شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah       

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ -  ۸ فوریه ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

كرونولوژى سلسله صفوى (قسمت دوم)

اسماعيل وفا يغمايي

2 ـ شاه طهماسب صفوي ، 930 ـ 984 هجري . پس از شاه اسماعيل فرزند ده ساله اش بر تخت سلطنت نشست . دوران او به جنگ با ازبكان و دولت عثماني گذشت . در دوران شاه طهماسب ، برادرش القاص ميرزا با كمك دولت عثماني بر عليه او شوريد . القاص ميرزا سرانجام دستگير شد و در حبس شاه طهماسب در قلعه قهقهه به قتل رسيد . چندي بعد فرزند پادشاه عثماني ، بايزيد ، به علت اختلاف با پدرش سلطان سليمان ، همراه با جمعي ازلشكريان و نزديكان و فرزندانش به دربار ايران پناهنده شد ومورد استقبال و عنايت شاه طهماسب قرار گرفت ، اما در نهايت شاه طهماسب در وحشت از برافروخته شدن جنگ بين ايران و عثماني ، ـ بنا بر مفاد نامه اي كه از طرف او به شاه سليمان نوشته شده و متن آن باقي است ـ پس از كشتار و سركوب دوازده هزار نفر از لشكريان و اطرافيان بايزيد كه همراه با او به ايران پناهنده شده بودنددر ازاي چهار صد هزار سكه طلا فرزند شورشي سلطان سليمان عثماني و نزديكانش را به پادشاه عثماني تحويل داد و پادشاه عثماني فرزند و چهار نوه خود وشماري ديگر را كشت . دوران شاه طهماسب دوران روابط سياسي ايران با برخي دول اروپائي و عقد قرار دادهاي تجارتي ست . پول و زن دومقوله مورد علاقه شاه طهماسب بود .بنا به روايت عالم آراي عباسي او خطاطي تواناو نقاشي چيره دست بود و مدتها نزد سلطان محمد مصور از استادان برجسته آن روزگار نقاشي آموخته بود . بهزاد ، نقاش نامدار در كتابخانه او كار ميكرد و آقا ميرك نقاش اصفهاني از همنشينان دائمي او بود. به غير از بهزاد در كتابخانه مخصوص او تعداد زيادي از نقاشان ونويسندگان نامدار فعاليت ميكردند كه در« عالم آراي عباسي» از آنان نام برده شده است . در دوران شاه طهماسب ،دختر او پريخان خانم با نفوذ فراوان خود يكي ازاركان حكومت بود و بسياري از تصميمات در كاخ با شكوه او ـ در قزوين ـ كه به نام«يورت پريخان خانم» مشهور بود اتخاذ مي شد . شاه طهماسب مدت يازده سال از كاخ و حرمسرا پا بيرون نگذاشت و در بسياري اوقات در حمام مشغول غسل و نظافت بود و وسواس عجيبي به مقوله پاكي و نجسي داشت . او بجاي اسب سواري به الاغ سواري علاقه فراوان داشت و و به همين دليل همراهان او مجبور بودند به تبعيت از شاه بجاي اسب سوار بر الاغ بشوند . شاه طهماسب پس از 54 سال سلطنت در پانزدهم صفر سال984 هجري مطابق با چهاردهم ماه مه 1976 ميلادي در گذشت . آغازقدرت گرفتن روحانيت شيعه در زمان شاه طهماسب دوران شاه طهماسب دوران استقرار و ثبات سيستم روحانيت و تشييع است . آخوند نامدار شيعه محقق كركي ، فوت 940 هجري، آخوند ابراهيم بحراني ، آخوند نامدار مقدس اردبيلي فوت 993 هجري ، 1585 ميلادي، آخوندامير نعمت الله حلي ، آخوندعزالدين حسين جبلي عاملي فوت984 هجري، 1576 ميلادي ، از نامدارترين علماي شيعه و از تئوريسين هاي بزرگ مذهبي بودند و هستند كه در زمان شاه طهماسب به مقام و قدرت فراواني دست يافتند و به تربيت شمار بسيار زيادي طلبه و آخوند شيعه پرداختند . لقب «نايب الامامِ» كه در دوران معاصر نصيب خميني گرديد از دوران شاه طهماسب صفوي رواج پيدا كرد زيرا اين پادشاه خرافي از سال 939هجري از شراب و ساير منكرات توبه كرد و دستور داد تمام مراكز عيش و تفريح تعطيل شود وخود به دامان علماي شيعه آويخت .و در قزوين هنگام ملاقات با محقق كـَرَكي به او گفت «تو به پادشاهي از من سزاوار تري زيرا تونايب امامي و من از عاملان توو در اجراي امر و نهي تو آماده ام ». علاقه و احترام شاه طهماسب به اين عالم نامدار شيعه چنان بود كه براي محقق كركي و فرزندانش موقوفاتي معين نمود، او را در كارهاي پادشاهي نايب خود ساخت ، دست او را در مورد عزل و نصب مقامات كشوري و لشكري باز گذاشت و محقق در اين رابطه احكامي صادركرد و نمايندگاني به اطراف و اكناف فرستاد . اين احترام شامل تنها محقق نبود بلكه مقدس اردبيلي نيز از زمره عالماني بود كه در دربار شاه طهماسب اقتداري عظيم داشت آنچنان كه شاه طهماسب نامه اي از مقدس اردبيلي رابه عنوان ذخيره آخرت در كفن خود نهاده بود ودستور داده بود كه در هنگام دفن ،نامه را با او به خاك بسپارند تا ذخيره راه آخرت او باشد و پس از مرگ ، در شب اول قبر آنرا به نكير و منكر وداوران دادگاه جهان پس از مرگ نشان دهد و به پا در مياني مقدس اردبيلي مورد لطف خدا قرار گيرد . با توجه به نكات ياد شده و نيز ادامه سرگذشت روحانيت شيعه در دوران صفوي علت علاقه فراوان آخوندها به صفويان و از جمله خشم فراوان آنان از تاليف كتاب « تشييع علو ي ، تشييع صفوي »توسط شادروان دكتر علي شريعتي بيشتر در روشنائي قرار ميگيرد . شادروان شريعتي در اين كتاب و شمار ديگري از آثار خود بر يكي از نقاط درد قابل تامل تاريخ ايران انگشت نهاد وباني آگاهي فرهنگي شمار قابل توجهي از جوانان مسلمان و دوري آنان از دامگاههاي فريب و تقدس آخوندها گرديد . 3 ـ شاه اسماعيل دوم ، 984 ـ985 هجري . او در دوران پدرش به مدت بيست و پنج سال در قلعه قهقهه زنداني بود . قلعه قهقهه در كوههاي قراجه داغ قرار دارد و اين كوهها در شمال آذر بايجان ،از يكسو به كوههاي قراباغ و از سوي ديگر به كوههاي طالش ختم ميشود . شاهان صفوي از اين قلعه به عنوان زندان سياسي استفاده ميكردند . شاه اسماعيل دوم با قتل برادرش حمزه ميرزا بر تخت سلطنت نشست . پس از شاه طهماسب قرار بود حمزه ميرزا پادشاه شود ولي قزلباشان به سركردگي مير حسينقلي خان و شمخال خان چركس ، حمزه ميرزا را كه به حرمسرا پناه برده بود تعقيب كرده و در حرمسرا ميان زنان حرم كشتند و سربريدند و سر او را از بام حرمسرا به پائين پرتاب كردند . دوران بيست و پنج ساله زندان و تنهائي ، از اسماعيل دوم فردي روان پريش و بسيار بيرحم وخشن ساخته بود . اودر همان روز تاجگذاري دستور داد نخست شش تن از برادران وشماري ازبرادر زادگان و عموها و اقوام نزديكش رابكشند وهيجده نفر را كوركنند . شاه اسماعيل دوم از آنجا كه تحت تاثير آموزشهاي معلم سني مذهب خود ميرزا مخدوم بود تصميم گرفت دوباره مذهب تسنن را مذهب رسمي سازد . اوميرزا مخدوم را به وزارت خود انتخاب كرد . ميرزا مخدوم از نوادگان مير سيد شريف گرگاني عالم حنفي و خود حنفي مذهب بود . شاه اسماعيل دوم سرانجام در اثر فشار و تهديد قزلباشان شيعه مجبور شد از از نظرات خود عدول كند . برخي از اسناد باقي مانده از دوران حكومت شاه اسماعيل دوم از بهبود وضعيت كشاورزان در دوره او سخن ميگويند. از جمله محمود ابن هدايت الله در اثر خود« نقاوه الاثار في ذكر الاخبار » مينويسد كه در دوران شاه اسماعيل دوم كشاورزان از ستم تحصيلداران ماليات آسوده خاطر بوده و تنها قزلباشان و اوباشان از غضب شاه در حال ترس و وحشت بودند . حكومت شاه اسماعيل دوم تنها يكسال وسه ماه و نوزده روز به طول انجاميد و در اثر توطئه اي در درون دربار در سيزدهم ماه رمضان سال 985 هجري بيست و چهارم نوامبر 1577 ميلادي در قزوين در يكي از عشرتكده هاي مورد علاقه اش در اثرنوشيدن شراب فراوان و كشيدن ترياك و چرس و بنگ مرد . برخي از اسناد اشاره ميكنند شاه اسماعيل دوم با تلاش خواهرش پريخان خانم كه همچنان نفوذ و اقتدار خود را حفظ كرده بود، در توطئه اي با هجوم پانزده مرد ناشناس به قتل رسيد . 4 ـ سلطان محمد خدا بنده ، 985 - 996 هجري . بعد از شاه اسماعيل دوم برادر كور او محمد خدابنده بر تخت سلطنت نشست . در دوران او دولت عثماني به روال هميشگي خودبه ايران حمله كرد ولي عثمانيان از نيروهاي ايران تحت فرماندهي حمزه ميرزا پسر شاه شكست خوردند . قتل حمزه ميرزا توسط اميران تركمان و افشار راه را براي شورش عباس ميرزا پسر ديگر شاه عليه پدر باز نمود. عباس ميرزا درذي الحجه 996 هجري به قزوين وارد شد ، پدر را خلع نمود و خود بر تخت سلطنت نشست .سلطان مخلوع تا سال1003 زنده بود. 5 ـ شاه عباس ، 996 -1038 هجري . او نامدار ترين پادشاه صفوي ست . شاه عباس دررمضان سال 978 هجري متولد شد و در سن هجده سالگي به تخت سلطنت نشست . وقايع دوران طولاني سلطنت او بسيار است و اگر به طور خلاصه به برخي از آنها اشاره شود عبارتند از: 1 ـ شكست ارتش ازبكان وفتح لرستان و پايان بخشيدن به حكومت اتابكان لر، فتح لار و بحرين ، شكست ارتش صدهزار نفري و بسيار قدرتمند دولت عثماني و كشتار بيست هزار تن از نيروهاي ارتش عثماني ، فتح تمامي ولاياتي كه پيش از آن دولت عثماني اشغال كرده بود ، شكست گرجيان و فتح گرجستان و كشتار هفتاد هزار نفر از گرجيان و به اسارت گرفتن صد و سي هزار تن از آنان ، شكست مجدد دولت عثماني ، فتح بغداد و عتبات عاليات و اخراج قواي عثماني از اين مناطق ، تسخير جزاير قشم و هرمز و اخراج قواي پرتغالي ها . مجموعه فتوحات شاه عباس و خط مشي او در سياست و مملكتداري ، ايران را گستردگي بخشيد و تحت حكومتي بسيار قدرتمند و متمركز قرار داد .ايران گسترده در زمان شاه عباس سراسر در زير نگين دولت صفوي بود و در آن ، ديگر نشاني ازخرده دولتها و امير نشين هاي مستقل باقي نماند . 2 ـ تجديد سازمان ارتش و مجهز نمودن ارتش به سلاحهاي آتشين ، در اين كار شاه عباس به خوبي از كمكهاي مستشاران خارجي استفاده كرد. شاه عباس براي تجديد سازمان ارتش ابتدا به تضعيف نيرو و اقتدار سران قزلباش پرداخت و سپس پياده نظامي ده هزار نفره و سواره نظامي بيست هزار نفره با فرماندهاني كه تنها از شاه فرمان ميبردند تشكيل داد و اين سپاه را به پيشرفته ترين سلاحها مجهز كرد و نيزبه تشكيل «گارد جاويدان »مخصوص خود شاهيسون ، يعني دوستدار شاه دست زد . در ارتش شاه عباس شصت هزار نفر از سپاهيان مجهز به تفنگ بودند و پانصد عراده توپ وجود داشت .در تجديد سازمان ارتش ايران سر آنتوني شرلي و سر رابرت شرلي و بيست و پنج تن از همراهان آنها كه از حادثه جويان و نجباي انگليسي بودند نقش عمده داشتند . برادران شرلي در دولت شاه عباس مقام هاي قابل اهميتي به دست آوردند، آنتوني شرلي مقام سفارت ايران در اروپا را داشت و رابرت شرلي فرمانده قسمتي از سپاهيان قزلباش گرديد ، به جنگ ارتش عثماني رفت و پس از جنگ از سوئ شاه عباس اجازه يافت كه لباس ايراني بپوشد و با دختر يكي از بازرگانان چركسي به نام اسماعيل خان ازدواج كند . از برادران شرلي« سفر نامه» يا بهتر است گفته شود كتاب خاطراتي باقي مانده كه حاوي نكات جالب و از منابع ارزشمند تاريخ دوران صفوي است . 3 ـ ايجاد روابط بازرگاني گسترده با دولتهاي اروپائي و فرستادن سفيران سياسي و بازرگاني به كشورهاي مختلف و رونق بخشيدن به تجارت داخلي و خارجي. 4 ـ انتقال پايتخت ايران از قزوين به اصفهان و تبديل اصفهان به يكي از زيباترين و آباد ترين شهرهاي جهان آن روزگار وبناي عمارات و بناهاي متعدد در اصفهان . 5 ـ رسيدگي ويژه به اماكن مذهبي و تجديد بناي قبور امامان شيعه در كربلا و نجف و مشهد و وقف تمامي اراضي خالصه سلطنتي به نام چهارده معصوم و رسيدگي به سادات و آخوندها . دوران شاه عباس دوران اوجگيري مجدد قدرت علماي شيعه و نهاد روحانيت است . شاه عباس در بسياري اوقات همنشين و همسفر عالمان شيعه بود وهر سال در ماه رمضان كاخ او پذيراي صدها آخوند و طلبه بود . در دوران او عالم بلند آوازه شيعه آخوندلطف الله ابن عبدالكريم عاملي ازجبل عامل به ايران آمد و شاه عباس مسجد شيخ لطف الله رابنام او ساخت . شيخ بهائي از زمره عالمان و مشاوران مورد علاقه شاه عباس بود و شاه هر سال بارها به خانه او ميرفت . مير داماد ، مير فندرسكي وشيخ عبدالحسين كاشي دوتن ديگر از شيوخ صاحب اقتدار و مورد علاقه شاه عباس بودند . در دربار شاه عباس در مراسم رسمي ، در جانب چپ تخت شاه به ترتيب «ملا باشي» ، «صدر عامه» و «شيخ الاسلام» اصفهان حضور داشتند . با تمام اينها شاه عباس با هوشياري تمام به حفظ قدرت مطلق خود به عنوان« شاه و مرشد كامل» توجه داشت و قدرت معنوي علماي شيعه را در خدمت قدرت مطلقه خود قرار داده بود . 6 ـ جابجائي قبايلي از ايلات جنگجوي كردستان به شمال خراسان . وجود اين ايلات و عشاير جنگجو سد محكمي در مقابل حملات دولتهاي ديگر ، بخصوص حملات ازبكها ايجاد كرد. 7 ـ توجه به كشاورزي و صنعت و ايجاد راهها وآب انبارها و كاروانسراها و تامين امنيت راهها و بازرگانان و تجار داخلي و خارجي با به كار گرفتن نهايت خشونت براي حفظ امنيت . اينها اشاره اي به برخي از مختصات دوران شاه عباس است . اندكي در باره شخصيت شاه عباس و دوران او در دوران شاه عباس ـ براي اولين بار پس از اسلامي شدن ايران ـ ، ايران به معناي واقعي كلمه در تماميت خود تحت لواي يك ديكتاتوري قدرتمند و متمركز و مستقل در آمد و از جهات مختلف در صحنه آن روزگار به عنوان يك كشور قوي ، مستقل و ثروتمند شناخته شد . تا قبل از دوران شاه عباس قدرت سران قزلباش آنچنان بود كه در حقيقت در سلطنت سهيم بودند . شاه عباس با هوشياري تمام وبا طرح و اجراي نقشه هاي مختلف قدرت قزلباشان را تضعيف كرد و خود مهار قدرت را در تمام زمينه ها به دست گرفت . شاه عباس در زندگي داخلي خود تركيبي شگفت و متناقض از خصائص گوناگون را به نمايش ميگذارد . شبگردي هاي او در جامه درويشان ، بذل و بخششهاي او ، سر زدن به قهوه خانه ها ، آميزش او با مردم كوچه و بازار ، حشر و نشرش با مردم در جشن ها ، سر زدن به كليساها و شركت در مراسم مذهبي ارامنه ، مجالست با بازرگانان ارمني و باده گساري هاي شبانه اش در مجالس بزم و سرور ثروتمندان غير مسلمان ، سفر هاي ناگهاني اش براي شناخت عملكرد حاكمان شهرها ،تظاهرات قوي مذهبي و پياده به زيارت رفتن هايش به او سيمائي درويشانه و صوفيانه بخشيده و باعث خلق افسانه هاي فراوان در باره او شده است . به گزارش دكتر نير سينا درمجموعه « سرگذشتي از ترانه و سرود» شاه عباس عليرغم تضييقاتي كه با آغاز سلطنت صفوي عليه شاعران اعمال شد ، اهل شعر بود و با شاعران حشر و نشر داشت . قهوه خانه عرب از قهوه خانه هاي معروف اصفهان مكان بحث و فحص او با شاعران بود . در اين قهوه خانه شاه عباس به كشيدن قليان ، بازي شطرنج و تخته نرد ، گوش كردن به ساز و آواز و نقالي هاي نقالان و گاه تصحيح شعرهاي شاعران ميپرداخت . مير الهي و حكيم شكوهي از شاعران مورد علاقه او بودند . شاه عباس با تمام اقتدار خود گاه چنان به برخي از شاعران احترام ميگذاشت كه شگفت مي نمايد ، از جمله يكبار به احترام حكيم شفائي شاعر نامدار دوران صفوي مي خواست از اسب پياده شود كه شفائي مانع شد و شاه دستور داد تمام ملازمان به احترام شاعر از اسب پياده شوند . يكبار نيز به خاطر يك بيت شعر كه توسط حكيم شاني در مدح علي ابن ابيطالب سروده شده بود دستور داد حكيم شاني را در ترازو نهاده و هم وزن او به شاعر طلاي ناب بدهند . به روايت ركن الدين همايون فرخ ـ نشريه هنر و مردم شماره 158 ـ شاه عباس گاه دربزرگداشت اهل هنر با وجود تمام غرور و قدرت خود از هيچ چيز كوتاهي نمي كرد ، ازجمله يكباربا تماشاي يكي از تابلوهاي نقاش نامدار و چيره دست رضا عباسي بر دست او بوسه زد . شاه عباس خود نيز شعر ميسرود ، تصنيف ميساخت ، ساز مينواخت و در مجالس بزم و سرور ساخته هاي خود را به آواز ميخواند . در دربار او اركستري متشكل از نوازندگان و خوانندگان و تصنيف سازان زبر دست و نيز رقصندگان فارس و ترك و گرجي و ارمني وجود داشت كه بزمهاي شبانه او را رونق ميبخشيدند. در مجالس بزم تصنيف ها و آهنگهاي آنها به پارسي و تركي اجراميشد . مير فضل الله فرزند مير مقصود مشهدي خواننده خوش آواز و تنبور نواز چيره دست ، شاه مراد خوانساري تصنيف ساز ونوازنده توانا ، مذاقي نائيني نوازنده چيره دست ، خواننده جوان گنجي ، بابا شمس تيشي شيرازي نوازنده اي كه پيش از آمدن به دربار در كوچه ها ساز ميزد و آواز ميخواند ،، ملا بيخودي گنابادي ، عبدالرزاق خوشنويس ، محمد خرسندي ، فتحي اصفهاني ، مولانا حيدر، ملا مومن كاشي مشهور به يكه سوار و حسن بيك تركمان كه از شاهنامه خوانان خبره بودند ، امير قاضي احمد نوازنده چيره دست كمانچه ، خوانندگان نامدار حافظ جامي ، حافظ نامي و افندي ، رامشگر توانا موسوم به فلفل خانم و رقاصه محبوب و زيباي شاه غزال ارمني از هنرمندان شبهاي بزم و سرور شاه بودند. در ميان اين هنرمندان مير فضل الله به جز از خوانندگي و نوازندگي به سر پرستي ويژه غلامان شاهي نيز منصوب شد . اين درويش شبگرد و شاعر مسلك در شبهاي عيش و نوش و چرخش جامها و رقص ماهروياني كه از سرزمينهاي مختلف دست چين شده ـ وگاه ربوده شده ـو به حرمسراي او كشانده شده بودند ، ونيز در فضاي غلغله سازها ، شهريار خوشباشي و لذت طلبي وكامجوئي بود . او در عين حال كه لقب مرشد اعظم ، قطب والا و مير و سالار صوفيان را يدك ميكشيد ودمساز با فقيهان و عالمان نامدار شيعه و كشيشان و بزرگان مسيحي بود ، مقام و موقعيت خود را فراتر از مرزهاي تعيين شده توسط مذاهب ميدانست و در دنياي خاص خود اخلاقيات مرسوم را به پشيزي نميگرفت . اوگاه براي تشويق سرداران و يا نزديكان خود زنان عقدي خود را به آنان مي بخشيد ، چنانكه براي افتخار دادن به يكي از سردارانش ـ امامقلي خان ـ يكي از زنان حرم خود را كه سه ماهه آبستن بود به او بخشيد . نمونه هاي متعددي از اين نوع در سفر نامه ژان باپتيست تاورنيه جهانگرد هلندي كه از ناظران دوران شاه عباس بوده ديده ميشود. در دوران او روسپي خانه هاي پايتخت بخصوص از زنان گرجي و ارمني كه از سرزمينهاي خود به اصفهان منتقل شده بودند پر رونق بود . شاردن كه از ناظران روزگار شاه عباس بوده است ـ و از او سفرنامه اي نه جلدي به يادگار مانده است ـ در سفر نامه خود اشاره ميكند كه دوازده هزار نفر زن روسپي در اصفهان تحت حمايت دولت زندگي ميكنند و بجز اين زنان كه در محلات و كاروانسرا هاي مخصوص زندگي ميكنند شمار قابل توجهي از روسپيان مخصوص و رقاصه هاي هندي و هنر پيشگان زن در محله هاي مختلف مجالس بزم شبانه را گرم ميدارند . نمونه هايي كه در اسناد مختلف مربوط به دوران صفوص و از جمله « سياست و اقتصاد عصر صفوئ» نوشته دكتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي ذكر شده است بيشتر ما را با اوصاع دوران صفوي از اين زاويه آشنا ميكند . در اين كتاب از جمله ميخوانيم: « … فواحش را رونق تام و تمام به هم رسيده ودر حجرات خانات و محلات به شغل مقرر و معاضدت ابالسه كه دشمنان جبلي بني آدمند علانيه اشتغال داشتند … جمعي كثير گرد آمده هر يك مبلغي خطير به عنوان ترجمان ميرسانيدند ، مشعل دار باشي ناظر و حامي اماكن فساد و نوازندگان و شعبده بازان بود و ماليات آنان را دريافت ميكرد . خدمتگذاران قهوه خانه ها گر جي و بچه هاي ده تا شانزده ساله اي بودند كه به طرز شهوت انگيزي لباس به تن ميكردندو زلفان آنان به مانند دختران بافته شده بود . دختران روسپي خانه ها بيشتر گرجي و سخت زيبا و خوش قدو قامت بودند. محله روسپي ها از سه كوچه و هفت باب كاروانسراي بزرگ به نام كاروانسراي لختي ها بود. طبق دفاتر رسمي ماليات فواحش سالي ده هزار تومان بود كه شش هزار تومان آن از اصفهان جمع آوري ميشد و اين ماليات بين پانزده هزار روسپي اصفهان سر شكن مي شد » ،در رابطه با زنان ، دوران شاه عباس مسامحه بيشتري را به نسبت دوران هاي قبل تجربه كرد . رفت و آمد زنان در دوران او در كوچه و بازار آزاد شد. در جشنها و چراغاني ها چند شب به طور خاص به زنان اختصاص يافت تا آنها هم بتواننددر اين تفريحات شركت كنند . شاه عباس همچنين دستور داد در هر چهارشنبه گردش در چهار باغ و سي و سه پل به زنان اختصاص يابد تا بتواند در اين نقاط بدون نقاب به گردش بپردازند . در دنياي سياست ، خشونت و بيرحمي كامل ، تنها رويه اودر برخورد با مخالفان و مدعيان بود . در سفر نامه يان اسميت اولين سفير هلند در ايران ميخوانيم كه شاه عباس روزي به اتفاق دن گارسياداسيلوا فيگوئه‌را از خياباني ميگذشت . در خيابان و در گذرگاه شاه و سفير اسپانيا توده اي از اجسادي كه دست و پا و سرشان بريده شده بود روي هم تلنبار شده بودند . شاه از سفير اسپانيا نظرش را در باره اين نوع مجازات مي پرسد و سفير اسپانيا آنرا خشن ميداند . شاه ميگويد شما به دستور عقل خود قضاوت ميكنيد ولي فراموش نكنيدكه شما در مملكت خود بر فرشتگان و من در اين مملكت بر شياطين حكومت ميكنم. سمبل خشونت و بيرحمي شاه عباس را ميتوان در كور كردن و قتل چهار پسرش باز ديد . صفي ميرزا فرزند نخست شاه عباس به دستور شاه وتوسط يكي از ايادي او بنام بهبود خان به قتل رسيد . اندك زماني بعد از آن شاه عباس دچار پشيماني شد ودستورداد بهبود خان شخصا سر فرزند نوجوان خود را در حضور شاه با كارد ببرد . فرزندان ديگر شاه عباس نيز يا كور شدند و يا به قتل رسيدند . در دربار او تعدادي از صوفيان آدمخواروجلاد به نام «چيگين» يا «چي يين» وجود داشتند كه به دستور شاه محكومان را زنده زنده ميدريدند و ميخوردند . اين سنتي بود كه در زمان شاه اسماعيل بنا نهاده شده و از سنتهاي مغولان اخذ شده بود . شاه عباس سيمائي جذاب و اندامي قوي داشت و گشاده دست و بخشنده بود . او عميقا به نجوم و طالع بيني اعتقاد داشت وچون در سال هزار هجري ـ1591 ميلادي ـ منجمان دربار اعلام كردند خطري بزرگ شاه را تهديد ميكند ، براي دفع اين بلاي آسماني دستور داد به مدت سه روز فردي نگونبخت به نام يوسف را به جاي او بر تخت بنشانند و روز چهارم يوسف را كشتند و به اين ترتيب خطر آسماني بر سر شاه موقت فرود آمد و با اين كلاه شرعي خيال شاه عباس راحت شد . طغرا ي سلطنت شاه عباس با اين جمله «سگ آستان علي» موشح شده بود . شاه عباس درشب بيست و چهار جمادي الاولي سال 1038 هجري مطابق بانوزده ژانويه 1629 ميلادي پس از پنجاه ونه سال و هشت ماه وبيست سه روز عمر و43 سال سلطنت در بهشهر در گذشت ودر قم مدفون شد . 6 ـ شاه صفي ، 1038 -1052 هجري . چهار پسر شاه عباس در دوران خود او يا مقتول و يا كور شده بودند و شاه عباس در هنگام مرگ سام ميرزا پسر صفي ميرزا رابه عنوان وليعهد معرفي كرد و سام ميرزا با عنوان شاه صفي درهفده سالگي بر تخت سلطنت نشست . او اگر چه كفايت و كارداني شاه عباس را نداشت ولي در بيرحمي و خشونت گوي سبقت را از شاه عباس ربود . كشتار شمار زيادي از شاهزادگان و فرماندهان لايق دوران شاه عباس و قتل شماري از زنان حرم از زمره كارهاي اوست .كور كردن از شيوه هاي او بود و ماهي نميگذشت كه چندين نفر به دستور او كور نشوند . در زمان او ايران آماج حملات مجدد دولت عثماني ، شورش هاي گرجيان و امثالهم گرديد و ويراني و ناامني و قتل و غارت بخشهاي گسترده اي از ايران را در كام خود كشيد و بخشهائي از ايران از دست رفت . شاه صفي شرابخواري كم نظير بود و سرانجام بر اثر افراط در شرابخواري در مراجعت از زيارت مشهد ، در كاشان در دوازده صفر 1052 هجري مطابق با يازدهم ماه مه سال 1642 ميلادي مرد و جسد او را به قم برده ودر آنجا دفن كردند . 7 - شاه عباس دوم 1052 - 1077 هجري . پس از شاه عباس دوم پسر نه ساله اش عباس ميرزا بنام شاه عباس ثاني زمام امور ايران را در دست گرفت . دادن تخفيف مالياتي به مردم ، جنگ با پادشاهان گوركاني هندوستان ، سختگيري در امر به معروف و نهي از منكر و بستن مراكز شراب فروشي ، بناي مساجد و عمارات فراوان و نزديكي با آخوندها از مختصات دوران حكومت اوست .نمونه هايي از رفتارهاي خشن و قساوت بار او با زنان از جمله زنده زنده سوزاندن يكي از زنان حرم در بخاري ديواري در اسناد تاريخي دوران او موجود است . با تمام سختگيري هاي شاه عباس دوم در مورد امر به معروف و نهي از منكر ، شاردن در سفر نامه خود اشاره ميكند كه زنان روسپي در اصفهان ساليانه به طور مجموع هشت هزار تومان ماليات ميپردازند و تعداد زيادي از پسران زيبا روي ده تا شانزده ساله در قهوه خانه ها به جلب مشتري مشغولند . از جمله آخوندهاي مشهور عهد او ملا محمد باقر مجلسي ، ملا محسن فيض ، ملا حسين خوانساري وملا خليل قزويني از بزرگان دنياي شيعه رسمي اند . عالي قاپو ، باغ سعادت ، چهل ستون و پل خواجو در زمان او ساخته شد . شاه عباس دوم سرانجام در سن سي و پنج سالگي به علت افراط در باده گساري ـ يا به اشاره شاردن به علت آميزش با زنان تن فروش و مبتلا شدن به بيماري مقاربتي ـ در شب بيست و سوم ربيع الاول سال 1077 هجري مطابق با بيست و دوم سپتامبرسال 1666 ميلادي درهنگام سفر براي زيارت مشهد در گذشت ودر قم مدفون شد . 8 ـ شاه سليمان ـ صفي ميرزاي دوم ـ 1077- 1106 هجري ـ . صفي ميرزا شاهزاده اي دو رگه و مادرش از زنان چركس بود . شاه سليمان در دوران حيات پدرش منفور او بود و در حرم تحت نظر و زنداني بود . او با كمك آغا مبارك ،خواجه باشي مقتدر حرم ، برادرش حمزه ميرزا را كه وليعهد بود كنار زد و در بيست سالگي بر تخت سلطنت نشست . صفي ميرزا كه با عنوان شاه سليمان بر تخت نشست اغلب اوقات خود را در حرمسرا و در مجالست زيبا رويان حرم ميگذرانيد . وسعت حرمسراي شاه سليمان كه در مجاورت مسجد شاه قرار داشت سه هزار پاي مربع بود. لشكري از مهترها ، خواجگان سياه پوست و سپيد پوست ، كنيزها و جاسوسان درون حرم رتق و فتق امور را بر عهده داشتند. سوگلي ها و زنان مورد توجه شاه در اتاقهايي مناسب زندگي ميكردند و زنان از دور خارج شده و بيمار در دخمه هايي كوچك و شرايطي نامناسب در انتظار مرگ روزگار ميگذرانيدند . در زير زمينهاي حرمسرا شاهزادگان كور و كساني كه شاه آنها را براي سلطنت خود خطرناك ميدانست زنداني بودند. در عهد شاه سليمان حرمسرا به طور مستمر از دختران بزرگان ، كنيزان خريداري شده و دختراني كه توسط ماموران مخصوص شاه ربوده ميشدند تغذيه ميشد . از زمره مآخذي كه در اين زمينه ميتوان به آن رجوع كرد ياداشتهاي انگلبرت كمپفر آلماني ست كه به عنوان طبيب از نزديك شاهد وضعيت دوران شاه سليمان بوده است . در حرم شاه سليمان به نقل از ياداشتهاي سانسون هشتصد زن روزگار ميگذرانيدند. در دوران شاه سليمان اجراي حدود و قوانين شرع اوج تازه اي گرفت اين قوانين به ويژه در رابطه با زنان و خطاهاي اخلاقي و جنسي بسيار بيرحمانه عمل ميكرد . بر اساس اين قوانين زناني كه نسبت به شوهر خود وفاداري اخلاقي نداشتند با فتوي آخوندها و توسط جلادان از بالاي مناره هاي مساجد به پائين پرت ميشدند . دختران خطاكار با سر تراشيده شده و در حاليكه بر سر و صورتشان مدفوع ماليده شده بود وارونه بر الاغ نشانده ميشدند و در كوچه ها و خيابانها در معرض تماشاي عموم قرار ميگرفتند . بريده شدن سر زني خطاكار توسط برادرش به عنوان عملي قهرمانانه و افتخار آميز تلقي مي شد و توسط دستگاه مذهبي و دولت مورد تشويق قرار ميگرفت . ياداشتهاي سانسون يكي ديگر از ناظران دوران صفوي نمونه هاي تكان دهنده اي از اين نوع مجازات ها را ثبت كرده است . شاه سليمان بسيار بيرحم و خونريز بود. در زمان او قدرت آخوندها افزايش يافت و جايگاه ملايان دربار از سمت چپ تخت سلطنت به سمت راست منتقل شد . محقق خوانساري آخوند نامدار شيعه از نزديكان و مقربان شاه سليمان بود و هر زمان شاه به سفر ميرفت نيابت سلطنت را بر عهده داشت . ادامه دارد

منبع: سايت ديدگاه





[تاریخ ارسال: 08 Nov 2009]  [ارسال‌کننده: جواد مفرد کهلان]  [  ]  
بعید است که چیگین به مفهوم ترکی آن در هیئت چی یگن یعنی خامخوار بوده باشد. لابد اینان از ایل ترک زبان چیگین بوده اند که در کار تنبیه خاطیان بوده اند. این نام را در پهلوی می توان به همین معنی "قساوت پیشه گان در امور قضایی" معنی نمود که دارای مفهوم منطقی تری است. در آن عهد شغلها را بیشر به جای فرد شغل را به عشیره می دادند.   

  


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.