شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲ اوت ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری

همنشين بهار

 
 
 

در ویدیوی

 دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته

آمده بود:  

به خون غلطیدن امیرکبیر در حمام باغ فین کاشان، حَسَنک‌ وزیر را (که به فتوای خلیفه‌ی بغداد، تحت عنوان قرمطی به دار آویخته شد)، عمیدالملک‌ کندری (وزیر طغرل و آلب ارسلان که خونش در مرو به زمین ریخت و سرش را به به نیشابور بردند)‌، و میرزا ابوالقاسم خان قائم‌مقام را که به دستور شاه خفه اش کردند، به یاد می‌آورد.

امیرکبیر البته گل بی عیب نبود اما اگر به به زمانه وی (حدود ۱۶۰ سال پیش) برگردیم، می‌بینیم نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن، نشر علوم جدید. ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی، تأسیس دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیه در جامعه پر گرد و غبار و خرافات زده ما کار کوچکی نیست.

....

برخی، واکسن زدن در زمان امیرکبیر را زیر سئوال برده و گفته اند لوئی پاستور بعد از کشته شدن امیرکبیر بر سر زبانها افتاده... چطور چنین چیزی ممکن است؟

 

پاسخ به تشکیک فوق:

مدّت ها پیش از لوئی پاستور (شیمی‌دانان و زیست‌شناسان فرانسوی که شهرت وی مدیون شناخت نقش باکتری‌ها در بروز بیماری و کشف واکسن ضد هاری است) ـ آبله کوبی به شیوه علمی رواج داشت و «ادوارد جنر»، Edward Jenner پدر ایمنی شناسی، روش پیشگیری از ابتلا به آبله را  یافته بود. او حدود سی سال پیش از تولد پاستور، مایه آبله گاوی را ساخت.

 
در سال ۱۱۹۲ شمسی، ۱۸۱۳م وقتی امیرکبیر پنج، شش سال بیشتر نداشت، پزشک ویژه عباس میرزای نایب السلطنه، دکتر ویلیام کورمیک Dr William Cormick  آبله کوبی در ایران را بر روی فرزندان ولیعهد و تعداد زیادی از اهالی آذربایجان انجام داد.

اشاره من به واکسیناسیون به شیوه علمی با استفاده از مایۀ گاوی و با مایه‌کوبی است.

 
پیش‌تر، این خبرا نبود. شیر گاو یا شتر مبتلا به آبله را روی زخم کودکان می‌ریختند و دلاّکان یا سلمانی‌ها دَلَمه یا قشر آبله را از کودک آبله‌کوبی شده می‌گرفتند و در قوطی‌هایی نگهداری می‌کردند و در مواقع لزوم آن را با آب جوشیدۀ سرد شده به حالت مایع درمی‌آوردند و به عنوان مایۀ انسانی با استفاده از قلم به بازوی کودک تلقیح می‌کردند.
 
 
 

در شیوه سنتی فوق که بسیاری از مواقع نتیجه نمی‌داد، کودک مایه‌کوبی شده (اگر زنده می‌ماند)،  ۲ تا ۳ روز بعد دچار تب می‌شد که اصطلاحاً می‌گفتند آبله گرفته است.
دو هفته بعد به مرور جای آبله‌کوبی التیام می‌یافت و دلمۀ خشک شده می‌افتاد، اما جای آبله کوبی مثل یک لک، تا آخر عمر باقی می‌ماند.

 

***
در زمان امیرکبیر، روزنامۀ وقایع اتفاقیه به تاریخ ۱۲۲۵شمسی/ ۱۸۵۰میلادی در صفحات

۱۳ و ۱۴ مقاله ای در مورد آسیب‌های حاصل از آبله و ضرورت برخورد با آن چاپ کرد.

واکسیناسیون جزو برنامه‌های بهداشتی امیرکبیر شد و او علی رغم مخالفت مرتجعین، سفت و سخت روی آن ایستاد. در اماکنی مانند مدرسۀ دارالفنون، مریض‌خانۀ دولتی و ادارۀ بلدیه، آبله‌کوبی رایگان صورت ‌گرفت. کتاب واکسیناسیون منسوب به دکتر ویلیام کورمیک هم بدستور آن صدراعظم خردمند مغضوب تجدید چاپ شد.

 

امیرکبیر می‌خواست آبله کوبی در سراسر کشور به انجام برسد، اما فقر عنصر ذهنی بیداد می‌کرد و توده های مردم، که از سوی مرتجعین کوک می‌شدند در برابر مامورین آبله کوبی مقاومت می‌کردند شماری از به اصطلاح روحانیون با تبلیغ این یاوه که ای مسلمانها کجای کارید، اجنبی می‌خواهد جّن را به بدن شما وارد کند، مردم را از لولوخُرخُره مایه کوبی می‌ترساندند. مردم پاک و ساده در آب انبارها و... قایم می‌شدند مبادا واکسینه شوند و جّن به سراغ‌شان بیاید...

بر  اساس نوشته مندرج در روزنامه «وقایع اتفاقیه» نمره چهارم سال ۱۲۷۶ ق، در طی بیست و  هشت روز از ماه ربیع الاول سال ۱۲۷۶ (۱۲۳۲ شمسی) تنها ۳۳۰ نفر قبول کردند آبله کوبی شوند.
امیرکبیر دستور داد تا هر کس که از آبله کوبی فرزندش ممانعت نماید و آن فرزند دچار آبله شده، چشمانش صدمه ببیند، ۲ تومان و اگر بر اثر بیماری جان بسپارد باید ۵ تومان به دولت جریمه و تاوان بدهد، اما لک و پیسه های جامعه رماّل زده و تکلیف گرای ایران و «آبله نوستیزی و خرافات زدگی» با این ترفند هم علاج نشد...
 

***

در حالیکه بعد از جالینوس که تعریفی از جُدَری (آبله) آورده، اولین توصیف دقیق بالینی از آنرا محمد زکرّیای رازی در سدۀ ۴ ق/ ۱۰ م ارائه نمود و روشمندترین و علمی‌ترین توصیف بالینی این بیماری در کتاب «الجدری و الحصبۀ» او آمده، واپسگرایانی که از پستان دین شیر دنیا می‌دوشیدند و ریش و شکمشان بر انبیا و اولیا هم مُقدّم بود، بیماری آبله را به جّن و اجنبی نسبت می‌دادند و با مشیت گرایی کور، تلف شدن هزاران کودک ایرانی را تقدیر الهی می‌خواندند...

اگر گفتید برای اینکه قانون مایه‌کوبی در مجلس شورا به تصویب برسد چقدر طول کشید؟

بیش از ۱۰۰ سال...

 

 

 

پانویس:

 ……………………………..

 

ویلیام کورمیک

 

برخی دکتر ویلیام کورمیک  Dr William Cormick  را با پدرش دکتر جان کورمیک که در تبریز درگذشت اشتباه گرفته اند. 

دکتر ویلیام کورمیک در ۱۸۲۰ میلادی در تبریز به دنیا آمده و یک پا ایرانی محسوب می‌شود. پیرامون آن پدر و پسر و گرایششان به افکار باب و... حرف و حدیث بسیار است.

...……………………………..

 

حکیم میرزا  محمّد تبریزی

 

 حدود ۳۰ سال پیش از کشته شدن امیرکبیر در حمام فین کاشان، محمدبن عبدالصبور خوئی طبیب، (حکیم میرزا محمّد تبریزی یا  میرزا  محمّدحکیمباشی تبریزی معروف به  حکیم قُبُلی) با استفاده از منابع لاتینی رساله ای در مورد آبله تنظیم نموده است.
دکتر حسن تاجبخش معتقد است رسالۀ تعلیمنامه حکیم میرزا محمّد تبریزی در عمل آبله زدن نخستین کتاب پزشکی چاپی در ایران است.
 

فریدون آدمیّت درکتاب امیرکبیر و ایران، دکتر محمود نجمآبادی در مقالۀ نخستین کتاب طبّی چاپی در ایران و میرزا محمّدعلی تربیت (که در ویدئوی رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان ۴ قصّه پر غصّه ترور اورا شرح داده ام)، در کتاب دانشمندان آذربایجان، رساله مربوط به آبله را تألیف دکتر کورمیک میدانند، در صورتی که بنا بر مندرجات صفحۀ ۹ رسالۀ مزبور، و همچنین صفحات دیگری از این رساله، تنها یکی از منابع کتاب حکیممحمّد، تقریرات ویلیام کورمیک بوده و او مشاهدات و تجربیات خودش را هم افزوده است.

 ……………………………..

 

آوانس‌ مرادیان

یکی از ارامنه مقیم بغداد به نام «اوانس مرادیان» که به ایران آمد، در سالهای ۱۲۹۰ -۱۲۹۶شمسی/ ۱۹۱۳-۱۹۱۹میلادی کوشید واکسیناسیون در کرمانشاه و اصفهان و...رواج یابد...

برخی بی توجه به زمانه و ماهیت متفاوت، وی را با آوانس‌ مرادیان که در سازمان انقلابی کمونیست‌های ایران (ساکا) فعالیت داشت، دبیر اول اتحادیه كفاشان تهران بود و با فیروز گوران و  آلبرت سهرابیان و هونان عاشق و ... در سازمان انقلابی کمونیست‌های ایران (ساکا) فعالیت می‌کرد، یکی گرفته اند !

مبارز فداکار «آلبرت سهرابیان» در خاطراتش از آوانس‌ مرادیان (مبارز سیاسی) سخن گفته است.

……………………………..

 
«جّن» و بسم الله

 

در متون طبی کهن فارسی و عربی به جای واژۀ «آبله» جُدَری، یا جَدَری به کار می‌رفت که آن نیز به معنای تاول است.

واژه‌های مَجِل، مَجِله، نَفَط، جَدَر، بَثَره، دُژَک، خَجوله، و نَفاطه، چیچَک و شِژَک نیز معادلهایی برای جدری (آبله) هستند. همانطور که می‌دانیم آبله نوعی بیماری ویروسی، مسری و ناتوان کننده همراه با ضایعات پوستی است که اکنون کاملاً مهار شده و آن به اصطلاح «جّن»، در برابر بسم اللهِ علم و دانش عقب نشسته و ماست‌ها را کیسه کرده است !

 

 http://www.youtube.com/watch?v=vESkVSWvNvU 

 
همنشین بهار
 
 
 
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.