شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چرخش به راست در کمیته برگزارکننده چهارمین گردهمایی کشتار زندانیان سیاسی در گوتنبرگ

شورش لرستاني (ماني)

علت اصلی عدم استقبال از آن :

راستش در فکر این بودم که چطور این نوشته را شروع کنم تا هیچ کس به این گمان نرسد که بلکه من با شخصی یا فردی دعوا یا غرضی شخصی دارم بنا بر این سعی میکنم مقدمه ای را برای روشنتر شدن ارتباط من با خواننده به یادداشت بیفزایم 

 هدف من در این نوشته بررسی همه جانبه محتوای سخنرانیها و یا تحلیل گفته های میهمانان سخنران نیست بلکه گزارشی کوتاه از این سمینار به جنبش چپ و خلق فهرمان ایران و نیز دلسوزان واقعی  گفتگوهای زندان است  سمت  و سوی نوشته من روشنگری و شکافتن سیاست حاکم در برگزاری و سازماندهی اینبار گردهمایی در گوتنبرگ سوِﺌد و دلایل  شکست و عدم استقبال از آن در مقایسه  با سمینار های گذشته بویژه سومین دوره نآن در هانوور است  که امیدوارم با تکیه به آن در سالهای بعد مکانی برای مطالبات و خواسته های زندانیانی باشد که  نه فقط در قتل عام سال 67 که  رفرمیستهای توده و اکثریت هم مورد کشتار قرار گرفتند و بهمین دلیل فقط آنرا آگراندیسمان میکنند تا اعدامهای دهه شسصت را کمرنگ کنند باشد بلکه همه زندانیان سیاسی در دهه 60 را نیز شامل کند  چیزی که در سمینار هانوور برجسته  بود و امسال حتی در ترانه خوانی شمیم هم  این سال  67 بود که متاثرکننده بود  و این  نگاه رفریستی بود که کشتار دهه 60 را به جز 67 مسکوت میگذارد یا حداکثر بهای لازم را به آن نمیدهد بدلیل تحلیل ضدانقلابی توده و اکثریت از مواضع انقلابی همه یا اکثر اعدام شدگان 60 تا 67 را که متعلق به مجاهدین و پیکار و اقلیت و توفان و فرقان و آرمان مستضعفین و اتحاد چپ و سهند و حزب کمونیست و کومله و دمکرات و همه آنانی  بودند که بر علیه ارتجاع حاکم شوریدند را ضدانقلابیونی میداند که باید با همکاری اطلاعاتیها و دادستانی ضدانقلابی دستگیر و شکنجه و نابود میشدند

ا(برای اطلاع بیشر شما در  مورد همکاری توده و اکثریت به مقاله ی از یکی از سازماندهان این سمینار آقای فرخ غفاری در آدرس پایین رجوع کنید

 http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20070119232100.html

اینکه ایشان تا چه حد به این نگرش وفادار مانده است را باید در مرزبندیش با تظاهرات سبزها و ارتباط با همه عواملش جستجوکرد)  با شیوهای تشکیلاتی اموخته از کا گ ب برای  مسخ انقلاب و نفوذ به درون نیروهای انفلابی که به آن حمله ویروسی هم گفته میشود در ابتدا بهر وسیله درون پیکره راه میابند و بعد بصورت غده ای رشد میکنند تا موجودیت این پیکر را نابود کنند این  شیوه ای بود که حزب توده در مورد رژیم و نیروهای دیگر کمونیستی انجام داد بر کسی پوشیده نیست که  حزب توده با شرکت در صف اول نماز جمعه ها و همکاری صمیمانه با رژیم قصد  مخفیانه نفوذ را دنبال میکرد ولی با ضربه متقابل رژیم عقیم شد ولی  متاسفانه در مورد نفوذ حزب توده به درون سازمان چریکهای فدایی توسط نفوذیهای خودش مانند فرخ نگهدار و فتاحیان  و غنی بلوریان در حزب دمکرات کردستان که عاقبت عضویتش در حزب توده در اسناد حزب دمکرات کردستان عراق اقشا شد و نیز علی کشتگر که بخش 16 آذر را تضعیف و منحل کرد و مصطفی مدنی رهبر جناح توده ساخته چپ اکثریت که بعدها هم با جناح اقلیت به توافق رسید و با نفوذ در آن و همراهی با شورای عالی سازمان که از کمیته اجرایی بعد از درگیری خونین گاپیلون مشخص میشدند  این جناح از فداییان را نیز به جبهه حزب توده در جرس پیوند زد هم اکنون  هم با همان شیوه سابق نفوذ ویروسی در صدد ورود به پیکره احزاب و تشکلاتیست که زمینه در آنها فراهم است،  جنبش راه سبز یا جرس که بلافاصله توسط عناصر توده ای و اکثریتی هایی که با شرط پشتیبانی از خاتمی  در داخل فعالیت میکردند طراحی شد و بر طبق  توافقش برای فعالیت در چهارچوب قانون اساسی رژیم میبایستی چون گذشته در نابودی  مخالفین سرنگونی طلب  بویژه با مجاهدین و دیگر نیروهای جدی برانداز مانند جناح انقلابی کومله و پژاک با سیستم همکاری کند. این جریان  فرصت طلب در بعد از انتخابات 89 و با  یارگیری از  دیگر نیروهایی که باصطلاح مخالف خشونت و معتقد به مبارزه مدنی و مسالمت آمیز و در نهایت کنار آمدن با ارتجاع در چهارچوب قانون اساسی ضد انسانی خمینی بودند  جنبش راه سبز یا جرس را گسترش داد  اعضای جدید مانند اتحاد ضد فداییان و کومله مهتدی و حزب دمکرات هجری و کماکان علی خاوری خانبابا تهرانی ،نوریزاده ،سازگارا ، محسن محملباف و شیرین عبادی و جمهوریخواهان و دانشجویان تحکیم داخل و خارج و نیز اصلاح طلبان از قدرت طرد شده مانند مشارکتیها و مجاهدین انقلاب اسلامی  حزب سازندگی رفسنجانی همه و همه در تظاهرات سبزها در کشورهای مختلف حرف اول را میزدند و وجه مشخصه این تظاهرات انبوه با تظاهراتی که قبلا صرفا از طرف نیروهای انقلابی و با جمعیتی بسیار کمتر انجام میگرفت رفت و آمد 95 درصدی این فوج پاندولی تحت نظارت مستقیم وزارت اطلاعات به میهن اشغال شده بود بهمین دلیل و از ترس عقوبت در بازگشت بدون استثنا شعار سرنگونی در تظاهرات آنها ممنوع بود.

ریشه های این جنبش  همانطور که گفتم در واقع به زمان انتخابات 1382 و روی کار آمدن خاتمی جلاد برمیگردد که  نمایندگان خاتمی  مانند عیسی سحرخیز و شمس الوعظین در آلمان با فرخ نگهدار و فتاحیان و به نمایندگی از اکثریت و حزب توده ملاقاتهایی را داشتند که مفاد توافق آنان بعد از مدتی در عمل افشا شد   همزمان با پیروزی خاتمی که توده و اکثریت هم به او رای داده بودند گسیل همه نیروهای آموزش دیده تشکیلاتی اکثریت و حزب توده به ایران و بازگشت موجی پناهندگان آغاز شد با  تا از قباحت این عمل شرم آور که مخالف قوانین بین المللی و کنوانسیون ژنو سازمان ملل بود بکاهد با تصویب ماده ای در کنگره ششم اکثریت و نیز اعلامیه حزب توده رسما  به همه ایرانیان در تبعید فراخوان بازگشت بزیر عبای ملا ها داده شد  هدف آنها ایجاد ان . جی.  او.  ها و سازمانهای حقوق بشری و ایجاد اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری و تشکلهای زنان و دفاع از حقوق آنها و کودکان و در نهایت هموار کردن شرایط برای فعالیت قانونی حزبیشان بود  که در چهارچوب قانون اساسی و همکاری مجدد برای ریشه کنی ضدانقلاب یا نیروهای سرنگونی طلب با دولت وقت توافق کرده بودند بزودی پس از این توافق عوامل رژیم و توده اکثریتیها با تلاشی فوق العاده دولت بیل کلینتون را به در لیست تروریست  گذاشتن مجاهدین ترغیب کردند( جک استراو وزیر امور خارجه وقت بریتانیا که به آیت الله مشهور است به این اسم گذاری آشکارا اشاره کرده است) و این موفقیت بزرگ را بهمراه خاتمی چی های دیگر جشن گرفتند این موج  متاسفانه جمعی از اعضای سازمانهای مترقی و انقلابی را هم چون اقلیت، حزب کمونیست کارگری و راه کارگر و حزب دمکرات و کومله و خیلی ها را هم با بازگشت خیانتکارانه به میهن با عنوان گرفتن امان نامه و دادن اطلاعات مورد نیاز سیستم با خود برد در اینجا افراد شناخته شده مانند مهوش عضو اقلیت و  همسر سابق مسعود مقدم نماینده سابق اقلیت در اتریش و فهیمه عضو اقلیت  و کل طایفه  همسر بهزاد مومنی عنصر معلوم الحال که کارهای ظناهندگان را تلفنی برای رفتن به ایران حل میکرد و دکتر مهدی آردی مسوول حزب کمونیست کارگری وقت در وین و تعدادی دیگر از اعضای اتحادفداییان مانند فرشته وو  و در این خیانت در غلطیدند و  از هول حلیم در دیگ رژیم افتادند  این خیانت بزرگ اکثریت و حزب توده  انکار و فراموش  ناشدنیست ،  خدمات اطلاعاتی اکثریت و حزب توده از سرنگونی طلبها دوباره جایزه ایجاد کمپین یک ملیون امضا را برای آنها فراهم کرد در عین حالی که به کمک منصور اصانلو بهرقیمت سندیکای اتوبوسرانی را هم که خاتمی در توافقات قولش را داده بود تاسیس کردند ناگفته نماند که مصیبت و مجازات خیلیها با تشکیل این تشکلها در دستور کار رژیم فرار گرفت در جریان انتخابات 89 توده ایها و اکثریتیها با قول اینکه جنبش حمایت از خاتمی را در حمایت از موسوی بکار خواهند بست جنبش راه سبز را  را بوجود  آوردند  تا قدرت از دست رفته اربابان سابق یعنی خاتمی چی ها یا  اصلاح طلبها را دوباره به این بخش از حاکمیت برگردانند این قرار ها در مذاکرات توده اکثریتیها و اصلاحطلبان منجر به ایجاد وبسایت و تلاش زیر پوشش جنبش راه سبز شد . البته قول و قرارهای گذاشته شده نباید فراموش شود تاکید روی مبارزه مدنی و ضد خشونت از یکسو و نگاه داشتن نام مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا از سوی دیگر اصول پایدار این توافقات بوده است آخرین اقدام جنبش راه سبز تهیه لیستی از امضای 37 نفر از  لابیهای رژیم و نایاک در آمریکا تحت عنوان متخصصین و جامعه شناسان و اساتید دانشگاه است که بنا بر توافق بایستی مجاهدین را در لیست نگاه دارد ناگفته نماند که در این پروسه شییرین عبادی و تمام دست اندرکاران روز آنلاین  اعم از گنجی و کدیور و سروش و مخملباف و کیارستمی و گوگوش و بخشی از سلطنت طلبها هم با این جریان همراه شدند. دقیقا با تحلیل و تجزیه و تفهیم آنچه در بالا  آمد است که من این نوشته را در مورد برگزاری این بار سمینار در گوتنبرگ آغاز میکنم:

نمودهای عینی و ردپاهای جرس در سمینار:    

در اولین لحظه های ورود بخوبی این گرایش را ست را در تزیین سالن هم میتوانستی ببینی در گوشه و کنار و تمامی این سالن بزرگ و نیز سالن برگزاری  آثار هنری فقط یک پلاکارد کوچک سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی آنهم در زیر سن سالن که اصلا از هیچ زاویه ای بجز جلوی سن قابل رویت نبود چسبانده شده بود نکته مهم در این رابطه عدم ارایه علنی  پروتکل های بحثهای درونی و پاالتاکی گفتگوهای زندان برای بررسی برگزاری چهارمین گردهمایی آن بود بویژه اینکه افرادی مثل من که بطور انفرادی شرکت و یا اظهار علاقه به همکاری کرده بودند و از این تضاد و اختلافی  که بین خودشان روی داده و منجر به بایکوت این بار گردهمایی از طرف جناح رادیکال و انقلابی  و بخشی  از  برگزارکنندگان سمینار سوم و نیز بسیاری از مهمانانی که در آن سمینار شرکت کرده بودند  شده بود کاملا بی اطلاع بودند . انتخاب گل رز برای آفیش رسمی گردهمایی و نیز اختصاص یک مربع 2×2 به آویزان کردن این سمبل  که معمولا درصفحه اول نشریات توده و اکثریت چاپ میشود هم با تغییراتی در زاویه و ساقه از چشمها پنهان نبود  بویژه که گلهای دیگری هم میتوانست  بعنوان جایگزین حد اقل توهم زدایی کند

گردهمایی در بخش هنری این گردهمایی  با نمایش ویدیوهایی ازکار های منوچهر شهابی (یکی از مسوولین این بارکمیته هنری  که در گردهمایی قبلی فقط نقش شرکت کننده را داشت)  و پرستو فروهر با روسری  و توضیحات منوچهر شهابی آغاز شد که بصیر نصیبی با بصیرت خا ص خودش وابستگی این انتخاب را به جنبش راه سبز سیدی فورا افشا کرد

 د و اثر از بهروز حشمت از عناصر قدیمی راه کارگر که دوستی عمیق و شرکت فعالش در راهپیمایی های سازماندهی شده جرس یا جنبش راه سبز در وین چیز پنهانی نیست و کسانی که بخواهند میتوانند با جستجو در گوگل عکسها و فیلمهای تظاهرات سبزها در وین را ببینند که بهروز حشمت با دوچرخه قدیمیش آنان را همراهی میکند وی  از دوستان بهمن مقصودلو از اعضای  جندساله هیأت ژوری  فستیوال فیلم فجر یا بهتر ضجر در تهران  بوده است نیز به نمایش گذاشته شده بود

 البته که برنامه نیز مطابق آنچه که اعلام شده بود پیش  نرفت و تعدادی از مهمانان از جمله خانم گیسو شاکری هم که از ماهیت این بار برگزارکنندگان باخبر شده بود برای شرکت در این گردهمایی بقول معروف تره خرد نکرد و حتی پیامی هم نفرستاد .  نیروهای انقلابی و سرنگونی طلب سیاسی هم جای پیامهایشان به سومین گردهمایی در امسال خالی بود.

در همان روز افتتا حیه حضور افرادی ایرانی از طرف حزب سوسیال دمکرات و عفو بین  که الملل که وابستگیشان به سازمان ضد فداییان اکثریت  برای ساکنان گوتنبرگ محرز بود باعث اولین اعتراض از طرف رفیق حمید قربانی نماینده گرایش رادیکال  اتحاد سوسیالیستی کارگری شد که میزشان  در سالن ورودی قرار داشت . صحنه ای که روز دوم اتفاق افتاد  پرتاب یک دسته گل سنگین به صورت یک شرکت کننده شناخته شده دیگر اکثریتی از طرف یک خانم به نام مینا بود که مدعی بود که  این آقا به رفتن به سفارت و شرکت در انتخابات رژیم افتخار میکرده و نیز دست این خانم را که در تظاهرات سبزها که شعار مرگ بر رژیم میداده است را پیچانده و مجروح کرده است قابل ذکر است.

خانم الهه امانی در سخنانش بدرستی نکاتی را را در رابطه با گفتمان  تاوان ماورای غرامت مالی مطرح کرد و اینکه بعضی خسارات روحی و جسمی به زندانیان ماورای پرداخت هر غرامتی است و جبران  امکان پذیر نیست .

 خانم دکتر روانشناس نورایمان قهاری هم مانند سمینار پیشین اینبار  با عنوان جنبش دادخواهی و رویکرد روانشناسانه  بهبود  

جامعه آسیب دیده و فرد را در شعار نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم به نقد کشید ، احمد پوری بنمایندگی از لیلا قلعه بانی و کارزار بین المللی اهداف و فعالیتهای این جمع و لزوم همکاری خانواده های جان باخته را در رابطه با دادگاه فرضی راسل تشریح کرد ، از دیگر  نکات برجسته این سمینار شرکت شادی امین و شادی صدر با  پروژه   جنایت بی عقوبت، بررسی نتایج تحقیق درباره آزار و شکنجه جنسی زندانیان سیاسی زن بود آنها به تحلیل و توضیح پروژه با  بودجه 125 هزار یورویی آن سخن گفتند که شامل مصاحبه هایی با زنانی میشد که در زندانهای مجتلف ایران دچار آسیبهای جسمی و روحی بعد از تجاوز و شکنجه  شده بودند و تا بحال سکوت کرده بودند آنها اعلام کردند که  هنوز هم در پی یافتن منابع مالی دیگری و نیز افراد دیگری برای مصاحبه و ادامه این پروزه هستند ولی در مورد اینکه آیا از این بودجه کلان چیزی هم نصیب مصاحبه شوندگان میشود یا صرفا به وکلایی پرداخت میشود که بقول خودشان در صحنه قضایی بین المللی به دفاع از این آسیب دیدگان  اقدام خواهند کرد  اشاره ای نکردند

از نکات برجسته دیگر این سمینار سخنرانی رفیق سیروس کفایی همبند سابق خودم در فزل حصار بود که به درستی پیشنهاد ایجاد یک سندیکا از زندانیان سیاسی را داشت که با پشتیبانی دیگر سندیکاها موجب فشار به ارتجاع حاکم برای پرداخت غرامت به زندانیان و حداقل ضمانت تصویب ماده ای برای ادامه زندگی شرافتمندانه  وابستگان زندانی سیاسی خواهد شد  که متاسفانه با عدم استقبال دیدگاه راست حاکم بر سمینار روبرو شد.

بصیر صبق برنامه فیلمها سینمای در تبعید را در سالن سینما پخش و راجه به تک تک آنها بحث و توضیح میداد  در اینجا بایستی  بگویم که او هم از تحولات درونی گفتگوهای زندان بی اطلاع بود.

شاید غم انگیز ترین بخش شرکت من در این سمینار جدا از عدم استقبال نیروهای مترقی و انقلابی از آن  موضع گیری نه چندان مخفی شرکت کنندگان نزدیک به دیدگاه برگزارکنندگان بود که بطور مشخص از زبان عباس فضا ﺌلی  یا مظاهری مردی مسن که گفته میشد سالهای زیادی را در زندان شاه سپری کرده و از همردیفان بنیانگزاران مجاهدین بوده است بود و آنهم کاملا آشکار در نهارخوری شنیده شد که مجاهدین از رژیم بدترند و او موافق است که رژیم بماند ولی مجاهدین روی کار نیایند که با اعتراض شدید من در نهارخوری همراه بود که صریحا گفتم او دارد حرفهای رژیم را تکرار میکند البته که به طاق قبای بعضی ها خوش نیامد ولی من با شهامت و بلند اعلام کردم که حرفهای رژیم است. نفری بنام شاهین هم مدعی بود که او و حماد شیبانی کریم حقی را از اشرف نجات داده اند که منهم بنا بر وظیفه کمونیستی خودم با صدای بلند اطلاعاتی بودن کریم حقی مزدور را به شنوندگان آن جمع اعلام کردم گویی که جمعی را خوش نیامد ولی از حضور تعدادی از همشهریانم یعنی لرستانیها منجمله دکتر جان الفت بسیار خوشحال و احساس غرور کردم.  وی و چند لرستانی دیگر موضعی کاملا شفاف و متفاوت با جناح راست راه کارگر برگزار کننده اصلی این مراسم داشتند و در مقابل یاوه های افرادی که مجاهدین را بدتر از رژیم میشمردند با من همنظر بودند بویژه از اینکه مطلع شدم آنها به پژاک سمپاتی داشته و نظریات مثبت آن سازمان را در مورد مجاهدین بیان کردند دکتر جان الفت چند بار هم با تلویزیون نوروز متعلق پژاک  در رابطه با مسایل مختلف از جمله بهداشت و تندرستی مصاحبه داشته است.   

گردهمایی سراسری کشتار زندانیان سیاسی در گوتنبرگ با ارایه جمعبندی بعضی از میهمانان سخنران و با اعتراف به ناموفق بودن آن از سوی بعضی از همکاران کمیته برگزاری که مستقل و وابسته به جناح راست تشکیلات راه کارگر(شالگونی) و جنبش راه سبز جریانات  اصلی برگزارکننده سمینار نبودند  مانند دکتر یونس که بعنوان مسوول روابط عمومی  مسوولیت تماس با افراد و گره های سیاسی را برای دعوت به شرکت در سمینار به عهده داشت پایان یافت وی در این جلسه بیان داشت که با هر فرد یا جریان انقلابی که تماس گرفته فقط به او پاسخ داده اند که  در این گردهمایی که توسط عناصر و جریانات راست و اکثریتی  سازماندهی شده شرکت نخواهند کرد وی با تاسف اعلام کرد که حتی یک پاسخ مثبت هم دریافت نکرده است در موردی دیگر برخورد انتقادی جعفر از سخنرانان سمینار با عنوان اعدام نه و تنی چند از شرکت کنندگان در این جلسه از جمله من بود من  به عدم اطلاعرسانی بسنده به شرکت کنندگان در مورد هویت سیاسی برگزارکنندگان  و عدم  معرفی کمیته هنری با وجود اینکه  در امیلهای من به کمیته هنری از آنها درخواست کرده بودم که خودشان را با اسم معرفی کنند که نکردند و حضور پر رنگ  منوچهر شهابی از همکاران کمیته سلطانپور در اتریش به مسوولیت ناصر علیزاده   بود  توضیح اینکه این کمیته با سوء استفاده از نام سلطانپور کلاسهای زبان آلمانیشرا  که در نوع خودش از نظر مدت  تدریش و کمک مالی به پناهندگان کم نظیر بود در اختیار کسانی گذاشت که بیش از 95 درصد از آنان تواب شده و از سفارت امان نامه ورود به ایران دریافت کردند که خودش داستا نیست  که در زمان خودش توسط اعلامیه ای بنام جمعی از پناهندگان سیاسی در اتریش افشا شد البته به وابستگی  شناخته شده این فرد به اتحاد ضد فداییان خلق که در جرس تبلیغ موسوی و کروبی را در دستور کار دارند هم  باید اشاره کرد که بعد از دقایقی با هیاهو و جنجال که  وقت تمام است در واقع به من  اجازه افشای بیشتر جرس را ندادند شما در این آدرس میتوانید مسعود فتحی و فرزانه فتحی چریکهای دیروز و توده ای اکثریتیهای امروز را  با عنوان جرس یا جنبش راه سبز در وین در این آدرس ببینید

http://www.youtube.com/user/jonbesherahesabz?blend=11&ob=5#p/u/0/MzDWTvjU-m0

و نیز سوال من در رابطه با عدم تصویب جند اثر آماتوری سرامیک و نقاشی ام  روی پارچه معمولی و ابریشم راکه سانسور شد را در این آدرس ببینید:

 http://www.facebook.com/media/set/?set=a.1066156589105.9271.1681757271#!/photo.php?fbid=1179701187649&set=a.1066156589105.9271.1681757271&type=1&theater

و

 http://www.facebook.com/media/set/?set=a.1066156589105.9271.1681757271#!/photo.php?fbid=1262862706635&set=a.1066156589105.9271.1681757271&type=1&theater

و

http://www.facebook.com/media/set/?set=a.1066156589105.9271.1681757271#!/photo.php?fbid=1262879867064&set=a.1066156589105.9271.1681757271&type=1&theater

 

 

 و عدم دریافت هیچ پاسخی از کمیته هنری  و نیز جمعبندی و  پشتیبانی جند تن از برگزارکنندگان و مشوولان و نیز شادی صدر که با تحریف واقعیت معتقد بودند که این  سمینار از همه سمینار های گذشته هم موفقتر بوده بدون هیچ اظهار نظر و تحلیل مشخصی از جرس و بدون  سرود اینترناسیونال یا  هر سرود دیگری متناسب با سمینار البته نه با رضایت مسوولان برگزارکننده به پایان رسید در پایان بایستی از سرویس و خدمات این کمیته که در اختیار شرکت کنندگان گذاشته شد سپاسگزاری کرد من در همینجا از همایون ایوانی بخاطر تهییج افراد حاضر در مانع شدن از بیان انتقاداتم در جلسه پایانی تشکر میکنم و هنوز هم تصور اینرا ندارم که او و رفیق همخانه اش مژده ارسی گرامی  به جناح راست اقلیت یعنی اتحاد ضد فداییان خلق پیوسته باشند در همین جا از امیر جواهری با متانت و صبوری ویژه اش و علی دروازه غاری عزیز هم که در برگزاری این مراسم سنگ تمام گذاشته بودند تشکر میکنم وتوجه علی  را به این نکته جلب میکنم که رنگ سبز جناح رادیکال و سرنگون طلب ندارد که یک انقلابی سرخ را برای شرکت در تظاهرات مشترک جذب کند. با امید و آرزوی رادیکالیزه شدن جنبش اعتراضی و پرهیز و ایزوله همه نیروهای مماشاتگر و افشای همه آنها. شورش 14 سپتامبر

http://www.facebook.com/shooresh.lorestani

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
شورش لرستاني (ماني):



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.