شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در سمینار زندانیان کلی خندیدیم!
يادداشت هفته هادی خرسندی

هادي خرسندي

رفتیم به سمینار سراسری زندانیان سیاسی در کلن. بچه ها همه جا آمده بودند. علی الخصوص از زندان! یک رادیوئی نمیدانم رادیو برابری بود انگار اسمش، تلفنی با من که یکی از شرکت کنندگان در صحنه سمینار بودم مصاحبه کرد. سوال اولش بود که جِوّ سمینار چگونه است؟ سنگین و تلخ و غمبار است که همه صحبت ها از زندان است و شکنجه؟ گفتم خیر. جوّ اینجا سبک و راحت و روان است که انسان هائی با وجدان های آسوده از کنار هم میگذرند . آدم هائی که به هیچکس بدهکار نیستند و بسیار بیش از حق شهروندی و هموطنی خودشان پرداخته اند. گفتم اینجا زنان و مردان با غرور را می بینی که از یک قدمی مرگ آمده اند وقتی دست جلاد خسته شده از جلادی. وقتی پشته های کشته ها روی دست پلیدش مانده بوده و دیگر جا نداشته عجالتاً که باز بکشد. دوست همراه من بعد از مصاحبه گفت امّا وقتی کارهای دستی یادگار زندانیان و کشته شدگان را میدیدی، اشکی ریختی و تلخی را چشیدی. پس سنگینی غم زندان را در چهار دیوار سالن کنفرانس نمیتوان ندیده گرفت. اینجا مردان و زنانی را می بینی که در راه رفتنشان آثار نقص عضو را نشان میکنی. گفتم به او که راست میگوئی اما من هم دروغ نمیگویم که جوّ اینجا سبک و راحت و روان است. که زیر این سقف وجدان های آسوده جمعند و من دلم میخواهد جوّ را شاد ببینم و شادش کنم و برگذارکنندگان را تشویق کنم که همه ساله این سمینار را که کمترین اثرش دید و بازدید همزنجیران سابق است ؛ روبه راه کنند و شک نیست که هرسال هم جاافتاده تر و زیباتر خواهد برگذار شد. گفتم البته این شام و ناهاری که آشپز آلمانی برای ذائقه ما ایرانی ها تدارک می بیند الحق که محیط را غمزده و اندوهبار میکند و بیخود نیست که این حرف من که سر میز ناهار زدم تا به شام نرسیده به گوش همه رسید که " این غذا را دادند که یاد غذاهای زندان بیفتید!" اما سر شام حرف را طور دیگری پایان دادم. نمیدانم به گوش همه رسید یا نه که "این غذا را دادند تا قدر غذای زندان را بدانید!" یکی را دیدم زندان هر دو رژیم کشیده، همچنان مبارز. گفتم منتظری تا رژیم سوم بیاید زندانت کند؟ گفت "به جان عزیزت اگر از اعدام کمتر رضایت بدهم!" سرپا نشسته بودیم توی حیاط. با یک جست برخاست و با لحنی خشن گفت "جرأت دارند منو اعدام نکنند!" آنوقت سیروس نامی از چهار ماه انفرادیش در 209 گفت و اینکه وقتی یک زندانی جدید را کتک خورده و چشم بسته به سلولش انداخته بودند، این بچه اهوازی با او چه کرده بود و بعد آن بچه آبادانی چه کتکی بهش زده بود و چقدر خندیده بودند و چه صمیمیتی بین آنهاست امروز. آن روز کلی خندیدیم توی حیاط. حرف هاشان برای من ندید بدید چقدر جالب بود. من زندان ندیده ام اما حداقل 3 نفر را به زندان انداخته ام! یکی آن خانم مسافری که روزنامه اصغرآقا را لفاف کفش کرده بود و به ایران برده بود. به روایت سودابه اردوان و شهرنوش پارسی پور – در کتابشان - به دو سال زندان محکوم شده بود و دو خواهر جوان را هم که در خاطرات زندان شهرنوش پارسی پور میخوانیم چون شعری از من همراهشان بوده هرکدام را دو سال زندان کرده اند. آن خانم مسافر را تحقیق کردم خانم بینا مادر خواننده محبوب خودم سیما بینا بوده، اما آن دو خواهرخوش ذوق را نتوانستم پیدا کنم.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
هادي خرسندي:



[تاریخ ارسال: 26 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
باسلام به خرسندی عزیز، من که از مطلب زیبای شما بخصوص قسمت اخرش کلی لذت بردم ولی ای کاش در ان جمغ از همه طیف های سیاسی شرکت داشتند چونکه توی زندان هم اینگونه بود موفق باشید   

[تاریخ ارسال: 26 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: یک دوستدار زندانیان سیاسی]  [  ]  
آقای خرسندی سلام. سمینار سراسری زندانیان سیاسی نام بی مسمایی است. بهتر بود نام آن را سمینار سراسری بخشی از زندانیان سیاسی(هوادار گرایشات مختلف فدایی- به جز اکثریت) می‌گذاشتند تا مردم تکلیف خود را بهتر بدانند. البته هر تشکل و جمعی حق برگزاری مراسم خاص خودش را دارد ولی در این رابطه نبایستی از عناوین غیرواقعی استفاده کرد. نگاهی به شرکت کنندگان و سخنرانان سمینار بیاندازید،آیا واقعاً آن‌ها خیل عظیم زندانیان سیاسی ایرانی را نمایندگی می‌کردند؟ آیا نشانی از حضور جدی زندانیان خط سه، راه کارگر، اکثریت، توده ودیگر گروه‌های غیرمذهبی... بود ؟ از همه مهمتر زندانیان مجاهد کجا بودند؟ آیا دعوت شده بودند و نیامدند؟ اگر فردای ایران کار به دست این افراد باشد وضع بهتر می‌شود؟ چه تضمینی است؟ وقتی در رابطه با برگزاری یک سمینار آن هم با نام سمینار سراسری زندانیان سیاسی این همه تنگ نظری اعمال می‌شود وای به زمانی که موضوع قدرت حاکمه در میان باشد. همه ما نیاز به بازنگری در اعمال و رفتار خود داریم.   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: یکی از زندانیان]  [  ]  
البته َدم ِآقای هادی خرسندی گرم ، اما اکثر زندانیان سیاسی در این سمینار به این دلیل شرکت نکردند که برگزارکنندگان اصلی آن ، به شدت قبیله ای و جانبدارانه می اندیشند و سایت شان [گفتگوهای زندان] که در واقع سایت برخی گروه های موسوم به چپ است ، و دید همه جانبه ندارد ــ نیز این مدعا را ثابت می کند . آیا نمایندگان همه زندانیان سیاسی در این سمینار شرت کردند ؟ به امید ریشه کن شدن گرایشات شبه حزب اللهی در میان مبارزان و اینکه سال های آینده هیچکس اینگونه مراسم را تیول خویش نپندارد . سلام بر زندانیانی که هنوز با رزم و عمل خویش زنده اند و درود بر هادی خرسندی دوست نازنین مردم   

[تاریخ ارسال: 25 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: نادر]  [ nadershirazi@yahoo.com ]  
دَم ِ آقای خرسندی گرم برای همیشه . لعنت بر هرچه آخونده و زنده باشند همه زندانی ها ، و یاد آنها که نیستند گرامی   

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.