شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

60 سال پيروزی بر فاشيسم ژاپن

م. راد

  m.rad@gmx.net

 

15 اوت 1945 روز شكست قطعی فاشيسم ژاپن در جنوب شرقی آسياست و امروز تمامی ‌كشورهای ‌منطقه شصتمين سال پيروزی‌ در جنگ بر عليه ژاپن را جشن ميگيرند شصت سال پيش در چنين روزی امپراتور ژاپن هيرو هيتو طی اعلاميه ای از راديو ‍ سراسری ژاپن اعلام كرد كه اين كشور مصوبات كنفرانس پتسدام را می پذيرد و بدون قيد وشرط خود را تسليم نيروهای متفقين  ميكنداين كنفرانس پس از شكست فاشيسم آلمان درجنگ جهانی دوم در شهر پتسدام نزديك برلين  بر گزار شده بود.

ژاپن در 18 سپتامبر 1931بطور ناگهانی راه آهن شمال چين را بمباران هوايی كرده و عملا جنگ با كشور چين را آغاز نمود ژاپن پيش از آن ‌كشور كره را اشغال وآنرا ضميمه خاك خود كرده بود.

اين اشغال و تجاوز بيش از چهارده سال ادامه پيدا كرد و در اين سالها با مقاومت بيسابقه چين و كره ژاپن بلاخره در تاريخ 15 اوت 1945با درهم شكستن قوايش  شكست قطعی را پذيرفت و خود را تسليم نيروهای مقاومت چين وكره كرد.

ژاپن طی اين چهارده سال به بسياری از كشورهای ‌جنوب شرقی آسيا از جمله به برمه ، فيليپين ، استراليا ، تايلند  و حتی ‌به آمريكا علاوه بر چين و كره هجوم برد خسارت جانی ‌وارد شده باين كشورها سر به فلك ميكشد در چين نيروهای ‌بربرو ضد بشر ژاپنی با شعار سه پاكسازی يعنی  سوزاندن ، نابود كردن و قتل عام  جنگ را شروع كرده وطی چهارده سال بر طبق آمار چين بيش از 37 مليون چينی را قتل عام كردند خسارت اقتصادی مستقيم بالغ بر صد ميليارد دلار و خسارت غير مستقيم به بيش از پانصد ميليارد دلار رسيده بود در همين دوره ژاپن در كره نيز بيش از هشت مليون مردم اين كشور را قتل و عام كرد و خسارت غير قابل جبرانی به اين كشور وارد آورد.

ژاپن تنها در شهر نانجينگ (Nanjing ) سيصد هزار نفرمردم شهراز زن و بچه تا سالمند و جوان را برای زهر چشم گرفتن قتل و عام كرد و اين شهر را به يك جهنم بتمام معنی ‌تبديل كرد اين شهر امروزه به موزه جنايات ضد بشری بر عليه ژاپن تبديل شده است .

در فيليپين تنها بخاطر كشته شدن يك سرباز ژاپنی شصت هزار نفر از زندانيان فيليپينی را اعدام و بيش از سيصد هزار نفراز مردم عادی ‌را مجبور به كارهای ‌طاقت فرسا كرده كه بيش از صد هزار نفر آنها در همان روزهای‌ اول جان باختند ژاپن برای ساختن راه آهن در برمه و تايلند ازهزاران زندانی و كارگر كشورهای جنوب شرقی آسيا استفاده كرد كه اكثريت غريب به اتفاق آنها هرگز به خانه های خود باز نگشتند بطوری كه برای‌هر يك كيلومتر راه آهن بر طبق اسناد خود ژاپنی ها بيش از چهارصد زندانی‌ جان خود را از دست دادند.

پس از پايان جنگ ژاپن تنها كشور فاشيستی در جهان بود كه بيش از هزار نفر از جنايت كاران جنگی اين كشور در دادگاه بين المللی توكيو به زندان طولانی‌ مدت و يا به اعدام  محكوم شدند.

 

چين و جنگ ضد فاشيستی :

 

در گذشته و يا حد اقل طی سالهای اخير چنين وانمود شده است كه تنها آلمان نازی ‌و ايتالياعملكرد فاشيستی داشته و بنحوی كوشش شده است كه مقاومت نيروهای مبارز كشورهای ‌جنوب شرقی آسيا ناديده گرفته شود در حالی كه مبارزه بر عليه فاشيسم در دنيا از سال 1931 يعنی از آغاز تهاجم نيروهای ‌متجاوز ژاپنی به چين  شروع شده است و كشورهای‌ فاشيستی از جمله آلمان و ايتاليا درسهای خود را از ژاپن آموخته اند.

ژاپن در سال 1931 شمال شرقی چين را با قصاوت بی مانندی به اشغال خود در آورد تا از طريق آن بتواند براحتی مغولستان و منچوری را ضميمه خاك خود كند در عين حال بيشتر تاسيسات نظامی‌ خود را بتدريج از ژاپن به اين منطقه منتقل كرد و در صدد بر آمد تا از مردم چين وكره بعنوان برده استفاده كند و از آنجا كه حكومت ضعيف چين را خوب ميشناخت حكومت پوشالی ‌ديگری در منطقه اشغالی‌ايجاد كرد و از طريق آن به سرباز گيری و آموزش آنها پرداخت تا بقيه كشور را بتدريخ زير كنترل خود در آورد چيان كايچك رئيس جمهور ‌ چين كه در زمان رياست جمهوی ‌دكتر سون ياتسن برجسته ترين شخصيت ملی چين وزير دفاع بود و با يكی از دختران رئيس جمهور نيز ازدواج كرده بود پس از مرگ وی از فرصت استفاده كرده و تصميم گرفت قدرت را در چين قبضه كرده و با همكای ژاپن بزعم خود به حكومت خود زير سايه ژاپن و احتمالا آمريكا ادامه دهد .

چيانكايچك حمله و اشغال شمال شرقی چين را زير سبيلی در كرد تا وارد مذاكره با ژاپن شده و خوش خدمتی خود را به اثبات برساند در عين حال كمونيست ها را ياغی‌ و همزمان با ژاپن به سركوب خونين آنها پرداخت و قرارداد بين اتحاد شوروی ‌و چين را يكطرفه بهم زد.

 دكتر سون ياتسن رئيس جمهور چين پس از پيروزی در انقلاب ملی ‌و سرنگونی ‌سيستم فئودالی‌ همكاری‌همه جانبه ای را با حزب كمونست چين آغاز كرد و حتی‌ توافق استراتژيك با آنها به امضاء رساند كه به سه اصل خلق معروف است اين سه اصل شامل همكاری‌همه جانبه با حزب كمونيست ، اصلاحات اساسی در كشور از جمله اصلاحات ارضی  و همكاری ‌با اتحاد شوروی‌ بود چيانكايچك كه مصحور قدرت نظامی ژاپن شده بود اوضاع را بر وفق مراد ديد  و تلاش حزب كمونسيت را برای همكاری‌ ناديده گرفت و عملا بيك ديكتاتور نظامی‌ باب طبع ژاپن در آمد كه بعداز شكست ژاپن شديدا مورد استفاده آمريكا قرار گرفت.

حزب كمونسيت كه از سال 1919 يعنی تنها دوسال بعداز انقلاب  اكتبر پا گرفته بود از رهبران بر جسته ای همانند مائو ، چوئن لای ، لئوشائوچی و جوده و ده ها شخصيت بر خوردار بود كه نه تنها زمينه همكای ‌با دولت ملی ‌در كشور را فراهم كرده بود بلكه توانسته بود در اثر اين همكاری‌ زمينه مساعدی ‌برای تبليغ نظرات خود در بين زحمتكشان چين ‌ فراهم آورد بدين ترتيب اين حزب موفق شد نظرات خود را در سطح كشور به اطلاع مردم برساند و با چرخش ناگهانی‌ چيانكايچك كه از سال 1927 شروع شده بود عليرغم چپ روی ‌و راست روی و اصلاح آن در حزب ابتكار عمل را از آن خود كند.

از سالهای‌1927 به بعد حزب كمونيست پايگاه های خود را افزايش داده و با مسلح كردن توده ها موفق شد حملات گسترده حكومت را نه تنها خنثی كند بلكه جنبش مسلحانه را گسترش بيشتری بدهد چيانكايچك از آنجا كه يك ارتش بيش از سه مليون نفری ‌داشت فكر ميكرد قادر است بخوبی از پس حزب كمونيست بر آيد .

حمله ژاپن به شمال چين تصورات واحی ‌چيانكايچك و دارودسته او رابا توجه به بی عملی‌ آن نقش بر آب كرد بخصوص اينكه حزب كمونيست فراخوان مقاومت در برابر ژاپن را صادر كرد و به جنگ مسلحانه بر عليه نيروهای متجاوز پرداخت عليرغم آنكه از نظر نيرو و ابزار جنگی‌ قابل مقايسه با نيروهای ‌ژاپنی و دولتی نبود.

ژاپن كه قره از اشغال بدون مقاومت در شمال چين شده بود با يك نيروی‌ بزرگ مغولستان را در سال 1933 به اشغال خود در آورد كه حمله متقابل ارتش سرخ شوروی ‌و درهم شكستن ارتش ژاپن در سال 1935اين كشور مجبور شد با بيش از پانصد هزار كشته و با به جا گذاشتن ابزار جنگی ‌فراوان  شكست را به پذيرد و با شوروی ‌قرارداد عدم تجاوز بببنددكه تا سال 1945 معتبر بود ژاپن در اين حمله از سربازان چينی و كره ای ‌نيز استفاده كرده بود.

شكست ژاپن در اين تهاجم موقعيت نيروهای مقاومت چين را افزايش داد و همزمان دوحزب كمونيستی ديگر يعنی‌ حزب كمونيست كره تحت رهبری‌ كيم ايل سونگ و حزب كمونيست ويتنام تحت رهبری هوشيمين در چين شكل گرفت كه آنها نيز بسرعت به بسيج توده ها  برای مقاومت بر عليه ژاپن دست زدند وبدين ترتيب دوجبهه ديگر بر عليه ژاپن گشوده شد.

از اين تاريخ ببعد ديگر ابتكار عمل بدست حزب كمونيست چين افتاد  و جناب چيانكايچك عليرغم تلاش رهبران حزب كمونيست چين  برای شركت حكومت در جنگ بر عليه ژاپن راه بجايی نبرد و چيانكايچك از بالای كوه نظاره گر جنگ ببرها شد تا با ضعيف شدت دوطرف سوار جريان شده و خود را بعنوان پيروز معركه وارد ميدان كند.

حزب كمونسيت چين همزمان با مبارزه بر عليه ارتش متجاوز ژاپن مجبور بود با ارتش پوشالی ‌حكومت گوميندان هم  بجنگد كه اين تجربه در جنگ تا آنجا پيش رفت كه منجر به ايجاد دوارتش سرخ نيرومند بنام ارتش چهارم و هشتم شد كه ده ها هزار پارتيزان در سراسر منطقه آزاد شده را در هاله خود جمع كرده بود كه توانست سرنوشت جنگ ضد فاشيستی را رقم بزند.

شكست ژاپن از ارتش سرخ شوروی و حملات پی در پی‌ مسلحانه بر ارتش ژاپن در مناطق اشغالی‌ همزمان شد با بروی كار آمدن حكومت نازی ها در آلمان هيتلری كه بلافاصله ارتباط نزديكی بين آلمان و ژاپن و ايتاليا بر قرار شد و هيتلرو موسيلينی در تلاش بر آمدند از تجارب فاشيستی ژاپن برای تدارك جنگ در اروپا و در آفريقا بهره بگيرنداين دوكشور بسرعت با ژاپن پيمان اتحاد نظامی بستند كه از سال 1937 وارد مراحل اجرايی خود شد .

جبهه فاشيست تحت رهبری‌آلمان نازی ‌و فاشيستهای ‌ژاپنی و ايتاليايی‌ بهمراه چهار كشور ديگر جبهه فاشيست را تدارك ديدند و بدين ترتيب ميدان جنگ از جنوب شرقی آسيا به اروپا و آفريقا نيز كشيده شد و جنگ فاشيستی‌ در حدود دوميليارد مردم دنيارا درگير جنك كرد.

ژاپن در سال 1937 تصميم گرفت كار چين را يكسره كند و بطور ناگهانی‌ با بيش از دومليون سرباز چه از طريق كره و چه از طريق دريا به چين يورش برد و بخش بزرگی از خاك چين را به اشغال خود در آورد از جمله شهر شانگهای و همزمان به برمه و تايلند و فيليپين نيز يورش برد و سعی كرد آنها را تحت كنترل خود در آورد ژاپن در همين سالها بيش از 85% تاسيسات نظامی خود به چين منتقل كرد در واقع توان نظامی خود را در سواحل چين مستقر كرد. 

تنها چند نقطه چين كه تحت كنترل حزب كمونيست چين بود بعلت مقاومت زير سلطه نرفت چيانكايچك با وجود ارتشی بزرگ همچنان از مبارزه و مقاومت خود داری ‌ميكرد تا زمانی كه بربريت ژاپن داد حكومت گران را در آورد  و بسياری از دولت مردان داوطلبانه به ارتش سرخ پيوستند و حتی ‌چيانكايچك را دستگير و زندانی كردند و تنها با وساطت حزب كمونيست چين از زندان آزاد شد و تا شكست كامل ارتش ژاپن در مسند خود باقی ماند.

در تمام سالهای جنگ بر عليه ژاپن ارتش سرخ چين نه تنها مناطق وسيعی را آزاد كرد بلكه در پشت جبهه حملات مرگباری بر ارتش ژاپن وارد آورد و در سالهای ‌بعداز 1941 بيش از سيصد هزار نفر به برمه فرستاد تا اين كشور در اشغال ژاپن در نيايد.

مقاومت جانانه كشورهای‌ جنوب شرقی آسيا ودر راس آن چين و شكست نازيها در استالين گراد و حماقت ژاپن در حمله به آمريكا جبهه ضد فاشيست را به پنجاه كشور رساند و نيروهای فاشيستی در تمام جبهه ها مورد حمله قرار گرفتند پيروزی ارتش سرخ شوروی‌ در هشتم ماه مه و تسليم بدون قيد وشرط آلمان و درهم شكسته شدن جبهه فاشيسم در اروپا و آفريقا اتحاد شوروی ‌نيز به ژاپن اعلان جنگ داد و از طريق منچوری‌ وارد خاك كره و چين شد و همزمان ارتش سرخ چين و كره مناطق وسيعی از كشور را از دست ژاپن آزاد كردند.

تنها در چين بيش از يك مليون و پانصد هزار سرباز ژاپونی نابود شدند و كره نيز بهمراه ارتش سرخ چين موفق شد ارتش ژاپن را كه بيشتر آنها از مردم كره بودند را متلاشی كند.

هيروهيتو امپراتور ژاپن پس از آگاهی از درهم شكسته شدن ارتش ژاپن در چين و كره در خواست مذاكره و تسليم بدون قيدو شرط را در صورت ماندن وی ‌در حكومت تسليم چين و شوروی و حتی‌آمريكا كرد كه در آخرين لحظه وارد جنگ شده بود ‌آمريكايی ها با وجود اين پيشنهاد دوشهر هيروشيما و ناكازاكی را به بهاته عدم اعتماد به ژاپنی ها با بمب اتمی‌ ويران كردند و بيش از چهارصد هزار نفر تلفات به مردم عادی اين دو شهروارد آورندتا قدرت سلاح مخرب خود را برخ اتحاد شوروی و ارتش سرخ چين وكره بكشند و لی‌ روند مبارزات تا آنجا پيش رفت كه جمهوری ‌توده ای‌ كره و جمهوری ‌توده ای ‌چين و جمهوری ‌توده ای ‌ويتنام با شكست فاشيسم متولد شدند .

در اين جنگ چهارده ساله در جنوب شرقی آسيا بر عليه فاشيسم چين با قربانی كردن بيش از سی و هشت مليون از جمله سه و نيم مليون سرباز و خسارت مالی‌ ششصد ميليارد دلار و كره با قربانی كردن بيش از هشت مليون نفر و تلاشی كامل اقتصاد كشور نقش تعيين كنند ه ای ‌در شكست فاشيسم در سطح جهان و پيروزی ارتش سرخ شوروی بر فاشيسم اروپا بازی كردند اتحاد شوروی در جنگ چهار ساله خود بر عليه نازيها ی آلمان 41% خسارت مالی‌ جنگ جهانی دوم را بخود اختصاص داد در اين جنگ اتحاد شوروی ‌با بيست وهفت مليون نفركشته كه بيش از هشت مليون فقط از ارتش سرخ بودند اروپا را از بر بريت فاشيسم رها ساخت و به اتفاق چين و كره و هم پيمانان خود در جهان تاريخ بشريت را وارد مسير ديگری كرد در اين جنگ اتحاد شوروی ‌بيش از 680 ميليارد روبل خسارت مالی را تحمل كرد.

در جنگ جهانی دوم آمريكا 400.000 و انگلستان 270.000 كشته دادند در حاليكه ژاپنی ها درچين نه مليون مردم عادی را تنها جهت انتقام قتل و عام كردند با وجود همه ی مشكلات و محاسباتی كه كشورها بر اساس منافع خود كرده بودند  نيروهای‌ چپ موفق شدند با ايجاد يك جبهه وسيع جهانی و نهراسيدن از قربانی دادن فاشيسم را بتاريخ بسپارند.

جشن شصت و مين سال پيروزی بر فاشيسم ژاپن بر تمامی مردم جنوب شرقی آسيا مبارك باد اين جشن كه برای اولين بار از طرف تمامی كشورهای ‌جنوب شرقی آسيا بر گزار شد و از نيوزيلند تا استراليا و چين و برمه و كره تا فيليپين تا انگلستان و آمريكا  را در بر ميگرفت بلاخره حكومت ژاپن را وادار كرد از طريق نخست وزير خود طی پيامی‌ بطور رسمی‌ از جناياتی كه ژاپن در سالهای‌1931 تا 1945 مرتكب شده است عذر خواهی كند و اعلام كند كه ژاپن هرگز پای جنگ تجاوزكارانه نرود.

 ژاپنی كه در سال 1992 در مانور نظامی اتمی‌آمريكا در آبهای‌ چين دست زده بود و داوطلبانه در جنگ عراق شركت كرده بود و بودجه نظامی خود را بطور بيسابقه ای افزايش داده بود و حتی‌ اعلام كرده بود كه چين و كره دشمن اصلی اين كشور هستند آنچنان در منطقه جنوب شرقی آسيا منفور و منفرد شده است كه بعداز شسصت سال پيام كشورها و مردم كشورهای‌ منطقه و جهان را گرفته است كه فاشيسم يعنی ‌بربريت كه فاشيسم يعنی هيچ پرنسيبی را قبول نداشتن كه فاشيسم يعنی تحميل نظرات خود بزور بديگران كه فاشيسم يعنی ‌قانون جنگل كه فاشيسم يعنی‌ جنگ و جنايت كه فاشيسم يعنی‌ دخالت در امور ديگر كشورها كه فاشيسم يعنی ‌قتل و عام مردم عادی كه فاشيسم يعنی‌ تجاوز به كشورها تحت هرنامی و تحت هر عنوانی

 

تجربه جنگ جهانی ‌دوم نشان داده است كه فاشيسم چهره خود را بصورت تجاوز خارجی ‌نمايان ميكند و عملكرد آنرا در جنگ هايی كه براه می اندازد ميشود ديد فاشيسم يعنی‌ايجاد زندانهای ‌متعدد و زندانی ‌كردن انسانها بدون آنكه بدانند برای ‌چه در زندان هستند فاشيسم يعنی‌انتقام كور فاشيسم يعنی‌ نژادپرستی‌ و تحميل ايدئولوژی و سياست  بازور بديگران وفاشيسم يعنی ‌نقض حقوق بشر در تمام زمينه ها و باز تجربه تاريخی ‌نشان ميدهد فاشيسم يعنی‌ قدرت نظامی  برتر

 در جنگ جهانی ‌دوم هر سه كشور ژاپن و آلمان و ايتاليا علاوه بر حكومت نظامی‌ و توتاليتر بالاترين بودجه نظامی را بخود اختصاص داده بودند  در نهايت فاشيسم يعنی‌ بخش بزرگی از امكانات مالی ‌و صنعتی ‌كشور را در جهت توليدات نظامی بكار انداختن فاشيسم يعنی‌عملكرد امپرياليسم و سلطه آن در عرصه جهانی .

پيروزی ‌در جنگ بر عليه فاشيسم چه در جنوب شرقی آسيا و چه در اروپا و چه درآفريقا نشان ميدهد بدون داشتن رهبرانی كار آمد و وارد به امور سياسی و نظامی‌ و مسلح بودن بيك ايدئولوژی و تشكيلات منسجم در هيچ جنگی نميتوان پيروز شد در كشورهای‌اروپايی پس از بقدرت رسيدن هيتلر تمامی‌ كشورهای‌اروپايی منهای‌انگلستان بسرعت و بدون مقاومت خود را به آغوش هيتلر و دارودسته وی انداختند نه تنها حكومتها بلكه بسياری از احزاب در شكار كمونيستها و تحويل آنها به نيروهای فاشيست با هم برقابت ميپرداختند بدون اتحاد شوروی‌ امكان ايجاد جبهه ضد فاشيستی در اروپا وجود نداشت و بدون ارتش سرخ توده ای چين و حزب كمونيست چين پيروزی ‌بر ارتش ژاپن ناممكن بود در جنوب شرقی آسيا هم بسياری از كشورها و رهبران آنها شتابان خود را به آغوش ژاپن آنداخته بودند و طبعا بدون مبارزه بر عليه ژاپن ارتش سرخ شوروی‌ در وضعيت نامناسبی‌ قرار ميگرفت كه ميبايست در دوجبهه همزمان بجنگد كه كار بسيار سختی ‌بود.

تدارك و پيش بينی امكان جنگ فاشيستی‌ از طرف رهبران برجسته اتحاد شوروی‌ و چين كه بعلت تجربه كافی‌ در گذشته و شركت در جنگ توده ای‌ و جمع بندی دائمی تجارب  و تئوريزه كردن آنها اين امكان را بوجود آورد تا در مقابله با دشمن از تاكتيك بهتری‌ استفاده كنند كه بر جسته ترين آن همانا ايجاد جبهه وسيع بر عليه جنگ و متجاوزان و از طرف ديگر جلوگيری از اتحاد عمل نيروهای ارتجاعی‌ در سطح جهانی و منفرد كردن آنها بود.

 بدون شك بدون وجود رهبران و تئوريسن های اتحاد شوروی ‌و چين و كره پيروزی در جنگ كار آسان و حتی‌غير ممكن بود مطالعه تئوريهای جنگ و مقايسه آنها با تئوريسن های نظامی  ‌شوروی و چين و كره نشان ميدهد كه اين سه كشور تا چه اندازه به اين دانش مسلح بوده و آنرا تكامل داده اند وگرنه مقايسه امكانات دوجبهه نشان ميدهد كه نيروهای ‌فاشيست از نظر نظامی و مالی ‌و حتی ‌سربازگيری در آغاز جنگ از موقعيت برتری ‌بر خورداربودند كه بتدريج و با درايت و فداكاری‌ شوروی و چين و كره توازن نيرو بضرر نيروهای ‌فاشيستی بهم خورد و فاشيسم با شكست مواجه شد اين تجربه نشان ميدهد تلفيق  درست كار سياسی و تشكيلاتی ‌و استفاده درست از ابزارموجود و داشتن هدف مشخص و شيوه رسيدن به آن و كارجبهه ای و بسيج مردم بر اساس منافع مشترك آنها مقاومت ما را آسان تر و كار نيروهای ارتجاعی را مشكل تر ميكند.

بشريت مترقی‌ با پيروزی بر فاشيسم فاز بسيار خطرناكی را پشت سر گذاشت و بار ديگر رهبری درست و كار تشكيلاتی‌ ثمره درخشانی از خود بر جای گذاشت كه هنوز ما انسانهای ‌مدرن و مترقی‌از مواهب آن استفاده بهره منديم

 

 ( 15.08.2005)

   

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.