شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

صفحه خط دار

علی ناظر

امروز دوباره شایعهء حمله اسرائیل به ایران روی آنتن ها آمد. دو روزنامه تایمز و ساندی تایمز خبر داده اند که عربستان سعودی با «عبور جنگنده‌های اسرائیلی از یک دالان هوایی عربستان جهت حمله احتمالی به تأسیسات هسته‌ای ایران » موافقت کرده است. 

البته، امروز در دیدار با احمدی نژاد، سفير جديد عربستان ساز دیگری می زند: «بدون ترديد امروز با تمايل جدي مسئولين دو كشور براي ارتقاء سطح مناسبات و همكاري‌هاي دوجانبه و منطقه‌اي، هيچ‌كس نمي‌تواند تأثيري در اين گونه روابط داشته باشد. »
  

دوسال و نیم پیش (بهمن 1386، ژانویه 2008) - چه خبر - در اینباره تحلیلی کوتاه نوشتم که بخشی از آن در زیر می آید:

 

«7- حمله به ایران از طریق مرزهای (هوایی) عراق و بدون دخالت مستقیم آمریکا به لحاظ عملی، و هم به لحاظ حقوق بین المللی امری غیر ممکن است. اگر اسرائیل به عراق و سوریه حمله کرد، اول با صلاحدید آمریکا بود، و دوم اینکه یک حمله بیشتر نکرد. در مورد اول عراق در موقعیت تلافی جویی نبود، و در مورد دوم، حتی خود اسرائیل هم اعتراف نمی کند که دست به چنین عملی زده است. قاعدتا و منطقا، اسرائیل نمی تواند با یک یا حتی چند بمب باران هوایی رژیم را به سکوت بکشاند، و نتیجتا مجبور است وارد یک جنگ فرسایشی شده که به لحاظ بین المللی (استفاده از مرزهای هوایی اردن و عراق) برای پرواز و یا حملهء موشکی، انجام پذیر نخواهد بود. این در زمانی است که آرون آبراومیچ رییس بخش امور خارجه اسرائیل هرچند رژیم را از اتمی شدن برحذر می دارد، معتقد است که «ظاهرا تحریم اقتصادی موفق» بوده است. فراموش نشود که در جنگ کوتاه مدت با حزب الله لبنان، و یا درگیری کنونی با حماس، اسرائیل نتوانسته به اهداف نظامی چشمگیری دست یابد. از سوی دیگر، استفاده از فضای عراق برای پرواز در صورتی امکان پذیر می شود که دولت حاکم بر عراق گرایش به رژیم نداشته باشد، و آمریکا هم اذن دخول بدهد که نخواهد داد. کاندلیزا رایس سعی بر عادی شدن روابط دارد،  منوچهر متکی، کاندی رایس وزیر خارجه آمریکا را «شجاع» می خواند، و حسن كاظمي قمي از سفر احمدی نژاد به بغداد  خبر می دهد (اول حاجی شد و حالا کربلایی). البته، رایان کراکر، سفیر واشینگتن در بغداد، برای اینکه موضوع بیخ پیدا نکند گفته که سفر احتمالی محمود احمدی نژاد«دارای اهمیت چندانی» نیست و «صِرف انجام گرفتن ِ چنین دیداری هایی، و حرفهایی که در ضمن ِ آن زده می شود مهم نیست؛ آن چه مهم است عمل کردن به آن حرف هاست.» به نظر من، پی آمد این سفر، برخلاف آنچه ایشان می فرمایند، به لحاظ امنیتی و دیپلماتیک بسیار مهم تر از سفر احمدی نژاد به نیویورک است، و بیانگر دو نکته است. اول اینکه اسرائیل نمی تواند حمله کند، و دوم اینکه برای سفر به عراق، آمریکا امنیت دیپلماتیک احمدی نژاد را تضمین کرده است، و این در زمانی است که سوابق احمدی نژاد در حمایت از تروریسم بین الملل و دست داشتن سپاه قدس در ایجاد تشنج و کشتار سربازان آمریکایی و مردم عراقی بر کسی پوشیده نیست. »

 

برای اینکه به دلیل دوباره آنتنی شدن این خبر (که مثل صفحه خط دار هر چند سال یکبار آنتنی می شود) بیشتر پی ببریم، بد نیست به لیست خبرهایی که در آن نوشتارم آمده دقیق شویم. مخرج مشترک اخبار در آن دوران و امروز در این موارد است:

 

·       خیزش مردمی (آن زمان دانشجویی، امروز عمومی)

·       تصویب قطعنامه (آنزمان سومین تحریم، حالا چهارمین دور تحریم)

·       اوج گرفتن تضادهای درونی نظام (آنزمان رد صلاحیت کاندیداهای مجلس اسلامی، امروز تقلب جناح غالب)

·       اوج گرفتن نقض حقوق بشر و قتل معترضین (آنزمان بهایی ها و معترضین، امروز فتنه گران)

·       گسترش توان هسته ای (آنزمان خط قرمز 3000 سانترفیوژ بود، امروز تبادل مواد غنی شده در ...)

·       و البته نا آرامی در عراق و افغانستان و غزه (آنروز انتخابات آمریکا، امروز تغییر استراتژی بریتانیا)

 

خلاصه اینکه، هر موقع مردم و رژیم شدیدا روبروی هم قرار می گیرند، و هر زمان که شرکای کل و جزء (جهانخواران و رژیم اسلامی) به مشکل بر می خورند، برای گمراه (منحرف) کردن اذهان، چند رسانه و تحلیلگر عَلَم حمله قریب الوقوع به ایران را بر می دارند، تا مردم ستمدیده از ترس و هراس این لولوی دروغین، خواست واقعی خود را نادیده بگیرند.

 

در زمانی که می توان گلوی سران رژیم، که با کشورهای جهانخوار بده بستان های تجاری دارند، را گرفت و آنقدر فشرد که به هر شرطی رضایت دهند (تحریم واقعی)، حمله به ایران نه تنها لزومی ندارد، بلکه (حتی اگر انجام شود) مؤکد این واقعیت است که ابر و باد و مه و خورشید و ... دست در دست داده اند تا عمر نظام اسلامی را طولانی تر کنند.

اگر چنین حمله ای رخ دهد، در آنروز کاری از دست ما بر نخواهد آمد و فقط باید شاهد تخریب ایران باشیم، اما امروز و پیش از وقوع حادثه، می توانیم مخالفت خود را با نمایندگان پارلمانهای کشورهایی که در آن سکونت داریم مطرح کنیم. به اسرائیل نمی توان امید داشت. ولی، سفارتخانه های عربستان سعودی می توانند چنین مخالفتی را به بالاتری ها گزارش کنند.

 

بی شک، هرکس خواهان حمله به ایران باشد، یا مغز خر خورده یا به لحاظ سیاسی فسیل شده است. به نظر من فقط یک جنگ وجاهت دارد – جنگ بین مردم و رژیم. به زبانی دیگر، تنها جنگی وجاهت دارد که صلحی پایدار را ضمانت کند.

 

علی ناظر

23 خرداد 1389

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 13 Jun 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
به نظر من جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بقدری منزوی و درمانده شده است که بطور واقعی از هرگونه جنگ و درگیری خارجی وحشت ندارد. نه اینکه نمی خواهد؛ نمی تواند. از سوی دیگر شروع هر جنگی بدون در نظر گرفتن عواقب آن از سوی دولتهای امپریالیستی یعنی سازندگان مناسبات اقتصادی و سیاسی حاکم, بویژه ساختار نظامی جمهوری اسلامی که بخش عظیمی از آن ارث و میراث رژیم سرنگون شدۀ سلطنتی است؛امکانپذیر نیست. چون هیچکس نمی داند که از دل این جنگ فرضی چه بیرون خواهد آمد. جمهوری اسلامی بعد از قبول آتش بس و سرکشیدن قطعنامۀ 598 شورای امنیت در سال 1367(1988) تاکنون بطور جدی پای هیچ جنگی نرفته است. حتی در سال 1377(1998) که نیروهای طالبان نمایندگان دپلماتیک جمهوری اسلامی را بمانند سگ به درک واصل کردند و جنازهای آنان را در گوشه ای پرت کردند, سردمداران رژیم اسلامی علیرغم زوزه هایی که کشیدند و حتی؛چندین لشکر و سپاه را بع بع کنان بسوی خراسان روان کردند و برای طالبان "الدورم بلدروم" خواندند؛اما در عمل جرأت رفتن به خاک افغانستان را نداشتند و بعد از مدتی مثل سگ دزد؛بور و خفیف به لانه هایشان برگشتند. این درست است که نظام اسلامی هر از چند گاهی با چسباندن تعدادی آبگرمکن ارج به هم و بعد شلیک آزمایشی آنها تحت نام موشک!! شهاب 1,2,3 و... قدرت کاذب خود را به رخ متوهمین و تعدادی ندید بدید؛"وطنی" می کشاند؛ ولی در عمل می داند که شروع یک جنگ خارجی یعنی "اشهد" خود را خواندن است. به همین دلیل کارگزاران و سردمداران جمهوری اسلامی می دانند که تهدیدهای این یا آن قدرت خارجی بیشتر جنبۀ تبلیغاتی دارد تا واقعی و عملی. وگرنه در سال 2002 که مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت برنامۀ مخفی 18 سالۀ اتمی جمهوری اسلامی را افشاء کردند, می باید تاکنون حکومت اسلامی هفت کفن پوسانده باشد. منافعی که جمهوری اسلامی ارتجاعی و وابسته به جیب امپریالیسم جهانی ریخته است, حتی عربستان و بحرین نریخته اند. در شرایط کنونی یک درگیری نابرابر میان خلقهای ستمدیدۀ ایران با نظام اسلامی در جریان است و دولتهای جنایتکار و ضد بشر غربی در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفته اند و با تمام وجود از آن حمایت می کنند.



  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.