شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تجزیه طلبی و نبرد طبقاتی

کورش عرفاني

وقایع چند روز اخیر در اهواز حکایت از آن دارد که جامعه ایران هر چه بیشتر به نقطه ی آغاز مجموعه ی دنباله داری از انفجارهای اجتماعی در سراسر جامعه نزدیک می شود. هر چند که ریشه ی این انفجارها اقتصادی و اجتماعی است اما می توانند اشکال قومی، طایفه ای و یا سیاسی به خود بگیرند. سخنان جنتی در نماز جمعه دیروز برای ضرورت آغاز اعدام های سراسری نشان دهنده ی سیاستی است که رژیم جمهوری اسلامی برای برخورد با موقعیت انفجاری فوق تدارک دیده است. باید دانست که بستر شکننده ی اجتماعی شرایط را به طور کاذب برای طرح خواستهای تجزیه طلبانه نیز آماده می کند. اما باید دانست که ماهیت تجزیه طلبانه ی برخی از مطالبات و یا حرکت ها می تواند از دو جهت به ضرر منافع مردم محروم ایران تمام شود : از یکسو زمینه برای مطامع قدرتهای بیگانه ی ضد ایرانی باز می شود، تا در جهت استراتژی امپریالیسم و صهیونیسم برای ایجاد ملت های کوچک سلطه پذیر، نقشه ی تجزیه ی ملت ایران را در خوزستان، بلوچستان، کردستان و آذربایجان به پیش ببرند و از سوی دیگر، دست رژیم ضد خلقی آخوندی – بازاری را باز می گذارد تا به بهانه ی مقابله با «خواستهای تجزیه طلبانه»، به سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردم محروم مناطق مختلف کشور بپردازد. مردم ما در سراسر ایران باید هشیار باشند و اجازه ندهند که خواستهای بر حق شان برای آزادی و عدالت اجتماعی، که تنها از راه سرنگونی تمامیت رژیم میسر است، به راههای فرعی و بیهوده کشیده شود. خواستهای توده های محروم ایرانی مشخص است : · سرنگون سازی رژیم آخوندی-بازاری در تمامیت خود از طریق مبارزه ی قهر آمیز توده ای، · استقرار یک حاکمیت مردمی که ساختار طبقاتی نابرابر جامعه را به سود منافع طبقات محروم کشور دگرگون سازد و زمینه های پایدار مردم سالاری و عدالت اجتماعی را فراهم سازد. این خواستها البته به دلیل آنکه طبقات محروم جامعه در حال حاضر فاقد نمایندگان سیاسی واقعی خود هستند به صورت روشن و بدانگونه که در بالا آمد بیان نمی شود، اما این خواستها از ذات جامعه شناس سیاسی و طبقاتی توده های محروم بیرون می آید. تا روزی که باشند تشکل های برخاسته از میان این طبقات، که مطالبات اجتماعی آنها را به روشنی مشخص سازند. تا آن روز اما وظیفه ی ما نیروهای مستقل و مردمی است که توضیح دهیم : قوم گرایی و تجزیه طلبی زهر واقعی مبارزه ی طبقاتی است، زیرا قوم و زبان و مذهب را به جای طبقه ی اجتماعی، که جبهه بندی اصلی جنگ خلق است، قرار می دهد. نبرد اکثریت مردم ایران با رژیم سرمایه داری آخوندی- بازاری یک «نبرد طبقاتی» به معنای واقعی کلمه است. تنها ایراد آن این است که سازماندهی شده نیست. اما این نبود سازماندهی که ناشی ازشدت سرکوب و ضعف اپوزیسیون است نباید ماهیت طبقاتی اعتراضگری اجتماعی در ایران را از نظر دور دارد. میلیونها ایرانی محروم و دردمند به طور بالقوه در انتظار فرصت مناسب برای گرفتن انتقام تاریخی خود از طبقه ی برتر حاکم هستند. طبقه ای که در این 26 سال به غارت ثروتهای مادی و معنوی مردم دست زده و برای خود ثروتهای افسانه ای اندوخته و جایگاه برتر اجتماعی فراهم کرده است. انفجار اجتماعی ناشی از فقر بی سابقه ی حاکم بر جامعه دور نخواهد بود و در آن زمان، میلیونها ایرانی فقیر و گرسنه و غارت شده به سمت کاخ های آقازاده ها و آخوندها و بازاری های و سرمایه داران غارتگر سرازیر شده و آنها را از منازل گرم و نرم خویش بیرون خواهند کشید. مصادره و محاکمه از نخستین کنش های چنین نبردی است. این مبارزه ی واقعی خلق ایران است : در آذربایجان، در کردستان، در تهران، در خوزستان، در لرستان، در خراسان، در سیستان و بلوچستان و... تمامی نیروهای آگاه، روشنگر و مردمگرا در داخل و خارج از کشور باید مبارزات اجتماعی را در قالب اعتراضات کارگری، بیکاران، دانشجویان، معلمان، پرستاران و سایر اقشار به سوی محتوای طبقاتی خود هدایت کنند. همه ی مبارزات باید تمامیت رژیم و بویژه بافت طبقاتی آن را هدف قرار دهند. مرز بندی باید میان اکثریت محروم و اقلیت مرفه باشد. اقشار میانی به فرا خور درک، تعهد و یا منافع خود، جبهه ی خویش را در این نبرد خواهند یافت. برخلاف آشفتگی طبقاتی حاکم بر انقلاب سال 57، این بار دررویارویی میان خلق و حاکمیت باید مرز دشمن را به خوبی مشخص کرد و خط ها و جبهه ها را نشان داد : دشمن در درجه ی اول طبقه ی متشکل از سرمایه داران، آخوندهای حاکمیت، سیاستمداران، پایوران و کارگزاران رژیم و فرماندهان رده ی بالای نیروهای نظامی، انتظامی، اطلاعاتی و سرکوبگر آنهاست. این قشرها هدفی هستند که خشم خلق را باید متوجه آنها ساخت و این خشم را به صورت آگاه، هدفمند و سازماندهی شده در قالب نبردی مسلحانه، بی تعارف و بی ترحم بر سرشان فرود آورد. نباید اجازه داد که هیچ یک از مهره های بالای رژیم جان و مال سالم از کشور به در برد. همگی آنها از ریز تا درشت باید تسلیم اراده ی مسلح خلق شوند و در غیر این صورت نابودی خویش را برگزیده اند. تمامی نیروهای روشنگر باید برای توده های معترض و خشمگین جامعه مکانیزم های استثمار و استحمار را به زبانی ساده و روشن توضیح دهند تا مردم خود از حالا دشمنان را برای روز قیامشان تشخیص دهند و شناسایی کنند. در آن روز هر مانعی، در هر سطح، در هر شکل و به هر اندازه، که در مسیراحقاق حق خلق محروم ایران بیاستد، باید با تمام قوا و در شکل قاطع و قهر آمیز خود کنار زده شود. تنها تود ه های «آگاه» هستند که می توانند قیامی نجات بخش را سازمان دهند و در غیراین صورت یک خلق نا آگاه، حتی سلاح بر دست، منحرف شده و اسیر استبدادی دیگر خواهد شد. جان کلام اینکه شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اپوزیسیون و بقای بیست و شش ساله رژیم این بوده است که سازمانهای سیاسی نتوانسته اند ماهیت و مرزبندی طبقاتی مبارزه ی سیاسی را بر علیه رژیم در میان توده های جا بیاندازند. در شرایط کنونی ضروری است قشرهای معترض جامعه را از خطرات قوم گرایی و گرایش های نازای تجزیه طلبانه آگاه ساخته و آنها را نسبت به چرایی و چگونگی نبرد طبقاتی برای درهم شکستن رژیم آخوندی - بازاری جمهوری اسلامی روشن سازیم. آنگونه از روشنگری که منجر به ایجاد آگاهی طبقاتی و تشخیص های درست خود جوش در میان توده های محروم جامعه شود. www.korosherfani.com korosherfani@yahoo.com 17/04/2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.