شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

وظیفه مبرم

علی ناظر

امروز رادیو فردا گزارش کرد که ارتش عراق «از دفن کشته‌شدگان اردوگاه اشرف در این اردوگاه» ممانعت کرده است.

 

سه روز پیش، در حضور خانم مریم رجوی که رئوس خواستهای ساکنین اشرف را به اطلاع حضار در کنفرانس پاریس می رساندند،  جان بولتون که ظاهرا رفیق مجاهدین است، آب پاکی روی دست همه ریخت. ایشان در گوشه هایی از سخنرانی خود فرمودند:

« ...

نیروهای آمریکایی در عراق در حد مینیمم مطلق است...

چه موافق باشید چه نباشید، نیروهای آمریکایی از عراق خارج خواهند شد، و در اینباره هیچکاری نمی توانید بکنید...

حقیقت این است که در اختیارات نیروهای آمریکایی نیست که بخواهند در این مورد دخالت کرده و از آنچه که مشاهده کردیم پیشگیری کنند...

مهم نیست که با این موافق باشید یا نباشید. این یک واقعیت است...

سخنرانی بولتون - شنیداری - لینک به دیدگاه

...»

 

ساده اینکه، آمریکا، بولتون، ارتشبد شلتون و دیگر دُم کلفت های آمریکایی هیچ غلطی نمی توانند بکنند، نمی خواهند بکنند، و همانطور که پیش از این بارها جیغ بنفش می کشیدم، نخواهند کرد. به آنها هم ایراد نمی شود گرفت. آمریکا به عراق متعهد شده که از فلان روز در بهمان ماه دیگر در امور داخلی عراق دخالت نکند. متوجه شدید؟

آمریکا متعهد شده است. یعنی پای قراردادی را امضا کرده است. یعنی بنا به قوانین بین المللی چاره ای ندارد. باید آنچه را که امضا کرده انجام دهد. « در اختیارات نیروهای آمریکایی نیست که بخواهند در [امور عراق] دخالت» کنند. آقای بولتون در حضور اعضای شورای ملی مقاومت و خانم رجوی سینه اش را جلو می دهد، و در حالیکه به پایبند بودن کشورش به تعهدات بین المللی پُز می دهد، رُک و پوست کنده می گوید «هیچکاری هم نمی توانید بکنید».

 

نمی دانم چرا خانم رجوی همانموقع از این حضرت اجل نپرسیدند که اگر قرار به احترام به توافقات است پس چرا آمریکا به توافقاتش با ساکنین اشرف، و کنوانسیون ژنو پایبند نیست. اگر می خواهد قوانین را مو به مو اجرا کند، چرا به حکم دادگاهی که سال گذشته از وزارتخارجه خواست تا در خارج کردن نام مجاهدین کوشا باشد، گوش نمیدهد؟ اصلا چرا به عراق لشگرکشی کرد؟ مگر آن قانونی بود؟

شاید خانم رجوی می داند که نباید از اینها، از جمله این حضرت اجل، بیشتر از این انتظار داشت. اما، اگر خانم رجوی همه و همه اینها را می داند، و اگر آمریکا نمی خواهد حتی در راستای تدفین جانباختگان گامی بردارد، و خلاصه اگر تنها کاری که این روزها در اشرف می شود کرد فقط مردن است، چرا ایشان در همان کنفرانس پاریس بر روی فقط 5 ماده زیر اصرار ورزیدند، و اشاره ای به خروج از اشرف نکردند؟

 

«...

 به عنوان نتیجه گیری، و یادآوری رئوس بحث، خواست‌های مبرم مردم و مقاومت ایران از اتحادیه اروپا، ایالات متحده و مجامع بین‌المللی را در چند ماده خلاصه می‌کنم.

 ۱- از سرگیری حفاظت اشرف توسط دولت آمریکا و استقرار دائمی هیأت ناظران ملل متحد در اشرف برای ممانعت از اجرای طرح قتل عام ساکنان اشرف توسط رژیم آخوندها و دیکتاتور عراق جدید
۲- تعیین یک هیئت بین‌المللی حقیقت یابی و تحقیق  درباره  حمله نیروی زمینی عراق به اشرف از سوی شورای امنیت ملل متحد 
۳-بیرون کشیدن قوای سرکوبگر عراقی از اشرف و لغو محاصره ضد انسانی ۲۸ ماهه آن
۴ـ محکومیت کشتار ۱۹ فروردین به عنوان جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی از سوی دولت‌های غرب
۵ ـ حذف نام‌گذاری تروریستی علیه مجاهدین در آمریکا که اکنون مهم‌ترین مجوز کشتار ساکنان اشرف و زندانیان سیاسی توسط فاشیسم مذهبی است.

...»

 

از سوی دیگر، اگر گزارش تابناک شایعه پراکنی و فقط در راستای دلسرد کردن یاران مجاهدین نیست، و این خبر صحت دارد که «سران سازمان مجاهدين خلق (منافقين) روز گذشته،‌ با فرستادن نامه‌اي به‌ دفتر نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل متحد، آمادگي خود را براي خروج از عراق اعلام كرده‌اند.» چرا یاران، دوستان، و هموطنانی که دل نگران مجاهدین در اشرف هستند، باید خبر را از طریق رسانه های دشمن بشنوند؟ و اگر این اخبار صحت ندارد، و دشمن جنگ روانی راه انداخته و خلاصه مجاهدین تصمیم گرفته اند که بمانند - تا آخرش هم همانجا هستند، و چه بمیرند و چه بمانند؛ چه دفن بشوند و چه اجسادشان بپوسد، از اشرف تکان نمی خورند، چرا این تصمیم را مشخص و روشن به اطلاع همگان نمی رسانند، تا هرکس در حد توانش بتواند به آنها یاری برساند.

 

براستی، آیا ما غریبه ایم؟

آیا نقش ما فقط اطلاعیه دادن و ابراز همدردی کردن و چند صباحی صبر کردن است تا دوباره چند نفر دیگر جان ببازند و ما دوباره اطلاعیه بدهیم و همدردی کنیم؟ یعنی نقش ما، که خارج از دایره مجاهدین هستیم، همین است؟ رابطه مجاهدین با خارج خود به همین محدود می شود؟ تا به کی این رابطه می خواهد به این شکل ادامه پیدا کند؟

وظیفه مبرم نهاد تبلیغات و اطلاع رسانی شورای ملی مقاومت تهییج نیست، اطلاع رسانی است. نشان دادن بدن تیر خورده جانباختگان نیست، ایجاد رابطه تنگاتنگ با خارج از خود است. پیش از این در یادداشت «عادت» نوشته بودم که انسانها به همه چیز عادت می کنند. به دیدن پای تیر خورده، تن له شده، به تعداد افرادی که در اشرف جان می بازند، به همه چیز عادت می کنند. این را چند روز پیش از جنایت اشرف نوشته بودم.

نمی دانم هواداران شورا، پس از مطالعه این سری نوشتار ها، مرا هم بخشی از «دم و دنبالچه» های رژیم ارزیابی می کنند یا نه. بقول یکی از کاربران دیدگاه، اعتماد به افرادی چون علی ناظر و...، «شرطی و عکس العملی» است. بگذار چنین باشد. مهم نیست.

 

مهم این نیست که آنها چقدر به خارج از خود اعتماد می کنند، و یا افراد و نهادهای مستقل از مجاهدین چقدر به آنها اعتماد می کنند. مهم این است که روزنامه تلگراف (27 فروردین 90) می نویسد « تمام علائم حاکی از آن است که یک قتل‌عام دیگر نزدیک است.» متوجه شدید؟ قتل عام دیگری نزدیک است.

 

برای پیشگیری از جنایتی دیگر، تنها دو راه پیش روی است:

1-      اعلام اینکه ساکنین اشرف از جایشان تکان نمی خورند. والسلام.

2-      اعلام اینکه، خروج از اشرف منوط به خارج شدن نام مجاهدین از لیست، و شرایطی که آقای رجوی اعلام  کرده اند (13 آبان 1388)، است.

هر کدام از این دو موضع باید علنی و شفاف اعلام شود. اگر انتخاب اول است، مجاهدین موظف به تشریح موضع خودشان هستند، تا نیروهای خارج از آنها بتوانند بر مبنای آن توضیح، تعیین موضع و اعلام حمایت کنند. و اگر انتخاب دوم است، مجاهدین موظف به ایجاد ظرف جدید برای همسویی و همکاری دیگر نیروها با آنها در این راستا و دیگر همکاری ها در آینده است.

 

می گویند: «دوست آنست که بگوید، دشمن آنست که بگوید می خواستم بگویم».

چند ماه پیش از این در 7 آذر 89 در «خرلنگ» نوشتم  که «هدف باید مشخص و تیز و روشن بیان شود. بارها نوشته و تأکید داشته ام که تمام توان سیاسی و دیپلماتیک مجاهدین و دوستداران آزادی ملت شریف ایران، باید بر یک نقطه متمرکز شود – حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی. مجاهد «تروریست» حتی اگر اشرف هم محاصره نشده باشد، نمی تواند بازده داشته باشد و هر آنچه انجام بدهد و یا دستاورد داشته باشد «عکس العملی» و «مقطعی» خواهد بود. » [...]

«صحنه درگیری بین جمهوری اسلامی و مجاهدین، باید از عراق به سالنهای وزارتخارجه آمریکا منتقل شود. صحنه ای خونین، پرتلاطم و ابتلا خواهد بود. شکست هرکدام از این دو (مجاهدین و یا رژیم) در این سالنها، آینده این دو، و تا حدودی آینده ایران را رقم می زند.

بدون شک، احترام به حقوق ساکنین اشرف و خروج نام مجاهدین، دو روی یک سکه هستند، اما روی سکه (خروج نام مجاهدین) روی برنده است (باید بر این روی سکه شرط بندی و تمرکز کرد)، چرا که اصرار بر روی دیگر سکه در این برهه از زمان، در شق مثبت اش، «ساده نگری» است. البته، اگر قرار می بود که آمریکا برای چندین سال آینده در عراق بماند، اصرار ورزیدن بر « آمریکا باید دوباره حفاظت اشرف را برعهده بگیرد» هرز انرژی نبود. اما از آنجا که ساکنین اشرف، به دلایل ساده حقوقی و قانونی، خواهان خروج از اشرف، و یا انتقال به نقطه دیگری از عراق نیستند، و در چند سال آینده، این مالکی و ایاد علاوی هستند که باید حفاظت از اشرف را تضمین کنند، این خواست (« آمریکا باید دوباره حفاظت اشرف را برعهده بگیرد») نه تنها حل کننده مشکلی نبوده بلکه مشکل آفرین هم خواهد بود. این خواست را باید در چارچوب دیگری که پیچیدگی حقوقی و عملی آن کم است، مطرح کرد - خواست حذف نام مجاهدین از لیست تروریستی. (فراموش نکنیم به ساکنین اشرف در شرایطی حمله شد که همین آمریکا «حافظ» اشرف بود).» (علی ناظر در 7 آذر 89)

 

اینها را می نویسم چون وقت تنگ است و هزینه هنگفت، والاّ می توانستم مثل جان بولتون بگویم همین است که هست هیچکاری هم نمی توانید بکنید.

علی ناظر

28 فروردین 1390

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: جوانرودی]  [  ]  
آقای جواد شرکت کننده محترم در تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا
بسیار برای شما و امثال شما که با حسن نیت و برای حمیایت از نفرات اشرف در این برنامه ها شرکت میکنید میخواهم به اطلاعتان برسانم که شما با شرکت در این برنامه ها سیاست مجاهدین برای ماندن در عراق و کشته شدن برای هیچ و پوچ را تایید میکنید. با شرکت امثال شما مجاهدین به این باور میرسند که خطشان و سیاستشان و حضورشان در بیابان های آنجا و چسبیدن به تکه خاکی در آنجا مورد تایید شمایان است. در حالی که اگر دلتان برای آن گلهای پرپر میسوزد باید ضد این جریان بشورید. باید یک صدا اعتراض خود را به اطلاع مسولین مجاهدین برسانید و بپرسید بنا به چه ضرورتی و برای رسیدن به چه هدفی باید جوان های ارزشمندی که سرمایه های این آب و خاک هستند میبایستی جان خودشان را از دست بدهند . چرا باین آنها قربانی بشوند و قربانی چه بشوند ؟
این خون ها چه کوچکترین تاثیری روی انقلاب در ایران !!!! خواهد گذاشت؟
و دهها سوال دیگر که در حوصله این نوشته نمی گنجد .
با پوزش از شما و تشکر از تحمل نظر مخالف
  

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: م . روشن]  [  ]  

آقای ناظر گرامی سلام عرض میکنم پیرو مقاله شما مبنی بر وظیفه مبرم نظرم و خواهشم بر این است که شما قدم جلو گذاشته حالا که مجاهدین گفته اند که ما میخواهیم از عراق خارج شویم تا دیر نشده متن بیانیه ای جامع را خطاب به گروه ها و سازمان های حقوق بشری را تهیه نمایید تا ما ایرانیان با امضا آن بتوانیم از آن استفاده کرده و موضوع کمک برای خروج مجاهدین را از طریق این سازمان ها پیگیری نماییم شخصا بر این عقیده هستم حال که مجاهدین این موضوع را یعنی خواسته خروج از عراق را مطرح کرده اند و خام رجوی خود گفته است که بااین‌همه، از روز اول در اشرف به جانشین نیروهای چندملیتی و نمایندگان دولت و سفارت آمریکا گفتند 2روز قبل از حمله هم به سازمان ملل و آمریکاییها گفتند؛ که ما اصراری در ماندن در عراق نداریم و همین الآن می‌تواند هواپیما بیاورد و همه ساکنان اشرف را به آمریکا که سلاحهایشان را گرفته و یا به اروپا بیاورند. هزینه هواپیما را هم خودمان می‌دهیم. اما تا همین الآن حتی یک بیمار را هم نتوانسته‌اند منتقل کند. باید به آنها کمک شود و راه برای آنها باز شود. این گفته بیانگر این است که مسولین مجاهدین در حال بررسی و پیگیری این راه کار میباشند و لازم است حال که مجاهدین خود در حال بررسی این امکان هستند به آنها یاری رسانیده شود. و به جاست که این موضوع از طرف تمامی آزادیخواهان جدی گرفته شود و تقاضای این سازمان برای اسکان اعضای خود در یک کشور امن از طریق سازمان های بین المللی مصرانه پیگیری شود تا الزامات عملی این انتقال فراهم شود. صحبت های جان بولتون از طرفی و التیماتوم زمانی عراق از طرف دیگر حاکی از جدی بودن این موضوع است و به قول شما وقت تنگ و هزینه هنگفت ما از شما حمایت میکنیم . برایتان موفقیت آرزو میکنم م . روشن

علی ناظر: با سلام و آرزوی پیروزی برای آزادیخواهان.

تهیه متن جامع زمانی سودمند است که بر مبنای خواست های ساکنین اشرف باشد.
تمام هدف نوشتارهای من یاری به ساکنین اشرف است، و نه انجام کاری صوری و خلص آکادمیک.
با توجه به این نکته اساسی، باید منتظر تصمیم خودشان شد. شاید بد نباشد به پیام آقای رجوی که امشب در سایت دیدگاه منتشر شد هم توجه داشته باشیم.
  

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: جواد پوینده]  [  ]  
آقای ناظر سلام
قربان در این اوضاع سرگیجه آور اینمقالات شما من را بیشتر گیج میکند.
من همین الان از تظاهراتی مقابل سفارت آمریکا می آیم. راستش من هیچ کار دیگه ای بجز محکوم کردن این جنایت به نظرم نمیاد و چون هوادار تشکیلاتی مجاهدین نیستم هیچ خبری از اینکه چه می خواهند بکنند هم ندارم. اما به نظرم منطقی میاد که از آمریکا و سازمان ملل بخواهیم که امنیت اشرف و مجاهدین را تامین کنند. تا آنجا که من می فهمم انتقال مجاهدین کاری نیست که در یک روز و دو روز شدنی باشد. رژیم در پی کشتار مجاهدین هست و آمریکا و اروپا در پی منافع خود.
من خودم را غریبه احساس نمی کنم اما احتیاجی هم به اینکه مجاهدین سیاستشان را برای من توضیح بدهند نمی بینم. من قضیه را برای خودم به این صورت حل کرده ام که تا آخرین روزی که یک مجاهد در اشرف هست وظیفه من این هست که از حقوق اونها دفاع کنم.
اگر مجاهدین تصمیم به موندن بگیرن یا تصمیم به رفتن مسئله خودشون هست و حتما بهترین تصمیمی رو که بتونن میگیرن
ارادتمند شما و همه بچه های مجاهد
جواد
  

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: کیارش]  [  ]  
با سلام خدمت آقای علی ناظر و خوانندگان این چند خط، باید عرض کنم که مجاهدین بعد از نیم قرن مبارزه با دو نظام دیکتاتوری تصور میشود که این سازمان قدرت تشخیص " دوست و دشمن" و به گفته شما، "دم و دنبالچه" را در عمل و پراتیک انقلابی یعنی در آتش و خون و طبعتأ برای حفظ بقا سازمانشان، می بایست خوب تشخیص دهند.گر نه همچون بسیاری از گروهها تا کنون چند شقه شده بودند و شما آقای ناظر برای بار نخست نبوده و آخرین بار هم نیست که نقطه نظرات، انتقادات و پیشنهادت خودتان را ارائه داده اید و ما خوانندگان نیز خوانده ایم.رهبری مجاهدین همچون هر ارگان دیگری نظرات شما و هزاران نظر دیگر را مطالعه میکنند و در چارچوب استراتژیک و تاکتیک مبارزاتی اشان، در صورت منطقی و درست بودن، از آنها استفاده میکنند. پیشنهاد بنده این است که هر انتقاد و پیشنهادی که به مجاهدین دارید، همچون گذشته هیچ دریغ نفرمایید. اما یک مرز سرخ را برای سلامتی سیاسی خودتان حفظ کنید و آن چیزی نیست بجز، توجه به وحدت نیروی سرنگون طلب در مبارزه با حکومت فاشسیتی جمهوری اسلامی آخوندها.   

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: مهران]  [ kavoosi@yahoo.uk.com ]  
آقای ناظر شماهم کم کم دارید به نقطه ای که ما مدافعان حقوق بشر سه سال پیش مطرح کردیم می رسید_ عراق پس ازصدام هیچ جایگاه مناسبی برای اینگروه نیست وباید برای جلوگیری از رخدادهای تلخ آنجا راترک کنند ...... طبعا مسئولیت هر گونه حادثه ای بعهده کسانی است که برماندن بدون توجهه عقلی پای می فشارند...... بولتن تیر آخر راهم شلیک کرد....... اصرار دیگر نتیجه ای جز حوادث تلخ ده روز پیش بدنبال ندارد...   

[تاریخ ارسال: 18 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: نرگس غفاری]  [ nargesghaffari@yahoo.com ]  

سلام آقای ناظر پیشنهادی برای حل این مسئله ای که شما مطرح کرده اید دارم. به نظر من شما می توانید بعنوان یک ژورنالیست، از سفارت عراق ویزا گرفته و به اشرف بروید و خودتان با ساکنان این کمپ مصاحبه کنید و براستی از خودشان بپرسید که چه می خواهند انجام دهند و مایلند کجا زندگی یا مبارزه کنند؟ و این پیشنهاد را به همه کسانی می کنم که قصد تصمیم گیری برای این افراد دارند. به نظر می آید کسانی که حاضرند جان خود را برای محافظت از مکانی که در آن زندگی می کنند، بدهند، قادر به تصمیم گیری در این مورد هم هستند که کجا بروند و چه بکنند. با احترام نرگس غفاری


علی ناظر: خانم غفاری عزیز با سلام

من هیچ موقع قصد تصمیم گیری برای آنها را نداشته ام. تاریخچه نوشتارهایم این را گواه می دهد.

در مورد پیشنهاد شما، من صد در صد موافق و حاضرم. متاسفانه این تعارف تکه پاره کردن است. عراق اجازه ورود ژورنالیستهای رسانه های بین المللی را نمی دهد، چه برسد به این حقیر. ولی می توان با خانم رجوی گفتگو کرد که نه ویزا می خواهد و نه اجازه کشور غیر خودی.

خواهش می کنم توجه داشته باشید که نکات در این نوشتار، دور این خواست نمی چرخد که آنها بیایند یا نیایند بیرون. تیتر نوشته بر روی وظیفه مبرم (شورا و مجاهدین) تکیه کرده است، و ایجاد رابطه با حاشیه و نیروهای غیر مجاهدین 
  

[تاریخ ارسال: 17 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
به عنوان يک هوادار ساده مجاهدين و با توجه به شناختی که از همگی مجاهدين دارم ميگويم که تصميمگيری مجاهدين به ماندن در اشرف و يا خروج از اشرف،(تصميمی که تنها و تنها بر عهده خود آنهاست)، بر اساس جواب به اين سئوال خواهد بود که کجا ميتوانند بهتر بر عليه رژيم جنايتکار ج.ا بجنگند و در اين راستا موثرتر عمل کنند و نه اينکه کجا برايشان امن تر و گوشه عافيت بهتريست.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.