شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ققنوس رادیکالیسم انقلابی – حاشیه

علی ناظر

لینک به بخش 1
 
در پی نوشتار «ققنوس رادیکالیسم انقلابی» (9 اردیبهشت 1396)، امشب در وبگاه دریچه زرد (به مدیریت شاعر توانمند اسماعیل وفا یغمایی) مطلبی کوتاه از عضو مستعفی از شورای ملی مقاومت، آقای محمدرضا روحانی، مشاهده کردم (10 اردیبهشت 1396):
 
اقاى ناظر همسنگر بودندوطرفدار إصلاحات در شورا وقتى اسماعيل، محمدعلى وجواد أرام از شورا كنار كشيدند يا ايرج با شجاعت اختلافات را أشكاروروشن گفت وَيَامن وما با حد اكثر فروتنى وپاسدارى از ايام همكارى وبا ارزوهاى نيك براى رستگارى انان ودر پاسخ به نداىوجدان استعفا كرديم وتيرهاى اسلام انقلابى برادروهمدستانش بى وقفه باريدن گرفت اقاى ناظر هم به ميدان امد ومرا به ياد (طعنه تير اوران )انداخت،أزان روزتا امروز حدود١٣٤٠روز گذشته است حالا نوشته اى را كه مى خوانيد از غالب انتقادهاى من روشن تر است نا ظر دير امد اما خوش امد. ان ها كه در پچ پچ هاى هفته هاى اخير ،گرفتارى هاى روانى براى ايشان خلق كرده بودند ناچارباغ ، إرث پدرى وَيَا دلالى وووووووووووراانگيزه اين نوشته خواهند خواند تا سمت وسوى نوشته نا تمام را تعيين كنند، اميدوارم كه با او رفتار مشابه با ما را درپيش نگيرند وپاسخگو باشند ،چنين روشى به نفع خود انها ،به نفع مردم، به نفع انسانيت است . محمد رضا روحانى دهم ارديبهشت ١٣٩
مقاله آقای علی ناظر....ققنوس رادیکالیسم انقلابی
ارسال شده توسط esmail در ۶:۴۵ 
(متن مستقیم کپی شده و اشتباهات املایی تصحیح نشده اند)
 
پاسخی نه چندان کوتاه
آقای محمدرضا روحانی عزیز با سلام و آرزوی سلامت و شادی برای شما. لازم می بینم در پاسخ ارزیابی کوتاه شما، به چند نکته اشاره کنم. امیدوارم باعث کدورت نشود:
 
  • خواهش می کنم متن گفتگوی علی ناظر با محمدرضا روحانی در آذر 1388 را بازخوانی کنید، و خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است. در این گفتگو، من به عنوان یک ژورنالیست در جبهه سرنگونی طلبان، به شما این امکان دادم که مسائل را باز کنید. چنانکه در متن مشاهده می شود، شما تصمیم گرفتید که با تأکید بر اینکه آقای مسعود رجوی و تمام اعضای خانواده ایشان «حقوقدان» هستند و می فهمند که چه می گویند و چه تصمیمی می گیرند، از انتقاد پرهیز کردید. در آن روز به احترام «اتحاد» سوال خود را تکرار نکردم، و از شما نخواستم که به اصل «سوال» بپردازید و حاشیه نروید. اما این روزها می شنوم که شما بر سر هر کوی و برزنی، به تصمیمات آقای مسعود رجوی انتقاد می کنید.
    حال خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است. جهت روشن شدن، همچنین پیشنهاد می کنم که به متن مصاحبه من با آقای کریم قصیم هم توجه کنید، و خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز، شما خود می دانید که هرگز لب به «طعنه» باز نکرده ام و نظرم را هم در باره برچسب های ناچسبی که به شما و یا آقای قصیم زده شده است را به روشنی و علنا ادا کرده ام. حال به عکس العمل خود دقت کنید. در این بیست و اندی سال که در نشریه مدافع آرمان و «نبردخلق»، در نشریه وزین آزادی (زیر نظر آقای هدایت متین دفتری)، و یا در سایت دیدگاه قلم زده و مطلب نوشتم، بارها و بارها مورد هجمه و برچسب های ناچسب قرار گرفتم، اما شما رفیق محترم، بعنوان یک حقوقدان (که سابقه شما در دفاع از انسانهای مظلوم و مبارز غیرقابل کتمان است) حتی یکبار قلم برنداشتید و علنا از شرافت انسانی من دفاع نکردید. به عنوان یک حقوقدان شریف، از خود بپرسید که چرا در طی آن دوران طولانی تا به این اندازه «دیرکرد» داشته اید؟
  • آقای محمدرضا روحانی محترم، شما نه تنها یک حقوقدان هستید و با حق آزادی بیان و مطبوعات آشنا هستید، بلکه تاریخچه مبارزاتی شما بر هیچ چشم منصفی پنهان نیست. اما شما به عنوان عضو قدیمی و فردی که همیشه ادعا داشت «لیبرال» است، بر ماده الحاقی مصوبه شورای ملی مقاومت ایران صحه گذاشتید و آن را تصویب کردید. شاید می توانستید ادعا کنید که کسی وظیفه شما را به عنوان یک حقوقدان، یک مبارز، و یک نماینده خلق ستمدیده، در شورای ملی مقاومت، به شما یادآوری نکرد، و «جوّ زده» شده بودید. می دانید که چنین ادعایی درست نیست، چرا که در نامه ای به شما و آقای قصیم و دیگر عزیزان عضو قدیمی در شورا، نوشتم و خاضعانه درخواست کردم، ماده ای که رکن چهارم و مطبوعات را به زیر سوال می برد را تصویب نکنید. شما به این درخواست توجه نکردید، اما در مکالمه ای تلفنی به من اطمینان دادید که منظور از این ماده، علی ناظر و سایت دیدگاه نیست. در همان روز به شما و آقای کریم قصیم عرض کردم که پوزه بند زدن به مطبوعات اشتباه است حتی اگر شامل سایت و رسانه من نشود. امروز اما به مجاهدین بخاطر بسیاری از موارد از جمله عدم احترام به «آزادی بیان» اعتراض می کنید. خود قضاوت کنید که چه کسی «دیر» آمده است.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز می دانید که اصولا معتقد نیستم که بخاطر اختلاف عقیده، می شود به انسانهایی که عمری علیه استبداد مبارزه کرده اند بی حرمتی کرد. اما، گویی در فرهنگ سیاسی که شما به آن باورمند هستید (شاید بخاطر همدم بودن طولانی با مجاهدین خلق) انتقاد تا زمانیکه شما «خط» نداده و آن را «OK» نکرده اید قبول نیست، وگرنه همین چند نمونه کافی بود که شما را متوجه اختلاف نطر من با شورای ملی مقاومت کند: نامه سرگشاده به مریم رجوی، چند سوال از آقای محدثین، «مي توان و بايد» نامهء سرگشاده به مسوولين کميسيونهاي شوراي ملي مقاومت،نیم درصدی، خس و خاشاک، زردک و خرس ها. در آن دوران به من «خوش آمد گویی» نمی کردید. اما امروز که خود «منتقد» شده اید و به تصمیمات مجاهدین انتقاد دارید، بنا به همان فرهنگ «دستور از بالا»، به یکبار به نوشتارم «خوش آمد» می گویید و با فروتنی می فرمایید که دیر آمده ای اما خوش آمده ای.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز، شما در این جمله مشخص نفرموده اید که به کجا و چه جایگاهی «خوش آمده ام» جایگاه منتقد؟ که خیلی وقت پیش از شما من «منتقد» مجاهدین بوده ام. شاید منظور شما جایگاه دیگریست که سربسته به آن اشاره کرده اید؟ چه خوب می شد اگر مشخص می کردید که به «کجا» خوش آمده ام، و مشخص تر می کردید که آیا شما سخنگوی کسی و یا جریانی هستید که به من خوش آمد می گویید؟
    می دانید و رفقای مجاهد هم می دانند، که من، پنهان کاری ندارم. بقول معروف «بچه شهرستانم» و پیچیدگی های سیاستمداران و حقوقدانان قدیمی و مجربی چون شما را ندارم. حرف هایم علنی است. آنچه در دل دارم را می نویسم. مثلا، هرگز کتمان نکرده ام که عاشق فرزندان سلحشور خلق ستمدیده ایرانم و اگر انتقادی از فدایی خلق و یا مجاهد خلق دارم، تنها بخاطر عشق به 50 سال تاریخچه، فدا و ایثار این سلحشوران است. این را هیچکس نداند،شما در تمام مکالمات تلفنی (به هنگام عضویتتان در شورای ملی مقاومت) به آن واقف شده بودید.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز، می خواهم روی یک نکته تأکید کنم تا شما دچار ذهنیت و یا توهم نشوید. مجاهدین خلق بسیار بسیار بسیار خلاف کرده اند، بسیار بسیار بسیار اشتباه محاسبه داشته اند. بسیار بسیار بسیار امکاناتی که می توانست ما را به سرنگونی نزدیک کند را از دست داده اند. بسیار بسیار بسیار در روابط دیپلماتیک مرزها را درنوردیده اند. کوتاه اینکه، من با مجاهدین بسیار بسیار بسیار اختلاف نظر دارم. اما تاریخچه مبارزاتی آنها برگی زرین بر تاریخ ایران است. انتقاد من به مجاهد خلق، مسعود رجوی، ساده است. او می توانست صدای تمام اقشار و طبقات ستمدیده ایران بشود، اما حفظ تشکیلات مجاهدین را بر این «افتخار تاریخی» ترجیح داد. مصدق پذیرفت که صدای یک ملت شریف بماند اما در حصر بمیرد. من از مسعود رجوی چنین توقعی داشتم که برآورده نشد. به این خاطر، به رفیق مسعود رجوی شدیدا انتقاد دارم، اما نمی توانم دستاوردهای مبارزاتی مجاهدین خلق را نادیده بگیرم. نمی شود صدای شکنجه شدگان را که تا سواحل امن اروپا شنیده می شود نادیده گرفت. انتقاد به مجاهدین آری، اما دفاع از مبارزات سرنگونی طلبانه مجاهدین نباید نادیده گرفته شود، حتی وقتی مورد نادرست ترین برچسب ها قرار گرفته می شویم.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز. همان روز هم که عضو شورای ملی مقاومت بودید، می دانستید که تا به چه اندازه با موضعگیری ها و تصمیم گیری های شما و شورای ملی مقاومت مخالفم، اما باعث نشد که چندین دهه مبارزه شما را بخاطر استعفا از شورای ملی مقاومت، از یاد ببرم (چرا با استعفا مخالفم). در تعجبم که چرا شما، که همیشه از مجاهدین با مهربانی و احترام یاد می کردید، باورهای خود را به این آسانی از دست داده اید.
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز، آیا در تمام مدتی که در شورای ملی مقاومت انجام وظیفه می کردید، هرگز متوجه نشده بودید که مسعود رجوی تا به این حد که شما (امروز می گوید) بد است؟ آیا متوجه نشده بودید که «خط سیاسی» مجاهدین تا به این حد بد است؟ اگر متوجه نشده بودید، از خود بپرسید که چرا؟ چرا شما، فردی با تجربه، فهمیده و مهمتر از همه «مصدقی»؟ چه چیزی شما را کر و کور و لال کرده بود؟ (اعضای متعفی مجاهد می توانند ادعا کنند که ایدئولوژی مانع اصلی بود، اما شما چرا؟) ولی اگر متوجه شده بودید و می دانستید که مجاهدین به این بدی هستند که امروز شما مدعی هستید، خواهش می کنم با خود و وجدان خود خلوت کرده و از خود بپرسید که چرا سکوت؟ چرا سکوتی به این طولانی؟
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز. مخالفت من با مجاهدین به لحاظ کمی و کیفی با مخالفت شما با مجاهدین متفاوت است. من هرگز بخشی از دستگاه و روابط آنها (به معنای واقعی) نبوده و همیشه می توانم «نادانی» خود را تقصیر عدم «دانش» بیندازم. اما شما با مجاهدین خلق نشستید. خوابیدید. هم کاسه بودید. از درون و بیرون آنها با خبر بودید. بارها دیدید که اعضای مجاهدین و یا شورا جدا می شوند و می روند. بارها انتقادات (هم سنخ مرا) شنیدید و خواندید. چرا «دیرکرد» داشتید؟ چرا تمام دفاعیات شما از مسعود رجوی و مجاهد و اشرفی و ووو آن روزتان را باید به دست فراموشی بسپاریم و نادیده بگیریم، ولی تمام انتقادات امروزتان را باور کنیم؟
  • آقای محمدرضا روحانی عزیز. حرف من، همان حرف سه دهه پیش است. تغییری هم نکرده است. از همان روز اول به مجاهدین انتقاد داشتم. امروز هم آن انتقاد را با همان شدت و حدت بیان م یکنم (نه کم شده و نه زیاد). بنابراین، هیچکدام از نوشتارهای من نباید باعث تعجب و یا «خوش آمدگویی» شما بشود. چرا فکر می کنید که آنچه در «ققنوس....» نوشته ام با نوشتاری که بیست و اندی پیش نوشته ام (به لحاظ محتوا) متفاوت است (مثلا « بحث روز: قلم سرخ، زبان سرخ، خط سرخ»، « پاشنه آشيل» 
    حال به نوشته ها و مصاحبه های خود دقت کنید. چرا تفاوت تا به این حد؟ فقط بخاطر اینکه مجاهدین به شما بد و بیراه گفته اند، و یا اینکه به یک سری باورهای اصولی جدید رسیده اید؟
    بدون شک، انسان با آگاهی می تواند تغییر روش دهد. تغییر «خط» دهد، اما فقط و فقط با «آگاهی»، و به نظر من، فقط و فقط با انتقاد از گذشته خود. با احترام و خاضعانه از شما می پرسم، از روزی که استعفا داده اید تا به امروز، در کجا و تا به چه اندازه از گذشته خود، رفتار خود، و باورهای خود، انتقاد کرده اید؟ و اگر هرگز، چرا؟
  • به نوشتارم «ققنوس....» باز می گردم تا یک نکته را روشن بیان کنم. دیپلماسی نه امریست شرم آور و نه اشتباه سیاسی. مک کین، ترامپ، و هیتلر هم می توانند به دیدار خانم رجوی بروند، و با لیست جانباختگان  در زیر بغلشان به کشورشان بازگردند، به شرطی که این رابطه در حد دیپلماسی بماند و به همسویی با بیگانه برای حمله نظامی به ایران ختم نشود. و یا نامه نگاری به خامنه ای و رفسنجانی نه غلط است و نه اشتباهی حقیرانه، به شرطی که همچون حزب و توده و اکثریت ابزار سرکوب مبارزات ملت شریف نشود.
    این نکته هم حرف جدیدی نیست، و احتیاج به خوش آمدگویی ندارد. بیست و اندی سال پیش، در نبرد خلق، آن را در مقاله «مرگ بر امپریالیسم، زنده باد سرمایه داری خصوصی» بیان کرده بودم.
برای شما شادی آرزو می کنم
علی ناظر
10 اردیبهشت 1396
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.