شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عاشورای 89
نبرد خرافه پرستی و عقلانیت آغاز شده است

کورش عرفانی

کورش عرفاني

عاشورای امسال دو خصوصیت تاریخی داشت: امنیتی ترین و کساد ترین. اولی را باید به حساب وحشت رژیم از تکرار عاشورای سال پیش دانست و دومی را بیانگر آغاز رهایی جامعه ی ایران از تکرار باطل. رژیم در بن بست جمهوری اسلامی برای حفظ بقای خود از این پس جز سرکوب و لشگر کشی در خیابان ها چاره ای ندارد. یعنی حفظ اوضاع با ترس و وحشت و چماق. این روش صد البته در کوتاه مدت موثر است اما در دراز مدت جامعه را چنان فلج می کند که هزینه سرکوب بیشتر از سود آن می شود و این یعنی آغاز فروپاشی. این روند غیر قابل پرهیز است، بخصوص در مورد جامعه ی پیچیده ای مانند جامعه ی ایران.

مورد دوم اما مهم تر است. در یک سال اخیر چهره ی پلید رژیم چنان بر ملا شد که ضربه ای اساسی به باورهای مذهبی توده ها وارد شد. مشخص شد که خدا و پیامبر و دینی که دستگاه های تبلیغاتی نظام مطرح می کنند پوششی است برای غارت ثروت ها، تجاوز های کهریزکی و قتل عام مخالفان. دیگر آن باورهای احساسی عمیق نسبت به نمادهای مذهب، حتی ریشه دارترین آنها مانند حسین و کربلا و عاشورا، عمل نمی کنن؛  نه این که از میان رفته باشند، ولی دیگر مردم را به خیابان نمی کشند.

دیروز عاشورای ایران رنگ و بوی بی اعتنایی مردم نسبت به آن چه دهه ها به عنوان ارزشی مذهبی-سنتی و پایدار و ریشه دار جلوه می کرد بود. رژیم برای حفظ قدرت خویش اسلام و باورهای مذهبی مردم را نیز قربانی کرد و این پدیده نمی تواند باشد مگر مثبت. زیرا در نهایت، آن چه جهل را در میان توده ها دامن می زند، رفتن و قمه زدن بر سر و زنجیر زدن بر پشت خود است برای یک جریانی که نه می دانند چه بوده و نه این که چه ربطی به آنها داشته است. و این حرکت عادت وار، بی معنا و تکراری و کلیشه ای در عاشورای 89 زیر سوال رفت، حتی با وجود کارکرد تخلیه ساز آن. مردم ترجیح دادند این بار به جای عزاداری مکانیکی برای جریان و افرادی که نمی شناسند در خانه ها بنشینند و فیلم های سینمایی ماهواره ای تماشا کنند، دور هم غذایی بخورند و یا به مسافرت بروند تا قدری هوای تازه نفس بکشند.

حسین و زینب و سایر اهل بیتش در پشت صف های طویل ماموران سرکوبگر نظام گم شدند و جمعیت زیادی به سراغشان نرفت. پیش بینی شده بود که در عاشورا -25 آذر- تحرکات سیاسی انجام شود و نشد و این یک ناکامی بود، اما هم چنین قرار بود مثل همیشه تحرکات مذهبی و سنتی عادت وار انجام شود که نشد و این یک کامیابی است. کامیابی در رها ساختن خویش از قید و بند نوعی احساس عذاب وجدان، که صدها سال است در ایران گریبان توده ها را گرفته و هیچ دست آورد ملموسی در تحول اجتماعی، فرهنگی  و سیاسی ایران نداشته است. بر عکس، با عادت دادن مردم به زاری و گریه برای چیزی که جز در تصور و خیالشان معنا نداشت آنها را عادت می داد که سیاهی واقعیت زندگی اجتماعی و اقتصادی خویش را در سیاهی پرچم های محرم پنهان کنند.

عاشورای 89 پایان مذهب گرایی خرافی در ایران نبود، اما شاید آغازی بر این پایان باشد. شرط آن، فعال ماندن نیروهای روشنگر جامعه ی ایران است. هم در خارج و هم در داخل. از این دلسردی و ناامیدی مردم نسبت به مذهب و اساس و بنیادهای آن باید استفاده کرد و ضربه ای کاری به بنیان مذهب سالاری حاکم وارد کرد. اینک که بخش های مهمی از مردم ایران در اعتقادات مذهبی خویش دچار شک عملی شده اند افراد و تشکل های روشنگر باید با هدف، با برنامه، با واقع گرایی و با زبانی که احترام را در خود دارد این شک را گسترش و عمق بخشند. راه این کار تخریب نمادها و ارزش های مذهبی با خشونت گفتاری  نیست، بلکه جا انداختن آن نوع از برخوردی است که به واسطه ی درستی ذاتی خود، بی پایگی باورهای مذهبی را به فرد نمایان سازد: برخورد عقلایی.

کسادی عاشورای 89 نشان می دهد که راه برای استقرار یک جایگزین برای مذهب گرایی سنتی در ایران باز است و این جایگزین چه می تواند باشد جز ترکیبی از انسانیت و عقلانیت. انسانیت به عنوان زیربنای ارزشی و اخلاقی فرد در زندگی روزمره و عقلانیت به عنوان ابزاری موثر برای پاسخ دهی به پرسش های بی شمار فلسفی، اجتماعی و عملی.

جامعه مذهب زده ی ایران می رود که به یک جامعه مذهب ستیز تبدیل شود. این پدیده زمانی می تواند مثبت و سازنده شود که یک جایگزین کارآ وجود داشته باشد، در غیر این صورت یک خلاء ارزشی و روانی آثار مخربی را به همراه خواهد داشت که به طور لزوم هدف مورد نظر نیروهای پیشرو جامعه را تامین نخواهد کرد. آن چه لازم است کار جدی و سازمان یافته است برای همراهی کردن مردمی که از مذهب دوری می گزینند به سوی یک جایگزینی که نباید رنگ و بوی مذهبی دیگر یا یک ایدئولوژی از پیش شکل گرفته شده را داشته باشد. جایگزین مناسب آن است که براساس مواد و مصالح تفکر انسان مدار و خردگرا، فرد، خود آن را بنا می کند.

فراموش نکنیم که روند زدودن خرافه پرستی مذهبی و غیر مذهبی در ایران فرایندی است پیچیده، زمانبر، کاربر که نمی تواند بدون یک تلاش وسیع چند جانبه و بدون توجه به ضرورت زیرساخت های مادی و غیر مادی از یکسو و نهادینه کردن انسان مداری، آزادی ها و عدالت اجتماعی از سوی دیگر میسر باشد. این روند طولانی نیاز به کار علمی دارد، دشمنی احساسی با مذهب سبب تقویت آن می شود، برخورد عقلانی با آن اما سبب بلوغ فکری و شخصیتی فرد مذهبی شده و از دل آن یک خردگرای بالغ و رها شده از قید مذهب و خرافه بیرون می آید.

عاشورای 89 نشان داد که فضای مناسب برای این کار در جامعه ی مذهب زده ی ایران فراهم شده است، حال می توان پیمودن این راه طولانی را هوشمندانه، فعالانه و بر اساس واقعیت ها آغاز کرد.

**

www.korosherfani.com

16 December 2010

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کورش عرفاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.