شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۴ مه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

هراس خامنه‌ای از چيست؟
کار- سازمان فدائیان (اقلیت)

کار - سازمان فدائیان (اقلیت)

خامنه‌ای در نطق اخير خود که در روز نهم شهريور و به مناسبت پايان ماه رمضان ("عيد فطر") ايراد کرد، بار ديگر به طرح نکاتی پرداخت که نشان‌دهندۀ نگرانی عميق وی از تحولات و دگرگونی‌های کشورهای منطقه است. رهبر حکومت اسلامی اگرچه با اطلاق واژه "بيداری اسلامی" به جنبش‌های منطقه، سعی کرده است خود را استقبال کننده ی اين تحولات وانمود سازد، اما در عمق وجود خود از تحولاتی که کم‌ترين نتيجۀ آن سقوط ديکتاتورهای پيشين است، خواب و قرار ندارد. اين بی‌قراری و نگرانی را خامنه‌ای هرچند تلاش نمود در پسِ درازگوئی و بيهوده گوئی‌های فراوان و هميشگی خود پنهان و يا آن را ازاذهان شنوندگان دور سازد، اما در اين زمينه توفيقی نيافت.

يکی از محورهای سخنان خامنه‌ای، دعوت مسئولان کشور به اتحاد وهمدلی  بایکدیگر و اتحاد و همدلی آن‌ها با مردم بود. صرف‌نظر از اينکه "مسئولان کشور" چقدر به حرف‌های تکراری خامنه ای در مورد اتحاد و پرهيز از اختلاف بخواهند عمل کنند، همچنين صرف‌نظر از اينکه اکثريت عظيم مردم هيچ انگيزه‌ای برای اتحاد و همدلی با مسئولان جمهوری اسلامی و يا طرفداری از جناح‌های حکومتی ندارند و اساساً تمام اين جناح‌ها و کل رژيم را نفی می‌کنند، اما رهبر حکومت اسلامی، با اشاره به رويدادهای منطقه و حساس بودن شرايط‌، عمل به اين توصيه را نياز بزرگ و اصلی جمهوری اسلامی می‌داند. خامنه‌ای می‌گويد "امروز دنيا دارد يک بخش مهمی از تاريخ خود را می‌گذراند، ما بايد در اين بخش و در اين مقطع خيلی بهوش باشيم، خيلی مراقب باشيم، بفهميم چه کار داريم می‌کنيم. اگر بين خودمان کدورت‌ها و بددلی‌ها و بدجنسی‌ها و ناسازگاری‌ها وجود داشته باشد، نخواهيم توانست به وظايف بزرگی که متوجه ماست عمل کنيم".

خامنه‌ای تا اين جا حدودی از نگرانی‌های خود و رژيم‌اش را روشن می‌سازد. حرف وی اين است که در دنيا و منطقه، اتفاقات مهمی دارد می‌افتد. اين رويدادها ممکن است دامن جمهوری اسلامی را هم بگيرد. همه جناح‌ها و مسئولان جمهوری اسلامی بايد بهوش و مراقب باشند. اگر بر بستر نارضايتی و رويگردانی مردم از حکومت و بر بستر اختلاف‌های درونی که روز به روز تشديد شده است، اين تحولات و دگرگونی‌ها، سريع‌تر و آسان‌تر می‌تواند جمهوری اسلامی را نيز تحت تأثير قرار دهد و به آن تسّری يابد، پس همه مسئولان و جناح‌ها بايد سعی کنند در اين مقطع حساس تاريخی، بيشتر مراقب و هوشيار باشند به اختلافات دامن نزنند، کدورت‌ها را کنار بگذارند، اتحاد و همدلی داشته باشند، از گسترش دامنه نارضايتی در ميان مردم غافل نباشند و خلاصه از هرگونه عمل و يا اختلافی که می‌تواند زمينه‌ساز تأثير گذاری اين تحولات باشد پرهيز کنند.

خامنه‌ای اما در ادامه صحبت‌هايش و با پيش کشيدن انتخابات مجلس و طرح اين موضوع که دشمنان می‌خواهند از چالش انتخابات عليه امنيت جمهوری اسلامی سوء استفاده کنند، قدری بيشتر به اين موضوع نزديک می‌شود. وی می‌گويد انتخابات در جمهوری اسلامی اگرچه با کشت و کشتار همراه نبوده است، اما بالاخره يک چالش است و از همه می‌خواهد مراقب باشند اين چالش به امنيت جمهوری اسلامی صدمه وارد نکند. "انتخابات بايد پشتوانه امنيت ما باشد، نبايد اجازه داد اين چيزی که ذخيره امنيت است، پشتوانه امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد کند. ديديد، حس کرديد، از نزديک لمس کرديد وقتی را که دشمنان ما می‌خواهند از انتخابات عليه امنيت کشور سوء استفاده کنند، بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند".

صرف‌نظر از بازارگرمی خامنه‌ای برای انتخابات قلابی مجلس در اسفند سال جاری و تلاش وی برای سمت و سو دادن توجه و اذهان مردم، به جهتی که مطلقاً مورد علاقه و توجه آن‌ها نيست، اما تکيه مکرر خامنه‌ای بر "امنيت" کشور و اينکه "دشمنان" می‌خواهند از انتخابات عليه امنيت کشور سوء استفاده نمايند، نکته بسيار مهمی‌ست که توضيح علل نگرانی خامنه‌ای از تحولات منطقه و ارتباط آن با جمهوری اسلامی و بالاخره تأثير گذاری اين تحولات بر بستر شرايط داخلی جمهوری اسلامی را تکميل می‌کند. اگر از حشو و زوائد صحبت‌های خامنه‌ای صرف‌نظر کنيم و بخواهيم انگيزه هشدارهای مکرر وی به مسئولان جمهوری اسلامی برای مراقبت و هوشياری و به خطر افتادن "امنيت" آن در جريان انتخابات و در يک کلام علت نگرانی خامنه‌ای را دريابيم، مسأله به طور واقعی عبارت از اين است که خامنه‌ای شديداً نگران آن است که شعله‌ای از تحولات و دگرگونی‌های منطقه و بهار عربی زبانه کشان بر جمهوری اسلامی افکنده شود و بر بستر نارضايتی عميق توده‌ای و تشديد کشمکش و اختلاف در بالا، اين شعله به حريقی بزرگ تبديل شود. نگرانی اصلی خامنه‌ای از اين است که در يک لحظه معين که فرضاً می‌تواند موقع انتخابات مجلس باشد، توده‌های کارگر و زحمتکشی که بارها انتخابات نمايشی رژيم را آزموده‌اند و اعتقادی به رژيم و انتخابات قلابی آن ندارند و نه فقط از قبل آن را تحريم کرده‌اند، بلکه دارند آماده می‌شوند تا سهم خود را در تحولات و دگرگونی‌های انقلابی منطقه ايفا کنند، به‌جوشند و بپاخيزند و رژيم ديکتاتوری جمهوری اسلامی و رهبر آن را به گور بسپارند.

اين نگرانی و ترس، البته يک نگرانی و ترس واقعی‌ست. اکنون رژيم بعثی بشار اسد در سوريه جلوی چشم رژيم و خامنه‌ای قرار گرفته است. طرح اتحاديه اروپا برای تحريم نفتی سوريه، پيوستن ترکيه به اين کمپ که پيش از اين در نقش ميانجی ظاهر شده بود، اصرار دولت آمريکا به برکناری دولت بشار اسد و همه اين‌ها بر متن اعتراضات رو به گسترش و تداوم جنبش آزاديخوانه مردم سوريه که رژيم اسد را در يک قدمی سرنگونی قرار داده است، جمهوری اسلامی را نيز با تنگناهای بيشتر و جدیدتر و با معضلات جدی‌تری روبرو ساخته است. حوادث سوريه و چشم‌انداز تيره‌ای که در برابر يگانه دولت دوست و متحد جمهوری اسلامی قرار گرفته است نه فقط به انزوای بيش از پيش جمهوری اسلامی منجر خواهد گشت، بلکه با سقوط دولت بعثی سوريه، تمام نفوذ و سرمايه‌گذاری چندين ساله جمهوری اسلامی در ميان گروه‌های ارتجاعی حزب‌الله و حماس و امثال آن نيز برباد خواهد رفت. در حال حاضر نيز جمهوری اسلامی با هيچ يک از کشورهای منطقه و يا کشورهای همسايه خود مناسبات عادی و بی تنش ندارد. اين مناسبات نيز گاه بسيار تيره شده است. جمهوری اسلامی پيوسته به انزوای بيشتری رانده شده و حلقه محاصره بر آن تنگ‌تر و متحمل عقب نشينی‌های بيشتری شده است. چرخش موضع‌گيری جمهوری اسلامی نسبت به رويدادهای سوريه، نمونه اين عقب نشينی و نه از روی ميل و انتخاب، بلکه برخاسته از شرايطی‌ست که به زيان آن رقم خورده است.

بديهی‌ست که اين رويدادها، رژيم جمهوری اسلامی و رهبر آن را سخت نگران و بيمناک سازد. اما اگر شرايط اقتصادی و وضعيت داخلی رژيم خوب بود، اگر تضادهای نظم حاکم با توده‌های مردم به اين حد تشديد نيافته بود و اگر کشمکش و اختلاف در بالا و شکاف در دستگاه حکومتی، تا به اين اندازه تشديد و تعميق نيافته بود، تمام اين اقدامات و تحولات فقط تا حدود معينی می‌توانست موجب نگرانی و بيم و هراس جمهوری اسلامی و سران آن گردد. بر بستر شرايط به غايت وخيم اقتصادی، تشديد تضادها و نارضايتی عميق توده‌ای است که اما اين تحولات و دگرگونی‌ها، به هراسی مرگ‌بار برای رژيم و رهبرآن خامنه‌ای تبديل شده است.

بحران اقتصادی بيش از پيش تعميق يافته است. قيمت کالاها و خدمات، به ويژه پس از اجرای قانون حذف سوبسيدها و آزادسازی قيمت‌ها به نحو کم سابقه‌ای افزايش يافته است، نرخ تورم بنابه آمارهای رسمی به حدود ۲۰ درصد رسيده است. نرخ تورم بطور واقعی حدود ۳۰ درصد است. رکود در بخش توليد ادامه يافته و تشدید شده است. صدها کارخانه و واحد توليدی دچار بحران هستند. ۵۰ درصد واحدهای توليدی يا تعطيل شده‌اند و يا در شرف تعطيل‌اند.بقيه واحدهای توليدی و صنعتی با کمتر از ۳۰ درصد ظرفيت خود مشغول به کارند. سرمايه‌گذاری‌ها به ويژه در بخش نفت و گاز کاهش يافته است. شرکت‌ها و دولت‌های خارجی به خاطر تحريم‌ها، از سرمايه‌گذاری و مشارکت در طرح‌های مربوط به نفت و گاز خودداری می‌کنند. حتی شرکت‌های نفتی روسی و چينی نيز از انعقاد قرارداد با دولت ايران خودداری کرده‌اند. بنابه گزارش سازمان بازرسی کنگره آمريکا (جی ای او) تنها از ابتدای سال جاری ميلادی تا پايان ماه مه، از ۴۳ شرکت خارجی و فعال در صنايع نفت و گاز و پتروشيمی، ۲۷ شرکت فعاليت خود را به کلی قطع کرده‌اند. نرخ رشد به صفر و زير صفر سقوط کرده است. تحريم‌های اقتصادی علاوه بر ايجاد محدوديت در سرمايه‌گذاری خارجی، راه ورود تکنولوژی و تجهيزات مورد نياز صنعت نفت و گاز را نيز محدود ساخته و مشکلات جدی برای اين صنايع و توسعه کمی و کيفی آن ايجاد کرده است. استفاده از تجهيزات و تکنولوژی غير استاندارد و قديمی در اين بخش، گاه فاجعه آفريده است. فاز سوم پالايشگاه آبادان که قرار بود برای توليد بنزين مورد بهره برداری قرار بگيرد، در جريان افتتاح آن، با آتش سوزی مهيب و کشته شدن چند نفر از پرسنل آن همراه شد.

از سوی ديگر به رغم تبليغات کر کننده رژيم پيرامون ايجاد اشتغال، بر تعداد بيکاران روز به روز افزوده شده است. هر روز دسته دسته از کارگران اخراج و بيکار می‌شوند. در ظرف چهارسال گذشته به عنوان نمونه تنها در عسلويه، ۵۲ هزار نفر اخراج و تعداد شاغلين در این بخش  از ۶۰ هزار به ۸ هزار نفر کاهش يافته است. جمعيت بيکاران به بالای ۷ ميليون و نرخ بيکاری به بالای ۲۰ درصد رسيده است.

توليد نفت و گاز نيز کاهش يافته و حتا نفت و گاز توليد شده نيز با مشکل فروش روبرو شده است. گزارش اوپک در سال ۲۰۱۰ حاکی از آن است که ايران اندک اندک جايگاه پيشين خود را به عنوان دومين صادر کننده نفت عضو اوپک از دست ميدهد و کاهش توليد و صدور نفت ايران را ساير کشورهای عضو اوپک جبران کرده‌اند. از سوی ديگر به دليل تحريم‌ها و مشکلاتی که از اين ناحيه در مبادلات ارزی برای جمهوری اسلامی ايجاد شده است، وصول ده‌ها ميليارد دلار نفت فروخته شده را از جمله به چين و هند که مشتريان عمده خريد نفت ایران محسوب می‌شوند، با مشکل روبرو ساخته است. با توجه به اين موضوع که بیش از نیمی از درآمد ارزی دولت و حدود ۶۰ درصد بودجه عمومی از محل صادرات نفت خام تأمين می‌شود، روشن است که کاهش توليد و صدور نفت و درآمدهای حاصله، آسيب‌های جدی بر اين شاهرگ حياتی رژيم وارد می‌شود و معضلات و بحران اقتصادی را بيش از پيش تشديد می‌کند.

کسی نمی‌تواند اين واقعيت را انکار کند که تمامی تلاش‌های جمهوری اسلامی و جناح‌های آن برای غلبه بر بحران اقتصادی با شکست کامل روبرو شده و اين بحران نه تنها تعديل نيافته بلکه پيوسته عميق‌تر شده است. کوشش‌ها و توصيه‌های خامنه‌ای برای توقف و کاهش تنش و اختلاف در بالا نيز به نتيجه نرسيده است. عواقب بحران اقتصادی و سياست‌های رژيم در اين زمينه، فقر و فلاکت و بدبختی بيشتری را بر توده‌های مردم ايران تحميل نموده و شرايط اقتصادی و معيشتی آن‌ها را دائماً دشوارتر ساخته است. افزون بر اين‌ها و به رغم سرکوب‌های شديد، دامنه نارضايتی توده‌ای بيش از پيش گسترش يافته و به حد انفجار نزديک‌تر شده است. در يک کلام، سوای شرايط خارجی و اوضاع جهانی که پيوسته به زيان رژيم رقم خورده است، شرايط و اوضاع داخلی آن نيز پيوسته به زيان حاکميت وخيم‌تر شده است. اين است آن شرايط حساسی که خامنه‌ای چپ و راست به آن اشاره می‌کند و به "مسئولان" هشدار می‌دهد. بر بستر اين شرايط است که تحولات و دگرگونی‌های منطقه، رژيم جمهوری اسلامی و ديکتاتور اول آن خامنه‌ای را به هراسی مرگ‌بار افکنده و او را سخت نگران "امنيت" نظام ساخته است. سقوط يک به يک ديکتاتورها، بيداری توده‌های منطقه و مردمی که ساليان دراز در زير يوغ استبداد و خفقان و ديکتاتوری به انقياد کشيده شده و در سکون به سر می‌بردند اما اکنون به پا خواسته‌اند و سعی می‌کنند خود را از بند جور و ستم و استبداد رها سازند و به نان و آزادی برسند، البته نمی‌توانست رژیم ديکتاتوری حاکم بر ايران را نگران و بيمناک نسازد. بيداری مردم منطقه و پی‌بردن به اين واقعيت که آن‌ها قادرند ستمگران و زورگويان و ديکتاتورها را به زير بکشند و به زباله دان تاريخ بسپارند، نمی‌توانست و نمی‌تواند ستمگران و زورگويان و استثمار کنندگان حاکم بر ايران را که بيش از سه دهه با اعمال سرکوب و سرنيزه حکم روائی کرده‌اند، نگران و بيمناک نسازد. به ويژه آنکه اين بيداری و روی آوری توده‌های مردم منطقه – خصوصاً در تونس و مصر- به انقلاب و مبارزه برای کار و نان و آزادی، ضربه بزرگی بر اسلام‌گرائی و بنيادگرائی اسلامی که حکومت اسلامی از سردمداران اصلی آن محسوب می‌شود نیز وارد ساخته است.

اين‌هاست فشردۀ علل اصلی بی‌قراری و هراس خامنه‌ای!

نشریه کار شماره ۶۰۴ – سال سی‌وسوم – نیمه اول شهریور ۱۳۹۰

سازمان فدائیان (اقلیت)

منبع: کار - سازمان فدائیان (اقلیت)، شماره 603، نیمه اول شهریور 1390





در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.