عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت جمهوری اسلامی و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در جلسه ای با هم پالگی های "اصلاح طلب" کردش تحت عنوان "کردها تعیین کنندۀ نتیجه انتخابات" به هذیان گویی پرداخته و خود را "نمایندۀ تام الختیار" مردم کردستان قلمداد کرده است. او در آن جلسه نکاتی را مطرح کرده که پرداختن به ماهیت واقعی آنها و روشن کردن حقایق خالی از فایده نیست.
رمضان زاده می گوید: « در مناطق کردنشین با سه میلیون رأی می توانید رئیس جمهور انتخاب کنید چون این انتخابات مانند انتخابات سابق نیست٬ در این انتخابات که ١۰۰ تا ٢۰۰ هزار رأی تعیین کننده است. ما کردها که سه میلیون رأی داریم آن را مجانی به کسی نمی دهیم و سه یا چهار خواسته داریم که باید به آن پاسخ صریح و شفاف داده شود.»
مسئله خیلی روشن است٬ همین اظهارات سخنگوی رسمی دولت اسلامی نشان می دهد که رژیم جمهوری اسلامی تا چه اندازه مورد تنفر مردم سراسر ایران قرار دارد. واقعیت این است که مردم ایران مدتهاست که رأی به سرنگونی جمهوری اسلامی داده اند و برای به گور فرستادنش ثانیه شماری می کنند. هم رمضان زاده و کل دستگاه دولتش و هم مردم ایران این را به خوبی می دانند که حکومت جمهوری اسلامی مشروعیتش را نه از رأی مردم و انتخابات٬ بلکه از خدا و ولی فقیه و سرکوب و زندان و خفقان می گیرد. از نظر مردم ایران "انتخابات" برای جمهوری اسلامی تنها یک تشریفات مردم پسند و مضحکه می باشد که شرکت و یا شرکت نکردن در آن سرسوزنی تأثیر مثبت در زندگی مردم ندارد و در بهترین حالت فقط جابجای تعدادی آخوند باعمامه مثل خاتمی و بی عمامه مثل رمضان زاده را به همراه دارد. هاشمی رفسنجانی که در نماز جمعۀ ۶/١٢/١۳۷۸ در رابطه با انتخابات و اصلاحات سخن می گفت چنین می گوید: « نظام ما مثل یک خانواده است. در انتخاباتها اگر یکی بالا برود و یکی پایین بیاید٬ یکی پیروز یکی شکست بخورد٬ در نظام ما هیچ تفاوتی ندارد و اصلاً مهم نیست٬ چونکه نظام ما اسلامی است و بر اساس اسلام تشکیل شده است.» این گفته رفسنجانی در مورد سیستم حکومتی جمهوری اسلامی یک حقیقت انکارناپذیر است و با سیاستها و اعمال رژیم اسلامی از ابتدای تشکیل آن تاکنون انطباق کامل دارد. حال سئوال میلیونها نفر از مردم کردستان بسادگی از آقای رمضان زاده این است مگر رئیس جمهور محبوبتان خاتمی ۸ سال سوار بر اریکه قدرت نبود؟ مگر مجلس ششم "اصلاح طلب" نداشتید؟ مگر خودتان سخنگوی دولت نیستید؟ مگر استاندار کردستان نبودید؟ پس چه کاری بغیر از سرکوب و سیه روزی بیشتر برای مردم کردستان و ایران انجام دادید تا باری دیگر انجام دهید؟ اما هم او و هم مردم خوب می دانند که این صحبتها و قول و عده ها عوامفریبیهای دوران "انتخابات" است. رمضان زاده که در این نشست تأکید داشت از وی بعنوان یک "فعال سیاسی کرد" یاد شود اظهار داشت: « ما اصلاح طلب و ایرانی هستیم و از قانون اساسی و حقوق شهروندی دفاع می کنیم ولی در ادارۀ امور کشور سهم خود را می خواهیم٬ اهل سنت باید در کابینه و بین سفرا و استانداران جایگاه داشته باشند. درآمد سرانه مناطق کردنشین از همۀ نقاط کشور کمتر است و باید این محرومیت ها به صورت جهشی جبران شود.»
اینها رئوس به اصطلاح مطالباتی است که رمضان زاده و شرکاء در ازاء رأی مردم به جمهوری اسلامی وعدۀ توخالیش می دهد. وقتی به اظهارات رمضان زاده نگاه می کنید مقولات عوامفریبانه ای همچون "فعال سیاسی کرد"٬ "اصلاح طلب و ایرانی"٬ "قانون اساسی و حقوق شهروندی"٬ "اهل سنت"٬ "درآمد سرانه"٬ "محرومیتها" و غیره را می بینید که بسیار سئوال برانگیزند. من به این مقولات برمی گردم. اما اشتباه استراتژیک سخنگوی دولت جمهوری اسلامی و استاندار سابق کردستان و همفکران "اصلاح طلب" کردش در این است که برای "انتخابات" ریاست جمهوری در جای بسیار نامناسب و بدی سرمایه گزاری کرده اند. یعنی در کردستان٬ در منطقه ای حساس که در طول ٢۶ سال حاکمیت سرکوبگرانه جمهوری اسلامی هیچگاه روی خوش به رژیم اسلامی نشان نداده و همیشه مایه دردسر برای رژیم و قوانین اسلامی اش بوده است.
رژیم اسلامی در طول ٢۶ سال کذشته در سراسر ایران سرکوب و خفقان و سیه روزی راه انداخته و اما در کردستان بخاطر وجود همیشگی مبارزه و اعتراضات توده های مردم سرکوبگریهایش بیشتر و آشکارتر بوده و به همین خاطر مورد تنفر مردم کردستان است و مردم همیشه نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی را به عنوان نیروهای اشغالگر نگاه می کنند. مردم کردستان در "انتخاباتهای" گذشته برای مجلس و شوراهای اسلامی و هم برای ریاست جمهوری اسلامی کمترین مشارکت داشته اند. در "انتخابات" پیشین برای رئیس جمهوری و مجلس هفتم عدم شرکت یکپارچه مردم کردستان حتی درافکار عمومی و مطبوعات بین المللی انعکاس وسیعی داشت. جمهوری اسلامی در کردستان با چالشهای زیادی روبرو بوده و هست. رژیم در کردستان تنها با مبارزۀ مردم برای رفع ستم ملی که این خود بخشی از مبارزۀ مردم است روبرو نیست٬ بلکه در سطح وسیعی با مبارزات و اعتراضات جنبش کارگری٬ اول ماه مه ها٬ (که نمونه اخیرش سقز بود که به مشکل بین المللی برای رژیم تبدیل گردید) ۸ مارسها٬ و حقوق کودکان و آدم برفیها و تظاهراتها و خیزشهای شهری روبرو بوده است. جمهوری اسلامی در کردستان همیشه بر بشکه ای از باروت یعنی بر خشم و نفرت مردم نشسته است. در چنین شرایطی دل بستن آقای رمضان زاده و هم پالگی های ٢ خردادی کردش به رأی مردم کردستان با هر عوامفریبی که بکار می گیرند فقط توهمی بیش نیست. مردم کردستان نشان داده اند که آگاهتر و هوشیارتر از آنند که با تحریک احساسات قومی و یا تعصبات سنی گری به فراخوان رمضان زاده که خود به قدمت حاکمیت جمهوری اسلامی یکی از مهره های اصلی رژیم در سرکوب خواستهای عادلانه مردم بوده است جواب مثبت بدهند. مردم کردستان رمضان زاده را خوب می شناسند و از او بعنوان یکی از مسئولین رده بالای دولتی و شریک جرم رژیم اسلامی متنفرند. بهتر است رمضان زاده و شرکاء فکری به حال آیندۀ خود بکنند.
اما برگردم به مقولاتی که رمضان زاده و شرکاء ٢ خردادی کردش بکار می برند. حقیقت این است که محرومیت های مناطق کردنشین٬ حقوق شهروندی ٬ درآمد سرانه و غیره همانطور که تا حال نشان داده پشیزی برای رمضان زاده ارزش ندارد زیرا وی بعنوان یکی از مجریان سیاستهای جمهوری اسلامی در سالهای گذشته در سمت استاندار کردستان و سخنگوی دولت عامل و مسئول محرومیت ها و نقض حقوق شهروندی و سرکوبگری و سیه روزی برای مردم کردستان بوده است. اما همانطور که تمام دولتمردان و دم و دستگاه بورژوازی در سراسر جهان از ریاکاری و عوامفریبی تحت نام دمکراسی استفاده می کنند٬ رژیم اسلامی هم توسط رمضان زاده و دیگر مزدورانش در کردستان از مقولاتی به ظاهر مردم پسند اما بشدت عوامفریبانه استفاده می کنند تا به این وسیله در بین مردم توهم ایجاد کرده و مردم را به نفع رژیمشان به پای صندوقهای رأی بکشانند.
در مورد "فعال سیاسی کرد" تاکنون رسم بر این بوده که به افراد و یا گروههای کردی که علیه جمهوری اسلامی فعالیت می کنند اطلاق شده است. در حالیکه رمضان زاده همیشه بعنوان مهره ای مهم در سمت استاندار کردستان و یا سخنگوی دولت در خدمت رژیم و در سرکوبی مردم کردستان نقش داشته و مردم کردستان وی را بعنوان مزدور دولتی نگاه می کنند نه بعنوان فعال سیاسی کرد! استفاده عوامفریبانۀ رمضان زاده و شرکاء از "ملیت" و "قومیت" برای آنها و رژیمشان نفعی دربرندارد زیرا از نظر مردم آنها آشکارا بخشی از ماشین سرکوبگر دولت اسلامی اند.
در مورد "اصلاح طلب و ایرانی" حقیقت اینست که پروژۀ دستساز خود رژیم اسلامی که قرار بود رژیم را از زیر تیغ تعرضات مردم آزادیخواه و حق طلب ایران خارج کند و تحت نام "اصلاح طلبی" رژیم هارشان را معتدل و مورد قبول مردم و افکار عمومی جهانی قرار دهد٬ دیگر حنایش رنگ باخته است. بنا به اقرار خودشان دوم خرداد شکست خورد و صحبت از چنین پروژه ای دیگر به شوخی می ماند تا حرف جدی. واقعیتها نشان داده که این روزها "اصلاح طلبان" بیشتر مورد تعرض و تمسخر مردم قرار می گیرند. نمونۀ اخیر آن برخورد دانشجویان به خاتمی در دانشگاه تهران را دیدیم. کاربرد کلمه "ایرانی" هم برای رمضان زاده قرار است سپری برای جلوگیری از اتهام تجزیه طلبی از سوی قوه قضائیه حکومتش درست کند و این دیگر جنگ خانوادگی خودشان است و ربطی به مردم ندارد.
"قانون اساسی و حقوق شهروندی" مقوله ای است که دائماً از طرف عوامل رژیم در کردستان تکرار می شود. رمضان زاده و همچنین فراکسیون "نمایندگان کرد" مجلس ششم یا به عبارتی دیگر مزدوران محلی رژیم در کردستان خیلی اسرار دارند که قانون اساسی جمهوری اسلامی خوب است اما اجرا نمی شود. سئوال اینست که جمهوری اسلامی در ٢۶ سال گذشته بر اساس کدام قانون سراسر ایران و از جمله مناطق کردنشین را به یک جهنم واقعی برای مردم تبدیل کرده است؟ مگر قانون اساسی جمهوری اسلامی بر اساس شریعت اسلامی نیست؟ مگر اعدام و شکنجه و سنگسار و فقر و خانه خرابی و ولایت فقیه و ... بر اساس اسلام ناب محمدی اجرا نشده است؟ آقایان از کدام حقوق شهروندی در قانون اساسی جمهوری اسلامی حرف می زنید؟ مگر شهروندان ایرانی بصورت دسته جمعی در زندانها و یا قتلهای زنجیره ای سلاخی نشدند و یا نمی شوند؟ مگر شهروند در حکومت اسلامیتان معنی داشته و دارد؟ اگر هم اکنون فضای باز شده و مردم متوقع شده اند نه از اجرای " قانون اساسی"٬ بلکه از فشار اعتراضات مردم برای آزادی و زندگی بهتر و حقوق انسانی خودشان است.
مطرح کردن "اهل سنت" در کردستان ایران خنده دار است. این درست است که در رژیم اسلامی شیعه حتی اقلیت سنی که بخش دیگری از اسلام است در امان نیست٬ اما استفاده ابزاری و عوامفریبانه از مذهب سنی و سنی گری در کردستان ایران توسط رمضان زاده و شرکاء خیلی مضحک و خنده دار است. احمد مفتی زاده و مکتب قرآنش در ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی٬ در آن زمان که هنوز اسلام سیاسی اینچنین در عمل برای مردم افشاء نشده بود و هنوز بعضی از مردم توهماتی داشتند٬ تلاش کردند تا احساسات مذهبی مردم را برانگیزند و سوار بر آن شوند اما دیدیم که چگونه در برابر چپ جامعه و مردم لاقید به مذهب شکست خورد. تجربه تلخ و دردآور ٢۶ سال حکومت اسلامی شیعه در ایران و کردستان و تجربه قریب به ۷ سال حکومت سنی طالبان در افغانستان و بیزاری و تنفر مردم کردستان از هر نوع حکومت اسلامی از نوع بدخیم و خوش خیمش میخ آخر را به تابوت آرزوهای حکومت نوع سنی رمضان زاده در کردستان کوبیده است. مشکل مردم کردستان سهم "اهل سنت" در حکومت نیست٬ بلکه آزادی و حقوق پایه ای انسانی و برخورداری از رفاه و یک زندگی بهتر است. یکی از اساسی ترین شرایط رسیدن کارگران٬ زنان٬ جوانان و تمام مردم ستمدیده به این اهداف سرنگونی جمهوری اسلامی و نداشتن هرگونه حکومت مذهبی است. دست هر گونه مذهب از زندگی مردم کوتاه! شعار واقعی و هرروزه مردم است.
در مورد محرومیتها و درآمد سرانه و تقسیم ناعادلانه ثروت در بین مردم و زیر خط فقر زندگی کردن درصد بسیار بالای از مردم ایران و بویژه در مناطق کردنشین و غیره همگی نشانه ضد انسانی بودن و بیگانگی نظام سرمایه داری به زندگی بشر امروزی است و در سراسر دنیا وجود دارد. اما در ایران علاوه بر این اسلام سیاسی هم در حکومت است و در جزئی ترین حیطه زندگی خصوصی افراد هم دخالت دارد.
سرنگونی جمهوری اسلامی و رسیدن به آزادی و برابری و برخورداری از زندگی شایسته انسان امروزی و پایان دادن به هر نوع ستم و استثمار و بی عدالتی خواست و آرزویی اکثریت قاطع مردم در سراسر ایران و همچنین در کردستان است. کارگران٬ زنان٬ جوانان و مردم ستمدیده و آزادیخواه برای رسیدن به این اهداف هر روزه در حال مبارزه اند. مطالبات و مبارزات کارگران و دیگر اقشار جامعه رادیکال و اجتماعی اند و عمدتاً سراسری است. جامعه هر روز به چپ می چرخد و واقعیتها و ضرورتها نشان داده که جامعه حول یک انقلاب عظیم اجتماعی آماده و متشکل می شود. انقلابی که تجربه شکست انقلاب ۵۷ و عوامفریبیها و سرکوبهای خونین اسلام سیاسی را دارد و اینبار به کمتر از برقراری آزادی و برابری واقعی و حاکمیت اراده مستقیم کارگران و مردم ستمدیده رضایت نخواهد داد. در این دوره ما شاهد محاکمه و جوابگویی جنایتکاران دولتی در پیشگاه مردمیم. زنده باد انقلاب!
raoufafsa@yahoo.com