شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تقصیر گنجی یا شریعتمداری

رجانیوز

يادآوري يك برخورد دوگانه به بهانه تحريف نظر امام در مورد مسجد جمكران؛

تقصیر گنجی نیست که به امام توهین کرده، تقصیر کیهان است که منتشر نموده!

وحید خضاب: در فروردین 1379، کنفرانسی در برلین با عنوان "ایران پس از انتخابات [مجلس ششم]" برگزار شد که برخی از عناصر شاخص اصلاح طلب و طیف موسوم به روشن فکری دینی در آن حضور داشتند. اینکه درخود آن کنفرانس چه گذشت بحثی دیگر است، اما در حاشیه آن کنفرانس اتفاق مهمی رخ داد که می توان با قرار دادن آن در کنار اتفاقات خود کنفرانس و با توجه به آنکه شرکت کنندگان در کنفرانس خود را "سفیر اصلاحات" می خواندند، به عمق بسیاری از مطالب پی برد.

مصاحبه گنجی با نشریه آلمانی

آن اتفاق مهم مصاحبه اکبر گنجی (عنصر شاخص و خط دهنده اصلاحاتیان) با نشریه آلمانی «تاکس سایتونگ» بود. این نشریه، مصاحبه مزبور را با تیتر «عاقبت [امام] خمینی در موزه تاریخ است»، منتشر كرده بود.

گنجی در بخشی از این مصاحبه صریحاً خود و هم طیف های خود را در کنار امثال منافقین و سلطنت طلب ها و دیگر محاربین قرار داده و با توهین به انقلاب و مردم انقلابی گفته بود: «ما همان سال های اول انقلاب فهمیدیم كه این راه به دموكراسی ختم نمی شود. لیكن احتیاج به زمان زیاد و طولانی وتئوری بود تا بتوان این اطلاعات را عملی كرد.

ما با یك حركت روشنفكرانه از داخل ایران شروع كردیم تا این افكار را ترویج دهیم لیكن تعداد زیادی از دوستان من محبوس و اعدام شدند. این حركت رفرم حدود 15 تا 16 سال پیش شروع شد و اكنون اولین میوه های خود را می دهد.»

او در این مصاحبه همچنین به تفسیرهای التقاطی از دین و ارائه تصویری لیبرال پسند از آن پرداخته بود ولی آنچه بیش از همه مهم بود فرازی از صحبت های وی بود که گفته بود: «وقتی یک متفکر واقعیات زندگی مردم را درک نکند و عقب بیفتد در انبارها و موزه ها قرار خواهد گرفت... ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد.

خمینی دیگر وجود ندارد، آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ‌کس نمی تواند جلوگیری کند. این یک تکامل تاریخی است.

دکتر شریعتی نیز به سرنوشت خمینی دچار شده که عقاید او در حرکت امروز اصلاح طلبی دیگر جایی ندارد و نقشی بازی نمی کند. اما ما دکتر را به خوبی در خاطرات  خویش نگه می داریم.»

روشن گری کیهان و فشار افکار عمومی بر تجديدنظرطلبان

پس از این، روزنامه کیهان (که در همان زمان، پشت پرده بسیاری از رفتارهای تجديدنظرطلبان را روشن کرده بود) وارد عرصه شد و در این رابطه نیز دست به روشن گری زده و مصاحبه گنجی را بدون دخل و تصرف منتشر کرد.

اما افرادي که می گفتند "دانستن حق مردم است" شروع به جنجال و جوسازی كرده و به این کار کیهان معترض شدند. اما مردم که اخبار واقعی کنفرانس برلین را در نشریات ارزشی خوانده بودند، با مطالعه این مصاحبه بسیار برافروخته تر شدند.

تلاش تجديدنظر طلبان برای تبرئه خود

فشار افکار عمومی بر حاضرین در آن کنفرانس و خصوصاً اکبر گنجی موجب شد که دو کار از طرف آن طیف صورت گیرد. کار اول آنکه خود گنجی در مصاحبه ها و نوشته هایی ظاهراً به تکذیب آن مصاحبه پرداخت و دیگر نشریات زنجیره ای نیز این تکذیب ها را به تیتر خود تبدیل كردند. اما در متن همان تکذبیه ها مشخص بود که گنجی تنها تیتر انتخاب شده توسط روزنامه آلمانی را تکذیب کرده است نه سخنان خود در مصاحبه را (برای مثال رجوع کنید به روزنامه صبح امروز، 24 فروردین 79، صفحه 16).

اکبر گنجی همان تکذبیه ها را برای نشریه آلمانی هم فرستاد. توضیحی که نشریه آلمانی هم پس از آن منتشر کرد، و در روزنامه صبح امروز 28 فروردین 79 نیز چاپ شد مؤیّد آن بود که گنجی تنها تیتر این مصاحبه را تکذیب كرده است، نه اصل سخنان خود را.

کار دوم طیف تجديدنظر طلب هم آن بود که برخی شخصیت های به ظاهر موجه آنان (نظیر مجید انصاری) وارد صحنه شدند و به تطهیر گنجی پرداخته و شروع به توهین به کیهان نمودند.

ورود مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه

اما همه این کارها، به دلیل آشنایی مردم با افکار این طیف (که در روزنامه های آنان در داخل کشور هم منتشر می شد)، نمی توانست از فشار افکار عمومی بر طیف تجديدنظر طلب و "سفیران" آن بکاهد. بنابراين، در اینجا بود که پرده ای دیگر نمایان شد و آن ورود تمام قد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه برای دفاع از گنجی و تطهیر او بود.

این مؤسسه در تاریخ 29 فروردین 79  نامه ای به روزنامه کیهان نوشت و طی آن به افشاگری کیهان راجع به سخنان گنجی اعتراض كرد.

تنظیم کنندگان این نامه چنین جلوه داده بودند که گنجی مطالب آن مصاحبه خود را تکذیب کرده است، بنابراين، چاپ آن مصاحبه در کیهان کار درستي نبوده است. این در حالی بود که گنجی فقط تیتر مصاحبه را تکذیب کرده بود. در این رابطه در آن نامه آمده بود: «بازگویی و درج عین اظهارات موهن یک نشریه آلمانی [نه یک تجديدنظر طلب ایرانی!] در صفحه اول روزنامه کیهان سه شنبه 23 فروردین 79 (که متعاقباً بیان مطالب منتشر شده در نشریه مزبور از سوی مصاحبه شونده تکذیب گردیده) مایه تأسف است. مطمئناً افشاگری و نه حتی انگیزه های خیرخواهانه نمی تواند توجیهی مناسب برای اشاعه سخنان نامربوط و موهن که قلوب پیروان حضرت امام خمینی(ره) را جریحه دار می سازد، باشد.»

نکته برجسته در این نامه آن بود که گویی همه تقصیرها در وهله اول به گردن کیهان (به عنوان روزنامه ای که فقط عین مطالب را نقل کرده بود) و در وهله دوم به گردن روزنامه آلمانی بوده است و تنها کسی که در اینجا نقشی نداشته، گوینده آن سخنان است!

تنظیم کنندگان این نامه در ادامه به جای محکوم کردن "اهانت به مقدسات" توسط "سفیر ساختارشكنان"، افشای اهانت به مقدسات را موجب "حریم شکنی" دانسته و نوشته بودند : «نخستین اثر این گونه نقل ها و افشاگری ها شکستن حریم های مورد احترام جامعه اسلامی و عادی ساختن خلاف گویی ها و اهانت به مقدسات است.»

جالب آنکه مسئولان این مؤسسه که به خود به جای عمل به وظیفه قانونی شان در محکوم کردن این سخنان و یا حتی پی گیری قضایی این سخنان، افشا کنندگان آن را (که تنها به وظیفه خود عمل کرده بودند) محکوم کرده و در عوض، وظیفه قانونی خود را از آنها مطالبه نموده بودند: «انتظار داریم در نقل قول هایی از این دست دقت بیشتری نموده و به جای ترویج و اشاعه عین اظهارات توهین آمیز مراتب را از طریق مجاری و مراجع قانونی پی گیری نمایید.»

این موضع گیری صریح مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام فقط نمونه ای بود از برخوردهای این مؤسسه با دلدادگان به امام و نمونه ای بود از حمایتش از توهین کنندگان به ایشان.

سکوت حمایت آمیز مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در قبال دیگر توهین کنندگان به امام

این چنین موضع گیری هایی از طرف این مؤسسه در حالی صورت می پذیرفت که مسئولان آن در قبال توهین های مکرر به حضرت امام در نشریات زنجیره ای اصلاحاتیان هیچ سخنی ابراز نمی کردند.

«انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.» (عباس عبدی، هفته نامه راه نو، شهریور 77)؛ «بعد از انقلاب، شاه مستبد، رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.» (ابراهیم یزدی، هفته نامه آبان، فروردین 78)؛ «دشمنی تمام دنیا با ما، انبوه مشکلات اقتصادی جوانان، بی پولی و بی کاری، ثمره سال ها شعار تند و تو خالی و پیش پا افتاده دوران انقلاب است.» (الهه اقراریان، فرزانه ناطقی نژاد، زینب نوحی، هفته نامه پیام هاجر، 78/8/25، صفحه 4)؛ «پس از انقلاب نیز، آمریت کهنه دوره شاهنشاهی باقی مانده و افراد کم سواد، سر کار آمده اند و کهنه پرستی همچنان رواج دارد.» (مجید شریف، هفته نامه آبان، 78/9/13، صفحه 7)؛ حکومت روحانیان، عامل عقب ماندگی جامعه است همچنان که اروپا در قرون وسطی به خاطر حکومت روحانیان دچار خرافه پرستی و مذمت کار شده بود.» (علیرضا دست افشان، روزنامه خرداد، تیر 78)؛ «جریان کسروی و حکمی زاده قمی، اصلاح طلب بودند و امام و شهید نواب صفوی، خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.» (سهراب بهداد، روزنامه نشاط، اسفند 77)؛ «امام، نهضت آزادی را چون فرزندان خویش می دانست و بحث خودی و غیر خودی را مطرح نکرد و همه گروه ها را به طور نسبی تأیید می کرد.» (مجتبی لطفی، روزنامه خرداد، مهر 78)؛ «اعدام منافقین در پایان جنگ، مستند شرعی نداشت.» (فرج الله الهی، هفته نامه آوا، 78/8/4، صفحه 6)؛ «دخالت در سیاست از حقوق شهروندی است و امام خمینی هم نمی تواند کسی را از این کار منع کند. نامه 1/6 امام در صحیفه نور نیامده و نظر امام محسوب نمی شود.» (عمادالدین باقی، هفته نامه پیام هاجر، اسفند 77)؛ «عزل آقای منتظری اشتباه بود و هم اکنون صحت همه ایرادات ایشان، برای همه روشن شده است.» (رضا علیجانی؛، آزادی یا توطئه، صفحه 79 به نقل از مجله ایران فردا)
این مطالب، همه در نشریات زنجیره ای در همان وقت منتشر شده بود ولی این مؤسسه هیچ موضع گیری کوچک و حتی تلویحی هم در محکومیت توهین به امام ننموده بود؛ و این از مؤسسه ای که عمادالدین باقی (رفیق صمیمی اکبر گنجی و از گردانندگان نشریات زنجیره ای دوره اصلاحات) جزو همکاران آن بود، عجیب نیست.

اگر این چنین سخنانی (که نمونه هایی بسیار اندک از آنها در بالا ذکر شد و امثال آن در نشریات «سال های طلایی دوم خرداد» -به قول صادق زیبا کلام- فراوان یافت می شد) از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام محکوم شده بود، کسی جرأت نمی کرد به این فکر کند که العیاذ بالله امام را به موزه بسپارد؛ چرا که از قدیم گفته اند حرمت امام زاده را باید متولی اش نگه دارد.

اين در حالي است كه نه تنها مؤسسه تنظيم و نشر به وظيفه و مأموريت اصلي خود كه براي آن تشكيل شده و از بيت‌المال بودجه ميلياردي دريافت مي‌كند، عمل نمي‌كند بلكه بعضا به مدافعان حريم امام مانند نمونه‌ي بالا يا نمونه 16 آذر 89 (اعتراض به صداوسيما به‌دليل انتشار تصوير جسارت به عكس امام) حمله مي‌كند و در برخي موارد نيز خود رأساً‌ انديشه‌هاي امام را تحريف مي‌كند (نمونه‌ي اخير مصاحبه رضوي يزدي در مورد مسجد جمكران)

گزارش مرتبط:

تبدیل موسسه تنظیم و نشر آثار امام به موسسه تحریف و تکذیب آثار امام!

منبع: رجانیوز، 20 خرداد 1390




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
رجانیوز:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.