شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جدال خامنه اى و احمدى نژاد:
يک گام به پس براى تهاجمى به پيش

یادداشت سردبیر یک دنیای بهتر (حزب اتحاد کمونیسم کارگری)

یک دنیای بهتر

يادداشت سردبير٬ شماره ٢٠١

 

سياوش دانشور

 

در رودروئى اخير دولت احمدى نژاد و خامنه اى موقعيت عميقا بحرانى جمهورى اسلامى بار ديگر بطور عريان خود را نشان داد. نه تلاشهاى خامنه اى براى کنترل دهن دريدگى باندهاى حکومتى جلوى مردم پاسخ داد و نه دولتيها و نه طرفداران دو آتشه خامنه اى گوششان بدهکار بود. همه ديدند که چه سطحى از لمپنيسم اسلامى در بالاترين سطوح حکومت رژه رفت. کسانى که با شکنجه گران و قاتلين و خودى ترين خوديها اين رفتار را دارند٬ بيش از پيش تکليف مخالفين دربارى و متوهمينى که با قانون اساسى مشاعره ميکنند٬ تا چه رسد به اکثريت عظيم مردم مخالف حکومت را روشن کرده اند. آنچه اين هفته آمد و رفت ميتوانست٬ و هنوز ميتواند٬ به يک جدال درونى سهمگين و آغاز يک پروسه فروپاشى و اضمحلال جمهورى اسلامى منجر شود.

 

مضمون اين جدال برسر چيست و چشم انداز آن کدام است؟ آتش بس و بند و بست کنونى مقدمه چيست و سير محتمل اوضاع به کدام سو سير ميکند؟

 

دعواهاى اخير خامنه اى و احمدى نژاد برخلاف برخى تحليلهاى سطحى "جنگ زرگرى" نبود. اين جدالى واقعى و ناتمام است که بايد به صورتى تمام شود. ما سال گذشته و با شکست استراتژى "اجراى بدون تنازل قانون اساسى" جنبش سبز تحت زعامت خامنه اى٬ تاکيد کرديم که با حذف اصلاح طلبان حکومتى مرکز ثقل جدالهاى درون حکومتى برسر بقاى نظام بدرون اردوى راست منتقل ميشود. مسئله بسادگى اينست که آن سوال واقعى که مبناى جنگ جناح هاست٬ يعنى بقاى نظام٬ سرجايش است. مبانى بحران حکومت از اصلاح طلبان حکومتى شروع نشده تا با حذف آنان رفع شود. همه ديدند حکومتى که قرار بود با حذف اصلاح طلبان "يکدست" شود مثل جگر زليخا شد. هر باندى ديگرى را متهم به "فتنه و جاسوس و عامل آمريکا" و انواع اتهاماتى کرد که پاسخ اش در اين نظام مرگ و نابودى است.

 

دور جديد جنگ بقا

اين جنگى زرگرى نبود٬ يک دورخيز براى گرفتن سنگرهاى مهم درون حکومتى بود. نهادها و اهرمهائى که براى فرجام اين جدال ضرورى اند. اين جنگى واقعى بود که تا آستانه بنى صدريزه کردن احمدى نژاد پيش رفت و تهديدات خونين از جانب باندهاى حکومتى در مرحله اجرا بود. اين جدال تلاشى پيشا انتخاباتى به معنى اخص کلمه نبود اما نتيجه آن بر سرنوشت نمايش هاى انتخاباتى شوراها و رياست جمهورى تاثير ميگذاشت. برخلاف تحليلهاى توده ايستى اين ادامه "جنگ بين سپاه و آخوندها" نبود. بار ديگر روشن شد که باندهاى حکومتى در درون دستگاه مذهب و آخوند تا سرويسهاى امنيتى دولتى و خصوصى و سپاه و اوباش نيروى خود را دارند و همه اينها در همين يک هفته روى صحنه آمد. همينطور مسئله برسر قانون و اجراى آن و رعايت ضوابط نيست. جمهورى اسلامى از شخص خامنه اى تا دولت و انواع نهادهاى حکومتى و اطلاعات و سپاه و همه چيزش به کسى جوابگو نيست. اين رويدادها در پايه اى ترين سطح جنگ بر سر بقاى حکومت در يک چهارچوب جديد داخلى و منطقه اى بود. در متن اوضاع ملتهب منطقه و تشديد بحران مزمن حکومت اسلامى٬ هر کشمکش و تضاد منافع باندهاى حکومتى ميتواند به بحرانى خرد کننده تبديل شود.

 

اقدامات احمدى نژاد و باندش تنها تقابل با رقباى موسوم به اصولگرا نبود بلکه بطور عريان خامنه اى را بمصاف طلبيد. متقابلا خامنه اى که بار ديگر ديد احمدى نژاد به ريشش ميخندد٬ ناچار شد بطور علنى و راسا درگير شود و از منافع و اختياراتش دفاع کند. طرفين بنا به محدوديتهايشان و بند و بستهائى که کردند فعلا مسئله را جمع کردند. ظاهرا احمدى نژاد سر پستش برگشت و با خامنه اى تجديد بيعت کرد. اما عليرغم نمايش تملق متقابل جناح ها اين سازش پايدار نيست. مستقل از اين سازش شکننده٬ خامنه اى و اردوى راست با هيولائى که خود ساختند حالا در قامتى مواجهه شدند که سهم بيشترى ميخواهد. با علم به اين واقعيت بسرعت تهاجم به اطرافيان و متحدين احمدى نژاد شروع شد. حال احمدى نژاد دو راه بيشتر ندارد: اول٬ قبول کند که تمام شده است و به همان تير خلاص زن و وردست سابق تنزل کند. دوم٬ بايستد و تهاجم متقابل کند. اينراه البته ريسک زيادى دارد. احمدى نژاد بايد طورى تهاجم کند که پيروزيش مسجل باشد چون در غير اينصورت ديگر واقعا کارش تمام است.

 

آيا تسليم احمدى نژاد به خامنه اى بيانگر اينست که در مرحله کنونى نيرو و امکان چنين کارى را نداشته و تنها زمين را داده است و زمان را گرفته است؟ اين ميتواند يک فرضيه واقعى باشد تنها ايرادش اينست که چنين فرصتى به روى او باز نيست. خامنه اى و شيپورکشانش در مجلس و حکومت براى اينکه چنين فرصتى را به احمدى نژاد ندهند٬ ناچارند بسرعت باند احمدى نژاد را بعناوين مختلف هرس و نهايتا خودش را مسئول همه شکستهاى حکومت قلمداد کنند. يعنى همان کارى که احمدى نژاد قادر به انجام آن نشد. براى دو طرف سازش کنونى يک گام به پس براى تهاجم جديدى به پيش است.

 

اسامى رمز

جدال ايندور باندهاى حکومتى مانند هميشه با مشتى تبليغات و کلمات قصار و توخالى همراه بود. برخى قبول کرده اند که واقعا باند احمدى نژاد – مشائى "ناسيوناليست و ضد آخوند و طرفدار آزادى زن" است! تعجب نکنيد اگر چنين موجودات متحجرى يک شبه جاى ولتر و روسو را براى اينان بگيرند. ناگهان يادشان افتاد که مردم از آخوند و اسلام بيزارند و همزمان اين تصوير را ميدادند که گويا احمدى نژاد و مشائى ايران پرست عليه آخوندها قيام کرده اند! اگر روزى عبارت "جامعه مدنى" براى دو جناح عامل پيشرفت و فساد بود امروز "مکتب ايرانى" و "تقابل با آخوند و حجاب اجبارى" چنين نقشى را ايفا ميکند. اينها اسامى رمز اند با تاريخ مصرف دوره اى. همين. اکبر گنجى دعوت به اين کرد که اصلاح طلبان اگر دخالت نکنند اصولگراها به جان هم مى افتند. آنهائى که خامنه اى را عامل "نفى جمهوريت" نظام ميدانند تلويحا دلشان پيش احمدى نژاد بود و تذکر نقض قانون اساسى توسط خامنه اى ميدادند. برخى از بغض خامنه اى با تکرار تبليغات باند احمدى نژاد شرمگينانه مدافع او بودند و توصيه ميکردند در جبهه جديد "خلق شان" احمدى نژاد و جناح اش را قاچاق کنند.  

 

مردم و جدالهاى بالائى ها

برخلاف تبئين هاى ژورناليستى که عمدتا پايه اش روى شايعه و مانورهاى تبليغاتى است٬ مردم بسيار پخته تر به اين رويدادها برخورد کردند. در اين ميان کسى براى دو شخصيت منفور کليدى نظام غش نکرد. زنان در چهره احمدى نژاد قاتل و اوباش ضد زن اين را نديدند که گويا مخالف حجاب و يا سختگيرى کمتر در مورد حجاب اند. جوانان در چهره اين مداحان و حزب اللهى هاى قمه کش امام زمانى "تقابل با آخوند و اسلام" کشف نکردند. نسل جديد در ايران روشن تر و پخته تر از آنست که با اين تبليغات پوچ قانع شود. کارگرانى که توسط اين و آن جريان دست راستى به "طرفدار احمدى نژاد" منتسب ميشوند بيشترين اعتصابات و اعتراضات را يکسال گذشته صورت دادند و عليه حکومت اسلامى سرمايه داران به رياست خامنه اى و احمدى نژاد فرياد زدند. نه٬ کسى دچار اين اوهام نميشود. آنچه مردم ديدند و اتفاقا حکومتى ها نديدند علاقه شديد مردم به اين بزن بزن بود. مردم به جان هم افتادن وسيع باندهاى حکومتى و افتضاحى که بار آوردند را به فال نيک ميگيرند و تصميم شان را براى خلاصى از جمهورى اسلامى قاطع تر ميکنند. مردم تفرقه حکومت اسلامى را بر اتحادش ترجيح ميدهند. حتى اگر جدال جناح ها به فاز تروريستى و حذف متقابل برود٬ مردم در ابتدا دخالت نخواهند کرد بلکه مترصد فرصت مناسب ميشوند که کل اين لاشه فرتوت را جارو کنند. *

 

١۴ ارديبهشت ٢٠١١

 

منبع: یک دنیای بهتر، 14 اردیبهشت 1390، شماره 201




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
یک دنیای بهتر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.