شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

يادداشت هاي پراکنده 2

علی ناظر

* هميشه بر اين باور بوده ام که هر پديده اي که در يک نقطه بماند مي گندد. سازمان هاي سياسي نمي گندند اما به آرمانهاي خود پشت مي کنند، و يا در بهترين شق به آنچه سوگند خورده اند ديگر عمل نمي کنند. * سايت ديدگاه از اين قانون مستثني نيست. اگر، به هر دليلي، نتواندبه آنچه مي خواسته عمل کند و يا اينکه روند کارکردي ديدگاه تکراري شود، و راندمانش در شرايطي که مي بايست پلاتفورمي براي هر چه بيشتر افشا کردن رژيم باشد، نگردد؛ سايت ديدگاه اگر پوسيده نشده باشد، بي شک به سوي پوسيدگي در حرکت است. * گفته مي شود که در اين برهه از اختناق و سرکوب رسانه ها، سايت ديدگاه، که خواستي به جز سرنگون شدن رژيم ندارد، از جايگاهي بخصوص برخوردار است. ادامه سايت وظيفه اي است که تا به آخر مي بايست به انجام آن تن داد. مي گويم نه! اشتباه ما در برخورد با بسياري از سازمانها همين نگرش است. اگر تاريخ مصرف پديده اي به آخر رسيده، بايد به اين واقعيت تن داد. نبايستي راندمان پديده را با توجه به مقتضيات و شرايط حاضر بررسي کرد. بلکه بايد پرسيد که آيا در شرايط کنوني به همان نسبت که دشمن قدر قدرت شده و بال گسترانده، اين پديده (سايت ديدگاه) هم رشد کرده است؟ * يکي از علائم فاشيسم و رخنه کردن ديکتاتوري رشد پاسيويزم است. آيا اعتراف به توان دشمن و ضعف خود نشاني از پاسيويزم نيست؟ بطور حتم نه! براي برخورد صحيح با دشمن، بايد به نقاط قدرت و ضعف خود و دشمن پي برد. و آن را، بدون پرده پوشي و سياست بازي، با مردم در ميان گذاشت. نمي خواهم به اين مقوله بپردازم که آيا زمان آن نرسيده است که برخي از سازمانهاي سرنگوني طلب اپوزيسيون به بررسي نقاط قدرت و ضعف خود پرداخته و نتيجه را با مردم در ميان بگذارند. اين تصميم را مي گذارم به عهده خودشان و درجه اعتماد آنها به مردم. من مي خواهم به سايت ديدگاه بپردازم، و اينکه در اين 6 سال و نيمي که فعاليت داشته است چه کرده است؟ پاسخ من روشن است، از لحاظ افشاي رژيم کم کاري داشته است، از لحاظ ارتقاي فرهنگ مبارزاتي کم کاري داشته است، از لحاظ ايفاي نقش نقطه وصل مردم به سازمانهاي سرنگوني طلب کم کاري داشته است، از لحاظ ايفاي نقش پلاتفورمي براي تحکيم اتحاد بين سازمانهاي سرنگوني طلب کم کاري داشته است، و خلاصه رسانه اي است که در مرور زمان به يک «بيزنس» تبديل شده است. مي دانم که ديدگاه شايد تنها سايتي باشد که نه تبليغ انتفاعي دارد و نه چشمداشت مالي داشته است، و کليه مخارج ديدگاه را در اين 6.5 سال از حقوق معلمي خودم پرداخته ام. در اينجا منظورم از «بيزنس» نگرش کاسبکارانه است. 1 و 2 کردن بين حق و باطل. 1 و 2 (اصلي و فرعي) کردن براي سرپا نگاه داشتن سايت و گسترش فعاليت آن. چيزي که من به آن مي گويم سياست بازي، و خيلي ها به آن مي گويند پراگماتيزم و مديريت يک رسانه در عالم واقع. نمي دانم آيا مي توانم با قلم ناتوانم منظورم را بيان کنم يا نه، اما اگر ما عادت کنيم به فدا کردن آرمان هايمان بخاطر پراگماتيست بودن، اولين گام را در راه دروغگويي برداشته ايم. * در عالم ذهن و رويا معتقدم که «مردمي بودن» يعني صادق بودن. يعني آنچه که هستي و هست را آنطور که هست به ديگران بگويي، ارائه دهي، عرضه کني، و اجازه بدهيم مردم در باره ما نظر دهند، تصميم بگيرند، و نتيجه گيري کنند. متاسفانه، مبارزه با رژيم آنقدر پيچيده شده، آنقدر پارامترهاي مختلف وارد معادله شده اند، که بسياري را وادار به تنظيم رابطه اي با مردم، بجز آنچه که در بالا آمد کرده است. بدون آنکه اسم ببرم در اين مدت به راستي به جز چند نفري، اکثرا تن به پراگماتيسم داده اند. شايد آنها سياست را بهتر فهميده اند و اين چند نفر هنوز اندر خم يک کوچه اند، و شايد هم بر عکس. من فکر مي کنم که اگر با مردم روراست نباشيم، يعني اينکه خود را بالاتر از آنها قرار داده ايم. در حالي که تمام اين داد و ستد و رنج و ستم کشيدن ها براي مردم است. متاسفانه روشنفکراني را مي بينم که بجاي پرداختن به وظيفه ي خود به مسائل دون «شخصي برخورد کردن» مي پردازند. نهاد هايي را مي بينم که بر خلاف آنچه از آنها و آرم شان از آنها انتظار مي رود، عمل مي کنند. * مي خواهم به يک نکته اي که در چند روز اخير مرا بسيار آزرده است بپردازم. فکر کنم تنها خواجه حافظ شيرازي باشد که نداند من(ديدگاه) در مواردي با سياست هاي مجاهدين مخالف است؛ اگر هم کسي نمي دانست حالا مي داند. پس آنچه را که خواهم نوشت نه از سر همخوني با مجاهدين بلکه در همان راستايي است که در اين نوشتار آمده است. مي دانيم که 2 تن از اعضاي مجاهدين خلق در عراق ربوده شده اند. مي دانيم که در صورت استرداد آنها به داخل مرز ها جانشان در خطر خواهد بود و يا حد اقل مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار خواهند گرفت. همه بر اين باوريم که بايد از حقوق انسانهاي تحت ستم و قربانيان رژيم اسلامي دفاع کرد. اما در عين حال مي بينيم که هيچ سازماني در دفاع از اين 2 انسانِ در بندِ پاسدارانِ رژيم کلامي نگفت و ننوشت و گامي برنداشت. اينجاست که مي گويم «بيزنس». به حقوق بشر کاسبکارانه نگاه کردن. از دريچه کوچک شخصي و اختلافات ناچيز با پديده «حقوق بشر» برخورد کردن. من اصلا برايم مهم نيست که مجاهدين چقدر بد هستند يا خوب. چقدر با آمريکا رفته اند يا در مقابل رژيم هزار هزار فدا کرده اند. آنچه که براي من، در اين باره، مهم است فرهنگ مبارزاتي ماست. نحوه ي نگرش ما به «اسارت» دو انسان است. رک تر بگويم. روي سخن من با تمام سازمان ها و نهاد هاي مدافع حقوق بشر و پناهندگان سياسي، با کانون نويسندگان، با کانون هنرمندان، کانون شاعران، روي سخن من به تمام سازمان هاي سياسي است. آخر تا چقدر بايد به مقام «انسان و انسانيت» از دريچه سياست نگاه کنيم؟ نمي خواهم از احساسات شما سوء استفاده کنم، ولي برخيزيد و يک شلاقي به ساق پاي خودتان بزنيد تا درد را حس کنيد. اين دو مجاهد شکنجه خواهند شد – صدها برابر بيشتر از آن دردي که کشيديد، خواهندکشيد. باز هم سکوت؟ آيآ متوجه نيستيد که مردم نظاره گر رفتار شما هستند؟ مي بينند که شما در مقابل شکنجه شدن دو مبارز خلق سکوت مي کنيد، پس چگونه مي توانند به شما و آرمان شما اعتماد کنند؟ آيا نمي دانيد و يا نمي خواهيد به اين نتيجه برسيد که سکوت در برابر اين عمل رژيم در داخل خاک عراق يعني قبول دست انداختن رژيم بر حقوق تمام مردم عراق – دخالت در امور عراق، گسترش نظام جمهوري اسلامي فقط از درب پشتي؟ آيا اينقدر کم مي دانيد، يا تا به اين حد سياسي فکر مي کنيد که نجات دو انسان در الويت قرار نمي گيرد؟ * اينجاست که مي گويم ديدگاه هر لحظه کمتر کارکرد دارد. و هر لحظه بيشتر به اين نتيجه مي رسم که بايد درب اين دکان را، اين «مضحکه» را بست. براي که و چه بايد فعال بماند، وقتي که نهاد هاي مدافع حقوق بشر ما، فقط در ظاهر مدافع حقوق بشرند؟ وقتي نهاد هاي سياسي ما، به مهمترين موضوع يعني آزادي انسانها توجه ندارند؟ وقتي که بايد سيّاس بود تا ادامه داد، بقا داشت؟ * تصميم گرفته ام از اين پس، تا تعطيلي کامل سايت ديدگاه، آنچه را که هست، آنطور که هست به زبان بياورم. اگر معتقديم که اين رژيم رفتني است، اگر معتقديم که آلترناتيو اين رژيم بايد بهتر از اين رژيم باشد، پس بايد در وحله اول متعهد به انسانيت و حقوق بشر باشد. بايد عمل امروز ما نويد دهنده آينده باشد. علي ناظر – 30 مرداد 1384 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 24 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: hamid]  [ hamid444@yahoo.com ]  
آقاي علي ناظر
من فكرميكنم اشكال سايت ديدگاه اين نيست كه از اين نيروي سياسي يا آن نيروي سياسي انتقاد ميكند. اين شايد درست كاري باشد كه ميكند . اگر اشكالي در سايت ديدگاه بنظرمن باشد اين است كه سايت ديدگاه جولانگاه كساني شده است كه ميخواهند ارزشهاي مبارزاتي اين خلق و اين ملت را تخطئه كنند و باسم انتقاد هرآنچه را كه در فرهنگ مبارزاتي هرخلق و كشوري يك ارزش است به زير علامت سوال ببرند ودر مقابل مستقيم و يا غير مستقيم رژيم وعوامل داخلي وخارجي او را لانسه كنند . بعنوان نمونه به همين مقالاتي كه شخصي بنام احمد پناهنده مي نويسد نگاه كنيد چگونه ارزشهاي مبارزاتي اين مردم را تخطئه ميكند و افراد ضد انقلابي را لانسه ميكند . مقالاتي كه در آن داريوش همايونها افراد انقلابي ميشوند ودادستانهاي بيدادگاههاي ضد خلقي زمان شاه مردم ميشوند و مبارزان ومجاهداني كه در آن بيدادگاهها به اعدام محكوم شدند مورد شماتت قرار ميگيرند . يا اينكه مدعي تعيين رهبري براي اين مبارزه و خلق ميشوند و آقاي رضا پهلوي را بعنوان رهبر اين مبارزه پيشنهاد ميكند و سايت ديدگاه هم كه گويا هيچ مرزي با هيچ كس ندارد مبلغ آن ميشود بلي اگر دردي باشد اين است كه ديدگاه با هيچكس هيچ مرزي ندارد و نميداند مبلغ چه ارزشهايي باشد .
  

[تاریخ ارسال: 23 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: مرتضى زهرائى]  [  ]  
آقاى ناظر من در مسافرت بودم ومدتى به انترنت دسترسى نداشتم وقتى برگشتم ديدم نوشته ايد كه مى خواهيد تعطيل كنيد.نبايد اين كار را بكنيد. هر مشكلى هست باخوانندگان خود درميان بگذاريد.در باره فشار هم كه مى آورند بايد تحمل كنيد ودر برابر شانتاژهاى ارتجاعى يا شبه انقلابى نبايد تسليم شد.بايد با احترام ورعايت شئونات قلم حقايق را نوشت و هر جا لازم است بايد انتقاد كرد. استثنا هم وجود ندارد. كسانى كه علاقه دارند فقط به بقيه انتقاد بكنند اما خودشان مورد هيچ انتقادى نباشند به سرنوشت خمينى توجه بايد بكنند. با آن همه حشمت آمد ولى چه چيز از او باقى مانده است. با اميد به برقرارى ديدگاه به عنوان يك رسانه با ارزش و ضرورى.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: اکرم-ح]  [  ]  
جناب آقای ناظر. سلام. من کاری به مشکلات دیگر شما ندارم. شما صاحب سایت هستید و خودتان باید مشکلات را حل کنید. درمورد مجاهدین ربوده شده ابراز نگرانی کرده بودید که خیلی خوبست و خدا حفظتان کند. برای یک کار عملی پیشنهاد من این است که یک اطلاعیه بدهید از طرف سایت دیدگاه و دوستانتان( سردبیران صفحه ها) این عمل جمهوری اسلامی را محکوم کنید و خواستار آزادی آنها بشوید. اطلاعیه را بدهید مسئولین سایت های دیگر هم امضا کنند. توی سایت بگذارید و هرکس خواست امضا کند. بعد آنرا بفرستید به مراکز حقوق بشری. مثل سازمان ملل یا وزارت خارجه آمریکا و اینها. این میشود یک کار عملی و مثبت .برای حمایت از گروه های فعال ضد جمهوری اسلامی مرتب اطلاعیه هایشان را چاپ کنید و مردم را تشویق به همکاری کنید. هرکس رفت توی خیابان و داد ی برعلیه جمهوری اسلامی زد شما تشویق کنید. حالا هرگروهی باشد با هر علم و کتلی. شکل سایتان را جوری بسازید که تشویق کننده عمل باشد نه حرف . هرکس هم در نوشته اش توهین به گروه یا حزب یا آدمی کرد که ضد جمهوری اسلامی است آنرا برگردانید و معذرت بخواهید( منظور توهین است نه انتقاد ) این را هرکس میتواند تشخیص بدهد . بعد اگر دیدید که باز مشکل دارید معلوم میشود که تقصیر ازشما نبوده است . دیدگاه را هم نبندید . کدام آدم عاقلی حکم به بستن یک نشریه یک رسانه ضد حکومت ایران میکند؟ منهم دعا میکنم که موفق باشید و غم و غضه هایتان پایان یابد. به امید آزادی   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده:  يك ايرانى]  [  ]  
اين هم يك غصه روى بقيه قصه هاى اين غربت بى پير. اميدوارم هرگز ديدگاه تعطيل نشود.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: سليمانى]  [  ]  
آقاى ناظر اگر به اهداف خودتان نرسيده ايد اشكالى ندارد و ديدگاه را تعطيل نكنيد. ظاهرا همه صحبتها بر سر مجاهدين و ديدگاه است شما سر سخت بودن را ازخود مجاهدين ياد بگيريد، انها هم تقريبا به هيچكدام از اهدافى كه از سال 60 مى گفتند ظرف چند ماه و يا چند سال مى رسيم نرسيده اند.سال 60 صحبت چند ماه بود ولى حالا يكربع قرن گذشته واز آن مقصد خبرى نشده ولى مجاهدين كه دست بر نمى دارند مى گويند صد سال هم طول بكشد ما ول كن نيستيم شما هم از انها ياد بگيريد و تعطيل نكنيد.موفق باشيد.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: فاطمه سيار]  [  ]  
من چندين سال است خواننده ديدگاه هستم.نمى دانم اين سايت چرا بايد تعطيل شود.بعضى وقتها نظراتى مى دهند كه آدم را گيج مى كند. اين بحث جنگ ديدگاه با مجاهدين اصلن موضوعيت ندارد كه خنده دار است. ديدگاه رقيب سياسى مجاهدين نيست و اعلام نكرده كه مى خواهد رئيس جمهور خودش را معرفى كند و زمام مملكت را داشته باشد.اين يك سيت انترنتى است كه جرئت كرده يك كمى هم از اين يا آن انتقاد هم بكند و كمى كمك كند به اينكه تحمل هم را داشته باشيم ولى اين وضعيت درست شده است.دىدگاه با هر اشكالى كه داشته باشد طى همين سالها خدمت خيلى بزرگى انجام داده است و اىن خدمت نبايد قطع شود.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: X]  [  ]  
با سلام
متاسفانه بعضی از نیرو های به اصطلاح اپوزوسیون تضاد اصلی خود را نه رژیم جنایتکار اخوندی بلکه سازمان مجاهدین خلق میدانند وحاضرند برای نابودی این سازمان به هر کاری دست بزنند . مسلما از کسانی خواستار مسلح شدن پاسداران به سلاح های سنگین بودند ویا کسانی که در فرانسه تظاهرات به راه می انداختند و خواستار اخراج مجاهدین از فرانسه بودند ویا افرادی که مخالفان خاتمی را مخالف ازادی و جامعه مدنی می دانستند نباید بیش از این انتظار داشت.این افراد فقط ادای انسان های دمکرات را درمی اورند.برای نجات جان گنجی دهها مقاله و شعر نوشته میشود(البته خیلی هم خوب است)ولی برای نجان جان دو مجاهد حاظر نیسند حتی یک بیانیه بدهند که حداقل ظاهر قضیه را حفظ کنند(همانند کاری که سازمان های حقوق بشری انجام میدهند)ایا در چنین زمانی تعطیل کردن سایت می تواند مشکلات را حل کند ایا با این کار ان دو مجاهد ازاد می شوند.مطما باشید با تعطیل کردن سایت هیچ کس به اندازه مخالفان ازادی خوشحال نخواهند شد انظار شما از یک سایت هر چند که بهترین سایت سیاسی باشد خیلی زیاد است برای رسیدن به هدفهایی که در نوشته تان به انها اشاره کرده اید حداقل نیاز به یک شبکه رادیویی دارید . امیدوارم در راهی که در پیش گرفته اید موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: اشرف جلالی]  [  ]  
جالب است که حتی وقتی آقای ناظر در یادداشت های پراکنده علت تصمیم به تعطیلی دیدگاه را بروشنی بیان کرده اند که اعتراض به عدم عکس العمل نشان دادن دیگران به ربوده شدن دو مجاهد خلق در عراق است . باز دیگرانی پای مجاهدین را- که مثل همیشه مرغ عزا و عروسی هستند - به وسط کشیده و هنوز دیدگاه تعطیل نشده، بهانه ی خوبی برای لگد زدن به مقاومت یافته اند. معلوم است که این دیگران! حتی مطلب آقای ناظر را نیز به درستی نخوانده اند. و از این بوحشت افتاده اند که نکند در دکان آنها بسته شود. آقای ناظر امیدوارم سایت دیدگاه با این جمع بندی که شما کرده اید با مواضع اصولی تر بر ضد رژیم پابرجا بماند. و بتوانید هوشیارانه در این مقطع پیجیده ی سیاسی آنطور که خود گفته اید. درب دکان بیزنس کسانی را که چوب پای چرخ هر کس که مبارزه می کند. می گذارند را در دیدگاه ببندید. و اجازه ندهید که از این سایت برای منافع شخصی و گروهی و بنفع رژیم استفاده شود. قابل توجه است که هیچ کس به سئوال اصلی آقای ناظر که عدم حمایت از مجاهدین ربوده است پاسخی نداده است.و برعکس مغرضانه سعی شده موضوع را منحرف کرده و باز روی مجاهدین خراب کنند.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: يدى]  [  ]  
ديدگاه را تعطيل نكنيد آقاى ناظر. تعطيل ديدگاه حتى به نفع هواداران مجاهدين ننيست. من نميدانم مجاهدين هم از تعطيل ديدگاه خوشخال مى شوند يا نه چون خودشان هيچوقت موضع نمى گيرند ولى مجاهدين اگر واقعا به دموكراسى معتقد هستند ومى دانند كه خاموش شدن هر رسانه منتقد به نفع دموكراسى نيست و به نفع ديكتاتورى است از تعطيل ديدگاه خوشحال نمى شوند.واگر خوشحال مى شوندنمى دانم چه بگويم ولى واقعا متاسفم واقعا متاسفم و فكر مى كنم هنوز خيلى تا عمل به دموكراسى فاصله داريم خيلى زياد   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
آقای ناظر بزرگترین مشکل شما از ابتدا رابطه بینابینی شما با مجاهدین بود والان هم هست. در هیچ سایت دیگری انیقدر مجاهدین طلب کار نبوده اند که در دیدگاه. چرا؟ مجاهدین اینهمه سایت دارند چرا می خواهند دیدگاه تریبون اختصاصی آنها باشد؟ برای اینکه کسی به سایت خودشان مزاجعه نمی کند؟ این دیگر مشکل دیدگاه نیست. مجاهدین می خواهند یا شما را مطیع یا تکفیر کنند همین کار را با دیگرانی کردند که از شما هم قوی تر بودند. نمونها:1- وقتی که نتوانستند بنی صدر را نگهدارند به اسم برادر زاده اش نامه جعل و بنی صدر را به ناسزا بستند. 2- شهرزاد حاج سید جوادی را واداشتند تا عمویش را به فحش ببندد. 3- وقتی نتوانستند حزب دمکرات را در شورا نگهدارند بخشی از آن را با تمهیدات بنام "رهبری انقلابی" منشعب کردند. 4-همین کار را با رفیق نزدیک شما مهدی سامع کردند و او را به لحاظ سیاسی سوزاندند.5-وقتی که شاملو سال 58 از مجاهدین تعریف کرد گفتند او "چشم و چراغ ادبیات ایران" است و وقتی انتقاد کرد او را " تریاکی نامیدند" 6-کمال رفعت صفائی عضو تحریریه نشریه و رادیو مجاهد بود اما چون جدا شد " عامل ساواک آخوندی شد".می تونم 100 نمونه دیگر هم ذکر کنم. جناب ناظر چنین برخوردهائی از طرف مجاهدین باعث می شود که مردم و نیروها به سرنوشت این جریان بی اعتنا شوند. شما تکلیف و خطتان را از این جریان جدا کنید و روی پای خود بیاستید. نه دشمن مجاهدین و نه دست نشانده آنها باشید. مستقل باشید و آزاد. برای شما آرزوی موفقیت دارم.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: عباس]  [  ]  
باسلام
باتاسف از اینکه تصمیم به تعطیلی گرفتید. اگر این تصمیم شما به منظور مجموع اشکالات باشد که امری است که خودتان مختارید ولی اگر صرفا به خاطر انتقادات دوستان هوادار مجاهدین این تصمیم را گرفته اید بایستی بگویم و نتیجه بگیریم که مجاهدین موفق شدند در قالب افراد من غیر مستقیم مثل احمدیها و ...سایت شما راتعطیل کنند. واین حق را به خودشان بدهند که فقط انها هستند که مبارزه می کنند و مبارزه وقتی معنی دارد که همه زیر علم آنها سینه بزنند.در صورتیکه نیروی پیشروی مثل مجاهدین که همه چیز خودشان را فدا کردند اتفاقا بایستی به همان نسبت کمک کار و حامی همه افرادی بودند که حتی به قول آقای رجوی اگر کسی در دلش هم به خمینی وال خمینی لعنتی گفته باشددر صف مقاومت است . ولی متاسفانه این فدای حداکثر مجاهدین که از همه چیز خود گذشتند آنها را بسیار مغرور کرده است و بااین غرور معلوم نیست چگونه و چطور می توانند فردای ایران نوکر دوم و یاکلفت دوم دیگران باشند. و با این طلبکاری که از دیگران می کنند، بهای این عملکردها را فقظ مردم ایران میدهند و بس کمااینکه این روزها در کردستان و خوزستان شاهدش بودیم . آقای احمدی اگر می تواند برود از تمامی دوستان شورا وهواداران نطرخواهی کند در مورد عملکردهای مقاومت، اما به یک شرط و آن اینکه این دوستان قلبشان با زبانشان یکی باشد و هرکس با خدای خودش و آنچه که در قلبش می گذرد تنها کند و انتقاداتاشان را به جای اینکه در محفلهای چندنفری زبوبانه ابراز کنند برای آقای احمدی بنویسند آنوقت خواهند دید که چه چیزها بیرون خواهد زد حال اگر آدمهایی می آیند در دیدگاه انتقاداتی نسبت به مجاهدین ارایه میدهند میشوند ضد مقاومت و بوی رژیم و غیروذالک و متاسفانه آن دسته از جداشدهای سازمان نیز که به دامن وزارت اطلاعات آخوندی افتادند من غیر مستقیم تنها کمکی که به سازمان می کنند اینست که با چرندگویهای خودشان راه هرگونه انتقاد اصولی را به مجاهدین بسته اند. چون اگر هر کس بیاید حرفی بزند می شود ضد مقاومت .پس به نظرم شما خودتان که به عنوان یک فرد مستقل هستید نبایستی اسیر جو و جوسازیهای دیگران شوید
موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: رضا احمدی]  [  ]  
درپاسخ به نظراتی که درمورد پیام من نوشته شده است. من نه دشمن دیدگاه هستم و نه دشمن آقای ناظر . نه میخواهم دیدگاه بسته شود. خود آقای ناظر یادداشتی نوشته اند و بحثی را مطرح کرده اند . سئوال میکنند که چرا دیدگاه نتوانسته به اهداف خودش دست یابد. اهداف اش هم بوده 1- پیشبرد امر سرنگونی - 2- پیشبرد اتحاد نیروهای برانداز -3- کمک عملی به زندانیان سیاسی یا ربوده شده ها فاکت مشخصی هم آورده اند که چرا درمورد ربوده شدن دو مجاهد از اشرف . ارگان ها و سازمان ها و غیره سکوت کرده اند. من جوابم صرفا به این مطلب ایشان بود. حرف من این است که وقتی در خود سایت دیدگاه از هر 4 مقاله ای که نوشته میشود حداقل 2 تایش ضد مجاهدین است . و خود آقای ناظر هم هروقت یادداشت مینویسند. اول از همه از مجاهدین ( از اینکه کله شق اند از اینکه با صد من عسل نمی شود خوردشان - از اینکه قبولشان ندارند . از اینکه نمیدانند برای گرفتن استاتوی اقامت درعراق به آنها تبریک بگویند یا تسلیت ) و همه اینها را خودشان مینویسند.دیگر چه توقعی دارند که بتوانند دیگران را وارد صحنه درحمایت آنان کنند؟ اینجا میتواند یک سایت روشنفکر ی باشد . میتواند اساسا ضد مجاهدین باشد . کسی اصلا حرفی ندارد. ولی این سئوال مشخص ایشان است . من اگر ضدیت با این سایت داشتم اصلا وارد این جوابگویی نمی شدم. همانطور که دیگران هم وارد نمیشوند. و هرکسی کار خودش را میکند. من میگویم اگر قراراست اتحاد باشد و شما شعارتان هست " نیروهای برانداز متحد شوید" اولین نشانه این اتحاد باید درسایت خودتان باشد. چطور توقع دارید که اینهمه بی احترامی اینجا به بالا تا پائین مجاهدین میشود . تاجاییکه آقای مثلا علی سالاری مینویسد که مسعود رجوی از خامنه ای بدتر است و شما هم این مطلب را درج میکنید بعد میگویید نیروهای برانداز متحد شوید؟؟؟؟ با هیچ منطقی این نوع دیالوگ به عقل جور درنمی آید. مجاهدین بله سایت هایشان را دارند و تبلیغاتشان . و کاری به کار کسی هم ندارند. ولی در پاسخ به یک سئوال مشخص من نه به عنوان هوادار مجاهدین بلکه به عنوان یک خواننده میگویم که وقتی اینجا دراکثر مطالب و یادداشتها و نظرها لگدی محض رضای خدا نثار مجاهدین میشود. پس توقع نداشته باشید که یک هوادار مجاهد هم بیاید از شما تعریف و تمجید کند. هررابطه ای دوطرف دارد. دیگراینکه اگر ما جنگ را نه یک جنگ آکادمیک با جمهوری اسلامی ( که درزمان صلح معنا میدهد نه درزمان جنگ -) بلکه جنگی عینی و رودر رو و درصحنه عمل میشناسیم . جنگی که باید کشت و کشته شد . چطوراست که نیرویی را که در26 سال یک سره اینکاررا کرده است مرتب میکوبیم. حتی درمقالاتمان به مردم توصیه می کنیم که این نیرو چنان است و چنین است وکله شق است و رهایش کنید و بروید برای خودتان تشکل دیگری داشته باشید ( به کرات این توصیه را درمقالات چاپ شده در اینجا دیده ام)آیا این واقعا با اصل اعتقاد به جنگ با رژیم جمهوری اسلامی منافات ندارد؟ و آیا کلا این روش کار که هرچه هرکه می نویسد حتی اگر 10 مقاله را درروز یک نفر با 10 اسم مستعار بنویسد ما چاپ می کنیم و مسئولیت اش را می اندازیم گردن نویسنده. آقای ناظر از کجا معلوم است که خیلی مقالات را عوامل رژیم نمی نویسند وقتی شما اساسا دردستگاهتان کنترلی برمقالات آمده نیست؟ اینها همه جواب به پرسش آقای ناظراست . خودشان خواسته اند که بدانند چرا دیدگاه به جلو نمی رود( درجبهه جنگ) ونه دربحث های آکادمیک. چرا دیدگاه رسانه اتحاد و براندازی و اینها نیست و نشده است . جواب مشخص است . درعمل و پراتیک به هیچ نیرویی تکیه ندارد. یک کتابخانه است نه یک صحنه جنگ
این نظر من بود. حالا اگر نتوانسته بودم خوب بیان کنم و اینهمه عکس العمل ایجاد کرده است تقصیر از قلم نارسای من است . موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: میلاد مختوم]  [  ]  
از متن نوشته تان معلوم است، که تصمیمتان را برای تعطیل کردن سایت گرفته اید. به هر دلیلی این تصمیم را گرفته باشید، باید آنرا پذیرفت و به آن احترام گذاشت. از نظر من اما مایه تأسف بسیار است، اگر سایت دیدگاه، بعد از اینهمه تجربه اندوزی در زمینه نشر اینترنتی، بخاطر خوشایند فلان مخالف و یا بهمان موافق تعطیل گردد. من اگرچه با بسیاری از مطالبی که در سایت منتشر میشوند موافق نیستم و حتی گاهی از خواندن بعضی از آنها لجم هم میگیرد، اما وجود این سایت را بسیار نیک میدانم، با وجود همه آن کم کاری هایی هم که خودتان به آن آگاهی دارید. مایلم بدون هیچگونه تعارفی در همین جا از زخماتتان در این زمینه تشکر کنم. من فکر میکنم که وجود سایت دیدگاه خیلی بیش از آنچه خودتان فکر میکنید، مفید و سازنده است. اگر همچنان از پس مشکلات و زحمات مربوط به آن برمی آیید، همچنان به کارتان ادامه بدهید و به اصولی که خودتان بر آنها باور دارید، پایبند باشید و اجازه ندهید، که ناسزاگویی مخالفان و یا حتی تشویق های موافقان در مورد سرنوشت دیدگاه تعیین کننده باشد.
روشنگری در شرایط کنونی، بیشتر از هر زمان دیگری ضروری است. پایدار باشید.
  

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: هاشمى]  [  ]  
من تمام نظرها را خواندم ويك پيشنهاد براى انتقاد كنندگان به ديدگاه دارم.خيلى كمك مى كند اگر دوستانى مثل آقاى احمدى زحمت بكشند و مقاله اى كامل بنويسند واز نظر يك فرد چپ و انقلابى كه واقعا با رژيم جمهورى اسلامى سر جنگ دارند راه درست را واقعا به ديدگاه راهنمائى كنند.روشن است كه بيشتر انتقاد كنندگان از هواداران و رفقاى سازمان مجاهدين هستند كه از ديدگاه اشفته اند ومعتقدند ديدگاه جنگ نمى كند و مزاحم آن كسانى هم هست كه دارند جنگ مى كنند و اگر اصلا نباشد بهتر است.آياحق ندارد روى ىك نيرو كه خودش را صاحب تمام مبارزات مردم ايران مى داند وهمىن الان هم خيلى آكتيو است حساس باشد و هم خوبش را بنويسد و هم انتقادش را بكند راستى ديدگاه چه بكند تامورد قبول رفقا باشد.آيا بايد تعطيل شود و يا اين كه راه درستى هم هست كه مى شود توسط كسانى چون آقاى احمدى و دىگر انتقاد كننده ها به ديدگاه وكسانى كه با ديدگاه فعاليت مى كنند نشان داده شود وهمه بتوانيم با حفظ استقلال و موضع انتقاد نسبت به هم در كنار هم مبارزه بكنيم.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: کار بر دیدگاه]  [  ]  
معلوم نیست مشکل عده‌ای با دیدگاه بر سر چیست؟ الحمدالله کم نیستند سایت‌های باب طبع منتقدین دیدگاه که می‌توانند به همان‌ها رجوع کنند ولی خوب است از متصدیان همان سایت‌ها سؤال کنند که تعداد کاربران آن‌ها چقدر است. آیا امثال آقای احمدی که می‌گویند چرا در دیدگاه خبر آکسیون‌های چند نفره مجاهدین را نمی‌دهند، آیا می‌توانند بگویند کدام تظاهرات، آکسیون و یا حرکت اعتراضی از دیگر جریانات سیاسی ایرانی تا به حال برای یک بار هم که شده در سایت‌های مجاهدین و نیروهای هوادار آن‌ها انعکاس یافته است؟ لطفاً اول یک سوزن به خودتان بزنید بعد یک جوال دوز به مردم.آیا توجه داشته‌اید که در میان سایت‌های ایرانی مستقل، دیدگاه بیشترین پوشش را به اخبار دو مجاهد ربوده شده داده است؟ درد شما چیست؟ با اطمینان می‌توان بگویم، اگر سایت‌هایی چون دیدگاه وافرادی مثل علی ناظر و اسماعیل وفا که اکثریت قریب به اتفاق سرودهای مجاهدین از آن اوست تحمل نشوند راه به فاشیسم خواهد برد.   

[تاریخ ارسال: 22 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: ولى]  [  ]  
آقاى ناظرتعطيل كردن ديدگاه كار صحيحى نيست و باعث حل مشكلى هم نمى شود. كار روزنامه نگارى و در روزگار ما سايت نگارى همين است كه ملاحظه مى كنيد. يا بايد چيزهائى گفت كه عموم خوششان بيايد و يا چيزهائى كه افراد و گروههاى خاصى راضى بشوند و يا اينكه وقتى در صحنه شرافت و روشنگرى و تعهدات واقعى وارد مى شوى دائم بايد از اين و آن طعنه بشنوى وضربات را تحمل كنى. شما فكر مى كنى كه سرنوشت كسانى مثل عشقى و بهار و محمد مسعود و كريم پور چرا آنطورى شد و پوينده و مختارى و نظاير اىنها چرا كشته شدند چون پايشان را از گليم خود دراز كرده بودند.ديدگاه هم وضعش همين است واگر تعطيل بشود هم ملاها را خوشحال خواهد كرد و هم بعضى ها را كه دشمن ملا هستند و يك جائى كه افراد مى توانند كمى ازاد حرفهاىشان را بزنند وجود نخواهد داشت. ديدگاه را تعطيل نكنيد و سرنوشت دردناك خودتان را اگر كه مى خواهيد به مسئوليت روشنفكرى ومبارزاتى خود عمل كنيد قبول داشته باشيد كه هم از دوست بخوريد و هم از دشمن. موفقيت شما را آرزو دارم.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: نرگس]  [  ]  
آقاى احمدى آن نوشته مورد نظر شما هم دارد با مذهب ارتجاعى مى جنگد . نمى دانم حتى وقتى در يك مقاله از واقعيت مذهب ارتجاعى صحبت مى شود به طرفداران مذهب انقلابى سنگين مى آيد.راستى مشكل كجاست لطف كرده و نوشته را بخوانيد و نقد كنيد . و برخورد درست و منصفانه نويسنده را با حقايق خوب و بد تاريخى درك كنيد و اگر نظرات بهترى داريد ارائه كنيد تا امثال من از جنابعالى طرفدارى كنيم و هدايت شويم .سعى نكنيد با مارك طرفدار مرا گوشمالى بدهيد من بر خلاف جنابعالى طرفدار افراد نيستم ولى اگر كسى از حقايق حرف بزند از آن حقايق دفاع مى كنم واز آن هراسى هم ندارم.ولى شما اگر نه از مقاله از نويسنده مقاله ناراحت هستيد به طور روشن حرفتان را بزنيد. موفق باشيد   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: هوشنگ سپهرى]  [  ]  
جامعه ايران با وجود 27 سال حكومت مذهبى و اين همه بدبختى و فلاكت كه بر سرش آمده هنوز هم جامعه اى مذهبى است ومذهبى هم خواهد بود اما اشتباه است كه در اين فكر باشيم كه ايران از لحاظ مذهبى همان وضع سالهاى پنجاه و هفت و هشت را دارد وجوانها دنبال آن افكار هستند.مردم مذهبى هستند ولى از دخالت مذهب در حكومت بخصوص جوانها بدشان مى آيد وبيزار هستند.در ايران جوانهاى اهل بحث و سواد از يك مذهب ايمانىبه طرف يك مذهب عقلائى دارند مى روند و اين حركت روز به روز هم دارد بىشتر مى شود وضع مذهب آىنده را هم همين حركت تعيين تكليف مى كند.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: مرتضى]  [  ]  
تعداد سايتهاى روشنفكرى ايرانى خيلى زياد است كه هميشه بحث وادبى و روشنفكرى و از اين چيزها مى كنند و كسى هم به اونها ايراد نمى گيرد ولى معلوم نمى شود كه چرا اينقدر زياد وجود ديدگاه باعث ايرادها و انتقادهاست و گاهى اصلن باعث مى شود كه آدم به فكر بيفتد كه گويافقط اين سايت خطراتى ايجاد مى كند وكمك مى كند كه جمهورى اسلامى سرنگون نشود ومردم جنگ نكنند. معلوم نيست كه چه خبر هائى هست.   

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: مهران]  [  ]  
سلام . من راستش از نوشته شما ناراحت شدم. میدانم که زحمت می کشید و زیاد وقت میگذارید. به نظر من بهتراست شما سایت تان را یک مقدار رادیکال تر کنید. نه به سمت آن نمونه بوروکراسی که مثلا آقای علی سالاری میگوید و مسعود رجوی را با علی خامنه ای مقایسه میکند!!!! یا کسی به اسم جلال یاسینی می آید باز مجاهدین را به فحش میکشد. اگر میخواهید وارد صحنه واقعی جنگ بشوید باید از نیروی جنگنده حمایت کنید و اگر نه حمایت جلوی ضدیت های هیستریک را با آنها بگیرید. هرمقاله ای که توهین آمیز با نیروهای مخالف جمهوری اسلامی است قبول نکنید فرق نمی کند اگر هواداران مجاهدین مثلا به کمونیست ها یا لیبرال ها و غیره توهین کردند جلویش را بگیرید . درعمل هم سعی کنید که آن شعار سایت یعنی اتحاد را حداقل خودتان عمل کنید. مطمئن باشید که نتیجه بهتری برای سرنگونی رژیم خواهید گرفت . برای دموکراسی اولین قدم انداختن رژیم جمهوری اسلامی است . نه اینکه به اسم دموکراسی اینجا نیروهای مخالف به جان هم بیفتند و همه جور توهین به هم بکنند و رژیم جمهوری اسلامی هم به به و چه چه کند. موفق باشید   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.