شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۴ مه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مصدق اصلاح طلب پيگير

مهدي سامع

mehdi_samee@yahoo.com طي سالهاي 1344 تا 1346 تحليل جنبش ملي شدن صنعت نفت، نقش زنده ياد دكتر محمد مصدق، كودتاي امپرياليستي 28 مرداد و پيامدهاي آن، يكي از مهمترين بحثها در گروه پيشتاز جزني- ظريفي(يكي از دو گروه تشكيل دهنده جنبش پيشتاز فدايي) بود. فدايي شهيد بيژن جزني در سالهاي 1331 تا اواخر 1353 در زندانهاي شاه نيز به اهميت برخورد درست به اين رويدادها تاكيد مي كرد و در هر فرصت ديدگاههاي خود را تشريح و به غناي جمعبنديها ياري مي رساند. ده سال پس از به گلوله بستن بيژن جزني و 8 رزمنده ديگر راه آزادي، من برداشتم از آن بحثها را در مقاله اي با عنوان «پيرامون شكست جنبش ملي در 28 مرداد 32» نوشتم. اين مقاله ابتدا در ماهنامه شورا، شماره 10 – مرداد 1364 چاپ و بعدا در شماره 38 نبرد خلق، مرداد 1366 تجديد چاپ شد. اكنون كه 51 سال از كودتا عليه دولت قانوني مصدق مي گذرد، مساله خط مشي داخلي و بين المللي مصدق كماكان براي جنبش ترقيخواه مردم ايران حاوي درسهاي گرانبهايي است. به ويژه پس از تركيدن حباب عوامفريبي سيد محمد خاتمي، و روشدن دست اصلاح طلبان قلابي كه تحت عنوان «جبهه دوم خرداد» فعاليت مي كردند، بررسي خط مشي مصدق به مثابه يك اصلاح طلب واقعي و پيگير اهميت سياسي-عملي بسيار پيدا كرده است. ديدگاه امروز من به مصدق با آن چه در مقاله «پيرامون شكست جنبش ملي در 28 مرداد 32» نوشتم تغير اساسي نكرده است. آن چه در زير مي آيد چكيده آن مقاله با نگارشي جديد است. 1- مصدق يك اصلاح طلب واقعي و پيگير بود كه در طي سالهاي اول دهه 30 خورشيدي رهبري جنبش ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور را در دست داشت. اساس خط مشي مصدق در عرصه داخلي «اصلاحات» به سود مردم و در عرصه خارجي اتخاذ سياست «موازنه منفي» بود. 2- جنبش ملي شدن صنعت نفت، يك جنبش ضد استعماري و تمام خلقي بود. اين جنبش گروههاي مختلف اجتماعي و گرايشهاي گوناگون سياسي، اجتماعي و فرهنگي را در خود جمع كرده بود. وحدت اين مجموعه در آن لحظه تاريخي، نمي توانست پايدار باشد. تا وقتي تضاد عمده با استعمار انگليس وجود داشت، گسترده ترين وحدت پيرامون مصدق وجود داشت. اما پس از ملي شدن صنعت نفت و انجام خلع يد از شركت نفت انگليس، و به ويژه پس از جنبش توده اي در 30 تير سال 1331، دوران جداييها فرا رسيد. شكاف در جبهه ملي به سود دربار و چرخش آيت الله كاشاني به سود دربار، بارزترين نمونه اين شكاف و جدايي بود. مصدق با پايگاه اجتماعي مشخص و در بیشترين پيوند با «بورژوازي ملي»، پرچمدار مبارزه عليه استعمار و نماينده يك خواست «ملي» شد. او مبتكر طرح ملي شدن صنعت نفت در مجلش شوراي ملي بود و از تمام توان مادي و معنوي خود براي پيروزي اين جنبش سود مي جست. مصدق رهبر جنبش ملي شدن صنعت نفت و از بيشترين حمايت مردمي برخوردار بود. اما بايد توجه داشت كه دكتر مصدق نمي خواست تمامي چارچوبهاي اجتماعي موجود را درهم شكند. رسالت او «نفي همه ي شرايط اجتماعي موجود» براي نفي خود و ايجاد «الترناتيوي در مقابل شرايط موجود» نبود. مصدق به آرمانها و سياستهايي كه اعلام كرده بود وفادار بود و با جديت در راه تحقق آن كوشيد. او بر سر تضاد عمده جامعه و مساله اصلي مردم سازش ناپذير بود و هزينه ادعاهاي خود را مي پرداخت. به همين خاطر است كه مصدق در قضاوت تاريخي كه يايدارترين و قاطعترين دادگاه تاريخ بشري است هميشه سربلند بوده و سربلند خواهد ماند. تاريخ همچنين قضاوتي كاملا متفاوت در مورد افرادي چون ايت الله كاشاني،حسين مكي و دكتر مظفر بقايي و شركا كه از مصدق جدا شده و به جبهه دربار پيوستند نموده و خواهد نمود. 3- جنبش ملي شدن صنعت نفت به رهبري زنده ياد دكتر محمد مصدق، با كودتاي امپرياليستي- ارتجاعي 28 مرداد شكست خورد. در باره چرايي، عوامل موثر و مسئول اين شكست ديدگاههاي مختلفي طرح شده است. گروهي علت شكست را در «ناپيگيري» مصدق و يا «فقدان وحدت» نيروهاي خلقي و عده اي ديگر علت آن را اپورتونيسم حزب توده ارزيابي كرده اند. آيت الله خميني 28 مرداد را سيلي «اسلام» به مصدق اعلام كرد و به همين خاطر پيروزي كودتا را به شاه تبريك گفته بود. سكتاريستها با اعلام اين كه «بدون رهبري طبقه كارگر انقلاب به پيروزي نمي رسد» از تحليل عيني و همه جانبه سرباز مي زنند. اكثر اين تحليلها عليرغم اختلافهاي فاحش در يك نظر مشترك هستند. نقطه مشترك در بيشتر تحليلها «فقدان شرايط ذهني كافي» است. در ارزيابي از فقدان شرايط ذهني، انبوهي تحليل و تحقيق منتشر شده كه مي تواند آموزنده باشد. من خود را طرفدار نظري مي دانم كه بي عملي و فقدان برنامه عمل از جانب رهبري حزب توده را عامل اصلي در پيروزي كودتاي 28 مرداد مي داند(مراجعه كنيد به بيژن جزني: مسائل جنبش ضد استعماري و آزاديبخش خلق ايران و عمده ترين وظايف كمونيستها در شرايط كنوني) 4- اكنون پس از فروپاشي ديوار برلين، سقوط اتحاد شوروي سابق، اعلام نظم نوين جهاني به وسيله بوش پدر، رويداد 11 سپتامبر و پيامدهاي پس از آن كه چهره جهان را به كلي دگرگون كرده، بحث پيرامون سياست «موازنه منفي» كه اساس خط مشي مصدق در عرصه جهاني بود، با چالش جدي روبرو شده است. سياست موازنه منفي در شرايط جنگ سرد و جهان 2 قطبي، در مقابل سياست محمد رضا شاه و يا حزب توده، سياستي اصولي، استقلال طلبانه و متكي بر منافع مردم ايران بود. اما اكنون كه جهاني سازي بر طبق مدل نئوليبرال، جهاني سازي بر طبق مدل بنيادگرايان اسلامي و جنبش الترناتيو اين جهاني سازيها در چالش و رقابت با هم هستند، بايد موضوع خط مشي و راهكارهاي يك سياست استقلال طلبانه در عرصه بين المللي دوباره تعريف شود. 30 خرداد 1383

منبع: ماهنامه تير ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مهدي سامع:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.