شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

راز یک ترانه وهیولا تنهاست
اسماعیل وفا یغمایی

اسماعيل وفا يغمايي

عرض کنم خدمت دوستان که: در هنگامه دندان تیز کردن و بسیج تمام عیار رژیم در وحشت از مردم ایران، و در هنگامی که آقایان کروبی و موسوی در هراس از خونریزی( انگار این حکومت در شرایط غیر تظاهرات آرام مینشیند و خون نمیریزد و این سی و چند سال منجمله در دوران وزارت آقایان موسوی و هاشمی و خاتمی که هر سه هم بحمدالله سبزند آن مایعاتی که از پیکر هزاران کشته بر خاک ریخته خون نبوده و آب بوده است!) و در حول و حوشی که حاکمان همین دیروز 900 نفر را که 300 تایشان زنان بودند دستگیر و روانه زندان کردند، رفیقی برای من فیلم ترانه جدیدی از سه خواننده یعنی ستار و شماعی زاده و شیفته را فرستاده و نوشته بود گوش کنم.

فقیر بیشتر موزیک خالص گوش میکنم، بدون صدای آدمیزاد،انتخابهای اول من هم شوپن است ئ باخ و کسائی و جلیل شهناز و یاحقی و اگر بخواهم صدای آدمیزاده را بشنوم میروم سراغ قدیمیها و کلاسیکها مثل خوانساری و بنان وقوامی و مرضیه و بهبود اف. موزیک جدید ما اگر این کثافات حاکم نازل نشده بودند می توانست به مدد بزرگانی چون ویگن ، و امثال داریوش و گوگوش و منجمله ستار و شماعی زاده و بسیاری دیگر راه به مقصد درستی ببرد ولی با ظهور جمهوری ملا ، موزیک جدید در داخل کشور به نظر من در بخشی، سر از روضه خوانی مدرن در آورد و در خارج سر ازموزیک معروف به لوس آنجلسی که شکل و محتوایش آزار دهنده است و گوشض دادنش توهین است به گوش و شعور و عاطفه و اخلاق، و برادر دو قلوی همان روضه خوانی مدرن است با این تفاوت که آن یکی مذهبی است و این لامذهب، اما با تمام اینها نشستم و ترانه سه صدائی را گوش کردم. دو باره و سه باره. نه بخاطر سطح بالا یا پائین اش! بلکه بخاطر اینکه این سه خواننده در میان مردمشان ایستاده اند و برای آنها و از درد آنها می خوانند. این سه خواننده نه انقلابی اند و نه ادعایش را دارند ولی در امواج این یکی دوساله و در کنارتمام شورها ی بپا شده منجمله دیدیم که خوانندگان و هنرمندان مملکت ما از شجریان و ناظری و گوگوش گرفته تا شماعی زاده و ستار و شیفته و دهها تن دیگر برای مردم و آزادی و میهن شان و لااجرم علیه حکومت ملایان خواندند و میخوانند. تا یکسال قبل چنین چیزی سابقه نداشت و از یکسال قبل تا حالا شاهد بسیاری چیزها و منجمله این نوع کارها هستیم. نمی خواهم زیاد بنویسم و چیزهائی را که میدانید تکرار کنم ولی میخواهم بگویم بعد از آن خط کشی پارسال میان مردم و حکومت نورافکنی روشن شد و صحنه را منور کرد که نشان داد و همه دیدند و باور کردند هیولا تنهاست. بد جوری تنهاست. البته بسیجی و شکنجه گر و جلاد سلخ و توپ و تانک و ماشین و موتور و چماق و پول وخیلی چیزهای دیگر دارد. بیش از آنهائی که ما فکر میکنیم دارد ولی بد جوری تنهاست و خودش هم می داند تنهاست و تنهائی یک رژیم با خودش یعنی این که پوسیده و بوی گندش بلند شده است و فقط می تواند با سرکوب ادامه دهد، اما تا کی و چه اندازه؟ بخصوص که این تنهائی معنای دیگرش این است ملت و مردم دارند یکی میشوند و اتمها و ملکولهایشان دارد مثل اتمها و ملکولهای پیش از انفجار بیگ بنگ بهم میچسبد و هم جهت میشود و بعدش بالاخره انفجار خواهد بود. یعنی با این رژیم جبری جز انفجاروجود ندارد. من نمیدانم رهبر و ولی فقیه چه فکر میکند ولی میدانم دارد اشتباه تمام دیکتاتورها را مرتکب میشود یعنی اینکه فکر میکند :میشودنه تنها بطور کوتاه مدت به سر نیزه تکیه داد، بلکه امکان این هست که در دراز مدت روی سرنیزه نشست! و حکومت کرد. رهبر اگر برود و ازسرنوشت بخصوص قسمتهای پائینی دیکتاتورهائی که روی سر نیزه نشستند عبرت بگیرد شایدطور دیگری عمل کند و اگر به ترانه ساده ستار و شماعی زاده و شیفته گوش کندشاید بفهمد که تنهاست و این مردمند که می آیند و می خوانند و سرانجام روزی یا شبی دسته جمعی در رزم سرنوشت می جنگند وآنگاه فرو رفتن سر نیزه و نعره پایانی دیکتاتوری دیگرو قهقهه رندانه شادروان ایرج میرزا از جهان مینوی که: گوئی که فرو رفت بر او نیشتر از من...

اسماعیل وفا یغمایی

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اسماعيل وفا يغمايي:



[تاریخ ارسال: 14 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
واقعا مضحک است که یک نفرمینویسد: در اول قیام میلیونها ایرانی از روشنفکر گرفته تا غیر مذهبی و سوسیالیست تا چریک کمونیست و افراد سیاسی و ملی گرا و توده ای و نویسندگان و شاعران .. و خلاصه همه مردم این کثافات( منظور خمینی واخوندها ومزدورانشان) را بر روی چشم نهادند!!. یک نفر باید به این کامنت گذاربگوید: این حرف تو کاملا درست است ! اما دلیل حمایت اکثریت مردم از این کثافات این بود که بخاطر سانسور شدید دوره پهلوی مردم شناخت درستی از اسلام این پدیده ضد بشری و همچنین ماهیت جنایتکارانه خمینی و دارو دسته اش و رژیم جمهوری اسلامی نداشتند. اگر چه چریکهای فدائی از همان اول قیام ماهیت ضد مردمی رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی را برای مردم افشا کرده بودند . حال خنده دار اینجاست که همین اقای کامنت گذار که همه را سرزنش میکند که چرا در ان زمان اگاه نبودید و این کثافات را روی چشم نهادید خودش حالا که بعد از ۳۱ سال همه مردم حتی کودکان دبستانی از ماهیت جنایتکارانه رژیم و مزدورانش بخوبی اگاه شده اند با سرسختی تمام از یکی ازهمین کثافات که همه اورا بخوبی می شناسند دفاع کرد و اورا روی چشم نهاد!!.
  

[تاریخ ارسال: 14 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: عمو جان]  [  ]  
حُسن قضیه به همین است که این آدمهای که شما میفرمائید سلطنت طلب و خود خواه هستند بیایند در صف مردم قرار بگیرند.

حالا دلیلش مهم نیست مهم این است که همین ها آمده اند بر ضد رژیم و برای مردم اواز می خوانند.
رزیم وقتی مرگش می رسد که همینطور باشد. اگر تق رزیم در نیامده بود که اینها آواز نمی خواندند و مثل سی سال قبل خاموش می‌نشستند
  

[تاریخ ارسال: 14 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور سل تی تی]  [  ]  
...انسانها تغییر می کنند روند تاریخ این را نشان می دهد بعضی ها به خاطر آگاهی که دارند همان اول موضع مخالف می گیرند مثل شاملو واشرف دهقانی که همان اول گفتند این رژِیم وابسته هست واشغال هست وقابل دفاع نیست زمانی بود که... تمام سازمانها وشخصییتها از رژِیم دفاع می کردند ولی به مرور زمان همه یکی یکی فهمیدند که از این رژِیم پلید هیچ آبی گرم نمی شود وعلیه شان موضع گرفتند می خواهم بگویم انسانها بر اثر جایگاه اجتماعی که دارند وجایگاه تفکری که دارند موضع می گیرند نباید آنها را با چوب پراند بلکه باید دستانشان را فشرد حالا که بر گشتند البته این اندیشه نباید در جهت بخشیدن خائنینی چون اکثریت وحزب توده واصلاح طلبان باشد که الآن خود را مدافع مردم می دانند اینها باید به عنوان خائنین وجنایتکار محا کمه بشوند   

[تاریخ ارسال: 14 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: همیشه مبارز]  [ always_fight@yahoo.com ]  
من البته با نظرات نیما از لحاظ هم پیمانی سیاسی اجتماعی و نه اتحاد ایدثولوژیک و عقیدتی مشکلی ندارم اما می خواستم به ایشان یاداوری کنم که به جای اظهار نطر کردن در هر مقاله ای خود قلم به دست بگیرند که اگر مردی این جولانگه توست. مبارز واقعی مثل آقای ناظر خود اسلحه به دست می گیرد نه اینکه ته مانده غذای دیگران دوباره مصرف کند.   

[تاریخ ارسال: 14 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: فرزین]  [  ]  
باز هم از هنرمندان انتقاد (می کنید ولی) این بار از دهان شاملو،

همان شاملویی که متهمش کردید چرا از ایران خارج نشده یا چرا رژیم ایران او را نکشته است!
میگویند ملت ایران حافظه تاریخی ندارند ولی‌ کسی‌ نیست بگوید ملت ایران چه کسانی هستند؟؟ ملت ایران که موجودات خیالی نیستند که!!؟؟ ...
چرا در زمان مشروطیت از کشتار بابیها صحبتی‌ نکردید؟
چرا در سال ۵۵ و یا ۵۶ هم آواز با مذهبییون، فریدون فرخزاد را جلف و قرتی خطاب کردید و در سال ۵۸ خواستار اعدام همین شماعی زاده به‌ جرم سرمایه دار بودن بودید؟!
نه شجریان ادعای رهایی خلق‌های جهان را داشت نه ستار، نه شماعی زاده، ولی‌ شما که از تمام خلق‌های جهان مثلا دفاع میکردید چرا از حقوق پایمال شده بهائیان در سالهای دهه ۵۰ دفاع نکردید؟!
ادعای امثال شما بیشتر به لطیفه و جوک شبیه است!
کسانی‌ که خودشان ویروس تفکرات مذهبی‌ و سنتی‌ را سالها به دوش میکشیدند چگونه میخواستند پیام آور رهایی و مدرنیته و شادی و پیشرفت و ترقی‌ خواهی باشند؟!
از کسانی که در دادگاه شاه سخن از حسین و مولا علی‌ میکردند و از حماسه عاشورا سخن می‌گفتند و علی‌ را اولین سوسیالیست تاریخ میپنداشتند توقع دنیای مدرن و پیشرفت و آزادی داشتید. زهی خیال باطل !
  

[تاریخ ارسال: 13 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
دو سه روز پیش چند سایت انترنیتی نوشتند که معین و بیژن مرتضوی دو اواز خوان لس انجلسی برای همیشه به دیار جمهوری اسلامی نقل مکان کردند! البته این خبر تعجب اوری برای انهائیکه از ماهیت فرصت طلبانه این دو اواز خوان که قبلا هم بار ها به جمهوری اسلامی سفر کرده بودند نبود. شاملو میگوید: هنرمند باید بر قدرت باشد نه با قدرت: با این تعریف درست شاملو از هنرمند می بینیم که در طول سیاه ۳۱ سال گذشته از میان هنرمندان داخل و خارج تنها تعدادی انگشت شمار مانند .مرضیه .گیسوشاگری . زیبا شیرازی و.. هستند که تعهد و جدانی شان را نسبت به جامعه و مردم در بند ایران انجام داده اند و میدهند. اگر به دید و عملکردهای فرصت طلبانه بقیه این هنرمندان در گذشته بنگریم می بینیم که عملکرد امروز بعضی از انان که مثلا حاظر میشوند که چنین اهنگهای مردم پسندی را بخوانند تنها ناشی از بوی کبابی است که این روز ها به مشام شان رسیده است!. اقای ستار سلطنت طلت که در زمان شاه ترانه مبتذل شاهزاده خانم را می خواند و ۳۱ سال است که به یاد همان ترانه و همان رژیم روزگار می گذراند چکارش به خواندن چنین اهنگهائی؟ایا غیر از این است که این اقا امروز از روی فرصت طلبی چنین اهنگهائی را می خواند؟ و یا شماعی زاده فرصت طلب تنها بعداز اینکه چند سال پیش رژیم خانه اش را در تهران تصاحب کرد با رژیم کج افتاد. عملکرد های هنرمندان داخل حتی از عملکرد های هنرمندان لس انجلسی هم سیاه تراست! هنرمندان لس انجلسی با اینکه دراین مدت ۳۱ سال صد ها اهنگ های مبتذل خواندند که هر کدام میتواند توهینی به ذهن و هوش هر انسان اگاه باشد اما دیگرمانند هنرمندان داخل امثال شجریان و ناظری و بقیه با ملا علی رهبر ادمکشان جهان بیعت نکردند!. راستی شجریان که امروز درتلویزیون برای زنان در بند ایران اشک تمساح می ریزد در ۳۱ سال گذشته به چه کار مشغول بود که این بدبختی ها را نمی دید ؟. یکی نیست که ازشجریان بپرسد تو که برای زنان در بند ایران اشک میریزی چرا جرات نمی کنی علت و ریشه و مسئول تمام این بدبختی را که رژیم جنایتکار اسلامی و رهبران جنایتکار ان هستند باز گو کنی؟. والا رهبران رژیم هم همروزه از این اشکها برای زنان در بند ایران می ریزند. و باز راستی اگر شجریان واقعا ناراحت وضعیت اسفناک زنان ایران است پس چرا این اقا در امد چند کنسرت خود را که بالغ به چند صد هزار دلار میشود بجای خرید زمین در امریکا به این زنان نمی بخشد؟. ایا تا حال کسی از شجریان که یکبار هم به عنوان مشاور هنری اخوند شیاد خاتمی در رکاب او به امریکا امد پرسیده است که چگونه است که تو سالی چند بار برای کنسرت و ترور اقتصادی ایرانیان به اروپا و امریکا سفر میکنی و بعد هم راحت و بدون هیچ گونه مشگلی از طرف رژیم به دیار جمهوری اسلامی بر میگردی؟. ایا این سفر کردن های مکرر و خیلی راحت شجریان و ناظری به خارج و بر گشتن شان به داخل ثابت نمی کند که این دو قلو ها از طرف رژیم ماموریت دارند تا با این گونه کنسرت های مردم فریب چهره کریه رژیم را در خارج بزک کنند؟ ایا در تاریخ تمام کشورهای دنیا میتوانید یک نمونه را ذکر کنید که تبعدیان کشوری برای اواز خوان صادراتی همان رژیمی که انان را به تبعید فرستاده سرو دست بشکند و به کنسرتش بروند ودستش را ببوسند! و استاد ! استاد ! صدایش کنند؟ مسلما نه! این تنها در بین ایرانیان تبعیدی اتفاق می افتدو بس!. این عوام فریبی رژیم را نیرو های انقلابی با تظاهراتشان در همان اولین سفر شجریان به خارج افشا کردند و تهاجم هنری و فرهنگی رژیم را که با فرستادن اولین اواز خوان خود در حال شکل گیری بود محکوم کردند. اما چه حیف که اکثریت ایرانیان حافظه تاریخی ندارند. با این حال باید بخاطر بسپاریم که جرم گناهکاران هنری و فرهنگی از جرم جنایتکاران حاکم کمتر نیست .
  

[تاریخ ارسال: 13 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: فرزین]  [  ]  
البته جناب وفا یغمایی شما درست میفرمایید که اگر این کثافات حاکم نازل نشده بودند وضعیت موسیقی ما با بودن ویگن و داریوش وگوگوش و دیگران سر و سامانی می‌گرفت. ولی‌ مساله اینجاست که این کثافات نازل نشدند بلکه من و شما و ........... میلیونها ایرانی دیگر (روشنفکر غیر مذهبی‌ و سوسیالیست تا چریک کمونیست و مجاهد تا افراد سیاسی ملی‌ گرا و توده ایی و نویسندگان و شاعران مثلا غیر مذهبی‌ و لاییک ) و خلاصه همه و همه این کثافات را به روی چشم نهادند و آنان را به مقام و منزلت امامی رساندند و هر کس هم که خواست چیزی بگوید با خشم و نفرت مشت بر دهانشان زدند و امثال ویگن و گوگوش و هایده و مهستی‌ و...را مشتی فاسد طاغوتی خواندند که وابسته دربار هستند و عامل بورژوازی و سرمایه داری و فریدون فرخزاد را هم یک همجنس باز قرتی جلف که آمده سر کارگران و زحمتکشان را گرم کند تا استثمار گران به راحتی آنها را استثمار کنند !!!!! خلاصه این کثافات را ما خودمان حاکم کردیم چون به آنها اعتقاد داشتیم چون تمام مظاهر فرهنگی و اقتصادی و سیاسی رژیم سابق را در تضاد با افکار و اهدافمان میدیم زیرا ما بطور کلّ و بر خلاف تمام ادعای واهی و پوچی که داشتیم وابسته به سنت و نیروی سنتی جامعه ( مذهب و بازار و روحانیت) بودیم و از آنها تغذیه میگشتیم و در جهت امیال آنان طی‌ طریق میکردیم!!! بله این کثافات قرن‌ها در جامعه ما و جوامع مانند ما زندگی‌ میکردند و تمام افکار و سکنات ما در دست اینها بود و ما بودیم که قرن‌ها آنها را به روی چشم میگذاشتیم و فرامینشان را به جان میخریدیم و مرد بزرگ تاریخ ما که امیر کبیر نام داشت به فرمان همین کثافات به قتل عام بابیها همّت گماشت و در زنجان و قزوین و مازندران و شیراز و فسا همه را از دم تیغ گذارند و ما بزرگش داشتیم و نام امیر کبیر بر او نهادیم و هیچوقت در نقد عمل و جنایات او هم کلمه ایی نگفتیم و ننوشتیم!!!!!! آری ما این کثافات را محترم شمردیم، این کثافات قرنها در نزد ما با احترام زندگی‌ کردند و همیشه هم احترام آنها بر تمام ماها واجب بوده است!!! بلی آقای وفا یغمایی این کثافات نازل نشدند اینها بودند در ذهن دانشمند و سیاستمدار ما در ذهن روشنفکر چپ ما در ذهن چریک انقلابی‌ ما در ذهن شاعر و نویسنده ما در ذهن و روح کارگر و کشاورز ما و..........!!!؟؟   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.