شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ -  ۳ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

رفتن آن و آمدن این
يادداشت هفته ياور استوار

ياور استوار (کوير)

گذشت زمان و چرخش بی ‌بازگشت آسیاب‌گونه‌ای آن که انگار باید رقم بخورد تا سیه‌روزگاری ملتی دربند بر صحیفه‌اش نقش بندد، کارِ خودش را می‌کند. نام این چرخ و گشت را هر چیز می‌توان گذاشت، جز آن چه باید باشد. انگار همین دیروز بود – نه هشت سال تمام پیش از این – که دوم خردادی شد که هوش و حواس بسیاری را پرت کرد. چه بسیاران بر سرِ نماز دست دعا بر آسمان برآوردند که او آمده است تا شاخ دیو را بشکند و گره از کار فرو بسته‌شان بگشاید. با عمامه‌ای شیک‌تراز بقیه و لبخندی ملیح بر لب. خیلی‌ها هلهله کردند و پای کوبان به دست‌افشانی پرداختند و با آب و تابی وصف‌ناپذیر، شمارِ بسیارِ رای‌های مردم را برخ مخالفان این ترفند کشیدند. در خارج و داخل جشن و شادی بر پا گشت که بخش داخلش هنوز قابل فهم‌تر بود تا آن چه در خارج و در میان بخشی از باصطلاح « اپوزیسیون» روی داد. چرا که داخلی‌ها بر سیاق « از این ستون تا آن ستون فرجه » در مندیر و انتظار تغییر و تحولی بودند و راه و چاره‌ای برای گریز از آن بن بستِ بلا‌آباد و به مصداق « الغریق یتچبسو الا کل الحشیش » به حشیشِ خاتمی چسبیدند. شادی و تایید خارجه‌نشینان، یعنی آن بخشی که با آهنگ دوم خرداد برقص برخاستند، عجیب بی‌معنی و گیج‌کننده بود. بخشی از این جماعت، چنان بوجد آمده بودند که بهنگام دست‌زدن، جرینگ جرینگ النگوهایشان گوش فلک را کر می‌کرد. اما چه شد؟ آن آمد، تا هشت سال دیگر سرِ مردم را با وعده و وعیدهای توخالی شیره بمالد و با ترفندی زیرکانه بر عمر این حکومتِ عنکبوتی بیفزاید و سوپاپِ اطمینانی باشد بر غلیان دیگ خشمِ مردم. با لبخندی ملیح و فریبا که در شمایل ظاهریش تومنی یک عباسی با آن دیگران توفیر داشت. اتفاقن شیوه‌ی مردم‌فریبی‌اش – یعنی همان چیزی که دل و دین خیلی‌ها را در آغاز ، بویژه در خارج ، بتاراج برد – هم فرق می‌کرد. حرف‌های گنده گنده و دهن‌پرکن می‌زد و به مصداقِ عالِم بی‌عمل، درخت بی‌ثمری بیش نبود. بروایتِ برخی از هم‌وطنان: هیکلن چوخ، غیرتن یخ! تحفه‌ی خاتمی چنان تو زرد بود که دانشجویان اصفهان « خرمای اصلاحاتش » را خورده و فاتحه‌اش را نیز خواندند. چرا که شخص شخیصشان دنده‌نهاد و قانع بر تخم آرای مردم خوابید تا احمدی نژاد از بیضه‌ی اسلام سر در بیاورد. بسیار مبارک است و میمون! آن که رفت، چنان در کارش خبره بود که طرفداران پر و پا قرصش را دسته دسته قلع و قمع کردند و جیکش در نیامد. شاهد را، سرنوشت عبرت‌انگیز بخشی از شرکت کنندگان کنفرانس برلین، حجاریان، عبداله نوری، و... آن هم در هنگامه‌ی دوم خردادی و اصلاحاتی بودن قوه مقننه. انگار نه انگار که شخص ایشان رییس قوه‌ی اجرایی کشور و رییس جمهور بود. ایشان در این راستا نه تنها از قدرت قانونی خویش که از رای بیست میلیونی مردم ناشی می شد بهره نگرفت بلکه همیشه با گردنی کج و دستمالی ابریشمینِ کار یزد، فرمایشات رهبر را تایید فرمود. چرا که از سویی مردِ این میدان نبود و از دیگر سوی، خود هم‌قبیله‌ی آنان بود. هم قبیله‌ی آنانی که اهریمن‌نامه‌ی قانون اساسی را انشاد و اماله کردند. البته از حق نباید گذشت که یک موضوع را نه یکبار بلکه چندین بار گفت و آن این که هرکس به این مثلن قانون اساسی چپ نگاه کند، ضد انقلاب و خاین است! و یک چیز دیگر هم بود که نگفت اما بر خلاف بی‌عملی‌هایش در عرصه‌های گوناگون، در عمل انجام داد. بر باد دادن بنیادهای اقتصادی کشور. در رأس همه‌ی این‌ها عقد قراردادهای اسارت‌باری است که با خارجی‌ها بصورت یک‌طرفه و به زیان مطلق منافع میهن ما بسته شد. تا با این باج‌دهی‌ها دهان اعتراض آنان بسته شود. در این راستا بیلِ فرانسه، ایتالیا و آلمان بیشترین آب را برداشت. هر چند که انگار رشته‌ی این رشوه‌ها و باج‌دهی‌ها با آمدن این یکی ( احمدی‌نژاد) در حال پنبه شدن است. اما بد نیست به آمار زیر نگاه کنید و خود بداوری بنشینید تا دریابید که در حکومت این سید خندان بر مملکت چه گذشت! آن چه در زیر آورده می‌شود برگرفته شده از سایت « خبرگزاری مهر» است که دیروز بیست و دوم امرداد ِ هشتاد و چهار برابر با سیزدهم اوت دوهزار و پنج تحت عنوان «گزارش ویژه» درج شده بود. محمد رضا رحیمی رییس دیوان محاسبات کشور، برخی از تخلفات کلان دستگاه اجرایی کشور ( حوزه‌ی عملیات دلاورانه‌ی خاتمی) را فاش کرد. او گفت: در تفریغ یکی از وزارت‌خانه، تخلفات حدود یازده هزار میلیارد تومان کشف شد! - در بخش آرد و نان حدود هشتصد و هفده میلیارد تومان تخلف صورت گرفته و کشف شده است. - شصت‌هزار تن برنج در کشور گم شده است . - یک میلیون وچهارصد هزار تن گندم نا پدید شده و وجود خارچی ندارد! - مقدار زیادی از گندم‌های وارداتی نامرغوب و برای حیوانات خوب است! - تنها در بخش پتروشیمی، بیش از پانصد میلیارد تومان به جیبِ دلالان ( که بدون شک از آقازاده‌ها بوده‌اند) رفته است. - دولت ( یعنی دولت خاتمی) می‌خواست در ماه‌های پایانی فعالیت خود، یکصد و سی و هفت میایارد تومان خرج تبلیغات کند، که جلوش گرفته شد. - سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به کامندانش هرماه سه ماه حقوق ( یعنی سه لا پهنا) حق.ق می‌دهد! ( و این در حالی است که در بسیاری از واحدهای صنعتی و کارگری حقوق ماهانه کارگران چندین ماه به تعویق می‌افتد و یا پرداخت نمی‌شود!) - وزیر تعاون در مدت صدارتش بصورت غیر قانونی هفت هزار سکه‌ی طلای بهار آزادی هدیه داده است! - برخی از افراد حقیقی از صندوق ذخیره‌ی ارزی کشور، وام گرفته ( کی پس می‌دهند خدا می‌داند) و با آن در سویس زمین ( لابد برای طرح خودکفایی می‌خواهند در آنجا کشاورزی کنند) و ویلا خریده‌اند ( که احتمالن بهنگام خستگی پس از کشاورزی استراحتکی بکنند) - یکی از متخلفین در عرصه صادرات کشور بعنوان صادر کننده‌ی نمونه از دست آقای خاتمی جایزه گرفته است. * داخل پرانتزها و تاکیدها از نویسنده مقاله است. این تازه بنا به خود گزارش« گوشه ای» از تخلفات و حیف و میل‌های اقتصادی دولت اصلاحات است که به وسیله‌ی رییس دیوان محسبات کشور، علنی شده و همانگونه که گفته‌شد در سایت وابسته و طرفدار خودشان بازتاب یافته است. و تو خود حدیثِ مفصل بخوان از این مجمل. آنچه گفته آمد بخش اندکی از دستاوردهای دورهی 8 ساله‌ی آن یکی بودکه می‌شود این خبر چالب را نیز بر آن افزود: فدراسیون جهانی تکواندو کمربند سیاه دان 8 خود را که بالاترین پایه‌ی این ورزش است به آقای محمد خاتمی اهدا کرد!(بدون شرح) اما این یکی که آمد. اگر بشود سرزمین ما و آنچه در آن می‌گذرد را به گل تشبیه کرد، احمدی نژاد حکم سبزه‌ای را دارد که برای آرایش آن آستین‌ها را بالا زده است. مگر نه اینست که ضرب المثل‌ها زمانی زیباتر می‌شوند که مصداق عینی بیابند؟ دردسرهای این مردم کم بود که این یکی هم از راه رسید! اصلن می‌دانید واقعیت چیست؟ حکومت اسلامی آمده است تا نه تنها برای مردم ایران و جهان دردسر و معضل بیافریند، بلکه آمده است تا خود را نیز درگیر برزخ کرده و به مهلکه بیندازد. اینکه دسته‌ی شیرِ رای مردم در دست اینان است تا از بشکه توخالیِ باصطلاح انتخابات هر پیت حلبی را به میزان دلخواه پر کنند بجای خود، اما انگار عقلِ (سلیم) در آنجا بدنبال ماجرا و در پی دردسر است. و اِلا چه کسی نمی‌داند که فرمان راندن بر دستگاه اجرایی یک سرزمین هفتاد میلیونی در اندازه‌ی قد و قواره‌ی یک شلاق زنِ مجری حدِ شرعی، یک نوحه‌خوان، یک تیر خلاص زن، یک تروریست و یک گروگانگیر نیست! حکومت اینان از آغاز تا کنون بیشترین فشار را بیشتر از ناحیه دو سمبه متحمل شده بود: الف: پایمال کردن حقوق شهروندی و حقوق بشر. ب: فعالیت‌های غیر روشن و مشکوک در عرصه‌ی انرژی هسته‌ای. با آمدن این یکی، سمبه سه سویه شد. سمبه‌ی سوم: رییس جمهوری که تروریست است ویا تروریستی که رییس جمهور شده است. اکر رفسنجانی آمر قتل مخالفین بود که دادگاه برلین نیز بر آن صحه گذاشت، اگر خاتمی ناظر قتل زهرا کاظمی خبرنگار کانادایی است، چرا که در زمان او قتل بوقوع پیوست، این یکی یعنی برادر مکتبی احمدی نژاد عامل قتل زنده یاد قاسملو است. می بینید که گل بودیم و به سبزه‌ی این یکی هم آراسته شدیم. آمدن ایشان سرآغاز دغدغه بیش از پیش مردم ما از زنانه مردانه شدن آسانسورها گرفته تا پیاده روهای خیابان‌ها، تحریم همه جانبه‌ی ایران و افزایش خطر حمله به ایران که دودش مستقیمن بچشم مردم می‌رود. می‌بینید که این حکم صحیح است که اینان آمده‌اند تا برای خودشان هم دردسر درست کنند! با رییس جمهور شدن این یکی حکومت ناچار است که در تمامی رابطه‌های جهانی‌اش به سوگند و قسم متوسل شده و با همراه بردن قرآن ، به طرف‌هایش بپذیراند که این تحفه، تروریست نبوده و گروگانی هم نگرفته است. چه می‌شود کرد. هر چه هست همین است و آشِ کشک خاله جان! البته سالی هم که نکوست از بهارش پیداست. بهار دو برگی احمدی‌نژاد در نخستین گام با شکستن پلمب تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم خود را نشان داد. گام دومش هم حمله‌ی وحشیانه به کردستان و سایر بخش‌های کردنشین و کشتار وحسیانه فرزندان کرد ایران است. مردم محروم و زحمتکشی که از بسیاری حقوق طبیعی خویش محرومند. با این چیتاک و نشانه‌ها که از بهارِ آمدن این یکی به چشم آمده است، شک نداشته باشید که سالی بسیار« نیکو» در پیش روی داریم! وبا در کشور شیوع یافته است. مقامات بهداشتی کشور تا کنون 213 مورد ( ایرنا 13 اوت) را گزارش کرده‌اند. بیشترین موردهای مبتلایان در قم مشاهده شده‌اند. مردم چنان در غمِ نان اسیرند که دل و دماغی برای مبارزه برایشان باقی نمانده است. زلیخای اپوزیسیون هم جگری بشدت پاره پاره دارد و بنظر نمی‌رسد اصولن در اندیشه‌ی براندازی این جرثومه‌های فساد باشد. آیا می‌شود امیدوار بود که این وبای « از غیب رسیده » کاری بکند. بویژه این که وبای « خدا داده» شیوع بیشتری در قم دارد! 14 اوت 2005 Yavar.ostvar@gmail.com

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
ياور استوار (کوير):



[تاریخ ارسال: 15 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: جواد جمشیدی]  [  ]  
آن دیوکه درعطش خون خلق وجاعل صدهاترانه بود
این دد که جاعل گفتگوی تمدن جعلش یگانه است
در جنگل وحوش فقیهان مدعی چه عجب
گر گرگ رهبرو کوسه شاه و مروت فسانه است!
  

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.