شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جمهوری اسلا می و 15 خرداد

م. راد

يكی از مسائل مهمی كه نيروهای موثر در ايران و آنهائی را كه در ايران و منطقه خاور ميانه دارای منافعی هستند را بخود مشغول داشته است چگونگی ‌پيدايش نظام جمهوری اسلا می با اين بافت ايدئولوژی و سياسِی و چگونگی‌ امكان ادامه اين حكومت است . برای بررسی اين موضوع بايد در مجموع تمامی پارامترهائی را كه شرايط ايجاد و دوام رژيم را فراهم آورده اند مورد تحقيق و تفحص قرار داد. گسترش جنبشهای آزادی بخش مسلحانه در جهان در بحبهه جنگ جهانی دوم وبعداز آن رشد تضادهای امپرياليستها برای تقسيم مجدد جهان و خارج كردن رقبای سابق از مناطق استرتژيك و مناطق سوق الجيشی و پوسيدگی حكومتهای فئودالی و ملوك الطوايفی كشورهای ‌زير سلطه زمينه مساعدی‌ را برای‌ نيروهای پيشرو و مبارز بوجود آمد تا خودرا با استفاده از اين شرايط و در هم شكسته شدن فاشيسم و ضعيف شدن قدرتهای استعماری و امپرياليستی سابق سازمان دهی ‌كرده و بسرعت بسياری از مناطق اشغالی را از طريق مبارزه مسلحانه آزاد كرده و اعلام استقلال كنند در نتيجه اين مبارزات كه عمدتا تحت رهبری احزاب كمونيست و انقلابی به پيش ميرفت در فاصله بسيار كمی بخش بزرگی از مناطق اشغالی ‌سابق و تحت كنترل آزاد شد و بسياری از اين كشورها تنها به استقلال بسنده نكرده بلكه خواهان دگرگونيهای اساسی و انقلابی‌ شده و پای‌عملی آن رفتند و كشورهای‌استعماری سابق را در تمام جهات به موضع دفاعی انداختند. كشورهای شكست خورده وآسيب ديده استعماری و حتی ‌امپرياليست نوپای آمريكا كه خود را يك باره در محاصره مبارزات توده ای خلقها ميديدند به تهاجم متقابل اقدام كرده كه از جمله آنها تهاجم به كره و كشورهای جنوب شرقی آسيا و خاورميانه و آفريقاو آمريكای لاتين بود. محاسبه غلط نيروهای استعماری سابق كه بقدرت مبارزاتی توده هاكم بها داده بودنددر فاصله سالهای 1945 تا تا 1965 تقريبا بخش قابل توجه ای از مناطق اشغالی را از دست دادندو علاوه بر آن بر شدت مبارزات توده ای و مسلحانه در ابعاد بی سابقه ای افزوده شدو عملابه شيوه غالب برای رهائی در آمد. برای‌اولين بار حكومت استعماری فرانسه چگونگی ‌مبارزه با پيشروی جنبشهای مسلحانه تحت رهبری ‌كمونيستها را در دستور كار قرار داد چه اين كشور در آن دوره با مبارزات توده ای و مسلحانه در جنوب شرقی آسيا و آفريقا مواجه بود كه البته در هر دو جبهه با شكست دندانشكنی مواجه شد و مجبور شد شكست را پذيرفته و از اين دو منطقه بيرون رانده شود فرانسه كه مثل انگلستان يكی از پيران استعماری بود استفاده از ايدئولوژی مذهبی را در دستور كار قرار داد تا از طريق آن هم اتحاد شوروی را در اروپای ‌شرقی در گير اين مسئله نمايد و هم آنكه امكان كمك و پشتيبانی‌ اتحاد شوروی را از اين جنبشها محدود و غير ممكن سازد و از همه مهمتر جلو پيشروی‌ جنبشهای آزادی بخش تحت رهبری ‌كمونيستها را مسدود سازد در همين رابطه ئتوريهای گونگونی وارد ميدان شد كه از جمله آنها فانونيسم بود كه بزودی در رقابت امپرياليستها برای كنترل و تقسيم مجدد جهان از آن بهره گرفته شد . فرانسه با وجود سرمايه گذاری كلان در اين بخش بعلت اينكه از نظر سرمايه و نيروی نظامی توان پيشبرد اين سياست تازه را نداشت مجبور شد تا حدود زيادی‌عقب نشينی كرده كه از همين ضعف امريكا بهره گرفت و در سال 1964 جان اف كندی اين تز فرانسه را ربوده و با توجه به امكانات آمريكا كه از نظر اقتصادی و نظامی در صدر كشورها قرار داشت اين تز را بعنوان استراتژی ‌مبارزه با كمونيسم در دستور كار قرار داد و از آنجا كه هنوز چهره كريه آمريكا برای توده های ‌جهان آشكار نبود و توده های جهان هنوز در عمل با عوارض اين تز آشنا نشده بودند بسياری از سازمانها و احزاب بدام آن افتادند و از آن ببعد آمريكا در تمام ابعاد از اين تئوری ‌برای پيشبرد مقاصد خود بهره گرفت و در تمام جهان از نيروهای مذهبی‌ برای‌ جلوگيری از پيروزی نيروهای‌انقلابی استفاده كرد كه نمونه آن را در اروپای شرقی و فيليپين و يوگسلاوی و در افقانستان و ساير نقاط جهان ديديم فرانسه از آن تاريخ ببعد شكست خود را تنها در نق زدن و انتقاد به آمريكا جبران ميكردو جالب اين است كه همين تز بر ضد خود تبديل شد و جنبشهای ‌مذهبی گوناگونی برضد كشورهای امپرياليستی وارد كارزار مبارزاتی شدند از جمله آن مبارزه مسلحانه بر عليه فرانسه در الجزاير بود كه برای‌هميشه به امپراطوری فرانسه پايان داد. كشورهای امپرياليستی ‌و حكومتهای ارتجاعی وابسته كه خطر را همه جانبه ميديدند علاوه بر مسلح كردن خود به ايدئولوگی مذهبی در تدارك برنامه ريزی برای‌ جلوگيری از پيشروی ‌نيروهای ‌مترقی ‌برآمدند از جمله اقدامات بعدی‌ حربه اصلا حات ارضی ‌بود تا نيروهای انقلابی را خلع سلاح كرده باشند اين تز زمانی در دستور كار قرار گرفت كه مشخص شد يكی از ضعفهای نيروهای ارتجاعی و وابسته در كشورهای ‌زير سلطه است . اصلاحات ارضی‌ وآيت اله خمينی پس از اتنخاب كندی ‌به رئيس جمهوری آمريكا دستور اجرای ‌دو تز فوق يعنی استفاده از مذهب و اصلاحات ارضی برای مبارزه با كمونيستها و حفظ منافع غرب داده شد و در آن پيش بينی شده بود كه ممكن است اين اصلاحات در بعضی كشورها كار آئی نداشته باشد و غرب مناطق‍ی را از دست بدهد ولی در مجموع نظر بر اين بود كه در اكثر كشورها با موفقيت مواجه خواهد شد . ايران يكی از كشورهائی بود كه برای قانع كردن رژيم وابسته و فئودال سابق آمريكا تلاش فراوان بكار برد تا رژيم را قانع كند كه اگر پای اصلاحات ارضی ‌نرود همه چيز در رابطه با كمونيستها از دست خواهد رفت در ايران بخاطر موقعيت سوق الجيشی و استراتژيك در رابطه با اتحاد شوروی خطر سرنگونی ‌رژيم از طرف آمريكا نيز ميرفت عليرغم مخالفت مراجع تقليد در ايران رژيم مجبور شد پای اجرای‌اصلاحات ارضی برود . آيت الهه خمينی‌ كه در آن موقع در قم اقامت داشت با ارزيابی از اوضاع داخلی و شايد بطور اتفاقی با استفاده از روانشناسی توده ای با سه مسئله به مخالفت بر خاست . 1 - اصلاحات ارضی : در آن دوره بيش از صدوده هزار نفر ملا و آخوند در تمام كشور پخش بودند و يا در حوزه ها بتدريس علوم فقهی اشتغال داشتند و اكثر قريب باتفاق آنها از مناطق فقير و روستاها بحوزه های مذهبی‌ فرستاده ميشدند و بخش بزرگی از اين آخوندهای جوان بيشتر از روی ناچاری و فقر و فلاكت خانواده خود را ترك كرده و يا از طرف پدران خود برای امرار معاش به حوزه ها فرستاده ميشدند و علاوه بر آن رابطه بسيار نزديكی ‌بين روستاها و تفكر فئودالی و حوزه ها ی ‌دينی بر قرار بود در واقع اين آخوندها تنها رابط بين مردم و مراجع تقليد بودند و منبع در آمد حوزه ها از طريق ملاها و سازمان اوقاف تامين ميشد. 2- شركت زنان در اتنخابات : آيت اله خمينی كه جامعه ايران را خوب ميشناخت وارتباط نزديك بين مذهب اسلام و كنترل دائمی زنان را از طرف مردان از نظر روانشناسِی توده ای‌ حدث ميزد با آن به مخالفت بر خاست تا عملا بين جامعه اختلاف ايجاد كرده و مانع اجرای‌اصلاحات شود چه آن را برای ‌نيروهای مذهبی معادل مرگ ميديد ومعتقد بود كه با اجرای اصلاحات ديگر جائی برای مذهب نخواهد بود . 3- كاپيتولاسيون : ايران هرگز عليرغم تجاوزات دائمی كشورهای مختلف مستعمره كشوری نشده بود و از نظر تاريخی ‌نيز در و ضعيتی نبود كه اشغال و حقارت را تحمل بكند در نتيجه امكاناتی كه رژيم سابق به آمريكا داده بود مربوط ميشد به استقلال و حيثيت كشور كه از جانب هيچ كس پذيرفته نميشد و يكی از مباحثات دائمی ‌روشنفكران ايران نيز بود در واقع اين امتياز به يك كشور خارجی يك تحقير تمام عيار به حساب می آمداين مسئله تا آن دوره با اين و سعت و مهارت در جامعه ايران مطرح نشده بود در نتيجه با ز تاب گسترد ه ای در محافل مختلف ايجاد كرد و تمامی نيروهای موثر در داخل و خارج از كشور كوشش كردند از آن بنفع خود بهره بگيرند در سطح بين المللی نيز دعوا بر سر استقلال بود بهمين دليل بسياری از نيروهای ‌مبارز بآن توجه بيشتری كردند و همين مسئله بود كه بعدها آيت اله خمينی توانست از آن بهره لازم را بگيرد خمينی درست ده سال پس از سرنگونی دولت ملی دكتر مصدق سه مسئله فوق را انتشار داد و بدين ترتيب ابتكار عمل را بدست گرفت و از آنجا كه تمهای مطرح شده با منافع روحانيت و بخصوص بخش سرمايه تجاری در تطابق بود با استقبال آنها مواجه شد و بدين ترتيب زمينه پشتيبانی از وی فراهم آمد. روانشناسی ‌توده ای - روانشناسی اجتماعی و روان شناسی سياسی نيروهای ‌سياسی‌ در ايران معمولا بروان شناسی جامعه چندان بهائی نميدهند آنها خواستها و اميال مردم را ناديده گرفته و تاثيرات روانی‌ وقايع تاريخی را كه در اعماق مردم ريشه دوانيده است را بهيچ ميگيرند در نتيجه از واقعيات زنده بدور مانده واز نظر سياسی‌ جايگاه خود را بسختی پيدا ميكنند آنهائيكه با مردم ايران بخصوص مناطق مرزی‌ سروكار داشته اند بخوبی ميدانند كه بدون در نظر گرفتن دانش و علم روانشناسی‌ نميشود مسائل سياسی را براحتی حل كرد از آنجا كه در صدو پنجاه سال اخير ايران از طرف همسايگان مورد تا خت و تاز دائمی بخصوص در مناطق مرزی بوده يكی از نگرانی های اساسی ‌مردم امنيت است آنها بتجربه در يافته اند كه هرگونه تحول بدون سازماندهی بچه قيمتی برای آنها تمام خواهد شد ولی‌آيت الهه خمينی‌ بدون آنكه خود بداند ازاين پديده بهره گرفت و مذهب را تنها عامل اتحاد مردم كشور و حفظ استقلال اعلام كرد . اوضاع جهانی در سالهای انقلاب بين سالهای 1961تا 1979 دوران تلاطم دائمی ورقابت افسار گسيخه امپرياليستهای جهانی بود كوشش سازمانهای انقلابی و مبارز برای‌ جدا كردن خود از اين رقابتها كار آسانی نبود در نتيجه بسياری از اين جنبش ها با شكست مواجه شدند و تعدادی نيز عقب نشينی كردند پلاريزه شدن جهان در دوقطب ارتجاعی كه بحران خود را به كشورهای جهان سوم كشانده بودند آسيب فراوانی ‌به پيشرفت و ترقی كشورها و سازمانهای ‌مترقی وارد آوردند در اين درگيريها آمريكا و شوروی هركدام مناطقی را از دست ميدادند و مناطق طرف مقابل را بتصرف در می آوردند نمونه آن از دست رفتن مصر از دست شوروی و از دست رفتن ايران از دست آمريكا بود در اوج تضادهای جهانی بعلت سركوب دائمی و بيسابقه رژيم پهلوی هيچ سازمان و يا حزبی نبود كه بتواند با پشتوانه توده ای اوضاع را بدست گيرد و كنترل كند. غربيها كه ساليان سال تجربه استفاده از مذهب را پشت سر داشتند با تمام امكانات از جريانات مذهبی ‌پشتيبانی كرده و با تمام قدرت از شكل گيری واتحاد نيروهای ‌دمكرات و انقلابی جلوگيری ميكردند در ايران بعلت شرايط ويژه كشور و آگاهی مردم ابتكار عمل از دست آنها خارج شد و يك جنبش توده ای گسترده و بيسابقه يك رژيم ديكتاتوری بغايت از درون پوسيده و ارتجاعی را سرنگون كرد . در پشت پرده جدال برای كنترل منطقه با اهميت ايران ادامه داشت نه آمريكا و نه شوروی ‌نميخواستند كه ايران ‌به بلوك مقابل كشيده شود در نتيجه دو بلوك باتفاق كشورهای طرفدار خود رژيم ايران را برسميت شناختند و آيت اله خمينی كه خود باورنميكرد بعنوان رهبر وارد كشور شد وسكان كشور را بدست گرفت. آيت اله خمينی‌ ساليان سال در حوزه های مذهبی در ايران و عراق زندگی كرده بود و اطلاعی از برنامه ريزی اقتصادی و كار سياسِی و تشكيلاتی نداشت و اطرافيان اورا نيز بيشتر جوانان با احساسات مذهبی احاطه كرده بودند و كم كم باورشان شده بود كه آيت اله خمينی همان امام زمان است كه ظهور كرده و قرار است تمام جهان را بدين مبين اسلام مشرف كند نه اينكه باری از دوش مردم كشور بر نداشت بلكه هزاران بار ديگر بر آنها افزود اين اولين بار بود كه در كشور ما يك شخصيت مذهبی با اطرافيان بی ‌تجربه خود در صد سال گذشته بدون دانش حكومت كردن ‌زمام امور كشور را بدست گرفت خمينی در مدتی ‌كوتاه سه فاجعه بزرگ برای كشور آفريد اشغال سفارت آمريكا و آغاز جنگ با عراق و سركوب نيروهای انقلابی و مترقی كه هرسه آنهاتمام مناسبات داخلی و بين المللی ايران را متلاشی كردكه همه اين اقدامات تنها برای ماندن در حاكميت بود آيت الهه خمينی بعنوان محبوب ترين چهره سياسی ايرانی وارد ايران شد و در زمان حيات خود بخاطر دستور اعدامهای بدون محاكمه و با استفاده از قوانين بدوی به منفورترين چهره كشور تبديل شد آيت اله خمينی باری را روی دوش رهروان خود گذاشت كه هرگز نخواهند توانست آنرا به مقصد برسانند. تاثير نيروهای سياسی بر روند تحولات در ايران سازمانها و احزاب و گروه های اجتماعی ديگر با توجه به سركوب رژيم سابق تجربه تشكيلاتی نداشتند و در عمل در برابر سياستهای رژيم ابتكار عمل را از دست ميدادند نيروهای موجود كه سياستهای رژيم را قبول نداشتند عموما شخصيتهای سياسی و اقتصادی و احزاب و سازمانهای نوپا را در بر ميگرفت كه حتی ادامه كار تشكيلاتی برای آنها آسان نبود. دونيروی بزرگ سياسی كشور يعنی سازمان فدائيان خلق و سازمان مجاهدين خلق كه بخاطر مبارزه مسلحانه در سالهای آخر رژيم سابق بسرعت طيف وسيعی از جوانان را گرد خود جمع كرده بودند در واقع پاسخگوی احساسات جوانان در آن دوره بودند بعلت عدم تجربه و تحليل نادرست از اوضاع ايران وبخصوص جهان به نيروی خود بيش از اندازه بها داده و همچنان در افكار سابق باقی ماندند. بين سه تز اساسی موجود در جهان يعنی به جبهه غرب پيوستن و به جبهه شوروی پيوستن و استقلال عمل داشتن دوسازمان فوق بسرعت خود را در آغوش شوروی انداختند و درواقع كار خود را به پايان رساندند اين سمت گيری در شرايطی صورت گرفت كه هيچ سياست مدار و اقتصاد دانی در جهان آينده ای ‌برای اتحاد شوروی نميديد و وضعيت آمريكا نيز باتوجه به شكست مفتضحانه در ايران و جنايات بيشمار آن در عرصه جهان عملا به منفور ترين نيرو تبديل شده بود و قدرت جذب هيچ نيرويی را نداشت و تنها ميتوانست مزدورانی را برای خود دست و پا كند سياست اين دوسازمان در واقع تبعيت از يك استراتژی و تاكتيكی بود كه بدون مطالعه و تحقيق صورت گرفته بود بقيه نيروهای موجود در ايران يا كوچك بودند و يا محلی كه چندان نقشی در تحولات ايران نداشتند دقيقا در همين دوره سران رژيم تمركز خود را بر روی استقلال گذاشتند و عملا نيروهای‌ مترقی‌ را خلع سلاح كردند. رژيم توانست با مانورهای مختلف كه در بالا بآن اشاره شد خود را تثبيت كندو نيروها را سركوب و از صحنه خارج كند اين موضوع نشان ميدهد كه نميتوان بدون ارزيابی درست از توازن نيروها در داخل كشور و در سطح بين المللی و بدون در نظر گرفتن منافع تمامی نيروها و كشورهايی كه در ايران منافعی دارند مسئله جنبش را به پيش برد . جريان آقای بنی صدر كه در آن دوره رئيس جمهور بود و تصور ميكرد ادای دكتر مصدق را در ميآورد دقيقا نشان از آن دارد كه ايشان شرايط تاريخی دومقطع را بدرستی در نيافته بود بهمين دليل در محاسبه توازن نيروها بدوران دكتر مصدق بر گشته بود كه شرايط جهانی و توازن نيروها بالكل با شرايط سالهای 1357 فرق ميكرد و بهمين خاطر رژيم توانست براحتی وی را از صحنه خارج كند سازمان چريكهای فدائی حتی ‌پيش از آغاز سركوب همه جانبه رژيم از هم پاشيده بود و تنها سازمان مجاهدين بود كه نه اينكه از اوضاع ايران و جهان ارزيابی درستی نداشت و در بررسی توازن نيرو نيز دچار توهم شده بود برای دچار نشدن به سرنوشت حزب توده در سال 1332 مبارزه ای را با رژيم آغاز كرد كه دو نيروی نابرابر را در مقابل هم قرار ميداد كه يكی از موضع تهاجمی يعنی رژيم وديگری مجاهدين از موضع دفاعی كه تا بامروز هنوز ادامه دارد. حاكمين فعلی ايران ديگر نميتوانند مثل دوران اوج تضادهای جهانی مانور بكنند در سالهای 1960 تا 1990مسئله تماميت ارضی كشورها در اولويت قرار داشت و اتحاد شوروی با يال وكوپال خودش هم مرز ايران بود ولی امروز وجود خارجی ‌ندارد در مرزهای ايران كشورهای تازه ای پا بعرصه وجود گذاشته اند آذربايجان و تركمنستان و ارمنستان در كشورهای افغانستان و عراق جنگ جريان دارد و اين دو كشور باشغال كشورهای غربی در آمده اند و آنها نيز دارای مليت هايی نظير بلوچ و كردهستند تركيه ثبات ندارد و هر لحظه امكان شروع جنگ داخلی در آن ميرود تركها از همكاری ‌با آمريكا و اسرائيل دست نخواهند كشيد پاكستان نيز ثبات ندارد روابط ايران با تمام كشورهای همسايه آشفته است كشورهای عرب خليج فارس مترسكهای غرب هستند آنهاباندازه كافی ‌پول خارج كرده اند كه نگرانی نداشته باشند. وضعيت ايران بكجا خواهد كشيد جمهوری اسلامی‌ با تمام امكانات تا پايان جنگ ايران و عراق كوشش در ايجاد ثبات داخلی و حكومت را داشت و بهر ترفندی دست زد تا آنرا باجرا در آورد در سالها ی جنگ مشخص شد كه طرفداران آيت اله خمينی قادر باداره مملكت با شعار نيستند بسياری از طرفداران رژيم و فرزندان آنها نيز مجبور شدند تا آموزش ببينند و در واقع سواد ياد بگيرند آنها متوجه شده اند كه تنها با حلوا حلوا كردن دهن شيرين نميشود مبارزه افكارنو وكهنه و مدرنيسم و ضد مدرنيسم بشدت در ايران ادامه دارد هر چقدر دانش مردم و توده ها افزايش پيدا ميكند و روابط ايران بين المللی تر ميشود بهمان اندازه رژيم عقب نشينی ميكند سكان قدرت اقتصادی كشور در دست تكنوكراتها و بوروكراتها قرار دارد مذهبی ها كه فكر ميكردند در مدتی كوتاه مدينه فاضله را در ايران ايجاد خواهند كرد با شكستی مفتضحانه مواجه شده اند هنوز اهرمهای سياسی و نظامی در دست مذهبيون شيعه قرار دارد اين دو اهرم هزينه گزافی را روی گرده توده های زحمتكش و مردم گذاشته است. در دوران صفويه و بخصوص در دوران شاه اسماعيل برای مبارزه با تهاجم تركهای عثمانی‌ مذهب شيعه در ايران علم شد در آن دوره بدين وسيله ايران موفق شد ارتش عثمانی را بعقب نشينی وادارد و از اشغال كشور جلوگيری كند ولی در جمهوری اسلامی اين مذهب تركيب ديگری پيدا كرده است آنها طرفداران خود را وادار ميكنند زنجير بزنند وقمه بزنند و تا ميتوانند بسر و بدن خود بكوبند و زنها نيز به شيون بپردازند و بسر كله خود ميكوبند اين مذهب به آلت تحقير انسانها بدست خود تبديل شده است آنها وادار ميشوند خود را تحقير كنند آنها وادار ميشوند انسانيت را تحقير كنند در پروسه پيشرفت و ارتباط جهانی بخش بزرگی از اين انسانها بخود خواهند آمد و اين جنايت را محكوم خواهند كرد رژيم هنوز با ناباور یِ جهانی به سنگسار و تعزيز انسانها ميپردازد كمتر كسی‌است در ايران كه اين اعمال وحشيانه را تحت هر نامی وهر مذهبی محكوم نكند رژيم هنوز هم بر روی قوانين بدوی‌ بيش از سه هزار سال پيش جنوب مصر با مردم رفتار ميكند مشكل بزرگ سران رژيم در آن است كه بر خلاف مذاهب ديگر تك خدائی ( مذهب مسيحی و يهودی ) ميگويند قرآن كلام خدا است اين بمعنی عدم تغيير قوانين اسلام است بدين ترتيب رژيم در پروسه زمان كار مذهب خود را نيز به پايان خواهد برد . جمهوری‌اسلامی با اين بافت خود قادر نيست اعتماد هيچ كشور همسايه و يا كشورهای ديگر را جلب كند بمجرد كوچكترين تغيير و تحول همه از اين حكومت خواهند بريد تنها عامل سرپا نگهداشتن رژيم در آمد حاصله از نفت و ترس و بی اعتمادی مردم نسبت به امنيت و اپوزيسيون پراكنده و بدون برنامه ايران است اگر رژيم همانطور كه ادعا ميكند از تجربه آموخته باشد و حل مسائل پيچيده كشور را بدست توده ها بسپارد ميتواند مطمئن باشد كه توده ها برای آن راه حل مناسب را پيدا خواهند كرد آنچه مسلم است هم توده های مردم و هم سازمانها و شخصيتهای كشور بتدريج آبديده ميشوند و از تجارب خود می آموزند و هرروز به تهاجم خود به رژيم می افزايند اگر سازمانها و احزاب از تجربه سالهای گذشته آموخته باشند بايد در يافته باشند كه حل مسائل و مشكلات ايران تنها و تنها بدست خود ايرانيها امكان پذير است و مابايد تلاش خود را تنها بر روی توده های مردم ايران متمركز بكنيم و حق و حقوق همه اقشار مردم را برسميت بشناسيم و بطريق اولی بهمكاری همه جانبه دست بزنيم و هدف را بسوی ايران و ارتباط نزديك با مردم كشور بگزاريم . م ر ا د( 13.05.2004 )

منبع: ماهنامه خرداد ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
م. راد:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.