شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اعتماد شرطی و عکس العملی

علی ناظر

امروز، یکی از دوستان دیدگاه، متن انتقادی زیر را برای من ای میل کرده اند.

به ایشان نوشتم که در این روزها به علت مشغله فراوان مهلت پاسخگویی ندارم، اما فکر می کنم بد نباشد تا این نقطه نظر مورد توجه همگان قرار بگیرد. (از ایشان اجازه گرفتم که برخی از جملات را ویرایش کنم).

 

این نوشته سوال های بسیاری را در ذهن من زنده کرد، که بعدا به آنها خواهم پرداخت.

با سپاس از این کاربر عزیز

علی ناظر

25 فروردین 1390

 

متن دریافتی

آقای ناظر گرامی با سلام
لطفا اگر ممکن است به من توضيح دهيد که فردی مثل علی سالاری که نه به سرنگونی معتقد است و علنا مجاهدين خلق را تروريست ميداند و از خواست کديور و صدری به عنوان جنبش دموکراسی خواهی ايران دفاع کرده و در تمام نوشته هايش از خاتمی و موسوی و غيره دفاع کرده ووو... چرا بايد در سايت سرنگونی طلب ديدگاه امکان مجانی پيدا کند؟ آيا فکر نميکنيد که با اينکار صف منتقدان دلسوز با چنين افرادی در هم ريخته ميشود؟

باور کنيد مجاهدين بی جهت و علت به هر نوع برخورد و انتقادی حساس نشده اند. ميدانيد اين جنبش و کوشندگان آن چه زخمها که از پشت نخورده اند؟

ميگويند مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد. فکر ميکنم اين شرح حال مجاهدين و ما هوادارانشان شده است. تا جائی که حتی بچه های هواداری همچون من به مطالب و انتقادات عزيزانی که بخوبی ميدانيم انتقاد و ايرادشان از سرد درد ميباشد، مثل شما و آقای يغمائی و مصداقی و ...حساس هستيم و شرطی و عکس العملی برخورد ميکنيم. چرا که از طرف ديگر مشاهده ميکنيم که امثال سالاری و پاسدار گنجی و ... هم که کينه و عقده بی مرزشان با مجاهدين اظهرو من الشمس است بعضا همين حرفها و گفته ها، اما از موضع کين توزی و شيطان سازی از مجاهدين ميزنند.

شما به عنوان مسئول سايت ديدگاه ميتوانيد با کمک به مرز بندی با امثال اين حضرات، زمينه را برای التيام همان زخمهای بی اعتمادی را که خودتان گفته ايد فراهم کنيد.
پيروز و موفق باشيد.

امضا محفوظ

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 15 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: محسن]  [  ]  
همین انتشار نوشته های آقای سالاری در سایت دیدگاه بوده است که باعث رو شدن دست ایشان برای خوانندگان مطالب شان شده است.   

[تاریخ ارسال: 15 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
خدا را شکر که توطئه ترور و بلعيدن آقای علی سالاری توسط مريم و مسعود ناکام ماند و گرنه امروز چه کسی بود که رسالت نوشتن "مطلب تحليلی"! برای درک "اصل مطلب" و اينکه "قضيه از کجا آب ميخورد" را بدوش بکشد.؟!.
  

[تاریخ ارسال: 15 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: farshid]  [ farshid_enteghmi@yahoo.co.uk ]  
جناب علی ناظر گرامی:
به آرزوی تندرستی. من بر خلاف دوستی که به شما انتقاد کرده، میخواستم از شما تشکر کنم بخاطر اینکه حرکات جدیدی در جهت ایجاد رسانه چند صدایی کرده اید. من بر خلاف این دوستمون باور ندارم که حذف و سانسور درد کسی را بتواند التیام بدهد. برعکس مجاهدین نیاز دارند که صداهای دیگر را هم بشنوند. یقین دارم که هموطنان، ولو مخالف مجاهدین، شرکای مناسب تری هستند تا جان بولتون و نو کان های آمریکایی. به اعتقاد من مجاهدین در یک مرحله حساس در تاریخ خود به سر میبرند. برای مدت مدیدی مجاهدین دامنه تحمل کمی از خود نشان داده اند. فکر کنم اینبار باد نیست که دایره ایدولوژی خاص مجاهدین که فقط در شخص آقای رجوی خلاصه میشه پا فرا بگذریم و دست دوستی به هموطنان شریف که خواه سرنگونی ملا ها هستند ولی سیاست های مجاهدین رو غلط ارز یابی میکنند دراز کنیم. در صحنه نبرد سیاسی یا بایست به مردم اتکا کرد یا این که به قدرت های استعماری.نیروهای استعماری شریک مناسبی نیستند. و در جایی که منافع شان تامین نشود به هیچ کس وفا نمیکنند. (مبارک، بن علی، قذافی). تکیه بر مردم هم به چند هوادار و حامی شورای ملی مقاومت خلاصه نمیشه بلکه همه مردم. اگر مردم ایران حاضر هستند با موسوی آشتی کنند، چرا با رجوی نکنند؟ من دلیلی نمیبینم که دشمنی و جدایی اسلات داشته باشه. و قطعا مجاهدین هم اگر در بازی ایده های خودشون تجدید نظر کنند، فکر میکنم مردم با آغوش باز از آنها استقبال خواهند کرد. با تشکر فرشید.
سالها تو سنگ بودی جان خراش،
آزمون را یک زمانی خاک باش.
  

[تاریخ ارسال: 15 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  
دوست ناديده ام آقاي ناظر،
يکي از علل بد بختي هاي ملت ايران اين است که رهبران سياسي بويژه مذهبي و ايدئولوژيک هرچه بيشتر از طرف نخبگان مورد نقد و پرسش قرار مي گيرند به پوپوليسم بيشتر روي مي آورند بطوريکه سياستهاي آنها را نه اطاقهاي فکر و نهادهاي قانوني و رسمي بلکه بلکه فداييان و هواداران آنها در خيابان، آنهم با تهمت و افترا و حتک حرمت و ترور شخصيتي و نهايتاً اگر از دستشان برآمد ترور فيزيکي منتقدين و مخالفينشان تعيين مي کنند. در همين چند سطري که منتشر کرده ايد، سراسر پر است از تهمت و افترا که نياز به پاسخ گفتن نمي بينم. درست است بنده برخلاف مجاهدين از کانديداتوري کروبي دفاع کردم، از جنبش سبز دفاع کردم، ولي کسي نيست که به اين دوست ديدگاهي بگه آخر مرد حسابي، اين علي سالاري که از گلوي مسعود و مريم پايين نرفت چطور مي تواند خوراک موسوي و گنجي شود!!! و يا کي از آن نامهً کديور و صدري دفاع کرده... متاسفانه برخي آنقدر بي سوادند که نمي توانند مفهوم استناد به موضوعي را در يک مطلب تحليلي بفهمند.
  

[تاریخ ارسال: 14 Apr 2011]  [ارسال‌کننده: جواد]  [ javadpoyande@hotmail.com ]  
با عرض سلام من میخواستم از آقای ناظر و آقای یغمائی سئوالی بکنم. من در این چند وقت اخیر در تظاهرات حمایت از اشرف و محکوم کردن جنایت شرکت کردم ولی با مجاهدین تماسی ندارم ولی خیلی دوستشون دارم. وقتی آقای ناظر و یغمائی از خانم رجوی میخوان که جواب بده که چه برنامه ای دارن و چه میخوان بکنن، واقعا انتظار جواب دارن؟ میخواین خانم رجوی چی بگه؟
یعنی در شرایط حاضر چقدر دستشون باز هست که تصمیم بگیرن که این کار رو بکنن یا اون کار؟
شما که از ایشون در شرایط حاضر سئوال میکنید بهر صورت انتظار نوعی جواب دارید. اگر لطف کنید و بگید که این جوابی که انتظارش رو دارید چی هست؟
ارادتمند شما و مخلص تک تک مجاهدین
جواد
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.