شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

این بار می دانیم

کورش عرفاني

مجموعه بحران هایی که رژیم جمهوری اسلامی با آن روبروست می رود تا شرایط را برای دگرگونی های مهمی در ایران آماده سازد . وضعیت دشوار اقتصادی و اجتماعی کشور که سالهاست ادامه داشت به ناگهان رو به وخامت تصاعدی گذاشته و می رود تا به سوی انفجار کور توده های فقیر و ناراضی هدایت شود. کمبود منابع و ثروتها از یکسو و افزایش حرص و هزینه های مافیاهای چندگانه ی درون نظام سبب شده این بار برخلاف انتخابات ریاست جمهوری دوره های گذشته، توافق بر سر یک چهره در سپردن مسئولیت اجرایی کشور وجود نداشته باشد. حضور رفسنجانی، مرد دوم نظام نیز نخواهد توانست نقش کاتالیزر را برای یک رژیم متشتت ملوک الطوائفی-مافیایی ایفا کند. از طرفی نیز جاه طلبی اتمی رژیم، به دلیل مدیریت ضد عقلانی خود، به دیوار سخت توقعات امنیتی جهان سرمایه داری برخورد کرده است. مجموعه ی این مشکلات چند محوری شرایطی را فراهم ساخته است که می توان از آن به عنوان «بن بست چند جانبه» رژیم نام ببریم. این بن بست رژیم چند پیام مشخص برای مخاطبان گوناگون دارد : 1 - به اروپا، حامی علنی رژیم، پیام می دهد که با وجود اراده ی همکاری برای غارت ایران، ترکیب فعلی حاکمیت قادر به تداوم بخشیدن به این همکاری نیست. اروپا از وخامت اوضاع کشور و به خطر افتادن تمامیت رژیم همکار خویش باخبر و بیمناک است. 2- به سرمایه داری آمریکا پیام می دهد که وضعیت، برای از سر راه برداشتن یکی از موانع اصلی اجرای طرح «خاورمیانه بزرگ» آماده شده است. جریان جهانی شدن سرمایه به رهبری آمریکا می تواند دست به کار از میان بردن رژیم مدافع یک سرمایه داری بسته و کهنه گرای بازاری در ایران شود. 3- به اسرائیل و صهیونیسم توسعه طلب منطقه ای این پیام را می دهد که، پس از ارائه ی خدماتی شایان به گسترش اسرائیل در منطقه خاورمیانه، رژیم دشمن نما ی جمهوری اسلامی رمق باقی ماندن ندارد و به طور اصولی کارکرد خویش را به عنوان مترسک اسلامی خاورمیانه از دست داده است. پس، فرصت برای اسرائیل مغتنم است تا از شرایط اضمحلال رژیم همدست سابق خویش برای تخریب بنیادی یک ابرقدرت بالقوه ی منطقه ای استفاده کرده و ایران را به چنان بلایی دچار سازد که به عنوان یک کشور بزرگ منطقه دیگر کمر راست نکند. 4- به روسیه و چین و هند و ژاپن و ترکیه و ... پیام می دهد که یک رژیم در حال فروپاشی بهترین نوع حکومت بر سر یک کشور ثروتمند است تا بتوان به پای هر قرارداد وطن فروشانه ای کشاندش و هر باجی را در قبال وعده های حمایت سیاسی بین المللی از او دریافت کرد. 5- به اپوزیسیون ایرانی این پیغام را می دهد که برای سرنگونی رژیم کافی است یک آلترناتیو فراگیر موجود باشد تا فرایند جایگزینی از طریق خود ایرانیان صورت گیرد، اما چنین آلترناتیوی نیست و به همین دلیل نیز نقشی مشخص و ملموس در این شرایط کلی برای اپوزیسیون متصور نیست. 6- و در نهایت به مردم ایران پیام می دهد که اگر در این موقعیت به پا خیزند می توانند به سرعت و به آسانی، کار رژیم شکننده و در حال آشفتگی را یکسره کنند. اما مردمی نا آگاه، فاقد سازماندهی و بدون امید به اپوزیسیون چنین پیامی را به راحتی در یافت نمی کند. بدین گونه می بینیم که به معنای واقعی کلمه، تنها قدرتهای خارجی هستند که آمادگی کسب می کنند تا نسبت به جدیت و اضطراری بودن شرایط عمومی کشورمان پاسخ دهند و دست به اقدام بزنند. غایب اصلی در این میان ایرانی ها هستند. گویی تاریخ باید هر بار تکرار شود و همیشه بیگانگان حرف آخر را در کشورمان بزنند و مردم فقط باید بهای سنگین تصمیمات آنها را بپردازند. اروپا به شدت در پی به سر عقل آوردن نظام است که بتواند تا حد ممکن عمر او را طولانی تر کند و در طول بحران اقتصادی کنونی اش از خوان یغمای ایران بیشتر ببرد. روز جمعه 29 آوریل در جریان مذاکرات رژیم با سه کشور اروپایی در لندن، مقامات اروپایی به طور علنی اظهار داشته اند که آرزو می کنند فردی در انتخابات آینده ریاست جمهوری اسلامی به پیروزی برسد که به ادامه تلاش های اتمی ایران علاقمند نیست «حتی اگر هیچ دلیل دیگری وجود نداشته باشد.» بنابراین اروپا در صدد عقلایی کردن رفتار رژیم است، به او مشورت و نصیحت و باج سیاسی می دهد تا او را با توقعات سیاسی سرمایه داری جهانی هماهنگ سازد. این تلاشها ادامه خواهد یافت تا زمانی که دیگر چنین گزینه ای به طور عملی ناممکن باشد. در صورت بن بست مطلق، اروپا به دنبال آلترناتیوی برای رژیم بر خواهد آمد، البته تلاش اروپا این خواهد بود که این آلترناتیو دو شرط داشته باشد : 1- به ساختارهای اقتصادی دست نزند، 2- از درون خود نظام بر آمده باشد. آمریکا می خواهد رژیم را کنار بزند زیرا می داند بافت اقتصادی آن با اهداف درازمدت سرمایه داری جهانی و منافع اقتصادی – سیاسی دراز مدت آمریکا در منطقه در تضاد است. اما نمی خواهد این حذف رژیم به بهای بازکردن راه برای دستیابی یک نیروی ملی، مردمی و یا استقلال گرا به قدرت باشد. آمریکا در پی آن است که به یک آلترناتیو ترکیبی وابسته تولد بخشد که گرایش های لیبرال و غربی بر آن حاکم خواهند بود. اسرائیل ترجیح می دهد که جداشدن از خدمتکار قبلی خود مصادف با تخریب زیر ساخت های اقتصادی ایران، تخریب زیربنایی تاسیسات استراتژیک، تجزیه ی بخش هایی از کشور و جنگ داخلی همراه باشد. این کشور برای این منظور خود را به آخرین تجهیزات پیشرفته ی جنگی مجهز می سازد. پس از دریافت هواپیماهای بهینه شده ی ف-18، اینک نوبت در یافت بمب های سنگر کوب مخصوص حمله به تاسیسات زیر زمینی است. اسرائیل می داند که بمباران برخی از پایگاه های اتمی ایران مناطق وسیعی ازایران را برای مدت 400 تا 4000 سال به تشعشات مواد اکتیویته و تبعات نابودگر انسانی، حیوانی و زیستی آن آلوده خواهد ساخت. امری که رضایت کامل صهیونیست های ضد ایرانی را فراهم می کند. روسیه و چین با دفاع سیاسی از عملکرد اتمی رژیم، در پی تطویل عمر آن و انعقاد قرار دادهای کلان و پرسودی هستند که حداقل جای پایشان را در ایران بعد از رژیم محکم سازد. خلاصه اینکه هر کس در کنج خویش به دخالت ورزی مستقیم و غیر مستقیم در تعیین سرنوشت ایران مشغول است جز خود ایرانیان. حتی در این شرایط حساس که توطئه چینی ها و دخالت ورزی ها تا این حد علنی و آشکار شده است باز می بینیم بیش از هفتاد میلیون ایرانی بدون هیچ واکنشی در خور، در انتظاری شوم نشسته اند. در حال حاضر آینده ی کشورمان به اراده های ورا ایرانی بستگی دارد و بعید است که ضعف های ماهوی و تاریخی اپوزیسیون به او اجازه دهد نقش مهمی را برای تغییر این معادله ی ناعادلانه و نادرست ایفا کند. یگانه امید موجود، در بسیج نیروهای مردمی است و این نیز میسر نیست مگر از طریق نیروهای مستقل سیاسی یعنی منفردینی که تنها به واسطه آگاهی و احساس مسئولیت خویش با یک بسیج بی سابقه هموطنانمان را در داخل و خارج از کشور نسبت به خطرات جدی موجود برای آینده ی ایران فعال می کنند. این تنها در سایه ی یک بسیج وسیع توده ها و به صحنه آمدن آنهاست که می توان مانع از اجرای سناریوهای شوم کنونی شد. اینکه آیا همت و احساس مسئولیتی برای انجام این کار عظیم در میان نیروهای مستقل باشد یا خیر جای بحث دارد، اما این امر نیاز به هیچ توضیح پیچیده ای ندارد. کافی است تک تک آنان که به چنین خطری باور دارند در حوزه ی ارتباطات فردی خویش به کار آگاهی رسانی، روشنگری و هشدار دهی بپردازند. در سایه ی تلاش هر چند به ظاهر کوچک هر یک از ما، هزاران هزار هموطن در داخل و خارج از کشور از این خطر تاریخی مطلع شده و می توانند برای یک کنش مستقیم در صحنه آماده اقدام شوند. جامعه ی ایرانی مستعد انفجار است. تنها نیاز به دو عنصر آگاهی و سازماندهی دارد. اگر ما نیروهای مستقل بتوانیم عنصر اول را تامین کنیم عنصر دوم نیز از دل نیروهای وسیع آگاه شده به طور خودجوش به تدریج شکل خواهد گرفت. سکوت، بی تفاوتی و بی خیالی هر یک از ما امروز سبب عذاب وجدان ما در فردای سیاه ایران خواهد شد. نیروهای بیدار سیاسی در داخل و خارج از کشور باید این پیام ساده را میان همه ی مردم انتشار دهند که اگر برای تغییر سیاسی مردمی وارد صحنه نشویم قدرتهای خارجی، در سازش و تعامل و یا در تضاد و برخورد با رژیم، سبب خواهند شد که یا رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به قدرتهای خارجی ادامه یابد و یا کشورمان صحنه ی تجاوز گری و تخریب گری ماشین نظامی سرمایه داری جهانی باشد. شاید سال 1332 یا 1357 نمی دانستیم این قدرتهای بیگانه چه سناریوی سیاهی برای کشورمان تدارک دیده بودند اما این بار نیک می دانیم. اینک ما هستیم در مقابل وجدان، آگاهی و احساس مسئولیت خویش. * * korosherfani@yahoo.com 1/05/2005 www.korosherfani.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.