شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سخنی با شورای ملی مقاومت - بی‌شماران پراکنده

علی ناظر

سخنی با شورای ملی مقاومت - بی‌شماران پراکنده

بخشی از سخنان خانم رجوی در گردهمایی حامیان شورای ملی مقاومت ایران در پاریس:

  • «پس امروز، پرسش این نیست که آیا حکومت ولایت فقیه در شرایط سرنگونی هست یا خیر؟ پرسش این است که از چه راه‌هایی می‌توان زودتر به این هدف رسید. پاسخ ما، برپایی هزار اشرف است. یعنی هزار کانون نبرد علیه استبداد مذهبی......
  • هزار اشرف، یعنی توانهای سرکوب‌ شده را احیا کردن، بی‌شماران پراکنده را گردآوردن، و ذهن‌ها و قلب‌ها را از این امید واقعی بارور کردن که به‌زیر کشیدن دیو ممکن است. و می‌توان و باید.
  • هزار اشرف این است که با نیروی اراده مردم‌مان و مقاومت سازمانیافته آنها سرنگونی را خلق کنیم. پس، با وام گرفتن از سروده برتولت برشت باید بگوییم:
  • ای آن که در تبعیدی مقاومت کن ـ ای آن که در زندانی مقاومت کن ـ ای زنی که در خانه‌ نشسته‌ای، مقاومت کن ـ ای آن که بی‌خانمانی، ای آن که از سرما می‌لرزی و ای آن که گرسنگی می‌کشی، مقاومت کن، تو باید رهبری را به‌دست بگیری.
  • بله، هزار اشرف هم نقشه‌مسیر آزادی است، هم نیروی خیزش عمومی و هم آن پتک گرانی که بر سر ولایت فقیه فرود می‌آید......»

 

فرزندان خلق،

با احترام و عرض ادب به چند نکته اشاره می کنم:

طبق روال همیشگی سخنان خانم رجوی را با دقت گوش کرده و متن نوشتاری آن را برای خود هجی کردم، و طبق معمول در آن نکات ارزنده یافتم.
بعنوان یک فعال سیاسی، یک دوستدار شورای ملی مقاومت، و مهمتر از این دو، بعنوان یک سرنگونی طلب، سخنان ایشان مرا به فکر فروداشت؛ چراکه تکرار مکرر واقعیات، آرمان و خواست هایی است که سالیان سال بازگو می شود، اما محقق نمی شود.

با این تشبیه موافقم که در این مقطع از زمان، « هزار اشرف، یعنی توانهای سرکوب‌ شده را احیا کردن، بی‌شماران پراکنده را گردآوردن، و ذهن‌ها و قلب‌ها را از این امید واقعی بارور کردن که به‌زیر کشیدن دیو ممکن است. و می‌توان و باید.»
این سخن، بازتعریف همان «همبستگی ملی» و همگرایی است، که متاسفانه گامی در این راستا برداشته نشده است. نه تنها «بیشماران پراکنده» گردهمایی نشده اند، بلکه برتفرّق و از همگسستگی افزوده شده است. نه تنها بر یاران افزوده نشده، که یارانی به حاشیه کشانده شده اند. نه تنها طرح «جبهه همبستگی ملی» به یک پُز سیاسی صوری تغییر ماهیت داده، بلکه این کمکاری و بی توجهی توانسته دشمن را هرچه اجیرتر کند.
خانم رجوی درست می گویند که هزار اشرف یعنی « توانهای سرکوب‌ شده را احیا کردن». اما متاسفانه، و در دو دهه گذشته، رهنمودی عملی، و راهبردی برای «احیا»، تدوین و یا حتی پیشنهاد نشده است. هرگز مشخص نشده که چگونه و با چه ابزاری می توان و باید این توانهای سرکوب شده را «احیا» کرد.

رفقای خلق ستمدیده

در این شک ندارم که شما غمی بجز سرنگونی، استقلال و آزادی ایران و ایرانی ندارید، اما سرنگونی، استقلال و آزادی ایران و ایرانی، بدون «بیشماران پراکنده» امکان پذیر نیست.
«نیّت» برای «گرد آوردن بیشماران پراکنده» اگر در عمل خودنمایی نکند، به «آرمان صوری» بدل می شود. 

خانم رجوی درست می گویند « ای آن که گرسنگی می‌کشی، مقاومت کن، تو باید رهبری را به‌دست بگیری »! آری، این یک حقیقت غیر قابل کتمان است که «در نوک پیکان رهبری» هر دگرگونی رادیکال، "گرسنگان، بی خانمانان، و ستمدیدگان» قرار دارند.  اما هزار اشرف که « هم نقشه‌ مسیر آزادی است، هم نیروی خیزش عمومی و هم آن پتک گرانی که بر سر ولایت فقیه فرود می‌آید»؛ بدون «بیشماران پراکنده»، به «خیزش عمومی» نمی انجامد، و بدون خیزش عمومی،  «پتک گران» هزار اشرف، یکبار دیگر تنها خواهد ماند، چنانکه از طلوع هزاران فروغ جاویدان تاکنون، آن «پتک گران» تنها مانده است.

آزادیخواهان و مدافعان ملت شریف ایران

هرگز پنهان نکرده ام که دوستدار شما، ولی منتقد بسیاری از رفتار و کردار سیاسی شما بوده ام. یک فعال سیاسی، و یک سرنگونی طلب هستم. نه کمتر و نه بیشتر؛ اما بر این باورم که گرد آوردن «بیشماران پراکنده» ممکن نخواهد بود اگر پلاتفورم ملی-میهنی فرزند خلق مورد سوء استفاده راست ترین و جنگ طلب ترین جناح سیاسی جهانخواران قرار گیرد.
به باور من، دیپلماسی انقلابی، با اتکا به رهنمودهای ستارخان و مصدق، باید بخشی از مبارزه باشد؛ اما «بیشماران پراکنده، و گرسنگان بی خانمان» که عمیقا خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند، و تنها آرزویشان آزادی و استقلال ایران است، سرنگونی را تنها و تنها متکی بر «توان سرکوب شده» خود، و تنها و تنها به دست فرزندان سلحشور مبارز و مجاهد خود پذیرا هستند؛ چرا که از تاریخ آموخته اند اندیشه راست و جنگ طلب، «توان سرکوب شده»ی گرسنگان و بی خانمانان را تنها برای پیشبرد اهداف ارتجاعی خود بکار می برد. «سرکوبگر قدر قدرت»، هرگز نمی خواهد و هرگز نمی تواند مدافع «توان سرکوب شدگان گرسنه»، و خواهان «آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی» برای ملت شریف ایران باشد.

اعضای محترم شورای ملی مقاومت

سخن بسیار زیبای سردار خیابانی را نمی توان از خاطر برد که «پیروزی از آن ماست، نیروهای میرا رفتنی هستند، به آینده اندیشه کنید». من شک ندارم که مبارز و مجاهد خلق، همچون پتکی توانا تار و پود این نظام پوسیده ارتجاعی را در هم خواهد کوبید، اگر، و تنها اگر، استوار بر توان «بیشماران پراکنده»، و «بی خانمان های گرسنه» باشد.

در سالروز 14 ژوئیه که خروش ستمدیدگان، بنیاد ستمگران را در هم کوبید، برای شما، شادی و سرافرازی آرزو می کنم.

به امید گرد آمدن بیشماران پراکنده

علی ناظر

24 تیر 1395

14 ژوئیه 2016

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.