شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

توافق بر سر حفظ جان انسان: ارزش مشترک مخالفین رژیم
کورش عرفانی

کورش عرفاني

در حالی که احساسات اندوهناک ناشی از قتل عام بی سابقه در پایگاه اشرف در عراق بر دل ها سایه افکنده است زمان مناسبی است که با نگاهی عقلانی به اصل موضوع بنگریم و آن را مورد موشکافی قرار دهیم. کشتار اشرف ادامه ی یک روند انسان کشی سی و دو ساله است که بدون وقفه از اعدام های فردای انقلاب تا امروز ادامه دارد. مهم تر این که ادامه هم خواهد داشت تا زمانی که چیزی به اسم رژیم جمهوری اسلامی برپا باشد. این رژیم مبنای تثبیت، گسترش و نگهداری قدرت خود را بر مرگ گذاشته است و حاضر به تغییر این منطق ضد بشری نیست. بنابراین، اگر قرار باشد که روند انسان کشی در ایران متوقف شود نباید روی تغییر رفتار رژیم جمهوری اسلامی در این باره حساب کنیم. از سوی نظام آخوندی، این پرونده در بن بست مطلق است. می ماند در صف مخالفان رژیم. آنها تا چه حد در توقف انسان کشی جدی هستند؟

صف مخالفان رژیم بلند است، نیروهای آن بی شمارند و تناسب نیروهای آن به نسبت نیروهای رژیم هزار به یک می باشد. اما چرا با این همه، این مخالفین نمی توانند از پس یک رژیم ورشکسته و مفلوک و درهم پاشیده بر آیند؟ زیرا پراکنده اند. زیرا میلیون ها ایرانی، جدای از هم، در قالب فرد و سازمان های متعدد، بدون ارتباط سازنده با هم، هریک به تنهایی می خواهند سدی را از سر راه بردارند که از جا کندن آن به طور جمعی بسیار آسان و ممکن و به طور انفرادی سخت و ناممکن است. به همین دلیل نیز یک رژیم لنگ و بیمار در مقابل این سیل عظیم مخالفان داخلی و خارجی دوام آورده است.

دلایل پراکندگی ایرانیان فراوان و ریشه دار است، اما در این جا و به طور مشخص، در باره ی توقف انسان کشی، باید موضوع را به یک پرسش محدود کنیم: آیا چیزی هست که بتواند این طیف عظیم مخالفان را برای پایان دادن به آدمکشی دولتی در کنار هم قرار دهد؟ بلی، آن چیز وجود دارد و آن نه دمکراسی و سکولاریسم و نظام سیاسی و قانون اساسی و یا این یا آن پرچم، بلکه ارزش جان انسان است. اگر مخالفین جمهوری اسلامی حول محور این ایده که «جان انسان ایرانی باید حفظ شود» گرد هم آیند می توانند قدرتی را پیدا کنند که به آدم کشی حکومت آخوندی خاتمه بخشد. این کار ممکن است.

توافق بر سر یک اصل و نه حتی دو تا؛ یک اصل ساده و پایه ای که می تواند گره گشای طلسم پراکندگی مخالفین رژیم باشد. توافق بر سر این که ما، با تلاش متحد خود، می خواهیم مانع از آن شویم که ایرانی ها، به عنوان مخالف رژیم یا فعال سیاسی در داخل و خارج از کشور، جان خود را از دست دهند. توافق بر سر این که ما می خواهیم به انسان کشی در زندان و خیابان و خارج از کشور خاتمه دهیم و برای این منظور به طور همسو و هماهنگ دست به همکاری می زنیم.  این توافقی بر سر برنامه ی سیاسی و حزبی نیست، بلکه بر سر ارزش جان انسانی است. ارزشی که باید برای همه بدون قید و شرط و بدون ماده و تبصره باشد.

ما شاهدیم که چگونه رژیم به دلیل پراکندگی و نبود قدرت همسو موفق می شود یکی یکی ما را شکار کرده و از میان ببرد. یا در زندان ها اعدام می کند، یا در خیابان به گلوله می بندد، یا در اشرف به سراغ مبارزین می رود و یا آن که به طریقی به اسم بیماری و فشار بر زندانیان و خودکشی و خودسوزی مخالفین خود را از میان می برد. و در حالی که ما، یکی بعد از دیگری، طعمه دستگاه سیری ناپذیر آدم کشی رژیم می شویم، باز قادر نیستیم که در کنار هم قرار گیریم و به این فاجعه ی قتل عام سه دهه ای خاتمه بخشیم.

شاید اینک که همه ی ایرانیان دلسوز در داخل و خارج از کشور از کشتار دهها هموطن خود در پایگاه اشرف در عراق متاثر هستند و ذهن ها فعال شده است که چگونه می توان از بازتولید این فاجعه جلوگیری کرد، فرصت خوبی باشد که در این باره به طور جدی و عمل گرایانه فکر کنیم. بدیهیات را بپذیریم، این که هرگز قادر نخواهیم بود درباره ی برنامه های سیاسی متنوع و متفاوت خویش به توافقی که سبب چیزی به اسم اتحاد شود برسیم، نه بنا به دلایل سیاسی، بلکه بیشتربه دلایل تاریخی و فرهنگی. اما این شاید آن قدر مهم نباشد که قبول این واقعیت که دست کم بر سر « ضرورت حفظ جان انسان» باید بتوانیم به توافق دست یابیم. این دیگر پایه ای ترین و بدیهی ترین نکته ای است که بر سر آن نباید اختلافی داشته باشیم؛ این که نخواهیم کشته شویم یا کشته دهیم.

ارزش دهی به جان انسان مبنا و زیربنای هر ساختار دمکراتیکی است که بخواهیم برای فردای ایران تصور کنیم. یعنی برداشت ما از شکل و محتوای دمکراسی آینده ی ایران هر چه که باشد، یک موضوع باید مخرج مشترک همه ی آنها باشد و آن، پاس داشتن ارزش ذاتی و بدون قید و شرط جان انسان ایرانی است. این همان چیزی است که اجازه ی استقرار صلح اجتماعی و ضمانت نهادینه ی حقوق فردی و مدنی در جامعه را می دهد. بدون توافق بر سر این نکته شک نکنیم که مخالفان امروز رژیم جمهوری اسلامی بازتولیدکنندگان فردای همان رژیم خواهند بود، زمانی که قدرت سیاسی را در دست خواهند گرفت، شک نکنیم.

در پایان باید اشاره کنیم که باور به اهمیت این اصل پایه ای کافی است تا از ما به عنوان فرد یا عضوی از یک تشکل بازیگری بسازد که در مسیر تحقق این توافق اصولی تلاش کنیم. هر یک از ما می تواند در حیطه ی فعالیت های خویش موضوع توافق برسر پایان بخشیدن به انسان کشی را به عنوان نقطه ی مشترک عمومی طیف وسیع مخالفین (اپوزیسیون) مطرح کنیم. از طریق مقاله و صحبت و فیلم و مصاحبه و گفتگو و اینترنت و رادیو و تلویزیون و نشریه و غیره. هر یک از ما می توانیم مروج اندیشه ی انسان مدار باشیم، اندیشه ای که بر اساس آن «جان و کرامت انسان» ها ارزشی است غیر قابل زیر سوال بردن، غیر قابل شرط گذاری و قابل توافق. لحظه ای بیاندیشیم که آیا به راستی خواست ها و آرمان های سیاسی و مکتبی ما از زندگی و حرمت انسان نیز مهم تر است. آیا مگر نه این که آرمان های ما در نهایت قرار است این دو را برای همه اعضای جامعه فراهم آورد؟ پس چرا از حالا آن را مبنای بازاندیشی کار و تلاش و مبارزه ی خویش قرار ندهیم: «حفظ جان و کرامت انسان».

وقت آن است که برای رهایی از بن بست تاریخی کنونی، برای پایان بخشیدن به انسان کشی رژیم حاکم و در نهایت، برای بستن راه بازتولید آدمکشی نهادینه در آینده ی ایران، همگی روی یک اصل و فقط یک اصل توافق کنیم: « ما با هم همکاری می کنیم تا به کشتار انسان ایرانی در داخل و خارج از ایران خاتمه بخشیم». این گوی و این میدان.

 

**

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



[تاریخ ارسال: 17 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: امید لرستانی]  [  ]  
با دورود،
می توان و باید.
تشکیل جبهه و یا اتحادی وسیع و سرنگونی طلب ممکن است به شرطی که تمام نیرو های سرنگونی طلب با عامل های مشترک وحدت برای یک بار هم که شده و برای همیشه یک تصفیه حساب فردی ،تشکیلاتی و یا گروهی با خود را انجام دهند. هنگامی که به آثار، نوشته ها و موضع گیر ی های همه نیرو های طیف سرنگونی طلب و انقلابی نگاه می کنید آه انسان هر چه بیشتر عمیق تر می شود که با مبانی بسیار مشترک برنامه ای، این نیرو ها را چه می شود؟ چرا نمی توانند حول حداقل ترین برنامه هاشان همکاری کنند؟ هر کدام به تنهائی امر بهشان مشتبه می شود که رستم دستان هستند و یک تنه می خواهند به جنگ دیو روند بدون اینکه حتی یک لحظه در درون آیئنه واقعیت بنگرند که نه گرزی دارند و نه کوپالی، نه شمشیری آخته و نه مجالی. در عین حال که زین رخش رویایشان هم دیر زمانی است که افتاده است.بااین وجود از تک وتا نیفتاده شعار می دهند من آنم که رستم بود پهلوان. باری آنگاه که در زمین سفت پای می نهیم به خود می آئیم که باید با خود صادق بود و نسبت به خلق و تاریخ مسئول. در این صورت است که سئوال کلیدی به کرات تکرار می شود که آیا با این اوصاف همین امروز کاری می توانی انجام دهی یا هرگز؟ در حین این که رژیم پلید آخوندی ولایت وقیحی در حال نابودی دودمان همگی مان است. با یک مرور کوتاه به تاریخ سی و دو ساله به سرعت ملاحظه می کنیم که از همان آغاز به قدرت خزیدنشان حمام خون و شقاوت و قصاوت را شروع کردند. در کردستان قارنا و قله تان، در ترکمن صحرا، کشتار سال شصت و سال شصت و هفت، قتل عام مجاهدین،کمونیستهاو دیگر آزادیخواهان به شکل مداوم و پیگیر و تا آخرینش که رزمنده گان مجاهد را با دستان خالی قتل عام کردند و سرکوب و کشتار مردم اهواز در همین دیروز و پریروز،هم چنین سرکوبی تام و تمام توده های در بند و اسیر ایران و حتی ترور مخالفین در خارج از کشور به عنوان یک حرکت استراتژیک رژیم آخوندی.فکر کنم اگر هر نیروی با خود صادق باشد باید برای همیشه تصمیمش را بگیرد که آیا این وحوش باید سرنگون شوند به شکل قهر آمیز و یا این که بمانند و درنده سان به تار و مار کردن تتمه همگی ادامه دهند.یا اتحاد و همبستگی برای به زیرکشیدن کلیت رژیم جمهوری اسلامی ویا در زیر چرخهای آن له و لورده شدن. من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی بر خیزد..........
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.