شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گفتگو با سید مهدی میرباقری درباره عصر ظهور

رجانیوز

قوم یوسف در برزخ


گروه فرهنگی - علیرضا سمیعی: نکته اي كه در زمينه واقعه مبارك ظهور مطرح است نقش وجود مقدس آقا امام عصر(عج الله تعالي فرجه الشريف) در تحولات عصر ظهور است. مي‏دانيم كه ظهور بالاترين مرحله كمال انسان و جهان است، اما سؤال اساسي اين است كه ميان اين تحول - كه نقطه كمال انسان و جهان است - و شخصيت آقا امام عصر(عج الله تعالي فرجه الشريف) چه نسبتي وجود دارد؟ چرا بدون وجود آن حضرت، اين تحول در جهان رخ نخواهد داد و جهان بايد منتظر بماند تا ايشان بيايند؟


حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: فکر مي‏كنم سؤال بسيار خوبي است. چون بعضي انديشه‏هاي فلسفه تاريخي حضور انسان در تحولات تاريخي و اينكه خداوند متعال به انسان نقش اعطاء كرده را درست معنا نكرده و خيال كرده‏اند كه همين انسان متعارف، محور تكامل تاريخ است. اين تلقي، غلط است. در واقع به تبع عبادت ولي خدا و سجود او در مقابل خداوند است كه همه عبوديتها و نعمتها محقق مي‏شود.


بنابراين محور تحقق بندگي در عصر ظهور، بندگي ولي‏اللّه‏الاعظم است كه قرنهاست در غيبت و ابتلاء به سر مي‏برند. آن حضرت، «عروةالوثقي» هستند. در روايات ما «عروةالوثقي» در آيه «و من يكفر بالطاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقي»  به شخص شخيص نبي‏اكرم(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام) ايشان تفسير مي‏شود؛ يعني محكمي همه عالم در بندگي خدا، به وجود آنهاست و استحكام عبوديت بندگان به آنها برمي‏گردد. بنابراين، حقيقت عصر ظهور مرتبه‏اي از عبادت حضرت حجت(عج الله تعالي فرجه الشريف) است كه اثرش تحقق جامعه توحيدي است.


از منظر ديگر در درگيري ابليس و ائمه جور با نبي‏اكرم(صلي الله عليه و آله) و اهل بيت(عليهم السلام)، عبادت نبي‏اكرم(صلي الله عليه وآله) و اهل بيت(عليهم السلام) بر شيطنت آنها غلبه مي‏كند. اگر آن عبادتهاي عظيم نبود، كه ظلمات آنها همه ما را فرا مي‏گرفت، لذا در اين آيه كه مي‏فرمايد: «أوكظلمات في بحر لجّي يغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض إذا أخرج يده لم يكد يراها و من لم يجعل اللّه له نورا فماله من نور» ، ظلمات را به ائمه جور تفسير مي‏كنند، تا برسد به بني‏اميه كه «ظلمات بعضهم فوق بعض». مي‏فرمايد ظلمت اولياء باطل آنقدر زياد است كه «إذا أخرج المؤمن يده في ظلمة فتنهم لم يكد يراها» ؛ مؤمن در اين دوران چنان غرق در ظلمت مي‏شود كه نزديك‏ترين قواي خودش را نمي‏بيند، خودش را فراموش مي‏كند، اما اين ظلمت جز با نور امامي از اولاد فاطمه(سلام الله عليها) برداشته نميشود.


چنانكه در تفسير اين قسمت از آيه كه مي‏فرمايد: «و من لم يجعل اللّه له نورا فماله من نور»، مي‏فرمايند: «و من لم يجعل اللّه له اماما من ولد فاطمة».  كسي كه از اين نور برخوردار نشود نه فقط در دنيا غرق در ظلمت است «فماله من نور في يوم القيامه»؛ يعني ظلمت در قيامت هم او را غرق مي‏كند.
 
بنابراين، آن نوراست كه مي‏تواند جريان ظلمت را بردارد. آن هدايتي كه ضلال را نابود مي‏كند نور و هدايت حضرت مهدي(عج الله تعالي فرجه الشريف) است. آن حيات كه موت و مردگي را مي‏برد؛ يعني حيات طيبه، حيات آن حضرت است؛ از اين رو حضرت مأذون به تجلي آن ولايت و رحمتهاي الهي مي‏شوند، و سپس رحمتها ظهور پيدا مي‏كنند. ما بايد نگاهمان را اصلاح كنيم و خودمان را همسنگ با ولي خدا ندانيم. البته همه قلوب اين معارف را تحمل نمي كند؛ حتي گاهي شيعيان عادي هم اين ظرفيت از تحمل را ندارند؛ اشكالي هم ندارد، نبايد همه معارف را به آنها گفت؛ چون تحمل نمي‏كنند و شكسته مي‏شوند.


در روايت هم آمده است كه درجات مؤمنين را مراعات كنيد و حرفي كه به درجات بالاتر مي گوييد را به درجات پائين‏تر نگوييد، تحميل بر او نكنيد كه او مي‏شكند و مسئوليت به عهده شما مي‏آيد! خلاصه اينكه محور همه تحولات عصر ظهور، ولي خداست و تجلي ولايت آنهاست كه بقيه را مي‏گيرد و بقيه، شعاع وجود آنها هستند. پس، معناي ظهور چيزي جز ظهور ولايت نيست. وقتي ولايت ولي‏اللّه در جلوه‏هاي مختلف خودش ظهور مي‏كند، حيات، نور، رحمت، علم، حكمت و عدل مي‏آيد. همه اينها آثار ولي‏اللّه است. اين موضوع را به صورت ديگري همه قبول دارند و هيچ موحدي آن را انكار نمي‏كند.


آيا اگر بگوييم همه آنچه در عصر ظهور محقق مي‏شود نازله رحمت خداست، هيچ موحدي آن را انكار مي‏كند؟! انسانها را كه شريك خدا قرار نمي‏دهيم. ما شريك ولي خدا هم نيستيم. اراده‏هاي ما در طول ولايت آنهاست. اصلاحمان هم در طول ولايت آنهاست. اگر حضرت دست به اصلاح نزند ظلمت ائمه جور و ابليس، احدي را رها نمي‏كند. فتن جبهه باطل آنقدر ظلماني است كه مؤمن خودش را فراموش مي‏كند. نوري كه انسان را از اين عالم تا همه عوالم، از آن ظلمت نجات مي‏دهد نور ولي خداست. ظهور، عصر تجلي ولي خدا در همه عرصه‏هاي حيات اجتماعي است.
 
رجانیوز: آيا مي‏توان گفت كه حضرت مهدي(عج الله تعالي فرجه الشريف) در جريان ظهور فقط نقش رهبر را برعهده دارند و تنها وجود مادي ايشان است كه اين حركت را ايجاد مي‏كند؟
 
حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: ولايت باطني ايشان، اصل اساسي ظهور است. اين مطلب را من در پاسخ يكي از سؤالها عرض كردم. درگيري‏اي كه در عالم هست در واقع، درگيري در باطن بين ابليس و ائمه جور از يك سو و حضرت مهدي(عج الله تعالي فرجه الشريف) از سوي ديگر است و آن حضرت از اعلاترين مراتب واسطه فيض حقند. چنانكه در مورد ايشان مي‏گوييم: «أين السبب المتصل بين الارض والسماء»  يا «بيمنه رزق الوري»؛  به سجود ايشان است كه خدا صلوات مي‏فرستد و طفيل اين صلوات، همه روي زمين مي‏مانند. شايد نكته اينكه مي‏گويند قبل از دعا صلوات بفرستيد همين است. هيچ رحمتي بر شما نازل نمي‏شود مگر اينكه صلوات بر آن حضرت نازل بشود.
 
ايشان كه يك فرد نيست. ايشان وارث همه انبيا و اوصيا است. در زيارت آن حضرت مي‏خوانيم: «السلام علي وارث الانبياء و خاتم الاوصياء، ... المنتهي إليه مواريث الانبياء و لديه موجود آثار الاصفياء»،  همه رحمت و كمالي كه خدا بر خواصش نازل كرد در حال حاضر در دست ايشان است. مي‏فرمايند وقتي حضرت ظهور مي‏كنند به كعبه تكيه مي‏دهند، همه انبياي اولوالعزم(عليهم-السلام) تا نبي اكرم(صلي الله عليه و آله) و همه ائمه هداه معصومين(عليهم-السلام) را نام مي‏برند و مي‏گويند هر كه مي‏خواهد اينها را ببيند، بيايد من را ببيند.


رجانیوز: پس كمالات وجودي آن حضرت است كه همه تغييرات را به‏وجود مي‏آورد؟


حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: نازله كمالات وجودي ايشان است. اتفاقي كه در عصر ظهور مي‏افتد، اين است كه ولايت، اذن به ظهور پيدا مي‏كند. نازله ظهور او همين بركات عصر ظهور است. مگر غير از اين است كه بندگان خدا مي‏خواهند به مقام عبوديت برسند و رحمت را در مرتبه عبوديت، درك و دريافت كنند؛ نه در مرتبه شيطنت، كه به تعبيري فقط ظرفيت درك و دريافت رحمت عامه خدا را دارند، و رحمت رحيميه خدا را نمي‏توانند درك و دريافت كنند.


مگر غير از اين است كه عصر ظهور، عصر درك و دريافت رحمت رحيميه در جلوات مختلفش است. واسطه اين رحمتها نسبت به همه عوالم، ولي خداست. اگر ما بگوييم خود خداوند متعال است هيچ كس اشكال نمي‏كند، اگر بگوييم جبرئيل و ملائكه هستند كسي اشكال نمي‏كند، اگر گفتيم امير ملائكه، و امير ملكوت يعني ولي‏اللّه الاعظم است كه اين‏كار را انجام مي‏دهد براي برخي قابل تحمل نيست!
 
رجانیوز: در واقع همان تعبير «و أشرقت الأرض بنور ربّها» محقق مي‏شود.


حجت الاسلام والمسلمین میرباقری: بله. اصلا خصيصه ظهور اين است كه جهان حيات مجدد پيدا مي‏كند چنانكه در تفسير اين آيه قرآن كه مي‏فرمايد: «إعلموا أنّ اللّه يحيي الارض بعد موتها»  روايات مي‏فرمايند با ظهور حضرت مهدي(عج الله تعالي فرجه الشريف) اهل ارض به حيات مي‏رسند. حضرت فرمود: «والكافر ميتٌ» ؛ در واقع، بساط كفر جمع مي‏شود و همه مؤمن مي‏شوند. وقتي مؤمن شدند و به حيات رسيدند، اين انسان زنده مي‏تواند رحمت را درك و دريافت كند، مي‏تواند كلام حق را بشنود، متعظ بشود، راه بيفتد و درك از نعمتها پيدا كند والاّ پيامبراكرم(صلي الله عليه و آله) همه از درجات رحمت خدا و از درجات بهشت مي‏گفتند اما مشركان چون مردگان از شنيدن عاجز بودند.


چنانكه قرآن كريم مي‏فرمايد: «فإنّك لاتسمع الموتي»،  و يا «و ما أنت بمسمع من في‏القبور»،  كسي كه گور خودش را با خودش حمل مي‏كند كه نمي‏تواند معني بهشت و درجات بهشت را بفهمد. او بيش از مقبره خودش جايي را نمي‏بيند، اما اين حجاب وقتي كه با نور ولي‏اللّه برداشته شد، در قلوب، درجات رحمت و نعمت و كمالات، قابل درك و دريافت است.
 
همه چيز به ولي خدا برمي‏گردد؛ چون آنها خليفه مطلق خدا هستند و ولايت آنها طريق وصول رحمت خداوند متعال حتي بر انبياي اولوالعزم عليهم-السلام است، لذا ميثاق ولايت آنها براساس روايات متعددي از انبياي اولوالعزم (عليهم السلام) هم گرفته شده است و اصلا درجات اين انبيا به خاطر آن است كه در ميثاق ولايت، صاحب عزم بودند؛ ميثاق داده‏اند، پاي آن ايستاده‏اند، در دنيا هم عمل كرده‏اند و امّت خودشان را زير پرچم اميرالمؤمنين(عليه السلام) حاضر كرده‏اند. اصل همه حقايق از آن طرف نازل مي‏شود. گاهي استكبار ما ولو استكبار خفي، اجازه نمي‏دهد كه اين منزلتها را درك كنيم و مي‏خواهيم خودمان را كنار دست وجود مقدس امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) بنشانيم. اين استكبار نفس است، آنها هم تحمل مي‏كنند و چيزي هم به ما نمي‏گويند. برادران جناب يوسف گفتند: «و نحن عصبة إنّ أبانا لفي ضلال مبين»، جناب يوسف هم با آنها درگير نشد و بلاي آنها را كشيد و البته تدريجاً هدايتشان كرد. حتي روزي كه آمدند و از او گندم خواستند به آنها رحم كرد و گندم را در اختيارشان گذاشت و از اينكه روزي او را در چاه انداخته بودند چيزي نگفت. خودش را هم به زودي معرفي نكرد چون هنوز هم نمي‏توانستند يوسف را بشناسند و درك كنند. اما وقتي به نقطه اضطرار رسيدند كه ديگر مي‏توانستند يوسف را بشناسند و درك كنند، حضرت خودش را معرفي كرد اينجا بود كه آنها گفتند: «تاللّه لقد اثرك اللّه علينا و إن كنّا لخاطئين»؛  ما اشتباه مي‏كرديم، تو كجا! ما كجا! ما به خطا تو را بالاتر از خودمان مي‏ديديم و تو را در چاه انداختيم، تو كه از ما بالاتر بودي از ته چاه به ما نفرين نكردي، باز هم كه به رياست رسيدي جز رحمت چيزي از تو به من نرسيد.. اينها كي فهميدند؟ وقتي كه هم مشكل براي ولي خدا درست كردند و هم خودشان محروم شدند، مدتهاي طولاني، بيشتر عمرشان را بدون يوسف از دست دادند، در كنار يوسف چقدر مي‏توانستند به خدا نزديك شوند. ولي آخر كار مضطر شدند و با اين اضطرار خدا آنها را به در خانه يوسف آورد.


ما هم گاهي اينگونه هستيم، گاهي خودمان را همسنگ ولي خدا مي‏نشانيم، گاهي در باطن خودمان، گمان مي‏كنيم از ولي خدا هم برتريم. اين چه مقايسه‏اي است؟! في‏المثل ما حتي سلولهاي عالم هم نيستيم ولي آن حضرت روح كل هستي است. شما اگر مثلا به سلولي كه در يكي از اعضاي بدنتان زندگي مي‏كند بگوئيد تو و ميلياردها امثال تو يك پيكره از يك جسمي را تشكيل مي‏دهيد كه كل اين جسم را خدا براي روح خلق كرده است، براي آن سلول قابل تحمل و تصور نيست ولي اين امر يك واقعيت است. از بالا كه نگاه مي‏كنيم مي‏بينيم، ميلياردها سلول كه تلاش مي‏كنند، زاد و ولد مي‏كنند، مي‏جنگند، لشكركشي مي‏كنند، نظم دارند، قاعده دارند و... همه‏شان در پيكره‏اي هستند كه براي روح ما خلق شده‏اند و با رخت بستن اين روح، همه آنها متلاشي مي‏شوند. ولي خدا هم همين نقش را دارند «بيمنه رزق‏الوري و بوجوده ثبتت الارض والسماء»؛  اگر كسي چنين تلقي از ولي خدا داشت، در مي‏يابد كه عصر ظهور، عصر ظهور ولايت است، و همه تنعمات تجلّي ولايت اوست. همچنانكه تنعمات بهشت هم همينگونه است و اساساً درجات بهشت هم، درجات معرفت به آنهاست.

منبع: رجانیوز، 5 مرداد 1389




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
رجانیوز:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.