شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

كردستان و نيروهای‌فرصت طلب

م. راد

m.rad@gmx.net

 

در تاريخ 19.10 .2005  مقاله ای بقلم آقای شهاب گول آلان در سايت Rojhilat the Kurdish Observer  تحت عنوان اوپورتونيست ها در جنبش ملی‌ انتشار پيدا كرد كه در مورد حوادث اخير كردستان ايران است از آنجا كه اين مقاله مسائل مختلفی را دراين رابطه و بخصوص نقش نيروهای‌ سياسی ايرانی ‌منطقه كردستان را مورد بررسی قرار داده است با مقدمه ای ‌در اختيار علاقمندان قرار ميگيرد  اصل مقاله در پايان مقدمه قابل رويت است.

 

در رابطه با وقايع اخير كردستان كه منجر بيك جنبش توده ای وسيع شد تعدادی از باز مانده های‌سازمانها و احزاب كردستان كه سالهاست منطقه را ترك كرده اندو تقريبا همگی در خارج كشور رحل اقامت گزيده اندبيك باره تلاش كردند با ايجاد سروصدا و هياهو وانمود كنند كه آنها هم در اين جنبش نقشی بازی كرده اند و با دادن چند فراخوان و گذاشتن پالتاك كه بجز خوديهايشان كسی اجازه صحبت كردن و يا سئوال كردن در آن را نداشت حتی ‌فراخوان اعتصاب عمومی در كردستان را دادند كه البته مثل هميشه كسی برای آنها تره هم خورد نكرد.

 

 كومله ( سازمان زحمتكشان كردستان ايران ) كه با تكيه بر كار توده ای و دفاع از حقوق مدنی ، هويت اجتماعی و فرهنگی‌  و دفاع از زحمتكشان  خلق كردو خودمختاری بوجود آمده بود و بهمين دليل هم توانسته بود با توجه به مبارزات و تجارب گذشته خود از پشتيبانی خلق كرد بر خوردار شود پس از فشار رژيم جمهوری‌اسلامی و مشكل شدن مبارزه مسلحانه و كار تشكيلاتی رهبری اين سازمان كه در سالهای آخر اقامت خود در كردستان توسط روشنفكران بدون تجربه در كار سياسی و توده ای‌ اشغال شده بود بيك باره فيلش ياد هندوستان كرد و كومله ای كه قرار بود در كردستان جامعه سوسياليستی‌ايجاد كند ( گروه سهند)؟؟؟ گروه گروه‌ به بهانه مبارزه خلق كرد مبارزه ناسيوناليستی است و در خدمت سرمايه داری ‌ليبرال قرار دارد فرار را بر قرار ترجيح داد و در اروپا جا خوش كرد.

يكی‌از اولين  گروه های جدا شده از كومله حزبی ‌تحت عنوان حزب كمونيست كارگری‌ايجاد كرد وبا دانش فوق تصوری‌ كه طرفداران بينهايت دانشمندو وواقف به امور سياسی و اقتصادی و ايدئولوژی آن داشتند !!!!!!!! حتی تا آنجا پيش رفت كه اعلام كرد منصور حكمت ماركسيست عصر حاضر است بار و كوچ خود را جمع كرد و راهی‌همان جايی شد كه از آنجا آمده بود يعنی كشورهای اروپايی و كوشش كرد سرهم بنديهای‌ حكمت را كه از گوشه وكنار و با توجه به متون احزاب و سازمانها ‌و رهبران چپ كش رفته بود جای ‌پايی در جنبش چپ پيدا كند تا اقامت خود را در اروپا و خارج توجيح كند.

 ‌اساس تئوری آنها اگر چه ماسك ماركسيستی داشت ولی  راديكاليسم حاكم درآن منجر به حمله به همه طرف بود كه نتيجه آن  تئوری راسيستی‌ كه هر آنچه از اروپا می آيد خوب است و هرآنچه كه در كشورهای جنوب وجود دارد بد و اخ است و قبول نداشتن مبارزات و تجارب خلقها و مليتهای ديگر و تكامل فرهنگی‌ آنها و همگامی ‌با كشورهای‌استعماری ‌وامپرياليستی و توجيح سيا ستهای‌آنها از آب در آمد.

بقيه اعضا و كادرهای ‌كومله كه در اثر اتخاذ سياستهای  غلط در مورد تحليل اوضاع كردستان و منطقه و جهان و تضادهای داخلی تمامی ‌پايگاه خود را در كردستان و در بين مردم زحمتكش از دست داده بودند و هنوز در حزب كمونيست باقی مانده بودند مجبور شدند برای ‌زنده ماندن راهی عراق شوند و بتدريج آنها هم در رقابت باهم راهی‌ كشورهای‌اروپايی شدند و اينك اين تشكيلات حداقل به چهار حزب و تشكيلات يعنی‌ حزب كمونيست كارگری1، 2 ‌ طرفداران سابق منصور حكمت و حزب كمونيست ايران تحت رهبر ی آقای عليزاده و سازمان زحمتكشان كردستان ايران تحت رهبری آقای مهتدی‌( جناب ايشان به اتفاق حزب دمكرات كردستان داوطلبانه بدست بوسی مقامات آمريكا رفته بودند تا شايد سهمی هم برای ‌پوز دادن در مقابل بقيه جناحهای ‌كومله نصيبش شود )  تقسيم شده اند و اين انشقاق همچنان ادامه دارد تا همگی طرفداران آنها خانه نشين شوند.

تنها مسئله همگی آنها  رقابت با همديگر است بدون آنكه هيچ يك از آنها راجع به مسائل مبرم روز و يا در جستجوی راهی برای پيوند با جامعه ايران و كردستان داشته باشند كه در حرف دم از آن ميزنند اكثريت مطالب و مقالاتنی‌ منتشره از طرف آنها تنها و تنها رضايت شخصی تعداد اندك طرفداران آنهاست .

با اين اوصاف پس از در گير شدن توده های زحمتكش و جوانان كردستان با نيروهای ‌سركوب گر رژيم اين گروه های از آنجا رانده و در اروپا مانده بجای ‌پشتيبانی از مقاومت مردم كرد اين جنبش را ناسيوناليستی ارزيابی كرده و مردم را محكوم ميكنند و عملا به سياستهای ‌رژيمهای‌ايران و تركيه و سوريه صحه می گزارند و پاررا فراتر گذاشته و بدون آنكه سازمان و يا تشكيلاتی ‌در كردستان داشته باشند از روی باد و هوا فراخوان اعتصاب عمومی ميدهند بدون آنكه حتی ‌بدانند عملی‌ هست و يا نيست اگر هست با كدام نيرو؟ سياستی كه همواره كومله پس از تغيير مَشی دنبال كرده است و هنوز هم حاضر نشده است دست از روشنفكر بازی ‌بر دارد كه نميشود برای‌ مردم تعيين تكليف كرد و نميشود بدون زندگی مشترك با آنها و سازماندهی‌آنها و كاركردن و زندگی ‌مشترك با توده ها اعتماد مردم را جلب كرد چه رسد به اينكه از بالا دستور صادر كرد و معلم آقا بالاسر بود اگر شما تا حالا متوجه نشده باشيد كه توده های زحمتكش ايران هيچ تحكمی را نميپذيرند آنوقت بايد گفت كه كلاه شما واقعا پس معركه است.

 تازه شما با چه رويی پس از تنها گذاشتن توده های ‌زحمتكش كه سالها از شما پشتيبانی كرده اند و جان و مال خود را در اختيار شما گذاشته اند  با آنهمه هارت و پود شما جرات می كنيد بدون جمع بندی‌از كار گذشته تان از مردم توقعی ‌داشته باشيد كه هنوزهم به فراخوان شما جواب مثبت بدهند بنظرم تنها كاری ‌كه بايد بكنيد معذرت خواستن از همان مردمی‌است كه آنها را در برابر سركوب نيروهای رژيم تنها گذاشته ايد و انتقاد صادقانه و علنی از خود آنهم نه در خارج كشور بلكه در داخل و در بين تود هايی كه سالها پرو بال شما را گرفته اند ونه تنها شما را پروار كرده اندبلكه به شما پرواز كردن راهم ياد داده اند.

 اگر اين كار را نكنيد هرگز توده های ‌زحمتكش كردستان شمارا نخواهند پذيرفت بنظر من وظيفه تك تك رفقای ‌كرد در خارج كشور پشتيبانی بدون چون چرا از مبارزات خلق كرد است در كجای ‌دنيا در خواست حق و حقوق يك ملتی‌ محكوم شده است ؟ چه كسی ميتواند جلوی ‌خلق كرد را بگيرد كه بزبان مادری ‌خود صحبت نكند ؟ چه كسی ميتواند به ملتهای ‌مختلف دستور بدهد فرهنگ و هويت خود را تكامل ندهد؟ چه كسی ‌ميتواند حق خود مختاری و آزاد زيستن ‌را از ملتها بگيرد؟ همه اين خواستها عين دمكراسی است و در خدمت تكامل يك ملت و در مجموع مليتهای جهان است.

 رفقای ‌كرد با هر امكاناتی ‌كه داريد به جنبش ملت خود بپيونديد بگزاريد روشنفكران خورده بورژواهمچنان خود را با بحث های روشنفكری مشغول كنند تاريخ ، تمدن ، فرهنگ و مبارزه طبقاتی ‌، سازماندهی، زندگی  و تكامل در آنجاست كه توده ها زندگی ميكنند و امروز كه خلق كرد در خاورميانه  پرچم آزادی ‌و دمكراسی و حقوق مدنی را بعنوان ملتی‌آگاه بلند كرده است با تمام توان خود به استقبال آن برويم و نه در مخالفت با آن كردستان بيك شورای‌هم آهنگی‌احتياج دارد كه همه نيروهای سياسی در گير در منطقه كردنشين خاورميانه را در بر بگيردو حقوق همه اقشار و طبقات را برسميت بشناسد و تنها بر اساس منافع مشترك كه با منافع خلق كرد سازگاری ‌دارد مبارزه را تا پيروزی ‌پيش ببرد.

 

م . ر ا د (01.11.2005)

 

 

اپورتونیستها درجنبش ملی

Rojhilat Kurdistan Absorwer
Editor - 2005-10-19

شهاب گول آلان


فراخوان اعتصاب عمومی حزب كمونیست ایران ( كومه له ) چه سیاستی را پشت سر دارد، ما دیدیم كه آقای ابراهیم علیزاده لیدر حزب كمونیست ایران یكی از دلايل عمده خود را در مبارزه بر ضد ماركسیستها، این برهان را ثابت میكرد كه شناسائی حق تعیین سرنوشت ملت ستمدیده كُرد مساویست با پشتیبانی از بورژوازی لیبرال ملت ستمكش خودی. رجوع شود به تبریك آقای ابراهیم علیزاده به آقای جلال طالبانی رئیس جمهور موقت عراق!(1)


آقای علیزاده گناه گرایش ناسیونالیسم خود را در پوشش سوسیالیست بگردن دیگران میاندازد زیرا از ترس ناسیونالیسم ملت ستمكش عملا ( شاید در حرف) بنفع امپریالیزم و ارتجاع وابسته به آن در منطقه عمل مینماید، در شرایطی كه حركت انقلابی مردم آگاه كردستان بر علیه رژیم جنایتكار جمهوری اسلامی از نقطه ای در كردستان شروع و با سیر صعودی و قدرت مردمی سازمان یافته خود، دور از هرجریان سیاسی تقریباً سراسر كردستان را فرا میگرفت و قدرت جمهوری اسلامی را در كردستان به وحشت انداخته بود، اعلام اعتصاب عمومی ازطرف حزب كمونیست ایران چه سیاست و مفهومی رادربرداشت این حزب بدون پیشروان كارگر و بجا مانده از سهند وقتی كه قدرت و سازماندهی مردمی را می بیند، وحشت زده به تكا پو میافتد و برای فراراز  بحران و سر درگمی داخلی خود، فراخوان اعتصاد عمومی را اعلام میكند كه مردم سا زمان یافته گام به گام دقیق و درست و بموقع اما با برنامه ریزی خود مد نظر داشتند كه آنرا كامل با چشم انداز قدرت مردمی، نه بطور ناقص به مرحله عمل درآورند.


ولی حزب كمونیست ایران با درك این موضوع تا شايد بتوانند از آب گل آلود ماهی بگيرد و از بن بستی كه دامنگیر آنهاست خود را رها نماید چاره رادر فراخوان اعتصاب عمومی در كردستان ديد آقای ابراهیم علی زاده طبق سنت هميشگی خود و حزبش، مبارزات بر حق مردم رنجدیده كردستان را فدای افكار خرده بورژوازی و لحظات شادی خود و حزبش مینماید و با هیاهو و غوغا در رسانه های خود و در اطاق پالتاك برای كسب برداشت سیاسی حزب خود در میان بی خبران از وقایع كردستان برای پشتبانی از فراخوان اعتصاب عمومی خود نه بر اساس  حركت انقلابی مردمی و قدرت مردمی كردستان، جار و جنجال بر پا میكنند و به مخالفین فراخوان حزب در پالتا ك اجازه بحث و سوال و افشاء این سیاست را نميدهند، اگر سوالی در این مورد مطرح میشود كاملا طفره میروند واز دادن به پاسخ مستقیم به پرسش های نامطبوع مرتب فرار میکنند.


عجبا از این مدعیان « آزادی بیان و قلم و دمكراسی » كه حتیٰ یكبار هم برای مثال نوشته های عقاید مخالف را در رسانه های خود درج نكرده اند حزب كمونیست كارگری دو، سه روز قبل از اعلام اعتصاب عمومی، تظاهرات و اعتراضات مردم بستوه آمده سنندج را بر علیه رژیم جنایتكار و خون آشام جمهوری اسلامی با اطلاعیه ای بوسیله كمیته كردستان خود تظاهرات جوانان را محكوم كرده و آنرا ناسیونالیستی قلمداد ميكند و بدین شیوه چراغ سبز را برای شوونیست های همرزم خود روشن مینماید. از طرف دیگر با اعلام فراخوان آقای علی زاده این حزب اولین جریانی است كه مهر پشتیبانی را بر فراخون فرصت طلبانه میكوبند، تا از غافله عقب نماند، بتصور اينكه مردم كردستان چند روز دیگر این رژیم جنایتكار را در كردستان بیرون خواهند كرد تا بلكه جا پائی برای خود دوباره باز كند و بتواند سیاست فرصت طلبانه و تفرقه اندازی را بار دیگر در كردستان انقلابی بمرحله عمل در آورد چون این حزب كاملا آگاه است كه دیگر جائی در كردستان انقلابی ندارند و نخواهد داشت. هر چند حركت انقلابی مردم در كردستان بر علیه رژیم جنایتكار كاملا بجاست و وظیفه هر جریان و انسان شرافتمند و انقلابیست با تمام وجود و عملا از آن پشتیبانی كند و نیروهای انقلابی باید با تمام توان دور از انحصار طلبی حزبی در خدمت مردم زحمتكش و ستمدیده باشند كاملا درست و بجاست ولی بدون اینكه دور نمائی و چشم اندازی برای این حركت مردمی داشته باشيم و بی آنكه در میان مردم باشيم و بدون دور اندیشی از حركت مردمی، رهبری خود را بمردم تحمیل كردن كا ملا خطاست زیرا حركت توده ای را كُند و به ركود خواهد كشا ند. چنانچه نتیجه این فراخوان برای

 با خبران از وقایع كردستان کاملاً نمایان گشت .

 

باید از آقای علیزاده چند سوال كرد

 1- بر اساس چه مبنیٰ و شناختی و دور اندشی اعتصاب عمومی را اعلام میكند


2- بر اساس چه زمینه سازی از طرف حزب ایشان این اعتصاب عمومی، روال صعودی و موفقیت آمیز را طی خواهد كرد و با چه چشم اندازی بعد از هر پیروزی، پیروزی دیگر را بدست خواهد آورد و چرا این حزب بازآگاهانه اشتباه های گذشته اش را تكرار میكند و از قدرت مردم سازمان یافته میكاهد تا با عوامفریبی، پشتبانی بیخبران از وقایع تلخ كردستان را بخود و حزبش سوق دهد،


3- با اعلام فراخوان اعتصاب عمومی حزب كمونیست  كدام اعضاء و كادرهای سالم عملاًهمگام وهمقدم همراه توده ها در این شیوه از مبارزات شركت خواهند جست تا حركت اعتراضی توده ها بیشتر و حاكمیت مرتجع را ضعیف تر نماید، آيا اعلام این اعتصاب عمومی بدون در نظر گرفتن و شناخت و چشم انداز به این حركت انقلابی مردم از شرایط كنونی موجود و ندانم كاری و خشك مغزی این چنین حزبی و رهبران آن، ادامه اشتباهات بینش گذشته و درجا زدن این جنبش انقلابی از بطن توده های آگاه و افشاء اپورتونیستهای را در جنبش ملی ثابت نخواهد كرد؟ كه بدون دور اندیشی و با دید محدود و سكتاریسم و خود محور بینی نتیجه قدرت مردمی بوسیله فراخوان بیموقع و سكتاریسم این حزب بر همه آشكار و نمایان نكرد وآيااين اقدام حركت انقلابی مردمی را دستخوش شادی و هیاهوی بدون دست آوردهای آینده و پیروزی بیشتر نكرد؟


و اما بهترین شیوه رسیدگی بكار این قدرت ابتكار مردم صحت و سقم دلايل فوق الذكر و نظایر آن بررسی نظرهای گوناگون جامعه نسبت به این مسئله است .
برای یك نفر سوسیالیسم این تحقيق حتمی است، باید واقعیت عینی را مأخذ قرار داد و باید مناسبات متقابل طبقات در مورد این نكات را در نظر گرفت ما سوسیالیستهای انقلابی کردستان در عین حال که گذشته را تایید میکنیم بخصوص كه تجربه گذشته را داريم بر اساس اين تجربه است كه باری‌پيشبرد كار مبارزاتی‌بيشتر مكث كرديم و بهمين دليل ما اعلام اعتصاب عمومی‌نداديم چون ميدانستيم كه هنوز اوضاع آمده برای آن نيست اگر  تشخیص میدادیم که اعتصاب عمومی باید اعلام شود زمینه آنرا قبل از اعلام اعتصاب نه فقط در کردستان بلکه در سایر نقاط آماده میکردیم و بعد از آن وظايف  جدید را علنی  میکردیم و توجه عموم را به آن جلب ميكرديم و شعارهای جدید میدادیم وبه تمام انقلابیون واقعی سرنگون طلب پیشنهاد میکرديم که بیدرنگ برای اجرای آن با همدیگر برای تقویت بیشترحرکت مردمی و تقویت روحیه انقلابی آنها و تضعیف و نابودی حکومت دست بکارشوند در صورتی كه  شرایط عینی جامعه و شرایط درونی رژیم نشان ميداد  که رژیم رفتنی است وديگر توان سرکوب حرکت سازمان داده شده را نخواهد داشت آ قای علیزاده و شركا این مطالب را درك نكرده و بدینطریق درست در همان ورطهء متافیزیكی، تجرید، نكات عمومی، كلی بافی و غیره میافتند كه بیهوده سعی دارند مخالفین خود را بدان متهم نمایند و با درک وتشخیص نا درست به عمر رژیم میافزایند.

 
مخالفین آقای علیزاده همچنین از احزاب و گروه های دسته راستی كردستان و گروهای وابسته به آنها که در انتظارهستند آمریکا آنها را به نوائی برساند با فراخوان اعتصاب عمومی مخالفت ورزیده و طبق معمول برای اینكه از غافله عقب نمانند در خارج از كشور مشتركاً كمیته ای برای اعتراض و تظاهرات به اعمال جنایتكارانه رژیم در كردستان تشكیل داده و تظاهراتی را بخصوص در كشورهای اروپائی انجام دادند تا جو سیاسی مبارزات مردم كردستان را همچون رقیب فراخوان بنفع خود هدایت كنند، نه اینكه عملا در میان توده ها باشند و دمی از حق تعیین سرنوشت این ملت محروم بزنند و یا قدرت مردمی را تقویت نمایند که اساسا مسئله شان نبود .

 
همانطور كه بر همه احزاب دست راستی نمایان و آشکار است سیاست آمریکا در منطقه صد در صد تابع منافع آمریکاست و هيچكس  حتا احزاب دست راستی هم در آن شک و ترديد ندارند سوال از احزاب دسته راستی اين است  که بايد بیشتر روی آن فکر کنند، اگر در آینده جمهوری اسلامی و دشمنان حاکم برکردستان بیشتر منافع آمریکا را تامین کردند، اهداف و سرنوشت آنها به کجا خواهد رسید ؟ به جراآت میتوان گفت که دو راه بیشتر وجود نخواهد داشت یا سیاست های جمهوری اسلامی به آنها تحمیل خواهد شد و یاب کمال میل پاسیفیزم را قبول خواهند کرد، خط وسطی وجود نخواهد داشت زیرا سیاست گلوبالیزاسیون جهانی در منطقه چنین جوی را بطور یقیین حاكم خواهد کرد و این شامل احزاب چپ در منطقه هم  خواهد شد .

 
اگر چنین احزابی از راست و چپ بقدرت مردمی معتقد بودند و عملا در بین توده هاو در كنار آنها بودندو مستقیماً قدرت مردمی را تقویت ميكردند موضوع ديگری بود، همانطور همه ميدانند اكثر این احزاب بدون اینكه از آمار دقیق جمعیت کردستان خبر داشته باشند مدعی هستند كه بیشتر مردم كردستان را همراه خود دارند، واقعیت اینست كه تمام احزاب از راست و چپ بیشترعليرغم ادعاهای خود مردم كردستان را پشت سر ندارند یكی از دلائل مهم آن خود محور بینی این احزاب است كه بر همگان برآن واقف هستند  بهمين دليل است كه هر روز بخاطر  سيستم  بوروکراسی خود انسانهای بحق انقلابی را منزوی و توده ها را از جنبش انقلابی دور میکنند و با چنین شیوه ای خود نيز رو به زوال می روند كه صد البته آرزوی و خواست دیرینه حاکمان جلاد برکردستان است كه مخالف تقویت نیروهای انقلابی جنبش ما است .

 
 شرایط عینی و تاریخ بما می آموزدو اين دورنما را بما ميدهد كه  رژیم نا توان و رفتنی است، با توجه به آن باید تمام احزاب اوضاع راكاملاً درك كنند و نبايد اجازه دهند كه دشمنان اصلی و دشمنان دوست نمای كردستان آنها را در تگنا قرار دهند احزاب سرنگون طلب در کردستان خواهان كمیته هماهنگی مشترك و همچنین مخفی و فعال مسلح خود برای دفاع از اعتراضات و تظاهرات مردم بپا خواسته و برای تقویت روحی بیشتر آنها و تضعیف حكومت در كنار مبارزات مردمی هستند و كمیته های غیر مسلح سازمان یافته در كنار مردم زحمتكشی كه صدای حق طلبانه و اعتراضات و تظاهرات آنها پایه های اساسی رژیم را به لرزه در آورده بود سازمان داده تا اینكه رژیم بلافاصله در برابر خواسته های مردم تسلیم شود و نیروهای خود را در كردستان كه به یك حكومت نظامی اعلام نشده مبدل شده است، ترك کند . باید زمینه اعتراضات مردم كردستان را در شهرهای دیگر ایران كاملا فراهم كرد تا هر اعتراضی بلافاصله بگوش دیگران هم برسد كه قطعاً مورد پشتیبانی قرار خواهد گرفت چون جو شرایط عینی جامعه ایران چنین ایجاد خواهد كرد در اینصورت رژیم از ترس و وحشت از توده های خارج از کردستان مجبور خواهد شد نیروهای سركوبگر خود را از کردستان خارج کند و تجمع نیروهای خود را در كردستان بطرف نقاط دیگر منتقل نمایند.

 
تنها شورای هماهنگی سازمان یافته در این شرایط میتواند اتوریته معنوی و قدرت مردمی را بدست آورد كه دوش بدوش مردم و همراه آنها برای پیشبرد مبارزات هر چه بیشتر و تقویت جنبش بسوی دست آوردهای بیشتری و كُرنش جمهوری اسلامی در برابر خواسته های مردم همراهی كند در چنین شرایطی اعتراضات همگانی شده و قدرت مردمی بیشتری بمیدان مبارزه خواهند آمداگر در چنين شرايطی مدعیان رهبری مردم زجر كشیده و بر پا خاسته بدون اینكه عملا همراه مبارزات مردمی باشند و خارج از گود  مبارزات عملی مردم بسر برند و در انتظار باشند كه مردم با دست خالی و بدون هیچ پشتیبانی عملی و پشت جبهه ای نیروهای اشغالگر را از كردستان بیرون كنند و بعد این احزاب رهبری خود را بمردم ستمدیده تحمیل نمایند نبايد انتظار داشته باشند مردم قدرت را به آنها خواهند سپرد .

 
اخيرا سیزده نفر از مبارزین جنبش كردستان از رهبران كومه له حزب كومونیست ایران و كومه له سازمان زحمتكشان با نامه ای خواستار ائتلاف این دو حزب در شرایط كنونی كردستان شدند باید از این رفقا برای مسائل عاطفی كه نسبت به كومه له قدیم دارند قدر دانی كرد و باید به این رفقا بگویم : رفقای عزیز چنانچه خود آگاه هستید مدت چند سالی است این دو تشكیلات بر سر نام كومه له جنگ و جدال ساز كرده اند و دیگر این دو تشكیلات نمیخواهند و در توان ندارند آن كومه له قدیمی زمان شهید فواد باشند زیرا شهید فواد رهبر عملی بود و عملا در میان زحمتكشان و همراه آنها مسائل جنبش را بپیش سوق میداد و با دیدی وسیع دور از منافع شخصی و سازمانی به مسائل و مشكلات جنبش بیشتر مینگریست ....و اما این دو تشكیلات حقیقتاً فاقد چنین رهبری واتوریته هستند رهبران این دو تشكیلات چنانچه در مصاحبه های رادیو و غیره بیشتر آشکار است بیشتر به موقعیت خود و منافع تشكیلات خود مینگرند تا منافع مردم زجر و ستم كشیده كردستان این یك واقعیت عینی است كه آنها غرق در سكتاریسم و خود محور بینی تشكیلات خود را بیشتر مطرح مینمایند و دوراز مشکلات مردم زندگی میکنند .


برای مثال در راهپیمائی تاریخی یک هفتگی مردم سنندج به مریوان و در اردوگاه آوارگان شهید فواد با احساس مسئولیت و دوراندیشی خود در مقابل کل جنبش سخنرانیش راچنین آغاز نمود و فرمودند اگر ما سوسیالیست باشیم باید حقانیت خود را به كل جنبش ثابت كنیم و چون حزب دمكرات متعلق به این جنبش است اگر ما نتوانستیم آنها را بخود جلب كنیم باید، باید و باید آنرا برای یكی از ستونهای پایه ای كردستان نگهداریم، در واقع این جملات و كلام تاریخی ایشان به چه معنا بود .. ایشان با شناخت و دورنما به مسائل جنبش و ماهیت سازشكاری حزب دمكرات كاملا پی برده از طرفی مانع توطئه جمهوری اسلامی گشته و از طرف دیگر جنبش انقلابی كردستان را تقویت كرده و از چراغ سبز دادن حزب دمكرات به رژیم جلوگیری كرده است و مسائل دیپلماتیك و مذاكره با رژیم را بر اساس منافع توده های محروم كردستان در همان وقت بطور آشكار و شفاف با اشراقی و چمران نمایندگان رژیم فرستاده شده بكردستان مذاكره میكرد و مصمم و با ایمان و قاطع از حقوق زحمتكشان كردستان بدون هیچ تزلزلی دفاع مینمود و صد در صد خواهان حق و حقوق آن مادر آواره و زحمتكشی بود كه با دستی برگهای درختان بلوط را برمیداشت و با صدای بلند رو به آنها میگفت با این برگهای بلوط زندگی خواهم كرد ولی حاكمیت ارتجاع را در كردستان نخواهم پذیرفت .

 
رفقا عزیز نامه شما : برای ما سوسیالیستهای انقلابی كردستان واقعا بسیار انتقاد آمیز است : واقعیت اینست كه جنبش انقلابی كردستان از بهم پیوستن دو یا سه و حتا چهار تشكیلات كنونی كومه له كه به عناوین مختلف از آن جدا شده و حتا احزاب دیگر مر بوط نشده و نخواهد شد، شما عزیزان مسائل عاطفی را بر كل جنبش ترجیح داده و جنبش انقلابی كردستان و حق تعیین سر نوشت خلق كُرد را در پیوستن دو كومه له بدون هیچ پسوند و پیشوند مربوط كرده بدون اینكه نقدی از رهبران با بینش غرق در سكتاریسم و خود محور بینی كه عملا همچون گذشته در میان مردم نیستند و حال دور از مشكلات مردم بسر میبرند و اشتباهات گذشته را بدون نقد اساسی از آن پیش میبرند و جنبش و اعتراضات مردم زحمتكش و توده های در حال انفجار را با سكتاریسم خود و دور از هر چشم اندازی در آینده روشن، حركت مردمی را به در جا زدن همچون تشكیلات خود مبدل میكنند، این دو كومه له هیچ گاه حاضر نشدند كه هسته های مسلح برای دفاع از مردم و برای دستگیر كردن عوامل اصلی جنایات اخیر در كردستان زبان بگشایند و پیشنهاد دیگران را در این مورد قبول كنند، اگر این دو گومه له حتا بدون هیچ پسوندی و پیشوندی در این موقع یكی شوند و فاقد و ناتوان هر گونه چشم اندازی برای حركت انقلابی بعدی مردم و پیروزی بعد از پیروزی آن كه منجر خواهد شد كه حكومت جنایتكار از ضعف و زبونی خواسته های مردم را قبول كند و بار دیگر هیچ جایگاهی در كردستان نداشته باشد .


رفقا چنانچه خود بهتر میدانید در كردستان بندرت خانواده ای پیدا میشود از دست این رژیم جانی و پلید بعناوین مختلف ضربه سنگینی متحمل نشده باشد از كوچ اجباری و تبعید، محرومیت اجتماعی و آوارگی و در بدری، زندانی و شكنجه و اعدام، تجاوز و اعتیاد، شیهید و معلول و غیره و غیره و .... با یكی بودن دو كومه له در كردستان بدون دور اندیشی و مسائل دیپلوماتیك صحیح كه منافع توده های زحمتكش و محروم مبنای آن قرار گیرد و نقد كامل اشتباه های گذشته خود هیچ منفعتی بحال مردم كردستان نخواهد داشت و یكی شدن آنها بدون در نظر گرفتن نكات فوق در بهترین حالت خود تكرار اشتباه های گذشته خواهد بود و در ثانی جنبش كردستان فقط متعلق به كومه له ها و احزاب دیگر نبوده و نیست و نخواهد بود چنانچه قبل از اینکه اینها اعلام موجودیت کنند مردم کردستان با دستهای خالی پادگانها و ستونها را خلع سلاح میکردنند و مشكلات توده های محروم با یكی بودن یا نبودن آنها حل نخواهد گشت ثالثا ندانم كاری و خود محور بینی رهبران این احزاب بدون چشم اندازی درست تا بحال جنبش انقلابی كردستان را به پیش سوق نداده و حتا به ركود كشانده اند و چنانچه حركت اخیر و انقلابی و سازمان یافته و مستقل مردم كردستان نشان داد كه توده بر اثر اعمال فشار بیشتر از طرف رژیم، پیشتاز تر، آبدیده تر و سازمان یافته تر و دور اندیش تر از احزاب موجود در كردستان هستند وخود میتوانند تاًثیرات به سزائی و مثبتی در حق تعیین سرنوشت خویش داشته باشند .لازم و ضروری میدانم نكاتی چند را به احزاب و سازمان و اتحادیه و گروها و زنان نویسندگان و شاعران و روشنفكران و نمایندگان مردم پیشنهاد كنم . توده ها بطور عام خواهان نابودی جمهوری اسلامی هستند این یك واقعیت انكار نا پذیر است و رژیم خود را تماماٌ به مردم تحمیل كرده است و رژیم در بحران عمیق اقتصادی و در منزوی سیاسی قرار گرفته و سركوب و خفقان از شدت ضعف رژیم كمرنگ و تضادهای هیئت حاكمه روز بروز شدیدتر بطوریكه اسناد محرمانه جنایات همدیگر را یكی پس از دیگری افشا میكنند .

 
سوال برای همگان اینجاست پس چرا رژیم ماندگار است؟  میتوان به این سوال پاسخ واضح و مشخص داد، جمهوری اسلامی با تمام جناحهایش و با تضاد های درونیش كلاً در یك اصل مشترك بوده و خواهند بود آنهم حفاظت و پاسداری از مالکیت خصوصی و سركوب تمام آزادیخاهان ولی متاًسفانه احزاب و سازمان و اتحادیه و گروه و افراد آزادیخواه ما كه چندین برابر رژیم هستند تا بحال در توان نداشته اند چنین تاكتیك جمهوری اسلامی را خنثی كنند،

 
شرایط تاریخی و كنونی كردستان به تمام ما حكم میكند كه هر چه زودتر و صریح تر زمینه تشكیل یك شورای هماهنگی سازمان یافته از سرنگونی طلبان را فراهم آورده و حول شعارهای عمومی و مشخص بر اساس منافع تو ده های محروم كه خواست همگان است در مدت زمان كوتاه برای بیرون راندن نیروهای اشغالگر و سر كوبگر در كردستان و تشكیل فضای مجدد دمكراتیك پیگیر ایجاد نمود و تنها با تشكیل این شورای هماهنگی است كه تاكتیكهای سركوبگرانه رژیم را در كردستان میتوان خنثیٰ كرد و بر رژیم پیروز شد و محیط كاملاً دمكراتیك و آزاد را بار دیگر به ارمغان آورد در غیر اینصورت خود عاملی خواهیم شد که حکومت به بقای پلیدش افزوده و بار دیگر به رژیم فرصت خواهیم داد که خود را مستحکم کند و مجدداً حالت تدافعی را به پرخاش و حمله به آزادیها و بخصوص حمله به زنان را با شدت بیشتر از گذشته به اجرای عمل در آورد.                                                 پايان مقاله

 

 

جهت اطلاعات بيشتر لطفا به سايت های زير مراجعه كنيد با تشكر فراوان  م . ر اد

www.rojhellat.org  و يا Rojhilat - The Kurdish Observer

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.