شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹ -  ۴ دسامبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

با کشورم چه رفته است - (دولت فخیمه، فصل اول، گزیده 1
(دولت فخیمه، گزیده 1)

علی ناظر

با توجه به برجام و تحریم ها و دیگر مسائلی که امروز روی میدهد، از جمله مراودات دیپلماتیک بین ایران و روسیه، ایران و چین، و ایران و اروپا، که قاعدتا باید بیانگر تدبیر و امید باشد، ولی به پروژه های باخت-برد به نفع دیگران خاتمه می یابد، فکر کردم عهدها و بدعهدی ها موضوع جالبی برای پژوهش باشد. چندیست که مشغول تحقیق هستم. برخی آنرا «تاریخ نگری» می خوانند، ولی خودم ترجیح می دهم آنرا «با کشورم چه رفته است» بنامم که از فدایی جانباخته، سعید سلطانپور، به عاریه گرفته ام.
در این پژوهش که هنوز در گام نخست هستم، به  یک قرن عهد و بدعهدی – 1300 تا 1400 (ه.ش) با ایران و ایرانی می نگرم. نگاهی است به بیگانگان که با ایران عهد بستند و بدعهدی کردند، و خودی ها که قولها دادند و بدقولی کردند. طبیعتا، این پژوهش کامل نیست، و چندبارخوانی لازم دارد. نکاتی که منتشر می شوند برای فرهیختگان و دانش پژوهشان در امور تاریخ و سیاست و دیپلماسی، حرف تازه ای ندارد و می تواند کسل آور باشد.

امروز، بعد از حضور سفیر دولت فخیمه در جمع دانشجویان، و متعاقبا بازداشت سفیر انگلستان، فکر کردم بخشی از آنچه دولت فخیمه در دوران قاجار بر ایران آورده را بازنشر کنم (در آنچه آمده، منابع ذکر نشده است). آنچه در زیر می آید گزیده ای از آن پژوهش است.

حائز توجه اینکه وقتی به اینهمانی پرداخته و اوضاع امروز و آنروزها را با هم مقایسه کنیم، به آنچه امروز بر خلق ستمدیده می گذرد بیشتر پی می بریم.

با کشورم چه رفته است

(دولت فخیمه، گزیده 1)

(جهت توجه: نقشه ژئو پلیتیک در آن دوران، و دیگر فاکتورهای زمینه ساز دیگر در این نوشتار نیامده است)......

مشقاسم: "آنکه ما می دانیم همه هم می دانند دست خارجی بود... همین پریروز زیر بازارچه حرف شما بود گفتم آقا اگه انگلیسا باهاش بد نبودند تا حالا چه کارها که نکرده بود."

دائی جان ناپلئون: "بله، اگر انگلیس ها و ایادیشان نبودند من خیلی کارها می کردم."

.....
....
مشقاسم: "حالا آقا راستی چرا این انگلیسا اینقدر با شما بدند؟"
دائی جان: "این گرگ مزور انگلیس با هرکسی که وطنش را و آب و خاکش را دوست دارد بد است. مگر ناپلئون چه گناهی کرده بود که آنطور به خاک سیاهش نشاندند؟ آنطور از زن و بچه اش جدایش کردند؟ آنطور دق کشش کردند؟ فقط وطنش را دوست داشت! و این برای آنها گناه بزرگی است!" (منبع1)

اما به راستی آیا دائی جان رابطه موجود را بزرگنمایی نمی کرد؟ آیا فی الواقع انگلیسا هرکسی که وطنش و آب و خاکش را دوست دارد بد می دانند؟ به تاریخ نگاهی گذرا بیندازیم تا شاید پاسخی بیابیم.

انگلستان در هیبت کمپانی هند شرقی که با نادرشاه افشار رابطه ای دوستانه را آغاز کرده بود، پس از به تخت نشستن کریم خان زند در ژوئیه 1763 میلاد، اجازه تأسیس تجارتخانه ای در بوشهر را گرفته و در اطراف خلیج فارس به خرید و فروش کالا می پرداخت. مفاد این قرارداد حدودا شامل 6 ماده می شد:

1-  شرکت انگلیسی از هر نقطه بوشهر می خواست می تواند زمینی برای احداث ساختمان تجاری انتخاب کند
2- کسی حق ندارد از تاجران انگلیسی پرداخت عوارض گمرکی را طلب کند .
3- آزادی مذهبی به انگلیسیها داده شود .
4-  باید زمینی برای قبرستان آنها اختصاص داده شود .
5-  قروض بازرگانان انگلیسی بایستی پرداخت شود.
6-  مادامی که تجارتخانه های انگلیسی در بوشهر دایر است هیچ ملت اروپای اجازه سکونت در بوشهر را ندارد

اما انگلیس به این حد رضایت نداده و در 1767 سعی کرد تا روابط تجاری و داد و ستد ها را توسعه دهد، اما کریم خان که به اهداف انگلیسی ها شک کرده بود، به آنها امتیاز گسترش را نداد. انگلستان با توسل به ترفند پاکسازی جزیره خارک از دزدان دریایی کریم خان را متقاعد به عقد موافقتنامه ای در 1768 کرد که در ازای فروش پارچه لباس مورد نیاز سربازان ایرانی، ناوگان خود را در اختیار ایران قرار دهد و ایران هم امتیاز خرید ابریشم گیلان و پشم کاشان را به کمپانی هند شرقی واگذار کند. یکسالی طول کشید تا کریم خان در 1769 نمایندگی کمپانی در بوشهر و تمامی اتباع انگلستان را اخراج کرد. هرچند کمپانی سعی کرد دوباره در 1774 کریم خان را به راه بیاورد اما موفق نشد، بنابراین با تحریک عناصری در بصره علیه دولت ایران، به ایجاد فشار بر دولت ایران متوسل شد.
پس از مرگ کریم خان و در زمانیکه نزاع بر سر تصاحب قدرت؛ ایران را به خود مشغول کرده بود، انگلستان جزیره قشم را تسخیر کرده و آن را به پایگاه ناوگان خود تبدیل کرد. در 1788 انگلستان توانست جعفرخان را مجاب کند تا ایران در امور بازرگانی با اتباع انگلستان همکاری کامل کند. بنا به امتیازی که جعفرخان داد، اتباع و تجار انگلیسی از پرداخت مالیات معاف می شدند، و رفت و آمد آنها به داخل ایران بلامانع و رایگان بود.

حدود یازده سال بعد (1799)، در دوران قاجار، که روسیه تزار و فرانسه متحد شده بودند و امکان تصرف هند از سوی آنها می رفت، انگلستان یک افسر نظامی خود به نام جان مالکم را به ایران گسیل داشت. جان مالکم توانست دو قرارداد سیاسی و اقتصادی با ایران منعقد کند. بنا به قرارداد 1801، ایران متعهد می شد که اگر افغان ها و یا فرانسوی ها بخواهند به هند حمله کنند، ایران در مقابل آنها صف آرایی کند، و یا به زبانی ساده، گوشت دم توپ منافع کمپانی هند شرقی بشوند. در قرارداد دوم که همزمان امضا شده بود، اتباع انگلستان از پرداخت هرگونه مالیات معاف شده، و می توانستند هر ملک و ساختمانی را خرید و فروش کرده و عایدات آن را به هر کشوری که مایل هستند منتقل کنند. لرد ولزلی (فرماندار کل هند) برای پیشبرد برنامه های انگلستان، شخصی به نام مهدی علی خان که تبعه انگلستان بود را به دربار فتحعلیشاه گسیل داشت. مهدی علی خان که با زبان و فرهنگ ایران و ایرانی آشنا بود شاه قاجار را متقاعد کرد تا به نام دفاع از مردم ستمدیده پنجاب به افغانستان لشگرکشی کرده و نادانسته در مقابل حمله احتمالی فرانسه به هند صف آرایی کند.

شاه قاجار که از زمان به تخت نشستن در حال لشگرکشی و شکست پشت شکست بود، پس از قرارداد 1801 با انگلستان، و بخاطر جنگهای پی در پی و شکستهای متوالی، و برای اینکه سلسله قاجار سرنگون نشود، تن به معاهده های ننگین گلستان و ترکمنچای داد، که خارج از حوصله این نوشتار است.
نقش انگلستان در آن دوران که به جدایی بخش بزرگی از ایران انجامید نباید از نظر دور داشته شود. انگلستان از یک سوی ایران (فتحعلیشاه و دیگر شاهان قاجار) را ترغیب به ادامه جنگ می کرد  و وعده های کمکهای نظامی و مالی به شاه قاجار می داد و از سوی دیگر و در پشت صحنه با سازش با روسیه تزار، ایران را وادار به تن دادن به بدترین قراردادها می کرد.
بنا به اسناد و گزارشات، طی فقط 49 سال دوران زمامداری ناصرالدین شاه، انگلستان عملا بر تمام ارکان اداری و نظامی و حکومتی ایران مسلط بود تا به آن حد که بنا به قرارداد پاریس (1857) ایران را ناگزیر به جدا شدن هرات و افغانستان کرد. در همین دوران، بخش هایی از سیستان و بلوچستان را به قلمروی هند اضافه شد. تغییر در نقشه جغرافیایی ایران از جمله جدایی باکو، در بند، گنجه و گرجستان در شمال، و جدا شدن هرات و افغانستان و بخشهایی از سیستان و بلوچستان در شرق، تصرف بحرین و سلطه بر عراق و تنگه هرمز نشانگر یک واقعیت سیاسی – نظامی آن دوران بود. در این دوران، حکومت قاجار در ضعیف ترین موقعیت خود قرار دارد و از حراست تمامیت ارضی ایران ناتوان است، و دیگر اینکه، روسیه در شمال، و انگلستان در جنوب، ایران را بین خود تقسیم کرده اند.
انگلستان در مقاطع مختلف تاریخی، برای تاراج ثروت ملی ایران، همدست بسیار داشت. در آن زمان که لازم بود و می بایست علیه نفوذ فرانسه برنامه ریزی کند، با روسیه همپیمان می شد و در مقطعی دیگر با فرانسه علیه روسیه صف آرایی می کرد. اما در هر دو حالت، ایران به مثابه گوسفندی قربانی در این داد و ستدهای استراتژیک به مزایده گذاشته می شد. اما نمی توان به مانند دائی جان ناپلئون تمام کاسه کوزه ها را فقط بر سر انگلستان شکست.

وزیر امور خارجه روسیه، الکساندر فذرویچ ایزولسکی، در 1906 به نکاتی چند اشاره دارد (روسیه هنوز و رد قرن 21 به دنبال این راهبرد است):

« ایران باید کاملا تحت نفوذ روسیه در آید و ما باید برای به دست آوردن بندری آزاد در خلیج فارس بکوشیم با راه آهنی که باید در سراسر ایران کشیده شود و ایجاد نقطه ای مستحکم در کرانه خلیج. با این همه، حوادث سال گذشته آشکار کرده است که اجرای چنین نقشه ای عملی نیست و این مساله را مطرح کرده است که باید موجبات ستیزه جویی با انگلستان منتفی گردد و مناسب ترین وسیله ی برای رسیدن بدین مقصود تعیین حدود منطقه های نفوذ دو دولت است» منبع 2.

بعد از خیزش 1905، روسیه و انگلستان به یک سری توافقاتی رسیدند که کاملا به ضرر ایران تمام شد که به قرارداد سن پیترزبورگ 1907 مشهور است.

امروزه از طرح خاورمیانه بزرگ زیاد صحبت می شود (یا شقه کردن ایران و ترکیه و سوریه و عراق به کشورهای کوچک که قدرت دفاع از خود را نداشته باشند، و اسرائیل بتواند به یکه تازی ادامه دهد). واقعیت اینست که آرزو و هدف همیشگی انگلستان تجزیه ایران بوده است. حتی این پروژه در سال 1901 به سفیر روس پیشنهاد می شود که با مخالفت روسیه که پس از قراردادهای ترکمنچای و گلستان در موقعیت بهتری قرار داشت، مواجه می شود. اما از آنجاییکه انگلستان منافع خود در هند و خلیج فارس را در خطر می دید و بر این باور بود که با تسلط بر ایران می تواند روسیه را از مستعمره های خود دور نگاه دارد، با تحمیل جدایی افغانستان و ایران، و تجزیه بخشهایی از مکران و سیستان و بلوچستان میان ایران و هند، و بالنتیجه میان روسیه و امپراتوری بریتانیا حایل ایجاد کرد.
اما انگلستان هنوز احساس آرامش نمی کرد، و بر تقسیم ایران مصّر بود. این مهم را با ترفندی توانست به ثمر بنشاند. در 1902 با ژاپن وارد قراردادی شد. پس از آن، ژاپن با اتکاء به نفس به روسیه حمله کرده و شکست سختی به روس ها می دهد. روسیه پس از این شکست، دچار اختلافات و درگیری های داخلی، از جمله انقلاب روسیه شد. روسیه برای رهایی از مشکلات عدیده داخلی و جنگهای خارجی، در توافقی با انگلستان، قرار داد 1907 و دو قرار داد دیگر را امضا کرد. در یک قرارداد روسیه پذیرفت که افغانستان تحت نفوذ انگلستان قرار بگیرد و روسیه در امور آن دخالت نکند. در قرار داد دوم، انگلستان پذیرفت که تبت تحت نفوذ روسیه باشد و انگلستان در امور آن دخالت نکند. قرارداد سوم که ما آنرا به 1907 می شناسیم و در سن پیترزبورگ منعقد شد، قسمت شمالی ایران (شهرهاي پرجمعيت و مراكز عمده تجاري از خط فرضي بين قصرشيرين و اصفهان و يزد و خواف و مرز افغانستان) به روسیه واگذار شد، جنوب که برای بریتانیا ارزش سوق الجیشی داشت به انگلستان داده شد (از خط فرضي بين بندرعباس، كرمان، بيرجند، زابل و مرز افغانستان)، و کویر وسط به دولت ایران داده شد.

اما طعمه لذیذی چون ایران را نمی توان در یک قرارداد تقسیم کرد، و این واقعیت به تنش های متعاقب بین روسیه و انگلستان انجامید. پس از امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه، از سال 1909 کشمکش بین دو قدرت روسیه و انگلیس شکل تازه ای گرفت.

انگلستان که از خیزش در خطه عثمانی و انقلاب در روسیه به وحشت افتاده بود و در هراس بود که انقلابی مشابه در ایران بتواند منافع انگلستان در هند را به خطر بیندازد، به حمایت از مشروطه خواهان اقدام کرد تا جنبش مشروطه خواهی را به رفورمی صوری تبدیل کند. هدف انگلستان از انحراف اهداف طولانی مدت مشروطه خواهان ساده بود. اگر قرار است تغییری بنیادین در ایران رخ دهد، این تغییر باید ماهیت انقلابی و ساختار شکنانه نداشته و سقوط حکومت قاجار از دستور کار خارج شده، و فقط به تغییر ظواهر امور اداری بسنده کند.

در نشریه ترقی شماره 77 (آوریل 1909) مصاحبه ای منتشر شده که به اهداف پنهان روسیه و انگلستان اشاره دارد:

".... پرسیدم در باره سیاست روس و انگلیس چه فکر می کنید؟"
یکی از اعضای کمیته ستار پاسخ داد "خواست هردوی این ها این است که اغتشاش در ایران چندان طول بکشد که دولت و ملت هر دو خسته شوند و از پای بیفتند و آن وقت این ها طبق معاهداتشان صاحب ملک و ملت بشوند. نظر هر دو دولت چنین است. در راستای پیش بردن چنین قصدی و بنا به طبع و فطرت جبلی شان یکی از این ها گویا به حکومت کمک می کند و دیگری هم از ملت پشتیبانی می نماید. یعنی وقتی ژنرال و افسر یکی مشروطه طلبان را بمباران می کند، دیگری درهای سفارت خود را به روی پناهجویان باز می کند. یکی می کشد، دیگری شفاعت می کند. یکی می گوید بگیر، دیگری می گوید فرار کن!" منبع 3

تیزنگری عضو کمیته ستارخان را می توان در مفاد قرارداد 1907 که بین انگلیس و روس امضا شد مشاهده کرد. قرارداد 1907 طی 5 ماده به موضوع ایران می پردازد و عملا ایران را به دو قسمت تقسیم می کند. به این صورت که انگلیس در حیطه ذینفع روسیه دخالت نکند و روس هم در خطه ای که منافع مالی و سیاسی انگلیس متمرکز است دخالت نکند. شایان توجه اینکه وزیر مختار بریتانیا طی پیامی به سرادوارد گری وزیر خارجه وقت هشدار می دهد که روس بدون شک به این قرارداد پشت پا زده و متن آن را برای برای پیشبرد اهداف طولانی مدت خود به کار خواهد گرفت منبع 4. البته در قرارداد 1907 منطقه بیطرفی هم درنظر گرفته شده بود.

در سه قرارداد 1907، 1915 و 1919 که بین روس و انگلیس به توافق رسید چند نکته حائز اهمیت است. نخست اینکه آنچه امروز، در ارتباط با برجام و تحت عنوان بدقولی و عهد شکنی آمریکا و عدم تعهد آن کشور و تعهد نیم بند اروپا، و پلیس بد و پلیس خوب، گزارش می شود، یک اتفاق منحصر به فرد این دوران نیست. دول صاحب زر و زور دهه هاست که در مورد ایران اینچنین عمل می کرده اند، و کودکانه است اگر به این نتیجه برسیم که حمایت های آمریکا و اروپا از معترضین اخیر بخاطر حقوق مردم است و نه برای پیشبرد اهداف درازمدت خودشان. اگر نخواهیم در باره خر و پالان صحبت کنیم و فقط به این اشاره کنیم که استراتژی و فرهنگ برخورد جهانخواران با ایران همیشه یکسان بوده و فقط در برهه های مختلف تاریخ و بخصوص در یک قرن گذشته، فقط بازیگر  است که تغییر کرده است. در زمانی، فتحعلی شاه  قاجار بخشی از ایران را می بخشیده و در زمان دیگر محمدرضا پهلوی، بحرین را. هنوز نیم قرن از بخشیدن استان چهاردهم، بحرین، نگذشته که می بینیم، بحرین برای ایران شاخ و شانه می کشد و مدعی العموم تمام خلیج فارس می شود. چنانکه در متن تاریخ و اسناد منتشر شده مشاهده می شود، امروز ترامپ و دول همسوی آمریکا و اروپا، تعهدات بین المللی خود را نادیده گرفته و آن قراردادها را یکجانبه ملغی اعلام می کنند. در دوران قاجار و پهلوی، روس و انگلیس و آمریکا به همین رویه عمل می کرده اند. بنابراین، شایان توجه فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر اینکه رویدادهای کنونی را با توجه به سابقه تاریخی و نحوه عمل و عکس العمل جهانخواران بررسی کرده و ساده لوحانه فریب وعده های سیاستمداران و قراردادهای نوشته و نانوشته را نخورند. جان ملکم ها و مهدی علی خان ها در طول تاریخ بسیار آمده و رفته اند، اما با یک هدف - تاراج ثروت ملی ملتهای ستمدیده خاورمیانه و دیگر اقصی نقاط.

نکته دیگر اینکه، از جایگاه و منظر روس و انگلیس، و امروز از جایگاه آمریکا، ایران فقط یک ابزار برای پیشبرد اهداف دراز مدت آنهاست و اگر لازم به کشورگشایی و یا ویرانی ایران باشد، و یا اینکه کلیه تعهدات بین المللی را به زیر پا گذاشته و از این پل پیروزی عبور کنند، بدون لحظه ای تأمل به آن اقدام کرده و ایران را چنانکه جان بولتون و هیلاری کلینتون اذعان داشته اند بمباران کرده و «با خاک یکسان می کنند».

نکته سوم اینکه، تن دادن به خواست های جهانخواران هرچند در ظاهر، وجهه ای ملی و وطندوستانه دارد، اما در عمل به خیانت و وطن فروشی ختم می شود. (به متن قراردادها، و موضعگیری ها در ادامه توجه شود).

نکات شایان توجه در سه قرارداد 1907، 1915 و 1919 اینست که دول انگلیس و روس در متن آن معاهده ها دائما و بدون استثنا «استقلال و تمامیت ارضی ایران را محترم» می شماردند، و بر «همه آن قولها و تعهدات» یکبار دیگر تأکید می کردند. به مواضع کنونی اروپا در ارتباط با برجام و نقض آن از سوی ترامپ توجه شود.
آیا همخوانی این جمله بندیها با آنچه امروز و پس از یک قرن گفته و نوشته می شود، مشاهده می شود؟

روس ها پس از انعقاد قرارداد سری  1915 با توسل به بهانه، از جمله محافظت از افرادش در سفارتخانه، به سوی تهران لشگرکشی کرد. حدود یازده هزار قزاق در شمال و تدریجا تا به اصفهان، و انگلیس ها در جنوب پلیس جنوب را تشکیل دادند. پلیس جنوب که تحت فرماندهی افسران انگلیسی و داوطلبان هندی و ایرانی بود، در ابتدای امر موظف به پاکسازی آن منطقه از جاسوسان آلمانی بود، اما این تنها بخشی از وظایف بود. سرکوب مردم محلی که بخاطر قحطی و یا دلایل میهن پرستانه شورش می کردند، از دیگر وظایف پلیس جنوب بود.

مستوفی الممالک تحت تأثیر شخصیتهایی همچون مدرس بر این باور بود که باید به عثمانی و آلمان متوسل شد. این تحلیل بر مبنای ترورهایی بود که افسران و جاسوسان اطلاعاتی آلمان در جنوب دست داشتند؛ از جمله قتل کنسول انگلستان در اصفهان، معاون کنسول در شیراز، و ترور جاسوس روس، و کارمندان بانکهای شاهنشاهی در شیراز و کرمان و یزد که به علت عدم امنیت، نمایندگیها در این شهر ها را تخلیه کردند. اگر این نمونه ها را با آنچه امروز در عراق روی می دهد مقایسه کنیم، ارزیابی موقعیت دولت عراق باتکیه بر نمونه های تاریخی آسانتر می شود.
واقعیت اینست که در عمل نه تنها بخشهایی از ایران به تصاحب بیگانه در آمد، بلکه دولت و ملت ایران هر روز بیشتر به زیر بار قرض و فقر و ستم سوق داده می شدند. همچنین، در سه قرارداد مشاهده می شود که تصمیم گیری و برنامه ریزی و آینده نگری از دولت و ملت ایران سلب شده و به بیگانه واگذار می شود. بطور مثال، پس از قرارداد 1919 ارتقاء افسران ایرانی از درجه ستوان یکم به بالا ممنوع می شود و مناصب عالی و درجات نظامی بالاتر از سروان باید از میان انگلیسی ها، استرالیایی، نیوزلندی و خلاصه از اتباع بریتانیا باشد. وقتی سر پرسی کاکس، وزیر مختار انگلیس در تهران به لرد کرزن وزیر خارجه اطلاع می دهد که وثوق الدوله می خواهد اشخاص مورد نظر خود را برای نمایندگی در مجمع ملل متحد انتخاب کند، کرزن در تلگرامی می نویسد «هیچکدام از این انتصابات را نمی پسندم و خیلی متعجبم که نخست وزیر [ایران] آنها را برگزیده است». البته کرزن حق دارد که متعجب شود چرا که در معاملات پشت پرده و برای امضای قراردادها، مبلغ 400000 تومان (آنزمان)، معادل 131000 پوند رشوه به وثوق الدوله، وزیرخارجه و وزیر دارایی ایران پرداخت شده بود.

دولت انگلیس نه تنها نخست وزیر و اعضای کابینه را خریده بود بلکه در رأس حکومت، شاه هم غلام زرخرید انگلیس شده بود. چنانکه وقتی احمدشاه از دولت انگلیس ضمانت مواجب ماهیانه مادام العمر و ضمانت ادامه سلطنت از انگلیس طلب می کند، پرسی کاکس در جواب می نویسد:

"جناب اشرف،

در رابطه با قراردادی که امروز نهم اوت 1919 میان دولتین ایران و انگلستان بسته شد از جانب دولت متبوع خود اجازه دارم به اطلاع عالیجناب برسانم که اعلیحضرت سلطان احمدشاه قاجار و جانشینان ایشان، مادام که بر وفق سیاست و صوابدید ما در ایران عمل کنند، از حمایت دوستانه اعلیحضرت پادشاه انگلستان برخوردار خواهند بود."

چنانکه مشاهده می شود انگلستان نه تنها باج مالی به احمدشاه نمی پردازد بلکه ادامه حیات سلسله قاجار را منوط به گردن نهادن چاکرانه شاه قاجار و صوابدید دولت انگلستان می کند. حتی در همین حد هم انگلستان به وعده خود پایبند نمی ماند. چند سال پس از این پاسخ، دودمان قاجار با کودتای 1299 به باد داده می شود.
اما این گاو ده من شیر قاجار هنوز می بایست برای مدت کوتاهی بر تخت سلطنت تکیه کند تا رضاخان میرپنج بتواند در نظام اداری و ارتشی ریشه دوانده و جایگاه خود را تثبیت کند. در گام نخست، سید ضیا طباطبایی به عنوان نخست وزیر و رضاخان به عنوان فرمانده کل قوا منصوب می شوند. وزیر مختار به وزیر امورخارجه انگلستان لرد کرزن می نویسد «سید ضیا قول داده است امتیازاتی را به انگلستان بدهد که کمتر از قرارداد 1919 نبوده و بحران داخلی ایران را فیصله دهد.» اما کابینه نتوانست بیشتر از سه ماه عمر کند چرا که سیدضیا نه تنها قرارداد 1921 را با شوروی به امضا رساند بلکه قرارداد 1919 را هم لغو کرد. زمان آن رسیده بود که رضاخان وارد میدان شده و منافع درازمدت انگلستان را تضمین کند.

شاه شدن رضاخان

پس از امضای قرارداد 1919 و سفت شدن پای کاپیتولاسیون و بخصوص تجار و نفت خواران زیر سایه انگلیس، و بالاخره شروع کار رضاخان میرپنج در لباسی که شمایلش به لباس ناپلئون می نمود و تصرف تخت سلطنت، زمان آن رسیده بود که زمام امور آنطور که رضا شاه تصور می کرد، بشود؛ ولی شکل گیری روابط سیاسی، اقتصادی و حقوقی قراردادهای پیشین، روند وقایع را به گونه ای دیگر رقم زد.

به قدرت رسیدن رضاخان نه تنها بخاطر دسیسه های انگلیس بود، بلکه نتیجه عملکرد و کنش و واکنش های چهار حزب آن دوران هم بود. حزب اصلاح طلبان (محافظه کار و وابسته به ملاک و ثروتمندان و رجال قاجاری)، حزب تجدید (اصلاح طلبان تحصیلکرده در غرب و دموکراتهایی که از نامیده شدن به دموکرات دوری می کردند، و بنیان آن را تیمورتاش، تدین و علی اکبر داور ریخته بودند) و دو حزب انقلابیون فرقه کمونیست و رادیکالهای سوسیالیست، آن چهار حزب را تشکیل می دادند.

«به طورکلی، پس از شکل گیری جنبش مشروطه، اکثریت روشنفکران و نویسندگان از نوسازی ایران سخن گفتند و طي سال های 1290 تا 1305 شمسي از برنامه هایی براي نوسازي ایران یاد کردند که صرفاً برآمده از تجربه زیست سیاسي و اجتماعي پس از مشروطه و میدان سیاسي نوسازانۀ جهان غرب در آن سال ها بود. رضاشاه تحت تأثیر این اندیشه ها، بارها از توجه خود به این نظر ورزی ها سخن گفت و با اقدامات اش، بر این رویکرد مهر تأیید زد و نسبت به تغییر لباس، یکسان سازی زبان، ایجاد تأسیسات تمدنی و آموزشی، ارتش ملی و درنهایت دولت مدرن در ایران مبادرت ورزید » منبع 5.

سلسله پهلوی را در گفتاری دیگر ادامه می دهیم. متن برخی از قراردادها ضمیمه گفتار کنونی است که روی میز جهت استفاده دانشجویان گذاشته شده است.

 

متن قراردادهایی که در اینجا به آنها اشاره شد:

قرار داد:کریم خان زند در ژوئیه 1763 میلاد، اجازه تأسیس تجارتخانه ای در بوشهر را گرفته

منبع 6، افتتاح تجارتخانه در بوشهر به سال 1763م. توسط کمپانی هند شرقی انگلیس، مقدمه ایجاد روابط ایران و انگلستان در دوره زندیه است. در این مقطع تاریخی، گذشته از عامل تجارت، لزوم ایجاد امنیت در سواحل جنوبی و منطقه خلیج فارس و فقدان نیروی دریایی مناسب برای نیل به این مقصود، دولتمردان ایران را به ایجاد روابط با قدرتهای حاضر در منطقه با هدف بهرهمندی از نیروی دریایی آنها ترغیب میکرد. عدم همکاری مؤثر ها انگلیسی و نیز حمایت کریمخان زند از قبیله بنیکعب که کمپانی انگلیسی آن را تهدیدی علیه منافع تجاری خود در منطقه میدانست؛ موجب بروز تنشهایی در روابط دو طرف گردید، تا آنجا که ها انگلیسی در سال 1769م. بوشهر را ترك کردند. اگرچه اهمیتی که کریمخان برای تجارت قائل بود و نیز از رونق افتادن بصره ـ به عنوان مهمترین مرکز تجاری انگلستان در خلیج فارس ـ و فتح آن توسط ایران ، زمینه ساز روابط مجدد دو کشور شد، اما مرگ کریم خان و درگیریهای داخلی پس از آن، روابط دو کشور را جز در موارد محدود و معدودی به رکود کشانید.

قرار داد:1801 با انگلستان، و بخاطر جنگهای پی در پی و شکستهای متوالی، و برای اینکه سلسله قاجار سرنگونی نشود، تن به معاهده های ننگین گلستان و ترکمنچای داد، که در پرسش و پاسخ به آن می پردازیم

قرار داد: پاریس (1857) ایران را ناگزیر به جدا شدن هرات و افغانستان کرد

 

بسم الله الرحمن الرحیم
[مقدمه]
چون اعلیحضرت خورشید آیت اقدس همایون، پادشاه اعظم و شاهنشاه بالاستقلال کل ممالک ایران و اعلیحضرت شاهنشاه انگلیس هر دو علی السویه از روی صدق مایل این هستند که مصائب جنگی را که منافی میل و مکنونات خاطر دوستانه ایشان است رفع نمایند و روابط دوستی که مدت مدیدی فیمابین دولتین علیتین برقرار بوده مجدداً به یک صلحی که بر وفق فواید طرفین باشد بر بنیان محکم برپا نمایند، لهذا به جهت اجرای این مقصود و مطلوب، اعلیحضرت پادشاه ایران جناب جلالتمآب مقرب الخاقان فرخ خان امین الملک سفیر کبیر دولت علیه ایران صاحب تصویر همایون و حمایل آبی و دارای کمر مکلل به الماس و غیره و غیره و غیره را و اعلیحضرت پادشاه انگلیس جناب مجدت نصاب هنری ریچارد چارلز بارون کاولی از امنای دولت انگلیس و از اجزای مشورتخانه مبارکه مخصوصه اعلیحضرت پادشاه انگلیس حامل نشان بزرگ و شریف حمام و سفیر کبیر مخصوص و مختار دولت انگلیس در نزد اعلیحضرت امپراطور فرانسه و غیره و غیره و غیره را وکلای مختار خود تعیین فرموده اند و ایشان بعد از آن که اختیارنامه های خود را ابراز و مبادله نمودند و موافق ترکیب رسمی دیدند فصول ذیل را مقبول و مقرر داشتند:
فصل اول- از روز مبادله امضانامه های عهدنامه حال فیمابین اعلیحضرت شاهنشاه ایران و اعلیحضرت شاهنشاه انگلیس و ایرلاند و نیز فیمابین أخلاف و ممالک و رعایای طرفین صلح و دوستی دایمی خواهد بود.
فصل دویم- چون به دولت و اقبال فیمابین دولتین ایران و انگلیس صلح برقرار گردید بحکم این فقره مقرر است که عساکر دولت انگلیس ممالک ایران را تخلیه خواهند کرد موافق شرایط و تعهدات مسطوره ذیل.
فصل سیم- دولتین علیتین معاهدتین تعهد می کنند که کل اسرایی که حین جنگ به دست عساکر طرفین افتاده باشند بلادرنگ آزاد نمایند.
فصل چهارم- اعلیحضرت شاهنشاه ایران تعهد می کند که بلافاصله بعد از مبادله امضانامه های این عهدنامه یک عفونامه کامل اعلام نماید که بواسطه آن، جمیع رعایای ایران که در وقت جنگ، با مراوده خود با عساکر انگلیس، مصدر خیانتی شده باشند از عقوبت این حرکت خود معاف باشند بطوری که هیچ کس هر درجه که داشته باشد به جهت این حرکت خود مورد تنبیه و اذیت و تعدی نخواهد بود.
فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ایران تعهد می کند که بلادرنگ لازمه تدابیر را به کار ببرد که عساکر و کارگزاران ایران را از خاک و شهر هرات و سایر نقاط افغانستان بیرون بکشد. تخلیه ممالک مزبوره تا مدت سه ماه بعد از مبادله امضانامه های این عهدنامه خواهد بود.
فصل ششم- اعلیحضرت شاهنشاه ایران راضی می شود که ترک بکند کل ادعای سلطنتی بر خاک و شهر هرات و ممالک افغان [را] و هرگز مطالبه نکند از رؤسای هرات و ممالک افغان هیچ علامت اطاعت مثل سکه و خطبه و باج و نیز اعلیحضرت ایشان تعهد می کند که بعد از این از هر مداخله در امورات داخله افغانستان اجتناب نماید و قول می دهند که هرات و تمام افغانستان را مستقل شناخته و هرگز در صدد اخلال استقلال این ولایات برنیایند.
و نیز در صورت ظهور و منازعه فیمابین دولت ایران و ممالک هرات و افغانستان دولت ایران تعهد می کند که اصلاح آن را رجوع به اهتمامات دوستانه دولت انگلیس نماید و اقدام به جنگ نکند مگر در صورتی که اهتمامات دوستانه دولت انگلیس مثمر ثمری نشود.
از طرف دیگر دولت انگلیس تعهد می کند که همه وقت اعتبار خود را در ممالک افغان به کار برد و نگذارد که از آنها و هیچ یک از آنها باعث هیچ نوع تشویش و پریشانی دولت ایران بشود و اگر دولت ایران در وقوع مشکلات رجوع به دولت انگلیس نماید، دولت انگلیس نهایت کوشش را خواهد نمود که منازعات فیمابین را موافق حق و مطابق شأن دولت ایران اصلاح نماید.
فصل هفتم- در صورتی که از جانب هرات و ممالک افغان بر سر حدات ایران تجاوزی بشود، هر گاه ترضیه شایسته داده نشود دولت ایران حق خواهد داشت که به جهت دفع و تنبیه جانب متعدی، اقدام به حرکات جنگ نماید، اما این صراحتاً معلوم و مقبول است که هر لشکر از جانب دولت ایران که به جهت مقصود مزبور از سر حد بگذرد به محض اجرای مقصود خود، مراجعت به خاک خود خواهد کرد و استعمال حق مزبور نباید بهانه توقف دائمی عساکر دولت ایران به الحاق شهری یا یک جزو ممالک مزبوره به ممالک ایران بشود.
فصل هشتم- دولت ایران تعهد می کند که بلافاصله بعد از مبادله امضانامه های این عهدنامه، جمیع اسرائی که در حین جنگ در افغانستان به دست عساکر ایران افتاده باشند بدون عوض نقدی آزاد نمایند و همچنین جمیع أفاغنه که به اسم گروی یا به جهت امور دولتی در هر جای ممالک ایران مقید باشند، به همان طور آزاد خواهند بود، به شرط آنکه أفاغنه هم از طرف خود اسرا و مقیدین ایرانی را که در دست آنها باشد بدون عوض نقدی آزاد نمایند. دولتین معاهدتین در صورت لزوم مأمورین نصب خواهند کرد که شرایط این فقره را معمول دارند.
فصل نهم- دولتین علیتین تعهد می کند که در باب نصب و اعتراف قونسولهای جنرال و قونسولها و وکلای قونسول هر یک از این دو دولت در ممالک همدیگر حالت دول کاملة الوداد را خواهند داشت و نسبت به رعایای طرفین و تجارت ایشان در هر باب همان طور رفتار خواهد شد که با رعایا و تجارت دول کامله الوداد می شود.
فصل دهم- بلا فاصله بعد از مبادله امضانامه های این عهدنامه سفارت انگلیس مراجعت به طهران خواهد کرد و دولت ایران قبول می نماید که سفارت مذکور را با معذرت و تشریفات معینه، که وکلای مختار طرفین معظمتین، امروز در نوشته ای جداگانه ممضی نموده اند، بپذیرند.
فصل یازدهم- دولت ایران تعهد می کند که در مدت سه ماه بعد از مراجعت سفارت انگلیس به طهران یک مأموری را تعیین نماید که باتفاق یک مأمور دولت انگلیس مطالبات نقدی جمیع رعایای انگلیس را از رعایای دولت ایران تحقیق و مشخص نمایند و دولت ایران هر یک از این مطالبات که به تصدیق مأمورین مزبور باشد یا دفعتاً یا به قسط خواهد داد در یک مدتی که بیشتر از یک سال از تاریخ اعلام مأمورین نباشد.
همچنین هر تبعه ایرانی با رعایای سایر دول که تا زمان حرکت سفارت انگلیس از طهران در تحت حمایت انگلیس بوده و از آن به بعد ترک آن را ننموده اند دعاوی و ادعایی با دولت علیه داشته باشند، مأمورین مزبور به آن هم رسیدگی کرده و حکم خواهند داد.
فصل دوازدهم- باستثنای آنچه در فصل سابق مقرر شده دولت انگلیس این حق را ترک و انکار خواهد کرد که حمایت نکند بعد از این هیچ یک از رعایای ایران را که بالفعل در نوکری سفارت و قونسول ها و وکلای قونسول انگلیس نباشد، به شرط این که چنین حقی به دول دیگر نداده و معمول شود و در این باب و جمیع خصوصات دیگر دولت انگلیس مطالبه می کند و دولت ایران هم تعهد می کند که همان امتیازات و معافات در ممالک ایران به دولت انگلیس و نوکرها و رعایای آن داده خواهد شد که به دول کاملة الوداد و به نوکرها و رعایای ایشان داده می شود و همچنین دولت انگلیس و نوکرها و رعایای آن بهره یاب خواهند بود از همان احترام و اعتبار که به دول کاملة الوداد و به نوکرها و رعایای آنها داده می شود.
فصل سیزدهم- دولتین علیتین معاهدتین به حکم این فصل تجدید می کنند آن قرار را که در ماه آغوست سنه یک هزار و هشتصد و پنجاه و یک عیسوی مطابق شهر شوال سنه یک هزار و دویست و شصت و هفت هجری در باب رفع تجارت غلام و کنیز در خلیج فارس فیمابین این دو دولت داده شده است و علاوه بر این تعهد می کند که قرار مزبور پس از انقضای مدت برقراری آن که عبارت از ماه آغوست سنه یک هزار و هشتصد و شصت و دو عیسوی باشد تا مدت ده سال دیگر برقرار خواهد بود و به این نحو امتداد خواهد یافت تا یکی از جانبین به یک اعلام رسمی قرار مزبور را موقوف بدارد، اما اعلام مزبور معمول نخواهد بود مگر یک سال بعد از ظهور آن.
فصل چهاردهم- بلافاصله مبادله امضانامه های این عهدنامه، عساکر انگلیس هر نوع حرکات خصمانه را نسبت به دولت و مملکت ایران ترک خواهد کرد. دولت انگلیس علاوه بر این تعهد می کند به محض این که قرارداد تخلیه هرات و ممالک افغانستان از عساکر ایران و همچنین قرارداد پذیرایی سفارت انگلیس به طهران کاملاً مجری شد، عساکر انگلیس خود را از جمیع ولایات و اماکن و جزایر که تعلق به ایران دارند بلادرنگ پس خواهند کشید و دولت انگلیس تعهد می کند که در این اثنا سرکرده عساکر انگلیس عمداً هیچ حرکتی که موجب ضعف اطاعت رعایای ایران نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه ایران باشد نخواهد کرد، بلکه تقویت اطاعت مزبوره نهایت مقصود دولت انگلیس است. علاوه بر این دولت انگلیس تعهد می کند که بقدر امکان رعایای ایران از زحمت حضور عساکر انگلیس ایمن خواهند بود و همچنین آذوقه که به جهت عساکر مزبوره لازم شود دولت ایران تعهد می کند که به کارگزاران خود قدغن ننماید که عساکر انگلیس را در تحصیل آذوقه مزبور اعانت کنند و نیز دولت انگلیس تعهد می کند که در حین اخذ اشیاء قیمت آن را موافق نرخ روز از جانب مأمورین انگلیس بلادرنگ داده خواهد شد.
فصل پانزدهم- عهدنامه حال ممضی خواهد شد و امضانامه های آن مبادله خواهد شد در بغداد در مدت سه ماه یا زودتر هر گاه ممکن شود.
به جهت اثبات مسطورات فوق ایلچیان طرفین این عهدنامه را ممضی و به مهر خود ممهور ساختند در پاریس در چهار نسخه، یوم هفتم شهر رجب المرجب سنه یک هزار و دویست و هفتاد و سه تحریر یافت.

محل مهر امین الملک فرخ خان سفیر کبیر دولت علیه ایران

محل مهر و امضای کاولی

منبع: کتاب معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجاریه، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، صفحه 282 تا 286

 

قرار داد:1907،

متن این قرارداد شامل یک مقدمه و 5 ماده است. 2 ماده مهم و اساسی قرارداد 1907 به شرح زیر است:

ماده اول

دولت بریتانیا متعهد می‌شود در ماورای خطی که از قصر شیرین، اصفهان، یزد و کاخک گذشته و به نقطه‌ای از مرز ایران در محل تقاطع مرز روسیه و افغانستان منتهی می‌شود، برای خود امتیازی، خواه سیاسی باشد و خواه تجاری از قبیل امتیاز راه آهن، بانک، تلگراف، راه‌های شوسه، حمل‌و‌نقل، بیمه و غیره تحصیل ننماید و از اتباع انگلیس یا دولت ثالث در تحصیل این امتیازات پشتیبانی نکند و در صورتی که دولت روسیه در صدد تحصیل این قبیل امتیازات در این ناحیه باشد، دولت انگلیس خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم مخالفتی ابراز نکند. بدیهی است محل‌های تعیین شده فوق قطعه‌ای است که دولت بریتانیا متعهد می‌شود در صدد تحصیل امتیازات فوق‌الذکر در آنجا نباشد.

ماده دوم

دولت روسیه از جانب خود متعهد می‌شود در ماورای خطی که از مرز افغانستان از گزیک شروع شده و از بیرجند و کرمان گذشته و به بندر عباس منتهی می‌شود، برای خود و اتباع خود و همچنین به نفع اتباع دولت دیگری، امتیازی خواه سیاسی باشد و خواه تجاری از قبیل امتیاز راه آهن، بانک، تلگراف، راه شوسه، حمل و نقل، بیمه و غیره تحصیل نکند و در صورتی که دولت انگلیس در صدد کسب این امتیازات برآید، دولت روسیه مستقیماً یا به طور غیرمستقیم مخالفتی با آن ننماید. بدیهی است محل تعیین شده فوق قطعه‌ای است که دولت روسیه متعهد می‌شود در آنجا در صدد تحصیل امتیازات فوق‌الذکر بر نیاید.

قرار دادسری: 1915

در قرارداد محرمانه ۱۹۱۵ علاوه بر اجرای مواد قرارداد ۱۹۰۷ مبنی بر تقسیم ایران بدو منطقه نفوذ، منطقه بی‌طرف مذکور در عهدنامه اخیر را نیز از بین برده بود. به‌موجب قرارداد ۱۹۱۵ روسیه حق داشت که در منطقه نفوذ خویش یک عده قوای ایرانی موسوم به قزاق تحت‌نظارت و فرماندهی افسران روسی تشکیل داده و به‌نام قیم دولت ایران از قوای مزبور به هر ترتیبی که صلاح بداند استفاده نماید و مخارج آن را نیز جزو قروض دولت ایران منظور دارد. به‌همین ترتیب، دولت انگلیس نیز مجاز بود که عین همین عمل را در جنوب کشور به‌نام پلیس جنوب انجام دهد. مالیه کشور نیز تحت‌کنترل کمیسیون مختلط انگلیس و روس قرار گیرد.

قرار داد: 1919

نظر به روابط محکمه ی دوستی و مودت که از سابق بین دولتین ایران و انگلیس موجود بوده است و نظر به اعتقاد کامل به اینکه مسلماً منافع مشترکه و اساسی هر دو دولت در آتیه ی تحکیم و تثبیت این روابط را برای طرفین الزام می نماید و نظر به لزوم تهیه وسایل ترقی و سعادت ایران به حد اعلی بین دولت ایران از یک طرف و وزیرمختار اعلیحضرت پادشاه انگلستان به نمایندگی از دولت خود از طرف دیگر مواد ذیل مقرر می شود:
1) دولت انگلستان با قطعیت هرچه تمامتر تعهداتی را که مکرر در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران نموده است تکرار می نماید.
2) دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصصی را که برای لزوم استخدام آنها در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل گردد به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد. این مستشارها با کنترات اجیر و به آنها اختیارات متناسبه داده خواهد شد - کیفیت این اختیارات بسته به توافق بین دولت ایران و مستشارها خواهد بود.
3) دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحب منصبان و ذخایر و مهمات سیستم جدید را برای تشکیل قوه ی متحدالشکلی که دولت ایران ایجاد آنرا برای حفظ نظم در داخله و سرحدات در نظر دارد تهیه خواهد کرد عده و مقدار ضرورت صاحب منصبان و ذخایر و مهمات مزبور به توسط کمسیونی که از متخصصین انگلیسی و ایرانی تشکیل خواهد گردید و احتیاجات دولت را برای نخستین قوه مزبور تشخیص خواهد داد معین خواهد شد.
4) برای تهیه وسائل نقدی لازمه به جهت اصلاحات مذکوره در ماده 2 و 3 این قرارداد دولت انگلستان حاضر است که یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه و یا ترتیب انجام آنرا بدهد تضمینات این قرض به اتفاق نظر دولتین از عایدات گمرکات یا عایدات دیگری که در اختیار دولت ایران باشد تعیین می شود تا مدتی که مذاکرات استقراضی مذکور خاتمه نیافته دولت انگلستان به طور مساعده وجوهات لازمه که برای اصلاحات مذکوره لازمه است خواهد رسانید.
5) دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسائل حمل و نقل که موجب تأمین و توسعه تجارت و جلوگیری از قحطی در مملکت می باشد حاضر است که با دولت ایران موافقت نموده اقدامات مشترکه ایران و انگلیس را راجع به تأسیس خطوط آهن یا اقسام دیگر وسائل نقلیه تشویق نماید در این باب باید قبلاً مراجعه به متخصصین شده و توافق بین دولتین در طرحهائی که مهمتر و سهلتر و مفیدتر باشد حاصل شود.
6) دولتین توافق می نمایند در باب تعیین متخصصین طرفین برای تشکیل کمیته که تعرفه گمرکی را مراجعه و تجدید نظر نموده و با منافع حقه مملکتی و تمهید و توسعه وسائل ترقی آن تطبیق نمایند. امضاء شد در تهران 9 اوت 1919.
***

مراسله ضمیمه قرارداد فوق از طرف سرپرستی کاکس وزیرمختار انگلیس

به آقای وثوق الدوله رئیس الوزراء ایران
جناب مستطاب اجل اشرف افخم
امیدوارم که حضرت اشرف در دوره زمامداری با موفقیت خودتان در امور مملکت ایران یقین کرده اید که دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان همیشه سعی نموده است که آنچه در قوه دارد کابینه حضرت اشرف را برای اینکه از یک طرف اعاده نظم و امنیت در داخله مملکت تکمیل و از طرف دیگر روابط صمیمانه بین دولتین ایران و انگلستان محفوظ باشد تقویت نماید.
برای ابراز جدید این احساسات که همواره مکنون خاطر کابینه لندن بوده است من حالا مأذون هستم که به حضرت اشرف اطلاع دهم که در موقع امضاء قرار داده که مربوط به فرم هائیست که کابینه حضرت اشرف اجراء آنرا در نظر گرفته اند دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان حاضر خواهد بود با دولت علیه ایران برای اجرای تقاضاهای ذیل موافقت نماید:
1) تجدید نظر در معاهدات حاضره بین دولتین.
2) جبران خسارات مادی وارده به مملکت ایران به واسطه دول متخاصم دیگر.
3) اصلاحات خطوط سرحدی ایران در نقاطی که طرفین آنرا عادلانه تصور نمایند.
انتخاب ترتیب قطعی و زمان و وسائل مقتضیه تعقیب مقاصد فوق در اولین موقع امکان موضوع مذاکره مابین دولتین خواهد گردید.
این موقع را برای اینکه احترامات فائقه خود را به حضرت اشرف تقدیم نمایم مغتنم می شمارم.
پ. ز. کاکس
***

ابلاغیه ی وزارت خارجه امریکا در موضوع قرارداد 1919

که در تاریخ 9 سپامبر 1919 از طرف سفارت امریکا در تهران به نام ملت ایران منتشر شده
تهران سفارت امریکا
دولت اتازونی به شما تعلیم می دهد نزد زمامداران ایران و اشخاص علاقه مند این مسئله را تکذیب نمائید که دولت اتازونی از مساعدت نسبت به ایران امتناع ورزیده است. امریکا همواره علاقه ی خود را برای سعادت ایران به طرق بسیار اظهار و ابراز داشته. نمایندگانی که از طرف دولت اتازونی در کمسیون صلح پاریس عضویت داشته اند مکرر کوشش و مجاهدت کرده اند سخنان نمایندگان ایران را در کنفرانس صلح مورد استماع قرار دهند. نمایندگان امریکا متعجب بودند چرا مجاهدات آنها بیش از این به تقویت و مساعدت تلقی نمی شود لیکن اکنون معاهده ی جدید معلوم می دارد که به چه علت امریکائیها قادر نبودند سخنان نمایندگان ایران را باصغا برسانند و نیز معلوم می گردد که دولت ایران در تهران با مساعی نمایندگان خود در پاریس مساعدت و تقویت کافی ننمود. دولت اتازونی معاهده ی جدید ایران و انگلستان را با تعجب تلقی می نماید. معاهده ی مزبور معلوم می دارد با وصف آنکه نمایندگان ایران در پاریس علناً و مؤکداً طالب مساعدت و همراهی امریکا بودند ایران از این به بعد مایل به کمک یا تقویت امریکا نمی باشد.

 

منابع

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.