شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عراق اشغال و مقاومت

م. راد

 m.rad@gmx.net

 

در روزهای اخير مباحثات و جنگ و جدل فراوانی بين جناح بنديهای آمريكا بر سر دكترين محافظه كاران نو در آمريكا كه از پشتيبانی وسيع نيروهای‌افراطی مسيحی بر خوردار است در جريان است طی ‌ماه های گذشته اين جبهه بعلت مقاومت گسترده در عراق و افغانستان  تقريبا از هم پاشيده است  و تنها تنی ‌چند از سرمردمداران آن يعنی ‌ديك چينی ‌و بوش و خانم كونداليزا رايس باقی مانده اند واز آن دفاع ميكنند .

روزنامه نيويورك تايمز ناشر افكار محافظه كاران افراطی در آمريكا طی مقاله ای ‌در همين هفته( نگاه كنيد به روزنامه  NY Times تاريخ 20 آگوست 2005) اوضاع نيروهای ‌نظامی آمريكا در عراق را بشدت وخيم توصيف كرده و با اعلام آمار و ارقام نشان داده است كه بيش از دوهزار آمريكايی در عراق از آغاز جنگ كشته شده و بيش از پانزده هزار نفر زخمی بر جای گذاشته است و هزينه ماهيانه جنگ را شش ميليارد دلار اعلام كرده كه شامل هزينه پرسنل غير نظامی نميشود اين روزنامه هزينه جنگ را دوميليارد دلار تقليل داده و اشاره ای‌هم  به خودزنی ‌وروانی شدن و فرار و پناهنده شدن صدها سرباز  آمريكايی نكرده است ولی ‌اقرار به شكست حكايت از آن دارد كه گاو آمريكا در عراق  زائيده است و هيچ راهی ‌برای‌ فرار از مهلكه باقی ‌نمانده است .

بوش و تيم وی از همان ابتدای بقدرت رسيدن  دندان خود را حسابی تيز كرده بودند تا هرچه سريعتر جهان را در كنترل بگيرند و از همه مهمتر منابع نفت خاورميانه را در انحصار خود در آورند تا بقيه كشورها را تسليم خود كنند در ابتدا شعار جنگ بر عليه محور شرارت متشكل از سه كشور يعنی‌عراق و كره شمالی و ايران در دستور كار قرار گرفت تا بعد نوبت ديگران برسد.

آمريكا در اين جنگ از دوكشور ژاپن و ايتاليا كه خود قبلا بهمراه آْلمان نازی محور فاشيست را در جنگ جهانی دوم تشكيل ميدادند بعنوان متحدين اصلی خود بهره گرفت .

نيويورك تايمز مينويسد هزينه جنگ تنها در عراق از مرز 250 ميليارد دلار گذشته است و آمريكا همچنان سالی دوميليارد دلار به كشورهای اردن ، مصر ، پاكستان و تركيه و بقيه كشورهای ديگر كه در جنگ به آمريكا كمك ميكنند ميپردازد علاوه بر آن برای جانشينی سخت افزار جنگی بيش از 20 ميليارد دلار در سال هزينه ميشود.

اشاره روزنامه به هزينه نيروهاِ آمريكايی باز گشته به كشور بسيار جالب و خواندنی است آمريكا هرساله به بيش از 159.000 نيروی ‌نظامی  باز گشته از جنگ اول عراق در سال 1991 بعلت از كار افتادگی آنها دوميليارددلار پرداخت ميكند.

تنها در پنج هفته گذشته حداقل 148 نظامی آمريكايی در جنگ عراق كشته و بيش از 467 نفر زخمی  شدند  اين روزنامه مجموعه سربازان آمريكايی مستقر در عراق و افغانستان را 525000 نفر اعلام كرده كه نيروهای مقاومت قادرند همچنان ضربات خورد كننده ای ‌به آن وارد آورند و ادامه ميدهد كه اگر وضع بدين منوال پيش رود تا 45 سال ديگر آمريكا بايد ساليانه 7 ميليارد دلار هزينه سربازان بازگشتی بكند در حالی‌ كه دولت بوش و متخصصان جنگی كشور بودجه لازم برای پيشبرد مقاصد خود را حد اكثر 100 ميليارد دلار تخمين زده بودند كه البته قرار بوده جنگ سه ماهه پايان يابد.

با توجه به كسری موازنه پرداختها و بدهكاری  ووام بيش از 7000 ميليارد دلاری ‌دولت هزينه جنگ بمراتب بيشتر از اين ارقام خواهد بود با يك محاسبه ساده اگر نيروهای ‌نظامی آمريكا در عراق و افغانستان تا پنج سال ديگر بمانند كه بوش اخيرا ادعا كرده بود آنها تا چهار سال ديگر در عراق خواهند ماند آنوقت هزينه جنگ به 1.3 ميليارد دلارآنهم  در صورت ثابت ماندن هزينه جنگ  خواهد بود در واقع در اين مدت هرخانواده آمريكايی بايد بيش از 11.300 دلار برای ادامه جنگ پرداخت كند.

از آغاز جنگ آمريكا و شركا در عراق قيمت نفت از 28 دلار برای هربشكه به بيش از 65 دلار رسيده است  كه با افزايش هر بشكه نفت به پنج دلار آمريكا در سال بيش از 17 ميليارد دلار در آمد سرانه را ازدست ميدهد.

 در اين شرايط  تضاد بين جناحهای ‌مختلف آمريكا بشدت افزايش پيدا كرده  و گرداندگان سياست جنگی آمريكا بتدريخ پای خود را عقب ميكشند  تا مسئوليت شكست را متوجه ديگران بكنند مثلا آقای ‌راس فاين گلد(Russ Feingold) سناتوراز ايالت  ويسكانسين كه از طرفداران پرو پا قرص تهاجم به افسا نقاط جهان بود بعنوان تنها سناتور حزب جمهوری ‌خواه نه تنها از كميته رهبری ‌حزب كناره گيری ‌كرده بلكه بشدت با ادامه جنگ مخالفت كرده و خواهان خروج نيروهای ‌نظامی‌آمريكا از عراق شده است آقای ‌فاين گلد درصدد است تاخود را برای ‌دور آينده رياست جمهوری‌آماده كند .

آقای ‌پاول ولفوويتز(Paul Wolfowitz) كه تا همين اواخری ‌به اتفاق جان بولتن (John Bolton‌) سرسختانه از تئوری ‌نئو محافظه كاران دفاع ميكرد بعلت شكست اين سياست كنار گذاشته شد ولفوويتز بعنوان رئيس بانك جهانی ‌منصوب شد كه هزينه حفاظت از او در اين شغل سر به مليونها دلار خواهد زد  و بالتون هم بعنوان سفير آمريكا در سازمان ملل گمارده شد كه انتظار ميرود در روند مسائل جهانی‌ مزاحمت هايی‌ ايجاد كند كه البته ديگر حنايش رنگی ‌نخواهد داشت و بدين ترتيب دو شخصيت مهم برنامه ريز سياست نظامی آمريكا از دور خارج شدند و جبهه راست ترين جناح های آمريكا در هم شكست و از آن همه آب و تاب ماچنين ميكنيم و ما چنان ميكنيم ديگر رمقی ‌باقی نمانده است و آمريكا از هر زمانی ‌ديگرخسته تر و بی رمق تر رسوای‌ خاص و عام شده است.

 

آمريكا و نيروهای در گير در جهان

 

در داخل آمريكا جنبش توده ای ‌ضد جنگ بسرعت وسعت پيدا ميكند اخيرا تعداد زيادی از مادرانی ‌كه فرزندان خود را در جنگ عراق و افغانستان از دست داده اند در اطرف مزرعه بوش اجتماع كرده و آنرا بيك تظاهرات بر عليه جنگ  تبديل كردند و خواستار خروج بدون قيد شرط نيروی ‌نظامی آمريكا از عراق و افغانستان شدند كه از پشتيبانی ‌وسيعی ‌در سراسر آمريكا بر خوردار شد تا جايی كه بوش مجبور شد تعطيلات خود را نيمه كاره بگذارد قبل از آنكه مزرعه اش به محاصره مردم در آيد در عين حال مجبور شد عليرغم هارت و پوت های‌ گذشته كه ما عراق را ترك نخواهيم كرد تاريخ خروج نيروهای‌ نظامی آمريكا را در منطقه اعلام كند.

 

‌حزب دمكرات آمريكا كه در جريان انتخابات دور دوم جربزه ای از خود نشان نداده بود و حتی ‌به اتفاق آرا طرح تهاجم نظامی ‌به عراق و افغانستان را در سنا و كاپيتول هيل تاييد كرده بود و آقای جان كری‌ مدعی رياست جمهوری‌ در دور دوم انتخابات جورج بو ش را بی عرضه خطاب كرده چرا كه نيروی ‌بيشتری وارد عراق نكرده اينبار باز هم دست گل به آب  داده و خانم هلری كلينتون (Hilary Clinton ) به اتفاق آقای ژوزف بيلدن وارن (Josef Bilden Waren ) كه هردو سناتورهای ‌حزب دمكرات هستند مدعی ‌شدند اگر آمريكا نميتواند مسئله را از موضع قدرت با فرستادن نيروی نظامی بيشتر حل كند بايد عراق را ترك كند.

 

نيروهای كمك كننده آمريكا در منطقه خاورميانه :  كشورهای ‌شيخ نشين به اتفاق تركيه و مصر و اردن اگر تا پيش از جنگ به آمريكا فشار می آوردند كه هرچه زودتر آنها را از شر عراق و رهبری ‌صدام حسين رئيس جمهور عراق خلاص كند حالا ورق بر گشته و بشدت به التماس افتاده تا آمريكا هرچه سريعتر قال قضيه را بكند تا منطقه آرامش خود را باز يابد وضعيت مصر وحسنی‌ مبارك ديكتاتور معروف مصر كه رئيس جمهور مادام العمر مصر شده و وملك حسن پادشاه اخته اردن و حكومت نظامی‌ تركيه  و ديگران از جمله عربستان سعودی ‌و كويت بدتر از هميشه است اوضاع منطقه در شرايط حاضر بيشتر از دوران حكومت سابق عراق اين نيروها را وحشت زده كرده است.

 

كشورهای‌اروپايی و موضع آنها :

 

در مجموع بيشتر كشورهای‌اروپايی از جمله كشورهای‌اروپای شرقی‌ در پيروزی‌آمريكا و متحدان آن  شكی ‌بخود راه نميدادند و آن چند كشوری هم كه مخالفت ظاهری ‌ميكردند تا امتياز بيشتری بگيرند همانند آلمان و فرانسه نيز بتدريج كمك فراوانی ‌بعمل آوردند تا آمريكا  به اوضاع عراق سروسامانی بدهد از جمله فرستادن نيروی ‌فراوان به افغانستان و آموزش نظامی نيروهای عراقی  ودر اختيار گذاشتن پادگانهای ‌خود در اروپا برای‌عمليات نظامی در عراق  و در گير كردن ايران با مسئله هسته ای تا ايران نتواند از اوضاع عراق استفاده كند اروپا با آشكار شدن ضعف و شكست حتمی‌ آمريكا شديدا دچار بحران شده كه از جمله آنها شكست  انتخابات قانون اساسی  پارلمان ‌اروپا و بحران بيسابقه در آلمان كه كشور را كاملا پلاريزه كرده و احتمال تشكيل يك دولت اعتلافی‌ از احزاب بزرگ را در پيش رو خواهد داشت كه نشان از شرايط ويژه و خطرناك در درون سيستم دارد كشورها معمولا در چنين وضعيتی دست به چنين اعتلافی ‌ميزنند تحمل گرانی ‌بيش از حد نفت در بازار جهانی و عدم موفقيت آمريكا در پيروزی ‌در جنگ عراق موقعيت سردمداران حكومتهای‌اروپايی را بشدت متزلزل كرده است در مجموع كشورهای‌امپرياليستی نتوانستند از اين جنگ برای ‌تثبيت خود استفاده كنند كه موجب عصبانيت همه آنها شده است.

 

نيروهای ‌مقاومت عراق : ديگر ترديدی باقی نمانده است كه آمريكا قصد داشت با اشغال منابع نفتی ‌منطقه خاورميانه كه تا سی سال ديگر همچنان حرف اول را خواهد زد كشورهای‌امپرياليستی را زير يك چتر سازماندهی كند اين همان تئوری ‌كائوتسكی و بعدا تروتسكيست هاست كه معتقدند بلاخره كشورهای امپرياليستی به هم متحد شده و كشورهای‌اولترا امپرياليسم بر جهان حكومت خواهند كرد اين نظر تا آنجا پيش ميرود كه معتقد است اين كشورها بايد بزور تمامی ‌كشورها رابااستفاده از نيروی  نظامی  تحت كنترل در آورند و در نهايت يك حكومت جهانی‌ تحت رهبری خود بوجود آورند.

ولی ‌مقاومت بيسابقه دوساله عراق عليرغم عدم پشتيبانی ‌ديگر كشورها يك اصل را نشان ميدهد كه هيچ ملتی را نميشود بزور تسليم كرد خود عراقی ها از سالهای‌1991 تا كنون ضربات مهلك اقتصادی و نظامی به مجموعه كشورهای ‌متجاوز وارد آوردند آنها براساس برنامه مشخص مجموعه بافت كشورهای ‌خاورميانه را بهم ريختند و تمامی‌ حكومت های منطقه رابی آينده كرده اند و تنها شانسی كه برای ‌حكومت های ‌وابسته مانده است يا فرار است و يا سرنگونی و پاشيدگی‌

 بدون آمريكا و انگلستان چه شانسی برای ‌پادشاه عربستان سعودی‌ و كويت ومصر و اردن و تركيه و  ساير شيخ ها باقی خواهد ماند عراقی ها موفق شدند جنبش ملی‌ و تود ه ای را در منطقه آنچنان  فعال نگه دارند تا تحولات لازم در سراسر منطقه حادث شود  ضمن آنكه خسارت مالی ‌فراوانی‌ از سال 1991 به نيروهای ‌متجاوز وارد آورند اگر آمريكا با آن يال و كوپال خود قادر نشده اسنت اين نيرو را سركوب و نابود كند چه كاری‌از دست حكومتهای ‌زپرتی ب خواهد آمد.

 

در درون جناحهای‌ وابسته در عراق از شيعيان مرتجع سيستانی ‌گرفته تا جلال طالبانی‌ و بارزانی و جاشهای آنها كه همواره با در يوزگی در برابر كشورهای ‌ديگر از جمله تركيه و ايران به حيات خود ادامه داده اند چه شانسی برای ‌بقاء پس از خروج نيروهای نظامی آمريكا و هم پيمانان آن باقی خواهد ماند بعداز دوسال هنوز اين سرسپردگان در زير زمين های بتنی‌ و ضد توپ و تانك زندگی ميكنند و جرات خروج از آنرا ندارند تازه نيروی نظامی آنها عمدتا از طرف ايران تامين شده است كه مطمئنا اگر هوا پس باشد فرار را بر قرار ترجيح خواهند .

 

در درون اين باندهای ‌مرتجع كه توازن قوا را بنفع خود ارزيابی كرده بودند هنوز هيچ توافقی ‌صورت نگرفته است آنها با تبعيت از اربابان خود همچنان به بوق و كرنا دم از سنی و شيعه ميزنند و نميدانند كه مردم عراق متعلق به خلق عربند  نه به اين دونيروی‌ارتجاعی ‌و عهد بوقی چگونه مردم عراق ميتوانند جناياتی را كه طی‌اين دوسال بر عليه يك ملت با فرهنگ بالا از طرف نيروهای ‌فوق ارتجاعی ‌شيعه در عراق اتفاق افتاده است فراموش كنند آنها كه زنان را بزور به درون خانه ها چپاندند و آنها را از هر حق و حقوقی محروم كرد ه اند وحتی آنها را با زور و فتوا به صندوقهای ‌رای ‌قلابی ‌بردند سوای آنكه هزاران نفر رامورد تجاوز قرار داده اند وحتی ‌به آنها قول سر خرمن ميدهند كه در آينده پول نفت جنوب عراق مال ما شيعه ها خواهد بود همان قولی ‌كه خمينی پيش از انقلاب در ايران به مردم داده بود .

تجربه صد سال گذشته جنبش توده ها در اين منطقه نشان داده است حاكمين موجود همواره بدنبال قدرتهای ‌موجود بوده اند نگاهی ‌به بافت سازمانها و احزاب موجود در عراق نشان ميدهد كه بجز نيروهای ‌مقاومت همه آنها جيره خواران نيروهای ارتجاعی هستند بگزاريد ببينيم پس از فرار نيروهای ‌متجاوز آنها چه سرنوشتی خواهند داشت ملتی ‌كه در تمام پنجاه سال گذشته با تمام توان خود در اختيار جنبشهای ‌توده ای‌از جمله فلسطين بوده است و از يك سابقه تاريخی ‌بيش از شصت ساله مبارزاتی بر خوردار است هرگز تسليم نيروهای ‌مرتجع و عقب افتاده آنها از نوع شيعه و جاشهای ‌كرد نخواهد شد.

 

موقعيت كردها ‌منطقه :

 

خبرهای‌هفته های اخير حاكی از آن است كه سه نيروی ارتجاعی منطقه يعنی ‌حكومتهای‌پوشالی تركيه و عراق و ايران طی جلسه ای  با پشتيبانی نيروهای‌غربی از جمله انگلستان و آمريكا طی توافقی‌ قرار گذاشتند كه نيروهای انقلابی ‌كرد را در منطقه سركوب كنند كه با واكنش سريع نيروهای مسلح مدافع خلق كرد مواجه شدند  كه نمونه های‌آنر اخيرا در ايران و تركيه ديديم .

در گيرو دار تجاوز نظامی‌ آمريكا و متحدان آن به عراق كه از پشتيبانی‌همه جانبه ايران هم بر خور دار بود ( ايران بيش از صدوبيست هزار نفر نيروهای‌آموزش ديده و مسلح شيعه عراق را روانه اين كشور كرده است اين نيرو نقش تعيين كنند های ‌در سركوب نيروهای ‌مقاومت در عراق دارد ) دو باند طالبانی و بارزانی و جاشهای متعلق به آنها كه ساليان سال در خدمت حكومتهای‌ايران و تركيه بودند خود را شتابان به آغوش نيروهای ‌متجاوز انداختند و فكر ميكردند بكمك آنها قادرند بر گرده مردم سوار شوند .

كنگره خلق كرد كه از نيروی‌ عظيمی در منطقه كردستان بر خوردار است بدون سروصدا و هياهو و شعارهای ‌قلابی‌ و دهن پر كن و بدون خالی ‌كردن صحنه مقاومت و اطراق در كشورهای اروپايی و با همت بی پايان بكار توده ای ‌خود در بين خلق كرد ادامه داد و عليرغم دستگيری رهبری‌اين جنبش كه از محبوبيت سرشاری ‌در بين توده های ‌كرد بر خوردارد است موفقيت چشمگيری ‌نصيب خود كرده است اوجالان رهبر كردهای ‌منطقه در ششم ماه می سال 2000 توسط نيروهای‌ آمريكايی و انگليسی بكمك اسرائيل و كشورهای‌اروپايی دستگير و تحويل حكومت تركيه گرديد كه در همان زمان ده ها هزار نفر در سراسر منطقه كردستان و اروپا به بربريت غرب اعتراض كردند.

اين تشكيلات توده ای بسرعت شعاع عمل خود را در تمامی ‌مناطق كرد نشين افزايش داده و در همه كشورها از جمله در ايران و تركيه و سوريه و عراق بطور چشمگيری ‌فعال است و از نفوذ گسترده ای ‌بر خوردار است و شعار اساسی اين تشكيلات كردستان آزاد هويت نوين خاورميانه توانسته است جايگاه تعيين كننده خود را پيدا كندتاريخ كردستان در صد سال گذشته نشان داده است كه هيچ نيرويی در اين منطقه بدون كمك كردها قادر نشده است مقاصد خود را پيش ببرد حزب حيات كردستا ن (PJAK) شاخه كردستان ايران كنگره خلق كرد است كه دفاع از منافع خلق كرد ايران را دربرابر نيروهای ‌سركوبگر رژيم بعهده گرفته است كه فعاليتهای‌ چند هفته اخير در كردستان ايران بخشی از فعاليتهای‌اين تشكيلات را نشان ميدهد.

كنگره خلق كرد طی سالهای‌ گذشته موفق شده است در بسياری از مناطق كرد نشين شوراهای ‌خود گردان ايجاد كرده و فعاليت های‌ دمكراتيك را تحت عنوان كردستان آزاد در تمامی‌ چهار كشور فوق پيش ببرد اين حزب نه تنها از نفوذ گستردهای ‌در منطقه كردستان بر خوردار است بلكه كوشش دارد تا با روشنفكران ساير مليتها كه از منافع و حق و حقو ق ملتها دفاع ميكنند جبهه متحد تشكيل دهد.

 كنگره خلق كرد  در تمامی‌ مناطق تحت كنترل  از نيروهای‌ مسلح بر خوردار است ازيك سياست كاملا روشن و آشكار بر خورداراست كنگره خلق كردستان به هيچ كشوری ‌و يا ملتی ‌حمله نخواهد كرد مگر آنكه مورد حمله قرار گيرد در همين راستا پاسخ حمله نظامی را با نيروی ‌نظامی‌ ميدهد مسلح كردن توده ها برای ‌دفاع از خود و فشار به حكومت ها برای پذيرفتن حقوق مدنی‌ كردها از جمله بزبان مادری‌ صحبت كردن  و رشد و شكوفايی‌ فرهنگی‌ و داشتن حق تبليغ بزبان مادری‌ و وسيله ارتباط جمعی‌از جمله راديو و تلويزيون كه تا حدود زيادی دراين زمينه موفق بوده است اين حزب قادر شده است تمامی ‌شخصيتهاو جوامع و احزاب و سازمانهای كرد را عليرغم اختلاف سليقه و عقيده در يك گنگره متشكل كند در كشورهای‌اروپايی از جمله آلمان كرد ها كه تعداد آنها به بيش از چهارصد هزار نفر ميرسد در زمينه كار دمكراتيك بسيار فعالند.

 

كردها جايگاه خود را در منطقه بازيافته اند همكاری‌همه جانبه كردهای‌ منطقه و جمعيت آنها كه مجموعا به بيش از 28 مليون نفر ميرسد وزنه ی مهمی ‌با تشكيلات دمكراتيكی كه دارند داده است بيش از هيجده مليون كرد فقط در تركيه زندگی ‌ميكنند بنابراين كردهای ‌منطقه در تغيير و تحولات منطقه خاورميانه نقش تعيين كنند ه ای ‌بعهده گرفته اند با شكست و عقب نشينی‌ آمريكا از منطقه ديگر جايی ‌برای ‌بارزانی ‌و طالبانی‌ اين دو عشيره فئودال صفت مزدورانی ‌كه  پيشنهاد دستگيری‌اوجالان را به غرب دادند  نخواهد بود.

همكاری ‌منطقه ای بين كردها بيك امر اجتناب ناپذير تبديل شده است و با توجه به آگاهی‌ بسيار بالای ‌خلق كرد ورابطه و نفوذی كه در جوامع همجوار دارند امكان سركوب آن ناممكن و حتی‌غير ممكن است ميشود انتظار داشت در آينده نزديك شاهد كشور كردستان باشيم اگر حكومتهای ‌منطقه عاقل باشند و روند تاريخی را بپذيرند آنوقت بايد گفت راهی برای آنها باقی نخواهد ماند بجز برسميت شناختن خود مختاری كردستان در هر چهار كشور تاريخ نشان داده است باشكست يك امپرياليسم قدرت ارتجاع وابسته به آن نيز سير نزولی را طی ميكند امپرياليسم در مبارزه با نيروهای ‌دمكرات مذهب را بعنوان آلترناتيو به منطقه تحميل كرد و با رفتن خود نيز خرافه های مذهبی‌ و حكومتهای‌ مذهبی بايد از منطقه رخت بر بندد  اين است منطق تاريخ و گريزی از آن نيست

خلق كرد پس از ده ها سال مبارزه و فداكاری و ايجاد احزاب و سازمانها ی مختلف بعلت نداشتن يك رهبر ی محكم و استوار  با يك هدف و روش مشخص و ديد گسترده  همواره توسط نيروهای‌ ارتجاعی ‌كرد مورد سوء استفاده قرار گرفته است ولی ‌اينك اين خلق از تشكيلات منسجم و كار آمد و موفق خود بر خوردار است و اوضاع جهانی و منطقه ای ‌نيز شرايط مناسبی را بوجو د آورده است كه بتواند خواستهای ‌خلق كرد را بكرسی بنشاند درتاريخ مبارزاتی  منطقه اين اولين بار است كه يك  نيروی سياسی ‌با اين برد مفيد و وسعت ديد با گرايش چپ كه اوضاع رادر دست گرفته و آنرا بخوبی‌اداره ميكند.

 

موقعيت ايران در منطقه :

 

حكومت ايران چنان وانمود ميكند كه پس از خروج نيروهای متجاوز  از عراق اوضاع بنفع ايران است ولی ‌واقعيت اين است كه ماندن آمريكا در عراق را بر خروجش ترجيح ميدهد علت اساسی آن است كه در منطقه نيروهای ‌مذهبی و ارتجاعی‌ با آن كاربرد خود سالهاست كه شكست خورده اند و بهمين دليل از آمريكا خواستند تا برای ‌حفاظت آنها وارد عراق و منطقه شود.

روند اوضاع در منطقه با وجود مبارزات ملی ‌و چپ كه بازتاب آنرا در فلسطين و عراق و كردستان و منطقه می بينيم نشان از آن دارد كه خروج نيروهای ‌شكست خورده  بحران منطقه ای در محدوده عراق و افغانستان باقی ‌نخواهد ماند رژيم ايران در دامن زدن به تضاد بين شيعه و سنی‌ از زمان ورود آقای خمينی ‌به ايران نقش اساسی داشته است شكست آمريكا در عراق حتمی ‌است ودوام حكومت پوشالی عراق حتی‌ اگر ايران فعالانه در جنگ شركت كند امكان پذير نيست اكثر طرفداران حكومت پوشالی مهاجرين شيعه عراقی هستند  كه نه پيزی مبارزه مسلحانه نيروهای ‌مقاومت را دارند و نه توان آنرا از طرف ديگر عليرغم تبليغات مضحك و بی‌ محتوا عراقی‌ها بيشتر خودرا عرب ميدانند تا يك شيعه و هيچ معلوم نيست كه پس از فرار آمريكايی ها دولت پوشالی حتی‌ چند روز دوام آورد.

رژيم ايران و عوامل آن در ترور ده ها شخصيت عراقی‌ طی ‌دوسال گذشته نقش داشته اند علاوه بر آن ايران يك جنگ هشت ساله را بهمين مردم عراق بخصوص جنوب عراق تحميل كرده است و هزاران نفر را كشته است در دوره ای ‌كه آقای ‌خمينی درصدد صدور انقلاب به كشورهای همسايه برای ايجاد دولتی ‌همانند دولت عثمانی ‌بوده است.

منطقه كردستان راه خودش را پيدا كرده است ديگر امكان سركوب مثل زمان شاه وجود ندارد اولويت در جهان حفظ تماميت ارضی ‍ نيست بلكه برسميت شناختن حقوق مدنی‌آنهاست ورژيم ايران با آن بافت ايدئولوژی و سياسی‌ قادر نيست اين خواست را بر آورده كند در نتيجه بايد در انتظار يك جنگ چريكی ‌طولانی ‌مدت در منطقه كردستان در مجموع بود.

جنبش ملی ‌برای ‌حفظ استقلال و هويت ملی‌ در كشورهای‌عرب بخصوص در عراق بسيار قويست عراقيها بيش از شصت سال است كه با استعمار و امپرياليسم جنگيد ه اند و از يك استراتژی ‌وتاكتيك ادامه دار بر خوردارند و هميشه يك كشور و نيروی مستقل و در صحنه حاضر بوده اند.

خروج و شكست آمريكا يعنی‌ عدم پرداخت كمك های ‌مالی ‌به مزدوران منطقه ای‌آمريكا كه نتيجه آن گسترش فقر و فلاكت بيشتر و پيوستن آنها به مبارزه بنفع عراقيها كه ما طی ماههای‌اخير شاهد جنبش توده ای ‌خلق عرب ايران بوده ايم كه نشان ميدهد از پتانسيل بزرگی بر خوردارند و در منطقه حساس كشور هم زندگی ميكنند كه با عراقيها بيشتر خود را نزديك ميبينند تا رژيم ايران

رژيم ايران در انتخابا ت رئيس جمهوری با توسل بدو حربه موفق شد انتخابات را بر گزار كند يكی ‌پا فشاری ‌بر استقلال كشور و ديگری ‌استفاده تبليغاتی‌ از تكنولوژی‌هسته ای كه هردوی‌آن هيچ ارتباطی با ايدئولوژی مذهب شيعه و رژيم  ندارد كه اگر تكيه فقط برروی مذهب ميگذاشت آنوقت بخوبی ميشد ديد كه مردم تره هم برای رژيم خورد نميكردند .

مسئله ديگری ‌كه گريبان ايران و رژيم را خواهد گرفت گسترش مبارزه مسلحانه در افغانستان و پاكستان است ايران در سرنگونی ‌رژيم طالبان نقش بزرگی بازی كرد خروج آمريكااز عراق يعنی ‌شكست مجموعه استراتژی‌ اشغال و تجاوز و پی آمد آنهم گسترش مبارزه مسلحانه بر عليه رژيم جمهوری‌اسلامی‌ در سراسر مرز افغانستان و عراق كه اگر تنها دوسال ادامه پيدا كند تمامی ‌بنيه اقتصادی ‌كشور را فلج خواهد كرد مبارزه مسلحانه بر عليه رژيم تركيه و آسيب های‌اقتصادی ناشی از آن يك نمونه خوب از اين نوع درگيريهای ‌مرزی است در مورد عراق اوضاع بالكل فرق ميكند عراقی ها در مجموع كمتر از ايرانيها دم از مذهب ميزنند در نتيجه بمحض اينكه فرصت مناسب بدست آورند تره هم برای‌امثال سيستانی ‌خورد نخواهند كرد در خود ايران هم هيچ آمار و ارقامی ‌وجود ندارد كه بشود درصد كسانی را كه واقعا خواستار اجرای ‌قوانين مذهبی‌ هستند مورد ارزيابی‌ قرار داد آنچه مسلم است آن است كه در ايران اگر اتنخابات آزاد در مورد ولايت فقيه و يا پوشش لباس بر گزار شود نتيجه برخلاف انتظار مسئولان رژيم خواهد بود .

نتيجه آنكه شكست حتمی نيروهای ‌متجاوز اوضاع منطقه را بهم خواهد ريخت و شرايط تازه ای ‌را در منطقه حاكم خواهد كرد كه رژيم ايران با اين بافت ايئولوژيك و سياسی همانند رژيم پوشالی عراق وتركيه وارد فاز جديدی‌ خواهد شد كه شامل تغييرات بزرگی‌ است كه رژيم ايران نميتواند از كنار آن بگذرد و اينهمه نتيجه محاسبات غلط حاكمين ايران است كه خود و مردم را با دخالت در امور كشورهای‌همسايه بمنظور انتقال بحران به بيرون درگير يگ بحران بی‌انتها كرده اند و صد البته صبر و حوصله مردم حد و حدودی‌ خواهد داشت.

 (24.08.2005 )

  

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



[تاریخ ارسال: 25 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: سعید]  [  ]  
آقای راد، مطلب مفصل و جالبی در مورد منطقه نوشته بودید. همانطور که مقاله نشان می‌دهد مسائل منطقه و خصوصا وضعیت آمریکا و نانخورهای آمریکائی در این منطقه از چنان پیچیدگی و آشفتگی بر خوردار است که نمی‌توان به سادگی آن را خلاصه کرد. ضمن تأئید نظرات شما مطالبی را که فکر می‌کنم ارزش مطرح کردن داشته باشد ولی در این مقاله نیاورده‌اید متذکر شوم. پس از جنگ دوم جهانی سرمایه‌داری برای فرار از دست بلشویسم متوسل به قارة آمریکا شد، ولی آمریکا به دلایلی که مفصل تر از آن است که در این موضع بررسی کنیم نمی‌توانست انتظارات سرمایه‌داری جهانی را با حفظ بافت سیاسی و اجتماعی بسیار عقب افتاده‌اش برآورده کند. اینجاست که رفرم‌های اجتماعی و به اصطلاح لغو قوانین نژاد پرستانه در دورة کندی و آیزونهاور شروع می‌شود، این مطلب را از این جهت عنوان می‌کنم که جوابی به مطالب شما در مورد نقش آمریکا در منطقه داده باشم. آمریکا اینک که جنگ سرد پایان یافته دیگر قادر نیست رهبری جهان سرمایه‌داری را بدون ایجاد بحران‌های ساختگی حفظ کند، از اینرو اعزام نیروهای نظامی به عراق بیش از آنچه مطبوعات آمریکا قصد القای آن را دارند به حقظ حاکمیت آمریکا بر سیاست جهانی سرمایه‌داری باز می‌گردد تا نفت. امروز سرمایه‌داری مراکز متعدد تصمیم‌گیری به دست آورده و داد و فریاد آمریکا و انگلیس در چارچوب این جنگ نفرت ‌انگیز بیشتر بخاطر حفظ وحدت سرمایه‌داری و برخورداری از منابع مادی و معنوی‌ای است که این «وحدت» برای آنان به ارمغان آورده بود.
مطلب دوم مربودط به احزاب در مناطق کردنشین است. این گروه‌ها همانطور که عنوان کردید از سازمان‌دهی درستی برخوردار نیستند و بیشتر گروه‌های سیاسی نظامی به شمار می‌روند که برای اعمال فشار تشکیل شده‌اند و متاسفانه مردم کردستان را هم وجه‌المصالحة این امر قرار می‌دهند. از روز نخست معلوم بود که همکاری بلا قید وشرط احزاب کردستان با آمریکائیان در اشغال عراق اولین ضربه‌اش به مردم کرد خواهد بود. این وضعیت ادامه خواهد داشت و در کما تاسف از دست کسی کاری بر نمی‌آید.
در مورد اروپائیان و مواضعشان در عراق باید اظهار کنم که این مواضع آنچیزی نیست که ادعا می‌کنند. اروپا به دلیل وابستگی سازمانی، نظامی و امنیتی به آمریکا نمی‌تواند آنطور که فرانسه و آلمان ادعا می‌کنند در مورد اشغال عراق «مستقل» با مسائل برخورد کند. این استقلال بیشتر بازگذاشتن شاخه دوم و به قول آمریکائی‌ها پلان ب است تا یک اتخاذ سیاست.
کشور ما همانطور که گفتید در خط اول این جنگ قرار گرفته و متاسفانه هزینه بسیار سنگینی به دلیل همکاری‌هایش با نیروهای آمریکائی خواهد پرداخت. چرا که اگر آمریکا از عراق خارج شود ایران باید عراق را اشغال کند، خودتان حدس بزنید که چه بلبشوئی به راه خواهد افتاد و این امر را جنایتکارانی که در تهران دولت تشکیل داده‌اند به خوبی می‌دانند.
از طرف دیگر چشم امیدی به دمکرات‌ها برای ارائة سیاست جایگزین نباید داشت. تجربه ثابت کرده که این حزب دمکرات نه تنها ساختة جنگ سرد و مبارزه با کمونیسم در داخل خاک آمریکاست، که از نظر ایدئولوژی چرخ پنجم گاری جمهوری‌خواهان است. و از خود استقلال عملی ندارد.
در پایان به این مورد باز می‌گردیم که شکست آمریکا در عراق، یک فاجعه برای منطقه و جهان خواهد بود، و پیروزی هر چند محال او نیز همان فاجعه را ببار می‌آورد. این نوع سیاست‌گذاری در تاریخ بشر همیشه زمانی باب شده که یک قدرت جهانی احساس کرده که دیگر امکان ادامة حیاط ندارد. در اینصورت است که به مصداق : اگر برای من نجوشد در آن سر سگ بجوشد، به این اعمال جنایتکارانه و ضد بشری متوسل می‌شود. ادامه این سیاست انتحاری را مسلما تا چند سال دیگر همگی به چشم خواهیم دید. موفق باشید
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.