شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ -  ۳ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فیلم "فحشاء در پُشت حجاب" و عِرق ملی ما ایرانیان !

پويان انصاري

اخیرأ در کشورهای اروپایی از جمله سوئد، فیلمی به نمایش در آمد که آه وفغان خیل عظیم ایرانیان را در سراسر جهان درآورد،فیلمی بنام "فحشاء در پشت حجاب" ساخته خانم ناهید پرشُون. فیلم بخشی از دیده های یک زن ایرانی است که پس از سالها دوری از میهن خود به آنجا برگشته و فقر بی کران و دست آوردهای زشت آن را می ببیند و به تصویر می کشد. در این فیلم با دو زن جوان که هردو از فرط فقر و تنهایی به فحشاء و اعتیاد روی آورده اند آشنا می شویم. هردو روزگاری، صاحب یک زندگی معمولی بودند ولی همسرانشان به جُرم قاچاق مواد مخدر به زندان افتاده اند و آنها را تنها گذاشته اند . فیلم به مشکلات دیگری مانند دید اجتماع نسبت به زنان و اجرای قوانینی مانند صیغه نیز می پردازد. قبل ازاینکه به نوشته کوتاه خود ادامه دهم، به این نکته اشاره کنم که من کاری به هنر فیلم سازی و اینکه هدف خانم ناهید پرشُون چه بوده؟ آیا بدرستی واقعیت ها را نشان داده و خیلی مسائل دیگر راجع به فیلم و اساسأ نقد آن را ندارم. روی سخن من با هموطنان برون مرزی ست که این فیلم رادیدند و فریاد اعتراض سر دادند. من هم به عنوان بک انسان، و یک ایرانی، این فیلم را تماشا کردم ولی با صداقت و ایمان کامل بگویم این فیلم، نه برای من، عجیب و غریب،و نه، تکان دهنده بود،چرا که این فیلم واقعیتی است که در مدت ٢٦ سال همیشه در پرده ی سینمای واقعی کشورمان ایران به معرض نمایش در می آید. این زندگی روزمره ی بخش عظیمی از جمعیت میهن ماست. اگر کسانی در این مدت طولانی از کنار این مناظر، بی اعتنا گذشته اند و در سفرهای توریستی شان به ایران با سیل بزرگ معتادان، تن فروشان و کودکان خیابانی روبرو نشده اند باید از دید خود شاکی باشند نه از کارگردان. قبل از اینکه این مقاله را بنویسم راستش دچار شک و تردید بودم، فکر می کردم حتما من مشکلی دارم که متوجه نمیشوم که این فیلم ضد ایران و ایرانی است، لذا با تنی چند از دوستان در این مورد مشورت کردم و خوشبختانه آنها نیز با من هم نظر بودند. چه کسی می تواند نام انسان برخود بگذارد و این فجایع را ببیند و در مورد آن سکوت کند؟ ٢٦ سال است که رژیم اسلامی با زور، خون و شمشیر بر تخت نشسته است، این فیلم، و در واقعیت این سناریو، زندگی بخشی از جامعه ماست مگر هر روز اخبار مربوط به فحشا، اعتیاد، سنگسار زنان، کشتار جوانان، شکنجه و ترور را در روزنامه ها و اینترنت نمی خوانیم چرا وقتی یک گوشه ی کوچک از آن به تصویر در می آید ما را دچار میهن پرستی هیستیریک می کند؟ راستی چرا ما ایرانیان وقتی کسی واقعیت فقر و بدبختی مردم را نشان می دهد این همه احساساتی می شویم و به ما بر می خورد، چطور وقتی دسته دسته دانشجو کارگر، معلم، پرستار، کارمند، هنرمند و....... می گیرند زندانی می کنند، می کُشند کک مان نمی گزد و حاضر نیستیم زیر یک بیانیه اعتراضی را امضا کنیم اما در این گونه موارد عِرق ملی مان به جوش می آید و قلب مان می شکند و از اینکه مبادا یک غیر ایرانی آنرا ببیند اینقدر دچار تعصب می شویم و فریاد و فغان سر می دهیم. مگر این فیلم چه چیزی را به نمایش گذاشت که ما ایرانیان آزادیخواه و عدالت خواه آنرا نمی دانستیم؟ سالهاست که ما انسان ها، با هر مرام و مسلکی که داریم این را در حد توانایی خود نوشتیم و فریاد کردیم. متأسفانه ، واقعیت های زندگی مردم ستمدیده ما چنان نکبت بار و اسف انگیز و دور از چار چوب زندگی نُرمال و استاندارد جهانی است که از هر لحظه آن می توان یک فیلم دردآور و تراژدی ساخت. چرا از دیدن این فیلم، غرورت می شکند ؟ چرا فکر می کنید که این فیلم ، ما را در میان خارجی ها ، کوچک و حقیر می کند؟ ایرانیان عزیز ، آیا این اولین بار است که کلمه ی صیغه به گوشتان رسیده است؟ آیا تحقیر زنان، ظلم و ستم به نیمی از جمعیت کشور ( زنان ) با حکومت قرون وسطایی جمهوری اسلامی آمده است؟ شما که از دیدن سند جنایت رژیم اسلامی ایران این چنین مُنقلب می شوید آیا یک لحظه به این فکر افتاده اید که زندگی مردم ایران معلول جنایت حاکمان ستمگر است و باید علت را دریافت نه آنکه بر سر معلول حجاب سیاه کشید و آنرا از چشم جهانیان پنهان کرد. تعجب می کنم که چرا این همه سال از آن همه جنایت، این چنین خشمگین و عصبی نشدید؟ این یک واقعیت غیر قابل انکار است مردم میهن ما در فقر و تنگدستی به سر می برند و به ناچار خونشان را می فروشند، کلیه هایشان را می فروشند تا از این راه مخارج زندگی شان را تامین کنند. تا این رژیم و رژیم هایی از این دست بر سر کار است در بر روی همین پاشنه می چرخد به جای ناله، فغان و خجالت و شرم ساری به جنبش مردم به پیوندید. Pouyan49@yahoo.se مارس ٢٠٠٥

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
پويان انصاري:



[تاریخ ارسال: 15 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: محمد شجاعی]  [  ]  
درست است باید تعارف را کنار بگذاریم. مضرات سلطنت سر جای خود ولی آِیا نباید الان گذشته را بازبینی کرد؟ به نظر من شروع مبارزه مسلحانه هم توسط مجاهدین و هم توسط فدائییان یک خطای محض و ناشی از عدم اشراف انان به تاریخ ایران بود.فدائیها تحت تاثیر انقلاب شوروی و کپی برداری ومجاهدین حتی بنیادگذارها با احساسات مذهبی و بدون شناخت دقیق محتوای اسلام و نیز شرایط ایران و بازهم تحت تاثیر انقلاب چین و اکتبر مبارزه را شروع کردند.انها در جامعه ایران هیچ شانسی برای پیروزی نداشتند و تمام زحمات به جیب ارتجاع و خرده بورژوازی رفت. اشتباهات را مقدس نکنیم . شجاعت بجای خودش ولی بفرض محال این دو سازمان پیروز هم می شدند فاجعه به بار می آوردند.اگر شعور و دانش کافی وجود داشت و سنت 2500 ساله سلطنت و کمین اسلام توسط مجاهدین و فدائی ها درک شده بود. اگر درک شده بود که با پاشیدن نظام سلطنت بسیاری چیزها از هم خواهد پاشید مجاهدین و فدائی ها بجای طلب سرنگونی می بایست راه مصدق را می رفتند و حتی با حفظ امکان مبارزه مسلحانه از شاه می خواستند که به قانون اساسی احترام بگذارد و ان را اجرا کند و با محدود کردن قدرت شاه و تحمیل این که به قانون اساسی متکی باشد راه را برای یک حرکت ملی آماده می کردند و امکان این را می دادند که ایران بر روی ریل تاریخی خودش حرکت کندرفقا و دوستان عصبانی نشوید سعی کنید مقداری فکر کنید تاریخچه سازمانهائی مثل مجاهدین و فدلائی ها لبریز از خطاهای وحشتناک است و این خطاها هنوز هم ادامه دارد. وضعیت فدائی ها که روشن است . وضعیت سازمان مجاهدین را نگاه کنید و وضعیت مردم ایران را ایا باز هم باید در زیر زرق و برق تئوری های خطائی که این اش در هم جوش را درست کرده بازهم به سوی جهنمی دیگر برویم. نقد و بررسی را باید از همان آغاز شروع کرد از همان وقتی که گز نکرده شعار سرنگونی حکومت شاه داده شد. از همان وقت که سازمانهای سیاسی مسلحانه شروع کردند از همان وقتی که نشان دادند نه مجاهد و نه فدائی از جامعه ایران هیچ چیز نمی فهمند و هنوز هم هیچ چیز نمی دانند. جدا باعث تاسف است.   

[تاریخ ارسال: 14 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: یک ایرانی]  [  ]  
اگر منظور فقط مقایسه اینهاست بامحمد رضا شاه موی دمب سگ محمد رضشاه می ارزید به تمام این جنایتکارها آقا تعارف را کنار بگذاریم و معذرت می خواهم اینطور حرف می زنم آخر این دیوثها با اسلامشان ریدند به یک مملکت و ول کن هم نیستند   

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2006]  [ارسال‌کننده: امیر]  [  ]  
ایا وضع در زمان اعلیحضرت محمدرضا شاه بهتر بود یا اگر گروهی همفکر جنابعالی یا دوستانتان روی کار ایید (بالفرض که انچه در این فیلم نمایش داده شده مبالغه یا دروغ نباشد)وضع بهتر خواهد شد ؟شما فقط به کاستیها نگاه می کنیدنه به خوبیهاوترقیهای کشور در تمام دنیا این وضع وجوددارد و منحصر به ایران نیست   

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.