شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸ -  ۸ دسامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاهی بتاريخ-بمناسبت كودتای 28 مرداد 1332

م. راد

m.rad@gmx.net بيش از پنجاه سال از كودتای 28 مرداد 1332ميگذرد امپرياليسم نوپای آمريكا با همكارِ ی انگلستان و نيروهای مرتجع داخلی از نظامی ها گرفته تا خانواده سلطنتی و فئودالها تا مذهبيون عقب افتاده و ارتجاعی با يك كودتای ‌خونين دولت قانونی ‌دكتر مصدق را سرنگون كردند بدين ترتيب علاوه بر حاكميت استبدادِ مطلق و وا بسته كردن ايران به آمريكا و استقرار يك حكومت ديكتاتوری عريان نفرت تاريخی اين جنايت را تا ابد برای خود وپشتيبانانشان را بجان خريدند. اين نيروهای‌ مرتجع و وابسته عليرغم داشتن قدرت نظامی وحشتناك و مخرب در سال 1357 با وجود سركوب شديد جنبش با يك انقلاب توده ای‌عظيم برای هميشه از صحنه سياسی‌ايران خارج شدند و بنظر نميرسد جز مشتی‌عقب افتاده و وابسته كه نميخواهند ونميدانندكه ديگر دوران حكومتهای وابسته از نوع آنها برای هميشه بسر آمده و ديگر نميشود با كودتا براحتی قدرت را بدست گرفت و بهمين منظور شتابان با در يوزگی در دربار آمريكا و ساير كشورهای غربی تلاش دارند بهر وسيله ای‌ با توجه بحضور نظامی گسترده آمريكا وناتو در منطقه آنها را وادار به اشغال نظامی ‌كشور بكنند تا شايد دوباره بر اريكه قدرت چمپاتمه زنند. آنها حتی در بسياری ازرسانه ها و نشريات خود بمباران و تخريب تاسيسات زير بنائی و صنعتی را بنفع مردم ايران ميدانند وهرگز اشاره ای هم نميكنند كه اين تاسيسات حاصل كار و زحمت زحمتكشان ايران است و سرمايه كشور و متعلق بهمه مردم است اگر چه تا بامروز مردم ما با اقدامات خود آب پاكی را برروی اين فسيلهای تاريخ و اربابان آنها ريخته اندولی‌آنها تا پيروزی قطعی ‌نيروهای دمكرات و آزاد دست از اين سياست بر نخواهند داشت. زحمتكشان و و خلقهای ايران با توجه به تجارب گذشته خود نشان دادند كه ديگر نميشود با آنها همانند دوران پيش از سرنگونی رژيم سابق رفتار كرد . اوضاع جهانی در دوران كودتا واقعه كودتای 28 مرداد را نميتوان بدون تحقيق و بررسی‌اوضاع تاريخی منطقه و جهان واوضاع اقتصادی و اجتماعی و سياسی ايران در آن دوران گذار و تجارب مردم كشور مامورد تحليل قرار داد بدين منظور كوشش ميشود در اين مقاله تا حد امكان باين موضوع اشاره شود. امپرياليسم آمريكا در جنگ جهانی دوم تا آخرين لحظه از وارد شدن در اين جنگ خود داری‌ كرد تا زمانی كه ژاپنی ها به بنادر آمريكا حمله كردند از طرف ديگر تاآخرين لحظه و وقتیكه مطمئن شد اتحاد شوروی ‌باندازه كافی در جنگ از نظر تخريب زيربنای‌اقتصادی و صنعتی از طرف فاشيستهای آلمانی و ژاپنی آسيب ديده است وپس از آزمايش موفقيت آميز سلاحهای اتمی وارد جنگ شد. در ابتدا تصور ميكرد كه آلمان و ژاپن قادر هستند اتحاد شوروی را از پای ‌درآورند ووقتی در استالين گرادفاشيسم آلمان ضربه نهائی شكست را چشيد و ژاپن در تمام جبهه ها از طرف شوروی ونيروهای مقاومت چين و كره با شكست سختی مواجه شد برای پيشگيری از رشد برق آسای جنبشهای ضد جنگ و توده ای در سطح جهان وبخصوص در اروپای شرقی و چين وكره دوشهر هيروشيما و ناكازاكی را با بمب اتمی بمباران كرد تا در درجه اول به اتحاد شوروی و بعد به تمام جنبشهای آزاديبخش كه ديگر تحت رهبری احزاب كمونيست قرار داشتند بفهماند كه بآنها اجازه نخواهد داد به پيشروی ادامه دهند و حتی برای اثبات ادعای خود وارد جنگ همه جانبه با حزب كمونيست چين و كره شد. آمريكا از سال 1945 درست پس از شكست نيروهای فاشيستی در سطح جهان تا سال 1949 سراسر تاسيسات زير بنائی و صنعتی و حتی كشتيهای معمولی چين را نيزمورد حمله قرار داد و آنها را نابود كرد و از سال 1950 تا شكست خود در جنگ كره در سال 1953 همين كار را با كره كرد . شكست كشورهای آلمان و ژاپن و ايتاليا و هم پيمانان آن در جنگ جهانی دوم خسارت سنگينی به بسياری از شهرها و تاسيسات صنعتی اين كشورها وارد آورد و كشورهای امپرياليستی ديگر غربی نظير انگلستان و فرانسه بشدت آسيب ديده بودند و قادر به ايستادگی در برابر آمريكا نبودند در اسپانيا جنگ داخلی بشدت ادامه داشت و ساير كشورهای كلونياليستی نظير پرتقال در مستعمرات خود زير ضربه خوردكننده جنبشهای آزادی بخش قرارداشتند. در تمام كشورهای جهان در حين جنگ جهانی دوم و بعداز آن نيزمبارزه در ابعاد گسترده ای برای استقلال ادامه داشت و تاثيرات خود را بر روی جنبشهای ديگر ميگذاشت و در پروسه عمل و پيشرفت توده ها باتفاق رهبران خود بتكامل مبارزاتی خود ادامه ميدادندو از همديگر ياد ميگرفتند و آمريكا قادر نبود بتنهائی از پس همه اين جنبشها بر آيد در نتيجه فرصتی پيش آمد كه تعداد زيادی ‌كشورهای نواستقلال يافته پا بعرصه وجود بگذارند و هم زمان جمهوری خلق چين وجمهوری دمكراتيك كره و مغولستان وويتنام شمالی و بقيه كشورهای دمكراتيك اروپای شرقی وارد صحنه جهان شدند و تعدادكشورها در مدت كوتاهی از 65 كشور به بيش از 125 كشور افزايش يافت . تاكتيك آمريكا و غرب در اين دوره سروسامان دادن بوضعيت اقتصادی كشورهای جنگ زده اروپا و هم زمان محاصره اقتصادی و نظامی كشورهای نوپای تحت رهبری احزاب كمونيست بود در همين رابطه آمريكا در مورد آذربايجان ايران و جنبش توده ای تحت رهبرِ كمونيستها در يونان كه در جنگ داخلی بودند و هر لحظه امكان پيروزی بر فاشيستهای حاكم در يونان ميرفت اتحاد شوروی را تهديد به استفاده از سلاح اتمی كرد. تا بدين ترتيب دونقطه بسيار مهم استراتژيك را كه از نظر نظامی و از نظر منابع زير زمينی نظير نفت و گاز و سوق الجيشی ازاهميت ويژه ای بر خوردار بودند از افتادن بدست نيروهای كمونيست و طرفداران شوروی بر حذر دارد. اتحاد شوروی هنوز مسلح به بمب اتمی نبود واز طرفی باندازه كافی در جنگ آسيب ديده بود كه ديگر توانائی ‌شركت در يك جنگ بزرگ ديگری را نداشت واز همه مهمتر توازن قوا را در مجموع با وجود پيروزيهای بزرگ بنفع چپها ارزيابی نميكرددر نتيجه سياست حفظ و مستحكم كردن آنچه بدست آمده بود را در دستور كار قرار داد و از اين تاريخ غرب وارد جنگ سرد با اتحاد شوروی و هم پيمانان آن شد استراتژی اساسی آمريكا و ساير كشورهای امپرياليستی در درجه اول كنترل منابع نفتی كشورهای نفت خيز و منابع تامين انرژی در جهان بود. اين منابع در كشورهائی قرار داشتند كه كه بوسيله حكومتهای قرون وسطائی اداره ميشدند كه البته بسياری از آنها همانند شيخ نشينهای عرب هنوز هم ميشوند بازگشت مجدد انگلستان بعراق و كودتاهای پی در پی در عراق و پس از شكست در عراق جدا كردن كويت از بدنه عراق و دعوابرسر تقسيم جهان بشدت و در ابعاد وسيع در جريان بود كه ايران هم در راس اين دعواها قرار داشت چه ايران اينك با وجود داشتن همسايه قدرتمندی مثل اتحاد شوروی واز نظر سوق الجيشی بسيارمهم واز نظر منابع طبيعی فوق العاده با ارزش نمی بايست از دست ميرفت و نيروهای مستقل و ملی آنرا اداره ميكردند. از طرف ديگر حزب توده از نفوذ قابل توجه ای در بين روشنفكران و توده ها بر خوردار بود و خوب خودش را سازماندهی كرده بود بطوری كه در تظاهرات تنها نيروئی بود كه هزاران نفر را وارد ميدان ميكرد و از نظر رفت و آمد به شوروی نيز مشكلی نداشت چرا كه ايران مرزمشترك بيش از هزار كيلومتر با شوروی داشت علاوه بر آن حزب توده در ارتش نيز نفوذ كافی داشت از دست رفتن ايران بمعنای ‌پايان نفوذ آمريكا و انگلستان در منطقه و پايان كار نيروهای عقب افتاده حاكميت شيخ نشين های عرب بود بنابراين برای آمريكا و انگلستان كنترل و سروسامان دادن وضعيت سياسی ايران در اولويت قرار گرفت. گسترش جنبشهای آزاديبخش در سراسر جهان و منطقه خاورميانه نميتوانست تاثيرات خود را در ايران و روشنفكران آن نگذارد در نتيجه تمامی آن نيروهائی كه دارای منافعی بودند دست بكار شدند حتی مذهبی ها كه خطر اساسی را كمونيستها ارزيابی ميكردند همانند دوران انقلاب مشروطه بصورت فعال وارد صحنه مبارزات ايران شدند بدين ترتيب ايران نميتوانست بدون تحولات بماندو آبستن حوادث درونی بسياری بود. فعالين سياسی ايران تجربه جنبش مشروطه را پشت سر داشتند واز آن درسهای فراوانی آموخته بودند و بعينه ديده بودند كه حكومتهای پوشالی در جنگ جهانی دوم چگونه حباب ميشوند و انگار وجود خارجی ندارند. از جمله اين نوع حكومتهای پوشالی و وابسته حكومت رضاقلدر بود كه خود را شاه ناميده بود و با يك تلنگر توسط انگليس به جزيره موريس تبعيد شد و در آنجا با خفت وخواری تا پايان عمر زندانی شد و بدين ترتيب با كوچكترين تغيير و تحول از صحنه ايران خارج شد. ودر ايران نيز توده ها و خلقهای خواهان تحولات اساسی بودند ولی غرب همچنان در تدارك ابقاء پسر رضا قلدر به حكومت بود كه جوانك بيسوادی بيش نبود و اطرافيان اورا نيز فئودالهای قديمی كه هر كدام برای خودشان دارای دم و دستگاه و نيروِ مسلح بوده و در ايران جولان ميدادند نظير خان اكبر در گيلان و نظمی ها درآذربايجان و يا رامبد كه حتی تا قبل از سرنگونی رژيم هنوز هم سالی ‌يكی دوبار بمناسبت هائی رژه نظامی مسلحانه ميدادند و يا عشاير جنوب نيز بهمين ترتيب مسلح بودند سران ارتش رافرزندان خانواده در بار و يا فئودالها تشكيل ميدادند و بسياری از ملاهای سابق و بخصوص مراجع تقليد در بست در اختيار رژيم سلطنتی قرار داشتند كه هميشه اوباشانی را دنبال خود يدك ميكشدند. دكتر مصدق از ابتدا با شاه شدن رضا قلدر مخالف بود و حتی در مجلس پنجم رسما آنرا اعلام كرد مصدق موقعی كه در تبريز بعنوان والی خدمت ميكرد در گيری شديدی با رضا قلدر پيدا كرد و بعنوان قهر تبريز را ترك كرد. سالهای 1324 ببعد يكی از دورانهای تاريخی ايران بحساب ميايد مصدق باتفاق تنی چند از همفكران خود با استفاده از تجارب جنبشهای ‌كشورهای ديگر و سابقه كاری در مقام های بالا تا سطح وزارت و نمايندگی مجلس وآشنائی ‌باتحولات اتحاد شوروی و بخصوص پيشرفتهای اقتصادی عظيم شوروی و پيروزِی پی در پی ‌نيروهای مترقی و انقلابی در عرصه بين المللی وفعاليت وسيع روشنفكران متمايل به چپ در ايران و تحصيلات در اروپا كه وی دكترای حقوق را در سوئيس به پايان برده بود و آشنائی به سيستم های قانونی غرب كه در تمام دوران فعاليت سياسی بر روی حكومت قانون پافشاری ميكرد و حتی شعار شاه بايد سلطنت بكند و نه حكومت جزئی از برنامه سياسی وی بود پای ‌تغيير بنيادی جامعه ايران و بخصوص استقلال سياسی و اقتصادی آن رفت. مصدق برطبق قانون اساسی ايران كه كپيه قانون اساسی ‌بلژيك بود كوشش داشت در بار و دولت را از تاثير گذارِی و دخالت بر روی روند انتخابات بر حذر دارد و حتی ‌پيشنهاد تصويب قانونی در اين مورد را به مجلس دادبنا بر باور مصدق در بار با توجه به شرايط موجود روز ميبايست تزهای اورا می پذيرفتند كه ديديم چنين نشد. اوضاع ايران در دوران كودتا چند سالی از پايان جنگ جهانی ‌دوم هنوز سپرِی نشده بود و هنوز جهان بطور نهائی بين قدرتهای‌امپرياليستی تقسيم نشده بود اين تاثيرات را ميشد بخوبی در فعاليتهای ‌سياسی كشورهای مختلف در ايران ديد انگلستان در تدارك حفظ امتيازات خود در ايران بود و آمريكا در صدد بيرون راندن انگلستان از ايران وكنترل نهائی آن بود. خاورميانه در تلاطم بود و دعوای پيروزی كی بر كی بشدت ادامه داشت تنها در آمد ارزی ايران يعنی ‌نفت در منطقه جنوب وتحت كنترل انگلستان بود وكنترل وحاكميت دولت در ايران از طريق فئودالها و نيروهای مسلح آنها اعمال ميشد ووضع اقتصادی ‌كشور رقت بار بود و بسياری از روستائيان در مناطق كشور در حال كوچ بودند و بخش بزرگی از مردم كشور در روستاها بزندگی بخورو نميری ادمه ميدادند وضعيت در همه ابعاد خود در حال انفجار بود و جامعه در انتظار تحولات بنيادی بود كه ميبايست در مدت كوتاهی بآنهاپاسخ داده ميشد. سيستم ارباب رعيتی و ظلم وستم به روستائيان بيداد ميكردو دولت حتی قادر نبود حقوق كارمندان از جمله ارتشيان را پرداخت بكند محاصره اقتصادی ايران توسط انگلستان ادامه داشت و فضارا برای مانور بسيار تنگ كرده بود تشكيلات گسترده حزبی ‌كه اكثريت مردم را متشكل بكند وجود نداشت تنها حزب موجود حزب توده بود كه آنهم مدت زيادی نبود كه بوجود آمده بود و تجربه كافی برای پيشبرد اوضاع را نداشت وتما م اينها ضعفهای ايران در مقابله با ارتجاع داخلی و تهاجم خارجی بود. بنابراين ضرورت ايجاد يك تشكيلات فرا گير كاملا احساس ميشد دكتر مصدق با اينكه ساليان سال در گير كار سياسی ‌بود و شغلهای حساس تا سطح وزارت را پشت سر داشت بلاخره در سال 1328 باتفاق هيجده نفر سازمان جبهه ملی رابهمت و پيشنهاد دكتر فاطمی بنيان گذاری كرد. اين تشكيلات در انتخابات مجلس شورای ملی شركت كرد و نمايندگانی به مجلس فرستاد كه موفق شد قانون ملی كردن صنعت نفت را با توجه به اوضاع مساعد جهانی عليرغم مخالفت در باريان و انگلستان بتصويب برساند دكتر مصدق باتفاق سران جبهه ملی‌ با ملی ‌كردن نفت بر اعتبار خود در بين مرد م افزود وبدين ترتيب در سال 1330 شاه مجبور شد عليرغم ميل باطنی اورا به نخست وزيری به مجلس معرفی بكند. دكتر مصدق در مجلس براحتی رای اعتماد گرفت اين اولين بار بود كه بعداز انقلاب مشروطه يك دولت باسوادو مطابق با منافع ملی بعداز انقلاب مشروطه اداره امور مملكت را بعهده ميگرفت ملی ‌شدن نفت و نخست وزير شدن دكتر مصدق و ايجاد تشكيلات جبهه ملی مقاومت ارتجاع داخلی و خارجی را بطور بی سابقه ای افزايش داد. عليرغم پشتيبانی گسترده توده ها و خلقهای ايران از مصدق دولت او هنوز يك برنامه تدوين شده جهت اصلاحات بنيادی نظير اصلاحات ارزی ارائه نداده بود و از طرفی بجز شهربانی بقيه ارگانهای نظامی هنوز بطور كامل در كنترل خانواده سلطنتی قرار داشت و شاه هنوز فرمانده كل قوابود مصدق از آنجا كه در سوئيس تحصيل كرده بود به حكومت قانون از نوع غربی آن بيش از اندازه بها داده بود و فكر ميكرد كه در بار و سران ارتش از آن تبعيت خواهند كرد. چرا كودتاپيروز شد؟ جامعه فئودالی ايران بعلت عقب افتادگی اقتصادی تحت حاكميت نيروهای فئودال در سراسر ايران اداره ميشد و اكثريت قريب باتفاق مرد م ايران در آن دوره ارتباط وسيع و مناسبی با هم نداشتند عدم وجود احزاب سياسی فرا گير و با برنامه در سطح كشور امكان ارتبات را محدود ميكرد جبهه ملی تنها چهار سال بود كه بنيان گذاری شده بود و حزب توده نيز در واقع از سال 1324 فعاليت حزبی خود را آنهم نه در سطح گسترده عمدتا در شهرهای ‌بزرگ آغاز كرده بود. نگاهی به مطالعه اسناد موجود اين دو تشكيلات نشان ميدهد كه اين دوحزب برنامه اساسی پيشرو و تعيين كننده و اجرائی نداشتندكه بتوانند توده ها را برعليه كودتا وارد ميدان كنند حزب توده با وجود هشدارهای پی در پی‌ در مورد كودتا اقدام اساسی ‌بعمل نياورد حزب توده بجز يك نفوذ محدود آنهم در ارتش هيچ تداركی برای جلوگيری از كودتا نديده بود حزب توده از تجارب احزاب مترقی و انقلابی چندان اطلاعی نداشت وگرنه ميبايست بسرعت تشكيلات جبهه ملی را سازمان دهی كرده بدون آنكه آنرا در كنترل خود درآورد. جبهه ملی هيچگونه تجربه كار حزبی و تشكيلاتی نداشت كودتاه نشان داد كه آمريكا و انگلستان با آشنائی ‌كامل از اين ضعف بود كه اقدام به كودتا كردند سالهای بعداز كودتا نشان داد كه هم جبهه ملی و هم حزب توده بعلت عدم آشنائی ‌بكار تشكيلاتی و بسيج وآماده كردن توده ها كمبود های اساسی ‌داشتند اين هردو تشكيلات تدارك ايجاد جبهه برای مقابله با كودتا را نه اينكه جدی نگرفتند بلكه بی اندازه بآن كم بها داده در نتيجه هردو قربانی كودتا شدندو از صحنه سياسِی ايران براحتی رانده شدند همكاری اين دوتشكيلات و تدارك برای ‌مسلح كردن مرد م و اجرای اصلاحات ارزی ميتوانست نه اينكه جلو كودتا را بگيرد بلكه با توجه به اوضاع مساعد جهانی جامعه ايران را وارد فاز دمكراتيك ميكرد. جبهه ملی‌از جبهه بنديهای تازه جهانی كه در حال شكل گيری بود درك درستی ‌نداشت در نتيجه نتوانست نيروها را در ست ارزيابی كند و توازن قوا را در منطقه و جهان بنفع منافع ملی ايران به پيش ببرد مانور دولت تحت رهبری ‌مصدق برای حفظ موازنه منفی بين رابطه ايران با شوروی و ايران و آمريكا و در مجموع غرب از پايه مادی لازم بر خوردار نبود در واقع دولت در اجرای تصميمات خود تنها بود اگر چه از پشتيبانی ‌وسيع مردم برخوردار بود ولی از نظر تشكيلاتی و نظامی در شرايطی نبود كه بتواند موقعييت خود را حفظ و مستحكم بكند و در صورت لزوم توده ها را وارد ميدان كند ودر بيست و هشت مرداد كودتای از پيش آماده شده باجرا در آمد در حالی كه همه اعضاء دولت و سران جبهه ملی و حزب توده از آن اطلاع داشتند ورژيم كودتا توانست بكمك نيروهای مرتجع براحتی اوضاع را كنترل و مصدق را زندانی و بسياری را اعدام كند و تا سال 1357 بكمك آمريكا در مسند قدرت باقی ‌بماند . تجربه جنبش ملی‌ايران نشان ميدهد ‌حفظ و پيروزی يك دست آورد هنگامی ممكن است كه جنبش از يك تشكيلات منسجم و فراگير و مسلح بر خوردار بوده و تكيه اساسی را در درجه اول بر روی توده ها ی زحمتكش بگذارد و بعد در صدد جلب نيرو های ‌پشتيبان برآيد كه بتواند در مواقع ضروری به مانور لازم برای حفظ دست آوردهابپردازد. در دوران كودتای ‌ننگين هيچكدام از اين فاكتورها وجود نداشت حتی ‌سران جبهه ملی نتوانستند از وجود اتحاد شوروی كه از موقعيت بسيار مناسبی ‌بر خوردار بود بنفع خود بهره بگيرند و حزب توده نيز بعلت رهبری توسط روشنفكران عليرغم ديدن خطر آنرا جدی نگرفت و دست باقدام اساسی و عملی نزد در واقع توده ها از طرف رهبران خود خلع سلاح شده بودند. نگاهی به تاريخ كشورهای ديگر نظير اندونزی و شيلی كه هردو شباهت زيادی به روند كودتا در ايران داشتند نشان ميدهد كه نميتوان تنها باتوهم و بدون ارزيابی درست از توازن نيروها جنبش را بامان خدا رها كرد خلقهای ايران در قرن گذشته سه تحول بزرگ را تجربه كردند انقلاب مشروطه و جنبش ملی كردن نفت و انقلاب سال پنجاه هفت و اينك از تجارب بسيار غنی بر خوردار هستند با وجود اين همه تجربه كم بها دادن به نيروی دشمن كه از نظر اقتصادی و نظامی وتشكيلاتی از موقعيت بر تری برخوردار است و هنوز قادر است در درون كشورها مزدورانی برای خود دست و پا بكند و توجه نكردن به ايجاد يك جبهه وسيع و عدم تفكيك صف دوست و دشمن در هيچ جنبش توده ای و دمكراتيك نميتوان به پيروزی رسيد. مصدق با همه فرازو نشيب زندگی سياسی خود يك ويژه گی بر جسته داشت و آنهم عدم سركوب نيروهای مخالف از جمله حزب توده بود كه در همان موقع شديدا به جبهه ملی و مصدق با تمام امكانات حمله ميكرد. مصدق در اوضاع مساعد جهانی تكيه را برروی استقلال اقتصادی و سياسی كشورگذاشت كه اين هرسه ويژگی در دستور كار تمامی احزاب و شخصيتهای بر جسته آن دوره در سطح جهانی قرار داشت چرا كه دوران گذار پايان كار سيستم فئودالی و حاكميت سيستمهای دمكراتيك و سوسياليستی بود كه سرمايه داری‌ برای حاكميت خود در جهان از هيچ كوششی فرو گذار نميكرد. در جنگ نيروهای ‌مترقی و ملی و دمكرات بر عليه نيروهای ارتجاعی مصدق و نيروهای مترقی شكست خوردند اين بدان معنی‌است كه در بررسی توازن قوا و جلب نيروو سازماندهی آنها موفق نشدند ضمن آنكه نيروهای ارتجاعی نيز پيروز نشدند ولی دمكراتيزه كردن جامعه را سالها بعقب بر گرداندند. با تجاربی كه اينك با هزينه گزاف بدست آمده است و در واقع خلقها و توده های زحمتكش بار آنرا بدوش كشيده اند برای ‌پيشبرد جنبش بهتر ميتوان تدارك ديد اگر چه هنوز راه درازی در پيش است ولی اين بار نبايد اجازه داد دست آوردهای مردم از طرف مرتجعين و امپرياليستها دوباره ربوده شود. م . ر ا د ((14.06.2004

منبع: ماهنامه تير ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.