شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چند کلام با کاربران ديدگاه - 1

علی ناظر

*ديدگاه هميشه مي خواهد پلاتفورمي ارائه دهد که رشد و آگاهي را نه به گونه اي صوري و کليشه اي، بلکه ريشه اي و مترقي و بالارونده امکان پذير کند. به همين خاطر، از اوائل ماه مرداد ستون «نظر کاربران» پايه ريزي شد. هدف، ايجاد تنظيم رابطه بين نگارنده يک متن (و يا محتواي يک خبر) و کاربر بود. به اين گونه که در پايان دريافت کليه نظرها، نگارنده بتواند در جمع بندي کار خود و ارتقاي نوشتار بعدي، کاري کيفي تر ارائه دهد. *ديدگاه بر اين باور است که بايد به هر پديده جديدي، مخصوصا وقتي به تمرين دموکراسي مرتبط ميشود، زمان داد تا جايگاه خود را پيدا کند، و اگر در راستاي «دليل وجودي» اش در حرکت نيست حذف شود. در اين مورد بخصوص (ستون نظر کاربران) زمان آن رسيده که به چند نکته پايه اي اشاره کنم: * نظر ارائه شده بايد در ارتباط مستقيم با تيتر و محتواي مطلب باشد * ستون نظر کاربران «چت روم» نيست، به همين خاطر «نظر» نه در پاسخ نظر دهنده (هاي) پيشين، بلکه در ارتباط با محتواي متن باشد. * به دلايلي که در بالا ذکر شد، اين دو «پيش فرض»، تاکنون، در مواردي رعايت نشده اند. * اگر کاربري مايل به دريافت نظر کاربر ديگري پيرامون نظر ارائه شده اش است، مي تواند اي ميل خود را همراه با نظرش قيد کند، تا ديگران بتوانند با وي مستقيما وارد گفتگو شود. (آنچه که بيش از همه مورد توجه من قرار گرفته است، استفاده از جملاتي است، که شايد در فرهنگ سياسي رايج باشد، اما در فرهنگ روزمره و عام رايج نيست و آن بي احترامي است، بطور مثال «تو بي سوادي»، «تو را چه به اين حرفها» (اين دومورد فقط براي مثال قيد شده است، ولي مطمئن هستم که کاربران خود به منظور من پي برده اند). واقعا اگر نمي توانيم بحثي مستدل، علمي، ريشه اي و مربوط به محتواي يک متن بکنيم، دليل و فشاري براي ابراز عقيده نيست. ناگفته روشن است که ديدگاه از اين پس چنين نظرهايي را درج نمي کند.) *در اين يکماه، نزديک به 630 نظر ثبت شده است، اما تعدادي در همين حدود هم حذف شده است. و هرچه از روز هاي اول دورتر مي شويم تعداد حذف اين گونه نظرها افزايش مي يابد. بي شک موافق هستيد که به اندازه کافي فضا و زمان براي جا افتادن اين امکان (ستون نظرکاربران) و تمرين دموکراسي داده شده است. * برخي از کاربران، از نقطه نظر دلسوزي، گاه و بي گاه نوشته اند که هراس دارند ديدگاه جولانگاه رژيم شود. من از اين کاربران بخاطر دلسوزي براي ديدگاه تشکر مي کنم، اما لازم است که تاکيد کنم که اين مهم را بسپاريد به خود من، اگر در اين 6.5 سال ضد تماميت رژيم مانده است، مطمئن باشيد که از اين پس هم به همان روال پيش خواهد رفت. *برخي ديگر از کاربران، با اسم مستعار و يا فقط با يک اسم اول، از جايگاه دفاع از نهاد هاي سياسي، نه تنها کمکي به اهداف عالي آن نهادها نمي کنند، بلکه پيام هاي آنها و مخصوصا نحوه ي نگارش آنها به ضد هدف تبديل مي شوند. خواهش مي کنم اجازه دهيد سازمانها خودشان نظرات خودشان در باره اهداف، خط مشي ها و کارکردهايشان را توضيح دهند. خواهش مي کنم به اين نتيجه برسيد که هيچ نگارنده اي سخنگوي هيچ سازماني نيست. سازمانها خطوط سياسي – اعتقادي خودشان را در ارگان هاي شان ارائه مي دهند، که ديدگاه گاه گداري آنها را درج مي کند. اميد است که روشن توضيح داده باشم. *اگر مطلبي در ديدگاه درج مي شود که عناصر معلوم الحالي را تبليغ مي کند، نه به خاطر دفاع از نگارنده و يا آن فرد است، بلکه جهت آشنايي با ديدگاه هاي ارتجاعي است. حتما با من موافقيد که بايد بخوانيم تا بيشتر آگاه شويم. * با اجازه مي خواهم به همه ي کاربران ديدگاه ( که فراموشي دارند) يادآوري کنم که رژيم هنوز هست، هنوز مي کُشد، و هنوز فقر و اعتياد و تن فروشي بيداد مي کند. خواهش مي کنم اگر انرژي اي هست همه آن را براي افشاي رژيم کاناليزه کنيد. فکر کنم پروژه هاي مختلفي وجود دارند که مي توان به آنها پرداخت، بطور مثال نقض حقوق بشر رژيم، برنامه هسته اي، و يا سفر احمدي نژاد به نيويورک. خلاصه اينکه اگر کاربري مي خواهد از اين پلاتفورم (ديدگاه) استفاده کند، بهتر است که در راستاي افشاي رژيم باشد. * يک مورد (در حد معقول) مستثني از قوانين بالا است و آن انتقاد به ديدگاه و مسوولين آن است. با تشکر از توجه شما علي ناظر 8 شهريور 1384 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 Oct 2005]  [ارسال‌کننده: Alireza Tabrizi]  [ tabrizialireza@hotmail.com ]  
فراموش نکينم که ما حال تمرين دمکراسی هستيم !!! به اعقايد يکديگر احترام بگذاريم .   

[تاریخ ارسال: 17 Oct 2005]  [ارسال‌کننده: مهرزاد خاتوك]  [  ]  
چون اقاى ناظر اعلام كرده اند در رابطه با مقاله بنويسيد و به جواب دادن به يكديگر نپردازيد من در رابطه با آقاى تبريزى در اينجاو اين ستون نظر خودم را مى نويسم و فقط مى خواهم بگويم با ادبيات شما و نحوه قضاوت شما جدا متاسفم انگار شما از فرط حقانيت اساسا متوجه نيستيد كه چگونه با ديگران رابطه برقرار مى كنيد و نقش مرشد و راهنما و رهبر ديگران را در كمال تواضع انقلابى به عهده مى گيريد.   

[تاریخ ارسال: 15 Oct 2005]  [ارسال‌کننده: همنشین بهار]  [ hamneshine_bahar@yahoo.com ]  

همي آيد زكف و َدف يك آواز .اگر دو هست از همشان جدا كن [مولوی] ، در مورد شعر اسماعیل وفا یغمائی :«اگر پرچم آزادی...» ، و اینکه ، گویا از نظرادبی بسیار ضعیف است و غلط های دستوری دارد !» ************** ۱- « اشعارى وجود دارند كه درون زمان مى تازند.» ، به قول فروغ فرخزاد :« ‌بعضی شعرها مثل درهای بازی هستند که نه اين طرف شان چيزی هست، نه آن طرف شان. بعضی شعرها هم مثل درهای بسته‌ای هستند که وقتی بازشان می‌کنی، می‌بينی ارزش بازکردن نداشته‌اند. اما بعضی شعرها يک جاده هستند، آدم هی می‌رود و برمی‌گردد و باز هم چيز تازه می‌بيند.» ۲- زمانی که نیمایوشیج ظاهراً به جاده خاکی زد و راه معمول پیشینیان را نرفت ـ خیلی ها او را دست انداختند ، « نیما» ئی که به راستی شاعر بود ، و « وقتی گذشته را مرور می کرد و خاطره ‌هايش را به ياد می آورد ،...دوباره شاعر می شد.» ( نقل و برداشت از [ترانه برهنگي Nudité] خط : Quand je pense à mon passé, ai,ai,ai ... Je deviens meilleur.[از شهیار قنبری] ۳ - زمانی که شاملو ، «وزن و قافیه» یا «موسيقى بيرونى و ميانى شعر» را به كنارى نهاد و خود را روى پيوند سنجيده و هماهنگ واژه ها [موسيقى درونى آن] متمركز ساخت و وزن و قافيه را گاه تنها به عنوان ابزارى كه به ساخت موسيقى درونى يارى مى رساند، به كار گرفت ـ مُلا نقطی ها « واگرامرا» ! در آوردند و پشت سرش صفحه گذاشتند ! ۴- درباره بالزاك که به قول مارکس: «عظمت هنرش درك عميق شرايط واقعى است. » ــ نوشته اند كه : « انشاء او گاهي چندان روشن نيست ، مطالب به آساني و رواني ادا نشده و در اغلب موارد در نوشته هايش مثل « بابا گوریو» ،اشتباهاتي [مخصوصا در بكار بردن صفات] روي داده است . بااين همه هيچ كس ترديد ندارد كه بالزاك يكي از بهترين داستان نويسان جهان است و پژوهندگان ادبي به جاي پيدا كردن چند غلط دستوري در آثار او ، مي كوشند نوشته هايش را بر بنياد نقد ادبي بسنحند و اوج هاي هنرش را نشان دهند . ۵- در باره « سولوموس» که با سروده هاى ميهنى و رزمى اش شاعر ملى يونانيان لقب گرفته و يكى از اشعارش [چكامه آزادى]، سرود ملى مردم اين كشور است ـ گفته اند كه زبان يونانى را خوب نمى دانسته و نوشته هايش اغلب داراى اشتباهات املايى و صرف و نحوى است ! با این حال نه تنها مردم عادی یونان ، فرهنگ ورزان نیز از او به نیکی یاد می کنند . چرا ؟ چون به جای کسانی حرف می‌زد که خود نمی‌توانستند سخن بگويند. ۶ - کسانی هستند که به لغزش هاي دستوري در نوشته هاي صادق هدايت اشاره می کنند و می گویند برخي داستان های او از نظر فني اشكال دارد ، در نوشته هايش واژه هاي فرنگي به كار رفته، و... ، ولي هيچ يك از اينها ، مانع از آن نيست كه ما وي را خلاق ترين نويسنده ايران بدانيم . هیچکس نمی تواند انکار کند که هدايت در نقل گفته هاي آدم ها ، مهارتي كم نظير دارد ، هنگامي كه آن ها حرف مي زنند ، چنان طبيعي است كه گوئي در برابر ما قرار دارند. هدايت ، نیز همانند بالزاك و داستايفسكي ...، بيشتر به درونمايه آثارش توجه داشته تا به انشاء و گرامر آنها . ۷ - به قول مولوی که خودش نیز در بند قافیه و دستور زبان معمول نبوده: رَستم از اين بيت و غزل، اي شه و سلطان ازل ــ مُفتعلن مُفتعلَن، مفتعلَن كشت مرا +++ قافيه و مغلطه را گو همه سيلاب ببر ــ پوست بود، پوست بود، در خور مغز شعرا . به امید برافراشته شدن پرجم آزادی . همنشین بهار
  

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: شیرین]  [ shirinevafa@yahoo.gr ]  
سلام آقای ناظر، من ایمیلم را برایتان می فرستم تا اگر نظر مرا نمی خواهید درج کنید آنرا برایم بنویسید. من به سراغ موازین درج نظرها رفتم شاید شما نظرتان به این باشد که گفته اید که کاربران به هم جواب ندهند. ولی جواب من در واقع به کاربران نبود. پاسخ به یک نوع اندیشه بود که در فرهنگ بعضی از کاربران دیده میشود. اینکه بدون اینکه خود را ملزم بدانند مسئله ای را باز کنند تا یک نوشته ای چاپ میشود اینها نیز بلافاصله سری به صحرای کربلا زده و اشکالات مجاهدین را یادآوری میشوند. ولی خود را ملزم نمی دانند که این اشکالات را تعریف کرده و با فاکت و نمونه ی مشخص توضیح دهند. این یک نوع فرهنگ غلط در فضای سیاسی و روشنفکرانه ی مد روز است. من مخالف طرح اشکال نیستم ولی طرح درست آن و نه نق زدن غیر روشنفکرانه - نمی خواهم بگویم روشنفکرانه برای اینکه برایم روشنفکر معنی مشخص خودش را دارد و به هر کسی نمی توانم روشنفکر بگویم. اتفاقا روشنفکر کسی است که برداشتی درست از بحث و گفتگو دارد. من این دوستان را بدون اینکه از حیطه ی ادب خارج بشوم دعوت به باز کردن بحث شان حول مسائل طرح شده کرده ام. بدون اینکه وارد بحث و گفتگوی دو طرفه شوم. حال خود دانید اگر میخواهید نظر را چاپ کنید یا نه. مسئول سایت شما هستید و بنظرم در وحله ی اول شما باید به عنوان یک روشنفکر مسئول کاربران را در جهت درست پیش بردن یک بحث یاری کنید و تذکرات لازم را بدهید. سایت خوبی دارید موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 13 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ سايت ديدگاه ]  
سلام

خواهش مي کنم اي ميل خود را قيد کنيد، تا بتوانم با شما تماس داشته و دليل ثبت نشدن برخي از نظرهاي دريافتي را ارائه دهم، تا شايد پس از ويرايش آن را دوباره ارسال کنيد.

خواهش مي کنم به موازين ياد شده در يادداشت «کلامي با کاربران» توجه بفرماييد.

با تشکر از توجه شما.
  

[تاریخ ارسال: 08 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: هدايت الله نرگال ايلامى]  [ nargal32@yahoo.fr ]  
من با نظرات رفقا در مورد اين كه افراد مجبور باشند حتما اسم واقعى و ايميل خود را براى نظر دادن بنويسند موافق نيستم. البته من خودم اسم و ايميل خودم را مى نويسم ولى دوستان توجه داشته باشند كه افراد در ارتباط با ديدگاه على العموم افرادى مبارز و مخالف با رژيم جمهورى اسلامى هستند و نوشتن اسم و ايميل مشكلات زيادى برايشان ايجاد ممكن است بكند.آيا امكان اين به طور تكنىكى وجود ندارد كه مسئول اين بخش بداند نظرات از كجا مى آيد و اگر تكرارى است به درج آن با توضيحى محترمانه اقدام نكند. در هر حال من فكر مى كنم اين مسئوليت را بايد به عهده مسئول اين قسمت گذاشت و خوانندگان را از زواياى مختلف در نظر داشت   

[تاریخ ارسال: 07 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: سیامک شهابی]  [  ]  
آقای ناظر من نیز با نظر خانم جلالی موافق هستم. و فکر میکنم که از جنبه ی اخلاقی نمی شود با این مسئله برخورد کرد وگرنه اگر رعایت را به خود کاربران بپارسیم شما نیز هیج نظری را نباید حذف کنید. هر کاری قراردادها و قوانین خودش را داراست. در این رابطه نیز اگر قوانین مشخصی گذاشته نشود سوءاستفاده افراد غیر مسئول طبیعی خواهد بود. پس بجای اینکه کار را به وجدان جمعی بسپاریم با قوانین و شیوه های مشخص کادر کارها را مشخص کنیم و جلوی سوءاستفاده ها را در جهت کیفی تر کردن کار بگیریم. بواقع که گاهی تکرار و شبیه بودن بعضی نظرها که معلوم است با یک قلم نوشته می شود ستون نظرها را خسته کننده می کند. اگر با وجدان عمومی میتوانستیم مسائل را حل کنیم که اصلا نیاز به مبارزه و سایت و غیره نداشتیم موفق و پیروز باشید   

[تاریخ ارسال: 06 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ سايت ديدگاه ]  
کاربر محترم و دلسوز خانم «اشرف جلالي»

اگر من صدتا قانون هم بگذارم، و کاربري بخواهد از اين امکان (نظر کاربران) براي پيشبرد هدفش سوءاستفاده کند، باز هم مي تواند.

ما، همه ي ما بايد فرهنگ مان را بالا ببريم. و اولين گام احترام به حقوق ديگران است.

وقتي که کاربري با دو اسم مستعار و دو ايميل مختلف، به هر دليلي، از اين امکان استفاده مي کند، غير مستقيم دو کار انجام داده است. اول - مخاطب خود را نادان فرض کرده است (که اگر مخاطبي نادان است، چه سود گفتگو با او) دوم اينکه خود را برتر از بقيه کاربران مي داند.

در هر صورت، ديدگاه نمي تواند با اين قبيل افراد کاري بکند.
  

[تاریخ ارسال: 06 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: اشرف جلالی]  [ ashrafjalali@yahoo.co.uk ]  
آقای ناظر با سلام، پیشنهادی در رابطه با بالا بردن کیفیت ستون نظرها دارم. اگر نوشتن نظرها را منوط به نوشتن ایمیل کنید. این ستون به لحاظ کمیت تعداد کمتری نظر خواهد داشت ولی به لحاظ کیفیت خیلی بیشتر قابل مراجعه خواهد بود. در حال حاضر شاهد تکراری بودن و همشکل بودن بعضی نظرها هستیم. من خودم کسانی را میشناسم که با چند نام مختلف در مورد یک موضوع نظر میدهند برای اینکه جو مثلا بحث درباره ی یک مقاله را بالا ببرند. برای همین اگر این نظرها مشروط به ایمیل باشد امکان دارد که هر نفر ایمیلی هم برای خودش برای این تکرر نظر درست کند ولی بار این شیوه ی کار پائین می آید و هر کس حتی اگر با نام مستعار می آید مجبور میشود با همان نام نظرهای دیگرش را نیز بنویسد و سیر نظری افراد در این میان مشخص میشود. از طرفی هر کس مسئولیت حرفهایش را به این ترتیب خودش تقبل میکند. در حالیکه با شیوه ی فعلی حرفهایی در هوا با نامهای مستعار کوتاه زده می شود. و بحث های تکراری فضای نظرها را از دینامیزم خالی میکند. با تشکر اشرف جلالی   

[تاریخ ارسال: 30 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: علي ناظر]  [ didgah100@yahoo.co.uk ]  
چند کلام با کاربران ديدگاه - 1
علی ناظر
*ديدگاه هميشه مي خواهد پلاتفورمي ارائه دهد که رشد و آگاهي را نه به گونه اي صوري و کليشه اي، بلکه ريشه اي و مترقي و بالارونده امکان پذير کند.
به همين خاطر، از اوائل ماه مرداد ستون «نظر کاربران» پايه ريزي شد. هدف، ايجاد تنظيم رابطه بين نگارنده يک متن (و يا محتواي يک خبر) و کاربر بود. به اين گونه که در پايان دريافت کليه نظرها، نگارنده بتواند در جمع بندي کار خود و ارتقاي نوشتار بعدي، کاري کيفي تر ارائه دهد.
*ديدگاه بر اين باور است که بايد به هر پديده جديدي، مخصوصا وقتي به تمرين دموکراسي مرتبط ميشود، زمان داد تا جايگاه خود را پيدا کند، و اگر در راستاي «دليل وجودي» اش در حرکت نيست حذف شود. در اين مورد بخصوص (ستون نظر کاربران) زمان آن رسيده که به چند نکته پايه اي اشاره کنم:
* نظر ارائه شده بايد در ارتباط مستقيم با تيتر و محتواي مطلب باشد
* ستون نظر کاربران «چت روم» نيست، به همين خاطر «نظر» نه در پاسخ نظر دهنده (هاي) پيشين، بلکه در ارتباط با محتواي متن باشد.
* به دلايلي که در بالا ذکر شد، اين دو «پيش فرض»، تاکنون، در مواردي رعايت نشده اند.
* اگر کاربري مايل به دريافت نظر کاربر ديگري پيرامون نظر ارائه شده اش است، مي تواند اي ميل خود را همراه با نظرش قيد کند، تا ديگران بتوانند با وي مستقيما وارد گفتگو شود.
(آنچه که بيش از همه مورد توجه من قرار گرفته است، استفاده از جملاتي است، که شايد در فرهنگ سياسي رايج باشد، اما در فرهنگ روزمره و عام رايج نيست و آن بي احترامي است، بطور مثال «تو بي سوادي»، «تو را چه به اين حرفها» (اين دومورد فقط براي مثال قيد شده است، ولي مطمئن هستم که کاربران خود به منظور من پي برده اند). واقعا اگر نمي توانيم بحثي مستدل، علمي، ريشه اي و مربوط به محتواي يک متن بکنيم، دليل و فشاري براي ابراز عقيده نيست. ناگفته روشن است که ديدگاه از اين پس چنين نظرهايي را درج نمي کند.)
*در اين يکماه، نزديک به 630 نظر ثبت شده است، اما تعدادي در همين حدود هم حذف شده است. و هرچه از روز هاي اول دورتر مي شويم تعداد حذف اين گونه نظرها افزايش مي يابد. بي شک موافق هستيد که به اندازه کافي فضا و زمان براي جا افتادن اين امکان (ستون نظرکاربران) و تمرين دموکراسي داده شده است.
* برخي از کاربران، از نقطه نظر دلسوزي، گاه و بي گاه نوشته اند که هراس دارند ديدگاه جولانگاه رژيم شود. من از اين کاربران بخاطر دلسوزي براي ديدگاه تشکر مي کنم، اما لازم است که تاکيد کنم که اين مهم را بسپاريد به خود من، اگر در اين 6.5 سال ضد تماميت رژيم مانده است، مطمئن باشيد که از اين پس هم به همان روال پيش خواهد رفت.
*برخي ديگر از کاربران، با اسم مستعار و يا فقط با يک اسم اول، از جايگاه دفاع از نهاد هاي سياسي، نه تنها کمکي به اهداف عالي آن نهادها نمي کنند، بلکه پيام هاي آنها و مخصوصا نحوه ي نگارش آنها به ضد هدف تبديل مي شوند. خواهش مي کنم اجازه دهيد سازمانها خودشان نظرات خودشان در باره اهداف، خط مشي ها و کارکردهايشان را توضيح دهند. خواهش مي کنم به اين نتيجه برسيد که هيچ نگارنده اي سخنگوي هيچ سازماني نيست. سازمانها خطوط سياسي – اعتقادي خودشان را در ارگان هاي شان ارائه مي دهند، که ديدگاه گاه گداري آنها را درج مي کند. اميد است که روشن توضيح داده باشم.
*اگر مطلبي در ديدگاه درج مي شود که عناصر معلوم الحالي را تبليغ مي کند، نه به خاطر دفاع از نگارنده و يا آن فرد است، بلکه جهت آشنايي با ديدگاه هاي ارتجاعي است. حتما با من موافقيد که بايد بخوانيم تا بيشتر آگاه شويم.
* با اجازه مي خواهم به همه ي کاربران ديدگاه ( که فراموشي دارند) يادآوري کنم که رژيم هنوز هست، هنوز مي کُشد، و هنوز فقر و اعتياد و تن فروشي بيداد مي کند. خواهش مي کنم اگر انرژي اي هست همه آن را براي افشاي رژيم کاناليزه کنيد. فکر کنم پروژه هاي مختلفي وجود دارند که مي توان به آنها پرداخت، بطور مثال نقض حقوق بشر رژيم، برنامه هسته اي، و يا سفر احمدي نژاد به نيويورک. خلاصه اينکه اگر کاربري مي خواهد از اين پلاتفورم (ديدگاه) استفاده کند، بهتر است که در راستاي افشاي رژيم باشد.
* يک مورد (در حد معقول) مستثني از قوانين بالا است و آن انتقاد به ديدگاه و مسوولين آن است.
با تشکر از توجه شما
علي ناظر 8 شهريور 1384 - ديدگاه
منبع: سايت ديدگاه



  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.