شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بهای خونین آزادی

کورش عرفاني

شرایط خاص تاریخی موجود ایران ما را دعوت می کند که مثل بیست و شش ساله گذشته فرصت ها را نسوزانیم. رژیم آخوندی – بازاری و به تبع آن آینده ی کشور در موقعیتی خاص قرار گرفته است. شرایط فعلی از این ویژگی برخوردار است که تنوع حالات ممکن در آنها زیاد است. رهبران نظام در بین برخورد نظامی با آمریکا تا سازش و تسلیم در برابر آن و سپردن سرنوشت کشورمان به بدترین نوع سرمایه داری جهانی شده در نوسان اند. آنچه می تواند آنها را به این راه حل آخر هدایت کند وحشت تمامیت رژیم، با جناح های مختلف درون آن، از شورشی بنیادکن است که می تواند با جمهوری اسلامی و عوامل ریز و درشتش کاری کند که نه از تاک نشان بماند نه از تاک نشان. با هر چه جدی تر شدن خطر بروز این حرکت قهر آمیز از سوی مردم ناراضی و جان به لب آمده ی ایران، نمایندگان طبقات و اقشار برتر جامعه دست بکار شده اند. گزارشها حاکیست که سازشکارانی که در برپایی و حفظ نظام جمهوری اسلامی در ایران نقش فعالی را ایفا کردند و از آنها تحت عنوان «نیروهای ملی-مذهبی» نام برده می شود در اقدامی عوام فریبانه تلاش دارند تا بار دیگر خاک به چشم مردم ایران بپاشند. این عده، که افراد شناخته شده ای چون ابراهیم یزدی نیز در بین آنان است، تلاش دارند، با مانوورهایی که فقط در مواقع حساس مانند انتخابات یادشان می افتد، بار دیگر جوانان و طبقه ی متوسط را در حول محور مترسک جدید اصلاح طلبی، مصطفی معین، بسیج کنند و آنها را به پای صندوق های رای بکشانند. این افراد در جلسه ای اعلام داشتند که «جبهه دمکراسی و حقوق بشر» تشکیل خواهند داد.[1] عملی که به یک شوخی بی مزه در نظام ولایت فقیهی شباهت دارد. این اشخاص که از بروز یک حرکت قهر آمیز مردمی به شدت وحشت دارند به عنوان ارتش سیاسی رژیم باردیگر وارد صحنه شده اند تا از طریق توهم زایی نزد مردم، آنها را به پدیده ی غیر قابل باوری به نام « تغییر دمکراتیک در چارچوب نظام» دلخوش سازند. بدین ترتیب باز فرصتی پیدا شده است که مردم بتوانند دوستان و دشمنان خلق ایران را شناسایی کرده و ببینند چه کسانی در جهت حفظ و چه نیروهایی در مسیر حذف رژیم عمل می کنند. اما بقای بیست و شش ساله رژیم آخوندی-بازاری نشان می دهد که از این پس، علاقمندی به حذف رژیم کافی نیست. دوستان واقعی مردم ستمدیده ی ایران کسانی هستند که نه فقط حذف رژیم را ضروری می دانند بلکه در مسیر تحقق آن دست به تلاش مشخص بزنند. یعنی راه عملی برخورد با رژیم را بکار گیرند، راهی که، چنانکه تجربه و تحلیل نشان می دهد، تنها قیام قهر آمیز توده ای است. ضرورت های عملی اما بروز این قیام به آسانی میسر نیست ؛ نیاز به پیشاهنگانی آگاه دارد که می دانند انفجار بشکه ی باروت خشم و نارضایتی توده های محروم و قشرهای غارت شده به جرقه ای هدفمند احتیاج دارد. آیا این جرقه را کسی خواهد زد ؟ به نظر می رسد نیروهای سنتی که زمانی مدعی این نوع از مبارزه بودند ره گم کرده اند و در حال حاضر برای خشمگین نساختن آمریکا اسلحه ها را تحویل داده و به مبارزه ی وقت گذرانه روی آورده اند تا شاید روزی فرجی شود. که نمی شود. در ورای اپوزیسیون سنتی، عرصه امروز برای هر نیروی تازه ظهور دیگری باز است. در شرایط فعلی «هر» تشکلی که بتواند نقش این جرقه را در ایران ایفاء کند در آینده ی سیاسی کشور سهم مهمی خواهد داشت. این واقعیت باید نیروهای مردمی را به خود آورد. تشکل های رادیکال باید تمام قدرت خویش را بکارگیرند و با درک این معادله و با احساس مسئولیت به این میدان پا نهند. در داخل کشور نیروهای مستقل می توانند از این موقعیت خاص بهره برند و با هوشمندی به طور قدرتمند دست به عمل بزنند. باید مشخص کنیم که تصور شکل دهی به یک جریان وسیع و سازماندهی شده از طریق یک مدیریت متمرکز در حال حاضر دور از واقعیت است. اما نبود این امکان متمرکز نباید سبب انفعال نیروهای منفرد در داخل کشور شود. آنچه مهم است خود عمل و نفس عملیات مناسب برای دستیابی به این هدف است و نه آنکه از جانب یک تشکل خاص انجام شود یا خیر. آنچه امروز می تواند مردم را تشجیع کرده و دیوار نازک نظم سرکوبگرانه ی حاکم را فرو بپاشاند بروز یک سری از عملیات و کنش های مشخص است : مورد حمله قرار دادن پایگاه های بسیج، پاسگاه ها و پایگاه های نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی، حمله به دفاتر و مراکز ارگانهای وابسته به دولت بخصوص بانکها و مراکز مالی، و نیز شناسایی و تنبیه عوامل و آمران سرکوب در سراسر کشور. نیروهای مبارز و رادیکال می توانند با عملیاتی از این دست جو جامعه را از انفعال و غر زدن به سمت عمل کردن و کنش گری هدفمند هدایت کنند. دو شرط اصلی چنین نوع از مقاومتی یکی تداوم داشتن و دیگری رادیکال بودن آن است. پیوستگی و قاطعیت این سری از عملیات دو پیش شرط بروز انفجار اجتماعی است. در نبود یک رهبری متمرکز دارای مشروعیت مردمی باید رهبری جمعی و کنش جمعی را مد نظر قرار دهیم. استراتژی عملی که در بالا به آن اشاره شد می تواند توسط نیروهای پراکنده، اما همسو، در سراسر کشور انجام شود. هم زمان باید در مدرسه و دانشگاه و کارخانه و اداره ها به تحصن و اعتصاب و اعتراضات دامن زد. تظاهرات مداوم خیابانی باید این نوع از اقدامات عملیاتی را به طور موازی همراهی کند. هر یک از این دو بدون دیگری فایده ای در بر نخواهد داشت. رژیم به صرف چند عملیات مسلحانه و یا تنها از طریق اعتراضات جمعی نخواهد رفت. این ترکیب موازی هردو آنهاست که می توان سبب بروز یک قیام مردمی مسلحانه و برانداز شود. باید به نیروهای سرکوبگر رژیم در تظاهرات با قاطعیت پاسخ عملی داد. مقابله به مثل و زبان زور و قهر یگانه زبان قابل فهم برای رژیم مجهز به خشونت نهادینه است. [2] آشفتگی، اختلافات درونی و بحران های چند جانبه ی رژیم فرصت مناسبی را فراهم می آورد که بتوان با هزینه ای نه چندان بالا ضربه ای اساسی به رژیم وارد ساخته و با تضعیف آن، شهامت وارد شدن توده های عصیان زده را به قیامی قهر آمیز فراهم ساخت. عملیات نیروهای پیشاهنگ باید بر روی نمودها و عوامل مهم رژیم متمرکز باشد. اما نباید ارزش تنبیه و مجازات نیروهای سرکوبگر را، در هر سطحی که باشد، از نظر دور داشت. هر گونه ضربه ای که بتواند دستگاه بحران زده ی رژیم را در سطوح مختلف آشفته تر و وحشت زده کند قابل تامل است. نتیجه گیری بدین ترتیب می بینیم چند راه برای واکنش نشان دادن و عمل کردن در شرایط خاص کنونی در مقابل هر ایرانی قرار دارد : 1- انفعال و پذیرش ذلت ادامه ی عمر ننگین رژیم جمهوری اسلامی بعنوان نوکر نوین جهانی شدن سرمایه در خاورمیانه 2- تلاش برای باز کردن پای ارتش های آمریکا و اسرائیل جنایتکار برای بازتولید جهنم عراق در ایران 3- تدوام بخشیدن به باور باطل تغییر دمکراتیک در چارچوب نظام کنونی 4- باور به سرنگونی و اکتفای به حرف زدن و شعار دادن و سیاست بازی کردن در این زمینه 5- باور به سرنگونی و تلاش برای اجرای روش ممکن آن : مبارزه ی قهرآمیز توده ای جان کلام اینکه در زمانی که اپوزیسیون سنتی، منفعل و گمراه، در جستجوی حفظ بقای خویش است و ویروس «مبارزه ی مسالمت آمیز»، این نسخه ی ضد مردمی نظام سرمایه داری برای حفظ امنیت اجزای ساختارش، به جان اکثریت مطلق نیروهای اپوزیسیون ایرانی سرایت کرده است، در زمانی که سازمانهای رادیکال ما به دلیل اشتباهات ناشی از رهبرپرستی در دام آمریکا اسیرند، در شرایطی که مردم ایران ناراضی و خشمگین منتظر بیدارساز خویش از خواب مسخ انگیز 26 سال ستم سالاری به سر می برند، این تنها مبارزه ی قهر آمیز عملی بر علیه افراد، اماکن و نمادهای رژیم است که می تواند به عنوان جرقه ی لازم برای بروز انفجار اجتماعی سراسری موثر واقع شود و آتش خشم مردم را به گونه ای جهتدار و هدفمند به جان و پیکر رژیم آخوندی-بازاری بیاندازد. درک این وظیفه و عمل به آن به ایرانیانی باز می گردد که می دانند آزادی را به رایگان به هیچ ملتی نمی دهند. تنها ملت هایی آزاد خواهند زیست که بهای خونین آنرا بپردازند. * * korosherfani@yahoo.com www.korosherfani.com 05/06/2005 -------------------------------------------------------------------------------- [1] http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/06/050604_mf_moin_front.shtml [2] http://www.didgah.net/maghalehMatnKamelDialog.php?id=4749

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.