شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۲۰ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چرا باید لایه های محروم جامعه باشند
تا تغییری به وجود آید؟

کورش عرفانی

کورش عرفاني

می توان باز و بار دیگر در پی ساختن «اتحادهای» چند ده نفری خارج کشوری متشکل از سیاستکاران قدیمی با متوسط سنی 70 سال بود و می توان هم در پی پخش نوشتارهای چاپ شده در مورد «خودسازماندهی کارگران بیکار شده» در تجمعات کارگران اخراجی در کارخانه چیت ری و امثال آن بود. این دو انتخاب است که به صورتی روشن و واضح خود را از هم تفکیک می کند. مغلطه بازی در مورد این که این دو هم به صورت «دیالک تیکی» به هم مرتبط است و قابل جدایی نیستند کار چندان سازنده ای نیست. همه چیز به همه چیز می تواند ربط پیدا کند، اما واقعیت از قانومندی های مشخصی پیروی می کند که دست یافتنی هستند.

در حالی که اکثریتی در آن چه «اپوزیسیون» نامیده می شود سخت مشغول امر اول هستند و تصور می کنند از امامزاده یک «اتحاد» میان نیروهای فاقد هر گونه پیوند با لایه های سرنوشت ساز جامعه معجزه ای حاصل خواهد شد، عده ای دیگر در صدد هستند که راه های چاپ و انتشار آموزش های سازماندهی دانشجویی، کارگری و بیکاران را در تهران و مشهد و کرج و اصفهان و کرمانشاه.... بیابند و عملی سازند. تجربه و عقل عمل گرا نشان می دهد که راه نخست فقط برای سرگرمی خوب است و مسیر دوم در راستای ایجاد یک حرکت سرنوشت ساز در جامعه می باشد.

قیام تیر 1378 و جنبش سبز در 1388 نشان داد که عقب نشینی رژیم جمهوری اسلامی از طریق حرکت هایی که بدنه ی اصلی آن را طبقه ی متوسط تشکیل می دهد ناممکن است. این رژیم از درجه ای از سرکوبگری برخوردار است که لطافت روح جمعی حاکم بر جوانان طبقه ی متوسط توان تصور و تحمل و برخورد عملی برای مقابله با آن را ندارد. رژیم نیروهای سرکوبگر خود را در میان لایه هایی از جامعه می یابد و آنها را با چنان فرهنگ انسان ستیزی تربیت می کند که پایه های روانشناسی اجتماعی و فردی اعضای طبقه ی متوسط در ایران قدرت ایستادگی مقابل آن را ندارد و به سرعت در مقابل هجوم بی رحمانه ی سرکوبگران فرو می پاشد. هر چه برخی لایه های جامعه بیشتر به سوی درونی کردن رفتارهای مدنی رفته اند رژیم وجه ضد مدنی رفتار ماموران خویش را تقویت کرده است. این عدم تناسب نگاه به فرد و انسان و درد راز موفقیت سرکوبگران و عدم موفقیت طبقه ی متوسط است.

وقتی مقایسه می کنیم آن چه را که رژیم جنایت پیشه ی اسد در سوریه و یا ارتش علی عبدالله صالح در یمن بر سر معترضین آورد با آن چه در فاصله خرداد 88 تا دی ماه آن سال در ایران گذشت، به این واقعیت ساده ی جامعه شناختی پی می بریم که جوانان طبقه ی متوسط در ایران فاقد قدرت روحی و عملی لازم برای برآمدن از پس ماشین سرکوب بی رحم و خشن جمهوری اسلامی بوده و از پس آن برنیامده و نخواهند آمد. اما این واقعیت تکنیکی تنها نکته ای نیست که ضرورت حضور لایه های اجتماعی دیگر در جنبشی سرنوشت ساز را یادآور می شود. در کنار این باید به وجه جمعیتی جنبش نیز پرداخت.

نگارنده در طول دو سال گذشته بارها سه محدودیت جنبش سبز را یادآور شده است: محدودیت جغرافیایی: تمرکز اکثریت اعتراضات در مناطق شمال شهر. محدودیت اجتماعی: حضور تنها بخشی از لایه های طبقه ی متوسط در حرکت. محدودیت مطالباتی: تمرکز شعارها بر روی برخی خواست های مدنی و سیاسی و غیبت مطالبات اقتصادی.

این محدودیت ها را اما نمی توان به صورت مصنوعی از میان برد. نیاز به یک فرایند واقعی و گسترده دارد که موجب حضور داوطلبانه و وسیع نیروهای اجتماعی وسیع تر که متعلق به لایه های اجتماعی پایین طبقه ی متوسط هستند بشود. اما چگونه؟

این نیروها از چند مسله رنج می برند: نخست عدم آگاهی اجتماعی و طبقاتی فرموله شده و مشترک میان جمع کثیری از آنها. دوم نداشتن دانش درباره چگونگی کلید زدن، ادامه دادن و پیش بردن اعتراضات و مبارزه ی جمعی. سوم: نداشتن هیچ گونه بستر سازمان یافته برای گردهم آیی و کار جمعی هدفمند. چهارم: اسارت در چنبره ی بسته فقر مادی و فقر فرهنگی با توجه به سلطه ی عظیم و برنامه ریزی شده مذهب از نوع حکومتی و مسخ آفرین آن. با نگاهی به این عوامل – که یگانه علت های انفعال این بخش از جامعه نیستند- در می یابیم که انتظار این که همه ی این مشکلات و کمبودها به صورت خودجوش و مکانیکی برطرف شود و نیاز به هیچ کار مشخص و برنامه ریزی شده از جانب نیروهای آگاه و سازمان یافته ی جامعه نباشد قدری کاذب است. به عبارت دیگر، در چارچوب پدیده های اجتماعی هیچ معجزه ی خود به خودی روی نمی دهد. رخد ادهای اجتماعی مهم همیشه براساس یک بستر مناسب و بعد هم بر مبنای عقل و اراده و کوشش بازیگران اجتماعی و یا سیاسی به صورت هدفمند شکل می گیرد.

بر این اساس، وارد شدن محرومان به صحنه ی مبارزات اجتماعی جز از طریق آگاه سازی آنها، تجهیز این آگاهی به دانش مبارزاتی، ترویج سازماندهی و نیز پرهیز از فشار و هدایت گری برون طبقاتی ناممکن خواهد بود. طبقه ی محروم که لایه های فراوانی در خود دارد دارای استعدادها و توان هایی است که باید براساس یک فرایند ارادی متبلور شود؛ دقت کنیم که در اینجا ارادی با خود به خودی فرق دارد. کلید فعال شدن این اراده توسط کنشگران جامعه زده می شود. کنشگرانی که خود ممکن است از طبقه ی محروم هم نباشند، اما از این نکته اطمینان خاطر کرده اند که این با «خودرهایی» طبقه ی محروم است که «رهایی» کل جامعه میسر می شود. به عبارت دیگر، یا تمامی طبقات و قشرهای جامعه در اسارت باقی می مانند و یا همه این طبقات و قشرها به واسطه ی ورود طبقه ی محروم در جامعه به سوی رهایی می روند. اما چرا این طبقه این قدر مطرح است؟

نخست به دلیل کمیت آن. در کشورهایی مثل ما، محرومان، یعنی کسانی که از داشتن حداقل های یک زندگی مناسب محروم شده اند، اکثریت جامعه را تشکیل می دهند. در نتیجه بدون حضور آنها نیروی کافی برای مبارزه ای تمام کننده وجود ندارد. دوم به دلیل کیفیت آن است. اعضای طبقه ی محروم جامعه، به خاطر زندگی سخت و طاقت فرسای خویش، از توان جسمی و روحی قویتری در یک رویارویی اجتماعی سخت و سهمگین برخوردار هستند. یعنی می توانند دشواری های ناشی از بی رحمی و خشونت سرکوب را تحمل کنند و در مسیر هدف خویش جا نزنند. پایدار و استوار و با روحیه ای تهاجمی ماشین سرکوب رژیم را در هم شکنند. و سوم، به دلیل ضرورتی است که برای حضور این طبقه احساس می شود. ضرورتی برخاسته از این درک تاریخی مشخص که هر گاه که ستمدیدگان و محرومان به یاری خویش رهایی خود را به دست نیاورند همچنان در بند خواهند ماند. اگر قرار است که یک بار از این دور تسلسل بیرون رفته و به سوی تغییر بنیادین میل کنیم، چاره ای نیست جز این که این طبقه به آگاهی و سازماندهی مجهز شود و با هدف دگرگونی ساختاری به میدان آید و خود نیز این دگرگونی را نظارت و مدیریت کند. به عبارت ساده تر برای یک بار هم که شده بحث رهایی طبقه ی محروم باید به گفتمان و به واقعیت خودرهایی طبقه ی محروم تبدیل شود.

بدیهی است که برای شکل گیری چنین افقی از تغییرگری لازم است که کنشگرانی به یاری طبقه ی محروم روند که قصد «رهبری» و هدایت و آقابالاسری این طبقه  را ندارند. یعنی رویای بهره بری ابزاری از قدرت کمی این محرومان برای پایین کشیدن یک رژیم و بنیان گذاشتن رژیم مطلوب خود را نداشته باشند. انسان هایی به راستی آزاده و فرهیخته که می دانند دور باطل تاریخ طبقاتی، چه در ایران و چه در هر جامعه ی دیگری، زمانی خواهد شکست که عده ای به طبقه ی محروم یاری دهند تا ابزارها و زمینه های لازم برای خودآزادسازی را بیابد و رهایی درازمدت خویش را از بندهای ترس، جهل و فقر سازماندهی کند. این کنشگران آزاده، با مهار غرایز طبقاتی خویش موفق به خلاص شدن از بختک هوس و آرزوی رهبری کردن «توده ها» شده اند و به همین دلیل وظیفه ی خویش را در یاری رسانی به خودرهایی محرومان تعریف می کنند و نه در رهاسازی محرومان. آنها با تمام توان سعی می کنند که سواد و دانش و آگاهی و روشنگری را میان محرومان ترویج کنند، آنها را در عرصه های سازمان یابی و کار جمعی آموزش دهند و هر گونه حمایت مادی و غیرمادی برای رشد کیفی کار مبارزاتی ستمدیدگان را فراهم کنند. اما دقت این کنشگران آزاده بر این است که در این مسیر سخت و طولانی هرگز دچار این انحراف تخریب گر نشوند که هوس رهبری کردن محرومان را به خود راه دهند.

اگر لایه های محروم جامعه بدانند که چرا باید مبارزه کنند و بدانند که چگونه باید مبارزه کنند بخش مهمی از کار انجام شده است. وقتی آنها در مسیر مبارزه گام بر می دارند از طریق تجربه و دانشی که به تدریج کسب می کنند توانایی های مناسب مدیریتی را برای شرکت در فرایندهای تصمیم گیری می یابند. این امر آنها را قادر به اعمال نوعی مدیریت مردمی در سطوح خرد وکلان خواهد کرد. این تنها با نهادینه شدن این فرایندهای مدیریتی است که دمکراسی، آزادی و عد الت اجتماعی به طور ساختاری و دیرپا در جامعه ی ما مستقر خواهد شد.

تشکیل جمع های کاری، انجمن های محلی، شوراهای کاری، شبکه های اجتماعی محدود و غیرمجازی، اتحادیه های صنفی و سازمان های غیر دولتی برخی از روش های کاری مناسب است که باید میان این لایه های محروم ترویج داد. اما نخست باید با آگاه سازی آنها را به مرحله ی درک ضرورت این کارها رساند. روش ها و ابزارهای فراوانی در اختیار است تا بتوان این کار را انجام داد، هم در ارتباط مستقیم و هم ارتباط غیر مستقیم. آن چه ضروریست باور به این کار است و سپس بهره بردن از شجاعت و خلاقیت برای حضور میان لایه های محروم جامعه و تلاش سازمان یافته برای مجهز ساختن آنها به آگاهی و دانش مبارزاتی.

کورش عرفانی

**

www.korosherfani.com

19 August 2011

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.