شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸ - ۲۰ ژانویه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

Евгений Онегин یوگنی ‌آنه ‌گین شاهکار الکساندر پوشکین

همنشين بهار

یوگنی‌آنه‌گین [۱] رمان شعرگونه الکساندر پوشکین[۲]بنیانگذار ادبیات نوین روسی است.

این داستان منظوم شاهکار پوشکین است و او به مدّت هشت سال روی آن کار کرد. در موسیقی و ادبیات و فیلم تاثیر زیادی گذاشته و مردم عادی نیز به موضوع آن توجه داشته‌اند.

رُمان هفت هزار خطی یوگنی‌آنه‌گین که شخصیت خود پوشکین را هم در ورای چهره قهرمانش نمایان می‌سازد، مانند جنایت و مکافات [۳]داستایفسکی «دایره المعارف زندگی روسی» است و تاثیرات زیادی در موسیقی و ادبّیات و فیلم گذاشته‌است.

چایکوفسکی [۴] از روی آن، اپرای «اوژن اونگین» [۵] را ساخته‌است. [۶]

.......................................

ترجمه کتاب یوگنی‌آنه‌گین

کتاب يوگنی‌آنه‌گين بارها و بارها ترجمه شده ولاديمير ناباکوف Vladimir Nabokov که در برگردان آثار ادبی جهانِ انگليسی زبان به روسی نقش مهمی را ايفا کرده‌است، آن را به انگليسی ترجمه نمود. جدا از ناباکوف، چارلز جانسون Charles Johnston، جيمز ای فالن James E. Falen، والتر آنت، Walter Arndt، داگلاس هاواستاتر Douglas Hofstadter، هنری هويت Henry M. Hoyt،استانلی ميچلStanley Mitchell و... يوگنی آنه گين را ترجمه کرده‌اند.

به زبان فرانسوی هشت ترجمه و به زبان آلمانی شانزده ترجمه گوناگون از آن موجود است. به زبانهای ديگر از جمله عبری و قزاقی و...هم ترجمه شده‌است.

آبای (ابراهيم) قونابايف، (۱۸۴۵- ۱۹۰۴)، به زبان قزاقی و منوچهر وثوقی‌نيا (سال ۱۳۴۲) يوگنی‌آنه‌گين را به فارسی ترجمه کرده‌اند.

کتاب يوگنی‌آنه‌گين از زمان نگارشش (۱۸۳۳) تا کنون مباحث زيادی برانگيخته و در مورد آن نقد و سريال و فيلم و باله و نمايشنامه... کم نيست.

نسخه کامل کتاب سال ۱۸۳۳ منتشر شد البته پوشکين چهار سال بعد در آن تغئيرات جزيی داد.

.......................................

 زمینه داستان

پوشکین در شماری از آثارش از جمله «دختر کاپیتان»، شیفتگی دو دلداده را با فرجامی خوش طرح می‌ریزد امّا در یوگنی‌آنه‌گین، از غم معشوق (تاتیانا) و خودبینی شبه عاشقان پرده برمی دارد.

یوگنی‌آنه‌گین که بعد از درگذشت عمویش به مال و منال فراوان رسیده و با سنّتهای اشرافی روس بزرگ شده، برای فرار از روزمرّگی‌های زندگی به روستای دور افتاده‌ای می‌رود و آنجا به دختر زیبایی به نام «تاتیانا» برخورد می‌کند. تاتیانا خواهر زن دوست شاعرش «ولادیمیر لنسکی» بود...

تاتیانا به یوگنی‌آنه‌گین دل می‌سپارد و برایش نامه می‌نویسد، امّا وی به آن دختر زیبای روستایی محل نمی‌گذارد و او را از خود می‌راند. در عوض به خواهر وی (اولگا) که هنگام رقص، به وی توجه کرده بود، ابراز علاقه می‌کند.

اولگا زن دوستش (ولادیمیر لنسکی) بود و یوگنی‌آنه‌گین سر همین مسئله در دوئلی دوستش را می‌کشد و از آن شهر می‌رود.

یوگنی‌آنه‌گین مدام دم از عشق می‌زد اما با آن بیگانه بود. [۷] اولگا هم خیلی زود از چشمش افتاد.

از آن کشش زیبا که تاتیانا نسبت به یوگنی‌آنه‌گین داشت، جز خاطره و سایه‌ای باقی نماند و او پس از ازدواجی سنتّی و مرسوم راهی شهر سن پترزبورگ [۸] شد و آنجا بُرو و بیا پیدا کرد.

پس از سالیان دراز گذار یوگنی‌آنه‌گین به سن پترزبورگ می‌افتد و او را (با همسرش) می‌بیند و این بار نه یک دل، صد دل عاشق و خاطرخواه می‌شود.

خاطرخواه همان دختر روستایی (تاتیانا) که پیش تر او را از خود رانده نامه اش را در آتش انداخته بود.

یوگنی‌آنه‌گین پیش تاتیانا دَم از عشق و عاشقی می‌زند. امّا گذشته برنمی‌گردد و تاتیانا که بواسطه عزّت نفس و خویشتنداری اش، محبوبترین زن آثار روسی است، سفره دلش را باز می‌کند و می‌گوید سایه آن کشش در یاد من باقی است، امّا به شرافت خودم پایبندم و می‌خواهم به عهد ازدواجی که بسته‌ام وفادار بمانم. هیچکس مرا به وفادار ماندن به زندگی کنونی ام مجیور نکرده و خودم با اختیار آنرا برگزیده‌ام. عشق فرزند آزادی است و با اجبار بیگانه است.

یوگنی‌آنه‌گین زانوی غم به بغل می‌گیرد و صحبت از تراژدی می‌کند و اصرار پشت اصرار که همه چیز را رها کن. بیا و با من همدمی کن. بگو که عاشق منی. من می‌میرم... تکلیف عشق چه می‌شود...[۹]

یوگنی‌آنه‌گین که با خوش‏گذرانی و دسترنج کشاورزان فقیر خو کرده و از درک پاسخ آن دختر روستایی عاجز است، با سوءاستفاده از خاطره گرایی و روح لطیف تاتیانا، تلاش می‌کند وفای او را به زندگی جدیدش، کمرنگ و بی مقدار کند امّا موفق نمی‌شود.

یوگنی‌آنه‌گین از قهرمانان مکتب رئالیست ادبیات روسیه‌است و به نظر می‌رسد بازتاب زندگی خصوصی پوشکین و کسانی است که وی بدان تعلق داشت. (خود پوشکین هم در دوئلی کشته شده‌است.)

پوشکین در یوگنی‌آنه‌گین تحت تاثیر لرد بایرون و همچنین الکساندر گریبایدوف[۱۰] بود. [۱۱]

.......................................

مناسبات اشرافی عصر پوشکین

پوشکین که به رعیت‌داری و سرف‌داری انتقاد داشت[۱۲]و معتقد بود سرف‌ها (دهقانانی که همراه زمین خرید و فروش می‌شدند)، خودشان باید صاحب زمین شوند، «پوشکین»ی که در دوره جوانی، نفرت از رژیمِ تزاری و جهل و جمود کلیسا را در اشعار خود بازتاب می‌داد، درنهایت نتوانست از محافلِ درباری و ارتجاعی دل بکند.

هیچ چیز نتوانست شوق فروخفته زندگی را در او (و قهرمان قصه اش) بیدار کند و قادر نبود ‏به ‏زندگی خود در خدمت جامعه معنایی ببخشد و شخصیتش در انزوای بی‏حاصلی خشکید. حتی آشنایی با تاتیانا، دختر پاک و زیبای روستایی، نتوانست کرختی قلب او را چاره کند. دوئلی هم، که پیش آورد و به خاطر تصاحب زن رفیقش (لیننسکی)، او را کشت، بیدارش نکرد. درد پوشکین در مناسبات ارتجاعی و اشرافی عصر او ریشه داشت.

پوشکین از زبان قهرمان داستانش مُدام دم از عشق می‌زند اما آنچه یوگنی‌آنه‌گین عشق می‌نامید، عشقه‌ای بیش نبود. [۱۳]

در مورد یوگنی‌آنه‌گین، صادق هدایت در «اشک تمساح»[۱۴]، با طنز و طعنه که «تعزیهٔ عروسی قاسم به پای اپرای آنه گین نمی‌رسد»، از آن یاد کرده‌است.

برخی هم با با تکیه به تئوری‌های ژاک لاکان [۱۵] و زیگموند فروید [۱۶] و... ، رفتار یوگنی‌آنه‌گین را توجیه روانشناسانه کرده‌اند.

.......................................

سعدی در یوگنی‌آنه‌گین

پوشکین در فصل هشتم کتاب یوگنی‌آنه‌گین به سعدی [۱۷] هم اشاره نموده و می‌نویسد:

«بعضی‌ها از این دنیا رفته‌اند و بعضی‌ها در مسافرت دور و دراز هستند، چنان که سعدی در زمان خود گفته بود.»

منظور پوشکین اشعار زیر است:

شنیدم که جمشید فرخ سرشت

به سرچشمه‌ای بر، به سنگی نوشت:

بر این چشمه چون ما بسی دم زدند

برفتند، چون چشم بر هم زدند

[۱۸] پوشکین در داستان «فوّاره باغچه سرای» [۱۹] شعر سعدی را آورده‌است. [۲۰]

 

پانویس

۱.         Evgeny Onegin / Евгений Онегин

۲.         الکساندر سرگييويچ پوشکين

۳.         Преступление и наказание

۴.         Peter Ilich Tchaikovsky

۵.         Eugene Oneguine

۶.         برخی باله درياچه قو Swan Lake چايکوفسکی را نيز، به داستان يوگنی‌آنه‌گين وصل می‌کنند.

۷.         يوگنی با عشق بيگانه بود. عشق يعنی فداکاری يک جانبه، داوطلبانه، تمام عيار و بی چشمداشت

۸.         Санкт-Петербург

۹.         ماياکوفسکی» گفته بود: «انسان امروز که در تب و تاب انقلاب در حال سوختن است به سختی به راه و روش عهد عتيق صنعت شعری دل می‌بندد و حوصله ذوب شدن در عشق اونگين پوشکين را ندارد.»

۱۰.        الکساندر سرگييويچ گريبايدوف،(Александр Сергеевич Грибоедов)‏ (۱۷۹۵–۱۸۲۹) ديپلمات و نمايش‌نامه‌نويس روس بود. شهرتش در ايران به خاطر ماجراهای پيش‌آمده پس از قرارداد ترکمانچای است که سرانجام به قتل وی انجاميد.

۱۱.        گريبايدف کتابی دارد با عنوان مصيبت عقل. او در اين کتاب توطئه و ريا و سالوس طبقه اشراف روسی را به هجو کشيده‌است. پوشکين در يوگنی‌آنه‌گين از کتاب مصيبت عقل اثر گريبايدوف استفاده کرده‌است.

۱۲.        رعيت‌داری، سرف‌داری يا سرواژ(به فرانسوی: Servage) به موقعيت اجتماعی-اقتصادی روستاييان ناآزاد در نظام فئوداليته اشاره‌دارد. رعيت‌داری چهرهٔ نرم‌شدهٔ برده‌داری بود،

۱۳.        عشقه، پيچک است. شبه گياهی است که در ‏باغ پديد آيد در بُن درخت... اوّل ميخ اش را در زمين سخت می‌کوبد. ‏پس سَر برآرد. خود را در درخت می‌ييچد و همچنان می‌رود تا همه ‏درخت را فرا گيرد، و چنانش شکنجه کند که َنم در درخت نماند و هر غذا ‏که به واسطه آب و هوا به درخت می‌رسد به تاراج می‌بَرد تا آنگاه که ‏درخت خشک شود...

۱۴.        ناصر پاکدامن: دربارهٔ «اشک تمساح»

 http://xalvat.org/Nashr-eDigaran/vizhehnameh/Pakdaman/Rahbar/rahbar.heydat.htm

۱۵.        Jacques Lacan

۱۶.        Sigismund Freud

۱۷.        سعدی Сади

۱۸.       

Но те, которым в дружной встрече

Я строфы первые читал...

Иных уж нет, а те далече,

Как Сади некогда сказал.

۱۹.        Бахчисарайский фонтан

۲۰.        محقّق روسی ک. ای. چايکين (K. I. Chaikin) نشان داده پوشکين شعر سعدی را از ترجمه فرانسه رمان «لاله رخ» اثر توماس مور (T. Murr) اقتباس کرده‌است.

 ....................................

منابع

 

این مقاله را برای ویکیپدیا نوشته ام.

 

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
همنشين بهار:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.