرچه بدون وجود رهبری ذیصلاح که نقطه مقابل ولنگاری و فردگرائی های منفی است، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، اما رهبرسالاری و خودسپاری نمی‌تواند همیشه راه به دموکراسی ببرد...و به آنجا هم خواهد رسید که فضولی موقوف! «هرچه آن خسرو کند،شیرین بوَد.»

اگر عرفات خوب است، خوب مساوی با عرفات نیست.

***

برخی سفرای عرفات مانند صالح زوارى سفیر فلسطین در جمهوری اسلامی بیش از ۲۰ سال در همین پُست ماندند و در این فاصله صدها فلسطینی دیگر تنها جامه رزم پوشیده و در غزه یا جنین...به خاک و خون غلطیده اند. شاید انتقادات اصولی امثال ادوارد سعید شناخته شده ترین فلسطینی عصر نوین، از ابو عمار(عرفات) بیجا نیست.

عرفات نیز مانند بسیارى دیگر از رهبران مبارز و برجسته تاریخ، گل بی عیب نبود. اما او بود که از طریق تاسیس جنبش الفتح، مسئله فلسطین را از صورت ابزارى در دست دولت هاى عرب خارج كرد و به مبارزه ملى فلسطینى ها مشروعیتى بین المللى داد. در جای جای فلسطین، آن سرزمین اشغال شده چراغ فروزان امید را بر سر و هر کوی و برزن روشن کرد. نقاط ضعف چنین انسانی هرچند هم كه بزرگ باشند، مانع نادیده گرفتن نقش بی همتایش در پایه گذارى و تداوم مقاومت مردم فلسطین نخواهد بود.

هم اکنون اگرچه جنگ داخلی که عرفات تلاش می‌کرد ازآن جلوگیری کند، یک تهدید جدّی است و اسرائیل به ساختن شهرک های استعماری ادامه می‌دهد، اگرچه حتی در غزه «آزاد شده» که به زندانی مُبدّل شده، زندگی روزانه برای فلسطینی ها همچنان طاقت فرسا است... اگرچه او که ملتش را تا دروازه هاى بیت المقدس راهنمایى كرد، به خاک افتاد و حسرت نمازگزاردن در مسجدالاقصى را كه آرزوى دیرینه اش بود، با خود به دنیاى دیگر برد، اما یهودیان ترقی خواه و صلح طلب نیز می‌دانند که آن همه بلا که بر سر فلسطینی ها باریده هنوز نتوانسته آنان را «خلع امید» کند و این ها همه از برکت مقاومت امثال عرفات است.

***

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



[تاریخ ارسال: 14 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  

با درود به اقای همنشین بهار: در رابطه با کامنت ان دوکاربری که به استناد از اقای پرویز صیاد که گفته یود: یاسر عرفات پدر خوانده تروریستها بود: باید گفت که: اقای صیاد هنرمند معترضی است اما نباید هر چه را که گفت پذیرفت! اقای پرویز صیاد خیلی نا اگاهانه و ساده اندیشانه دو بار به بوش رای داد و به گفته خودش امیدوار بود که بوش حساب جمهوری اسلامی را برسد!. در صورتی که اگر اقای پرویز صیاد کمی اگاهی سیاسی داشت میتوانست پی ببرد که رژیم جمهوری اسلامی توسط امپریالیستها از جمله امریکا به قدرت رسیده و انها از رژیم دست نشانده خودشان تا پیدا کردن یک الترنتیو بهتر حمایت میکنند حال فرق نمیکند که جمهوریخواهان در قدرت باشند ویا دموکراتها!. وهمانگونه که دیدیم حتی حجم واردات امریکا به ایران با انهمه خیمه شب بازهای بین دو دولت در زمان بوش سه برابرشد! . بنابراین نباید هر چه را که اقای صیاد گفتند سند و مدرک قرار داد و قبول کرد! گذشته از ان ملت فلسطین غیراز عرفات انسانهای بزرگی مانند. ادوارد سعید و محمود درویش و جرج حبش به جامعه جهانی ارائه داده است.

علی ناظر: جهت یادآوری، این مطلب دوسال پیش در دیدگاه منتشر شد، و کلیه کامنتها هم همان زمان منتشر شدند.
  

[تاریخ ارسال: 13 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: آبان]  [  ]  
سلام
با تشکر از آقای همنشین بهار به خاطر این مقالهء مفید
نمیدانم چرا آقای همنشین بهار با توسل به لاطائلات خمینی دجال و نوچه اش عبداکریم سروش به پیامبر اسلام دروغ بسته است و اطلاعات غلط تحویل خوانندگان دیدگاه داده است؟
امروزه حتی خیلی از آخوندهای مرتجع به کتاب های تاریخی با دیدهء انتقادی نگاه می کنند. اما شما موضوعی از این کتابها را دربست پذیرفته اید و مورد دست آویز و تایید قرار داده اید که در عصر تاریخ نگری انتقادی امروز جزو خرافات محسوب می شود. آیا شما با تمام موضوعات تاریخی درج شده در کتب قدیمی به همین نحو برخورد می کنید؟ روش پیامبر اسلام در کتاب مستند او مکتوب است نه در شایعات شفاهی دشمنان ش که تازه بعد از 200 سال دهن به دهن گردیدن و یک کلاغ چهل کلاغ شدن مکتوب شده اند. شما حتی به اندازهء خود آن تاریخ نویسان هم ( مثلآ طبری که نوشته اند مطالبش را از دیگران شنیده و درجشان صرفآ به خاطر کتابت آنهااست نه تاییدشان ) انصاف را رعایت نکرده اید و متاسفانه اطلاعات غلط به خوانندگان دیدگاه داده اید.
با تشکر از دیدگاه
  

[تاریخ ارسال: 13 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
عرفات وجدان خلق تحت ستم فلسطین بوداو از هر انچه که خیر وصلاح خلق فلسطین تشیخص میدادکوتاهی نمیکرد واز ناسزای اپورتونیستها ودلالان سیاست وحشتی بخود راه نمیدادو باعث سر افرازی خلقی بود که به انها عشق میورزید من اورا یرعکس مدعیانی که در پناه وچای امن فقط مشغول تیز کردن چاقو بر روی گلوی اوبودند انسان فوق العاده ای یافتم یاد وخاطره او درقلب همه انسانهای ازادیخواه خواهد ماند   

[تاریخ ارسال: 19 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [ hamneshine_bahar@yahoo.com ]  
در ستون نظرات دیدگاه دوست محترمی فرموده اند: «شما چرا از اشتباهات یاسر عرفات از جمله روابط او با صدام حرف نزدید؟» *********** با تشکر از ایشان یادآور می شوم که در مقاله «عرفات خوب است اما، خوب مساوی با عرفات نیست» تأکید شده بود که او نيز مانند بسيارى ديگر از رهبران مبارز و برجسته تاريخ، گل بی عیب نبود و از قضا به موضعگيرى های ناپخته رهبر فلسطین در طول جنگ هشت ساله و همراهى اش با مواضع اتحاديه عرب درباره جزاير سه گانه خليج فارس،اشاره داشتم. نکته مهم زیر نیز در آن مقاله عنوان شده بود: «اینکه ياسر عرفات نقطه پرگار وجود فلسطين بود ـ همه اش حُسن نیست. آفت و شغب هم دارد. گرچه بدون وجود رهبری ذیصلاح که نقطه مقابل ولنگاری و فردگرائی های منفی است، سنگ روی سنگ بند نمی شود، اما رهبرسالاری و خودسپاری نمی تواند همیشه راه به دموکراسی ببرد...و به آنجا هم خواهد رسید که فضولی موقوف! هرچه آن خسرو کند،شیرین بوَد.
اگر عرفات خوب است، خوب مساوی با عرفات نیست.»
۲- دوست محترم دیگری در رابطه با مقاله فوق فرموده اند: همنشین بهار، راضی نمی شود رفتار [زشت و خشن]پيامبر اسلام را نسبت به يهوديان بنی قريظه واقعی بداند و می نويسند «رفتار منتسب به پيامبر اسلام» ! » انتظار می رود که او همه چيز را در اين مورد بنويسد.********** استناد خود خمینی به داستان پیامبر و یهودیان بنی قریظه که با صراحت حرف و نقل هائی که در این مورد است صحّه می گذارد ـ به کنار. امثال دکتر سروش نیز برخورد های خشن پیامبر را با طاعنین یا «تغئیر آئین دهندگان»، نفی نمی کنند. «ابواسحاق ابراهيم بن مصور بن خلف نيشابوري» ، در کتاب «قصص الانبياء»(صفحات ۴۳۴ - ۴۳۵)، واقدی، (در کتاب مغازی،صفحه ۳۸۸)و بخصوص طبری در(کتاب تاریخش صفحه ۱۰۸۸)، نیز ـ به روشنی از اینکه در رابطه با عهد شکنی یهودیان بنی قریظه، به دستور محمد مصطفی گردن ها را یکی پس از دیگری می زدند... ـ یاد کرده اند. ما به وقایع نمائی، بیش از وقایع نگاری نیاز داریم و واقعش این است که من از جمله در این مورد، بسیار بسیار نادانم و اگر نوشته ام «رفتار منتسب به پیامبر اسلام» ـ به همین دلیل بوده است. با کمال احترام: همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 19 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: سپيده نختابها]  [ s.naktabha@voila.fr ]  
در باره مقاله و نظر آقاى پويان اژدر مى خواهم چيزى بگويم چون بعضى وقتا نظر افراد خيلى جالب مى شود. مىخواهم بگويم كه اگر اقاى عرفات در آغاز چيزى كه اسمش را انقلاب مى گذاريم ولى واقعا انقلاب نبود ويك جابجائى خيلى بد بود ، در باره آيه الله خمينى حرفهائى زده بر اين مرد بزرگ و سمبل مبارزه فلسطين ايراد نيست چون خمينى بر سر همه كلاه گشاد گذاشت.اولش هم بر سر تمام مردم كلاهگذارى كرد. وقتى چند ميليون آدم مىروند فرودگاه استقبال خمينى عرفات چطور مى تواند بفهمد كه آيه الله چه جور انسانى است . آن مرحوم فكر مى كرد كه حالا كه شاه افتاده حكومت تازه به فلسطين كمك مى كند ولى افسوس كه بزودى حكومت ملا دشمن فلسطين شد. تنها عرفات نبود كه اينطور بود بزرگترين سازمان سياسى ايران مجاهدين هم روى آرم و پرچمش عكس خمينىرا نصب كرد و مدتها به او پدر مى گفت و امام مى گفت و مجاهد اعظم مى گفت و احترامش را داشت ولى متاسفانه بعد خمينى بدترين قاتل مجاهدين شد. عيب اصلى را مجاهد نداشت و از خمينى بود. خلاصه مىخوام به شما بگويم كه نبايد كنار گود نشست و مثل بعضى ها كه مى خواهند هيچ لكه روى پيراهن سپيدشان نباشه ايراد گرفت كه عرفات اينطور سخنرانى كرد. عرفات در داحل ميدان بود اشتباه هم مى كرد و لى مبارزه هم مى كرد بعضى ها هم هستند كه چون نمى خوان اصلن اشتباه بكنند اصلن مبارزه هم نمى كنند و دچار مشكل آقاى عرفات نمى شوند .   

[تاریخ ارسال: 18 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: پویان اژدر]  [ puian_azh43@yahoo.ca ]  
مقاله «عرفات خوب است اما، خوب مساوی با عرفات نيست» را چهار مرتبه خوانده ام و به دقت نويسنده محترم آن آقای همنشين بهار درود می فرستم. در اين مقاله خوب تقريبا به همه چيز اشاره شده ، اما خوب است از مصاحبه او در تهران نيز يادی بکنيم. بعد از انقلاب ياسر عرفات علاوه بر اهواز و مشهد...، در تهران هم سحنرانی داشت که ای کاش هرکس در اين باره می داند، می نوشت. برای خوانندگان عزيز بخشی از مصاحبه او را که روزنامه های ايران در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ درج نمودند، می نويسم. بديهی است که گفته های عرفات را بايد در ظرف زمانی و مکانی آن نگاه کرد، در غير اين صورت به تفسيرهای ارتجاعی ضد انقلابی راه خواهد برد. عرفات: انقلاب فلسطين حالا در ايران است. «روزگاری نو آغاز شده است، روزگاری که ملت ايران آن را آغاز کرد، روزگاری که ملت رزمنده و مجاهد و قهرمان ايران به رهبری امام بزرگ ما ، معلم بزرگ ما حضرت آيه الله خمينی آنرا آغاز کرد. زعيم بزرگی که ملت ايران را در اين نبرد رهبری می کند، رهبری که فقط به ملت ايران تعلق ندارد. اين نبرد فقط نبرد ملت ايران نيست بلکه مبارزه همه مستضعفين است مبارزه همه محرومان همه برده شدگان است. روزگاری آغاز ميشود سرشار از نور و اميد که به تمامی اين منطقه روشنائی خواهد بخشيد. آن روز «بگين» می گفت روزگار سياهی برای اسرائيل آغاز شده است، بعد از او «موشه دايان» آمد و گفت زلزله ای آغاز شده است. بله زلزله ای که ارکان مزدوران اين منطقه را خواهد لرزاند. زلزله ای که همه استعمارگران را فرو خواهد کوبيد. اينجا نوری آغاز شده است، نوری که آنان تاريکی می نامند اما برای ما روشنائی است. نوری که به کوری چشم آنان و چه بخواهند چه نخواهند تمام منطقه را روشنائی خواهد بخشيد، چرا که اين اراده تاريخ است اراده سرنوشت است اراده خدا است اراده ملت ايران است اراده ملت لبنان است ...همين ديشب بود که وايزمن و بگين، من و انقلاب فلسطين را تهديد کردند اما من ميگويم آقايان روزگاری نو آغاز شده است... روزگاری که از گذرگاه اين انقلاب خجسته همچون روشنائی يک نور،می گذرد. بله جاء الحق و ذهق الباطل راستی آمد و دروغ و دغل گم شد. ان الباطل کان ذهوقا...
  

[تاریخ ارسال: 16 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: همايون تاران]  [ drtaran2005@yahoo.fr ]  
ياسر عرفات انسانى والا بود و اين نوشته تنها گوشه اى از تلاشهاى اين مرد بزرگ را باز گو مى كند.عرفات ضد يهوديان نبود ولى ضد تفكر صهيونيستى مبارزه مى كرد و اگر افرادى از اين مبارزات دلخورند وانتظار دارند كه عرفات بر گوشه قباى كسانى چون شارون كه به آشكارا فتواى قتل و كشتار را بيان مى كند دخيل مى بست طبعا حق دارند كه از ناكامى خود عصبى شوند.در باره آقاى پرويز صياد البته ايشان هنرمند ارزنده اى هست ولى اگر ايشان بجز دوستداران خود تعدادى مريد هم دارند كه حرفهاى آقاى صياد را وحى منزل مى دانند بايد گفت كه آقاى صياد نيز اشتباهات كم يا زيادى در گفتار و كردار خود دارند كه يكى از اين اشتباهات به نظر من اظهار نظر كم مايه اين هنرمند گرامى در مورد عرفات بود. آقاى صياد اگر اندكى در فضاى صبرا و شتيلا نفس مىكشيدند و موقعى كه در تل زعتر زنان و كودكان و مردان فلسطينى سركوب و قتل عام مى شدند تاملى بر اوضاع داشتند طور ديگرى نظر مى دادند و امثال مرا اندوهگين نمى كردند كه چرا اظهار نظر هنرمندى مترقى چون ايشان در مرگ عرفات شبيه نظرات ملايانى مرتجع مانند سيد على خامنه اى و هاشمى رفسنجانى و امثال آنهاست ولى چه مى شود كرد انسان جايز الخطاست و نىز مى تواند با مرور منصفانه بر نظرات خود آنها را اصلاح كند. با امىد به صلح و آرامش براى دو ملت فلسطين و اسرائيل.دكتر همايون تاران   

[تاریخ ارسال: 16 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: ساناز مرادی]  [ mooradi@noavar.com ]  
نویسنده این مقاله سخیف با گوشه زدن به کسانی که مشت عرفات را باز کرده اند با اهانت به آقای "رابرت مالي" معاون ويژه کلينتون - غیر مستقیم به آقای پرویز صیاد هم توهین می کند، برای این که این هنرمند عزیز، واقعیت عرفات را بی کم و کاست بیان کرد و پارسال بعد از آنکه عزرائیل سراغ رهبر فلسطینی ها آمد ـ در گفتار تلویزیونی خود در شبکه پارس که بعداً در شهروند ـ شماره ۹۳۹ هم منتشر شد،فرمودند: «با درگذشت عرفات، تروريزم سياسي - اسلامي پدرخوانده خود را از دست داد. به رغم موجي از اشك و آه و ناله و شعار كه فلسطينيان در خاكسپاري پدر خوانده، به نمايش گذاشتند، برخي از كارشناسان مسائل خاورميانه بر اين باورند كه درگذشت پدرخوانده فرصتي تاريخي براي مردم فلسطين ايجاد كرده است تا اگر نه به هر آنچه ميخواهند، دست كم به بخشي از خواسته هاي بر حقشان دست يابند.» . اگر «همنشین بهار» کم ترین صداقتی داشت در «مدح نامه» اش در مورد فلسطینی ها عکس ابو عمارش را با صدام حسین دیکتاتور هم می گذاشت و یک اشاره به کارشکنی های او در برابر اقای «اهود برک» می نمود که چگونه عرفات همه را با خدعه و فریب سر انگشت خود چرخاند و به صلح پشت کرد . ساناز مرادی
mooradi@noavar.com
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: هدايت الله نرگال ايلامى]  [ nargal_32@yahoo.fr ]  
سلام بر همنشين بهار. نوشته جالب و ارزشمندى بود و استفاده كردم.بر ياسر عرفات هم با تمام ايراداتى
كه بر او وارد است درود باد البته بر خاطره او كه سالها در موضع رهبر ملتى پايمال شده مبارزه كرد. جهان ما جهان نسبيت هاست و نه اطلاق ها و در جهان نسبيتها عرفات مرد بزرگى بود. كسانى كه بر عرفات توهين روا مى دارند بيش از آنكه نوشته اشان مجاب كننده باشد يك دهن كجى نازيبا از جانب كسانى است كه نفسشان به قول معروف از جاى گرم در مى آيد و مى خواهند خطاى حمله اعراب را به گردن عرفات و اعرابى بياندازند كه مانند ما ايرانيان از يك درد يعنى درد استعمار و استثمار رنج مى برند و آنقدر جهان را نمى شناسند كه بدانند در دنىاى ما برترى عرب بر عجم يا عجم بر عرب مدتهاست از لحاظ تئوريك نفى شده و فراموش كرده اند همان شاهان مورد افتخار اىشان يك قلم سر از تن سىصد هزار تن مزدكى جدا نمودند و پوست مانى را پر از كاه فرمودند و زمينه حمله اعراب را به فرماندهى زنده ياد عمر ابن خطاب و نه شادروان ياسر عرفات به ايران فراهم نمودند. آخرين ايشان هم محمد رضا شاه بود كه با سركوب و اختناق و در هم شكستن نهضت مصدق هم گور تاريخى خود را كند و هم ملت ايران را در گند چاله مجدد اسلام خمينى و تشيع خرافى و ويرانگر فرو برد/ايشان خود را نيز بجاى تمام مردم و جوانان ايران گذاشته و حكم داده اند كه جوانان ايران از عرفات متنفرند. از زمره جوانانى كه از عرفات متنفر بوده و هستند بايد از جوان ناكام آيه الله خمىنى وجوان كامياب سيد على خامنه اى نام برد و عموم مرتجعينى كه به خون عرفات تشنه بودند و از خاطره او نفرت دارند. در هر حال مهم نيست و درود بر ديدگاه باد كه زمينه اى را فراهم كرده تا هر كس هر چه دل تنگش مى خواهد بگويد و در اين زمىنه هم دستها و هم انديشه ها رو و آشكار بشود. موفق و مويد باشيد.
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: mehrnush sadr]  [ jbaxter@choicemaker.net ]  
اين مقاله با تحريف به دولت اسرائيل و مردم يهود توهين کرده است. اکثريت جوانان ايرانی از عرب ها و شخص عرفات بيزارند آنوقت جنابعالی با عرفات پرستی و يهود ستيزی جانب کسی را می گيريد که در واقع ابو تخريب است نه ابو عمار ! در همين ستون جنای آقاب هارون نراقی به حق نوشته بودند که «اگر ياسر عرفات «پدر خوانده تروريست ها» نيست پس چه کسی اين کاره است؟ آيا «کارلوس» مشهور ، آن تروريست معروف که الآنه در هلفتونی به سر می بارد شيفته عرفات نبود؟ »آقای محترم چرا اين همه عرفات را بزرگ می کنيد؟ آيا پدر و مادر شما عرب است؟ آيا حمله تازيان را به ايران در زمان يزدگرد و بعد صدام فراموش کرده ايد؟ عقل تان کجا رفته؟ متاسفم .
مهرنوش صدر
  

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: پويان اژدر]  [ puian_azh43@yahoo.ca ]  
با مرگ عرفات، خاور ميانه انساني را از دست داد که زندگي خود را وقف آزادي مردمش کرد. او در مقابل يک حکومت شبه مذهبي- نظامي بود که به يک ماشين عظيم جنگي مسلح است و بر اساس تفکر نژاد پرستانه اي تاسيس شده است که به برتري هر آن کس که به اصطلاح خون يهودي در بدن دارد بر مردمان ديگر است. حکومت اسرائيل که توسط ژنرال هاي سابق نظير شارون و با پشتيباني خاخام هاي مرتجع اداره مي شود، بيش از ۵۰ سال به سرکوب شديد و تحقير مستمر تمامي يک ملت دربند پرداخته است. عرفات همچون هر انسان ديگري مرتکب اشتباهاتي در مواضع سياسي خود شد ولي آن نبود که توسط دستگاه جنگ رواني اسرائيل تصوير مي شد. حکومت اسرائيل ضمن سرکوب شديد مردم در سرزمين هاي اشغالي، سابقه طولاني در ترور رهبران فلسطين و دروغ پراکني بر عليه آنان دارد. آنها يا ابو جهاد را به رگبار مي بندند و يا اخبار جعلي را در مورد ثروت اندوزي عرفات از رسانه هاي تحت نفوذ خود مي پراکنند. افرادي که داراي حداقل شعور سياسي باشند به خوبي از جنگ رواني حکومت اسرائيل آگاه هستند و فريفته ترهات آن نمي شوند. عرفات ۵۰ سال براي آزادي مردمش مبارزه کرد و ۳ سال اخير را در محاصره ارتش اسرائيل در دفتر مخروبه اش حبس بود و تا آخر عمر در کنار مردمش بود. آخرين خواسته او قبل از خروج ازسرزمين هاي اشغالي، اجازه بازگشت بود که پس از معالجه به کنار مردمش بازگردد.   

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: هارون نراقی]  [ hayley_weber@hotmail.com ]  
اگر ياسر عرفات «پدر خوانده تروريست ها» نيست پس چه کسی اين کاره است؟ خواهش می کنم اخم نکنيد وپاسخ ادعای امثال ما را با فحش و بد و بيراه ندهيد. در زمان شاه مگر قبله فدائيان خلق و نيز مجاهدين خلق اردوگاه های فلسطين و شخص ياسر عرفات نبود؟ آيا «کارلوس» مشهور ، آن تروريست معروف که الآنه در هلفتونی به سر می بارد شيفته عرفات نبود؟ والله بالله هنوز هم هست. مگر کسانی که الآن ايالات متحده و اروپا به درستی اصرار می ورزند که تروريست هستند غالبا در اردوگاه های الفتح آموزش خرابکاری نديدند؟ مگر شخص ابوعمارپشت بسياری از عمليات خرابکارانه در اسرائيل نبود؟ مگر با صدام حسين عکس نيانداخت و قربان صدقه اش نرفت و همراه با جورج حبش حمله صدام به کويت را نستود؟ آيا موسی خيابانی و مسعود رجوی بعد از انکه از زندان آزاد شدند نامه فدايت شوم برای ابو عمار ننوشتند ؟ معلوم نيست چرا آقای همنشين بهار اين همه عرفات را بزرگ می کند ، آقای محترم خود فلسطينی ها دارند «عرفات زدائی» می کنند و چه در تهران و چه در اروپا از کنار سالگرد وی به راحتی گذشتند(منظورم دفتر فلسطين در تهران است) ـ آنوقت شما سخترانی ۳۰ سال پيش او را زنده می کنيد؟ خوانندگان اين مقاله انحرافی خوب است به نوشته هنرمند بزرگ جناب آقای پرويز صياد در باره تروريست بودن عرفات و نيز مقالات ارزنده آقای نيما راشدان که در سايت گويا است ـ مراجعه کنند و نيز پای درد دل صدها خانواده اسرائيلی بنشينند که از جمله به خاطر تحريکات ياسر عرفات تروريست های الفتح فرزندانشان را از انان گرفته اند. هارون نراقی   

[تاریخ ارسال: 14 Nov 2005]  [ارسال‌کننده: رسول]  [ rasule hmadian14@bk.ru ]  

ديدگاه: لطفا به «موازين ثبت نظر» توجه داشته باشيد. براي درج نظر، فقط اسم «کوچک» کاربر کافي نيست


علي ناظر - 23 آبان 1384- ديدگاه



اين مقاله بسيار همه جانبه و با ارزش است اما نويسنده محترم راضی نمی شود رفتار پيامبر اسلام را نسبت به يهوديان بنی قريظه واقعی بداند و می نويسند «رفتار منتسب به پيامبر اسلام» ! از نويسنده خوبی چون ايشان که بسيار هم دقيق می نويسند ـ انتظار می رود که همه چيز را در اين مورد بنويسند.
رسول
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.