شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۴ مه ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

القاعده : بهانه ی کشتاری جدید در کردستان ؟

کورش عرفاني

 korosherfani@yahoo.com

 

جریانی که امپریالیسم و صهیونیسم تحت عنوان «مبارزه با تروریسم» به راه انداخته اند به قدری غیر واقعی و ضد مردمی است که حتی رژیم تروریسم پروری مانند جمهوری اسلامی در بهره برداری از آن تردید نمی کند. شبحی که دستگاه های اطلاعاتی، امنیتی و تبلیغاتی آمریکا تحت عنوان القاعده ساخته و پرداخته اند به اندازه ای بی در و پیکر است که رژیم ضد خلقی آخوندی-بازاری نیز در صدد بر آمده است برای توجیه سرکوب مخالفانش از آن استفاده کند.

بعد از 11 سپتامبرامپریالیسم برای سرکوب هر جنبش آزادی خواهانه ی مردمی که بر علیه او یا حکومت های دست نشانده اش دست به مبارزه ی مسلحانه ببرد مهر «سازمان تروریستی» را به او زده و از همه ی اهرم های سیاسی، مالی و یا نظامی بهره می برد تا آنرا خفه و مطیع کرده و یا نابود سازد. کافی است نگاهی به لیست کذایی سازمانهای تروریست که توسط وزارت امور خارجه ی آمریکا و یا اتحادیه سرمایه داری اروپا منتشر می شود بیاندازیم تا ببینیم که چگونه کلیه ی سازمانهای ضد سرمایه داری کنش گرا و ارتش های آزادیبخش جهان در آن یافت می شوند. در حالیکه امپریالیسم آمریکا و نیز سرمایه داری اروپا برای ممانعت از موفقیت یک آلترناتیو خطر ساز برای منافع شان نام سازمان مجاهدین (ارتش آزادیبخش) را در این لیست قرارداده اند اسرائیل سفارش می کند که نام کلیه سازمان های مبارز مسلح فلسطینی نیز در این لیست قرار گیرد.

به هر حال در این میان ارتجاع شوم حاکم بر ایران نیز می خواهد از این خوان آزادی کشی مبارزه با تروریسم چیزی نصیبش شود و به همین خاطر، بلافاصله پس از فعال شدن دوباره ی برخی از نیروهای مسلح و مبارز کرد در کردستان ایران، رژیم تلاش دارد تا با انتساب آنها به «القاعده» از موج سرکوب خونین جنبش های آزادیبخش در جهان سهمی ببرد.

خبرگزاری فارس که از منابع خبری دست راستی های رژیم است در خبری چنین می نویسد :

« دخالت عناصر گروهك القاعده در ناآرامي‌هاي شمال غرب كشور

خبرگزاري فارس: با دستگيري برخي از افراد مرتبط با گروهك القاعده در جريان ناآرامي‌هاي استان هاي شمال غربي كشور، وضعيت اين ناآرامي‌ها ابعاد جديدي به خود گرفته است.»[1]

بدین ترتیب رژیم جنایت پیشه ی آخوندی تلاش می کند که کشتاراخیر مردم بی دفاع کردستان و کنش مسلحانه ی نوپای برخی از تشکل های کرد را با انتساب به شبکه ی موهوم القاعده در چشم جهانیان موجه جلوه داده و خود را به سان کشورهای غربی «در معرض تهاجم القاعده» جلوه دهد.

وحشت رژیم و تشبث به چنین حربه هایی از آن ناشی می شود که برای نخستین بار دو عنصر «مردم» و «پیشاهنگ مسلح» در کردستان در حال پیوند خوردن هستند. فرمولی که بی شک راز موفقیت اعتراضات مردمی و به ثمر رساندن تلاش های مبارزاتی آنها خواهد بود. رژیم خوب می داند که این تنها با زبان اسلحه است که می توان او را به عقب نشینی واداشت، به همین خاطر نیز اینگونه به هراس افتاده و سعی در تخریب چهره ی مبارزانی دارد که در روزهای اخیر تلفات مهمی بر پیکر مزدورانش در منطقه مرزی ارومیه وارد ساخته اند. [2]

بر تمامی مبارزان  در درون و بیرون کشور است که با حمایت بی دریغ از فعالیت های مسلحانه ی مبارزین ضد رژیم این حربه ی تبلیغاتی را از دست جمهوری اسلامی بیرون آورند. رهایی مردم ایران در گرو روی آوردن به استراتژی مقابله به مثل و نبرد قهرآمیز توده ای است. در غیر این صورت یا رژیم دوام می آورد و یا جاه طلبی های شوم اتمی اش ایران را ویران خواهد ساخت.

مبارزه ی قهر آمیز و نقش محوری آن

 

زمان آن فراهم شده است که اپوزیسیون برانداز قدرت تبلیغاتی خود را بر این نکته متمرکز سازد که جز با نبرد مسلحانه ی توده ای نمی توان رژیم کنونی را کنار زد. جا انداختن این نکته به عنوان یگانه راه حل ممکن برای پایان دادن به حیات جمهوری اسلامی وظیفه ی تمامی نیروهای سرنگونی طلب اپوزیسیون است. موضع گیری های اخیر مسولان حزب کمونیست کارگری در تایید علنی ضرورت پاسخ عملی به خشونت گری رژیم در این راستا قابل توجه می باشد. حمید تقوایی از این حزب اخیرا می نویسد : «مردم ايران، اين حقيقت را بخوبي ميدانند. ميدانند که سناريوهاي مسالمت جويانه تغيير حکومت راه بجائي نخواهد برد.... مردم کاملا حق دارند در مقابل حکومتي که کشتار و جنايت امر هر روزه اوست، وبا کشتار و سرکوب و ارعاب خود را سر پا نگاهداشته، شورش کنند و دست به اعمال قهر بزنند.» [3]

استراتژی مبارزه ی قهر آمیز توده ای می تواند آن نقطه ی از بردارمبارزات باشد که برای به هم نزدیک ساختن نیروهای برانداز لازم است. توافق بر سر این استراتژی گام نخستین است برای خروج از دو دهه پراکنده کاری و پراکنده گویی که هیچ حاصلی جز بقای بیشتر رژیم نداشته است. ابتکار حزب کمونیست کارگری در دعوت از نیروهای اپوزیسیون به گفتگو در «کانال جدید» حرکت مثبت دیگری است در این راه.[4] در شرایط کنونی حمایت از هر گونه ابتکاری که بتواند نیروهای برانداز را با تمام تنوعی که میان آنان حاکم است با یکدیگر آشنا ساخته، اعتماد را میان آنان برقرار کرده و اجازه ی گفتگو و تبادل نظر به آنان دهد لازم به نظر می رسد. نماندن در دگم های ایدئولوژیک و تشکیلاتی و فهم ضرورت اتحادهای تاکتیکی عمل گرا از مقتضیات دوره ی کنونی است. برای این منظور لازم است که هواداران تشکل هایی چون مجاهدین خلق و سایر تشکل های چپ از مسئولان و تصمیم گیران سازمانهای خود بخواهند نسبت به ابتکارها، دعوت ها، فراخوان ها و دستهای دوستی که به سمت آنها دراز می شود بی اعتنا نمانند و رویاهای تک روانه ی خویش را با واقع گرایی کار جمعی و مشترک عوض کنند. در این میان خیل عظیم نیروهای مستقل خارج از کشورمی تواند با قدری هماهنگی میان خود تبدیل به نیروی عظیمی شوند که تشکل های سیاسی را از پوسته های سخت تشکیلاتی شان بیرون کشیده و آنها را وادار می کند که با تقویت خصلت اجتماعی خویش به همیاری و هماهنگی با سایر نیروهای سیاسی برانداز بپردازند. [5]

امید است که قلم بدستان مخالف رژیم نیز از امکانات ارتباطاتی خود به نفع تقویت روحیه همبستگی و ودیالوگ میان اجزای مختلف اپوزیسیون برانداز استفاده کنند و با ارائه ی نظرات و پیشنهادها و پیگیری آنها در گشایش یک فضای مبارزاتی جدید یاری رسانند. خفقان و سرکوب به همراه مسخ شدگی عظیم بیست وشش ساله ملت شرایطی را فراهم ساخته است که نمی توان انتظار داشت بدون شکل گیری یک آلترناتیو گسترده ی مردمی، در داخل ایران جنبشی وسیع از اعتراضات منسجم مردم شکل گیرد. باز شدن گره ی کار سرنگونی در خارج از کشور آغاز می شود.

 

 

* *

www.korosherfani.com

14 /08/2005



[1] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8405220335

[2] http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=25636

[3] http://www.rowzane.com/0000_m+e/0m+e_2005/2508/m13HT.html

[4] http://www.rowzane.com/000_etelayeha/000Et_2005/2504/daavat%20az%20opposition.jpg

[5]   برای این منظور توجه خوانندگان محترم را به مقاله ی جالبی از آقای مسعود افتخاری جلب می کنم : نقش تاریخی ایرانیان خارج کشور

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 15 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: حميد رضا علوى]  [  ]  
سلام آقاى عرفانى. من از خوانندگان هميشگى مقالات روشنگر و عميق شما هستم. خواستم سلامى عرض كنم و از زحمات قلمى شما تشكر بكنم.   

[تاریخ ارسال: 14 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: حيدر]  [  ]  
من نميدانم اين چه شيوه حسنه اى است كه رفقا بجاى اين كه مقاله و نظر نويسنده را نقد كنند از خود نويسندگان دلخورند و سعى مى كنند آنها را هزر طور كه مجال هست سركوب كنند واين هم بر مى گردد به روانشناسى ما كه متاسفانه قرنها زير دىكتاتورى نفسمان بريده. من مى گوىم آقاى عرفانى در اساس آدم بدى هستند و تئورى مى بافند ولى آنها كه در عرصه عمل بسيار جلو رفتند بدون تئورى در كجا هستند و ىا تئورى هايشان چى هست.   

[تاریخ ارسال: 14 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: فرشاد سعیدی]  [  ]  
خوب شد تئوریسینی مثل آقای عرفانی تشریف دارند تا مرتبا از پای کامپیوتر شخصی خود در خانه، خط و خطوط و راه حل ارائه داده و با توهم نسبت به خود، تمامی مبارزات دیگران را دو دهه پراکنده کاری و پراکنده گویی بنامند. لطفا آقای عرفانی شما که مرتبا راه حل و رهنمود در مقالات خود داده و فکر میکنید که اگر دیگران به رهنمودهای شما عمل کرده بودند، امروز رژیم سرنگونی شده و همه به خوبی و خوشی در ایران بودیم. کمی از فعالیت های عملی خود بگوئید. در میدان عمل تا بحال چه کرده اید که مدعی اینهمه تجربه هستید و تئوری پشت تئوری به خلق الله ارئه میدهید؟


  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.