شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۳ مه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مجاهدين خلق - امر به وظيفه يا امر به نتيجه -7/8

علی ناظر

مجاهدين خلق - امر به وظيفه يا امر به نتيجه - 7
براى مرور بر يادداشت هاى پيشين، علاقمندان مى توانند به آدرس ديدگاه - ستون " بحران سرنگونى " مراجعه کرده و يا مستقيما به آدرس www.didgah.net وصل شوند.

  آنچه که مورد توجه مردم ، به معنى عام کلمه آن، قرار مى گيردطرح شعار نيست. آن را هر کسى مى تواند بدهد، تعهد اجرايى به شعارهاست. آنها خمينى را آزمايش کرده و بعد از گزيدگى از شارلاتان تاريخ، به کوره راه شعار هاى "مدنى" خاتمى افتادند. به همين جهت، حناى شعارهايى مانند "ايران براى همهٴ ايرانيان"، "امروز فقط اتحاد"، و يا "جبهه همبستگى ايرانيان"، ديگر رنگ ندارد. بالاخص مجاهدين که مى خواهند مردم از جان و مال گذشته و به صفوف انقلابيون بپيوندند، لازم است که ثابت کنند تا به چه حد و تا کجا آمادگى همبستگى با نيرو هاى ديگر را براى براندازى رژيم جهل و جنايت دارند. به نظر نگارنده، در شعار "همبستگى" يک دوگانگى مستتر وجود دارد. از يکطرف، نيروى دموکرات مى گويد که حاضر است فقط بانهادهايى که به اصول دموکراتيک پايبند هست و خارج از طيف شاه و شيخ هستند، هم پيمان شود. از طرف ديگر، از مردم بى آنکه بپرسد به چه جريان فکرى اى گرايش دارند مى خواهد که شهر ها را خلع سلاح کرده و آمادهٴ پذيرايى ارتش شوند. مجاهدين بايستى بپذيرند که در ميان اين خلق قهرمان "شاهى" هم وجود دارد! و آنها هم خواهان سرنگونى اين رژيم هستند. پذيرش اين واقعيت، کمک مى کند که راهکارهاى پراگماتيک ترى جستجو شود. اين بدان معنا نيست که بايد با افسران محمدرضا پهلوى که حق مردم را چپاول و غارت کرده اند و سالهاست با پول دزدى در اروپا و آمريکا زندگى مى کنند همبستر شد، اصلا!...ولى در عين حال، چون عده اى ٢۴ سال پيش خيانت کرده اند، نمى توان نظام مورد دلخواه يک قشراز جامعه را هم ناديده گرفت. ارتباط با سلطنت خواهان در داخل مرز ها يکى از لزومات منسجم کردن مردم در روز حملهٴ احتمالى ارتش آزاديبخش ملى ايران به داخل است. البته، اين ارتباط بيشتر يک پيام سياسى دارد تا يک وزن و بار عملياتى، چرا که رهبران نظام سلطنتى در خارج از مرز ها هنوز نتوانسته اند حقانيت، خلوص نيت و جدى بودن خود را به مردم ثابت کنند. در مقابل، مجاهدين، بر عکس خمينى که از همان روز اول از حکومت اسلامى صحبت مى کرد، به اين امر پايبند مى شوند که آماده اند، سر در مقابل تصميم خلق فرود آورند، حتى اگر نظام مورد دلخواه مردم سلطنت باشد. مگر نه آنکه نيرو هاى دموکرات دائما از تشکيل مجلس موسسان سخن مى رانند؟ آيا نمايندگان اين مجلس، همگى بايد مسلمان معتقد به جمهورى دموکراتيک اسلامى باشند؟ طبيعتا، در ميان آنها کسانى هم خواهند بود که به سلطنت دلبسته اند. پس چرا از همين امروز از توان و قدرت سازماندهى آنها استفاده نشود؟ ارتباط با نيروهاى واخورده از نظام جمهورى اسلامى، و امکان همکارى و هم پيمانى آنها با مجاهدين، يک معادلهٴ چند مجهولى و بسيارى پيچيده تر از مورد فوق الذکراست، که در اين يادداشت به برخى از پارامتر ها، اجمالا مى پردازيم. پيشاپيش بپذيريم که نيروى اجتماعى، عموما احتياجى به آموزش براى شرکت درپروسهٴ سرنگونى ندارد. چرا که در اصل، کانون شروع و نقطهٴ پايان فروپاشى يک نظام هستند. اما لازم است که متقاعد شوند که چرا و به اميد رسيدن به چه دستاورد هايى بايستى از اپوزيسيون حمايت کرده و دور شعار هاى محورى مجاهدين هم پيمان شوند. با توجه به بافت کنونى جامعه، نيروى اجتماعى دردو دستهٴ اصلى فعاليت مىکند: جوانان و زنان. با توجه به نفوذ معممين درشهر هاى کوچک، سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى ازمراکز کوچک شروع نخواهد شد، هر چند که امکان دارد جرقه هاى اوليه در آنجا زده شود. پيشتر گفته شد که ارتش آزاديبخش نخواهد توانست به تنهايى عامل سرنگونى رژيم بشود، به همين جهت نيروهاى چريکى مجاهد بايستى در شهر هاى بزرگ متمرکزشده باشند. نهاد هاى دانشجويى، طرفداران اصلاح طلبى از نوع مشارکتى ها، ويا تشکل هاى کارگرى هم در طول زمام دارى خاتمى به اين نتيجه غير قابل بازگشت رسيده اند که تغييرريشه اى امکان پذير نخواهد بود مگر آنکه سياست و روش راديکال ترى پيشه کنند. از طرف ديگر، نهاد هاى "خودى" مانند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، مشارکتى ها، و حتى نهضتى ها، در مرور زمان ايزوله شده و در ميانشان، بر سر همکارى با رفسنجانى و شرکا، و يا سخت سرى در مقابل کل جناح تماميت خواه، شکاف ايجاد خواهد شد، علائم آن را همه روزه در اخبار و موضعگيرى هاى سردرگم شان ملاحظه مى کنيم. در مقابل، رفسنجانى و خامنه اى خلائى که دوم خردادى ها خالى خواهند کرد را پر کرده، و رژيم را هر چه بيشتر به نظامى گرى و تک پايه اى سوق خواهند داد. قابل توجه آنکه، جناح اصلاح طلب و بلند گوهايشان در خارج کشور، سالها با سر دادن منطق و بحث بالا، و ترساندن افکار بين الملل از اين "لولو" سعى بر "لابى" حمايت از خود داشتند. اين ترفند ديگر جواب ندارد، چرا که دوم خردادى ها و انصارشان در عمل ثابت کرده اند که توانايى مديريت بحران را نداشته، و روز مصاف در مقابل جناح هار کرنش خواهندکرد. بطور نمونه، اگر به سخنرانى خاتمى توجه کنيم، مى بينيم که وى برخلاف آنکه خامنه اى به وى گفته بود که از چوب لاى چرخ گذاران نام ببرد، سکوت اختيار کرده و درعوض از رهبر عاليقدر قدردانى مى کند. جوانانى که دل به خاتمى و دوم خردادى ها بسته ولى از کارکرد او دلسرد شده اند، و در عين حال عميقا از نظامى فقاهتى گريزان هستند، ديرى نخواهد پاييد که رهبران خود را براى انتخاب راه سوم تحت فشار بگذارند. واقعيت اين است که رهبران مسالمت جو، با خراب کردن پل هاى پشت سر، و سرشاخ شدن مستمر با جناح هار، امکان برگشت به سال ٧۶ را نداشته، و چاره اى نخواهند داشت مگر انتخاب دو راه: رو کردن به کار غيرسياسى و صورى، و يا گزينش راهى راديکال، که لزوما بايستى از کانال مجاهدين بگذرد. گزينش راه سومى وجود نخواهد داشت، چرا که بعد از انتخاب خاتمى، صحنهٴ مبارزهٴ اپوزيسيون با گرايش اسلامى، در دو جبهه خلاصه مى شود: در شکل و شمايل مشارکت اسلامى و آنچه که هم اکنون هست، ونتيجتا قبول علنى شکست در مقابل جناح هار. و يا هم پيمانى با نيروى سوم،که پس ازبرگشت يزدى از آمريکا و محدود شدن فعاليت نهضت آزادى، به مجاهدين ختم مى شود. اما اين همبستگى بين نيروهاى مسلمان واخورده و مجاهدين تنها زمانى امکان پذير خواهد بود که مجاهدين مطمئن باشند نهاد هاى واخورده توانايى بسيج نيرو در داخل را داشته وآمادگى پرداخت خرج لازم را دارند. درمقابل، بهايى که مجاهدين براى جذب ايندو نيروى واخوردهٴ مسلمان و سلطنت طلب پرداخت خواهند کرد هم قابل تامل است. بطورمثال، ترسيم نقش ايران در چارچوب مراودات بين المللى، سرنوشت نفت شمال و جنوب، و تنظيم رابطه باکشورهاى همسايه.

ادامه دارد على ناظر - ٩ شهريور ١٣٨١ شبکهٴ ديدگاه

بخش 8 با فورمت پ.د.اف در زیر آمده است

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.